|
|
|

عوامل مؤثر در آغاز و افزایش سرطان:
عوامل رفتاری: اسمیت و جاکوبسن[۳۲] (۱۹۸۹)گزارش کردند که ۳۰ درصد سرطانها با استعمال دخانیات، ۳۵ درصد با رژیم غدایی، ۷ درصد ناشی از رفتار جنسی و باروری و ۳ درصد ناشی از الکل است.

استرس: لادنسلگر[۳۳] و همکاران (۱۹۸۳) در مطالعه ای که بر روی موشهای مستعد سرطان انجام دادند دریافتند که اگر استرسورها کنترل شوند رشد تومورها کاهش مییابد. با این وجود اگر استرسورها غیر قابل کنترل ادراک شوند نتیجه افزایش رشد تومورهای سرطانی است.
شخصیت: تمشوک و فوکس[۳۴](۱۹۸۴)، نشان دادند که افراد مبتلا به سرطان دارای تیپ شخصیتی C”” میباشند. تیپ شخصیتی C به عنوان افرادی منفعل، آرام، درمانده، وابسته به دیگران، ناتوانی در غلبه بر رفتارهای روانی-عصبی، مهربانی بیمارگون، صبوری مفرط، بدون ابراز هیجان، خصوصاًٌ هیجانات منفی توصیف میشوند.
افسردگی: بیلاسکاس[۳۵] (۱۹۸۰) ارتباط بین افسردگی و سرطان را به صورت برجسته نشان داد، البته او افسردگی خفیف مزمن را و نه افسردگی کلینیکی را، با سرطان مرتبط دانست. همچنین حوادث زندگی، سبکهای مقابلهای و سرسختی[۳۶] از دیگر عوامل روانشناختی در شروع و افزایش سرطان میباشد. مالاموس[۳۷] (۲۰۱۰) مینویسد: بیماری در ایجاد آسیبهای روانی نسبت به متغیرهای دیگر که تا کنون بررسی شدهاند نقش مهمی دارند.
عوامل روانی و تخفیف علائم در سرطان: عوامل روانشناختی در کاهش علائم و افزایش کیفیت زندگی بیماران سرطانی نقش دارد. کارترایت و همکاران[۳۸](۱۹۷۳) تجارب مبتلایان به سرطان را اینگونه توصیف کردند: درد خیلی ناراحت کننده، مشکلات تنفسی، استفراغ، بیخوابی، کاهش مزاج و کنترل مثانه، از دست دادن اشتها و آشفتگی روانی. بنابرین مداخلات روانشناختی می تواند با بهره گرفتن از روشهای مدیریت درد، مداخلات حمایتی اجتماعی، درمان حالت تهوع و استفراغ، مشاوره تصویر بدنی، راهبردهای سازگاری شناختی و روش کار سیمونتن[۳۹]( درمان بیماران سرطانی به وسیله آرامسازی، تصویرسازی ذهنی و برنامه های تمرینی) به کاهش علائم و بهبود کیفیت زندگی مبتلایان به سرطان کمک کند.


پیامدهای روانشناختی سرطان عبارتاند از واکنشهای هیجانی مانند افسردگی، غم، عدم کنترل، تغییرات شخصیتی، خشم و اضطراب؛ و واکنشهای شناختی. هنگامی که بیماران مبتلا به سرطان برای اولین بار تشخیص سرطان دریافت میکنند به طور بالقوه تقریبا تمام ابعاد زندگی فرد را شامل جنبه های فیزیکی، روانشناختی، میان فردی، شغلی و معنوی تحت تاثیر قرار میدهد (عزیز[۴۰]، ۲۰۰۷).
برای بیماران سرطانی تحت درمان، اضطراب می تواند ادراک درد را افزایش دهد، سایر علائم اضطراب و اختلال خواب می تواند عامل اصلی در شروع زودتر تهوع و استفراغ بیماران سرطانی باشد. اضطراب بدون توجه به شدت آن به طور قابل ملاحظهای می تواند بر کیفیت زندگی بیماران سرطانی و خانوادههای آن ها تاثیرگذار باشد، به همین دلیل باید مورد بررسی و درمان قرار گیرد (پین[۴۱]، ۱۹۹۲). امروزه سرطان به عنوان یک بیماری مزمن، مشکلات هیجانی بسیاری مانند، تغییر در قابلیت عملکرد افراد، تصویر بدنی، نقش خانوادگی و اجتماعی ا در بیماران مبتلا به وجود میآورد و همچنین افسردگی در بیماران سرطانی تحت شیمی درمانی شیوع بسیاری دارد؛ بنابرین باید متخصصان بهداشت روان به نقش مسائل روانشناختی در همه مراحل درمان و ابعاد زندگی فرد مبتلا به سرطان آگاه باشند.
۲-۲-۱- سلامت روان
اگرچه مفهوم سلامت روان سالها موضوع مورد بحث در میان روانپزشکان، روانشناسان و دیگر دانشمندان علوم اجتماعی بوده است، با این وجود، هنوز تعریف جامع و قابل قبولی برای سلامت روانی وجود ندارد. این امر تاحدودی ناشی از فقدان تعریف قابل قبول و کاملی از بهنجاری است و در بسیاری از موارد، به زمینه های مربوط می شود که نویسندگان مختلف به سلامت روانی پرداختهاند (گنجی، ۱۳۸۲).

طبق نظر وایت (۲۰۰۱، به نقل از طیبی خرمی، ۱۳۸۷)، افراد دارای سلامت روان، چندین ویژگی دارند که عبارتند از:
الف- پذیرفتن خود و دوست داشتن خویشتن: این ویژگی دربرگیرنده دو مفهوم خودپنداره (تصوری که فرد از خودش دارد)، و عزت نفس (پذیرش و قبول خود) است. چنانچه این دو مفهوم با هم باشند تکمیل کننده اولین بخش از سلامت روان (پذیرش و دوست داشتن خود) هستند.
ب- برقراری ارتباط با دیگران: زمانی که افراد دارای خودپندارهی مثبت و عزت نفس بالا باشند، می توانند به خوبی با دیگران ارتباط مناسب برقرار کنند.
ج- مقابله با نیازهای زندگی: مقابله با نیازها و احتیاجات زندگی و کنترل الزامات و چالشهای زندگی، بخشی از سلامت روانی است. این الزامات از جانب والدین خانواده، دوستان، مدرسه، فعالیتها و مشاغل میباشد. نکته اساسی در این زمینه موضوع مدیریت استرس است، زمانی که افراد تحت استرس هستند باید مهارت های مقابلهای لازم را داشته باشند تا بدین وسیله بتوانند اثرات استرس را بر جسم و روان کاهش دهند. چنانچه استرس مدیریت شود (کاهش یابد و کنترل شود) و مهارتهای مقابلهای مؤثر موجود باشد، قطعاٌ فرد بهتر می تواند با نیازها و چالشهای زندگی مقابله کند.
د- بروز مناسب هیجانات: افراد باید بتوانند هیجانات خود را شناسایی کنند، احساسات را به طور مناسب بروز دهند، در غیر این صورت سلامت روان خود فرد و همچنین دیگران در معرض آسیب قرار خواهد گرفت.
به عقیده فروید ویژگی خاصی که برای سلامت روان ضروری است، خود آگاهی است. یعنی هرآنچه که ممکن است در ناخودآگاه موجب مشکل شود بایستی خودآگاه شود (خرمی، ۱۳۸۷). واپسزنیهای ناخودآگاه و غیر ضروری بایستی دگرگون شوند و انرژی صرف شده برای نگهداری آن ها در ناخودآگاه بایستی به “من” بازگردانیده شود. تجارب کودکی ناخودآگاه حقیقی بایستی بازگشوده شوند و از این طریق به فرد تا حد ممکن کمک شود تا شیوه ارضای کودکانه را رها نماید.
در نهایت خودآگاهی حقیقی ممکن نیست مگر اینکه کنترل غیر واقعی و یا زاید “من برتر” در هم شکسته شود، زیرا گنجایش ناخودآگاه من برتر بازتابی از تحریمها، ممنوعیت و ایده آلهای والدین فرد است. این بدان معنی نیست که اگر کنترلهای ناخودآگاه من برتر تضعیف شوند و خواسته های واپسزده خودآگاه شوند، میتوانیم زندگی لذتآوری را شروع کنیم. خودآگاهی لذت طلبی نیست، خودآگاهی در عنصر اصلی سلامت روانشناختی است. انسان می تواند تحت راهنمایی “من” آگاه و منطقی، ناشادمانیهای رواننژندانه خودش را با بدبختی مشترک نوع بشر مبادله نماید (ایروانی و نجات، ۱۳۸۷).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[جمعه 1401-09-25] [ 04:33:00 ب.ظ ]
|
|
پژوهشگران همچنین ارتباطی قوی میان اختلالات اضطرابی و آشفتگی زناشویی اثبات کردهاند. علاوه بر اختلالات روانی، مشکلات ارتباطی با بیماری های جسمانی نیز همبستگی دارد. افرادی که روابط رضایت بخش و حمایت کننده دارند، احتمال کمی وجود دارد که مبتلا به بیماری سختی شوند و اگر هم بیمار شوند سریع تر بهبود مییابند (هالفورد،۱۳۸۴).[۱۸]طرز تفکر، عقاید و تمایلات: باید قبل از وارد شدن به زندگی زناشویی مخصوصا در دوران نامزدی در موضوعات مهم زندگی توافق نظر وجود داشته باشد. ثابت شده است که توافق های زیاد قبل از ازدواج روابط بعد از ازدواج را نیز محکمتر کرده و معنی و مفهوم بهتر به زندگی زناشوئی میدهد (گنجی،۱۳۸۴).

شواهد فزاینده ای وجود دارد که شیوه های درک ، تفسیر و ارزیابی زوج از یکدیگر و رویدادهایی که در روابط شان اتفاق می افتند، تأثیر مهمی بر کیفیت روابط آن ها میگذارد (باوکام، اپستین، سایر زوشر ۱۹۸۹ به نقل از ترکان ۱۳۸۵).[۱۹]تاثیر منفی “باورهای غیر منطقی” یا در نهایت معیارهای غیر واقع نگرانه ای که افراد در مورد روابط صمیمانه دارند را بر الگوهای تعامل و رضایت همسران مورد تأکید قرار دارد( آلبرت الیس۱۹۷۶، به نقل از اپستین و دیگران، ۲۰۰۵)[۲۰].
زوجین مشکل دار، بیشتر مشکلات رابطه شان را به همسرشان نسبت میدهند و فکر میکنند وی از روی عمد به گونه ای ناخوشایند با آن ها رفتار میکند. در مقابل، زوجین خوشبخت، احتمالاً بیشتر رفتارهای منفی را به شرایط محیطی موقت نسبت میدهند (هالفورد، ۱۳۸۴).
عقاید مذهبی: عقاید مذهبی در سعادت کانون خانوادگی اهمیت دارد. تحقیقات نشان میدهد که اعتقادات و نگرش های زن و مرد اکثرا پس از ازدواج ادامه مییابد و اگر زن و شوهر از یک مذهب ولی دارای اعتقادات و دید فلسفی متفاوت نسبت به اصول و موازین مذهبی خود باشند باز هم منجر به اختلافات عدیده شده و دیگر مسائل زندگی را نیز تحت الشعاع قرار میدهد.توافق و طرز فکر درباره امور جنسی:تحقیقات نشان میدهد که مسائل جنسی از لحاظ اهمیت در ردیف مسائل درجه اول یک زندگی زناشوئی قرار دارد و سازگاری و رضایت در روابط جنسی از مهمترین علل خوشبختی زندگی زناشویی است. چنان چه این روابط ارضاء کننده و کامل نباشد، منجر به ناراحتی شدید، اختلافات و حتی از هم پاشیدگی خانواده می شود.بیماری روانی در خانواده:وراثت یکی از عوامل مهم بیماری های جسمی و روانی است لذا شایسته است در موقع انتخاب همسر تحقیقات لازم در این باره انجام شود.یکی از عوامل کلیدی در پایداری زندگی مشترک تعهد دو طرف نسبت به ازدواج است(گنجی،۱۳۸۴).
فردیت[۲۱] و تمایز خود[۲۲]:باور “زن و شوهر نیمه بهتر یکدیگرند” در واقع نشان دهنده ی اشتباه فرهنگی در زمینه ازدواج است. نقش های جنسی انعطاف پذیر در این فرهنگ به این معتقد است که با کنار هم گذاردن دو نیمهی انسان یک شخص کامل ایجاد می شود. برداشت به گونه ای است که انگار یک دوم ضربدر یک دوم مساوی یک می شود، و حال آنکه یک دوم ضربدر یک دوم مساوی یک چهارم است که از یک دوم کمتر است. به همین دلیل وقتی دو نفر برای تکمیل شدن ازدواج میکنند، در مقایسه با آن زمان که کامل و تکمیل نبودند، ناقص تر میشوند و این علت بسیاری از شکست های ازدواج هاست. بنابرین افرادی که از وضعیت درونی سازمان یافته تری برخوردارند در نظم دادن به وضعیت طرف مقابل نیز موفق تر میباشند (برنشتاین و برنشتاین، ۱۳۸۲) .

صمیمیت و خود افشاسازی[۲۳]:اگر چه همسران مایلند دیدگاه های مشابهی در مورد صمیمت و خود افشاسازی در رابطه زناشویی داشته باشند، لیکن معلوم گردیده است که میان زنان و مردان در صمیمیت و رضایت زناشویی تفاوت وجود دارد (گریف و مالرب، ۲۰۰۱).[۲۴]
به عبارت دیگر تجربه صمیمیت در میان زنان و مردان متفاوت است. زنان خود افشایی در زمینه احساسات را به عنوان صمیمیت زیاد می دانند و مردان داشتن فعالیت های مشترک با همسر را نشانه صمیمت می دانند (مارکمن و کرافت، ۱۹۸۹ به نقل از هالفورد، ۱۳۸۴).[۲۵]
هیجان و مهارت مندی هیجانی[۲۶] :پژوهش در زمینه هیجان، در حیطه اتفاق می افتد. حیطه اول وقوع، ظرفیت و شدت پاسخدهی هیجانی را در ازدواج بررسی کرد. مثلاً بررسی گاتمن در این حیطه مشخص کردهاست که زوج های آشفته نسبت به غیر آشفته، تقابل و عاطفه منفی تری را نشان میدهند. حیطه دوم، نقش هیجانات مختل از قبیل افسردگی و اضطراب را در سلامت زناشویی بررسی کرد. این حیطه پژوهشی یک رابطه نیرومند میان عاطفه افسرده و آشفتگی زناشویی را نشان داده است .مثلاً پژوهش بیچ [۲۷]حیطه سوم، نقش هیجانات را در زوج درمانی بررسی نمود. از نظر این حیطه پژوهشی اصل یا ریشه آشفتگی رابطه در عواطف منفی است که در تعامل با همسر آشکار می شود(کردوا، گی و وارن ۲۰۰۵).
سطح هیجان خواهی زن و شوهر صرف نظر از همسانی و ناهمسانی هیجان خواهی آن ها، سازگاری زناشویی را به طور منفی تحت تأثیر قرار میدهد. آن ها در تبیین این مسئله به این موضوع اشاره کردهاند که از آنجا که ازدواج قراردادی طولانی مدت است که با انعقاد آن محدودیت هایی برای افراد ایجاد میگردد، این محدودیت ها برای افراد هیجان خواه به راحتی قابل پذیرش نیست و لذا سازگاری و رضایت از ازدواج در این افراد کاهش مییابد(عطاری و همکاران، ۱۳۸۴).
حمایت خانوادگی:هالفورد(۱۳۸۴) معتقد است میزان حمایت های عاطفی (مانندگوش دادن همدلانه به دردودل های همسر) و عملی (مانند کمک کردن به دیگران) که زوجین به یکدیگر ابراز میکنند به طور قابل توجهی رضایت مندی از رابطه را در عرض سال های اولیه ازدواج پیشبینی میکند.رابطه معنی داری بین عدم پذیرش زوجین از سوی خانواده های یکدیگر و توفیق یا عدم توفیق درزندگی وجود دارد همچنین میزان دخالت بستگان درزندگی مشترک درخانواده های ناموفق بیشتر است . به علاوه خانواده های زوج های موفق بیشتر درجریان آشنایی های قبل از ازدواج فزندان خود با یکدیگر بوده اند.بنابرین آگاهی والدین وهدایت صحیح آن ها میتواند درموقعیت زندگی فرزندانش مؤثر باشد(بهمن، مافینی، ۱۳۸۸).
رویدادهای زندگی:رویدادهای زندگی به تحولات رشدی وتغییر یافتن موقعیت هایی که زوجین باهم به صورت فردی با آن مواجه میشوند اشاره میکند.به احتمال زیاد در دورانی که نرخ تغییر وحوادث استرس آور زندگی زیاد میشود مشکلات ارتباطی نیز بیشتر می شود (هالفورد،۱۳۸۴). مثلاً درآغاز دوره زناشویی بارداری و فرزند پروری، موارد مشکل وموارد اختلاف درفرزند پروری: بیماری شدید یا مرگ فرزند یا خویشاوندان دوره نوجوانی فرزندان؛ ترک کردن خانه توسط فرزندان. خیانت و جدایی (سادوک[۲۸] ۲۰۰۷). بازنشستگی نیز یک انتقال عمده دیگر برای زوجین است که با آشفتگی در رابطه همراه است که با آشفتگی در رابطه همراه است (هالفورد،۱۳۸۴).
۲-۵-عوامل توفیق وحفظ زناشویی :
۱- حوصله وبردباری
حوصله وبردباری درزندگی زناشویی از اهمیت خاصی برخوردار است.کسانی که درقبال مسائل خانوادگی واختلاف بین خود وهمسر حوصله به خرج نمی دهند وپس از کوچکترین موضوع مورد اختلاف به عکس العمل ها مبادرت میکنند زندگی زناشویی را به طرف ناسازگاری وناشادی پیش میبرند.
۲- خلوص
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۳-اهمیت و ضرورت پژوهش
نوجوانی بی تردید یکی از پرماجراترین دوره های زندگی آدمی است. اساس سلامت روانی یا آسیب شناسی روانی دوره بزرگسالی در این دوره بنا نهاده می شود. دگرگونیهای بی سابقه و سریعی که در این دوران رخ میدهد، اعم از تحول در جنبههای جسمانی، شناختی، هیجانی و اجتماعی، نوجوانی را به موقعیتی دوگانه برای رشد یا آسیب مبدل ساخته است (سامانی و فولاد چنگ، ۱۳۸۵). هرچند اندیشه غالب بر آن است که بیشتر افراد از این طوفان و استرس به سلامت می گذرند، اما مطالعاتی که در دهه های اخیر صورت گرفته اند، نشان میدهند روز به روز بر تعداد نوجوانانی که نشانه های آسیب شناسی رفتاری یا هیجانی را در خویش حمل میکنند افزوده می شود (مصلی نژاد فر، ۱۳۹۱). از آنجا که نوجوانی، دوره ای است که در آن تغییرات جسمی و روانی – اجتماعی با هیجان و هیجانات شدید همراه است و بسیاری از دستگاه های عصبی یا شناختی که هیجان را کنترل میکنند در ضمن این دوره به رشد میرسند (هوپر[۵۳] و همکاران، ۲۰۰۴) توجه به راه های شناختی مقابله با هیجان به هنگام مواجهه با رخدادهای زندگی در این دوره میتوانند دارای اهمیت باشند، زﻳﺮا ﺑﻴﻦ ﻣﺸﻜﻼت درون رﻳﺰ و ﻓﺮاﻳﻨﺪ ﺗﻔﻜﺮ ﻣﻨﻔﻲ با تحریفهای ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ اﻓﺮاد راﺑﻄﺔ ﻗﻮی وﺟـﻮد دارد (رونان و کندال[۵۴]، ۱۹۹۷).


اگر چه هیجانها اساس زیست شناختی دارند، اما افراد قادرند بر هیجانها و ابراز آن ها تسلط داشته باشند. تنظیم هیجانی به اعمالی اطلاق می شود که به منظور تغییر یا تعدیل یک حالت هیجانی به کار می رود و شکل خاصی از خود تنظیمی است . به طور کلی نظم جویی هیجان یکی از عوامل بهزیستی و کنش وری موفق بوده و نقش مهمی در سازگاری با وقایع تنیدگی زای زندگی ایفا میکند . نتایج پژوهش ها نشان میدهد که ظرفیت افراد در تنظیم مؤثر هیجانها بر شادمانی روان شناختی، جسمانی و بین فردی تأثیر میگذارد. تنظیم هیجان موفقیت آمیز با پیامد های خوب سلامتی، عملکرد تحصیلی و عملکرد شغلی همراه است و بر عکس، نارسایی در نظم جویی هیجان با اختلال های روانی، شخصیتی و اختلال های اضطرابی در ارتباط است (آلداو، نولن هاکسیما و شووایزر[۵۵]، ۲۰۱۰؛ کول[۵۶]، ۲۰۰۹؛ گراتز و رومیر[۵۷]، ۲۰۰۴؛ حسنی و همکاران، ۱۳۸۷). بدین ترتیب انتخاب راهبرد های مقابله ای مؤثر و کارآمد در ابعاد شناختی، هیجانی و رفتاری بر افزایش استفاده از مقابله های سازگارانه و ارتقای سلامت روان اثر میگذارند (لنبرن[۵۸]، ۲۰۰۶؛ به نقل از رضائیان، ۱۳۹۱) .
از طرف دیگر بالبی (۱۹۶۹) معتقد است که نظریه دلبستگی فقط نظریه تحول کودک نیست، بلکه نظریه تحول گستره حیات است (مظاهری، ۱۳۷۹ ) و رفتار های دلبستگی و پیامد آن ها در سراسر زندگی فعال و حاضرند و به هیچ وجه به دوران کودکی محدود نمی شوند ( سیمپسون[۵۹]و همکاران، ۲۰۰۷). اگر چه کاهش فراوانی و شدت رفتار دلبستگی با افزایش سن تصدیق شده است، اما کیفیت روابط دلبستگی، به ویژه اوایل نوجوانی به بعد ثابت می ماند. از دید دلبستگی، نوجوانی دوره انتقالی است که در آغاز آن، نوجوان برای کم کردن وابستگی به چهره دلبستگی اولیه تلاش زیادی میکند، اما چند سال بعد، در اواخر نوجوانی امکان دارد که خود، برای فرزندانش، چهره دلبستگی باشد. با این وجود، نوجوانی تنها زمان کوتاه و گذرایی نیست که نقش پل ارتباطی بین دو دوره کودکی و بزرگسالی را ایفا کند، بلکه نوجوانی دوره ای عمیق از انتقال ها، بین نظام های رفتاری، شناختی و هیجانی است. در واقع نوجوان، مراحل تحول را از دریافت کننده مراقبت والدین به سوی مراقبت کننده بالقوه برای فرزندانش می پیماید ( کاسیدی و شیور، ۱۹۹۹؛ به نقل از بهزادی پور، پاکدامن و بشارت، ۱۳۸۸). این دوره، همچنین به سبب تأثیرات الگوهای دلبستگی بر رفتار به موازاتی که محرک های تنش زای این دوره به فعال شدن سیستم دلبستگی منجر می شود، دورهای برجسته تلقی می شود.
با توجه به اهمیت مطالب گفته شده و ذکر این نکته که اگر چه در زمینه ی رابطه ی صفات شخصیت، سبک های دلبستگی و حالت های هیجانی به ویژه هوش هیجانی مطالعات متعددی صورت گرفته است ولی در زمینه بررسی راهبرد های تنظیم هیجان بر اساس صفات شخصیت، سبکآموزشها و ابعاد دلبستگی، تا کنون طبق اطلاعات محقق، تحقیقی انجام نگرفته است، بنابرین ضرورت دیده شد که در این پژوهش به آن پرداخته شود. نتایج این پژوهش میتواند به دانش آموزان کمک کند تا با پی بردن به سبک ها و ابعاد دلبستگی خود و همچنین با شناختن صفات شخصیتی شان بتوانند بهترین راهبرد شناختی تنظیم هیجان را متناسب با این موارد انتخاب کرده و به کار گیرند. همچنین نتایج این پژوهش میتواند زمینه و بستری را برای دست اندرکاران تعلیم و تربیت فراهم کند تا ضمن شناخت صفات شخصیتی گوناگون و انواع سبک ها و ابعاد دلبستگی در دانش آموزان اقدام به برنامه ریزی کرده و به آموزش راهبردهای شناختی مؤثرتر و سازش یافته تر برای تنظیم هیجانات در سطح مدارس مبادرت ورزند و ضمن اینکه امید است که نتایج این تحقیق بتواند زمینه را برای انجام تحقیقات گسترده تر فراهم نماید.

