اخبار فناوری و دیجیتال مارکتینگ

آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو


آخرین مطالب


 



 

جدول شماره ۱

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گروه ۲ نوجوانانی که بازی‌های الکترونیکی و رایانه ای استفاده نمی کنند

 

 

گروه ۱ نوجوانان استفاده کننده از بازی‌های

 

الکترونیکی و رایانه ای

۲

 

( X 2 )

( X 2 ) نمره خام ۲

 

( X 1)

( X 1 ) نمره خام ۳۶۱ ۱۹ ۴۴۱ ۲۱ ۳۶۱ ۱۹ ۲۸۹ ۱۷ ۱۲۱ ۱۱ ۲۸۹ ۱۷ ۱۴۴ ۱۲ ۲۵۶ ۱۶ ۶۴ ۸ ۱۹۶ ۱۴ ۳۲۴ ۱۸ ۱۹۶ ۱۴ ۱۹۶ ۱۴ ۱۶۹ ۱۳ ۱۶۹ ۱۳ ۱۶۹ ۱۳ ۲۵۶ ۱۶ ۱۰۰ ۱۰ ۴۹ ۷ ۸۱ ۹ ۱۴۴ ۱۲ ۲۵۶ ۱۶ ۲۸۹ ۱۷ ۱۲۱ ۱۱ ۱۹۶ ۱۴ ۲۸۹ ۱۷ ۳۶ ۶ ۲۸۹ ۱۷ ۸۱ ۹ ۳۲۴ ۱۸ ۱۶۹ ۱۳ ۲۸۹ ۱۷ ۱۴۴ ۱۲ ۱۰۰ ۱۰ ۱۲۱ ۱۱ ۱۶۹ ۱۳ ۳۶۱ ۱۹ ۲۸۹ ۱۷ ۱۶۹ ۱۳ ۳۲۴ ۱۸ ۱۰۰

 

۲۲۵

 

۲۲۵

 

۲۲۵

 

۲۸۹

 

۱۰۰

 

۱۹۶

 

۲۲۵

 

۲

 

∑X 2 = 5340

 

۲ (∑X2)139876

۱۰

 

۱۵

 

۱۵

 

۱۵

 

۱۷

 

۱۰

 

۱۴

 

۱۵

 

X 2 = 374 ∑

 

___

 

۳۵/۱۳ X 2 =

۲۸۹

 

۱۴۴

 

۲

 

۵۰۶۹ = ۱ X∑

 

۲

 

X 1)106929∑)

۱۷

 

۱۲

 

X 1=327 ∑

 

 

 

___

 

۸۶/۱۴ X 1 =

 

 

جدول شماره ۱

 

N 2 = 28 = گروه ۲ N 1 = 22 = گروه۱

 

 

 

__ __

 

X2 ∑ ۱ X ∑

 

———- = X2 و ———- X 1 =

 

۲ n n 1

 

 

 

____ ____

 

x 1 – x 2

 

t =

 

۲ ۲ ۲ ۲

 

( X2 ∑ ) __ ۲ ∑ + ( ( ۱ X ∑ ) )__ ۱ X ∑ ۱ ۱ ۲n 1 n

 

( )

 

۲n 1n 2- 2 n n 1 +

 

۳۵/۱۳ – ۸۶/ ۱۴

 

t =

 

۲ ۲

 

( ۳۷۴) ( ۳۲۷)

 

] – ۵۳۴۰ [ + ] – ۵۰۶۹[

 

۱ ۱ ۲۸ ۲۲

 

( + )

 

۲۸ ۲۲ ۲ – ۲۸+ ۲۲

 

۵۱/ ۱

 

= t

 

 

 

] ۵۷/ ۴۹۹۵ – ۵۳۴۰ [ + ] ۴۸۶۰۴ – ۵۰۶۹ [

 

( ۰۸/ ۰ )

 

۴۸

 

 

 

۵۱/ ۱ ۵۱/ ۱

 

= t =

 

 

 

( ۰۸/ ۰ ) ۷۷/ ۱۷ ۴۳/ ۳۴۴ + ۶/ ۵۰۸

 

( ۰۸/ ۰)

 

۴۸

 

 

 

۵۱/ ۱ =

 

( ۰۸/ ۰ ) ۲۱/ ۴

 

۵۱/ ۱

 

۵۷/ ۴ = = t

 

۳۳/ ۰

 

 

 

جدول مقایسه میانگین و انحراف استاندارد پرخاشگری در دو گروه استفاده کننده و عدم استفاده از رایانه ای و الکترونیکی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

میانگین انحراف استاندارد نوجوانانی که از بازی‌های رایانه ای و الکترونیکی استفاده نمی کنند ۳۵/ ۱۳ ۳/ ۱ نوجوانان استفاده کننده از بازی‌های رایانه ای و الکترونیکی ۸۶/ ۱۴

 

۰۴/ ۱

جدول شماره ۲

 

جهت مقایسه میانگین پرخاشگری نوجوانان استفاده کننده و عدم استفاده از بازی‌های رایانه ای و الکترونیکی از آزمون t استودنت استفاده گردید و نتیج زیر به دست آمد .

 

۴۸ df = 2- 28 + 22 df = 2 -df = n 1 + n 2

 

چون t محاسبه شده ( ۵۷/ ۴ ) بزرگتر از t جدول در سطح ۰۵/ ۰ ( ۰۲۱/ ۲ ) است ‌بنابرین‏ فرض صفر رد می شود بنایراین نتیجه می گیریم که بین میانگینهای مورد مقایسه تفاوت معنا داری وجود دارد .

 

در نتیجه بین استفاده از این بازی‌ها و پرخاشگری نوجوانان پسر دوره ابتدایی شهرستان خرمدره رابطه معنا داری وجود دارد .

 

فصل پنجم

 

بحث و نتیجه گیری

 

بحث و نتیجه گیری

 

این پژوهش جهت بررسی تاثیر استفاده از بازی‌های الکترنیکی و رایانه ای خشن بر پرخاشگری نوجوانان پسر دوره ابتدایی شهرستان خرمدره انجام گرفت . در این پژوهش از روش پژوهش علی مقایسه ای جهت پرخاشگری در بین دو گروه از دانش آموزان ، که یک گروه از بازی‌های الکترونیکی و رایانه ای استفاده می‌کردند و یک گروه که از این بازی‌ها استفاده نمی کردند استفاده گردید .

 

همان‌ طور که در فصل چهارم ملاحظه شد . فرض تحقیق تأیید گردید . یعنی پرخاشگری در نوجوانانی که از این بازی‌ها استفاده می‌کردند بیشتر از نوجوانانی بود که از این بازی‌ها استفاده نمی کردند .

 

به نظر می‌رسد نوجوانانی که از این بازی‌ها استفاده می‌کنند چون ساعتهای طولانی را مشغول این بازی‌ها می‌شوند و آنهم در بعضی اوقات خارج از منزل دورکیم نت ها بنایراین به علت عدم نظارت والدین و گاها ض به علت بی توجهی والدین نوجوان ساعتهای طولانی را صرف بازی‌های خشن می‌کند و این امر نیز طبعا ً از نظر روانشناختی بر روحیه نوجوانان که دوران تغییر و دگرگونی است تاثیر بسزایی دارد .

 

محدودیت‌ها و نارسا ئیهای پژوهش

 

– یکی از دلایل مهم در خصوص انجام پژوهش و کارهای پژوهشی که باید بدان توجه کرد مسئله بی اهمیت بودن مسائل پژوهشی و پژوهش در کشور ما است ، که بسیاری از پژوهشگران با این مشکل بزرگ رو به رو هستند از این روست که پژوهشگران در انجام کار پژوهشی خود با موانع و مشکلات عدیده ای رو به رو می‌شوند .

 

لذا هنگامی که پژوهشگران با ذوق پا به عرصه کار پژوهشی می‌گذارند و وارد میدان عمل می‌شوند و زمانی که به بی اهمیت بودن کار پژوهش و عدم استقبال مجریان و دست اندرکاران پی می‌برند ، خواه و ناخواه در بی اهمیت بودن کار پژوهش خویش دلسرد می‌شوند .

 

یا اینکه کار خود را به نحوه احسن انجام نمی دهند ، از اینروست که باید فرضیه های لازم را برای شکوفا ساختن و نو آوری استعدادهای نهفته را فراهم اورد .

 

– نبودن کتابی مخصوص ‌به این مشکل به طوری که برای قسمت نظری و ادبیات پژوهش با مشکلات بسیاری مواجه شدم .

 

پیشنهادات

 

متدهای گوناگونی برای والدین و دیگر ‌گروه‌های علاقمند ( معلمان ) وجود دارد تا زمانی را که بچه ها به کامپیوتر و به محتوای بازی خشن آن می پردازند کاهش دهد .

 

۱- بچه ها را باید درباره استثمار ، ادبیات متنفر و خشونت بیش از حد آگاه کرد تا بدانند چگونه وقتی این موضوع را می بیند واکنش نشان دهند .

 

۲- کامپیوتر را می توان در محل مناسبی از خانه قرار داد که برای کنترل زمان و محتوای ارتباط کامپیوتری آسانتر باشد .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-21] [ 09:49:00 ب.ظ ]




 

آنچه که در ماده ۶۷ ق.م.ا به آن اشاره شده است اکراه زانی یا زانیه می‌باشد و در خصوص این موضوع که آیا اکراه زن و مرد با هم امکان دارد و در صورت مثبت بودن مجازت شخص ثالثی که آن ها را وادار به زنا نموده است به چه صورتی می‌باشد در ماده ۶۷ به آن اشاره ای نشده است. از ظاهر ماده ۶۷ چنین استنباط می شود که اکراه زن و مردم با هم امکان ندارد زیرا قانون گذار کلمه «یا» را در ماده به کار برده است ولی این تفسیر چندان صحیح نمی باشد زیرا نظر قانون گذار اشاره به مورد متعارف و غالب بوده است که اکراه در یکی از طرفین محقق می‌گردد ولی دلیل منطقی برای عدم شمول حکم تحقق اکراه زانی و زانیه با هم وجود ندارد. در مواردی که شخص ثالثی آن دو را (زانی و زانیه) وادار به اکراه زنا نماید آیا در صورت اخیر اکراه محقق نمی گردد. اما در خصوص شخص ثالثی که زانی و زانیه را اکراه به زنا نماید چه مجازاتی را می توان بر وی تعیین کرد؟ آنچه در ماده ۸۲ ق.م.ا. بیان شده است یعنی مجازات (قتل) فقط ‌در مورد اکراه از سوی زانی می‌باشد ‌بنابرین‏ استفاده از ماده ۵۴ ق.م.ا. ‌در مورد شخص ثالث اولاً به دلیل نص صریح ماده که آن را فقط در جرائم تعزیری و بازدارنده لازم الاجرا دانسته و ثانیاًً با توجه به بند ماده ۸۲ ناممکن و غیرقانونی به نظر می‌رسد. ‌در مورد پاسخ ‌به این سؤال می توان سه نظریه بیان کرد:

 

۱٫ حمل عمل مکره ثالث به قوادی با این استدلال که قواد همان طور که در تعریف فقها آمده است جامع بین مردان و زنان است برای زنا…[۵۶] و در اینجا مکره زن و مرد را برای زنا جمع نموده است ولی این استدلال صحیح نمی باشد زیرا در قوادی، قواد فقط زن و مرد را در اصطلاح به یکدیگر رسانده و آن ها با میل و رضای خود با یکدیگر زنا می‌کنند. و در واقع زن و مردی که تمایل به زنا دارند را با هم جمع می‌نمایند و واسطه آشنایی آن ها را فراهم می آورند و زن و مرد با میل و رغبت خود…

 

۲٫ راه حل دوم استفاده از ماده ۶۳۸ ق.م. بوده است که آن هم در صورتی جایز است که به نحو تظاهر و علنی باشد و در غیر اینصورت استفاده از ماده ۶۳۸ جهت تعیین مجازات مکره ثالث صحیح نمی باشد.

 

۳٫ استفاده از عنوان معاونت در جرم (حد) و تعیین مجازات بر مرتکب آن ‌در مورد بعضی از جرائم مقنن صریحاً برای معاون مجازات مستقل در نظر گرفته است و یا در برخی از موارد معاونت مستقلاً از سوی قانون گذار جرم تلقی گردیده است ولی در این مورد قانون گذار اشاره ای به مجازات نداشته است. در این مورد با بهره گرفتن از ماده ۴۳ و تبصره های ذیل و آن قاضی می‌تواند مجازاتی را متناسب با نوع و شرایط عمل وی در نظر گیرد و این استدلال که ماده ۴۳ ق.م.ا. فقط در جرائم تعزیری اعمال می‌گردد مخدوش است. زیرا مقنن در ماده ۴۳ ق.م.ا. ۱۳۷۰ برخلاف قانون سال ۱۳۶۱ قید (در جرائم تعزیری) را همانند آنچه که در ماده ۴۲ ق.م.ا. آمده است برداشته است، ‌بنابرین‏ این ماده قابلیت اجرا در کلیه ی جرائم حدی و تعزیری را دارد. موضوع فوق یکی از نقایص قانون بوده که مقنن باید در اصلاحات بعدی قانون نسبت به رفع آن را اقدام نماید تا از صدور آرای و احکام متعارض جلوگیری شود.

 

گفتار سوم: تأثیر اکراه در تشدید سایر مجازات های حدی

 

اما ‌در مورد تشدید مجازات در سایر جرائم حدی باید بیان کرد که در قانون مجازات اسلامی در هیچ یک از جرائم حدی مگر ‌در مورد جرم زنا برای اکراه کننده جرائم حدی مجازات به شکل مشدد تبیین نگردیده است. حال آنکه در باب زنا به طور مفصل در صفحات پیشین توضیح داده شده است. اما لازم به ذکر است که در قانون جدید مجازات قانون گذار محترم در ماده ۲۳۲ همین قانون، مجازات لواط را برای فاعل جرم به دو دسته تقسیم نموده است.[۵۷] شکل اول آن به صورتی است که فاعل جرم لواط اگر از شرایط احصان برخوردار نباشد و جرم مذکور را به صورت اکراهی انجام نداده باشد ۱۰۰ ضربه تازیانه در نظر گرفته است اما شکل دوم آن بدین صورت است که اگر فرد در صورت ارتکاب جرم لواط در حالت اکراهی، در اینجا شکل مجازات تعیین شده در قانون برای وی تغییر کرده و مجازات چنین فردی از صد ضربه تازیانه به اعدام تشدید پیدا می‌کند. به عبارتی دیگر چون قبح عمل شنیع لواط نه تنها کمتر از زنا نیست بلکه حتی بیشتر از لواط است لذا سیاست قانون گذار بر این بوده که به جهت رعایت مصلحت اجتماعی و پیشگیری از اکراه در لواط مطابق همان سیاستی که در زنا منجر به تشدید حد گردیده در اینجا نیز مجازات حد لواط تشدید یابد.

 

 

مبحث دوم

 

اکراه به عنوان عامل رافع مسئولیت کیفری در مجازات های حدی

 

گفتار اول: قابلیت اکراه در زنا بر مرد

 

سوال اساسی که در این گفتار مطرح می‌باشد این است که آیا اکراه در زنا در طرف مرد هم امکان پذیر است یا خیر؟

 

آیا اگر در فرضی مردی توسط زنی به زنا اکراه شود و یا از طرف شخص ثالثی به همین امر اکراه شود، می توان در این مورد مرد را از مجازات معاف بدانیم، یا خیر؟

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:59:00 ب.ظ ]




 

گفتار دوم: شرایط شکلی

 

طلاق نیز مانند سایر اعمال حقوقی شرایطی دارد.‌ یکی از اعمال حقوقی که در حقوق ما تشریفاتی می‌باشد ایقاع طلاق است. طلاق هم ازنظر بیان لفظی و انشاء به لفظ خاص و وجود دو شاهد عادل تشریفاتی است.

 

بند اول: داوری

 

وقتی اگر زوجین اختلافات خود را با حسن تفاهم و گذشت بین خود نتوانند حل کنند و احتیاج به وساطت مصلحی پیدا کردند اسلام اصل داوری را برای رفع اختلاف نه تنها جایز بلکه گاهی لازم دانسته است. آری اسلام درجایی که اختلاف بین زن و شوهر به اوج خود رسد و بیم انحلال خانواده و ازهم‌پاشیدگی آن در میان باشد و طرفین با ‌یک‌دنده گی و عصبانیت و لجاجت تمام‌، محیط خانواده را به جهنمی سوزان تبدیل کرده به طوری که هر آن ممکن است عواقب وخیمی را ببار آورد‌، تشکیل دادگاه خانوادگی را برای رسیدگی به اختلافات‌، امری ضروری می‌داند به‌این‌ترتیب که یک فرد صالح و دلسوز از میان خانواده مرد، و شخص دیگری از میان خانواده زن‌، به عنوان نماینده معین می‌شوند.وظیفه اصلی این دادگاه این است که باکمال بی‌طرفی و نهایت دلسوزی منتهای کوشش خود را در رفع اختلاف بین زن و شوهربه کاربرد، و اگر بعد از بررسی کامل تشخیص دادند که صلاح طرفین در جدائی و انحلال است آن‌ ها را از یکدیگر جدا می‌کنند و چنانچه مصلحت را در ادامه زندگی زناشویی دانستند طرفین را به آن تشویق و ترغیب بلکه الزام می‌نمایند.ناگفته پیدا‌ است که در میان خانواده زن و شوهر هرکدام که صلاحیت حکمیت را بیشتر دارا باشند بر دیگران مقدم است. قرآن کریم در تشریع این قانون در سوره نساء آیه ۳۵ چنین می‌فرماید: « و ان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکما من اهله و حکما من اهلها‌، ان یریدا اصلاحا یوفق الله بینهما ان الله کان علیما خبیرا » یعنی « اگر بیم آن دارید که بین زن و شوهر جدائی و شکاف بیفتد یک نفر داور (‌صلاحیت‌دار) از خانواده مرد و شخص دیگری از خاندان زن برانگیزید‌، اگر داوران قصد اصلاح داشته باشند خداوند میان آن دو توافق به وجود می‌آورد‌، خداوند دانا و مطلع است. این آیه شریفه اولاً :به‌وضوح دلالت دارد که اسلام حتی در اوج اختلاف که هیچ یک از طرفین به اختیار خود حاضر به سازش نیست در فکر خانواده بوده و می‌خواهد به‌توسط داورانی از انحلال آن جلوگیری به عمل آورد.و ثانیاً: علت اینکه داوران باید از خانواده طرفین باشند این است که آن‌ ها به لحاظ ملاحظه خویشاوندی با زن و شوهر‌، احساس مسئولیت بیشتری می‌کنند و مصلحت خویش را در مصلحت آنان دیده و در حقیقت یک نوع پیوند و هم‌بستگی خاصی در این مورداحساس می‌نمایند و در نتیجه سعی می‌کنند از گسترش اختلاف جلوگیری به عمل‌آورند و علاوه بر این‌، داوران می‌توانند به ملاحظه پیوند خانوادگی عملی را که بسود حال یا آینده زن و شوهرها است به آنان بقبولانند ازاین‌رو است که در روایات معتبر وارد است که داوران از زن و شوهر اختیاراتی بخواهند و مطابق آن حق داشته باشند بعد از رسیدگی‌، حکم به جدائی و یا به ادامه زناشویی بکنند و آنان نیز ملزم به قبول آن باشند. زمانی‌، این مصلحت‌اندیشی داوران نافذاست که هر دو اتفاق در مفارقه و یا ادامه زندگی زناشویی را داشته باشند‌، وگرنه در صورت اختلاف‌نظر بین داوران به‌این‌ترتیب که یک داور بعد از بررسی‌، عقیده به جدائی داشته باشد و دیگری‌، حکم به سازش و آشتی و ادامه حیات زناشویی بدهد حکم آنان در این صورت نافذ نبوده قابل عمل نیست. چنان که کسی از امام صادق «ع» سؤال می‌کند : « چه نظری دارید در موردی که یکی از داوران عقیده به جدائی بین آن دو دارد و دیگری عقیده به ادامه زندگی مشترک ؟» امام در پاسخ فرمود : «جدائی حاصل نمی‌شود مگر ‌در صورتیکه که هر دو داور در آن اتفاق‌نظر داشته باشند.»تردیدی وجود ندارد که در صورت اختلاف ،حکم هیچ کدام بر حکم دیگری ترجیح ندارد که برای حل این مشکل دو راهکار وجود دارد الف)حاکم دو نفر دیگر را به عنوان حکم بر می کزیند ب)فرد سومی را به دو داور اضافه نماید (هدایت نیا ۲۱۶٫۱۳۸۷).

 

در ماده ی ۲۸ قانون حمایت خانواده ی جدید ۱۳۹۱پس از صدور قرار ارجاع امر به داوری ،هر یک از زوجین مکلفند ظرف یک هفته از تاریخ ابلاغ یک نفر از اقارب متاهل خود را که حداقل سی سال داشته وآشنا به مسائل شرعی و خانوادگی و اجتماعی باشد به عنوان داور به دادگاه معرفی کنند تبصره ی ۲ همین ماده در صورت نبود فرد واجد شرایط در بین اقارب یا عدم دسترسی به ایشان یا استنکاف آنان از پذیرش داوری،هر یک از زوجین می‌توانند داور خود را از بین افراد واجد صلاحیت دیگر تعیین و معرفی کنند در صورت امتناع زوجین از معرفی داور یا عدم توانایی آنان دادگاه،خود یا به درخواست هر یک از طرفین به تعیین داور مبادرت می‌کند. پس همان‌ طور که در این ماده هم دیده می شود باید داور به شرایط فرد مورد داوری اشراف داشته باشد و بتواند تا حد ممکن اصلاح بین زن و شوهر نماید و در صورت بیم از ادامه ی زندگی به جدایی آن ها رأی‌ دهند.

 

یک نمونه رویه قضایی که با توجه به اظهارات طرفین و اظهارنظر داور و سوء رفتار زوج و احراز عسر و حرج زوجه گواهی عدم امکان سازش صادر می‌گردد.

 

مرجع رسیدگی:شعبه‌ی ۲۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران

 

تجدیدنظر خواسته :دادنامه ۲۶/۸/۸۱ صادره از شعبه سوم ورامین

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:47:00 ب.ظ ]




 

لیکن این نظر مهجور افتاده است و قانون این باب را نمی گشاید که شخص بتواند در دارایی دیگری تصرف کند .