۱-۴- متغیرهای اساسی پژوهش
۱)متغیرهای پیش بین(مستقل): صفات شخصیت، سبک های دلبستگی، ابعاد دلبستگی
۲)متغیر ملاک(وابسته): راهبردهای شناختی تنظیم هیجان
۳)متغیر کنترل: دوره تحصیلی
۱-۵- اهداف پژوهش
۱-۵-۱-هدف کلی
هدف کلی این پژوهش تعیین رابطه صفات شخصیت، سبک ها و ابعاد دلبستگی با راهبردهای شناختی تنظیم هیجان در دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان مهریز در سال تحصیلی ۹۳- ۱۳۹۲می باشد.
۱-۵-۲-اهداف جزئی
جهت تحقق هدف کلی فوق، اهداف جزئی زیر تدوین گردیده است:
۱- تعیین رابطه صفات شخصیت و راهبردهای شناختی مثبت تنظیم هیجان در دانش آموزان.
۲- تعیین رابطه صفات شخصیت و راهبردهای شناختی منفی تنظیم هیجان در دانش آموزان.
۳-تعیین رابطه سبک های دلبستگی و راهبردهای شناختی مثبت تنظیم هیجان در دانش آموزان.
۴- تعیین رابطه سبک های دلبستگی و راهبردهای شناختی منفی تنظیم هیجان در دانش آموزان.
۵- تعیین رابطه ابعاد دلبستگی و راهبردهای شناختی مثبت تنظیم هیجان در دانش آموزان.
۶- تعیین رابطه ابعاد دلبستگی و راهبردهای شناختی منفی تنظیم هیجان در دانش آموزان.
۱-۶- فرضیه های پژوهش
۱- بین صفات شخصیت و راهبردهای مثبت تنظیم هیجان در دانش آموزان رابطه وجود دارد.
۲- بین صفات شخصیت و راهبردهای منفی تنظیم هیجان در دانش آموزان رابطه وجود دارد.
۳- بین سبک های دلبستگی و راهبردهای مثبت تنظیم هیجان در دانش آموزان رابطه وجود دارد.
۴- بین سبک های دلبستگی و راهبردهای منفی تنظیم هیجان در دانش آموزان رابطه وجود دارد.
۵- بین ابعاد دلبستگی و راهبردهای مثبت تنظیم هیجان در دانش آموزان رابطه وجود دارد.
۶- بین ابعاد دلبستگی و راهبردهای منفی تنظیم هیجان در دانش آموزان رابطه وجود دارد.
۷- صفات شخصیت و سبک های دلبستگی در پیشبینی راهبردهای مثبت تنظیم هیجان دانشآموزان نقش دارند.
۸- صفات شخصیت و سبک های دلبستگی در پیشبینی راهبردهای منفی تنظیم هیجان دانش آموزان نقش دارند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
TAMبطور وسیعتری توسط محققان و دست اندرکاران برای کمک به پیشبینی و مفهومسازی پذیرش استفاده از سامانههای اطلاعاتی توسط کاربر میباشد (وانگ و همکاران، ۲۰۰۳).


TAMدارای توانایی توصیف چگونگی باورهای فردی مشتری است و ارزش عمده پیشنهاد استفاده از آن تا اندازهای درک نگرش به از سیستم فناوری اطلاعات با سایر خدمات بانکداری نوین از جمله تلفن بانک و این که آیا به استفاده از سامانه گرایش دارند یا نه را توصیف میکند (یو و همکاران، ۲۰۰۷).
مدل پذیرش فناوری به مدیران ارشد مسئول برای عرضه و توسعه سیستم فناوری اطلاعات در بانکداری نوین آن-این و به برنامهریزان سامانههای اطلاعاتی، مبتنی بر ایجاد گرایش فناوری اطلاعات کاربران کمک میکند. این میتواند به تغییرات و اصلاحات واقعی در رفتار افراد، یا در نهایت، شناخت بیشتر این دانش به کارشناسان فناوری و بانکی امکان توسعه روش های جدید برای پشتیبانی از نیازها و انتظارات مشتریان تلفن بانک فناوری اطلاعات را میدهد (یو و همکاران، ۲۰۰۷).
یکی از مزایای کلیدی استفاده از TAMبرای درک رفتار کاربردی سامانه است که چارچوبی را برای بررسی اثرمتغیرهای بیرونی روی کارکرد سامانه فراهم میکند (هانگ و همکاران، ۲۰۰۱).
طبق TAMپذیرش فناوری اطلاعات توسط تمایل به استفاده واقعی از سامانه تعیین میشود، که گرایش نیز با سهولت ادراکشده و مفید بودن ادراکشده از سامانه تعیین میشود. طبق نظر دیویس دو عامل در تعیین نگرش افراد که منجر به پذیرش فناوری میشود نقش دارد، این دو عامل ادراکات فرد در مورد سهولت استفاده و مفید بودن فناوری مورد نظر است. ادراکات فرد در مورد مفید بودن یک فناوری اطلاعاتی به معنی میزانی است که فرد تصور میکند که استفاده ازیک فناوری خاص موجب بهبود عملکرد شغلی وی در سازمان میشود ویا به انجام بهتر کار مورد نظر کمک میکند (دیویس و همکاران، ۱۹۸۹). که این کمک میتواند از طریق کاهش زمان انجام وظیفه یا ارائه اطلاعات به هنگام باشد. تحقیقات زیادی که در زمینه سامانههای اطلاعاتی انجام شده، نشان داده است که مفید بودن درک شده تأثیر مهمی بر قصد استفاده از فناوری مورد نظر دارد. در واقع دلیل اصلی استفاده افراد از فناوریهای اطلاعاتی در بانکداری نوین از جمله تلفن بانک این است که افراد استفاده از این سامانهها را برای انجام عملیات مورد نظر مفید میدانند. ادراکات فرد در مورد سهولت استفاده به درجهای اطلاق میشود که شخص معتقد است که یادگیری نحوه استفاده و کار کردن با یک سامانه خاص نیازمند تلاش اندکی از لحاظ ذهنی میباشد (دیوییس و همکاران، ۱۹۸۹). این دو عامل بر طرز نگرش فرد نسبت به استفاده از یک سامانه خاص تأثیر میگذارند و طرز نگرش بر تمایل فناوری اطلاعات فرد به استفاده از سامانه مورد نظر تأثیر میگذارد و تمایل به استفاده واقعی از سامانه منجر خواهد شد. طرز نگرش نسبت به سامانه، ارزیابی فرد از مطلوبیت استفاده از یک سامانه اطلاعاتی است و تمایل فناوری اطلاعات یا قصد استفاده کننده میزان احتمال به کارگیری سامانه توسط فرد است (لو و همکاران، ۲۰۰۳).
متغییرهای بیرونی
ادراکات فرد در مورد سهولت استفاده
گرایش رفتاری به استفاده
استفاده واقعی
ادراکات فرد در مورد مفید بودن استفاده
شکل ۲-۳:مدل پذیرش فناوری دیویس،۱۹۸۹
این تحقیق گرایش رفتار کاربران به سامانههای اطلاعاتی را مبتنی بر سهولت بودن ادراک شده، مفید بودن ادراک شده ویک مفهوم جدید “امنیت ادراک شده” آزمون میکند.
سهولت ادراک شده از استفاده: “میزانی از باورهای فردی که استفاده از یک سامانه خاص نیازمند تلاش اندکی باشد” (دیویس و همکاران، ۱۹۸۹).
مفید بودن ادراک شده: “میزانی از باورهای فردی که استفاده از یک سامانه خاص باعث بهبود عملکرد کاریش شود” (همان).
امنیت ادراک شده:”به ادراک فرد نسبت به امنیت سامانه از لحاظ حفظ حریم شخصی در انجام مبادلات بانکی فناوری اطلاعات اطلاق میشود.
علاوه بر این فرضیات این تحقیق تفاوت تأثیر سطوح مختلف سهولت ادراک شده، مفید بودن ادراک شده، و امنیت ادراک شده را بر گرایش مشتریان در استفاده از سیستم بانکی فناوری اطلاعات شناسایی میکند. اما امکان دارد عاملهای مؤثر بر پذیرش یک سامانه اطلاعاتی جدید با توجه به شرایط و هدف کاربران فناوری متفاوت باشد، اما هدف این پژوهش توسعهTAMبا مفهوم جدیدی از تلفن بانک فناوری اطلاعات “امنیت ادراک شده” برای بهبود درک رفتار فردی از پذیرش تلفن بانک فناوری اطلاعات است که از طریق چارچوبTAMروی گرایش کاربران بالقوه در استفاده از سیستم تلفن بانک فناوری اطلاعات تأثیر دارد. نتایج این تحقیق، با تبیین کاربرد گرایش از دید کاربران، به کارشناسان تلفن بانک فناوری اطلاعات برای توسعه بهتر پذیرش سامانه تلفن بانک فناوری اطلاعات کمک میکند. همچنین از چگونگی ادراک سامانههای اطلاعاتی جدید برای کاربران بالقوه را ارائه میدهد.
۲-۱-۵-توسعه تحقیقات TAMدر طول زمان:
مدل پذیرش فناوری مانند هر وجود ارگانیک و پویا، شکل اولیه خود را حفظ نکرده و به طور مداوم در طول زمان تکامل یافته است. در این بخش چگونگی توسعه مدل پذیرش فناوری را در طول ۱۹ سال گذشته از زمان معرفی تاکنون- مورد بررسی قرار میدهیم. به این ترتیب که این ۱۹ سال را میتوان به ۴ دوره تقسیم نمود: دوره معرفی مدل، دوره اعتبار سنجی و تأیید مدل، دوره توسعه مدل و دوره تکامل مدل.
۲-۱-۵-۱- دوره معرفی مدل
پس از معرفی سامانههای اطلاعاتی به سازمانها، پذیرش فناوری توسط کاربران توجه بسیاری از محققان را به خود جلب نمود. محققان سامانههای اطلاعاتی کوششهای تحقیقاتی زیادی برای تعیین اینکه چه عواملی بر عقاید و طرز تفکر کاربران در مورد تصمیم برای استفاده از فناوری اطلاعاتی و پذیرش سامانههای اطلاعاتی تأثیر میگذارند انجام دادند. در نتیجه انجام این تحقیقات، مدل پذیرش فناوری از تئوری عمل منطقی آجزن و فیش بین تکامل یافت. این مدل برای ارائه توضیحاتی در مورد عوامل تعیین کننده پذیرش تکنولوژی رایانه ارائه گردید. این تئوری اثرگذارترین بسط تئوری عمل منطقی است و قادر به شرح رفتار کاربر در حیطه وسیعی از فناوریها و کاربران متفاوت میباشد. پس از معرفی این مدل محققان بسیاری چندین مطالعه و بررسی را با بهره گرفتن از آن انجام دادند. این مطالعات را میتوان به دو دسته تقسیمبندی نمود:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-صرف نظر کردن از تمایلات فردی به خاطر گروه
-عمل به شیوهای که احترام دیگران را برانگیزاند

-نشان دادن احساس قدرت و شایستگی
-اطمینان خاطر دادن از برطرف شدن موانع به دیگران (Ibraheem et al, 2011).
- رفتارهای ایدهآل. یعنی رهبران رفتار عالی ارائه می دهند و ممکن است نیازهای خود را فدای بهبود اهداف گروه کاری خود نمایند (Sadeghi & Lope pihie, 2012). این شاخص شامل موارد زیر می شود:
-صحبت کردن در مورد مهمترین ارزشها و اعتقادات
-تصریح در اهمیت داشتن یک احساس قوی نسبت به هدف
-توجه به منابع معنوی و اخلاقی و تصمیمات
– گفتگو درباره اهمیت اعتماد نسبت به یکدیگر (Ibraheem et al, 2011).
اجزای رهبری تحولگرا: آنچه که شرکتهای هزاره سوم را از گذشته متفاوت خواهد کرد، این است که چطور مدیران، مسئولیتهای رهبری تحولگرا را انجام میدهند. مدیران ارشد باید روی رفتار ذینفعان سازمانی بویژه افراد درون سازمان تأثیر بگذارند، یعنی مثل یک مربی عمل کنند. یک رهبر تحول گرای مؤثر باید بداند که رسیدن به موفقیت از طریق همکاری اعضای تیم امکان پذیر است. به طور کلی اجزای رهبری تحولگرا عبارتاند از (Ackoff, 2011).
الف) تعیین هدف یا رسالت شرکت. تعیین جهت گیری سازمان بر عهده مدیران ارشد سازمان است. نتایج یک بررسی روی ۴۵۰ نفر از مدیران اجرایی از ۱۲ شرکت جهانی نشان داد که توانایی تدوین یک رسالت ملموس (قابل فهم)، ارزشها و استراتژی برای شرکتها مهمترین شایستگی قابل توجه از بین مهارت های حساس یا حیاتی برای مدیران جهانی است که بتوانند آینده را از آن خود کنند. رسالت (مأموریت)، تسهیل کننده پیشرفت سازمانی است. یک هدف روشن به سازمان اجازه تلاش های یادگیرنده را برای افزایش مزیت رقابتی میدهد.

ب) بهرهبرداری و حفظ شایستگیهای اساسی. منابع و تواناییهای ناشی از نوآوریها، رقبا و تغییرات پیوسته و انقلابهای تکنولوژیکی شایستگیهای اساسی هستند. در هزاره سوم توانایی بهرهبرداری و توسعه شایستگیهای اساسی ارتباط نزدیکی با موفقیت سازمان دارد. شایستگیهای اساسی سازمان، منابع ارزشمند کمیاب و گران و غیر قابل تقلیدند. سرمایه فکری یا دانشی هر سازمان منحصر به فرد است و بر روی انتخابهای رهبران تحول گرا سازمان زمانی که از شایستگیهای اساسی در رقابت استفاده میکنند، تأثیر دارد. اشتراک متقابل دانش و یادگیری ناشی از آن، شایستگیهای اساسی سازمان را به شکل اثر بخشی پرورش میدهند.
ج) توسعه سرمایه انسانی. سرمایه انسانی، دانش و مهارتهای کل نیروی کار یک شرکت است. رهبران تحول گرا، کسانی هستند که افراد یک سازمان (اتباع سازمان) را منابع حیاتی میدانند که بسیاری از شایستگیهای اصلی سازمان را میسازند و در صورت بهرهبرداری موفق ازآنها، یک مزیت رقابتی مهم به شمار میروند. در اقتصاد جهانی، سرمایه گذاریهای زیادی توسط شرکتها بر روی منابع انسانی باید صورت بگیرد، زیرا همه مزیتهای رقابتی از آن ناشی میشوند. اهمیت سرمایه گذاریهای آموزشی بر روی افراد سازمان، مورد حمایت بسیاری از سازمانها واقع شده است. بررسی های اخیر نشان داده است که شرکتهایی که ۱۰درصد بیشتر روی آموزش سرمایهگذاری کردهاند، یک افزایش ۵/۸ درصدی در بهرهوری مشاهده کردهاند. بنابرین یک چالش بزرگ برای رهبران تحول گرا در هزاره سوم، یافتن راه هایی برای تشویق هر یک از کارکنان برای به فعل درآوردن پتانسیلهای بالقوه آن ها است. یکی دیگر از چالشهای پیش روی رهبران تحول گرا، تنوع زیاد نیروی کار است. جوامع سازمانی شامل افرادی از کشورها و فرهنگهای گوناگون خواهد بود که ممکن است دارای ساختار ارزش ویژهای باشند. بنابرین رهبران تحول گرا باید یاد بگیرند که باورها، ارزشها، رفتارها و فعالیتهای تجاری – رقابتی شرکتها را در نواحی و فرهنگهای متنوع شناسایی و ارزیابی کنند و نسبت به رشد و توسعه آن گام بردارند (Ackoff, 2011).

د) پشتیبانی و حفظ یک فرهنگ اثربخش سازمانی. فرهنگ سازمانی مجموعه پیچیدهای از ایدئولوژی ها، نمادها و ارزشهای کلیدی مشترک در سراسر شرکت است. بعضی از نویسندگان تجاری معتقدند که چالشهای شرکتها در هزاره سوم، اینکه بیشتر فرهنگ تکنیکال یا قطعی داشته باشند نیست، بلکه این است که چطور سازمانها رهبری شوند که مولد دانش و پرورش دهنده آن باشند، چطور متکی به قضاوت و غریزه باشند، چطور در یک دنیا با تعداد فزایندهای از شرکتها زندگی کنند. فرهنگ سازمانی مرتبط با تصمیمات، فعالیتها، الگوهای ارتباط و شبکه های ارتباطی است. فرهنگ، انعکاس آن چیزی است که سازمان در طول زمان به واسطه پاسخگویی به چالشهای مداوم حیات (بقا) و رشد یاد میگیرد(Ackoff, 2011). فرهنگهای مؤثر، فرهنگهایی هستند که افراد سازمان را به عنوان مزیت رقابتی در نظر میگیرند. هنگامی که افراد سازمان واقعیت تغییر مستمر را قبول کنند، نیازمند نوآوریهای بیپایان، الگوها و رویههایی هستند که بتوانند با رقابت جهانی کنار بیایند (انصاری و تیموری،۱۳۹۲).
ﻫ) تأکید بر رویههای اخلاقی. رویههای اخلاقی، به عنوان فیلترهای اخلاقی هستند که از طریق آن، خط مشیهای عملی بالقوه ارزشیابی میشوند. در هزاره سوم، تصمیمات رهبران تحولگرا باید از روی صداقت، اعتماد و درستی باشد، رهبران تحول گرا باید قابلیت برانگیختن کارکنان و توسعه یک فرهنگ سازمانی که رویههای اخلاقی در آن یک هنجار رفتاری تلقی شود را دارا باشند (Ackoff, 2011). بنابرین چالش پیش روی رهبران تحول گرا این است که چطور هنجارهای ارزشی را برای هدایت فعالیتهای شرکت و رفتار افراد تلقین کنند. یک رهبر تحول گرای متعهد، به دنبال امور قانونی، اخلاقی و اجتماعی است که هر دو بعد اخلاقی و کارایی اقتصادی را در نظر بگیرد. انجام فعالیتهای اخلاقی برای رهبران تحول گرا در هزاره سوم به دلیل تضاد فرهنگها و ساختارهای اقتصادی که شرکتها در محدوده آن رقابت میکنند، بسیار مشکل خواهد بود. یک رهبر تحولگرای متعهد، خواستههای مشروع ذینفعان را در ایجاد و تداوم یک فرهنگ اخلاقی سازمانی به کار میگیرد. درحالی که مدیریت سنتی در برابر تغییرات محیطی واکنش نشان میدهد رهبری تحولگرا سعی در پیش بینی تغییرات محیطی دارد (انصاری و تیموری،۱۳۹۲).
و) ایجاد کنترلهای متوازن سازمانی. کنترلهای سازمانی، کنترلهای رسمی هستند که مدیران و رهبران از آن برای شکل دهی، ایجاد و تغییر الگوهای فعالیتهای سازمانی استفاده میکنند. در دور نمای رقابتی جدید چنین کنترلهایی به سختی میسر است. عرصه های رقابتی جدید دارای فرصتهایی است که بیشترین اثر بخشی را از نوآوری و خلاقیت ایجاد میکنند. رهبران استراتژیک قادرند کنترلهایی را ایجاد کنند که رفتارهای خلاقانه (نوآورانه) و منعطف کارکنان را برای به دست آوردن مزیت رقابتی برای شرکت تسهیل کنند. مدیران ارشد، از دو نوع کنترل داخلی استفاده میکنند:
-
- کنترل استراتژیک: این نوع کنترل نیازمند تبادل اطلاعات بین مدیران اجرایی ارشد و اعضای سازمان است. برای اعمال مؤثر کنترل استراتژیک، مدیران ارشد باید درک عمیقی از شرایط رقابتی و پویایی هر یک از واحدهایی که مسئول آن هستند، داشته باشند. تبادل اطلاعات از طریق جلسات غیر رسمی و برنامهریزی نشده اتفاق میافتد. تأکید این نوع کنترل بیشتر روی عملیات است تا نتایج و مدیران سطوح پایین را به تصمیم گیریهای دارای ریسک معقول و پذیرفتنی، تشویق کند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- رفتار منفعل- پرخاشگر: پرخاشگری به دیگران از رهگذر انفعال، خودآزاری و خودتنبیهی به شکل غیرمستقیم ابراز می شود. تظاهرهای این دفاع به شکل شکست خوردن ، طفره رفتن، بیمار شدن و اعمالی که به طور کلی به خود آسیب می رساند تا دیگری.

-
-
- واپس روی[۷۸]: فرد تلاش میکند برای گریز از تعارض و تنش مرحله فعلی تحول به سطح پیشینی که اضطراب کمتری داشته بازگردد. به نوعی شخص می کوشد تا کامبخشی مرحله امن پیشین را تکرار کند. واپس روی بهنجار برای احساس آرامش ، خواب و اوج لذت جنسی اهمیت بسزایی دارد. همچنین به شکل اساس در خلاقیت به شکل توامان دیده می شود.

- جسمانی سازی[۷۹]: پدیدههای روان شناختی به شکل نشانه های جسمانی بیان می شود. فرد واکنش بر اساس تجلی های روانی را صلاح ندانسته و به جای آن از واکنش های جسمانی بهره میبرد.
ج) دفاع های روان آزرده:
-
- مهار کردن: فرد تلاش زیادی میکند تا رویدادها و موضوع های محیطی را مهار وتنظیم کند. بدین ترتیب اسباب کاهش و اضطراب و به حداقل رساندن تعارض های درونی فراهم می شود.
-
- جابه جایی[۸۰]: مسیر نیروگذاری هیجانی یا کشاننده ای از یک فکر یا موضوع به فکر یا موضوع دیگر تغییر جهت میدهد. فکر یا موضوع جاگزین در برخی جنبه ها به فکر یا موضوع اولیه شباهت دارد. با این تفاوت که فکر یا موضوع جاگزین شده اضطراب و ناراحتی کمتری ایجاد میکند. پدیده انتقال یکی از موارد باور این دفاع است.
-
- گسست[۸۱]: تغییرموقت اما شدید در شخصیت یا احساس هویت شخصی برای گریز از استیصال و درماندگی هیجانی. حالت گریز مرضی و واکنش های هیستری تبدیلی از تظاهرهای رایج این دفاع هستند. در این حالت بخشی از فرایندهای روانی از سازمان روانی جدا شده که در نتیجه ارتباط و هماهنگی آن ها از بین می رود.
-
- بیرونی سازی[۸۲]: شبیه فرافکنی است. اما از حیث گستردگی با آن متفاوت می شود. گرایشی در فرد وجود دارد که مؤلفه های شخصیتی خود را در دنیای بیرونی یا موضوع های خارجی به نظاره بنشیند.
-
- بازداری[۸۳]: برخی از کارکردهای من مورد چشم پوشی یا طرد قرار میگیرد. این کارکرد به شکل منفرد یا مرکب تحت عملیات دفاعی قرار می گیرند. هدف از این کار گریز از اضطراب ایجاد شده از سوی تعارض بین تکانه ها و احساس ها، وجدان یا نیروهای محیطی و موضوع های بیرونی است.
-
- عقلانی سازی[۸۴]: فرایندهای عقلانی به شکل فزاینده برای اجتناب از بیان عاطفی یا تجربه هیجانی مورد استفاده قرار می گیرند. از رهگذر این دفاع پدیدههای هیجان برانگیزبی روح و عاری از هیجان میشوند، فرد از صمیمیت با دیگری پرهیز میکند، باتمرکز و توجه بر واقعیت بیرونی احساس درونی نادیده گرفته می شود، و با تأکید بر جنبههای غیر ضروری و حاشیه ای موضوع ، اصل موضوع رها می شود. در این حالت فرد به جای حس کردن فکر میکند.
-
- جداسازی[۸۵]: جدایی فکر و تجسم از عواطف همراه با آن و سرکوب کردن عواطف ، جداسازی اجتماعی به مفهوم نبود موضوع های ارتباطی اشاره دارد.
-
- دلیل تراشی: فرد با عدم پذیرش و مقبولیت افکار، احساس ها ، اعمال و باورهای خود مواجه می شود و برای گریز از اضطراب ایجاد شده نقاب عقلانی برچهره آن ها می زند که در این حالت افکار، احساس هاو…. نامقبول پیشین موجه میشوند.
-
- واکنش وارونه[۸۶]: تکانه نامقبول صدوهشتاد درجه می چرخد و به تکانه ای متضاد اما مقبول تبدیل می شود. این دفاع یکی از مشخص های روان آزردگی وسواس است اما در سایر روان آزردگی ها هم مشاهده می شود.
-
- سرکوبی[۸۷]: فکریا احساس از قلمرو هشیاری رانده یا دور نگه داشته می شود. در سرکوبی اولیه افکار و احساس ها قبل از ورود به هشیاری رانده می شود و در سرکوبی ثانویه فکر و احساس که بیشتر در هشیاری تجربه شده بود سرکوب می شود.در سطح ناهشیاری فرد از افکار و احساس های سرکوب شده با خبر است و در سطح هوشیاری تظاهر نمادین محتوای سرکوب شده باقی می ماند. بنابرین تنها راه هشیار شدن غرایز و احساس ها بسته می شود.
- جنسی سازی[۸۸]: یک موضوع که کارکردهیجانی و رفتاری دارد اهمیت جنسی پیدا میکند. اهمیتی که بیشتر فاقد آن بوده است . بدین ترتیب اضطراب مربوط به تکانه های مهار شده و محتوای ممنوعه آن رد می شود.
د) دفاع های رشد یافته یا انطباقی:
-
- نوع دوستی[۸۹]: نوع واکنش وارونه سازنده و خنثی است که فرد از رهگذر آن به تجربه ای نیابتی دست مییابد. ازخودگذشتگی ارضای خود از طریق ارضای دیگری به قیمت متضررشدن است. بنابرین چون فرد توان ارضای مستقیم نیازهای خود را نداردارضا به صورت نیابتی و جانشینی رخ میدهد. بدین ترتیب با حالت کام بخش ایجاد شده در دیگری همانندسازی میکند.
-
- پیشبینی[۹۰]: فرد برای تحمل ناراحتی های درونی احتمالی که ممکن است در آینده روی دهد اقدام به پیشبینی واقع گرایانه و برنامه ریزی می کند.
-
- ریاضت طلبی[۹۱]: برای اینکه رشد اخلاقی و معنوی متحقق شود فرد قسمت های کام بخش و ارضاء کننده تجربه را حذف میکند. بدین ترتیب حذف لذت و انصراف ازآن برای فرد ارضاء کننده می شود. در حالی که تجربه لذت بخش جدید ذهنی است تا عینی.
-
- شوخی[۹۲]: بیان افکار و احساس های درونی که ممکن است به شکل ستقیم ایجاد ناراحتی برای خود یا دیگری را فراهم سازندبه شکل غیر مستقیم بیان می شود. این دفاع از بذله گویی که نوعی جابه جایی جهت گریز از مسائل هیجانی است متفاوت است.
-
- والایش[۹۳]: هدف یا موضوع اصلی از نظر اجتماعی نامقبول است. بنابرین درقالب هدف یا موضوعی که وجهه اجتماعی داردبیان می شود. دروالایش تکانه منحرف ، مسدودیا سرکوب نمی شودبلکه هدایت میگردد. بنابرین والایش تکانه ارضا کننده است.
-
- فرو نشانی[۹۴]: تعمیم هشیارانه یا نیمه هشیارانه برای تعویق ارضاء یک تکانه یا پرداختن به یک تعارض هشیار.
- اجتناب[۹۵]: به شکل تعمدی و گذرا صورت میگیرد. در این دفاع وجود ناراحتی و مشکل تصدیق می شود و به طور موقت کنار گذاشته می شود.
کار وایلانت درمورد مکانیسم های دفاعی یک استثنا مهم است. او سلسله مراتب دفاع ها را از نظریه روان پویشی اقتباس کرد و آن ها را توسط داستان های روایت گونه اعتبار یابی کرد. چهارمین راهنمای تشخیص آماری اختلال های روانی- متن تجدیدنظر شده( انجمن روان پزشکی آمریکا، ۲۰۰۰) فهرستی توصیفی شامل ۲۷ مکانیسم های دفاعی ۷ سطح مقباس عملکرد دفاعی عبارتنداز: سطح بی نظمی دفاعی (شامل : فرافکنی هذیانی ، افکار سایکوتیک واقعیت بیرونی و تحریف سایکوتیک) ، سطح عمل (شامل: گذر به عمل، انزوای همراه با فقدان احساس ، شکوه همراه بارد کمک و منفعل-پرخاشگری) سطح تحریف عمده تصویر ذهنی (شامل: تخیل در خود مانده، همانندسازی فرافکنانه، دوپاره سازی تصویر خود یا دیگری)، سطح حاشا کردن ( شامل: انکار، فرافکنی و دلیل تراشی)، سطح تحریف جزیی ذهنی(شامل: نا ارزنده سازی، آرمانی سازی و همه توانی)، سطح مهارت ذهنی مصالحه، (شامل: جابه جایی ، گسست، عقلانی سازی، جداسازی عاطفه ، واکنش وارونه، سرکوبی و ابطال) و سطح انطباقی بالا(شامل: پیشبینی، پیوند جویی، نوع دوستی، شوخی ، اظهاروجود، خودنگری، والایش و فرونشانی).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- ۶-Appellate body report , ” turkey – textiles ” , op . cit , para .61. ↑
-
- ۱-Ibid , para ,61. ↑
-
۲-Ibid , para .62.نهاد استیناف همچنین اشاره کرد که مطابق تصمیم ۱٫۹۵ شورای اتحادیه جوامع اروپایی با ترکیه به طور خاص ، امکان اعمال نظامی متشکل از منشا گواهینامه ها را پیشبینی و مقرر نموده بود.
ترکیه به جای استفاده از این امکان اقدام به وضع محدودیت های کمی بر واردات البسه و منسوجات هندی کرد. ↑
-
- ۱-Vanden bossche , peter , op. cit , p .(653-9). ↑
-
- ۲-W/REG/W/37 , para . 47.quoted in vanden bossche , peter , op . cit , p. 659. ↑
-
- ۳-Understanding on article XXIV , para3. ↑
-
- ۱-Vanden bossche , peter , op .cit , pp .(393-4, 679-82). ↑
-
- ۲-BISD 265/203. ↑
-
- موافقت نامه های تجارت منطقه ای در داخل شرط توانمند سازی قرار می گیرند و توسط کمیته تجارت و توسعه بررسی میشوند. ↑

-
- موافقت نامه های تجارت منطقه ای مشمول شرط توانمند سازی در کمیته تجارت و توسعه بررسی میشوند. ↑
-
- ۲-Understanding on article XXIV , para 7. ↑
-
- Panel report , ” turkey – textiles ” , op . cit , para .9.52. ↑
-
- گزارش اتحادیه گمرکی میان جمهوری چک و جمهوری اوسلواکی WT/REG/W/37,10 همین طور ، مطابق گات ۱۹۴۷ کارگروه ها ، مطابقت اتحادیه های گمرکی مناطق تجارت آزاد یا موافقت نامه های موقتی با گات را بررسی کردند و نتوانستند به جز در موارد بسیار اندک به یک نتیجه برسند. ↑
-
-
گرچه نهاد استیناف به این موضوع نپرداخت اما صراحتا ً به مشابه این موضوع در نتیجه گیری اش در قضیه ” هند- محدودیت های کمی ” اشاره میکند.Appellate body report , ” turkey – textiles ” , op . cit , para .60.
علاوه براین باید به بند ۱۲، تفسیر ماده ۲۴ اشاره کرد که بیان میکند : مقررات مواد ۲۲ و ۲۳ گات ۹۴ به طرز استادانه ای در حل و فصل اختلافات اعمال شده و به کار رفته اند. تفسیر ماده میتواند در رابطه با هر موضوعی که ناشی از اعمال مقررات ۲۴ است در رابطه با اتحادیه های گمرکی ، مناطق تجارت آزاد یا موافقت نامه های موقتی منتهی به تشکیل یک اتحادیه گمرکی یا منطقه تجارت آزاد نیز مورد استناد قرار گیرد. ↑

-
- ۶-Understanding on article XXIV, para ,11. ↑
-
- چنین الزامی در خصوص موافقت نامه های تجارت منطقه ای میان کشورهای عضو در حال توسعه وجود ندارد. ↑
-
- ۱-” committee on trade and development, implementation of special and differential treatment provisions in wto agreement and decisions ” , note by the wto secretarit . WT/COMTD/W/77/rev.1,21 september 2001, para 3. ↑
-
- ۲-Vanden bossche , peter , op . cit , pp. (128-9 and 100-3 and 676). ↑
-
- ۱-Ibid , pp. (226-8).این قواعد خاص (DSU) عبارتند از: ماده ۳۰۱۲ (راجع به اعمال تصمیم ۱۹۹۶) ماده ۱۰-۴ (راجع به مشورتها ) ماده ۸۰۱۰ راجع به ترکیب پانل ها ، ماده (۱۰)۱۲ راجع به مشورتها و زمان تهیه و ارائه ادله ، ماده (۱۱)۱۲ راجع به محتوای گزارش های پانل ها و ماده ۲۴ راجع به کشورهای توسعه یافته و ماده (۲)۲۷ کمک از دبیرکل سازمان تجارت جهانی. ↑
-
- ۲-Ibid , pp. (393-4, 676). ↑
-
- ۳-Ibid , pp(390-677). ↑
-
- ۴-Ibid ,pp(549-51,586-7). ↑
-
- ۵-Ibid , pp(638,639,660-1668,670). ↑
-
- ۶-Ibid , p.26.بحث راجع به حمایت از صنایع نوپا اولین بار توسط الکساندر هامیلتون در ۱۹۷۱ مطرح شد. ↑
-
- ۱-Article XVIII: 1 of the gatt 1994. ↑
-
- بخش ب ماده ۱۸ یعنی ماده (۷)۱۸ تا (۱۲) ۱۸ گات ۹۴ اشاره به استثنا توازن خاص پرداخت ها به نفع کشورهای در حال توسعه میکند. بخش ج ماده ۱۸ یعنی ماده ۲۱ تا ۱۳ گات ۹۴ به کشورهای عضو در حال توسعه اجازه میدهد تا برای رشد یک صنعت خاص از کمک های دولتی استفاده کنند. ↑
-
- ماده (۷)۱۸ گات ۹۴ ↑
-
- ماده (ب) ۱۸:۷ گات ۹۴ ↑
-
- ۵-Ibidem ↑
-
- ۶-Vanden bossche , peter , op. cit , p.26. ↑
-
- ۷-Comitte on trade and development , ” implementation of special and differential treatment provisions in wto agreements and decisions ” , note by the wto secretarit, addendum 4, wt/comtd/77/rev.1/7 february 2002.2. ↑
-
- ۱-General system of preferences. ↑
-
- ۲-Grosso modo ↑
-
- ۳-Ustor endre , op . cit , p . 413. ↑
-
- ۴-Yanai , akiko . ” the function of the mfn clause in the global trading system ” (2002) . working paper series 01/02/-no .3 , APCE study cente institute of developing economies , online : http :// www.heisummer . ch / pdf/ introduction/ 003- yanai – MFN – clause . pdf . p. 16,7.10.2007. ↑
-
- ۵-Ustor endre , op. cit , pp. (413-414). ↑
-
- ۱-Official records of the united nations conferendce on the representation of states in their relations with international organizaitions , vol . II, documents of the conference (united nations publication , sales no. e. 75. V . 12) , r . 221, para . 52. ↑
-
- ۲-YILC 1978, ILC draft on most – favoured – nation clauses , vol . II,part two , p.54. ↑
-
- ۳-YILC . 1970, vol. II, p. 231, doc , A/CN.4/228 and add. I, para .188. ↑
-
- ۴-Yanai , akiko , ibid , op . cit , pp . (16-17) ↑
-
- ۱-Ustor endre , op . cit , p . 414. ↑
-
- ۲-Proccedings of the united nations conference on trade and development , vol , I, final ACT and report (united nations publication slaes no. 64.II.B.II), p.20. ↑
-
- ۳-Ibid , p. 39. ↑
-
۴-Ibid , second session , I, report and annexes (united nations publication,sales no. e. 68.II.D.14),p.38.مطابق با قطعنامه (۲)۲۱:
۱٫اهداف نظام عام ترجیحات غیرمتقابل و غیرتبعیضی که به نفع کشورهای در حال توسعه ، بخصوص موازین خاصی که به نفع کشورهای کمتر توسعه یافته هستند به قرار زیر است :
الف. افزایش درآمدهای صادراتی آن ها
ب. پیشرفت صنایعشان
ج. تسریع نرخ رشد اقتصادی شان
۲٫در پایان (نهاد) کمیته خاصی را راجع به ترجیحات به عنوان رکن فرعی هیات توسعه و تجارت تأسيس میکند تا بتواند کلیه کشورهای مربوطه را به شرکت در مشورت های ضروری قادر سازد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برند مفهومی پیچیده است که دامنه متنوعی از ایده ها را در بر میگیرد . برند نه تنها با بهره گرفتن از آهنگ خود(و نیز معنی و مفهوم لغوی خود) بلکه مهمتر از آن با بهره گرفتن از هر عاملی که در طول زمان با آن آمیخته اند و در جامعه به صورت هویتی شناخته شده ، و نمود یافته است ، با مشتری سخن میگوید.

برند عبارت است از تعهد و وعده ای که در هر فعالیت بازاریابی، هر حرکت و تصمیم گیری سازمانی وهر تعاملی با مشتری خود، به آن ها می دهید و تلاش می کنید تا در بلند مدت به آن ها وفادار بمانید(اشکان نژاد، ۱۳۸۶).
برند ها در ذهن افراد شکل میگیرد. همان طور که پرندگان از تکه های کوچک چوب برای خود لانه میسازند. ما هم از کوچک ترین تعاملات و خاطره ها یمان از یک برند تصویری از آن در ذهن خود میسازیم (میلر و مور،۱۳۸۵).

برند تنها یک محصول فیزیکی نیست، بلکه یک خاصیت منحصر به فرد است(مورفی۲ ،۱۹۹۰).
۲-۴-۱ مدیریت برند
به کارگیری تکنیکهای بازاریابی برای محصول یا خط محصولی خاص است. مدیریت برند به دنبال افزایش ارزش برای مشتری و در نهایت افزایش حجم فروش است. بازاریابان، مدیریت برند را ابزاری برای افزایش کیفیت مورد نظر مشتری و افزایشخرید و ایجاد وفاداری در مشتریان می دانند(هیگ،۱۳۸۷).
۲-۴-۲ تصویر برند
تصویر برند پدیده ساده ادراک است که تحت تاثیر فعالیتهای شرکت قرار میگیرد. پرفسور کوین کلر، دانشمند و نظریه پرداز برجسته حوزه مدیریت بر.ند، تصویر برند را ادراک مصرف کننده در مورد برند میداند که توسط تداعیات برند موجود در حافظه، بازتاب مییابد. تصویر برند مجموعه ادراکاتی است که در ذهن مصرف کننده وجود دارد. به بیان دیگر ادراک مصرف کننده از ویژگیهای برجسته محصول، تصویر ذهنی مصرف کننده از تمام مجموعه برند است که توسط شرکت ایجاد شده است. مشتری،
تصویری را از ترکیب تمام علائم ارسالی توسط برند شامل نام، علائم ظاهری، محصولات، تبلیغات، پیامها و اطلاعیه های رسمی و غیره،در ذهن خود شکل میدهد. این ادراکات را می توان با نشانگرهای مناسب از ذهن مصرف کننده فرا خواند. ثابت شده است که تصویر مثبت برند، ریسک ادراک شده مصرف کننده در مورد برند را کاهش داده و سطح رضایت و وفاداری مصرف کننده راافزایش میدهد. همچنین، برندی که تصویر مناسبی در ذهن مصرف کننده دارد، فرایند جایگاه سازی را ساده تر
طی میکند. زیرا، برندی که تصویر قوی و مثبت دارد، راحت تر در ذهن مشتری نقش می بندد(کاتر و آرمسترانگ۱،۱۳۸۳).
۲-۴-۳ فواید برند
-
- مهمترین فایده برند تولید ثروت است.
-
- ارزش داراییهای نامشهود ۱۰۰ شرکت برتر در سال ۲۰۰۲ بالغ بر ۷۰٪ کل ارزش داراییهای آن ها بوده است. (داراییهای نامشهود عبارتند از برند،اعتماد و استعدادهای سازمانی)
- مطابق نشریه بیزینس ویک [۲] ارزش ۱۰۰ برند نخست جهان در سال ۲۰۰۶ سال میلادی ۸۱۹/۱۰۸۹ میلیارد دلار است. این رقم حدودا برابر با درآمد ناخالص ملی ۶۳ کشوری است که نیمی از جمعیت جهان را در خود جای دادهاند.
۲-۴-۴ دلایل اهمیت برندها
این یک سوال بسیار واضح میباشد که چر برندها اهمیت دارند؟ آن ها چه عملیاتی را انجام میدهند که برای بازاریان بسیار ارزشمند میباشند؟ از دو منظر مصرف کننده و تولید کننده میتوان این موضوع را مد نظر قرار داد.
۲-۴-۴-۱ مصرف کننده
برای مصرف کنندگان برندها عملکرد بسیار با اهمیتی را ایفا مینمایند. برندها مصرف کنندگان را قادر میسازند که سرچشمه و سازنده اصلی کالا و محصول را شناسایی کنند و میتوانند مسئولین اصلی تولید و یا توزیع محصول را بشناسند و مهمتر از همه اینکه برندها معانی خاصی را برای مصرف کننده به وجود میآورند. اگر مصرف کنندگان برندی را که نسبت به آن اطلاع قبلی دارند، شناسایی کنند دیگر کمتر دچار مشغولیتهای انتخاب محصول میگردند.
۲-۴-۴-۲ شرکتها (تولید کنندگان)
برندها برای شرکتها و تولید کنندگان نیز، حائز اهمیت هستند. یک برند میتواند شرکت را از لحاظ قانونی جهت نگهداری از مشخصه ها و یا ویژگیهای خاص محصول، حفاظت نماید که این کار با بهره گرفتن از مقررات ثبت علائم صورت میگیرد. این گونه قوانین و حقوق معنوی یک شرکت و یا تولید کننده را مطمئن میسازد که میتواند سرمایهگذاری مطمئنی بر روی برند انجام دهد و از منافع و داراییهای نامشهود آن بهره ببرد.(گزارش برند، ۱۳۸۷).
۲-۵ شخصیت برند
هنگام انتخاب برندهایی که با هم رقابت دارند، مصرف کنندگان تناسب میان شخصیت برند و شخصیت مورد علاقه خود را مورد ارزیابی قرار میدهند. هر برند برای خود شخصیتی دارد. اگر همان گونه که غالبا اتفاق میافتد، یک برند را با فردی همانندسازی کنیم، به تدریج تصویری از آن فرد میسازیم که از محصولات یا خدمات حرف میزند. شخصیت و ارزش دو مفهوم مرتبط با هم هستند که در آن شخصیت زیر مجموعهای از ارزش است.
از نظر مدیریت، شخصیت برند میتواند به طور موثرتری یاری دهنده روابط شرکتها با مشتریان بوده و نقش مهمی را در تبلیغات و ترفیع فروش بازی کند (پلامر،۱۹۸۵). چون شاغلین بازاریابی اهمیت ایجاد یک برند سرزنده که شخصیت با نشاطی دارد را دریافتهاند (ژیو و همکاران، ۲۰۰۷) دیوید اگیلوای شخصیت برند را با پرداختن به تصویری بیان میکند که تصویر به معنای شخصیت است. ژوزف پلومر (۱۹۸۵) بیان میکند که شخصیت برند یکی از سه جزء اصلی تصویر برند است.
۲-۵-۱ تعاریف شخصیت برند
شخصت برند مجموعهای منحصر بفرد از تمام اجزای برند است که نشان میدهد مصرف کنندگان، یک برند را چگونه تصور میکنند. (جیسون، ۲۰۰۲)
دیوید آکر تعریف برند را اینگونه بیان میکند که برندها با تعریف شخصیت انسانی خود، وعدهای را به مصرف کنندگان میدهند.
فلیپ کاتلر شخصیت برند را به عنوان ترکیبی از همه ویژگیهای شخصیتی که میتواند به شخصیت انسان اطلاق شود نسبت به یک ویژگی برند تعریف میکند.
لوی[۳] (۱۹۵۹) نشان داد که شخصیت برند شامل ویژگیهای جمعیتی مانند جنس، سن و طبقه اجتماعی است و ممکن است مستقیما بر روی تصور کاربران برند، کارکنان و سایرین تاثیر گذار باشد و نیز به طور غیر مستقیم بر روی ویژگیهای محصول تاثیر داشته باشد.
در سال ۱۹۹۳ بیل[۴] نشان داد که شخصیت برند یک فاکتور مهم برند محسوب میشود. در حقیقت ایجاد یک شخصت برند موفق میتواند مصرف کنندگانی را ایجاد کند که یک کشش احساسی قوی به برند برقررا میسازد و اطمینان و وفاداری قویتری را ایجاد میکند.
راندل[۵] (۱۹۹۷) نقشهای چهارگانه زیر را برای شخصیت برند برشمرده است: ارائه یک هویت به مصرف کنندگان، فراهم ساختن مجموعه مختصری از اطلاعات مصرف کننده درباره برند؛ ایجاد تضمین و اطمینان از مزایای مورد انتظار برای مصرف کنندگان؛ افزودن اطلاعات درباره ارزش یک محصول یا خدمت.
کاتلر و کلر[۶] (۲۰۰۵) به این نکته اشاره میکند که مصرف کنندگان به طور معمول برندهایی را انتخاب میکنند که با پندار از خود همخوانی داشته باشند. با این حال گاهی مصرف کنندگان برندی را انتخاب میکنند که با خود پنداری ایده آل آن ها یا خود پنداری اجتماعیشان متناسب باشد. بنابرین شخصیت برند ممکن است تابعی از اثبات یا ابراز شخصیت افراد در بعضی اوقات میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت

راهنمای تشخیصی و اماری اختلالات روانی(DSM-5)اختلالات وسواس،بدریخت انگاری بدن،احتکار، وسواس کندن مو،و وسواس کندن پوست را باهم دریک طبقه مطرح کردهاست این کار نتیجه پژوهش های بیست ساله ای است، که اشاره به آن دارند که این اختلالات از لحاظ مبانی نورولوژیکی و پاسخدهی به درمان اشتراکات فراوانی با هم دارند.با انجام پژوهش درمورد عوامل شناختی و فراشناختی مرتبط با این اختلالات و شناسایی مؤلفه های شناختی و فراشناختی بین آن ها می توان مدل های شناختی و فراشناختی با تأکید برنقایص شناختی و فراشناختی مشترک برای تبیین ماهیت این اختلالات طراحی نمود . ازین لحاظ می توان گفت این تحقیق در مرتبه اول از اهمیت نظری و بنیادی برخوردار میباشد.(انجمن روانپزشکی امریکا،۲۰۱۳).


از طرف دیگر اگر ابعاد شناختی و فراشناختی مشترک مربوط به این اختلالات مرتبط با وسواس آشکارشوند، می توان از این اشتراک شناختی در طراحی مداخلات برای بهبود افراد دارای این اختلال ها یاری جست. بنابرین تحقیق حاضر اهمیت بالینی و مداخله ای خود را نشان میدهد و نتایج چنین تحقیقاتی کاربردهای بالینی جدیدی را خواهد گشود.
۱-۴- اهداف پژوهش:
۱-تعیین درصد افرادی که نشانه های وسواس را گزارش میکنند
۲-تعیین درصد افرادی که نشانه های بدریخت انگاری بدن را نشان میدهند
۳-تعیین درصد افرادی که نشانه های احتکار را نشان میدهند
۴-تعین ابعاد شناختی مرتبط با نشانه های وسواس،بدریخت انگاری بدن واحتکار
۵-تعین باورهای فراشناختی مرتبط با نشانه های وسواس،بدریخت انگاری بدن واحتکار
۶ -تعیین نشانه های وسواسی، شناخت ها و فراشناخت هایی که نشانه های بدریخت انگاری بدن را پیشبینی میکند
۷-تعیین نشانه های وسواسی، شناخت ها و فراشناخت هایی که نشانه های احتکار را پیشبینی میکند
۱-۵- سؤال پژوهش:
۱-چند درصد از افراد نمونه بدریخت انگاری بدن واحتکار را گزارش میکنند؟
۱-۶- فرضیه های پژوهش:
۱-بین نشانه های بدریخت انگاری بدن و ابعاد نشانه های وسواسی رابطه وجود دارد
۲-بین نشانه های بدریخت انگاری بدن و باورهای وسواسی رابطه وجود دارد
۳-بین نشانه های بدریخت انگاری بدن وعدم تحمل بلاتکلیفی رابطه وجود دارد
۴-بین نشانه های بدریخت انگاری بدن و باورهای فراشناختی رابطه وجود دارد
۵-بین نشانه های احتکار و ابعاد نشانه های وسواسی رابطه وجود دارد
۶-بین نشانه های احتکار و باورهای وسواسی رابطه وجود دارد
۷-بین نشانه های احتکار و عدم تحمل بلاتکلیفی رابطه وجود دارد
۸-بین نشانه های احتکار و باورهای فراشناختی رابطه وجود دارد
۹- نشانه های وسواسی، شناخت ها و فراشناخت ها نشانه های بدریخت انگاری بدن را پیشبینی میکند
۱۰- نشانه های وسواسی، شناخت ها و فراشناخت ها نشانه های احتکار را پیشبینی میکند
۱-۷ – تعاریف نظری و عملیاتی مفاهیم و متغیرهای پژوهش
۱-۸- نشانه های وسواسی- جبری
OCD با وجود وسواس های فکری و یا وسواس های عملی مشخص می شود. وسواس های فکری افکار، امیال، یا تصورات عود کننده و مداوم هستند که به صورت مزاحم و ناخواسته تجربه میشوند. در حالی که وسواس های عملی رفتارها یا اعمال ذهنی مکرر هستندکه فرد احساس میکند در پاسخ به وسواس فکری یا بر طبق مقرراتی که باید با قاطعیت اجرا شوند، وادار به انجام دادن آن ها می شود. برخی دیگر از وسواس های فکری- عملی با اشتغال های ذهنی و رفتارها یا اعمال ذهنی مکرر در پاسخ به این اشتغال های ذهنی، مشخص میشوند( انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۱۳).
در این پژوهش نشانه های وسواسی-جبری توست مقیاس ابعاد وسواس فکری-عملی که یک شاخص ۲۰سوالی منطبق با DSM-5 میباشد که شدت چهار بعد علائم OCD را که به صورت علمی تأیید شده است را ارزیابی می کند: آلودگی، مسئولیت برای آسیب و اشتباهات، تقارن و نظم و ترتیب، و افکار غیر قابل قبول (ماتکس-کلز[۲۲] و همکاران، ۲۰۰۵؛ مکی[۲۳] و همکاران، ۲۰۰۴؛ انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۱۳-۲۰۱۲) سنجیده می شود.
۱-۹ – اختلال بدریخت انگاری بدن
اختلال بدریخت انگاری بدن با اشتغال ذهنی به یک یا چند نقص یا عیب خیالی در ظاهر بدن که برای دیگران قابل مشاهده نیستند یا جزئی به نظر میرسند، و با رفتارهای تکراری(مثل وارسی کردن در آینه، آرایش بیش از حد، پوست کنی، یا اطمینان خواهی) یا اعمال ذهنی( مثل مقایسه کردن ظاهر خویش با ظاهر دیگران) در پاسخ به نگرانی های ظاهر مشخص میشوند. این اختلال با نشانه های شناختی مانند نقایص یا عیب های خیالی در ظاهر جسمانی مشخص می شود. اشتغال ذهنی به ظاهر با نگرانی هایی در رابطه با چاق بودن یا وزن بدن در افراد مبتلا به اختلال خوردن بهتر توجیه نمی شوند. بدریخت انگاری عضله نوعی اختلال بدریخت انگاری بدن است که با اعتقاد به اینکه هیکل فرد خیلی کوچک یا به قدر کافی عضلانی نیست مشخص می شود(انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۱۳).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نتایج پژوهش غنی زاده (۱۳۸۹). با هدف بررسی نقش جهت گیری مسئله، سبک های حل مسئله و هیجانات تجربه شده در پیشبینی تغییرات مهارت حل مسئله اجتماعی که جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه تبریز بود که در سال۸۸ مشغول به تحصیل بودند . به این منظور تعداد ۴۰۰ نفر به روش – خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده اند ابزارهای اندازه گیری شامل : پرسشنامه مؤلفه های حل مسئله بین فردی دزوریلا و همکاران، پرسشنامه مهارت حل مسئله اجتماعی پیتر هانی و مقیاس عاطفه مثبت و منفی واتسون و همکاران بوده داده های پژوهش با بهره گرفتن از نرم افزار spssمورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته روش های آماری مورد استفاده درپژوهش وی تحلیل واریانس چند متغیره و تحلیل واریانس چندگانه بود.نتایج حاصل نشان داده که: ۱- جهت گیری های مسئله مثبت و منفی، سبک های حل مسئله منطقی،تکانشی، اجتنابی و هیجانات تجربه شده مثبت و منفی نقش تفکیکی مؤثر در پیشبینی تغییرات حل مسئله اجتماعی دارند. ۲- جهت گیری های مسئله مثبت و منفی، سبک های حل مسا له منطقی، تکانشی، اجتنابی وهیجانات تجربه شده مثبت و منفی نقش ترکیبی مؤثر در پیشبینی تغییرات حل مسئله اجتماعی دارند . ۳- بین جهت گیریهای مسئله مثبت و منفی و حل مسئله اجتماعی رایطه مثبت و معنی داری وجود دارد . ۴- بین سبک های حل مسئله منطقی، تکانشی، اجتنابی و حل مسئله اجتماعی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.۵-بین هیجانات تجربه شد مثبت و منفی و حل مسئله اجتماعی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.۶-بین مسئله گشایان کار آمد و ناکارآمد از نظر جهت گیریهای مسئله تفاوت معنی داری وجود دارد.۷- بین مسئله گشایان کارآمد و ناکارآمد از نظر سبک های حل مسئله تفاوت معنی داری وجود دارد. ۸- بین مسئله گشایان کارآمد و ناکارآمد از نظر هیجانات تجربه شده تفاوت معنی داری وجود دارد.