 

رابطه ها و احساس ها چندان گونه گونه است که به دشواری می توان ادعا کرد ، وجدان شخص از تملیک رایگان همیشه خشنود است . به اضافه این که ، تحمیل زحمت رد تملک نیز بر انسان آزاد و مستقل روا نیست پس می توان دید که ایقاع تملیکی در هر دو حالت آن در حقوق ما مورد پذیرش واقع نشده است هرچند که ایقاعی که بتواند ناقل مال باشد در مواردی پذیرفته شده است مثل حیازت مباحات ، احیای اراضی موات و در مواردی که ملک مال دیگری است به صورت استثنایی از حق شفعه استفاده می شود .

 

حال ‌در مورد امکان ایقاع عهدیکه آیا یک ایقاع می‌تواند عهدی باشد و تعهد برای خود ایقاع کننده یا دیگری به بار آورد مورد بررسی قرار می‌گیرد ؟

 

در رابطه با این که شخص بتواند با اراده خود و به تنهایی خود را در برابر دیگران مدیون سازد همان طور که قبلاً بیان شد اختلاف نظر وجود دارد اما آن چه که به نظر می‌رسد از قواعد کلی و استقراء در قوانین و مقررات این است که در هیچ جای قانون موردی مشاهده نمی شود که شخص تنها با اراده خود بتواند در برابر دیگری متعهد شود یا در جهت مقابل که بتوان دیگران را با یک اراده در مقابل خود متعهد کرد نیز پذیرفته نیست چرا که افراد بر دیگران ولایتی ندارند و تنها در بحث و صایت یک استثناء و مصلحت اندیشی صورت گرفته و وضع خاص موصی را در نظر گرفته و نتیجه این که ازاین مورد نمی توان قاعده به دست آورد . نتیجه این که تقسیم بندی عقود به عهدی و تملیکی در ایقاعات راه ندارد و در موارد استثناء نمی تواند به ما قاعده بدهد و این تقسیم بندی را در ایقاع منشاء اثر قرار دهد .

 

یک دسته دیگر از ایقاعات ایقاع اذنی است که پذیرش این نوع از ایقاع هیچ مشکلی را به وجود نمی آورد ، زیرا در این فرض نه تعهدی بر دوش مخاطب نهاده می شود و نه حقی بر دارایی او می پیوندد ، آ نچه ایجاد می شود فزونی توان و اختیار اوست . استفاده از این توان در اختیار اوست و امری به قهر انجام نمی پذیرد ، تا رنگ ولایت بر دیگران پیدا کند ، موقع نیز پای بند به اذن نمی ماند و هرگاه پشیمان شود ، می‌تواند اذن ناخوشایند را پس بگیرد . پس حمایت از او نیز ضرورتی نمی یابد تا مانع نفوذ ایقاع شود . به همین جهت ، باید ایقاع اذنی را مطابق قاعده شمرد و نفوذ آن را در زمره احکام عمومی آورد نمونه های آن مواد ۱۰۸ و ۱۱۷ و ۱۱۸ و ۱۲۰ و ۱۲۱ و ۱۹۸ از قانون مدنی می‌باشد[۵۸]۱٫

 

فصل دوم

 

شرایط صحت ایقاع بر مبنای ماده ۱۹۰ از قانون مدنی

 

ماده ۱۹۰ قانون مدنی دارای چهار بنداست که ما قصد داریم که هریک از این چهار بند را در ایقاع مورد بررسی قرار دهیم که آیا کدام یک از این شرایط برای صحت ایقاع لازم است که در این فصل ، به ترتیب بندهای ماده ۱۹۰ به بررسی این موضوع پرداخته می شود .

 

مبحث اول : قصد و رضا در ایقاع

 

اکنون به خوبی می‌دانیم که ایقاع درزمره اعمال ارادی و انشایی است ، تصمیمیکه شخص آگاهانه و برای تغییر نظم موجود می‌گیرد ، پس از این حیث همانند عقد است و اراده ایقاع کننده رکن اصلی و منبع نیروی سازندگی و نفوذ آن در جهان حقوقی است . آن چه در تحلیل روانی اراده و مراحل تصمیم گرفتن در عقد گفته شده است در ایقاع نیز راه دارد و صادق است .

 

رضا مایه حرکت و نتیجه تدبر و تصدیق به مفید بودن و ضرورت انجام دادن آن است و باید در محیطیآرام صورت پذیرد . قصد آخرین مرحله تصمیم و آغاز انشاء و ایجاد است . رضا و قصد دو رکن مستقل و جدای از هم نیست ، پیوسته به هم و گام هایی در راه یک سیر روانی است . در نتیجه ، ایقاعی که بر پایه اراده جدی و به منظور دستیابی به اثر حقوقی آن انجام نشود و هدف آن هزل و یاوه گویی یا تخدیر و تشویق باشد ، هیچ اثری در جهان حقوق ندارد .

 

ایقاع صوری را باید در این گروه آورد ، زیرا فرض این است که ایقاع کننده ، قاصد آنچه وانمود می‌کند نیست و در پنهان هدف دیگری دارد[۵۹]۱ لذا چون که ایقاع یک عمل ارادی انشایی است ، قصد و رضا در آن شرط و از شرایط صحت آن می‌باشد که در این بحث به طور مفصل به آن می پردازیم .

 

گفتار اول : مفهوم قصد و رضا و اعتبارش در ایقاع

 

درمورد مفهوم قصد و رضا ابتدا توضیح مختصری داده می شود و بعد به تفضیل آن را مورد بررسی قرار می‌دهیم . ‌در مورد قصد این گونه بیان شد : مصمم شدن به انجام یک عمل حقوقی از قبیل اقرار ، بیع و … خواه تصمیم گیرنده رضایت به اقدام خود داشته باشد خواه رضایت نداشته باشد مانند کسی که ازروی اکراه اقدام به اقرار یا اقدام به بیع می‌کند . اما در معنیقصد انشاء ، قصدی است که یک موجود اعتباری را به وجود می آورد .

 

‌بنابرین‏ ، قصد اقرارکننده قصد انشاء نیست بلکه قصد اخبار است . قصد انشاء عنصری عمومی همه عقود و ایقاعات است و رضا در لغت به معنی موافقت و اختیار است و در اصطلاح ، میل قلب است به طرف یک عمل حقوقی که سابقاً انجام شده یا الان انجام می شود یا بعداً واقع می شود[۶۰]۲٫

 

اما اگر بخواهیم به طور تفضیلی در این مبحث وارد شویم باید بیان کرد که : قصد آن اراده باطنی است که شخص در نهاد خود تصمیم به ایجاد یک ماهیت حقوقی می‌گیرد و آن را در عالم اعتبار به وجود می آورد ، در واقع عامل سازنده و ایجادکننده اعمال حقوقی است ، و ‌وقتی که اراده انسان تصمیم به ایجاد یک عقد یا ایقاع گرفت و آن را به وجود آورد ، آن چه که این ماهیت را به وجود آورده ، قصد شخص است و اراده او است که در قالب الفاظ و کلمات یا افعال صورت می پذیرد .

 

پس می بینیم که قصد شخص ،عامل سازنده است و اگر قصد وجود نداشته باشد عقد یا ایقاعی شکل نمی گیرد . به همین علت است که اعمال حقوقی شخص دیوانه یا مست یا خواب به علت فقدان قصد باطل اعلام می شود . اما اگر بخواهیم رضا را مورد بررسی قرار دهیم ، باید گفت که آن رغبت و میل درونی شخص است که به انجام معاملات یا ایقاعات او را سوق می‌دهد و ایجاد علاقه می‌کند .

 

برای انجام اعمال حقوقی ، تصور کنید که شخص می‌خواهد بیاید و یک ایقاع مثلاً أخذ به شفعه را انجام دهد ، در این حالت رضا آن میل درونی و رغبت و علاقه ای است که شخص به انجام أخذ به شفعه دارد ، اما آن چه که این ماهیت حقوقی را ایجاد می‌کند قصد انجام أخذ به شفعه است که با اعلام اراده شکل می‌گیرد و اثر می‌کند . حال برای ما مشخص شد که قصد و رضا چه مفهومی دارند و چه اثری می‌تواند داشته باشند اما ‌در مورد اعتبارش در ایقاع باید این گونه بیان کرد که : برای ما ، با مطالعه دقیق در ایقاعات و استقراء در قوانین به طور کامل واضح و روشن می شود که ایقاع از جمله اعمال حقوقی است و قصد و رضا نیز از جمله ارکان اعمال حقوقی می‌باشد .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:57:00 ب.ظ ]




 

    • افکار خودآیند ناکارآمد، در اکثریت قریب به اتفاق موارد، منفی هستند، مگر اینکه فرد دچار شیدایی[۸۵] یا شیدایی خفیف [۸۶]بوده، اختلال شخصیت خودشیفته[۸۷] داشته باشد و یا معتاد به مواد مخدر باشد.

 

      • معمولاً افکار خودآیند خیلی گذرا هستند و فرد اغلب بیشتر از هیجانی که حاصل آن تفکر است آگاه می‌باشد (و نه خود آن تفکر!).

 

    • هیجان فرد، ارتباطی منطقی با محتوای فکر خودآیندش دارد.

 

    • افکار خودآیند غالباً به صورت مختصر هستند.

 

    • افکار خودآیند ممکن است به صورت کلامی ‌یا بینایی (تصاویر ذهنی) و یا هر دو باشد.

 

  • افکار خودآیند را می‌توان بر اساس اعتبار و سودمندی آن ها ارزیابی کرد. شایعترین نوع فکر خودآیند، به نوعی تحریف شده است و علی‌رغم وجود شواهدی بر علیه آن، در ذهن فرد ایجاد می‌شود. نوع دیگر، فکر خودآیند صحیح است ولی نتیجه ای که فرد از آن می‌گیرد تحریف شده است. و نوع دیگر آن، فکر خودآیندی است که صحیح می‌باشد، اما بدون تردید ناکارآمد است (بک، ۱۹۹۵؛ به نقل از محمدی و همکاران، ۱۳۹۱).

ماهیت افکارخودآیند منفی

 

محتوای تفکر افسرده ساز بر حسب مثلث شناختی طبقه بندی شده است. این مثلث، شامل نگرش مخدوش و منفی نسبت به موارد زیر می‌شود: (هاوتون و همکاران، ۱۹۸۹؛ به نقل از قاسم‌زاده، ۱۳۷۶).

 

    • خویشتن: نگرش‌های منفی درباره خویشتن به طور مثال: فرد به خود می‌گوید: من به هیچ دردی نمی‌خورم.

 

    • تجارب فعلی: ‌در مورد تجارب فعلی به طور مثال فرد دایما به خود می‌گوید: هیچ یک از کارهایی که می‌کنم درست از آب در نمی‌آیند.

 

  • آینده: افکار منفی ‌در مورد آینده به طور مثال فرد با خود می‌گوید: هیچ وقت حالم بهتر نخواهد شد.

انواع تفکر منفی و تحریفات شناختی

 

بک (۱۹۹۵ به نقل از محمدی و همکاران، ۱۳۹۱) در کتاب شناخت درمانی: اصول و مفاهیم ماورای آن انواع تفکر منفی و خودکار را بیان می‌کند: گرچه برخی از افکار خودآیند صحیح هستند، بسیاری از آن ها یا غیرواقعی هستند یا تنها رگه‌هایی از حقیقت را در خود دارند. خطاهای نمونه در تفکر عبارتند از:

 

    • تفکر همه یا هیچ (که تفکر سیاه و سفید، قطبی، یا تفکر دو رنگی نیز نامیده می‌شود): در این حالت، شما یک موقعیت را به جای آنکه بر روی یک پیوستار ببینید، آن را فقط در دو دسته مجزا می‌بینید.