در پژوهشی که توسط جزایری و اسماعیلی(۱۳۸۹). تحت عنوان بررسی تاثیر آموزش راهبردهای فراشناختی بر عملکرد حل مسئله به طور تصادفی بر روی ۶۲ دانش آموز مقطع سوم راهنمایی صورت گرفت، نتایج حاصل از پیش آزمون و پس آزمون در گروه ها با بهره گرفتن از آزمون ناپارامتریک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها بیانگر این مطلب است که آموزش راهبردهای فراشناختی بر عملکرد حل مسئله دانش آموزان تاثیرات بسزایی دارد.
محمد و حاجی علیزاده( ۱۳۸۷) در پژوهشی به مقایسه سبک های حل مسئله و ترس از ابراز وجود در نوجوانان مبتلا به اختلال رفتار هنجاری و عادی پرداختند بدین منظور، ۴۰ دانش آموز پسر پایه دو دبیرستان که بر اساس مقیاس درجه بندی واحد ملاک های تنقیه می اختلال رفتار هنجاری بودند، مشخص شدند و ۴۰ نفر دانش آموزان عادی دارای همان پایه تحصیلی، سن، جنس و سطح پیشرفت تحصیلی نیز انتخاب شدند.نتایج نشان دادند که نوجوانان مبتلا به اختلال رفتار هنجاری در مقایسه با نوجوانان عادی ازسبک های مثبت حل مسئله کمتر استفاده میکنند. در نتیجه نوجوانان مبتلا به اختلال رفتار هنجاری در مقایسه با همسالان خود به خوبی نمی توانند از مهارت اجتماعی و شناختی در برخورد با موقعیت های مسئله مدار فردی و اجتماعی استفاده کنند
ابوالقاسمی و کیامرثی(۱۳۸۷)در پژوهشی در شهر اردبیل به بررسی ارتباط حل مسئله اجتماعی و مؤلفه های آن با الگوهای شخصیتی ناکارآمد خود شیفته و ضد اجتماعی در دانش آموزان پسر و دختر سوم دبیرستانی پرداختند. نمونه این پژوهش شامل ۳۰ نفر از دانش آموزان سوم دبیرستان شهر اردبیل در سال تحصیلی ۸۶-۸۵ بود. نتایج نشان داد که از بین مؤلفه های حل مسئله اجتماعی جهت گیری مسئله مثبت (۱۶/۰=r) و جهت گیری مسئله منفی(۱۲/۰=r) سبک تکانشی- بی احتیاط(۳۰/۰=r) وسبک اجتماعی(۱۴/۰=r) با الگوی شخصیتی خودشیفته همبستگی معنی داری دارند(۰۵/۰ p) جهت گیری مسئله منفی (۳۰/۰=r) سبک اجتنابی (۳۸/۰=r) حل مسئله منطقی (۲۱/۰=r) و سبک تکانشی – بی احتیاطی (۴۰/۰=r) با الگوی شخصیتی ضد اجتماعی رابطه معنی داری دارند، نتایج نشان داد که قوی ترین متغیرهای پیشبینی برای الگوهای شخصیتی خود شیفته در دانش آموزان به ترتیب سبک تکانشی-بی احتیاطی و جهت گیری مسئله مثبت بود.( ۰۱/۰ P< )در صورتی که قوی ترین متغیرهای پیشبینی برای الگوهای شخصیتی ضد اجتماعی در دانش آموزان به ترتیب سبک تکانشی- بی احتیاط، سبک اجتنابی، سبک حل مسئله منطقی و جهت گیری مسئله مثبت است (۰۰۱ /۰ p<)این نتایج بیان میکند که سطوح بالای حل مسئله اجتماعی نامناسب الگوهای شخصیتی ناکارآمد را افزایش میدهد.

نتیجه تحقیق محمد علی حسینی و همکاران (۱۳۸۶). نشان داد افرادی که دارای عزت نفس بالاتری بودند نسبت به افرادی دارای عزت نفس پایین، از وضعیت تحصیلی مطلوبتری برخوردارند.
شریفی درآمدی (۱۳۸۴).در پژوهشی با عنوان تاثیر آموزش سبک حل مسئله به میزان عزت نفس دانش آموزان دارای مشکلات رفتاری که بر روی ۶۸ دانش آموز دارای مشکل ارتباطی رفتاری انجام گرفت و نتایج نشان دادکه میانگین های عزت نفس کلی دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی دار دارند(P=0) بدین گونه که میانگین نمرات عزت نفس کلی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بیشتر بود و نیز مقایسه میان میانگین های عزت نفس کلی دو گروه پسر و دختر در پس آزمون تفاوت معنادار نشان نداد تاثیر متقابل جنسیت و آموزش عزت نفس در این تحقیق معنا دارد.
نتایج تحقیق شعیری و چترچی (۱۳۸۳). نشان داد که بین عزت نفس و سلامت روان رابطه معنادار وجود دارد.
زمینههای پژوهشی خارج از کشور:
کارتورایت[۹۹](۲۰۱۱) در مطالعه خود درباره تفکیک فراشناخت از شناخت، تفاوت های فراشناختی دانش آموزان در مهارت های حل مسئله را مورد بررسی قرار داد. نمونه پژوهش عبارت بود از ۲۴ دانش آموز عادی و ۲۴ دانش آموز دارای اختلال یادگیری که از نظر عوامل شناختی با یکدیگر همتا بودند. نتایج نشان داد که دو گروه در مؤلفه های فراشناخت با یکدیگر متفاوتند و نیز دانش آموزان دارای اختلال در زمینه دانش خود درباره مهارت های حل مسئله دارای صحت عمل کمتری بوده و صحت پیشبینی آنان در مورد تعداد مسئله هایی که میتوانند به درستی حل نمایند، معمولا کمتر از صحت پیشبینی گروه عادی بود.
سوسون[۱۰۰](۲۰۰۸) در پژوهشی تاثیر دانش فراشناختی و استعداد را بر حل مسئله مورد بررسی قرار داده است. نتایج تحقیقات وی نشان داد که سطوح بالای دانش فراشناختی با حل مسئله رابطه دارد، به این معنا که آزمودنی ها با دانش فراشناختی بالا در مقایسه با آزمودنی ها با دانش فراشناخت پایین عملکرد بهتری در حل مسئله داشتند. همچنین گروه فراشناخت بالا با استعداد پایین، عملکرد بهتری از گروه فراشناخت پایین با استعداد بالا داشته اند.
لایوبومبرسکی[۱۰۱] (۲۰۰۶) در تحقیقی ارتباط عزت نفس با سلامت روانی را نشان داده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
-
- روش به دست آوردن ماتریس جنرال الکتریک

برای ترسیم ماتریس جنرال الکتریک مراحل مختلفی ذکر شد که چنانچه بخواهیم این مراحل را به طور یکجا و مرحله ای ترسیم کنیم باید از شکل زیر پیروی کرد .گامهای مسئله شامل مراحل مختلفی است که به ترتیب به شرح زیر است:

۱-تعیین صنعت مورد مطالعه
۲- تعیین قوی ترین رقبای صنعت
۳-تعریف و وزن دهی جذابیت های بازار
۴-تعریف و وزن دهی به شاخص های رقابتی بنگاه
۵-رتبه بندی کسب و کار با توجه به ماتریس جذابیت بازار و جایگاه رقابتی
۶-ترسیم ماتریس جنرال الکتریک
۷-تحلیل ماتریس پرتفولیو و توسعه استراتژی بازار
شکل۲-۴: نحوه به دست آوردن ماتریس پورتفولیو جنرال الکتریک برای یک شرکت
ماخذ: مایکل گولد , اندرو کمپل ،مارکوس الکساندر ۱۳۸۹، کتاب استراتژی بنگاه مادر
در سال ۱۹۷۵ توسط شرکت شیمیایی انگلیسی، هلندی شل به عنوان پاسخ مستقیمی به تغییرات محیطی زمانه طراحی شد این تغییرات عبارت بودند از وفور نفت خام وکاهش سود صنعت، بعبارت دیگر این مدل نتیجه نیاز فوری به ابزاری قابل اعتماد برای برنامه ریزی استراتژیک در دوران تورم لجام گسیخته وتغییرات غیر قابل پیشبینی بود تا بتواند جانشین پیشبینی های مالی غیرقابل اعتمادی شود که صنعت نفت استراتژی خود را بر آن ها استوار می کرد .
کانون برنامه ریزی مدل دی پی ام دارای کانون برنامه ریزی دوگانه است، جریان نقدی بلندمدت مشابه مدل بی سی جی وبازده سرمایه گذاری بلندمدت مشابه جی ئی . احتمالاًَ شل هنگام استفاده به کانون جریان نقدی نسبت به بازده سرمایه گذاری تمایل بیشتری داشته است .
-
-
- کاربرد و نمایش ماتریس شل /دی پی ام
دی پی ام شبکه ای دوبعدی است که محورx و y آن به ترتیب نقاط قوت شرکت یا موقعیت رقابتی وجذابیت صنعت یا محصول بازار رانشان میدهند، به عبارت دقیقتر محور x ها صلاحیت واحد تجاری یا قابلیت آن را میدهد. این محور به اندازه گیری مشخص کشش نسبی رقابت واحد های تجاری در دورن صنعتشان مربوط است. محورy جذابیت بخشی را که واحد تجاری در آن فعالیت میکند نشان میدهد لذا این محور به سنجش کلی وضعیت فعلی وسلامتی ودرو نمای صنعت مربوط است خانه های این ماتریس از تقسیم دی پی ام شبکه ای ۳ در۳ تشکیل می شود ، نهایتاً نه خانه حاصل می شود که هریک دارای استراتژی خاص خود هستند (گلدو کمپل، ۱۳۸۹).
مضاعف کردن یا خروج
سخت کوش
رهبر
سلامتی و دورنما- ۱۰۰
کناره گیری مرحله ای یا پیشروی محتاطانه
پیشروی محتاطانه یا نگهبانی
رشد
واگذاری
عقب نشینی مرحله ای
مولد نقدینگی
قابلیت رقابتی SBU ها – ۱۰۰
شکل ۲-۵: مدل ماتریس شل/دی پی ام
ماخذ: مایکل گولد , اندرو کمپل ،مارکوس الکساندر ۱۳۸۹، کتاب استراتژی بنگاه مادر
-
-
- استراتژی های ممکن برای هر خانه مدل شل /دی پی ام
رهبر خانه ای است که صنعت مربوطه جذاب و کسب و کار نیرومند است، چنانچه صنعت به رشد خود ادامه دهد اقدام به سرمایه گذاری به منظور دفاع از موقعیت رهبری مورد نیاز است (بیش از آنچه توسط واحد های تجاری واقع در این خانه تامین می شود ) حداکثر جریان نقدی تجاری فعلی به منظور سودهای آنی.خانه رشد یعنی جذابیت صنعت متوسط است و کسب و کار نیرومند است . واحد تجاری یکی از رهبران بازار بالغ با رشد معتدل یا ثابت با حاشیه سود خوب و بدون رقیب مسلط است ، واحد های تجاری این خانه منبع اصلی تامین وجوه نقد در مجموع پورتفولیو هستند از آنجا که هیچ بهبود آتی مورد انتظار نیست ، سرمایه گذاری کم و حداکثر جریان نقدی مثبت استراتژی مورد نظر است.مولّد نقدینگی یعنی صنعت غیر جذاب و کسب و کار نیرومند است . واحد تجاری اگر رهبر نباشد یکی از رهبران است، بازار ثابت یانزولی است ، حاشیه سود کاهش یافته اما تهدید اندکی از ناحیه رقبا وجود دارد. بهره وری شرکت بالا و هزینه ها پایین است ،استراتژی ممکن برای حالت مولد نقدینگی به دلیل اینکه منبع اصلی وجوه پورتفولیوی شرکتند از آنجا که توسعه آتی وجود ندارد استراتژی سرمایه گذاری اندل یا حد اکثر کردن جریان مثبت نقدی است.(گلدو کمپل، ۱۳۸۹)، سخت کوشی یعنی صنعت جذاب ، کسب و کار از قوت متوسط برخوردار است ، استراتژی های ممکن میتواند اقدام به سرمایه گذاری برای قرار گرفتن در موقعیت رهبری باشد ، هر چند ممکن است به خاطر مبارزه ی گسترده بر سر سهم بازار به سرمایه گذاری اضافه تری نیاز باشد .پیشروی محتاطانه یا نگهبانی یعنی جذابیت صنعت متوسط و قدرت کسب و کار متوسط یعنی نقاط قوت یا فرصت ویژه ای وجود ندارد ، بازار به کندی رشد یا تنزل میکند یا ثابت می ماند. استراتژی های ممکن میتواند سرمایه گذاری محتاطانه و کم، حصول اطمینان از بازخورد سریع،دقت در تجزیه و تحلیل باشد .کناره گیری مرحله ای یعنی صنعت غیر جذاب و قوت کسب و کار متوسط ، نه قوت ویژه و نه فرضی در بازار غیر جذاب (حاشیه سود کم) ظرفیت خالی احتمالی و تراکم سرمایه.و استراتژی ممکن میتواند فروش دارایی فیزیکی، سر قفلی به کارگیری منابع در چشم اندازهای جذاب در سایر زمینه ها (گلدو کمپل، ۱۳۸۹)مضاعف کردن یا خروج یعنی صنعت جذاب و کسب و کار ضعیف ، موقعیت رقابتی ضعیف در یک بازار جذاب ، استراتژی های ممکن ، سرمایه گذاری یا خروج پس از تجزیه و تحلیل بسیار دقیق . با امکان دستیابی به موقعیت رهبریو مضاعف کردن ، کناره گیری مرحله ای ، پیشروی محتاطانه یعنی صنعت دارای جذابیت معتدل و موقعیت کسب و کار ضعیف است . استراتژی های ممکن ، اجتناب از سرمایه گذاری بیشتر ، اداره واحد های تجاری به منظور تامین جریان نقدی و حفظ موقعیت تا مرز سودآوری و فروش تدریجی واحد، واگذاری یعنی صنعت غیر جذاب و موقعیت کسب و کار ضعیف است ، استراتژی های ممکن این است یا با سرمایه گذاری محتاطانه از این موقعیت دورکرد یا فروش هرچه سریعتر (گلدو کمپل، ۱۳۸۹).

-
-
- کاربرد مدل شل /دی پی ام و محدودیتهای آن
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این رکن که تشخیص آنخالى از صعوبت و دشوارى نیست، همهى نیروى عرف حقوقى در آن نهفته است وعرف به وسیلهى آن ضمانت اجرا یافته و از عادات و رسوم جارى در زندگىاجتماعى باز شناخته مىشود. بدین جهت است که به بسیارى از اعمال و عادتها کهمدتها تکرار شده و جنبه عمومى پیدا کرده ولى از دیدگاه و نظر مردم اجبارىنیستند و مردم آن را همانند یک قاعدهى حقوقى محترم نمىدارند، عرف اطلاقنمىگردد و تنها جزو آداب و رسوم و نزاکتهاى اجتماعى بهشمار مىآیند. همانندآدابى که تودهىمردم در طرز معاشرت و برخورد با هم رعایت مىکنند یا مراسممحلى که در پارهاى از جشنها و سوگوارىها برپا مىسازند.(کاتوزیان،۱۳۸۵،ص۱۸۸)

بنابرین تنها هنگامى رفتار اجتماعى به عنوان پدیدهى عرف شناخته خواهد شدکه وجود دو رکن اساسى مادى و معنوى در آن احراز گردد. این عناصر و ارکانتشکیلدهندهى عرف حقوقى با وجود تعدد گونههاى عرف همواره و در همهىموارد یکسان بوده و با اختلاف زمان و مکان تغییر نمىیابد.

۱-۵-۲-۲-۳ موارد رجوع صریح به عرف
در بسیاری از مواردقانونگذار به صراحت حکم مسائل را به عرف احاله کردهاست: چنان که در ماده ۱۳۲ قانون مدنی که در حدود اختیار مالک در تصرفات خود معین شده و یکی از مهم ترین قواعد مدنی مربوط به حقوق مالکیت است، برای داوری عرف سهم بسزایی معین گردیده است. به موجب این ماده: « کسی نمی تواند در ملک خود تصرفی کند که مستلزم تضرر همسایه شود مگر تصرفی که به قدر متعارف و برای رفع حاجت یا رفع ضرر از خود باشد.»
در آثار قراردادها نیز، عرف اهمیت بسیار دارد. ماده ۲۲۰ قانون مدنی در باب اعتبار « عادات قراردادی » میگوید: « عقود نه فقط متعاملین را به اجرای چیزی که در آن تصریح شده است ملزم می کند بلکه متعاملین به کلیه نتایجی هم که به موجب عرف و عادت یا به موجب قانون از عقد حاصل می شود ملزم میباشند».
۱-۵-۲-۲-۴ موارد رجوع ضمنی به عرف
در پاره ای مواد، قانون از حکم عرف سخن نگفته است، ولی به طور ضمنی از آن یاری گرفته و حکم عرفی را به عنوان قاعده حقوق پذیرفته است. به عنوان مثال، ماده ۹۷۵ قانون مدنی اجرای قراردادهای خصوصی و قوانین خارجی را که برخلاف اخلاق حسنه است ممنوع میدارد. ولی، اخلاق حسنه امری جز عرف محسنین و پرهیزکاران نیست، و تنها به این وسیله میتوان حکم ماده ۹۷۵ را به درستی اجرا کرد.(کاتوزیان،۱۳۸۵،ص۱۸۴)
همچنین، وقتی قانون سخن از قیمت یا مهلت عادله میگوید(مواد۱۶۷و۲۷۷ قانون مدنی) به طور کلی ضمنی داوری عرف را درباره عادلانه بودن آن ها می پذیرد، یا اگر تصرف به عنوان مالکیت را دلیل مالکیت می شناسد(ماده ۳۵) ناچار حکم عرف را درباره تحقق تصرف معتبر میداند.
۱-۵-۲-۳ رویه قضایی
رویه قضایی به همان علتی که یکی از منابع حقوق محسوب می شود، یکی از منابع مهم نظم عمومی تلقی می شود.نقش قاضی هر کشور در تکمیل ساختمان حقوق آن بی اهمیت تر از نقش مقنن نیست و نمی توان گفت که تأثیر افکار قضات در تحول و تکامل حقوق جامعه از مقنن کم تر است. مقرراتی که مقنن ممکن است به صورت ناقص یا متزلزل به وجود بیاورد به تنهایی جهت حفظ نظم جامعه کافی نخواهد بود. این مقررات در عمل باید مصادیق خارجی خود منجمله با اعمال حقوقی افراد تطبیق گردد. عملاً تشخیص قوانین راجع به نظم عمومی و غیر آن و تطبیق آن قانون با اعمال و درک مطابقت یا عدم مطابقت آن ها از وظایف قضات است در واقع می توان گفت قاضی مانند خیاطی است که پارچه قانون را با اندام هر عمل حقوقی مورد اختلاف می سنجد و حکم قانون را به صورتی که مناسب مورد باشد از طریق تفسیر اعلام میدارد.برای مثال باید گفت مطابق ماده ۱۱۰۶ قانون مدنی « در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است. » حال فرض کنیم ضمن عقد نکاحی شرط شود که نفقه مطلقاً و برای همیشه حق ندارد از زوج مطالبه نماید آیا این شرط ، صحیح است یا خیر؟
در وهله اول ممکن است تصور شود که با در نظر گرفتن ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی که میگوید:« طرفین عقد ازدواج میتوانند هر شرطی را که مخالف با مقتضای عقد مذبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگری بنمایند . . . » چنین شرطی صحیح است. اما این عقیده با این ماده قبل توجیه و درست نخواهد بود ، به جهت آنکه قواعد عمومی و احکام شروط باطل و مبطل قبلاًدر موارد ۲۳۲ و ۲۳۳ قانون مدنی بیان شده اند و مقنن در واقع خواسته است ضمن ماده ۱۱۱۹ به مناسبت اهمیت عقد ازدواج روی خلاف مقتضای عقد تأکید و یادآوری نماید.
زیرا از میان تمام شروط مذکور در مواد ۲۳۲ و ۲۳۳ تنها شرط مقتضای عقد است که نکاح را ماهیتاً باطل میسازد و شروط دیگر در ماهیت عقد نکاح تأثیری ندارد. پس تکرار اینجمله در ماده ۱۱۱۹ دلیل تجویز سایر شروط فاسد نمی باشد. بند۳ ماده ۲۳۲ که بیان میدارد که « شروطی که نامشروع است » ما را به این فکر سوق میدهد که آیا شرط اسقاط قبلی نفقه زوجه از شروط نامشروع محسوب است یا خیر؟ در این مورد ممکن است نظریات مختلفی برای قضات دادگاه ها به وجود آید.
بدین استدلال که هدف و غرض قانون از ایجاد تأسیس مذبور ، حمایت سلامتی افراد خانواده و جلوگیری از این پیش آمد است که آنان سربار جامعه شوند. در حقوق اسلام نفقه زن از حقوق غیر قابل اسقاط و نتیجتاً راجع به نظم عمومی تلقی گردیده است.
۱-۵-۲-۳-۱ موارد دخالت رویه قضایی در قانون
دادگاه در چهار مورد ناچار است به عرف و روح قانون و اندیشههای حقوقی ( فتاوای معتبر ) استناد کند:
۱- در صورت نقص قانون
۲- در حالت سکوت قانون
۳- در مورد اجمال قانون
۴- در مورد تناقض قوانین
۱-۵-۲-۳-۲ نقص قانون
قانون وقتی ناقص است که نتواند اعمال و وقایع حقوقی را که به حکم عقل و انصاف باید مشمول آن باشد، در برگیرد. در چنین مواردی، دادرس میتواند با بهره گرفتن از هدف قانونگذار، متمم حکم ناقص اورا بیابد.(کاتوزیان،۱۳۸۵،ص۱۹۵)
۱-۵-۲-۳-۳ سکوت قانون
در بسیاری از فروع، قانون هیچ حکمی ندارد، و بر دادرس است که روح قوانین و عرف و عادت راه حلی برای آنان بیابد.
برای مثال، هیچ یک از قوانین ما درباره مهلت اجرای قانون در خارج از کشور حکمی ندارد، و دادگاه باید تصمیم بگیرد که آیا در هر مورد خاص با توجه به قرائن کار باید این مهلت را معین کرد، یا از مفاد قانون می توان راه حل کلی برای این مشکل پیدا کرد؟
اصل ۱۶۷ قانون اساسی قاضی را موظف کردهاست که در مورد سکوت قانون به استناد منابع معتبر اسلامی یا فتاوی معتبر رأی بدهد. ولی، آنچه از نظر نویسندگان قانون دور مانده این است که در بسیاری موارد از منابع و فتاوی نیز نمی توان حکمی به دست آورد، آنگا این پرسش به میان میآید که دادرس چه باید بکند؟
از سویی ناچار به صدور حکم است، و از سوی دیگر، منبع کافی در اختیار ندارد. در چنین حالی است که ناچار باید به عرف و عقل متوسل شود. عقل او را در یافتن حکم یاری میکند ولی عقل مستقل نیز تابع ضرورت ها و نیاز های اجتماعی است و در واقع یکی از عوامل مهمی که آن را رهبری میکند « عرف » است.(کاتوزیان،۱۳۸۵،ص۱۹۶)
۱-۵-۲-۳-۴ اجمال قانون
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تعیینکننده اساسی میزان عزتنفس کاری است که شخص صورت میدهد و اقداماتی است که در انتخابهای آگاهانه خود به انجام میرساند. اراده به معنای آن نیست که بتوانیم هر کاری را که بخواهیم انجام دهیم بلکه اراده نیروی قدرتمندی در زندگی ماست که به توانایی مواجه با مسائل و مشکلات زندگی را میدهد. انتخاب و گزینش هدفهای واقعبینانه در زندگی و تمرکز بر آنان از نشانه های عزتنفس سالم است. دنبال کردن این هدفها تا تحقق و دستیابی آنان حاصل اندیشه قوی اراده قوی و عزتنفس کافی است.

لازمه زندگی آگاهانه احترام گذاشتن به خود و دیگران. احترام گذاشتن به واقعیتها. شناخت نیازها. خواسته هاو پذیرش امکانات و واقعیتهای موجود زندگی هر فرد است. زندگی آگاهانه یعنی در برابر حقایق احساس مسئولیت کنیم. یعنی اگر من آرزوی خرید لباس یا وسیله جدیدی داشته باشم و همزمان ببینم که باید اجاره خانهام را بپردازم و در نتیجه پولی برای خرید لباس جدید باقی نماند و خرید لباس را منطقی نمیدانم و موقعیت را و امکانات خود را با حفظ احترام به خود هماهنگ میکنم. یا اگر باید تن به یک عمل جراحی و مصرف داروئی بدهم که پزشک معالجم آن را برای سلامت من لازم میداند بهجای طفره رفتن از درمان و هراس و ترس از واقعیت موجود. باشهامت و آگاهانه به درمان خویش اولویت میدهم، ناامیدی، دلسردی ترس از روبهرو شدن با واقعیتها درست نقطه مقابل زندگی آگاهانه هستند.

ابعاد عزتنفس
تا چندی پیش، محققین و نظریهپردازان، عزتنفس را قضاوت کلی فرد در مورد خود میدانستند اما در سالهای اخیر مشخصشده است که کودکان و بزرگسالان، خودشان را از زوایا و جنبههای مختلف مورد ارزیابی و قضاوت قرار میدهند که در این رابطه میتوان جنبههای اجتماعی، بدنی، تحصیلی، خانوادگی و کلی را نام برد برای روشن شدن مطلب، در مورد هرکدام از موارد فوق توضیحاتی مختصر ارائه خواهد شد:

عزتنفس اجتماعی
شامل عقاید کودک در مورد خودش به عنوان یک دوست برای دیگران است. آیا کودکان دیگر او را دوست دارند؟ آیا عقاید و افکار او برای آن ها ارزشمند است؟ آیا او را در فعالیتهایشان شرکت میدهند؟ آیا از ارتباط و تعامل باهم سالان خود احساس رضایت میکند؟ بهطورکلی کودکی که نیاز اجتماعیاش برآورده شود، صرفنظر از اینکه چه تعداد از آن ها با آداب و اصول موردقبول ملی مطابقت دارد، احساس خوبی در این زمینه خواهد داشت؟ (اکبری، ۱۳۸۰)
عزتنفس بدنی
عزتنفس بدنی به ارزیابی و قضاوت فرد نسبت به توانایی بدنی خود اطلاق میشود که از طریق فعالیتها و کنشهای بدنی در فرد به وجود میآید؛ بنابرین اگر فرد از سلامت و توانایی بدنی خوبی برخوردار باشد، بر عزتنفس بدنی او تأثیر مثبت خواهد گذاشت و بالعکس نواقص جسمانی و عدم توانایی در انجام فعالیتها و مهارتها، تأثیر منفی بر عزتنفس بدنی فرد خواهد داشت (اسلامی نسب، ۱۳۷۳)
عزتنفس تحصیلی
عزتنفس تحصیلی به ارزیابی و قضاوت فرد نسبت به ارزشمندی تحصیلی خود مربوط میشود. اگر واکنش اطرافیان در مورد وضعیت تحصیلی فرد مطلوب باشد، در او احساس رضایت از خود ایجاد نموده و به قضاوت مثبت فرد درباره خودش کمک میکند.
عزتنفس خانوادگی
ارزیابی و قضاوت فرد به عنوان عضوی از خانواده را عزتنفس خانوادگی میگویند که در اثر تعامل فرد با اعضاء خانواده در او به وجود میآید. نوع رابطه متقابل فرد با پدر، مادر، برادران و خواهران و سایر اعضاء خانواده و اینکه فرد تا چه اندازه توسط آن ها پذیرفتهشده است، در چگونگی نگرش او نسبت به خود مؤثر است و عزتنفس خانوادگی او را تعیین میکند.
عزتنفس کلی
عزتنفس کلی به ارزیابی و قضاوت فرد نسبت به کلیه ارزشهای خود اطلاق میشود که این جنبه از عزتنفس، سایر جنبههای فوق را در خود دارد و در واقع به آن ها نوعی وحدت و یکپارچگی میبخشد. فردی که عزتنفس کلی مثبتی دارد، از کلیه جهات بدنی، اجتماعی، خانوادگی و تحصیلی، خود را مطلوب و خوب میداند. او نگرش مثبت خود را از واکنش مثبت اعضاء خانواده، همسالان، معلمین و تواناییهای بدنی خود کسب نموده است. چنین فردی، بهتر میتواند با مشکل خود مقابله کند (اسلامی نسب، ۱۳۷۳)
خودپنداره به صورت مجموعه باورهایی که شخص درباره خود دارد، تعریف میشود. به عبارتی هر فردی، باورهای خود درباره خودش را، خودش فراهم میآورد که اصطلاحاً خودپنداره نامیده میشود. در شکلگیری خودپنداره منابع زیادی وارد عمل میشود: واکنشهای دیگران، مشاهده رفتارهای خود، مقایسه خود با اشخاصی که به او شباهت دارند و در همان محیط زندگی میکنند. در حالی که عزتنفس عبارت از ارزیابی شخص از ویژگیهای خاص خود است. بنابرین، خیلی ساده میتوان گفت که عزتنفس یعنی احساسی که فرد نسبت به خود دارد (گنجی، ۱۳۸۱).
نحوه شکلگیری عزتنفس:
عزتنفس در هر فرد بر اساس ترکیبی از اطلاعات عینی در مورد خودش و ارزشهای ذهنی که برای آن اطلاعات قائل است بنا نهاده میشود. نحوه شکلگیری عزتنفس را از طریق تفکر در مورد ((خود ادراکشده[۱۰])) و ((خود ایدئال)) میتوان بررسی کرد خود ادراکشده همان خود پندار است؛ یعنی دیدگاه عینی فرد در مورد مهارتها صفات و ویژگیهایی که در خود میبیند یا فاقد آن است. خود ایدئال عبارت است از اینکه هر فرد دوست دارد خود داشته باشد زمانی که خود ادراکشده و خود ایدئال باهم همتراز باشند. فرد از عزتنفس بالایی برخوردار است (پپ[۱۱] و همکاران ۱۹۸۹).
مفهوم خود منفی (تصور بد از خود):
بیمارانی که تصور بد از خوددارند معمولاً برداشت منفی از خود و دنیادارند، محتوی فکر معمولاً به صورت نشخوار ذهنی و غیر هذیانی در مورد نیستی، گناه، خودکشی و مرگ است. بسیاری از بیماران قرائن کاهش سرعت و حجم کلام نشان داده و پرسشها با کلمات کوتاه و بهکندی واکنش نشان میدهند. تقریباً ۱۰ در صد بیماران افسرده علائم بارز اختلال تفکر معمولاً به صورت وقفه تکلم، فقر عمیق محتوی کلام یا حاشیه پردازی قابلتوجه دارند (کاپلان سادوک -۱۳۷۳).

آن ها خود را ناتوانتر از این میبینند که بر مشکلات فائق آیند، احساس حقارت خود را با ذکر این عبارت که من ناتوانم، قدرت انجام این کار را ندارم، این کار برای من سنگین است و… بیان میکنند و در حال ناراحتاند از اینکه نمیتوانند بر اساس خود عمل کنند و بهپیش روند، در برابر شکست زود مأیوس و افسرده میشود. کسی که تصور بد از خود دارد احساس خستگی میکند، حتی اگر ساعتها خوابیده باشد بازهم بیحال و بدون انرژی است. هیچچیز به نظرش جالب نیست و حالت بیتفاوتی دارد. اغلب آرزو میکند ایکاش میتوانست چیزی پیدا کند که موجب به حرکت درآوردن و دمیدن روح زندگی او میشود ولی به نظر او هیچچیز حتی ارزش امتحان کردن را هم ندارد. البته باید راهی برای حل این مشکل بزرگ در دانش آموزان پیدا کرد.(رضازاده،۱۳۷۶).
ضعف اعتمادبهنفس:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دکتر میرمحمد صادقی معتقد است هرگاه حتی یک نفر از سلاح کشیدن فرد بهراسد، مرتکب مشمول تبصره (۱) نخواهد شد. به نظر میرسد که حتی اگر ترس آن یک نفر، بنابه قضاوت عرف، معقول نباشد (مثل اینکه وی کودک یا شخص فوق العاده ترسویی بوده باشد) نیز مرتکب نمی تواند از تبصره ی(۱) استفاده کرده و از شمول عنوان محاربه بگریزد[۹۱].

گفتار دوم: اهمیت وسیله و موضوع جرم
الف: اهمیت وسیله در محاربه
همان طور که قبلا بیان گردید برای تحقق محاربه استفاده از وسیله شرط است. آنچه که روایات استفاده از سلاح را شرط کردهاند منحصر به اسلحه سرد یا گرم نیست، بلکه هر نوع وسیله ای که در قتال و جنگ مورد استفاده قرار گیرد را شامل می شود.

شهید ثانی با توجه به آیات و روایات وارد در این زمینه تفاوتی را بین انواع سلاح قائل نیست و می فرماید: «فلو اقتصر علی الحجر و العصا و الاخذ بالقوه فهو محارب[۹۲]».
یعنی در تجرید سلاح قناعت می شود به سنگ یا عصا و یا حتی اخذ مال با بهره گرفتن از قدرت بدنی، چنین شخصی با توجه به عموم آیه محارب است.
قانونگذار نیز به تبعیت از آیات و روایات وارد تفاوتی را بین سلاح گرم و سرد قائل نشده و در تبصره ۳ ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی به این نکته اشاره کردهاست: «میان سلاح سرد و سلاح گرم فرقی نیست». بنابرین انواع سلاح های گرم نظیر تفنگ، نارنجک، کلت، هفت تیر و انواع سلاح های سرد نظیر سرنیزه، اسلحه شکاری، چاقو، قمه، شمشیر، ساطور و هر وسیله ای که به آن اطلاق اسلحه بشود شامل می شود[۹۳].
سوالی که در اینجا مطرح است این است که اگر اسلحه به کار رفته تقلبی باشد، کما اینکه در بعضی از پرونده های مطرح در دادگستری مشاهده می شود مرتکب از مشابه پلاستیکی اسلحه کمری استفاده نموده است، آیا به عمل ارتکابی این شخص محارب اطلاق می شود یا خیر؟
در پاسخ می توان گفت هرچند در ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی صرف ارعاب و سلب امنیت و آسایش مردم با دست بردن به اسلحه کافی است، هرچند اسلحه تقلبی باشد، ولی تفسیر مضیق اقتضاء میکند عمل ارتکابی را مستوجب محاربه ندانیم. به همین ترتیب اگر شخصی به روی مردم اسلحه بکشد بدون اینکه تیراندازی نماید یا تیراندازی بکند و به کسی اصابت نکند؛ اگر اسلحه کشیدن باعث ایجاد هراس و رعب و وحشت گردد، حکم محارب را خواهد داشت ولی اگر تیراندازی جنبه عمومی نداشته باشد و باعث وحشت عامه مردم نگردد مرتکب محارب محسوب نمی شود و اگر در اثر تهدید کسی کشته شود ماده ۳۲۵قانون مجازات اسلامی و اگر فقط قصد تهدید داشته باشد مقررات ماده ۶۶۹ قانون مجازات اسلامی درباره وی اعمال خواهد شد.
ب: اهمیت موضوع جرم
با توجه به اهمیت موضوع جرم محاربه باید بیان داشت که موضوع جرم محاربه عبارت است از ایجاد خوف برای مردم یا سلب امنیت عمومی[۹۴].
درجه ارعاب و هراس و سلب امنیت و وسعت عملی سلب آزادی و امنیت تاثیری در ماهیت عمل انجام شده ندارد. ملاک مردم هم کمیت آن ها نیست بلکه مقصود آن است که به نحوی موجب اغتشاش و سلب امنیت عمومی شود ولو اینکه از طریق ترساندن یک نفر باشد.
تقریبا تمام روایات به این معنا عنایت دارد که صرف شهر السلاح و تجربه آن در تحقق عنوان کفایت نمی کند بلکه علاوه بر آن ایجاد ترس و وحشت باید باشد اما اینکه آیا اخذ مال نیز شرط است یا خیر؟ بین کلمات فقهای عظام و مبانی اختلاف وجود دارد. کما اینکه شهید ثانی معتقد است عموم آیه دلالت میکند که اخذ مال شرط نیست[۹۵].
آنچه مسلم است این است که اگر اخذ مال نکند و کسی را نترساند محارب به حساب نمی آید. مثلا اگر جاده را بسته است ولی نه کسی راترسانده، و نه جنایتی مرتکب شده است، در اینجا نفس فعل او مباح نیست و تعزیر میگردد ولی محارب نیست، حتی اگر به قصد اخذ مال رفته ولی علی سبیل المغالبه نبوده باشد در اینجا نیز محاربه صدق نمی کند، بلکه عنوان اختلاس بر وی صادق است.
بنابرین در تحقق موضوع محاربه دو عمل شرط شده است، یک اسلحه کشیدن و دیگری ترسانیدن مردم. سوالی که وجود دارد این است که آیا قصد ترساندن هم شرط است یا خیر؟ شهید ثانی در شح لمعه می فرماید: اصح اقوال این است که شرط نیست، چرا؟ به جهت عموم آیه ۳۳ سوره ی مائده و نیز به دلیل عمومیت آیه، بین زن و مرد فرق نگذاشته است[۹۶].
بنابرین محارب کسی که با دست بردن به سلاح ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم را بکند، بدین ترتیب دست بردن به سلاح در اماکن عمومی که مردم به آنجا رفت و آمدمی کنند مثل بانک ها و … مصداق محارب خواهد داشت، ولی اگر تهدید علیه یک یا چند نفر به خصوص باشد جرم محاربه تحقق نخواهد یافت به همین جهت است که مقنن در تبصره ۲ ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی مقرر نموده: «اگر کسی سلاح خود را با انگیزه عداوت شخصی به سوی یک یا چند نفر مخصوص بکشد و عمل او جنبه عمومی نداشته باشد محارب و مفسد فی الارض محسوب نمی شود».
گفتار سوم: نتیجه مجرمانه و شروع به جرم در بزه محاربه
الف: تحلیل لزوم یا عدم لزوم تحقق نتیجه
در حقوق جزای عمومی جرائم را بر حسب عنصر مادی به جرائم مطلق و مقید تقسیم میکنند. جرم مطلق، جرمی است که تحقق آن منوط به حصول نتیجه نیست مثل جرم سم دادن در حقوق فرانسه که صرف نظر ازتاثیر آن خود جرم مستقلی است و جرم مقید یا مادی، جرمی است که نتیجه ای که از آن منظور مرتکب بوده حاصل شده باشد. مانند قتل که با سلب حیات از مجنی علیه تحقق مییابد[۹۷]».
محاربه که از جرائم مطلق است و برای تحقق آن حصول نتیجه مجرمانه یعنی ایجاد رعب و وحشت و خوف در مردم لازم نیست. به عبارت دیگر موضوع جرم محاربه عملی است که قابلیت سلب آسایش و ایجاد رعب و وحشت برای مردم را داشته باشد[۹۸]، و اینکه تبصره ۱ ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی مقرر داشته: «کسی که به روی مردم سلاح بکشد ولی در اثر ناتوانی موجب هراس هیچ فردی نشود محارب نیست». دلیل بر آن نیست که برای تحقق محاربه نتیجه مجرمانه شرط است. بلکه حاکی از آن است که چنین افرادی اصولا نمی توانند قصد اخافه داشته باشند، یعنی برای قصد اخافه داشتن لازم است در مرتکب بالقوه امکان انجام چنین قصدی وجود داشته باشد و به مجردی که با قصد مذکور حرکت کند محارب است ولو اینکه موجب خوف شود یا نه و نیز بردن مال مردم یا کشتن آن ها تاثیری در محارب بودن او ندارد.
ب: تحلیل شروع به جرم در محاربه
عبور از قصد مجرمانه و عملیات مقدماتی و ورود در مرحله اجرایی جرم را، به نحوی که اعمال انجام شده متصل به جرم باشد، شروع به آن جرم گویند مشروط بر آنکه بزه به طور کامل واقع نشود و زیر عنوان جرم تام قرار نگیرد[۹۹].
شروع به جرم وقتی مستوجب کیفر است که برای مرتکب آن، ضمانت اجرای کیفری پیشبینی شده باشد[۱۰۰].
طبق ماده ۴۱ قانون مجازات اسلامی «هرکس قصد ارتکاب جرمی کند و شروع به اجرای آن نماید لکن جرم منظور واقع نشود چنانچه اقدامات انجام گرفته جرم باشد محکوم به مجازات همان جرم می شود».
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از نظر چلبی انسجام اجتماعی در یک حوزه تعاملی معین، شکل و معنا پیدا میکند و دورکیم معتقد بود که در طی مراسم و مناسک جمعی است که احساس جمعی عمیقی که دورکیم از آن به عنوان عاطفه جمعی یاد میکند، شکل میگیرد و همین عاطفه جمعی است که موجبات افزایش و تحکیم انسجام را فراهم میآورد (چلبی، ۱۳۷۲).

دروکیم وجود انسجام را برای هر جامعه امری بسیار مهم و ضروری میداند. او جهت اثبات تأثیر پدیده اجتماعی انسجام و همبستگی بر سایر عوامل به خصوص عوامل فردی نظیر خودکشی یا استفاده از آمار و ارقام، به بررسی رابطه بین همبستگی با نرخ خودکشی که یک پدیده بهظاهر فردی است و در انزوای اجتماعی رخ میدهد، در بین گروههای مختلف مذهبی پروتستان و کاتولیک در اروپای قرن نوزدهم میپردازد و به این نتیجه میرسد که بین نرخ خودکشی با درجه یکپارچگی و انسجام اجتماعی رابطه معکوسی وجود دارد و در بین جمعیتهایی که درجه همبستگی و توافقشان بالا است در مقایسه با سایر گروههای که از درجه همبستگی پایینتری برخوردارند، رفتار انحراف آمیز کمتری مشاهده میشود (چلبی،۱۳۷۲).

۲-۳-۴-۳٫ مشارکت اجتماعی: مشارکت اجتماعی، بر وزن مفاعله از نظر لغوی به معنای شرکت دوجانبه و متقابل افراد برای انجام کاری است. از دیدگاه جامعهشناسی مشارکت اجتماعی نوعی فرایند چندجانبه است که در متن اجتماع روی میدهد (ازکیا و غفاری، ۱۳۸۰). واژه مشارکت از لحاظ معنای لغوی شراکت و مشارکت در کاری، امری و یا فعالیتی جمعی و گروهی را میرساند. اما از منظر جامعهشناختی مشارکت در سطح عمل و تعهد (عمل مشارکت) همچنین در سطح حالت و وضع (امر شرکت کردن) از یکدیگر متمایز میشود. در معنای اول مشارکت داشتن شرکتی فعالانه در گروه را میرساند و بر فعالیت انجام شده تأکید میکند و در معنای دوم از تعلق گروهی خاص و داشتن سهمی در هستی آن خبر میرساند (دهقان و غفاری، ۱۳۸۴). مشارکت نوعی کنش هدفمند است که در فرایند تعاملی بین کنشگر و محیط اجتماعی او جهت نیل به اهداف معین و از پیش تعیینشده، رخ میدهد (ازکیا و غفاری، ۱۳۸۰).
شبکه های مشارکتی نقشی کلیدی در تولید سرمایه اجتماعی دارند. اما همه حوزه ها از نظر تئوریک برای تولید سرمایه اجتماعی صلاحیت ندارند و تنها حوزه هایی که به صورت داوطلبانه، آزاد و خودجوش شکل گرفته باشند میتوانند به تولید سرمایه اجتماعی کمک کنند. شبکه های مشارکت اجتماعی سالم هستند که در آن ها لکنت زبان نباشد و همه افراد بر مبنای سخن و کلام با یکدیگر ارتباط برقرار نمایند و مسائل فیمابین از طریق منطق حلوفصل گردد. شبکه های مشارکت اجتماعی در هر جامعهای بیانگر میزان سرمایه اجتماعی در آن جامعه است و هرچقدر شبکه های اجتماعی در هر جامعهای گستردهتر باشد سرمایه اجتماعی بیشتر و غنیتر است (علاقه بند، ۱۳۸۴).
۲-۳-۴-۴٫ حمایت اجتماعی: حمایت اجتماعی دارای ابعاد گوناگونی است آلووی و ببینگن (۱۹۸۷) معتقدند که حمایت اجتماعی دارای دو بعد مهم ساختاری و عملکردی است. بعد ساختاری حمایت اجتماعی عبارت است از ویژگی کمی و عینی حمایت و بعد عملکردی حمایت اجتماعی شامل ویژگیهای کیفی و ذهنی حمایت میشود. حمایت اجتماعی دارای دو شکل عاطفی و ابزاری است. حمایت اجتماعی عاطفی ایجاد نوعی رابطه صمیمی و بامحبت با افراد است و منظور از حمایت اجتماعی ابزاری ارائه خدمات، کمک در فعالیتها دادن پول و سایر کمکهایی است که از منابع مختلف در اختیار فرد یا گروه قرار میگیرد. اعضای خانواده، دوستان و نزدیکان مهمترین منبع ارائه و فراهم کردن حمایت عاطفی برای فرد هستند. اما در مورد حمایت ابزاری خانواده مهمترین منبع ارائه کننده خدمات به فرد میباشد (زکی، ۱۳۸۷).

ولمن معتقد است منبع حمایت و اینکه چه نوع پیوندهایی چه نوع حمایتی را ارائه میکند از اهمیت بسزایی برخوردار است. مطالعات گسترده نشان میدهند که افراد بیشترین حمایت را از طریق خانواده، خویشاوندان، دوستان، همسایگان و همکاران دریافت میکنند. پیوندهای گوناگون منابع مختلفی برای فرد جهت دریافت حمایت فراهم میکنند. بنابرین طیف وسیعی از حمایتهای اجتماعی فرد را قادر میسازد تا توانایی رویارویی با مشکلات و بحرانهای زندگی روزمره را کسب کنند (ولمن، ۱۹۹۲: نقل در باقری، ۱۳۸۵).
ولمن بر شش نوع حمایت تأکید میکند:
حمایت مصاحبتی
حمایت عاطفی
حمایت مالی
حمایت اطلاعاتی
حمایت مشورتی
هرکدام از اعضای خانواده، خویشاوندان، نزدیکان، و دوستان و اقوام نزدیک و دور میتوانند به صورت بالقوه ارائه و تامین کننده اشکال حمایت اجتماعی باشند (باقری، ۱۳۸۵).
۲-۳-۵٫ ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی
ناهاپلیت و گوشال سه بعد برای سرمایه اجتماعی در نظر میگیرد: ساختاری، شناختی و رابطهای
بعد ساختاری سرمایه اجتماعی: این بعد الگوی کلی روابطی را که در سازمانها یافت میشود در نظر دارد. به این معنا که این بعد، حدی را که افراد در سازمان به یکدیگر متصل میشوند در برمیگیرد. بعد ساختاری سرمایه اجتماعی از شکل ساختاری، تنوع، مرکزیت و نقش مشارکتکنندگان در شبکه منتج میشود.
بعد ارتباطی سرمایه اجتماعی: این بعد ماهیت روابط را در سازمان در برمیگیرد. به عبارت دیگر در حالی که بعد ساختاری بر این امر متمرکز میگردد که آیا کارکنان یک سازمان اصولاً به هم متصل هستند یا خیر، بعد ارتباطی بر ماهیت و کیفیت این ارتباط متمرکز میگردد. بعد رابطهای به روابط شخصی اطلاق میشود که از طریق روند تعاملات یعنی حدی که اعتماد، تعهد، روابط دوجانبه بین گروهها وجود دارد توسعه مییابد.
بعد شناختی سرمایه اجتماعی: این بعد دربرگیرنده میزان مشارکت کارکنان درون یک شبکه اجتماعی در یک دیدگاه یا درک مشترک میان آنان است و مانند بعد ارتباطی به ماهیت ارتباطات میان افراد دریک سازمان میپردازد. این بعد به منابعی اطلاق میشود که برای گروهها تفسیرها و تعابیر مشترک فراهم میکند. (ناهاپلیت و گوشال، ۱۹۹۸).
۲-۳-۶٫ انواع سرمایه اجتماعی
پوتنام (۲۰۰۲) سرمایه اجتماعی را به چهار دسته تقسیم میکند و اعتقاد دارد که این انواع مختلف دارای تمایزات منحصربهفرد نیستند. در عوض آن ها عدسیهای مکمل متفاوتیاند که از میان آن ها میتوان سرمایه اجتماعی را شناخت. با توجه به نظر پوتنام انواع سرمایه اجتماعی به شرح زیر است:
-
- سرمایه اجتماعی رسمی[۳۱] و غیررسمی[۳۲]: بعضی شکلهای سرمایه اجتماعی مانند انجمنهای اولیا و مربیان و یا اتحادیههای کارگری رسمی سازمان یافتهاند. به طوری که دارای مسئولان مشخص، شرایط عضویت، وظایف، جلسات معین و مانند اینها هستند. اما ترتیب دادن بازیهای بسکتبال با افرادی که در یک رستوران جمع میشوند به شدت غیررسمی است. هردوی آن ها شبکه هایی تشکیل میدهند که ارتباط متقابل در آن ها میتواند توسعه یابد و این ارتباطات میتواند نتایج خصوصی و عمومی در برداشته باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بلکه منظور محلی است که در قراردادهای داوری یا صورت جلسات رسیدگی داوری به آن اشاره می شود و «کمتر در عمل با این مورد مواجه میشویم که محل داوری به طریقی در یکی از اسناد مربوط به صورت جلسات داوری مشخص نشده باشد». (F.a Mann, 1985, 108) انتخاب این محل ،حتی در صورت سکوت طرفین به صورت عرفی و یا با ارادهی طرفین به عهده نهادهای داوری و یا خود داوران سپرده می شود. تعیین این محل، معمولاً همراه با تاریخ صدور رأی و امضای داوران نوشته می شود. (Van Den, 1981, 201)

محل صدور یا مقر داوری علیالا صول در رأی داوری ذکر می شود. با این وجود در صورتی که محل درج شده در رأی با مفاد قرارداد داوری که ناشی از ارادهی مستقیم طرفین است، منافات داشته باشد، طبیعی است که با توجه به اصل حاکمیت اراده، مفاد ارادهی طرفین ارجحیت داشته باشد. اختلاف بر سر محل صدور رأی بسیار نادر است. برای نمونه، در ۲۵۸ تصمیم که در سالنامهی داوری تا سال ۱۹۸۶ گزارش شده است حتی یک مورد مسئله بر سر محل صدور دیده نمی شود. (جنیدی، ۱۳۷۵، ۴۲)