 

    • فاجعه انگاری: در این حالت شما آینده را منفی پیش‌بینی می‌کنی، بدون آنکه پیامدهای احتمالی دیگر را در نظر بگیرید.

 

    • سلب قابلیت یا کاهش مثبت نگری: شما به طور غیر منطقی به خود می‌گویید که تجربیات، کردار و صفات مثبت به درد نمی‌خورند. مثلاً اگر کاری را به خوبی انجام دادیم آن را فقط بر پایه شانس می‌گذاریم.

 

    • استدلال هیجانی: شما به دلیل احساس و عملا باور شدیدی که نسبت به یک موضوع دارید، فکر می‌کنید آن موضوع درست است، و شواهد و مدارکی که بر درست نبودن آن موضوع دلالت دارند را نادیده می‌انگارید و یا آن ها را کم اهمیت قلمداد می‌کنید.

 

    • انگ زدن: شما بدون در نظر گرفتن شواهدی که ممکن است به نحوی منطقی‌تر، به نتیجه‌گیری‌هایی منجر شوند که چندان هم مصیبت بار نباشند، یک انگ کلی و ثابت را به خود و دیگران می‌زنید.

 

    • بزرگنمایی/ کوچک نمایی: زمانی که شما خودتان یا شخص دیگری یا یک موقعیت را ارزیابی می‌کنید، به طور غیر منطقی نکات منفی آن را بزرگ کرده و یا نکات مثبت آن را کمتر از حد واقعی قلمداد می‌کنید.

 

    • صافی روانی (انتزاع انتخابی): شما به جای آنکه تمام تصاویر را ببینید، به یک نکته منفی جزیی، بیش از اندازه توجه می‌کنید.

 

    • ذهن خوانی: شما اعتقاد دارید که می‌دانید دیگران چه فکری می‌کنند و سایر گزینه‌های احتمالی را در نظر نمی‌گیرید.

 

    • تعمیم افراطی: شما به یک نتیجه گیری منفی بسیار کلی می‌رسید که به مراتب فراتر از موقعیت فعلی است. هر اتفاق منفی را به موقعیت‌هایتان تعمیم می‌دهید.

 

    • شخصی کردن (به خود گرفتن) : شما بدون در نظر گرفتن توضیحات معقول تر درباره‌ رفتار دیگران، اعتقاد دارید که آنان بخاطر وجود شما رفتار منفی دارند.

 

    • جملات باید و حتما (امری) : شما یک عقیده راسخ و محکم و وسواسی دارید که هم خودتان و هم دیگران باید بر طبق آن عمل نمایید، و معتقد هستید که برآورده نشدن این انتظارات، بیش از حد ناگوار است .

 

  • دید تونلی: شما فقط جنبه‌های منفی یک موقعیت را می‌بینید.

افکار منفی و رفتارها

 

افکار منفی نه تنها چگونگی احساس ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بلکه شیوه رفتار و چگونگی واکنش ما به دیگران را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. برای مثال، اگر این فکر را داشته باشیم که دوست داشتنی نیستیم، ممکن است از یک رابطه اجتناب کنیم. اگر فکر کنیم کسی می‌خواهد ما را اذیت کند، ممکن است یک حمله‌ پیشگیرانه بر علیه او انجام دهیم. با انجام این کار، ممکن است فرد مقابل نیز به ما پاسخ دهد. پس ما نتیجه می‌گیریم که او می‌خواسته به ما حمله کند، در حالی که احتمالا از ابتدا چنین چیزی نبوده است. به بیان دیگر، این نوع الگوی رفتار خود – مخرب، ممکن است به صورت خود – تحقق بخش عمل کند. این مسئله می‌تواند یک تعامل منفی در رابطه ایجاد کند، در حالی که از ابتدا چنین چیزی نبوده است. همچنین ممکن است سیگار بکشیم، الکل بنوشیم یا به مصرف مواد رو بیاوریم تا با هیجانات دردناک مان مقابله کنیم. حتی ممکن است وجود مشکلاتمان را انکار نماییم تا از مواجهه با آن‌ ها اجتناب کنیم. استفاده‌ طولانی مدت از این نوع رفتار‌ها، اغلب منجر به ایجاد مشکلات بزرگتر، استرس بیشتر و درگیری بیشتر ما با تفکر منفی و تحریفات شناختی می‌شود (آنتونی و همکاران، ۲۰۰۷؛ به نقل از آل محمد و همکاران، ۱۳۸۸).

موضع گیری‌های نظری در خصوص استرس

 

استرس و ناباروری

 

در راستای پیشرفت‌های نورواندوکرینولوژی در زمینه‌ی نقش استرس در ناباروری بسیاری از پژوهش‌های روان شناختی نیز ارتباط استرس و اضطراب را با ناباروری گزارش کرده‌اند (نلسون[۸۸]، شیندل[۸۹]، نایتون[۹۰]، اوهبشالوم[۹۱] و مالهال[۹۲]، ۲۰۰۸). وقتی فرد به وسیله استرس برانگیخته می‌شود، غده‌ی هیپوفیز میزان زیادی پرولاکتین تولید می‌کند و سطوح افزایش یافته پرولاکتین سبب اختلال در تخمک گذاری می‌گردد. استرس مفرط، حتی ممکن است به توقف کامل چرخه‌ی قاعدگی بیانجامد و این حالت اغلب در زنان دونده‌ی ‌ماراتن دیده می‌شود که دچار یائسگی دوندگان می‌شوند. در موارد ضعیف تر، استرس ممکن است منجر به بی نظمی در سیکل قاعدگی شود. همچنین استرس، تعداد اسپرم‌ها و لیبدو را کاهش می‌دهد که در نتیجه‌ آن، تعداد آمیزش جنسی و احتمال باروری کاهش پیدا می‌کند (ابی و همکاران، ۱۹۹۸).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:07:00 ب.ظ ]




 

فارل[۳۶۴]، شاو[۳۶۵] و وبر[۳۶۶] در پژوهشی روی نمونه ۳۲ نفره از افراد دارای اختلال شخصیتی مرزی به بررسی تأثیر گروه درمانی با رویکرد طرحواره محور پرداختند. در این پژوهش دو شیوه گروه درمانی طرحواره محور و روان درمانی متداول، در افراد نمونه که به شیوه تصادفی در دو گروه درمانی با رویکرد طرحواره محور با ۹۴% در مقایسه با ۱۶% یک درمان مؤثر جهت بهبود در عملکرد کلی ارتباطی افراد نمونه بوده است.

 

کلج[۳۶۷]و یانگدر پژوهشی با عنوان «درمان اختلال شخصیت مرزی با بهره گرفتن از طرحواره درمانی» با هدف درمان و تشخیص ساختارهای درونی بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ‌به این نتیجه دست یافتند که طرحواره درمانی منجر به ایجاد ثبات هیجانی نسبی در بیماران شد به گونه‌ای که توانستند روابط دو طرفه با دیگران (همسر) برقرار کنند و احساس بهتری داشته باشند.

 

همچنین اثربخشی طرحواره درمانی بر اختلالات محورI؛ افسردگی (یانگ، ۲۰۰۸)، اضطراب و فوبی اجتماعی (ونزل[۳۶۸]، ۲۰۰۴) همچنین افراد با عزت نفس پایین و ناراحتی روان‌شناختی (سیسرو[۳۶۹] و یانگ، ۲۰۰۰) اختلال خوردن (لاک[۳۷۰]، ۲۰۰۶) اختلالات شخصیت (یانگ، ۱۹۹۹) و غیره مشخص شده است.

 

۲-۲۸-۲- داخل کشور

 

در حوزه روابط زناشویی نتایج بررسی‌ها (اندروز و حمیدپور۱۳۸۵؛ یوسفی، عابدین، تیرگری و فتح‌آبادی، ۱۳۸۹) نشان داده طرحواره‌های‌ ناسازگار فرد با نارضایتی زناشویی مرتبط بوده، علاوه بر اینکه این طرحواره‌ها صمیمیت زناشویی را کاهش می‌دهد و با تعارض زناشویی مرتبط هستند (ذوالفقاری و همکاران، ۱۳۸۷). طرحواره‌های‌ ناسازگار اولیه می‌توانند پیش‌گویی کننده طلاق باشند (یوسفی، ۱۳۸۹).

 

در حوزه قطع ارتباط و طرد افراد دارای گرایش جبران طرحواره در مقایسه با افرادی که گرایش به تداوم طرحواره دارند، نگرش مثبت‌تری نسبت به ازدواج داشته و به دنبال همسری هستند که در قبال آن ها احساس مسئولیت و تعهد نماید (خسروی و همکاران[۳۷۱]، ۱۳۸۶) همچنین حسینی‌فرد (۱۳۹۰) در پژوهشی به کارایی طرحواره‌ها درمانی بر افسرده‌خویی و عزت نفس زنان پرداختند که نتایج بیانگر اثربخشی این رویکرد بر کاهش نشانه های افسرده‌خویی و افزایش عزت نفس آنان گردیده است.

 

نتایج تحلیل منتظری، طاهر نشاط دوست، عابدی (۱۳۹۲) نشان داد که طرحواره درمانی بر علائم شخصیت وسواسی- جبری و افسردگی مؤثر بود. همچنین طبق جلسات پیگیری که تا دو ماه پس از درمان ادامه یافت علائم کاهش یافته پابرجا بود. اگر چه تاکنون پژوهش آزمایشی کنترل شده تصادفی دقیقی بر روی طرحواره درمانی اختلالات شخصیتی انجام نشده است. اما بیشتر مطالعات انجام شده در زمینه طرحواره درمانی حاکی از کارایی این درمان برای اختلال شخصیت مرزی می‌باشد و نتایج این پژوهش به طور کلی همسو با نتایج پژوهش‌های قبلی ‌در مورد کارایی طرحواره درمانی در بهبود اختلال شخصیت بود.

 

همچنین در یک مطالعه طرحواره درمانی در درمان افسردگی مزمن مؤثر بود، طرحواره درمانی با بهره گرفتن از تکنیک تجربی، که شناخت‌واره‌های دوران کودکی و خاطرات کودکی را بازسازی می‌کند، به ابزار هیجان‌ها و عواطف سرکوب شده که در نهایت منجر به خودسانسوری هیجانی و مشکل در ابراز عواطف و سردی عاطفی می‌شود، کمک زیادی می‌کند. نتایج نشان داد که از بین دو رویکرد طرحواره درمانی و نظام عاطفی بوون، در اثربخشی بر میل به طلاق، نظام عاطفی بوون مؤثرتر از طرحواره درمانی بوده است (یوسف نژاد شیروانی ۱۳۹۰).

 

خسروی (۱۳۷۶) نیز در ایران در پژوهشی به بررسی طرح‌واره منفی در شکل‌گیری و تداوم افسردگی در دوران کودکی و نوجوانی پرداخته است. این پژوهش که بر روی پسران ۹ تا ۱۶ ساله تهرانی با بهره گرفتن از کلمات خود ارجاعی[۳۷۲] و معنایی مثبت و منفی[۳۷۳] انجام شده، نشان می‌دهد که تمامی شرکت‌کنندگان در تحقیق بجز نوجوانان افسرده، بیشتر لغات خود ارجاعی مثبت را در مقایسه با لغات خود ارجاعی منفی به خاطر آوردند.