۲- معیار قانون حاکم
در این معیار نیز دو نظریه وجود دارد به این صورت که عدهای معتقدند آنچه ملاک تشخیص برای داخلی یا خارجی بودن یک رأی می شود، قانون حاکم بر آن دادرسی است. برخی نیز به ملاک آیین دادرسی حاکم بر یک رأی داوری معتقد هستند. هر چند این دو مفهوم متفاوت از هم هستند، اما در عمل امکان انتخاب یکی بدون در نظر گرفتن دیگری تقریباً ممکن نیست. مثلاً اگر برای صدور یک رأی قانون آییندادرسی یا قانون حاکم بر جلسات داوری، کشور «الف» اعمال شود، حتی اگر محل برگزاری جلسات در کشور «ب» هم باشد باز این رأی تحت تابعیت کشور «الف» قرار میگیرد. با در نظر گرفتن این معیار، داوری در محل برگزاری خود غیر داخلی تلقی می شود.
سرچشمهی این معیار، توافق (اراده ی صریح ) طرفین است که به آییندادرسی یا قانون کشوری غیر محل برگزاری جلسات داوری صلاحیت میدهد. در ایران هر دو سند بین المللی پذیرفته شده، قانون داوری تجاری بین المللی ۱۳۷۶ و کنوانسیون نیویورک ۱۹۵۸، معیار جغرافیایی (ضابطه ی سرزمینی) را مدنظر قرار داده اند. اما در این میان کنوانسیون اروپایی ۱۹۶۱، کنوانسیون پاناما ۱۹۷۵ و کنوانسیون نیویورک ۱۹۵۸معیار آییندادرسی را نیز در کنار معیار جغرافیایی پذیرفتهاند.
هر چند در عبارات کنوانسیون نیویورک در ابتدای بند یک از ماده یک به صراحت به قلمرو دولت محل درخواست اجرا (معیار جغرافیایی) اشاره میکند، اما درمادهی همین بند از ماده به احکام داوری اشاره می کند که در کشور محل تقاضای اجرا، داخلی محسوب نمی شود (معیار قانون حاکم). با بررسی متن پیشنویس کنواسیون، در مییابیم که در ابتدا فقط معیار جغرافیایی در این بند وجود داشت. اما با اعتراض بعضی از کشورها[۱] قسمت دوم این بند نیز به متن اصلی اضافه شد.
در میان معترضین نمایندهی کشور فرانسه، محل صدور رأی را یک معیار تصادفی و غیر واقعی میخواند که بر حسب ضرورت برای مسایلی چون مکاتبات و محلهای قابل دسترس برای طرفین و داوران انتخاب می شود و صرفاً جنبه فرعی و ثانوی دارد. بدین صورت تغییراتی در متن نهایی کنوانسیون نیویورک پدیدار شد. علاوه بر مطرح شدن معیار قانون حاکم در بند اول از ماده یک، درقسمت «ه» از بند اول ماده پنج نیز معیار قانون حاکم به متن اصلی اضافه شد. در این بند نهایتاًً عبارت «در کشور محل صدور» که در متن اولیه آمده بود به عبارت «در کشوری که در آن یا تحت قانون آن» رأی صادر شده باشد، تبدیل شد.
این دو معیار هرگز به صورت اجماعی در نیامد و همواره بین حقوق دانان محل تأمل است؛ چرا که عدهایی معیار قانون حاکم را محل حاکمیت محلی میدانند و شاید به همین دلیل هم کنوانسیون ژنو۱۹۲۷ تنها معیار محل داوری را مدنظر قرار داده و صحبت از ابطال رأی در کشور محل صدور نموده است. در حالی که کنوانسیون نیویورک هر دو معیار را مورد پذیرش قرار داد. (Mayer, 1995, 44)
بخش دوم- شناسایی و اجرای رأی داوری
شاید یکی از مهم ترین و حساس ترین بخش از روند یک داوری مقوله ی اجرای رأی داوری است. چرا که اگر طرفین اطمینان به این موضوع نداشته باشند که پس از خاتمه ی رسیدگی و صدور رأی داوری میتوانند آن را اجرا کنند، رسیدگی داوری صرفاً یک روند طاقت فرسا و بیهوده خواهد بود. به بیان دیگر چنانچه طرفین قبل از پروسه ی داوری یا در حین آن از اجرای رأی داوری حتی در صورت عدم اجرای اختیاری توسط محکوم علیه پرونده اطمینان نداشته باشند، هرگز به روند این رسیدگی تمایل نخواهند داشت؛ وجود رایی بدون توانایی اجرای اجباری صرفاً یک برگه ی ظاهری است و اگر چه برای به دست آوردن آن زحماتی هم کشیده باشند، امکان باالفعل در آمدن آن نیست.
از جهتی طرق مؤثر و آسان برای اجرای رأی داوری یا ضمانت اجراهای مناسب برای آن نه تنها موجب گرایش به نهاد داوری می شود، بلکه در بسیاری موارد موجب اجرای اختیاری رأی از طرف محکوم علیه رأی داوری هم می شود. با توجه به مطالب گفته شده به نقش مهم اجرای رأی داوری و اهمیتی که در صحنه ی بینالمللی دارد پی می بریم. خصوصاًً در مورد شناسایی آرای داوری خارجی که در کشور غیر محل صدور رأی باید اجرا شود و دادگاه های ملی (داخلی) باید آن را مورد شناسایی قرار بدهند و حتی در مواردی طرف ناموفق را مجبور به اجرای رأی داوری و اطاعت از رأی نمایند.
اجرای رأی در کشوری که مقر داوری در آن هست و تحت قوانین آن صورت گرفته از پیچیدگی خاصی برخوردار نیست چرا که اگر دولتی اجازه ی رسیدگی و روند داوری را در کشور خود بدهد طبیعی است که اجازه ی شناسایی و اجرای آن را هم میدهد. اما از آنجایی که دولتها معمولا علاقه ای به اجرای تصمیمات غیر داخلی یا به عبارتی دیگر تصمیمات حاکمیتهای دیگر را ندارند،اجرای یک رأی داوری خارجی اگر از پشتیبانی قانونی قوی ای بهره مند نباشد خیلی سخت و در مواردی غیر ممکن خواهد بود.
دولتها اجرای تصمیمات داخلی خود را ناشی از حاکمیت می دانند و به طور قطع نمی خواهند ابزارهای حاکمیتی خود را برای حمایت از جریان رسیدگی غیر عادلانه به کار گیرند. همچنین دولتها بسیار تأکید دارند که چهارچوب های ماهوی خاصی در قلمروشان حفظ و رعایت شود. به طور مثال در مورد اجرای آرایی که با اصول اساسی اخلاقی و فرهنگی، اجتماعی در کشورشان منطبق نباشد یا آرایی که در پی قراردادهای نامشروع باشد، امتناع میکنند.

اما این که این معیار ها و اصول از کشوری به کشور دیگر کاملا متفاوت است، طرفین یک قرارداد را پیش از هر چیز به این فکر می اندازد که در مورد انتخاب محل داوری کاملا دقت کنند و محل و مکانی را در نظر بگیرند که حتی الامکان طرف مقابل در آنجا اموالی داشته باشد و دادگاه های آن کشور برای اجرای رأی داوری مشکل خاصی نداشته باشند. با توجه به اهمیت موضوع به شناخت مفاهیم شناسایی و اجرای رأی می پردازیم:
گفتار اول- شناخت مفاهیم شناسایی و اجرای رأی داوری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-ابراز توجه و رسیدگی :
اهمیت دادن به احتیاجات سایرین و عمل کردن بر طبق این احتیاجات. در هوش اجتماعی تنها همدلی و دلسوزی کافی نیست بلکه توجه و رسیدگی و حمایت از دیگران شرط کافی آن میباشد (گلمن، ؟؟؟؟).
۲-۲-۲۰- هوش اجتماعی چیست
مفهوم هوش اجتماعی[۳۸] در سال ۱۹۲۰ توسط ثرندایک معرفی شد. اصطلاحی که به توانایی درک دیگران، عمل و رفتار هوشمندانه و زیرکانه در روابط با دیگران و به کارگیری آن در تعاملات اجتماعی سازگارانه اشاره میکند (کانتور و کیلستروم[۳۹]، ۲۰۰۰). اما ثرندایک و همکارانش قادر به بررسی وجود چنین حوزهای از هوش از طریق مطالعات روانسنجی نبودند و به همین دلیل مفهوم هوش اجتماعی به دست فراموشی سپرده شد.
دیدگاه روانسنجی هوش اجتماعی به طبقهبندی ثرندایک (۱۹۲۰) از هوش به سه سطح برمیگردد: توانایی درک و مدیریت افکار (هوش انتزاعی[۴۰])، اشیاء واقعی (هوش مکانیکی[۴۱]) و مردم (هوش اجتماعی). در این قاعده کلاسیک ثرندایک، هوش اجتماعی به توانایی درک و مدیریت زنان و مردان، پسران و دختران و توانایی عمل خردمندانه در روابط انسانها اشاره میکند (لی و همکاران[۴۲] ، ۲۰۰۰).
۲-۲-۲۱- اجزای هوش اجتماعی
محتوای هوش اجتماعی، در دو مقوله گسترده سازمان مییابد:
آگاهی اجتماعی، یعنی آنچه درباره دیگران حس میکنیم و دیگری مهارت اجتماعی، عملی که بر اساس این آگاهی انجام میدهیم.
آگاهی اجتماعی:
آگاهی اجتماعی طیف گستردهای است از اولین احساس ما در باره حالت درونی طرف مقابل، و درک احساسات و افکار او در موقعیت های پیچیده اجتماعی است. این گستره شامل موارد زیر است.

۱- همدلی اولیه :
احساس کردن چیزی به همراه دیگران، احساس کردن علائم عاطفی غیر کلامی.
۲- هماهنگ سازی:
گوش کردن با پذیرش کامل، هماهنگی با فرد مقابل، هماهنگی به معنای توجهی است که از همدلی لحظهای فراتر میرود و به حضوری کامل و با ثبات تبدیل میشود که رابطه صمیمانه را ممکن میسازد. در این جا ما تمام توجه خود را به فرد مقابل میدهیم و با دقت به او گوش میکنیم. یعنی بیش از آن که به دنبال طرح نقطه نظر خود باشیم در پی درک مخاطب هستیم. به نظر میرسد گوش کردن به این نحو، قابلیتی طبیعی باشد. اگر به جای گوش سپردن به حرفهای دیگری ، فقط برای او صحبت کنیم، گفتگوی ما تبدیل به تکگویی خواهد شد.

۳- درک همدلانه:
درک کردن افکار، احساسات و مقاصد دیگری، برخی معتقدند، درک همدلانه، مهارتی بنیادی در هوش اجتماعی است. درک همدلانه بر اساس همدلی اولیه شکل میگیرد، اما درک واضحی از احساسات و افکار دیگری را نیز به این همدلی احساسی میافزاید.
۴- شناخت اجتماعی:
آگاهی درباره طرز کار جامعه، چهارمین جنبه از آگاهی روابط بین فردی، دستیابی به این دانش است که دنیای اجتماعی عملأ چگونه کار میکند. کسانی که در این حیطه ماهر هستند، میدانند در بیشتر موقعیتهای اجتماعی چه رفتاری از آنان انتظار میرود.
این افراد میتوانند به دقت سیاست بازیهای درون یک سازمان را شناسایی کنند. یکی از موقعیتهایی که نشان دهنده شناخت اجتماعی است توانایی پیدا کردن راه حل برای وضعیتهای دشوار اجتماعی است.
۲-۲-۲۲- ویژگیهای افراد باهوش اجتماعی بالا
به گفته برخی روانشناسان، افراد باهوش اجتماعی بالا ویژگیهای زیر را دارند: ۱ ـ اطمینان داشتن از این که خودتان هستید. ۲ ـ داشتن دید وسیعی نسبت به زندگی، این که بدانید به کجا میروید. ۳ ـ داشتن علاقه پایدار نسبت به دیگران. ۴ ـ احترام قائل شدن نسبت به دیگران. ۵ ـ انتقال فکر، توانایی خواندن و استفاده از زبان رفتاری برای انتقال فکر. ۶ ـ آگاهی از زمان مناسب صحبت کردن و گوش دادن. ۷ ـ داشتن نگرش مثبت.
۲-۲-۲۳- عملکرد شغلی
ارتقاء عملکرد شغلی[۴۳] یکی از مهمترین اهدافی است که مدیران سازمانها در پی آن هستند چرا که ارتقاء بهرهوری را در جامعه فراهم ساخته و باعث ارتقای اقتصاد ملی و همین طور ارتقاء کیفیت خدمات و تولید سازمانها خواهد شد. عملکرد شغلی درجهای از انجام وظایف محوله به فرد در شغل وی میباشد (طاهر سلیمان[۴۴]، ۲۰۰۶). عملکرد را فعالیتهایی تعریف کردهاند که به طور معمول بخشی از شغل و فعالیتهای فرد است و باید آن را انجام دهد. توان و تمایل فرد را عوامل اساسی در عملکرد و بهرهوری فرد معرفی کردهاند. یعنی فرد تا چه اندازه توان (دانش، مهارت، تجربه و شایستگی) انجام کارها را داشته و تا چه اندازه تمایل (انگیزش، علاقه، تعهد و اعتماد) به انجام کار دارد (قلیپور، ۱۳۸۶). اعتقاد بر آن است که عملکرد شغلی دو مؤلفه را در بر میگیر، مؤلفه اول عملکرد وظیفهای است که نیازمندیها و الزامات شغلی را منعکس میکند و مؤلفه دوم عملکرد زمینهای است که فعالیتهای تعریف نشده و نامشخص نظیر کار تیمی و حمایتی را در بر میگیرد (اکانر و پانونن[۴۵]، ۲۰۰۷). عملکرد شغلی متغیر اصلی در رشته روانشناسی صنعتی و سازمانی است. بسیاری از بررسیها و تحقیقات روانشناسان صنعتی و سازمانی مربوط به شناسایی، ارزیابی، یا ارتقای عملکرد شغلی بودهاند.هر سازمان برای دست یابی به اهداف خود نیاز دارد که کارکنانش مشاغل خود را در سطح قابل قبولی از بهرهوری انجام دهند.این موضوع هم در مورد سازمانهای دولتی اهمیت دارد که در آن ها عملکرد ضعیف به معنی ناتوانی در فراهم کردن خدمات عمومی قانونی است، و هم دربارۀ شرکتهای خصوصی ضروری میباشد که عملکرد ضعیف میتواند به ورشکستگی آن ها منجر شود (علیرضایی، مساح و اکرمی، ۱۳۹۲: ۳). از دیدگاه اجتماعی، بهترین خواستۀ هر فرد برای سازمانها، برخورداری از کارکنانی است که کار خود را خوب انجام دهند.عملکرد خوب، بهرهوری سازمان را افزایش میدهد و این نیز مستقیماً باعث ارتقای اقتصاد ملی و همین طور ارتقای خدمات سازمان میشود. هم عوامل محیطی و هم عوامل شخصی تأثیر مهمی بر عملکرد شغلی دارند. ویژگیهای شخصیت، مثل هوش، پنج عامل بزرگ، و کانون های کنترل با عملکرد شغلی همبستگی نشان دادهاند. عوامل مؤثر و مهم محیطی شامل ویژگیهای شغل، نظامهای تشویق و فناوری است. موانع سازمانی نیز، یکی از خصوصیتهای محیط کار است که میتواند در عملکرد خوب تداخل کند. این شرایط منجر به کاهش خشنودی شغلی و ترک شغل خواهند شد. عملکرد پیامدی از تأثیر متقابل توانایی و انگیزش است. افراد اگر صرفاً توانایی و انگیزش لازم را داشته باشند، کارهای خود را خوب انجام میدهند. عملیات سازمانی و شرایط شغلی میتوانند این ویژگیهای فردی را افزایش دهند وبه رفع موانعی که در عملکرد شغلی دخالت دارند، کمک کنند (اسپکتور،۲۰۰۶؛به نقل از محمدی،۱۳۸۷).
۲-۲-۲۴- عواملی که میتواند بر عملکرد شغلی تأثیر بگذارد
۲-۲-۲۴-۱- توانایی و عملکرد شغلی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
خداوند از طریق قرار دادن امانت به نوع بشر به عنوان یک جانشین، نقش فعالی جهت نظارت و دخالت در تمامی امور انسان ایفا کرده و از تمامی امور در هر زمان آگاه است. همان طور که خداوند آگاه به تمامی امور و نوع بشر نیز پاسخگو به اوست، اصل توحید میتواند اساس الگوی حاکمیت شرکتی در اسلام را تشکیل دهد؛ همان طور که اشخاص دخیل در امور شرکت پاسخگو و حسابده به خداوندند (زولکیفلی، ۲۰۰۹). چهار اصل و ابزار حاکم بر حاکمیت اسلامی شامل «توحید»، «عدالت»، «بهکارگیری منافع در راستای هدفهای جامعه» و «اصل فعالیتهای اقتصادی» میباشند. تمامی این اصول، فرضهای اصلی حاکمیت شرکتی اسلامیاند که قوانین شریعت مفروض در قرآن و سنت میباشند و بازار شرکتهای اسلامی را فعال و همزمان از اصل عدالت اجتماعی نیز حمایت میکنند(چادوری و هوک[۶۲]، ۲۰۰۴)

شکل ۲-۴ نشان میدهد که رویکرد حاکمیت شرکتی اسلامی مبتنی بر الگوی معرفتشناسی توحید است که بر اساس آن نقشهای عملکردی شرکت از طریق قوانین شریعت عمل میکند. از اصل توحید مفاهیم بااهمیتی مثل جانشینی (خلافت)، امانت، عدالت و احسان حاصل میشود. ذینفعان به عنوان جانشین خداوند دارای وظیفه امانتداری جهت حمایت از اصل توزیع عادلانه از طریق فرایند مشترک را دارند. چاپ را[۶۳] متذکر میشود که انجام مشاوره یک انتخاب نیست، بلکه یک تعهد است. عنصر شورا در ساختار حاکمیت شرکتی فوق امکان مشارکت گسترده ذینفعان را بر امور شرکت به صورت مستقیم یا از طریق نمایندگان خود فراهم میکند. در فرایند حاکمیت شرکتی فوق، دو نهاد اصلی وجود دارد؛ هیئت شریعت و گروههای مشورتی مشارکتکنندگان از جمله ذینفعان.
در زمینه شریعت، نهاد هیئت شریعت وارد صحنه شده و نقش بااهمیتی در اطمینان یافتن از اینکه تمامی فعالیتهای شرکت در راستای اصول شریعت قرار دارد را ایفا میکند. علاوه بر این، سهامداران نیز نقش بااهمیتی به عنوان مشارکتکنندگان فعال و ذینفعان آگاه در فرایند تصمیمگیری و خطمشیگذاری از طریق مورد توجه قرار دادن منافع تمامی ذینفعان مستقیم یا غیرمستقیم بهجای فقط حداکثر کردن سود خود، ایفا میکنند. دیگر ذینفع، جامعه است که باید نقش خود را برای فراهم کردن مشارکت متقابل جهت حمایت منافع همه و برانگیختن وظیفه رفاه اجتماعی، ایفا کند. تمامی این فرایندها بر اجرای هدف نهایی حاکمیت شرکتی اسلامی که براورده کردن هدفهای اجتماعی و شخصی از طریق حمایت از اصل توزیع عادلانه است، متمرکز میشود (زولکیفلی، ۲۰۰۹).

رویکرد مبتنی بر توحید و شریعت، یک اساس معرفتشناسی حاکمیت شرکتی را فراهم میکند (شکل ۲-۴). به هر حال، بهکارگیری و پیادهسازی این رویکرد در نظام حاکمیت شرکتی فعلی مبهم به نظر میرسد. از طرفی تجربه نشان داده است که شرکتها از جمله مؤسسههای مالی اسلامی از الگوی حاکمیت شرکتی موجود که در معرفتشناسی عقلانیت و خردگرایی یافت میشود، پیروی میکنند. اکنون زمان آن فرا رسیده است که بهجای پژوهشهای نظری بر بررسی جنبههای عملی، رویکرد مبتنی بر توحید و مشورت مطالعه صورت گیرد (زولکیفلی، ۲۰۰۹).
شکل ۲-۴٫ رویکرد حاکمیت شرکتی مبتنی بر توحید و مشورت
۲-۴-۳-۲- رویکرد مبتنی بر ذینفعان
الگوی حاکمیت شرکتی در نظام اقتصاد اسلامی، الگویی مبتنی بر ذینفعان است که در آن ساختار و سبک حاکمیتی از حقوق و منافع تمامی ذینفعان بهجای تنها سهامداران حمایت میکند. این الگو مبتنی بر دو مفهوم اساسی قوانین اسلامی به نام اصل حقوق اموال و تعهد به توافقهای قراردادی صریح و ضمنی میباشد که رفتار اجتماعی و اقتصادی اشخاص، جامعه و دولت را هدایت میکند. این دو اصل یک دلیل محکم برای این اعتقاد که حاکمیت شرکتی اسلامی به عنوان یک الگوی ذینفعمحور طبقهبندی میشود را ارائه میکند (زولکیفلی، ۲۰۰۹).
اصل حقوق اموال در اسلام بهوضوح یک چارچوب جامع برای تشخیص، شناسایی، احترام و حمایت از حقوق و منافع هر شخص، جامعه، دولت و شرکت ارائه میکند. در واقع، حق مالکیت، تحصیل و واگذاری اموال به عنوان دارایی محسوب میشود که دارای ارزش و استفاده سودمندانه است. در زمینه حقوق مالکیت، اسلام اظهار میدارد که خداوند تنها مالک اموال است و انسان در واقع یک امین و متولی است. به صورت ضمنی اشاره شده است که باید این اموال را مطابق با قوانین شریعت مدیریت کند و مورد استفاده قرار دهد (اقبال و میراخور، ۲۰۰۴). آیههای زیادی از قرآن کریم اصل حقوق اموال را مورد تأکید قرار داده است که یکی از آنها آیه ۵۷ سوره مبارکه حدید است که خداوند میفرمایند: “به خدا و رسولش ایمان بیاورید و آنچه را نماینده (خود) در آن قرار داده است، انفاق کنید.” مفهوم ضمنی این آیه این است که اصل مالکیت اموال مطرح شده و انسان به عنوان نماینده خداوند مورد توجه قرار گرفته است. از طرفی اسلام مالکیت شخصی، اجتماعی یا دولتی را به رسمیت میشناسد. این موضوع دلالت بر این دارد که مالکیت اشخاص در شرکت سهامی به عنوان سهامدار به رسمیت شناخته شده و همزمان با آن قوانین شریعت رهنمودهایی برای اشخاص، شرکت و دولت در مورد نحوه برخورد با مالکیت اموال ارائه میکند (زولکیفلی، ۲۰۰۹).
چارچوب قراردادی در اسلام نیز خیلی منحصربهفرد است. در قرآن کریم خداوند به صراحت به مسلمانان در رابطه با اصل انجام دادن هر یک از تعهدات قراردادی خود متذکر میشود. خداوند در آیه یک سوره مبارکه مائده میفرمایند: “ ای کسانی که ایمان آوردهاید، به پیمانها و قراردادها وفا کنید”. این آیه یک اصل اساسی در رابطه با مفهوم قرارداد ارائه میکند که هر فرد، جامعه، شرکت و دولت را محدود به قراردادها میکند و حقوق و تعهدات اشخاص را معین میسازد.
در رابطه با موضوع حاکمیت شرکتی، هر ذینفع دارای تعهد جهت انجام تعهدات قراردادی خود مطابق شرایط قیدشده در قرارداد به صورت مستقیم یا غیرمستقیم است. برای مثال، سهامداران، نسبت به فراهم ساختن سرمایه شرکت تعهد دارند، مدیریت متعهد به اداره و مدیریت واحد تجاری است، کارکنان تعهد به اجرای وظایف مربوط به خود را دارند و دولت نیز نسبت به اجرایی شدن قراردادها در موارد نقض پیمان توسط هر شخص اطمینان ایجاد میکند. تمامی این تعهدات از چارچوب قراردادی ناشی شده و از قوانین شریعت پیروی میکند. به طور خلاصه، اصل قرارداد در اسلام رهنمودی برای شناسایی و تشخیص افرادی که ذینفع مشروع هستند، تعیین میکند. به عنوان مثال، دو شرط برای شناسایی یک فرد به عنوان ذینفع این است که اولاً آیا این شخص یا گروه دارای تعهدات قراردادی صریح یا ضمنی است و ثانیاًً، فردی که دارای حقوق اموال است بهواسطه تجارت شرکت در معرض خطر قرار گیرد (زولکیفلی، ۲۰۰۹).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
= صرف ریسک
D: ارزش بازار اوراق قرضه شرکت

S: ارزش بازار سهام شرکت
Kd: هزینه ثابت وام.
این معادله بیانگر این است که هر مقدار شرکت از وام بیشتر استفاده کند هزینه حقوق صاحبان سهام بالاتر میرود و این دو قضیه بیانگر این هستند که گنجاندن وام بیشتر در ساختار سرمایه نمیتواند ارزش شرکت را بالا ببرد، زیرا منافع حاصل از وام ارزانتر به وسیله افزایش ریسک سهام (و در نتیجه هزینه های مربوط) خنثی میشود. از این جهت مودیگلیانی و میلر بر این باورند که در دنیای بدون مالیات، ارزش یک شرکت و میانگین موزون هزینه سرمایه آن تحت تأثیر ساختار سرمایه قرار نخواهد گرفت.
مودیگلیانی و میلر برای تأثیر دیدگاه خود از روش آربیتراژ استفاده کردند. منظور از آربیتراژ داراییهایی هستند که همانند میباشند و به صورت همزمان خریداری میشوند ولی با قیمتهای متفاوت به فروش میرسند. آن ها ثابت کردند که بر اساس مفروضات خود، اگر تفاوت دو شرکت فقط ۱) به شیوهای که تأمین مالی مینمایند و ۲) در کل به ارزش بازار آن ها باشد، در آن صورت سرمایهگذاران سهام شرکتی را که دارای ارزش بیشتری است میفروشند و سهام شرکتی را که دارای ارزش کمتری است میخرند و این روند ادامه مییابد تا ارزش بازار هر دو شرکت به صورت دقیق یکسان شود.