 

مختاری، حسینیان، بهرامی و پورشهریاری(۱۳۸۸) در پژوهشی با عنوان اثربخشی طرحواره درمانی بر رضایت زناشویی افراد متأهل مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی- جبری در بین ۲۰ نفر مراجعان مراکز مشاوره شهر اصفهان انجام داد، نتایج نشان داد که طرحواره درمانی باعث کاهش میزان علائم اختلال شخصیت وسواسی- جبری افراد متاهل شده است.

 

حمیدپور(۱۳۸۷)، در پژوهشی با عنوان بررسی مقدماتی کارایی و اثربخشی طرحواره درمانی در درمان شکست‌های عشقی با در نمونه‌ ۳ نفره (۲ دختر و ۱ پسر) به شیوه هدفمند و موردی انجام داده است که نتایج آن نشان داد که طرحواره درمانی توانسته است، تغییرات چشمگیری در میزان افسردگی، عزت نفس و بهبود در پنج طرحواره ناسازگار(محرومیت هیجانی، رهاشدگی، بی اعتمادی/ بدرفتاری، شکست و خویشتن تحول نیافته/ گرفتار) که بیشترین ثمرات را داشتند، ایجاد کند.

 

مطالعه­ افشاری، زارع، معین، نظیری و تقوی (۱۳۹۰) نشان داد که طرحواره درمانی گروهی می‌تواند روشی مناسب جهت تعدیل ویژگی‌های اختلالات شخصیتی B باشد. این تغییرات در مدت سه و نیم ماه صورت گرفت و به دنبال آن تغییراتی در پیشرفت درمان افراد وابسته به مواد که اکثریت آن ها دارای ویژگی‌های اختلال شخصیت بودند ایجاد گردید. البته لازم به ذکر است که تبیین دقیق میزان اثربخشی این درمان و رسیدن به سطح درمانی مطلوب نیاز به انجام پژوهش در حجم نمونه بالاتر، شرایط کنترل شده، مدت زمان طولانی‌تر و شرایط مطالعه مناسب [۳۷۴]RCT دارد تا بتوان نتایج به دست آمده را به سایر جمعیت‌های وابسته به مواد تعمیم داد.

 

فصل سوم

 

روش پژوهش

 

۳-۱- روش :

 

پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی و طرح آن از نوع پیش‌آزمون – پس‌آزمون با گروه کنترل است.

 

طرح پژوهشی پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون با گروه گواه:

 

 

T2 X E T1

 

T2 _ C T

در این طرح آزمودنی­ها به صورت تصادفی انتخاب و به کمک همین روش در گروه ­های مختلف جایگزین می­شوند. قبل از اجرای متغیر مستقل(X) آزمودنی­های انتخاب شده در هر دو گروه، به وسیله پیش‌آزمون مورد اندازه ­گیری قرار می­ گیرند. نقش ‌پیش‌آزمون در این طرح اعمال کنترل (کنترل آماری) و مقایسه است.

 

۳-۲- متغیرهای پژوهش

 

  • متغیرهای وابسته

۱- تنیدگی تحصیلی

 

۲- رضایت از زندگی تحصیلی

 

  • متغیر مستقل

 

  1. طرحواره درمانی

 

  • متغیر کنترل

 

  1. مقطع تحصیلی

 

  • متغیر تعدیل کننده

 

  1. جنسیت

تقسیم گونه‌ها به نر یا ماده، خصوصاً در ارتباط با کارکرد­های تولید مثل.

 

۳-۳- جامعه، نمونه و روش نمونه گیری

 

۳-۳-۱- جامعه

 

جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه علوم و تحقیقات کرمانشاه می‌باشد.

 

۳-۳-۲- گروه نمونه و شیوه­­ی گزینش آن

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:16:00 ب.ظ ]




 

دهقانی، میترا چهرزاد، جعفری اصل، سلیمانی و کاظم نژاد لیلی (۱۳۹۱) در مقاله پژوهشی به بررسی ارتباط رضایت از تصویر ذهنی بدنی با الگوهای فرهنگی – اجتماعی در دختران نوجوان شهر رشت پرداختند. نتایج نشان داد که دختران نوجوان از تصویر ذهنی بدنی به جزء در حیطه گرایش به ظاهر رضایت بالا داشتند و رضایت از تصویر ذهنی بدنی آنان تحت تاثیر شاخص توده بدنی، الگوهای عمومی و ورزشکاران جامعه قرار داشت .

 

قلعه بندی و ابراهیمی (۱۳۸۳) در مطالعه خود دریافتند افرادی که متقاضی عمل جراحی زیبایی بوده ­اند، بیش از دیگران دارای شخصیتی وسواسی- خودشیفته بوده ­اند. محققان هم­چنین درخواست جراحی زیبایی را به تعامل عامل­های روانشناختی فردی و تأثیرهای فرهنگی مرتبط دانسته ­اند.

 

نتیجه تحقیق خانجانی، باباپور و صبا (۱۳۹۱) نشان داد که بین افراد متقاضی جراحی زیبایی از لحاظ اختلالات اضطرابی، افسردگی و تصویر بدنی تفاوت معنی داری وجود دارد.

 

پورآوری، حبیبی، عابدی پریجا و سیدعلی تبار (۱۳۹۳) در مطالعه­ ای به بررسی روانسنجی سیاهه نگرانی درباره تصویر بدنی در نوجوانان پرداختند. نتایج نشان داد که میانگین نمره های دختران در هر دو خرده مقیاس کمال گرایی و نگرانی درباره تصویر بدنی در مقایسه با میانگین نمره ­های پسران، بالاتر است.

 

در پژوهشی رضایی، اینالو و فکری (۱۳۸۹)، به بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر مدیریت بدن (دستکاری و تغییر در ظاهر فیزیکی و …) دانشجویان دختر پرداختند. نتایج آن­ها نشان داد که عواملی همچون، مصرف­گرایی، فشارهای اجتماعی و مصرف رسانه­ای، تأثیر مستقیم بر رفتارهای مدیریت بدن دارند.

 

آقایاری (۱۳۸۲) در پژوهشی با عنوان «بررسی گرایش زنان به جراحی پلاستیک» براین باور است که گرایش زنان به جراحی زیبایی در تهران متأثر از عقیده شوهران است و تمایل صاحب کاران در به کارگیری افراد زیبا و خوش اندام برای تصدی برخی مشاغل در اعمال جراحی بدن زنان مؤثر است.

 

نجفی (۱۳۸۲) نیز تأثیر جراحی زیبایی بینی را بر افزایش خودپنداره مثبت زنان بررسی کرد. هدف وی این بود که دریابد ادراک از خود بعد از اقدام به عمل جراحی زیبایی بینی چه تغییری می­ کند. نتایج تحقیق نشان داد اقدام به عمل زیبایی باعث افزایش خودپنداری مثبت زنان نمی­ شود. بیشترین تأثیر عمل جراحی زیبایی روی زنان خانه­دار بوده است. جراحی زیبایی با وضعیت تأهل و سطح تحصیلات ارتباط معنی دار نداشت.

 

محمدی و سجادی نژاد (۱۳۸۶) در پژوهشی به بررسی رابطه نگرانی از تصویر بدنی، ترس از ارزیابی منفی و عزت نفس با اضطراب اجتماعی در دانش آموزان دختر پایه­ دوم دبیرستان شیراز پرداختند. برای این منظور، ۲۰۹ نفر از دانش آموزان دختر پایه­ دوم دبیرستان­های شیراز به پرسشنامه ­های نگرانی از تصویر بدنی (لیتلیون و همکاران، ۲۰۰۵) ترس از ارزیابی­های منفی (دلفی موسوی، ۱۳۸۰)، اضطراب اجتماعی (دلفی موسوی، ۱۳۸۰) و حرمت خود روزنبرگ پاسخ دادند. در این تحقیق، از روش آماری تحلیل رگرسیون چندگانه، به منظور تحلیل داده ها استفاده شد که نتایج زیر را درپی داشت: متغیرهای عزت و ترس از ارزیابی منفی، به ترتیب بهترین پیش‌بینی کننده اضطراب اجتماعی بودند، متغیر نگرانی از تصویر بدنی، در پیش‌بینی متغیر وابسته سهم معناداری نداشت و ‌بنابرین‏ از معادله حذف گردید. از بین دو خرده عامل نگرانی از تصویر بدنی، عامل نارضایتی از بدن، توانست به طور معناداری، اضطراب اجتماعی را پیش‌بینی کند. در مجموع، نتایج این تحقیق، نشان داد که متغیر عزت نفس بهترین پیش‌بینی کننده اضطراب اجتماعی در دختران نوجوان است.

 

فاتحی و اخلاصی (۱۳۸۷)، در پژوهش خود در زنان شیرازی به مدیریت بالای بدن دست یافتند که گویای میزان بالای توجه زنان به بدن است و همچنین نشان می­دهد که بین پذیرش اجتماعی بدن و پایگاه اقتصادی و اجتماعی با مدیریت بدن رابطه مستقیم وجود دارد بین متغیرهای دین داری و مدیریت بدن رابطه­ معکوس و معنادار وجود دارد.

 

بلوچی (۱۳۷۶) تحقیقی را پیرامون جراحی زیبایی بینی انجام داده است، ۸۷ مورد از افرادی که عمل جراحی زیبایی انجام داده ­اند را مطالعه ‌کرده‌است. نتایج تحقیق وی نشان داد که سن ۱۸ تا ۳۵ سالگی بیشترین سن عمل جراحی زیبایی بوده و ۵ درصد افرادی که تحت عمل جراحی قرار ‌گرفته‌اند، زن بوده ­اند. همچنین ۹۶ درصد عمل به خاطر زیبا شدن و به ویژه زیبا شدن صورت بوده است. ۴۶ درصد از عمل کنندگان علاوه بر خودشان، پدر، مادر و همسرشان از وضع بینی آن ها ناراضی بوده ­اند.

 

محب، حسینی نسب و کلاهی (۱۳۸۸) در پژوهشی به بررسی مقایسه ای اختلالات شخصیت در میان طالبان جراحی زیبایی و افراد عادی پرداختند. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مراجعین طالب زیبایی به کلینیک شیخ الرئیس تبریز می‌باشند. نمونه گیری به روش در دسترس و تمام شماری طی ۳ ماه از میان مراجعین به ۳ پزشک جراح زیبایی و به تعداد ۵۰ نفر صورت گرفت و با ۵۰ نفر از افراد عادی از نظر سن و جنسیت همتاسازی شدند. داده ها با بهره گرفتن از پرسشنامه اختلال شخصیت میلون ۲ گردآوری گردید. نتایج نشان داد میانگین اختلال شخصیت وسواسی، ضد اجتماعی، خودشیفته، هیستری در طالبان جراحی زیبایی بیشتر از گروه افراد عادی بود و همچنین افراد عادی از اختلال شخصیت وابسته و اسکیزوئید بیشتری نسبت به طالبان جراخی زیبایی برخوردار بودند. در اختلال شخصیت اجتنابی، مرزی، پارانوئید، اسکیزوتایپال بین دو گروه، تفاوت آماری معنی داری وجود نداشت.

 

میرساردو، کلدی و عطایی (۱۳۸۹) در پژوهشی به رابطه بین عوامل اجتماعی – فرهنگی و گرایش زنان به جراحی زیبایی در بین زنان شهر کرج پرداختند. جامعه آماری پژوهش را کلیه زنانی هستند که در سال های ۸۹- ۸۶ در بیمارستان­های شهر کرج اقدام به انجام عمل زیبایی نموده ­اند، ۱۴۸ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. تحقیق حاضر توصیفی، روش مطالعه پیمایش و ابزار جمع‌ آوری داده ­ها پرسشنامه بود. نتایج آمار توصیفی نشان داد که میانگین سنی پاسخگویان ۳۰ سال، ۲/۲۴ درصد خانه دار و اغلب متأهل بودند. نتایج هم چنین نشان داد که درآمد همسر، تقلید از دوستان، همکلاسی­ها و همکاران به عنوان مهم­ترین عوامل گرایش به عمل زیبایی مطرح شده است. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد که متغیرهای اجتماعی و فرهنگی، تماشای برنامه ­های ماهواره ، ۵۰ درصد از تغییرات واریانس متغیر گرایش به عمل زیبایی را تبیین ‌می‌کنند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:26:00 ب.ظ ]




متوازنساختار اقتصادی

بیش از حدبیش از حدزیادکمقابل اغماضوابستگی به واسطه هازیادخیلی زیادخیلی زیادخیلی زیاداندکوارداتاندکزیادخیلی زیادخیلی زیاداندکتورم

آثار اجتماعی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درون گرا درون گرا حد میانه برون گرا برون گرا نوع گردشگران قطع رابطه خصومت آزار دهنده بی تفاوت خوشایند رابطه میان گردشگران و مردم محلی مهاجرت از منطقه و فقدان شغل متوازن متوازن جوانان برای کار کردن در بخش گردشگری می مانند مهاجرت و میانگین بالای سنی ساکنین ویژگی های دموگرافیک مقصد اندک زیاد خیلی زیاد زیاد اندک مهاجرت به مقصد خیلی زیاد خیلی زیاد زیاد زیاد محدود جرم و جنایت در مقصد مدرن مدرن مدرن تاثیر پذیرفته سنتی ساختار خانواده درون گرا درون گرا حد میانه برون گرا برون گرا نوع گردشگر

آثار زیست محیطی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آسیب دیده آلوده توسعه غیر مسئولانه توسعه یافته دست نخورده محیط زیست چشم انداز آسیب دیده تحلیل یافته توسعه غیر مسئولانه توسعه یافته دست نخورده حفاظت و میراث فرهنگی آسیب دیده تحلیل یافته توسعه غیر مسئولانه توسعه یافته دست نخورده تخریب اکولوژیک خیلی زیاد خیلی زیاد زیاد اندک قابل اغماض آلودگی های مرتبط با گردشگری خیلی زیاد خیلی زیاد زیاد اندک قابل اغماض آلودگی آب خیلی زیاد خیلی زیاد محدود محدود شلوغی و ترافیک خیلی زیاد خیلی زیا د خیلی زیاد زیاد اندک فرسایش

منبع: بهرام رنجبریان، محمد زاهدی، ۱۳۸۸، ص ۳۴۶-۳۴۸٫

 

اکثر محققان از تکامل مقصد گردشگری به عنوان ساختار مفید در درک تغییرات در موقعیت گردشگری استقبال کردند. در این راستا هاوینین[۳۳] به اکثر این مراحل اعتقاد داشت؛ به جز اینکه مراحل تثبیت و رکود را با هم ادغام کرده و آن ها را برای نمایش دقیق تر مراحل رشد گردشگری به دوره بلوغ تبدیل کرد. چوی[۳۴] نیز در سال ۱۹۹۲ الگوی نرخ رشد متنوع از مقاصد گردشگری جزایر اقیانوس آرام را مشخص کرد و نتیجه گرفت که منحنی تقاضای S شکل الگوی غالب ولی تنها الگو نبوده است. وی تنها اشکال اولیه مقصد گردشگری را مطالعه کرد اما مهمتر از همه در حیطه بازاریابی، سه نمونه جایگزین (رشد قابل پیش‌بینی، یا رکود و بلوغ) را در چرخه حیات تولید وارد کرد(Koth, 1999, 51) .

 

جدول ۳-۲: تغییر ویژگی ها در مدل باتلر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر اکتشاف درگیر شدن توسعه تثبیت یا رکود وضعیت نظام گردشگری حاشیه‌ای ادغام یا تلفیق تدریجی ادغام کامل ادغام کامل نرخ رشد صفر (سطح توازن اندک) رشد اندک رشد سریع صفر (توازن سطح بالا) الگوی فضایی پراکنده پراکنده، در بعضی از نقاط متمرکز متمرکز بسیار متمرکز جاذبه‌ها موضع‌گیری محلی، طبیعی و فرهنگی عمدتاًً طبیعی و فرهنگی عمدتاًً موضع‌گیری تخصصی گردشگری موضع‌گیری تخصصی گردشگری مالکیت محلی محلی عمدتاًً غیرمحلی غیرمحلی اسکان‌دهی عدم اسکان‌دهی ویژه خرد و بدون دخالت عمدتاًً کلان سبک کلان بین‌المللی ریشه‌های بازار متنوع تنوع کمتر متمرکز متمرکز نمودارهای انگیزه های روانی بی‌تفاوت بی‌تفاوت ـ حساسیت متوسط حساسیت متوسط ـ حساسیت بالا حساس فصلی بودن صفر در حال ظهور فصلی بسیار فصلی طول اقامت تمدیدیافته نسبتاً طولانی نسبتاَ کوتاه خلاصه وضعیت اقتصادی گردشگری بی‌معنا اندک، مکمل غالب وابستگی بیش از حد درآمد بی‌معنا و پایدار خرد و در حال رشد فراوان و در حال رشد فراوان اما با ثبات اثر ضریب تکاثری فوق‌العاده بالا بالا در حال نزول پایین ارتباطات محلی بیشتر محلی بیشتر غیرمحلی غیرمحلی نشتی‌ها صفر اندک عمده بسیار بالا کالائی‌سازی غیرتجاری و بکر تاحدودی تجاری و عمدتاًً بکر تجاری، به طرز فزآینده‌ای مصنوعی بسیار تجاری، مصنوعی شاخص رنجش پیش سرخوشی سرخوشی عدم درک و رننجش دشمنی، تسلیم فشار زیست محیطی بسیار اندک اندک بالا بسیار بالا

منبع: علیقلی زاده فیروزجایی،ناصر؛۱۳۸۶،ص

 

۲-۱۲- رویکردهای برنامه ریزی گردشگری

 

برنامه­ ریزی گردشگری مانند خود برنامه‌ریزی سابقه زیادی دارد. گتز (۱۹۹۱) پنج سنت برنامه‌­ریزی گردشگری را مطرح کرد که هر یک از آن ها مفاهیم، روش‌ها و سوگیرهای خاص خود را دارند. البته همان طور که گتز اشاره کرد این رویکردها نه تنها با یکدیگر همپوشانی دارند بلکه ضرورتاً در طول یکدیگر نیز قرار دارند. با این حال طبقه‌بندی ارائه شده شیوه مناسبی است که از آن نقاط

 

    1. ۱Pear Larousse ↑

 

    1. Sporting Magazin ↑

 

    1. Pol Rbert ↑

 

    1. ۱Smid ↑

 

    1. Pitter Thirg ↑

 

    1. vilianze ↑

 

    1. Wallen Smitt ↑

 

    1. Dat ↑

 

    1. Department of Tourism popular America ↑

 

    1. Turner ↑

 

    1. Organization of Economic Cooperation and Development ↑

 

    1. Countryside recreation network ↑

 

    1. Diasen ↑

 

    1. ۲Copp ↑

 

    1. ۳Geoge .H . Axinn ↑

 

    1. pirages ↑

 

    1. Butler ↑

 

    1. Nemethy ↑

 

    1. Doxey ↑

 

    1. Maetin ↑

 

    1. Uysal ↑

 

    1. Skidmore ↑

 

    1. Rothman ↑

 

    1. Cape Code ↑

 

    1. Mansfeld ↑

 

    1. ۱Doxey ↑

 

    1. ۱Involement ↑

 

    1. ۲Development ↑

 

    1. Cinsolidaion ↑

 

    1. ۲Stagnation ↑

 

    1. ۳Decline ↑

 

    1. Buhalis ↑

 

    1. Hovinen ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:16:00 ب.ظ ]




 

کشف علمی

 

دانشمند دانشگاهی

 

افشای کشف اختراع

 

دانشمند دانشگاهی و TTO

 

ارزیابی اختراع برای ثبت

 

دانشمند دانشگاهی و TTO

 

ثبت اختراع

 

دانشمند دانشگاهی و TTO

 

بازاریابی فناوری برای شرکت‌ها

 

دانشمند دانشگاهی و کارآفرین/شرکتTTO

 

مذاکره برای اعطای حق بهره برداری

 

دانشمند دانشگاهی و کارآفرین/شرکتTTO

 

اعطای حق بهره برداری به یک شرکت موجود و یا نوظهور

 

دانشمند دانشگاهی و کارآفرین/شرکتTTO

 

شکل ۲-۳) فرایند انتقال فناوری (سیگل و همکاران،۲۰۰۴)

 

ثبت اختراع یکی از مهمترین مکانیزم های محافظت از مالکیت فکری است. از آنجایی که دانشگاه ها بودجه محدودی برای ثبت اختراعات دارند ، ‌بنابرین‏ این یک تصمیم ساده نخواهد بود ، مخصوصا اگر به دنبال ثبت بین‌المللی اخترع باشند. هنگامی که ثبت اختراع صورت گرفت دفتر انتقال فناوری[۴۴] به نمایندگی از دانشگاه و دانشمند به دنبال بازاریابی فناوری خواهد رفت. پس از پیدا کردن شرکت ها و یا کارآفرینانی که به فناوری علاقه دارند ، اقدام به مذاکره با آنان به منظور اعطای حق بهره برداری از فناوری می شود. در ازای اعطای حق بهره برداری درصدی از سود حاصل از استفاده از فناوری به دانشگاه پرداخت خواهد شد و یا اگر شرکت جدیدی بر مبنای فناوری جدید کشف شده به وجود آید، دانشگاه نیز می‌تواند از سهام‌داران شرکت جدید باشد. در مرحله آخر فناوری جدید تبدیل به یک محصول و با خدمت تجاری سازی شده می شود. (سیگل و همکاران،۲۰۰۴).

 

۲٫ ۷٫ انتقال تکنولوژی و دانش ضمنی

 

تکنولوژی برای کشور های در حال توسعه اهمیتی مضاعف دارد زیرا دارا بودن ویژگی های خاص آن برای جهش و همپایی با دنیای توسعه یافته الزامی است. تکنولوژی به لحاظ ویژگی فرابخشی که دارد اهمیتی مضاعف در توسعه دیگر بخش ها مانند اقتصاد و فرهنگ دارد.