در دنیای بدون مالیات مودیگلیانی و میلر فرض کنید پس از هر گونه آربیتراژ نرخ هزینه سرمایه هر دو شرکت اهرمی (L ) و شرکت غیر اهرمی (U) یکسان میباشند (Ksu=Ksl (.
مودیگلیانی و میلر استدلال کردند که این شیوه آربیتراژ در دنیای واقعی رخ میدهد، فروش سهام شرکت اهرمی باعث میشود قیمت سهام کاهش یابد و خرید سهام شرکت غیر اهرمی باعث میشود، قیمت سهام شرکت بالا رود و این کار ادامه مییابد تا این که ارزش بازار هر دو شرکت برابر شود و تا زمانی که این تعادل برقرار نشود، با روی گرداندن از سهام یک شرکت و خرید سهام شرکت دیگر میتوان سود غیر عملیاتی به دست آورد. هنگامیکه تعادل به وجود میآید، ارزش دو شرکت غیر اهرمی و اهرمی و میانگین موزون هزینه سرمایه این دو شرکت برابر خواهد شد، بنابرین از دیدگاه مودیگلیانی و میلر ارزش شرکت و میانگین موزون هزینه سرمایه آن هیچ رابطهای با ساختار سرمایه شرکت ندارند.(بریگام و همکاران،۱۳۸۲).
۲-۹-۴-۳- مالیات و نظریه مودیگلیانی و میلر:
مقاله اصلی مودیگلیانی و میلر در سال ۱۹۵۸ بر اساس این فرض بود که مقدار مالیات صفر است. در سال ۱۹۶۳ مقاله دیگری را آن ها منتشر نمودند و مالیات شرکت را در آن گنجاندند. با توجه به مالیات بر سود شرکت، آن ها به این نتیجه رسیدند که اهرم (وام) میتواند ارزش شرکت را بالا ببرد. این بدان دلیل است که میتوان بهره را به عنوان هزینه از درآمدهای همان دوره کم کرد. بنابرین مقدار سود عملیاتی بیشتری به سرمایهگذاران تعلق میگیرد. با توجه به وجود مالیات آن ها دو قضیه زیر ارائه دادند:
قضیه ۱: ارزش شرکت دارای وام برابر است با ارزش شرکت بدون وام به اضافه سود غیرعملیاتی حاصل از وام (به عبارتی صرفهجویی مالیاتی ناشی از استفاده بدهی):
پس به دلیل سپر مالیاتی ارزش شرکت دارای وام بیشتر میشود.
از دیدگاه این تئوری ارزش شرکت زمانی به حداکثر میرسد که شرکت صد در صد سرمایه لازم را از محل وام تهیه کند.
قضیه ۲: هزینه حقوق صاحبان سهام یک شرکت دارای وام برابر است با ۱) هزینه حقوق صاحبان سهام بدون وام به اضافه ۲) ریسک: که مقدار آن برابر است با تفاوت بین هزینه حقوق صاحبان سهام و اوراق قرضه یک شرکت بدون وام، در مقدار اهرم مالی که مورد استفاده قرار می گیرد و نرخ مالیات شرکت.
به خاطر وجود مالیات، هزینه حقوق صاحبان سهام شرکتی که دارای وام است از حالتی که مالیات وجود ندارد با سرعت کمتری افزایش مییابد.
نظریه مودیگلیانی و میلر در دنیای بدون مالیات کاربرد دارد ولی در دنیایی که مالیات بر درآمد شرکتها وضع میشود تأمین مالی از طریق بدهی سودمندتر می گردد زیرا هزینه بهره آن معاف از هر گونه مالیات میباشد. در حالی که سود سهام پرداختنی و سودهای انباشته جزء هزینه های قابل قبول مالیاتی محسوب نمیشوند. طبعاً مجموع سودهای پرداختی به سهامداران و صاحبان بدهی در صورت استفاده از بدهی بیشتر میباشد (بری گام و همکاران،۱۳۸۲).
۲-۹-۴-۴- هزینه های ورشکستگی[۳۵] و نظریه مودیگلیانی و میلر:
شرکت اهرمی نسبت به شرکت غیر اهرمی احتمال ورشکستگی بیشتری دارد. وقتی نسبت بدهی به سهام از حد معینی تجاوز کرد، ضریب احتمال ورشکستگی بیشتر میشود و هزینه مورد انتظار ورشکستگی افزایش مییابد در نتیجه بر ارزش شرکت و هزینه سرمایه آن تأثیر منفی خواهد گذاشت. اگر مسئله ناتوانی شرکت در پرداخت بدهیها و یا ورشکستگی آن مطرح باشد، تصمیمات مربوط به تأمین مالی اهمیت بیشتری پیدا می کند و شرکتها مجبور میشوند در بسیاری از موارد از اجرای طرحهای سرمایهگذاری چشم پوشی کرده و سعی نمایند تا قدرت نقدینگی شرکت را حفظ کنند. در نتیجه کسی حاضر نیست در شرکتی که احتمال ورشکستگی برای آن متصور است سرمایهگذاری کند، لذا شرکت باید برای جلب توجه سرمایهگذاران و کسب اعتماد مجدد آن ها از طریق دادن اطلاعات مفید متحمل هزینه های زیادی گردد. بنابرین هزینه شرکت بر خلاف پنداشت طرفداران نظریه M&M[36] افزایش مییابد (عزیزیان، ۱۳۸۵).
۲-۹-۴-۵- انتقادات وارده بر الگوی مودیگلیانی و میلر:
۱- الگوی مودیگلیانی و میلر هر دو بر اساس این فرض قرار دارد که وام شخصی و وام شرکت، به صورت کامل جایگزین یکدیگر میشوند، ولی اگر کسی در شرکتی که دارای وام است سرمایهگذاری کند، در مقایسه با زمانیکه از سازمان یا کسی به او اعتبار شخصی میدهد اقدام به سرمایهگذاری میکرد (خرید اوراق بهادار استقراضی) در معرض ریسک کمتری قرار می گیرد زیرا شرکت مسئولیت محدود دارد.
۲- در الگوی M&M هزینه های کارگزاری منظور نشده است. همین امر باعث میشود که سرمایهگذاران به جای روی آوردن به شرکت اهرمی، توجه خود را معطوف به شرکت غیر اهرمی نمایند که بدون هزینه است و لیکن هزینه مبادلات مانع از آربیتراژ می شوند.
۳- الگوی مودیگلیانی و میلر بر اساس این فرض بود که شرکتها و سرمایهگذاران میتوانند با نرخ بدون ریسک وام بگیرند در حالی که امکان دارد سرمایهگذاران ناگزیر باشند با نرخهای بالاتر (در مقایسه با شرکتهای بزرگ) وام بگیرند.
۴- میلر بیان کرد که جهت رسیدن به وضع تعادلی بایستی منافع حاصل از مالیات ناشی از وامگیری، برای همه شرکتها یکسان باشد و بدون توجه به مقدار وام باید برای هر شرکت ثابت باقی بماند. ولی ما میدانیم که منافع حاصل از صرفهجویی مالیاتی در شرکتهای مختلف فرق می کند. شرکتهایی که سودآوری بالاتری دارند با بهره گرفتن از وام، بیشترین مزیت مالیاتی را نصیب خود می کنند. گذشته از این برخی شرکتها دارای سایر سپرهای مالیاتی از جمله استهلاک زیاد، پرداختی حق بازنشستگی نسبتاً بالا و زیانهای عملیاتی انتقالی هستند و این سپرها باعث میشود که صرفه جویی مالیاتی ناشی از بهره کاهش یابد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هرچند سال هاست که از تعریف فوق می کذرد، ولی به لحاظ اصولی باید این تعریف را قابل قبول دانست. با این حال نباید از نظر دور داشت که مسائل و موضوعات مربوط به کشتی رانی امروز، به لحاظ توسعه و پیشرفت های صنعتی و تکنولوژی با سال های گذشته تفاوت های بسیاری پیدا کردهاست و در نتیجه باید در تفسیر و تعرف فوق علاوه بر ایمنی به مسائلی چون آلودگی نفتی، آلودگی های غیر نفتی از نوع سموم و زباله های کشتی ها و موارد دیگری از این دست توجه داشت.

توسعه ی دامنه ی موضوعات و مطالعات حقوق دریایی باعث شده است تا این رشته از حقوق، که در گذشته بیشتر در قلمرو و حقوق خصوصی قرار می گرفت، در حوزه ی مطالعات حقوق عمومی نیز وارد شود. در نتیجه در برخی از موارد نقش دولت ها نسبت به گذشته پر رنگ تر شده است.
بند اول : بیمه حمل ونقل دریایی
اصولا بیمه حمل و نقلکالا پوششیاست که بیمهگر در مقابل دریافت حقبیمه متناسب با پوشش بیمهای از بیمهگذار، تعهد میکند که چنانچه کالای مورد بیمه در جریان حمل و جابجایی ازمبدأ به مقصد مندرج در بیمهنامه و به علت وقوع یکی از خطرات مندرج در بیمهنامه تلف و یا دچار خسارت شد و یا بیمهگذار بر اساس قوانین و مقررات بینالمللی متحمل پرداخت هزینه هاییگردید، زیان وارد بهکالا را جبران کرده و هزینه ها را هم بپردازد. البتهعلاوه بر پوشش های گفتهشده، دربعضی از موارد زیان وخسارات وارد به اشخاص ثالث هم تحت پوشش این بیمهنامهها قرار میگیرد
بند دوم : بیمه نامه دریائی: Marine Insurance Policy
قرارداد بیمه باربری دریایی، قراردادی است که بر اساس آن بیمهگر تعهد میکند که خسارات وارد به کالای موردبیمه را که در جریان حمل بر اثر حوادث دریا حادث شده باشد با توجه به شرایط و استثنائات بیمهنامه جبران کند. بایدبه این واقعیت توجه کرد که تعهد بیمهگر در جبران خسارت واردصرفاً مربوط به مواردی است که تلف کالا و یاخسارت ناشی از خطرات دریا و یا حوادث وسیله نقلیه باشد. در ایران شرکتهای بیمه به طور معمول، بیمهنامههایباربری دریایی خود را بر اساس شرایط بیمهنامههای انستیتوی بیمهگران لندن صادر میکنند، یعنیاین که صنعتبیمه کشور پذیرای اصول و مقررات یکنواخت بازارهای بیمه جهانی شدهاست تا داد و ستد اتکایی هم در این زمینهتسهیلشدهباشد. نگاهی به حجم واردات و صادرات کالا چه قبل و چه بعد از انقلاب گویای فعالیتهای اقتصادی کشور است واهمیت استراتژیک بیمهنامه حمل و نقل دریایی، زمینی و هوایی را نشان میدهد.کالای خریداری شده بدون در نظر گرفتن نحوه خرید آن به وسیله خریدار و یا فروشنده بیمه میشود. در بیمهنامهباربری دریایی، بیمهگر تعهدات خود را در قبال بیمهگذار بهروشنی در بیمهنامه تصریح و استثنائات را مشخصمیکند. به منظور ارائه یک تقسیمبندی مفید و ساده، بیمهنامههای باربری را برحسب نوع بیمهنامه و نوع کالای موردحمل میتوان به چهار گروه اصلی و اساسی تقسیم کرد که به اختصار به شرح آن ها میپردازیم. قبل از ورود به بحثدرباره انواع بیمهنامههای باربری، لازم است این مسئله توضیح داده شود که بیمه بدنه کشتی، خسارتهمگانی، هزینه های نجات،عدم تحویل کالا و خطر جنگ در طبقهبندی بیمه های دریایی قرارمیگیرند

خساراتی که در بیمه نامه دریائی تحت پوشش قرار میگیرد: باید توجه داشت که فقط خطرات و خساراتیکه جنبه اتفاقی و غیر قابل پیشبینی دارد در تحت بیمه نامه دریائی پوشیده است ، لذا ، خساراتیکه ناشی از فرسودگی طبیعی کشتی و یا کالا و عیب ذاتی کالا مثلاً کرم خوردگی در خشکبار ، زنگ زدن در تیر آهن باشد شامل پوشش بیمه نمی باشد ، بنابرین خسارات وارده به دو طبقه مشخص تقسیم می شود . ۱– خسارات عمدی که ممکن است از روی حسن نیت و به منظور حفظ کشتی و جلوگیری از غرق شدن آن حادث شده باشد مانند ریختن کالا به دریا Jettison به منظور سبک کردن کشتی در مواقع طوفان که در این صورت تابع مقررات GENERALAVERAGE خواهد بود. ۲– خسارات غیر عمدی که در اثر حوادث اتفاقی و غیر قابل پیشبینی به وجود آید بشرح زیر میباشد: الف ) زیانهای حاصل از دریا : این خسارات شامل کلیه خطراتی میگردد که در اثر سفر دریا حاصل می شود مانند: تصادم کشتی با کشتی دیگر یا به گل نشستن و غرق شدن کشتی. ب) آتش سوزی در دریا که ممکن است کشتی یاکالا به طور اتفاقی دچار آتش سوزی شود و یا کالا به علت اطفاء حریق آبدیده شود. ج) احتراق کالاهای محترقه یا آبدیگی یا خطرات ناشی از دزدان دریائی .

بند سوم : فرانشیز
معافیت از جبران خسارت که در اصطلاح بیمه به فرانشیز معروف است ،عبارت از میزان معینی از خسارت است که بیمه گر از پوشش آن معاف است ، مثلاً : اگر فرانشیز بیمه ای یکهزار ریال باشد در صورتی که خسارت وارده به کالا بالغ بر ۶۰۰۰ ریال باشد ، شرکت بیمه از پرداخت یکهزار ریال اول معاف و فقط نسبت به ۵۰۰۰ ریال تأمین خسارت خواهد شد.
بند چهارم : خسارت خاص
قبل از هر چیز باید متذکر شد که کلمهAverage از کلمه Avarie فرانسه اخذ شده است و در مبحث بیمه دریائی به معنای خسارت عام میباشد که در حین سفر دریائی حادث شده است . از نظر قانون بیمه دریائی خسارت خاص عبارت است از خسارتی محدود به کشتی یا محمولات که در اثر خطرات دریائی ایجاد شده و مورد خسارت در قبال آن خطر یا خطرات تحت پوشش بیمه بوده و شامل خسارت عام General Average نباشد. برای مثال ممکن است کشتی با هوای طوفانی مواجه شده و در اثر فرو ریختن امواج بر روی عرشه و انبار های کشتی محموله کشتی ( مثلاً اگر شکر باشد ) قسمتی از شکرها در آب حل گردند ، در این صورت صاحب کشتی نیز بخشی از کرایه خود را هنگام تحویل محموله در مقصد از دست خواهد داد. در خسارت خاص زیان وارده باید تصادفی و به طور اتفاقی و در اثر خطراتی که محموله در قبال آن بیمه شده بوقوع پیوندد و موضوع خسارت منحصراًً مربوط به بیمه کننده و بیمه گر باشد ، نکته آخر ، تفاوت مشخص بین خسارت خاص و خسارت عام میباشد . جبران خسارت خاص از طرف بیمه گر ، برخلاف خسارت عام ، تابع فرانشیز مندرج در بیمه نامه میباشد .
خسارات خاصی که در مورد کشتیها مد نظر قرار میگیرد عبارت است از:
۱– هزینه معقولانه تغییرات که به طور منطقی و موجه صورت گرفته باشد . ۲– فرسودگی و شکستگی های مخصوص که به طور بخصوص به وجود آمده باشد . ۳– هزینه انتقال کشتی از یک بندر که فاقد امکانات تعمیرات است به بندر دیگر . ۴– دستمزد و آذوقه کارکنان کشتی که به جهت تعمیرات بیکار مانده اند .
بند پنجم : خسارت عمومی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برای روشن شدن ویژگی خاص اهداف سهگانه فوق در بخش عمومی که با تأثیرپذیری از ویژگیهای محیط فعالیت حاصل میشود، توضیحاتی به شرح ذیل ضروری است (باباجانی،۱۳۸۱).


۲-۱۷-مسئولیت پاسخگویی
مسئولیت پاسخگویی که سابقه حیاتش هم پای حیات نظامهای سیاسی مردمسالاری است، ریشه در فلسفه سیاسی داشته و مفهوم امروزی آن بر ارکانی نظیر پذیرش «حق دانستن حقایق» و حق پاسخخواهی برای مردم، استوار است در جوامع دارای نظامهای سیاسی مردمسالار، مردم از طریق انتخابات قدرت قانونی خود را به نمایندگان خویش تفویض مینمایند لیکن حق پاسخخواهی و دانستن حقایق را برای خود محفوظ میدارند. در این قبیل جوامع مقامات منتخب در قبال اعمالی که انجام میدهند؛ در برابر شهروندان مسئولیت پاسخ گوئی دارند؛ و شهروندان نیز به عنوان صاحبان حق، حقایق را در مورد اعمال مسئولین بر مبنای حق طبیعی «دانستن و پاسخخواهی» به صورت علنی و مستقیم و یا از طرق نمایندگان قانونی خود پی گیری و مطالبه مینمایند، در فرایند مسئولیت پاسخگویی هر دو طرف «پاسخ گوی و پاسخخواه» با بهره گرفتن از ابزارهای مناسب، در ایفای این مسئولیت و ارزیابی آن مشارکت میکنند (باباجانی، ۱۳۸۱).
۲-۱۸-مسئولیت پاسخگویی و ساختار کنترل داخلی
همان طور که قبلاٌ بیان گردید در جوامع مردمسالار، مقامات منتخب در قبال مقامات مافوق و مقامات منتخب در برابر شهروندان و در سطوح مختلف، مسئولیت پاسخگویی دارند. مفهوم مسئولیت پاسخگویی که از ویژگیهای محیط فعالیتهای سازمانهای عمومی نشأت میگیرد، معیار قابل قبولی برای ارزیابی عملکرد مقامات مذکور محسوب میشود تحقق و ایفای مسئولیت پاسخگویی مستلزم بهکارگیری سازوکارهایی مناسب بوده و به همین دلیل ساختار کنترل داخلی شامل محیط کنترلی، سیستم حسابداری، روشهای کنترل و غیره به طریق مقتضی در فرایند تحقق مسئولیت پاسخگویی فعالیتهای غیرانتفاعی بخش عمومی مشارکت دارند. به دلیل اهمیت مسئولیت پاسخگویی ساختار داخلی فعالیتهای غیرانتفاعی دولت و سایر مؤسسات بزرگ بخش عمومی و همچنین فعالیتهای بازرگانی که از یارانه درخور ملاحظهای استفاده مینمایند تحت تأثیر ویژگیهای محیط فعالیت و مسئولیت پاسخگویی قرار میگیرند بهبیاندیگر بهرغم تشابه ویژگیهای کلی کنترلهای داخلی بخش عمومی و خصوصی نظیر اجزاء کنترل داخلی و هدفهایی که سیستم کنترل داخلی دنبال میکند، ویژگیهای اختصاصی این اجزاء و اهداف در بخش عمومی و خصوصی با یکدیگر متفاوتاند. دلیل این امر آن است که ساختار و اهداف کنترلهای داخلی در بخش عمومی، تحت تأثیر ویژگیهای ساختاری، خدماتی و کنترل فعالیتهای بخش مذکور قرارگرفته و اجزاء سیستم کنترل داخلی و چگونگی نیل به اهداف آن، در مقایسه با فعالیتهای بخش خصوصی از تفاوتهای درخور ملاحظهای برخوردار میگردد (باباجانی، ۱۳۸۱).
۲-۱۹-مقدمهای بر ضرورت انجام تحقیق
حجم انبوه اطلاعات تولیدشده در محیط فعالیت سازمانهای انتفاعی و غیرانتفاعی و عدم امکان تجزیهو تحلیل، پردازش و گزارش اینگونه اطلاعات به شیوه های سنتی ما را ناگزیر به استفاده و بهرهبرداری از سیستمهای اطلاعاتی حسابداری کامپیوتری (CAIS) میکند. ضرورت گسترش، اتکا و بهکارگیری اینگونه سیستمها در بخشهای مختلف فعالیتهای اقتصادی و تجاری دولت باعث شده است تا شرایط، الزامات و فاکتورهای مؤثر بر اثربخشی سیستمهای اطلاعاتی حسابداری (AIS) مستمراً موردمطالعه و ارزیابی قرار گیرد. نمونهای از این تحقیقات که بیشتر در بخش خصوصی انجامشده است در ذیل آمده است.
۲-۲۰-بررسی موانع توسعه سیستمهای اطلاعاتی حسابداری رایانهای
جمشیدی نوید و دیگران (۱۳۹۲)، در تحقیقی که تحت عنوان بررسی موانع توسعه سیستمهای اطلاعاتی حسابداری رایانهای در شرکتهای صنعتی استان کرمانشاه انجام دادند؛ چهار عامل: ۱-عدم توانایی مدیران در استفاده از اطلاعات سیستمهای رایانهای حسابداری ۲- پایین بودن دانش حسابداری متخصصان و طراحان سیستمهای رایانهای حسابداری ۳-بالا بودن هزینه طراحی و توسعه سیستمهای رایانهای ۴- تهدیداتی که شرکتها در سیستمهای اطلاعاتی رایانهای حسابداری مواجهاند را به عنوان موانع توسعه سیستمهای اطلاعاتی شناختند و به این نتایج دست یافتند که:
الف – معاونین و مسؤولین حسابداری که از نرمافزارهای حسابداری استفاده میکنند آگاهی لازم و کافی را در زمینه سیستمهای اطلاعاتی حسابداری ندارند و بهتنهایی قادر به رفع مشکلات این سیستمها نیستند.
ب – سیستمهای اطلاعاتی رایانهای یکپارچه و مناسب با فعالیتهای شرکتهای مختلف که بتوان تمام عملیات مالی واداری شرکتها را به طور یکپارچه انجام داد وجود ندارد.
ج – هزینه بالای طراحی و توسعه سیستمهای اطلاعاتی در مقابل درآمد کم و اندازه کم شرکتها موجب عدم توسعه سیستمهای اطلاعاتی حسابداری شده است.
۲-۲۱-بررسی دلایل عدم توسعه سیستمهای اطلاعاتی حسابداری
حیدری و دیگران (۱۳۹۱)، در تحقیقی که تحت عنوان مطالعه دلایل عدم توسعه سیستمهای اطلاعاتی حسابداری در شرکتهای تولیدی استان بوشهر انجام دادهاند. هفت عامل:
-
- عدم استفاده مدیران از خروجی سیستم
-
- پایین بودن دانش IT مدیران
-
- پایین بودن دانش حسابداری مدیران
-
- عدم تعهد مدیران
-
- پایین بودن دانش حسابداری در زمینه رایانه
-
- مشکلات مربوط به یافتن طراحان ذیصلاح
- عدم استفاده از متخصصین داخلی و خارجی
را از عوامل عدم توسعه سیستمهای اطلاعاتی حسابداری رایانهای دانستند؛ و به این نتیجه رسیدند که پایین بودن دانش IT مدیران و عدم استفاده از منابع مشورتی در بین عوامل عدم توسعه به ترتیب رتبه یک و دو را دارا هستند.
۲-۲۲-بررسی تأثیر اندازه شرکت در توسعه سیستمهای اطلاعاتی حسابداری
حیدری و دیگران (۱۳۹۱)، به بررسی تأثیر اندازه شرکت در توسعه سیستمهای اطلاعاتی حسابداری پرداختند در این تحقیق شرکتها را بر اساس تعداد کارمندان به سه گروه ۲۰ -۴۹ نفر، ۵۰-۱۵۰ و بیش از ۱۵۰ نفر تقسیم کردند و ۷ عامل، استفاده مدیران از خروجی سیستمهای اطلاعاتی حسابداری، دانش IT مدیران، دانش حسابداری مدیران، تعهد مدیران، مشکلات مربوطه به طراحان ذیصلاح، مهارت حسابداری در زمینه رایانه، استفاده از منابع مشورتی (متخصصین) را بررسی نموده و به این نتایج دست یافتند.
الف – هر چه تعداد کارمندان بیشتر شود استفاده مدیران از خروجی سیستم بیشتر و یافتن طراح ذیصلاح راحتتر میشود.
ب- مدیران شرکتهای بیش از ۱۵۰ کارمند نسبت به مدیران شرکتهای کمتر از ۱۵۰ کارمند از دانش IT، دانش حسابداری، تعهد و مهارت یارانهای بیشتری برخوردارند.
ج- استفاده از منابع مشورتی (متخصصین) در شرکتهای با بیش از ۱۵۰ کارمند نسبت به شرکتهای کمتر از ۱۵۰ کارمند بیشتر است.
۲-۲۳-بررسی و تعیین عوامل مؤثر بر همسانسازی سیستمهای اطلاعاتی حسابداری از دیدگاه مدیران شرکتها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
– مرجع صالح برای تشخیص کشنده بودن کیست ؟

کشنده بودن نوعی کار ، یک مفهوم ترکیبی است و بعبارت دیگر در ساختار این اصطلاح جزایی مانند عمل مرتکب ، وسیله ، وضعیت انسان از جنبههای مختلف مانند موضع ، سلامتی ، بلوغ توانایی و امثال آن مداخله دارند . بنابرین نمی توان عمل مرتکب را بدون توجه به شرایط مقتول و یا موضع اصابت ، کشنده محسوب نمود. و یا وسیله قتل را به طور انتزاعی کشنده دانست . با این مقدمات می توان گفت تشخیص کشنده بودن نوعی ، بر عهده کارشناس خواهد بود و الزاماًً باید مجموعه رفتار ، وسیله ، عضو و سایر شرایط را لحاظ نمود و دادگاه نمی تواند بدون استعلام نظریه کارشناسی و صرفاً با ابتنا بر عرف ، کاری را کشنده یا غیرکشنده تشخیص دهد ، هرچند در پاره ای موارد عرف و کارشناس انطباق داشته باشند.