 

در نتیجه برای رسیدن به فناوری روز دو گزینه پیش رو قرار دارد ۱:ابداع فناوری ۲: انتقال فناوری گزینه اول با توجه به سرعت تغییرات تکنولوژیکی دنیا و پیشرفت های صورت گرفته در آن دارای هزینه گزافی است و اگر سیاستی برای اختراع دوباره چرخ باشد موجب عقب ماندن از روند پرشتاب تحولات جهانی می شود .اما پیگیری سیاست دوم قابلیت آن را دارد که همگام با پیشرفت سریع فناوری ،خدمات رسانی توام با بهبود قابلیت های تکنولوژیک را ارائه دهد .در واقع گزینه دوم راهی میانبر است که می‌تواند گزینه اول را نیز درون خود داشته باشد و در عمل از گزینه دوم می توان به تدریج به گزینه نخست نیز دست یافت. (فخرایی ، ۱۳۸۸)

 

نوشتار حاضر توجه سیاستگذار را به گزینه دوم معطوف می‌کند .انتفال فناوری همراه با بهبود قابلیت های تکنولوژیک راه حلی است که برای مسئله چگونگی انتقال تکنولوژی ارائه می شود در این راستا این مطالعه استدلال می‌کند که نوآوری و بهبود قابلیت های تکنولوژیک در گروی انتقال دانش ضمنی است وتا دانش ضمنی که در مغز خبرگان و کارشناسان نهفته است منتقل نشود انتقال فناوری عقیم می ماند .این نگاه دانش را منقطع از ساختارهای انسانی ، اجتماعی و فرهنگی نمی داند .در اساس بخشی از جوهره دانش به روش های ذهنی و تجارب انسانی باز می‌گردد که خود بر بستری تاریخی استوار شده است دانش ضمنی ‌به این بعد مهم توجه می‌کند .این دانش در بسیاری اوقات حتی به صورت ناخودآگاه نزد صاحبان یک فناوری وجود دارد ،از این روست که با تعامل و گفتگو و تمرکز بر اعماق آن می توان به کشف و صورت بندی و انتقال آن دست یابیم .(اشتریان ،۱۳۸۸)

 

بسیاری از صاحب نظران معتقدند که بدون انتقال دانش، انتقال فناوری روی نمی دهد، چرا که دانش به طور کلی کلید کنترل فناوری است. (لی هووا،۲۰۰۳)

 

مقصود ما از دانش ضمنی به طور مشخص آن است که همراه با انتقال تجهیزات یک تکنولوژی نه تنها نقشه ها ،مدارک تخصصی و اسناد های راهنمای لازم باید ارائه شود بلکه تجربیات دستیابی به فناوری مورد نظر ،منابع نرم افزاری ، فرایند های تجزیه و تحلیلی آن، سیر تکاملی-فنی فناوری مورد نظر، مهارت های تجربی لازم، فوت و فن های کاربردی، تجارب عملی کارشناسی از به کارگیری آن توسط کارشناسان طرف انتقال دهنده و هر آنچه که از طریق اسناد رسمی قابل انتقال نیست در یک فرایند زمانی و رو در روی کارشناس طرف گیرنده ارائه شود .در این راستا برگزاری جلسات و نشست های کارشناسی به نسبت طولانی مدت به ویژه در محل میزبان اعم از نشست های تک به تک کارشناسی، دوره های کوتاه مدت کارشناسی، همایش ها و نشست های عمومی ضروری است .چنین اقداماتی پی ریزی یک نظام مدیریت دانش ویژه را برای انتقال فناوری ضروری می‌سازد . (رضا محتشم،۱۳۸۵)

 

مباحث انتقال فناوری به خصوص در کشور های در حال توسعه محل نزاع و چالش بوده است .گاه با انتقال کامل اجزای یک واحد صنعتی و حتی کارشناسان و تکنسین های مرتبط با آن ادعای انتقال فناوری می شده است و گاه با اخذ نقشه ها و مهارت های فنی لازم برای باز تولید و حتی توسعه بیشتر یک محصول، فناوری منتقل می شده است .

 

مفاهیم اصلی مرتبط با دانش ضمنی و انتقال فناوری به شرح زیر است:

 

مراد از دانش ضمنی بعد نا ملموس و کدگذاری نشده دانش است که باور ها و الگوهای ذهنی، بصیرت، شهود، مهارت، تجربه، فنون، احساسات و ارزش ها را دربر می‌گیرد .

 

انتقال فناوری به فرایند کسب، جذب، انطباق، بومی سازی و تجاری سازی فناوری اطلاق می شود. چنین تعریفی از انتقال فناوری، نوآوری را نیز در بر می‌گیرد.

 

انتقال فناوری اغلب برای ایجاد نوآوری در آن بازار است و مفهوم نوآوری به سادگی در بر گیرنده توسعه یک ایده یا یک محصول برای تطبیق با نیازهای جامعه و بازار است. نوآوری تکنولوژیک با توسعه ظرفیت، تولید محصول جدید، کاربردی کردن پدیده و بازاری کردن محصول سر و کار دارد. نوآوری می‌تواند نوعی توسعه محصول باشد. گاه افزودن یک ویژگی جدید به یک محصول ممکن است نوآوری باشد و گاه تولید یک محصول کاملا جدید ممکن است نوآری تلقی شود. نوآوری بر اساس یافته های گذشتگان صورت می‌گیرد و معمولا در بستر و زنجیره ای از یافته ها و دانسته ها و کوشش ها و کنش ها قرار می‌گیرد. نوآوری وابسته و پیوسته به شمار گسترده ای از تحولات علمی، نیاز های اجتماعی و پویش های نظری در گستره ای از تاریخ است. نوآوری پدیده ای مطلق نیست و متکی و مسبوق به دانش و روش ها و مهارت ها و تجارب است. نوآوری بدون دانش و روش های دیگران امکان تحقق نمی یابد و در اساس از جنس روش است، روشی که وابسته به تجارب است. (هادی زنوز، ۱۳۸۲)

 

نوآوری در جوهره خود نوعی انطباق با محیط است، انطباق پدیده با محیط، محصول با بازار و کاربرد با نیاز. نوآوری نوعی بومی شدن و بومی سازی نیز تلقی می شود، بومی شدن یک ایده یا کالا یا فرایند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:18:00 ب.ظ ]




 

کار با معنی زمانی است که افراد با کار کردن به تمامیت روان­شناختی دست یابند. اگر افراد با کارکردن به تحقق خود (خود شکوفایی) حس تعلق و وابستگی دسترسی پیدا کنند، کار با معنی خواهد بود(ساپلی[۴۴]، ۲۰۱۰).

 

۳)حق انتخاب[۴۵](احساس خودسامانی)[۴۶]: حق انتخاب به معنی آزادی عمل و استقلال فرد در تعیین فعالیت­های لازم برای انجام دادن وظایف شغلی است(توماس و ولتهوس،۱۹۹۰ و دسی[۴۷]، ۲۰۰۵). به عبارت دیگرانتخاب یا خودتعیینی اشاره به احساس استقلال در تصمیم ­گیری­های کاری دارد و فرد کاری را که می­خواهد انجام می­دهد(بونیاس، بارترا، لگگات و استانتون[۴۸]، ۲۰۱۰). در واقع احساس خودمختاری به معنی تجربه احساس انتخاب در آغاز فعالیت­ها و نظام بخشیدن به فعالیت­های شغلی است. هنگامی که افراد احساس خودمختاری ‌می‌کنند، به­جای آنکه به اجبار در کاری درگیر شوند یا از آن دست بکشند، خود داوطلبانه و تعمدا در وظایف شرکت می­نمایند و فعالیت­های آنان پیامد آزادی و استقلال شخصی است(امیرخانی، ۱۳۸۷). هنگامی که افراد به جای مشارکت اجباری، داوطلبانه در وظایف خویش درگیر شوند، احساس داشتن حق انتخاب در کار ‌می‌کنند. پژوهش­ها نشان می­دهد که احساس دارا بودن حق انتخاب با از خود بیگانگی کمتر در محیط کار، رضایت کاری بیشتر، سطوح بالاتر عملکردی، کارآفرینی و خلاقیت بیشتر، سطوح بالاتر مشارکت شغلی و فشار کاری کمترهمراه است(موعظی، حسن­پور و حسن­پور، ۱۳۸۸).

 

افراد توانمند احساس خود سامانی ‌می‌کنند. «خود سامانی «به معنی تجربه احساسانتخاب در اجرا و نظام بخشیدن شخصی به فعالیت­های مربوط به خود ‌می‌باشد. هنگامی که افراد به جای این که با اجبار به کار گرفته شوند یا دست از آن کار بکشند، رأسأ به طور داوطلبانه در وظایف شغلی درگیر می­شوند، احساس داشتن حق انتخاب در کار ‌می‌کنند. در این شرایط فعالیت­های آنان پیامد آزادی و اقتدار شخصی است(رضایی و فرحبد، ۱۳۸۹).

 

اشخاص توانمند ‌در مورد فعالیت­های خویش احساس مسئولیت و نیز احساس مالکیت ‌می‌کنند. آنان خود را افرادی فعال و آغازگر می­بینند. آنان قادرند به میل خود اقدامات ابتکاری انجام دهند، تصمیم­های مستقل بگیرند و افکار جدید را به آزمون بگذارند. افرادی که احساس توانمندی ‌می‌کنند، به احتمال قوی کانون کنترل درونی دارند(حاجی­پور و صفاری، ۱۳۹۳).

 

داشتن حق انتخاب در افراد را به سه جزء تقسیم کرده ­اند:

 

۱ . داشتن موقعیت و فرصتی برای انتخاب

 

۲٫ استفاده فرد از فرصت انتخاب

 

۳٫ توانایی در به دست آوردن نتایج مطلوب و موفقیت در انتخاب(لیترل[۴۹]، ۲۰۰۷)

 

۴) تاثیرگذاری[۵۰](پذیرش شخصی نتیجه)[۵۱]: این بعد به درجه­ای اشاره دارد که فرد می ­تواند بر نتایج راهبردی، اداری و عملیاتی شغل اثر بگذارد(دیمیترادس و زو[۵۲]، ۲۰۰۵) به عبارت دیگر اشاره دارد به میزانی که فرد معتقد است می ­تواند بر پیامد­های کاری تاثیر بگذارد )امیدی، زارع و صفری،۱۳۸۹). ­‌بر اساس این بعد فرد اعتقاد دارد که می ­تواند بر محیط تاثیر بگذارد و نتایج مورد انتظار در محیط را به دست آورد. افراد توانمند بر این باورند که می ­توانند با تحت تأثیر قرار دادن محیطی که در آن کار ‌می‌کنند یا نتایجی که حاصل می­شوند، تغییر ایجاد کنند. افراد توانمند اعتقاد ندارند که موانع محیط بیرونی فعالیت­های آنان را کنترل می­ کند، بلکه بر این باورند که موانع را ‌می‌توان کنترل کرد. در واقع آن ها احساس کنترل فعال دارند(موعظی و همکاران، ۱۳۸۸) افرادی که بعد تأثیر در آن­ها قوی است و در اصطلاح توانمند هستند، به محدود شدن توانایی‌های خود توسط موانع بیرونی در محدوده کار و فعالیت شغلی خویش اعتقادی ندارند، بلکه بر این باورند که آن موانع را ‌می‌توان کنترل کرد. آنان احساس کنترل فعال[۵۳] دارند و محیط را با خواسته­ های خود هم­سو ‌می‌کنند )برخلاف کنترل منفعل[۵۴])آن­ها می­کوشند به جای رفتار واکنشی در برابر محیط، تسلط خود را بر آنچه می­بینند حفظ نمایند(حاجی­پور و صفاری، ۱۳۹۳).

 

عوامل مؤثر بر توانمندسازی کارکنان

 

در خصوص عوامل تأثیرگذار بر ایجاد احساس توانمندی در کارکنان مطالعات متنوعی صورت گرفته است. هر کدام از محققین از جنبه­ های گوناگونی به مبحث توانمندسازی پرداخته­اند و عوامل و ویژگی­هایی را که در این زمینه مؤثر می­باشند مورد بررسی قرار داده ­اند. از جمله :

 

عوامل فردی: تحصیلات، سابقه کار، جنسیت، نژاد، کانون کنترل درونی، عزت نفس

 

عوامل گروهی: اثربخشی گروه، اهمیت گروه، اعتماد درون گروهی، ادراک افراد گروه نسبت به تاثیرشان بر مدیران.

 

عوامل سازمانی: ابهام در نقش، دسترسی به منابع، حیطه کنترل، دسترسی به اطلاعات، حمایت اجتماعی سیاسی، جایگاه فرد در سلسله مراتب سازمانی، جو مشارکتی واحد کار(ضیائی، نرگسیان و آیباغی، ۱۳۸۷)

 

همچنین این عوامل تاثیرگذار بر توانمندسازی را به دو دسته سوق­دهنده و بازدارنده به شرح ذیل بیان نموده ­اند:

 

۱٫ عوامل سوق دهنده

 

در فرایند توانمندسازی کارکنان، برخی عوامل نقش مؤثری در تسریع و تقویت آن ایفا ‌می‌کنند تعدادی از این عوامل به شرح زیر ‌می‌باشد:

 

*مشخص بودن اهداف، مسئولیت ­ها و اختیارات در سازمان؛

 

*غنی­سازی شغلی کارکنان؛

 

*حفظ روحیه کارکنان و توسعه مهارت­ های تعلق و همبستگی سازمانی؛

 

*ایجاد جو اعتماد، صمیمیت و صداقت در سازمان؛

 

*شناخت و قدردانی از زحمات، ابتکارات و ابداعات کارکنان؛

 

*شروع مشارکت و کار گروهی؛

 

*تسهیل ارتباطات در همه سطوح سازمان؛

 

*ایجاد محیط کاری با نشاط؛

 

*بهینه­ سازی فرایندها و روش­های کاری؛

 

*بالا بودن اطلاعات، دانش و مهارت شغلی کارکنان(ساجدی و امیدواری، ۱۳۸۶).

 

۲٫ عوامل بازدارنده(موانع توانمند سازی):

 

نیروهای بازدارنده زیادی وجود دارد که در جهت بازداشت یا کاهش تاثیر عملکرد نیروهای سوق­دهنده در فرایند توانمندسازی عمل ‌می‌کنند مهم­ترین این عوامل عبارتند از:

 

۱٫ ویژگی­های شخصیتی مدیران: که ‌می‌توان در سه مقوله زیر طبقه ­بندی کرد:

 

الف) نگرش مدیران ‌در مورد کارکنان: مدیرانی که از توانمند ساختن کارکنان مربوطه خوداری ‌می‌کنند، اغلب بر این باورند که زیردستان آنان برای انجام کار مورد نظر از تبحرکافی برخوردار نیستند و علاقه­مند به پذیرش مسئولیت بیشتری نمی­باشند.

 

ب) احساس تضعیف امنیت شخصی مدیران: بعضی از مدیران از آن بیمناک­ند که توانمندسازی کارکنان، موجب تضعیف جایگاه آنان و امتیازات مربوطه گردد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:12:00 ب.ظ ]




 

‌بنابرین‏ با مطالعه سیر تاریخی قیمت ها نمی توان آینده قیمت ‌دارایی های مالی را پیش‌بینی کرد.در بازار نیمه قوی، قیمت دارایی های مالی نشانی از تمامی اطلاعات عام و منتشر شده است. در چنین بازاری علاوه بر اطلاعات گذشته، تاثیر اطلاعات منتشره اعم از ویژگی های شرکت و یا مشخصات صنعت نیز آشکار است.اما در صورت تاثیرگذاری تمامی اطلاعات اعم از گذشته، منتشر شده و نهانی و خاص بر قیمت، می توان گفت بازار سرمایه قوی و کارآمد است و قیمت ها آینه تمام نمای تاثیر اطلاعات آشکار و پنهانند(فاما،همان منبع).

 

برخی از کارشناسان بازار سرمایه ‌بر اساس این تقسیم بندی، بورس تهران را از سطح ضعیف کارایی تعریف شده نیز بی بهره می دانند. شاید مهم ترین دلیل چنین وضعیتی عدم تخصیص بهینه منابع مالی کشور در بخش های سودآور اقتصادی باشد که رشد و توسعه کشور را در اختیار دارند. از جمله نخستین دلایل ضعف بازار سرمایه، نداشتن قوانین جامع و هماهنگ است که در برخی موارد مشکلات اساسی را باعث شده. یکی از مواردی که نبود قوانین روشن و امکان مقابله با متخلفان به وضوح رخ می کند، نظارت مستمر بر فعالیت ها و نشانه ها و افشای کامل اطلاعات شرکت ها و مؤسسات فعال در بازار است. نظارت اصولی و بررسی تطبیق شرایط شرکت با شرایط هیئت پذیرش تنها در بدو ورود به بورس رعایت می‌شود و پس از آن به دلیل نبود جریان پایش منظم و مستمر این موارد به فراموشی سپرده شده و از سوی مسئولان شرکت ها به درستی رعایت نمی‌شود.(عباسیان ، ۱۳۸۹).

 

عوامل تاثیر گذار بر کارایی بورس

 

کارایی بورس اوراق بهادار که نشان دهنده وضعیت بازار بورس و اقتصاد کشور است تحت تاثیر دو عامل قرار می‌گیرد الف – عامل داخلی که شامل مدیریت شرکت ،درجه کارایی ،ساختار واحد تولیدی، درجه سود آوری و رقابت پذیری آن است .

 

ب- عامل خارجی یا بیرونی مانند قوانین مالیاتی، بحران های سیاسی و اقتصادی ، جنگها و انقلابات، تحریم ها، وخامت یا بهبود رابطه مبادله تجاری ،قوانین و مقررات اقتصادی و سیاست های دولت می‌باشد(پور حیدری ۱۳۸۹).

 

به طور کلی تحولاتی که در اقتصاد کشور یا در سطح جهانی رخ دهدباعث نوسانات در بازار بورس می‌گردد و مهمترین آن ها را می توان به صورت زیر بیان نمود .

 

۱-کسری حساب جاری – زمانی که تراز پرداخت های خارجی کشور دارای کسری است قیمت سهام تنزل و رکود در بازار بورس ایجاد می گرددزیرا کسری تراز خارجی به وخامت اقتصاد ملی دلالت دارد.

 

۲-تغییرات نرخ ارز-تغییرات نرخ ارز نیز باعث نوسان در بازار بورس می‌گردد. افزایش نرخ ارزبرای واحدهایی که کالا و خدماتی از خارج می خرند هزینه بالایی در بر داشته و سود آوری آن ها را کاهش می‌دهد.

 

۳-تورم-افزایش شاخص قیمت های داخلی باعث نوسان در بازار بورس می‌شود .تورم باعث کاهش بازده واقعی سهام شده و نرخ سود آوری واحد های تولیدی و تجاری را کاهش می‌دهد.

 

۴-اوضاع و احوال اقتصادی – بازار بورس همچنین تحت تاثیر اوضاع و احوال اقتصادی قرار می‌گیرد . زمانی که اقتصاد در حالت رونق و شکوفایی است بازار بورس هم از رونق و گرمی بر خوردار است و بر عکس در حالت رکود و کسادی اقتصاد فعالیت های بازاربورس هم دچار رکود می‌گردد(باوندپور،۱۳۸۹).

 

۵-نرخ بهره-از آنجا که نرخ بهره یک هزینه سرمایه گذازی است بالا بودن آن باعث کاهش سود آوری واحد های تولیدی و تجاری می گرددو در نتیجه ارزش سهام آن ها سقوط می‌کند . از طرف دیگر بالا بودن نرخ بهره باعث هدایت سرمایه ها بطرف سیستم بانکی شده که باز بازار بورس را دچار مشکل می‌سازد .

 

۶-ثبات سیاسی-بی ثباتی سیاسی و عدم امنیت در جامعه علاوه برسقوط بازار بورس اقتصاد را هم نابود می‌کند .در زمانی که نا امنی و بی ثباتی بر جامعه حاکم است نه تنها کسی تمایل به سرمایه گذاری و خرید سهام نداشته بلکه سرمایه خویش را هم از کشور خارج می‌کند .

 

۷- تحریم های اقتصادی –تحریم و بایکوت های اقتصادی که گاهی برای کشوری رخ می دهدباعث سقوط ارزش سهام در بازا ر بورس و ایجاد رکود در آن می‌شود .

 

۸- قوانین و مقررات دولتی –قوانین و مقررات اقتصادی و سیاست هایی که گاهی دولت ها در پیش می‌گیرند باعث رکود بازار بورس و ایجاد نوسان در آن می‌شود .

 

با توجه به آنچه که در خصوص بازار بورس اوراق بهادار و چگونگی کارایی و حرکت آن گفته شد این سؤال مطرح می‌گردد. آیا روند حرکت بورس اوراق بهادار تهران نامانا بوده و از گام تصادفی پیروی می‌کند یا مانا است و از میل باز گشت به میانگین تبعیت دارد. این سؤال و پرسشی است که بایستی به آن پاسخ داده شود. و هدف این تحقیق هم پاسخ دادن ‌به این پرسش است.

 

۱-۳ اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

 

بررسی پدیده‌ها و موضوعات اقتصاد ی اجتماعی و سیاسی زمانی احساس می‌شوند و ضرورت پیدا می‌کنند که انسان به درجه ای از آگاهی و کنجکاوی می‌رسد و این سؤال برای او مطرح می‌گردد که پدیده یا موضوع مورد نظر چه تأثیری بر زندگی اجتماعی او داشته یا حل مسئله چه کمکی به رفع مشکل جامعه می‌کند(باوند پور ۱۳۸۹). یکی از موضوعاتی که همواره توجه اقتصاددانان و صاحب‌نظران امور مالی را به خود جلب نموده و از نظر جامعه هم از اهمیت و ضرورت بالایی بر خوردار است بورس اوراق بهادار می‌باشد بازار بورس اوراق بهادار در رشد اقتصاد و حل بسیاری از مسائل و مشکلات اجتماعی و فرهنگی می‌تواند نقشی حیاتی ایفا کند. این بازار باعث مشارکت هرچه بیشتر مردم در تأمین سرمایه مالی واحدهای صنعتی و سهیم شدن آن ها در مالکیت شرکت ها، کنترل تورم، رشد تولید ناخالص ملی، افزایش تعهد مدیریت نسبت به سهام‌داران و در نهایت ارتقا کارایی اقتصادی می‌گردد.‌در مورد عملکرد بورس و روند حرکت آن اختلاف نظر بین محققین و پژوهشگران وجود داشته است عده ای با بررسی حرکت بورس در کشوری و در یک مقطع زمانی خاص مانایی حرکت بورس را ثابت کرده‌اند و برخی هم در کشوری دیگر به نتیجه ای عکس یعنی حرکت نامانایی دست یافته اند.حرکت مانایی به فقدان کارایی و حرکت نامانایی به کارایی بازار بورس اوراق بهادار اشاره دارد.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:59:00 ق.ظ ]