– سوال دیگری که مطرح می شود این است که آیا علم مرتکب به کشنده بودن نوعی کار ضروری است؟ مثلا شخص (الف) بدون قصد قتل و با علم به اینکه ناقل HIV مثبت/ ایدز میباشد و لیکن از عملکرد و ماهیت کشنده بودن آن بی اطلاع باشد و آن را به شخص ( ب ) انتقال دهد و شخص (ب) در اثر ابتلا به ایدز فوت میکند آیا میتوانیم بگوییم که شخص ( الف) مرتکب قتل عمد شده است ؟ بنا به دلایل زیر شخص مرتکب قتل عمد نشده است و مشمول مقررات قتل شبه عمد باشد.[۴۴]
نخست، علم از لوازم عمد است و علی الاصول جاهل نمی تواند عامد باشد. موضوع علم برحسب ساختار جرایم متفاوت است. در جرایم عمدی که ساختار ساده ای دارند علم به موضوع کافی به مقصود است در بند ب ماده ۲۹۰ ق.م.ا که مقنن کشنده بودن نوعی کار را ضروری و آن را جایگزین قصد نتیجه میکند علم به این جزء ضروری نیز برای عمدی بودن ؛ قطعی است . در حالی که در بند الف کشنده بودن یا نبودن کار ، تاثیری در تحقق عمدی بودن قتل ندارد ، بحث علم به آن نیز منتفی است .
دوم ، منطق حقوقی اقتضا میکند که هرچند بندهای سه گانه ماده ۲۹۰ ق.م.ا از نظر ساختاری کاملا منطبق نیستند ولی از نظر وزنی متعادل باشند و اگر در بند الف قصد قتل را لازم و کافی دانستیم منطقی نیست که در بند ب این ماده علاوه بر فقدان قصد نتیجه ، علم به کشنده بودن را برای تحقق قتل عمد لازم ندانیم .
سوم ، عدالت اقتضا میکند که در اثبات عمدی بودن قتل و اجرای مجازات قصاص نفس ، دانستن علم را لازم بدانیم و حتی شبه علم را موجبی برای تحقق قتل عمدی به حساب نیاوردیم و صرف کشنده بودن نوعی کار را کافی ندانیم .
چهارم ، کما اینکه حقوق دانان اسلامی در مواضع متعدد بر لزوم آگاهی جانی بر آثار فعل خویش تأکید داشته و آن را شرط تحقق عمد و ثبوت قصاص دانسته اند.[۴۵] اما مشکلی که در مرحله اثبات وجود دارد پذیرفتن ادعای جهل از سوی مرتکب است که باید خود مرتکب این مسئله را ثابت کند که می توان با توجه به قراین و شواهد ، به علم یا عدم علم او پی برد.
اداره حقوقی قوه قضائیه در نظریه های متعدد ، بر علم مرتکب به کشنده بودن تأکید داشته است: « چنانچه شخصی عالماً و عامداً دیگری را مبتلا به ایدز نماید این جنایت عمدی است و بر حسب نتیجه ممکن است محکوم به قصاص ( در صورت مرگ طرف به این علت ) یا دیه یا ارش شود … و چنانچه عمدی در کار نباشد حسب مورد ممکن است جنایت شبه عمد باشد که دیه یا ارش آن برعهده فاعل است.[۴۶]
البته لازم به ذکر است که این نظریه دلالت بر علم مرتکب ، بر عملکرد ویروس HIV یعنی نوعا کشنده بودن آن ندارد و فقط حاکی از آن است که شخص با علم بر اینکه یک بیمار ایدزی یا ناقل HIV است عامداً آن را به دیگری انتقال میدهد که در این صورت قتل شبه عمد محسوب می شود . بنابرین زمانی که شخصی عالماً و عامداً و با علم بر کشنده بودن بیماری ایدز ، موجب انتقال ویروسHIV ایدز به دیگری شود و مجنی علیه در اثر بیماری بمیرد ، برحسب موضوع مشمول بند الف یا بند ب ماده ۲۹۰ ق.م.ا میتواند قرار گیرد.
مسئله دیگری که لازم است در اینجا مورد بررسی قرار گیرد تعیین دیه و ارش در مواقعی که امکان قصاص فراهم نیست میباشد . ویروس HIV از زمان استقرار در بدن فرد تا بروز اولین آثار علائم ابتلا به ایدز فاصله زمانی نسبتا طولانی را طی میکند ، در این مدت سیستم ایمنی بدن به
شدت مورد تاخت و تاز این بیماری قرار گرفته و پس از چندی به کلی کارایی خود را از دست خواهد داد و عرصه برای بروز بسیاری از بیماری ها و سرطان ها فراخ شده و اندام ها و بافت های مختلف بدن رو به زوال می رود و از این زمان تا حصول مرگ در اثر بیماری ایدز ، مدت زمان زیادی متصور میباشد . بنابرین زمانی جانی بر طبق ماده ۲۹۰ ق.م.ا قصاص می شود که مجنی علیه در اثر بیماری ایدز فوت شود، چه بسا اینکه در این فاصله زمانی (فاصله ابتلا به بیماری و مرگ در اثر بیماری ) اتفاقات بسیاری رخ دهد مانند اینکه فرد مبتلا به ایدز در اثر حوادث دیگری
غیراز بیماری ایدز فوت کند . در اینجا می توان این پیشبینی را کرد که قاضی این حق را داشته باشد که قبل از مرگ بزه دیده نسبت به روند تدریجی این بیماری در مجنی علیه تعیین خسارت نماید . به این شکل که اگر عضو صدمه دیده از اعضایی بوده که در قانون برای آن دیه مشخص شده باشد به همان مقدار مقرر ، حکم داده شود و الا ارش تعیین گردد . همچنین با گسترش تدریجی بیماری و زوال منافع و یا بروز صدمات جدید به اعضا و اندامهایی که اصولا برای آن ها تعیین دیه یا ارش به عمل میآید می توان حکم به تعیین مجدد دیه یا ارش صادرنمود . البته اگر شخص ابتدا بابت صدمه به عضوی دیه یا ارش پرداخت و پس از مدتی آن عضو از کار افتاد ، اگر برای آن عضو دیه یا ارش تعیین شده باشد ارش اولی از ارش یا دیه ای که برای تمام عضو پرداخته شده باید کسر شود . یا ارش تعیین شده باشد ارش اولی از ارش یا دیه ای که برای تمام عضو پرداخت شده باید کسر شود. اما اگر مجنی علیه با دریافت تمامی ارش مقرر، فوت نماید، در چنین شرایطی به نظر می توان ولی دم را میان قصاص قاتل به شرط استرداد تمامی مبلغ ارش و یا محاسبه مابه التفاوت دیه بدل از قصاص و یا دیه و ارش پرداخته شده مختار دانست . در تأیید این نظر شاید بتوان از وحدت ملاک ماده ۴۴۰ ق.م.ا استفاده نمود . طبق این ماده « قصاص عضو را می شود فورا اجرا نمود و لازم نیست صبر کنند تا وضع جرح روشن شود پس اگر قصاص اجرا شود و جرح منجر به مرگ مجنی علیه گردد در صورتی که جنایت عمدی باشد جانی به قصاص نفس محکوم می شود لکن قبل از اجرای قصاص نفس باید دیه جرحی که قبلا به عنوان قصاص عضو بر جانی وارد شده به او پرداخت شود . »
حال به بررسی فرضی می پردازیم که در آن شخص (الف) مبتلا به ایدز میباشد و عالماً و عامداً ، شخص (ب) را آلوده به ایدز میکند ، شخص (ب) بی خبر از ابتلا شخص (الف) و خودش به
بیماری ایدز ، با شخص (ج) رابطه جنسی برقرار میکند و در نتیجه شخص (ج) مبتلا و در اثر ایدز می میرد . مسئولیت کیفری هر یک به تنهایی عبارتند از :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ارزیابی عملکرد در بعد سازمانی معمولاً مترادف با اثربخشی فعالیتها است . منظور از اثربخشی میزان دستیابی به اهداف و برنامه ها با ویژگی کارآ بودن فعالیت ها و عملیات است).رحیمی،۱۳۸۵ ، ص۳۶).

به طور کلی ارزیابی عملکرد به فرایند سنجش و اندازه گیری عملکرد دستگاه ه ها در دوره های مشخص به گونه ای که انتظارات و شاخصهای مورد قضاوت برای دستگاه ارزیابی شونده شفاف و از قبل به آن ابلاغ شده باشد، اطلاق میگردد ( طبرسا، ۱۳۷۸، ص۴).

ضرورت و اهمیت ارزیابی عملکرد
بهبود مستمر عملکرد سازمان ها، نیروی عظیم هم افزایی [۳] ایجاد میکند که این نیروها میتواند پشتیبان برنامه رشد و توسعه و ایجاد فرصت های تعالی سازمانی شود. دولت ها و سازمان ها و مؤسسات تلاش جلو برنده ای را در این مورد اعمال میکنند. بدون بررسی و کسب آگاهی از میزان پیشرفت و دستیابی به اهداف و بدون شناسایی چالش های پیش روی سازمان و کسب بازخور و اطلاع از میزان اجرا سیاست های تدوین شده و شناسایی مواردی که به بهبود جدی نیاز دارند، بهبود مستمر عملکرد میسر نخواهد شد. تمامی موارد مذکور بدون اندازه گیری و ارزیابی امکان پذیر نیست. لرد کلوین فیزیکدان انگلیسی در مورد ضرورت اندازه گیری میگوید: «هرگاه توانستیم آن چه درباره آن صحبت میکنیم اندازه گرفته و در قالب اعداد و ارقام بیان نماییم میتوانیم ادعا کنیم درباره موضوع مورد بحث چیزهایی میدانیم. در غیر این صورت آگاهی و دانش ما ناقص بوده و هرگز به مرحله بلوغ نخواهد رسید (رحیمی، ۱۳۸۵، ص ۳۶) .
علم مدیریت نیز مبین مطالب مذکور است. هرچه را که نتوانیم اندازه گیری کنیم نمی توانیم کنترل کنیم و هرچه را که نتوانیم کنترل کنیم مدیریت آن امکان پذیر نخواهد بود. موضوع اصلی در تمام تجزیه و تحلیل های سازمانی، عملکرد است و بهبود آن مستلزم اندازه گیری است و از این رو سازمانی بدون سیستم ارزیابی عملکرد قابل تصور نمی باشد.
همچنین صاحبنظران و محققین معتقدند که ارزیابی عملکرد، موضوعی اصلی در تمامی تجزیه و تحلیل های سازمانی است و تصور سازمانی که شامل ارزیابی و اندازهگیری عملکرد نباشد، مشکل است. ارزیابی و اندازهگیری عملکرد موجب هوشمندی سیستم و برانگیختن افراد در جهت رفتار مطلوب میشود و بخش اصلی تدوین و اجرای سیاست سازمانی است.
ارزیابی و اندازهگیری عملکرد بازخورد لازم را در موارد زیر ارائه میکند:
۱- با پیگیری میزان پیشرفت در جهت اهداف تعیین شده مشخص میشود که آیا سیاست های تدوین شده به صورت موفقیتآمیزی به اجرا در آمدهاند یا خیر.
۲- با اندازهگیری نتایج مورد انتظار سازمانی و همچنین ارزیابی و اندازهگیری و رضایت کارکنان و مشتری ها مشخص میشود آیا سیاستها به طور صحیح تدوین شدهاند یا خیر.
۳- ارزیابی و اندازهگیری عملکرد امکان شناسایی زمینههایی که مدیریت باید توجه بیشتری به آن ها بنماید را میسر میسازد و به شناسایی فرصت ها و محدودیت ها کمک میکند.
۴- ارزیابی عملکرد باعث ایجاد اطلاعات برای مدیران در تصمیمگیری های مدیریتی خواهد بود. چرا که بخش زیادی از اطلاعات لازم برای تصمیمگیری های مدیریتی از طریق اندازهگیری و ارزیابی سیستم عملکرد و ارزیابی سیستم عملکرد فراهم میآید.
هر تلاشی که به منظور دستیابی به موفقیت صورت میگیرد باید دارای چارچوبی باشد و بهبود عملکرد سازمانی باید بر آگهی فرآیندی باشد که «چرخه عملکرد» نامیده میشود. هر برنامه بهبود عملکرد سازمانی باید از اندازهگیری عملکرد و بعدارزیابی عملکرد شروع نماید. (الهی، ۱۳۷۸، ص۵۲)
شکل ۲‑۱: چرخه عملکرد(الهی، ۱۳۷۸، ص۵۲)
پس می توان اینگونه نتیجه گرفت که اگر یک سازمان میخواهد از عملکرد مناسبی برخوردار باشد باید کارکردش را مورد ارزیابی قرار دهد.
ابعاد ارزیابی عملکرد
باید از ارزیابی کوچکترین اجزا تاثیرگذار در عملکرد یک نهاد شروع کرده و با طی کردن سلسله مراتب سازمانی و استفاده از اطلاعات ارزیابی اجزا به ارزیابی عملکرد نهاد پرداخت.
برای انجام ارزیابی یک نهاد انجام ارزیابی در چهار سطح ضروری است.
آنچه در ادبیات مدیریت پیرامون ارزیابی سطوح مختلف سازمانی وجود دارد بیانگر وجود چهار رده ارزیابی برای عملکرد یک سازمان میباشد.
ارزیابی عملکرد کارکنان:
این نوع ارزیابی، ارزیابی کوچکترین واحد یک سازمان میباشد، ادبیات موجود و حوزه مدیریت در این حوزه بسیار فراوان میباشد در مدل های بسیاری برای ارزیابی عملکرد کارکنان
ارائه شده است و هر کدام از الگوهای ارائه شده در این حوزه با تکیه بر شاخصهایی که برای ارزیابی معرفی کردهاند به ارائه شیوه ای برای سنجش عملکرد کارکنان اقدام
میپردازند. در این حوزه میتوان رویکردهای فراوانی را عنوان نمود
ارزیابی عملکرد بخشی از یک سازمان
این ارزیابی که به عنوان زیر مجموعهای ار ارزیابی سازمانی میباشد، برای ارزیابی عملکرد یک سازمان ضروری است. از آنجا که یک سازمان متشکل از زیر مجموعه ها (بخش هایی) مختلف میباشد که مجموع این بخش ها سازمان را تشکیل میدهند، لذا برای ارزیابی عملکرد سازمان ارزیابی عملکرد این زیرمجموعهها بر مبنای با شاخصها و معیارهای ارزیابی آن ها، ضروری است. در این نوع ارزیابی، ابتدا اهداف و مأموریتهای یک بخش در راستای اهداف و مأموریتهای دستگاه مشخص شده و سپس شاخصهای ارزیابی آن ها تعریف شده و به محاسبه شاخصها و سپس ارزیابی نتایج شاخصها اقدام میشود.
ارزیابی عملکرد مدیر
از آنجا که در هر سازمان، نقش مدیر آن سازمان به عنوان یکی از عوامل مهم راهبری و هدایت سازمان، غیر قابل اغماض میباشد، لذا ارزیابی عملکرد مدیر برای آگاهی از میزان موفقیت در انجام نقش راهبری خود برای دستیابی به نتایج صحیح ارزیابی عملکرد سازمان ضروری است. در ادبیات مدیریت نیز، نظریات مختلفی برای ارزیابی عملکرد مدیر یک سازمان معرفی شده است. که هر کدام از این نظریات نیز با معرفی کردن نوع نگاه به مدیریت یک سازمان و نیز شاخصها و معیارهایی برای ارزیابی به ارائه شیوه ای برای ارزیابی مدیری می پردازد. به عنوان مثال میتوان به نظریاتی همچون الف) مدلهای رفتاری رهبری ب) نظریه های اقتضایی رهبری ج) نظریه های بهرهوری و . . . اشاره نمود که هر کدام در یک رویکرد خاص به معرفی شاخصهای ارزیابی مدیر اقدام نمودهاند.
ارزیابی عملکرد سازمان:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تنظیم شناختی هیجان در بیشتر مطالعات همسان با مطالعه شناختی فرض می شود و در کل به راه های شناختی مدیریت عواطف با بهره گرفتن از اطلاعات برانگیخته هیجانی گفته می شود (گارنفسکی و همکاران، ۲۰۰۱).

سبک های مقابله، مشتمل بر کوشش هایی از نوع عملی و درون روانی برای مهار مقتضیات درونی و محیطی و تعارض های میان آن ها است. لذا مفهوم تنظیم شناختی هیجان، به دقت مرتبط با مفهوم مقابله است (الک[۱۱۷]، گارنفسکی وکرایچ، ۲۰۰۷؛ به نقل از عبدی، باباپور و فتحی، ۱۳۸۹). سبک های مقابله در سه بعد ۱- شناختی (با تفکر)۲- مداخلات رفتاری و ۳- ترکیبی از دو بعد شناختی و رفتاری، هیجان را تنظیم میکنند (عبدی و همکاران، ۱۳۸۹).

بنابرین با وجود تشابه میان این دو مفهوم، تنظیم هیجان شناختی، برخلاف سبک های مقابله ای که متشکل از بعد رفتاری و شناختی تنظیم هیجان میباشد، به صورت آشکار بین افکار فرد و اعمال واقعی وی تمایز قائل می شود، و منحصراًً افکار فرد را پس از مواجهه با یک تجربه منفی یا وقایع آسیب زا ارزیابی میکند (اندامی خشک، ۱۳۹۲).
۲-۲-۱-۱۱-۱- پیامد تنظیم مؤفق هیجانات
هیجان ها میتوانند، هم سازمان دهنده ی توجه و هم مانعی برای سازماندهی توجه باشند، هم میتوانند حل مسئله را تسهیل و هم مختل کنند و همچنین هم باعث ایجاد روابط و هم تخریب آن شوند. در خصوص مزایای تنظیم هیجان بیان شده که تنظیم هیجان یکی از مؤلفه های اساسی انعطاف پذیری و شایستگی فرد میباشد و همچنین به عنوان یکی از تعدیل کننده های اجتماعی قوی عمل میکند، پیشبینی کننده ی سلامت میباشد، در موفقیت، انطباقی اساسی است، توسط بعضی ها به عنوان بهترین پیشبینی کننده ی سازگاری معرفی شده است و برای موفقیت و شادکامی شدیداًً مهم دانسته شده است (مک لم، ۱۳۹۰).
تنظیم هیجان یک فرایند محوری برای همه ی جنبههای عملکردی انسان است و نقش حیاتی در شیوه ای که افراد با تجارب استرس زا مقابله میکنند و شادی را تجربه میکنند، ایفا میکند. تنظیم هیجان دلالت های بالینی مهمی دارد، روش هایی که افراد هیجانهایشان را مدیریت میکنند، عملکرد روانشناختی (مانند مشکلات بیرونی[۱۱۸] و مشکلات درونی[۱۱۹] ) آن ها را متأثر میسازد. همچنین تنظیم هیجان دارای تلویحات رشدی و اجتماعی مهمی مانند رشد همدلی و روابط با همسالان میباشد ( فوسکا[۱۲۰]، ۲۰۰۸).
سایر تحقیقات نشان دادهاند، اینکه آیا مردم اصول تنظیم هیجان را می دانند یانه، با سلامت، روابط اجتماعی نزدیک، درجات بالای تحصیلی و عملکرد شغلی بالا مرتبط است. طبق این پژوهش ها افزایش مهارت های تنظیم شناختی هیجان دو اثر دارد:
- پاسخ های خودکار به محرک های هیجانی مرتبط، به طریقی بهبود مییابند که مانع رشد هیجان منفی میشوند.
۲- مهارت های تنظیم هیجان فرد را قادر به مواجهه با هیجانات منفی میکند که به روش سازگارانهتری پیش برود و به احتمال کمتری دچار مشکلات سلامت روان شود (برکینگ[۱۲۱] و همکاران، ۲۰۰۸). تنظیم هیجان سازگارانه با اعتماد به نفس مثبت و تعاملات اجتماعی، افزایش در فراوانی تجارب هیجانی مثبت، مقابله مؤثر در مواجهه با موقعیت های پر استرس و حتی گسترش فعالیت های ممکن در پاسخ به موقعیت های اجتماعی، مرتبط است (دکر[۱۲۲] و همکاران، ۲۰۰۸).
۲-۲-۱-۱۱-۲- پیامد تنظیم نا مؤفق هیجانات
دانشمندان بالینی به طور فزاینده ای اهمیت هیجان را در فهم آسیب شناسی روانی فهمیده اند (محمدی، ۱۳۸۹). مهارت های تنظیم هیجان به چندین دلیل حائز اهمیت میباشند؛ اول اینکه، هیجان ها و احساس های منفی که ضرورتاً در شناخت و تشخیص معیار های سنجش یک اختلال ذکر نمی شوند، اغلب به الگو های رفتاری مربوط به یک اختلال اشاره میکنند (به طور مثال خشم، نشانه ای از پر خوری عصبی است و غم نشانه ای از سوء مصرف مواد است ). دوم، هیجانات منفی که ضرورتاً در ملاک های تشخیص ذکر نشده اند اغلب با مقابله ی مؤثر و اجرای راهبرد های یاد گرفته شده در درمان مداخله میکنند (مثلاً، اضطراب مانع حل مسئله فعال افراد افسرده می شود و خلق افسرده و احساس نا امیدی مانع از وارد شدن در موقعیت های ترسناک در افراد مضطرب می شود ). سرانجام، تعدادی از بیماران ازبیش از یک اختلال رنج میبرند که میتواند تا حدی با نقایص تنظیم هیجان تبیین شود؛ به عنوان مثال ناتوانی برای پذیرش احساس خود احتمالاً به پاسخ های متنوعی مثل اجتناب یا نشخوار منجر می شود که عموماً منجر به اختلالات چند گانه مثل اضطراب و افسردگی می شود (برکینگ و همکاران، ۲۰۰۸).
شکست در تنظیم هیجان، بی نظمی[۱۲۳] نامیده می شود که به طور موقت میتواند موجب نشانه های اضطراب و به احتمال زیاد حتی ناراحتی شدید، رفتار های کنترل نشده و انزوا شود. هیجان نا منظم، با بسیاری از اختلالات روانشناختی که در افراد می بینیم ارتباط دارد (اندامی خشک، ۱۳۹۲). در واقع، بر طبق نظر گراس (۱۹۹۸)، هیجان نامنظم شامل بسیاری از اختلالاتی می شود که در راهنمای آماری و تشخیصی انجمن روانپزشکی آمریکا (DSM)[124] شرح داده شده است و شامل بیش از نیمی از اختلالات محور یک[۱۲۵] و تمام اختلالات محور دو[۱۲۶] است که مشخصه ی بارز آسیب شناسی روانی تلقی می شود.
از آنجا که تنظیم هیجان، بخش مهمی از زندگی هر فرد را به خود اختصاص میدهد، تعجب آور نیست که آشفتگی در هیجان و تنظیم آن میتواند منجر به اندوهگینی و حتی آسیب روانی شود (آمستادتر[۱۲۷]، ۲۰۰۸).
بی نظمی هیجانی در زمینههای زیر نقش دارد :
-
- اختلالاتی که معلول استرس هستند
الگو های تنظیم هیجان که قویاً در توانایی فرد تداخل میکند میتواند نشانه های یک اختلال شوند. به طور مثال، مشکلات تنظیم هیجان منفی با اختلالاتی نظیر اضطراب و افسردگی رابطه دارد. احساس منفی، هنگام توجه به آسیب شناسی روانی مهم تر از احساسات مثبت هستند. چندین اختلال و نشانه فیزیکی وجود دارند که با بی نظمی هیجانی مرتبط هستند. بعضی از آن ها شامل : ۱) درد ۲) سیگار کشیدن ۳) بریدن اندام ۴) اختلالات خوردن و ۵) اعتیاد میشوند. تحقیقات نشان دادهاند که بین مشکلات فیزیکی و هیجان منفی رابطه وجود دارد. نقش بی نظمی هیجانی در رشد اختلالات جسمانی شکل که نشانه اولیه آن درد است و بخشی از هیچ اختلال قابل شناسایی نیست، شناسایی شده است (مک لم، ۲۰۰۸؛ به نقل از محمدی، ۱۳۸۹).

والر وشیت[۱۲۸] (۲۰۰۶؛ به نقل از محمدی، ۱۳۸۹) این اختلال را به توانایی کاهش یافته برای تجربه و تمایز هیجانات همانند ناتوانی برای بیان هیجانات به روش سالم، مرتبط می دانند. کنترل رفتاری هنگامی که خلق منفی است از بین می رود. خلق های منفی منجر به شکست در تنظیم، قبل و حین و بعد از درمان میشوند. به طور مثال در طی درمان، تلاش ها برای متوقف کردن نوشیدن الکل موفق ترند، یعنی زمانی که هیجانات منفی تحت کنترل نگه داشته میشوند. بینظمی هیجانی یک نشانه ی مهم برای اختلالات درونی سازی و برونی سازی محسوب می شود.
تحقیقات نشان میدهند که افرادی که سطوح بالایی از روان رنجوری و نقایص تنظیم هیجان را بروز میدهند بیش از دیگران احتمال دارد که در رفتار های پر خطری که متعاقباً به افسردگی یا اضطراب منجر می شود درگیر شوند. افراد ی که راهبرد های تنظیم هیجان ضعیف را فراگرفته اند ممکن است بیش از دیگران مستعد استفاده از رفتار های پر خطر به عنوان ابزاری برای تسکین هیجان منفی باشند (اوریک، ایبلا و رینگوهو[۱۲۹]، ۲۰۰۷).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کوه بانهراز در ناحیه چرداول، در ۲۸ کیلومتری شمالشرقی شهرستان ایلام واقع شده و ارتفاع آن از سطح دریا ۱۸۲۰ متر است. این کوه از جنوب به کوه بهارآب متصل می شود و دامنههای غربی آن به دره رودخانه چنارچ منتهی می شود.

۲-۸-۳-۱۷- کلک
کوه کلک در ۴۳ کیلومتری شمال شرقی مهران واقع شده و ارتفاع آن از سطح دریا ۱۸۲۰ متر است. رودخانههای پیرمحمد و کل کلا از این کوه سرچشمه می گیرند.
۲-۸-۳-۱۸- سایر کوههای استان ایلام برحسب شهرستانها
شهرستان ایلام: کوههای الله خدا، بایه، تالوار، جمالگیر، چیق باباخان، چکبوره، سفید، سم خر، کته پیفک، ملدشاده، گنو، و…
شهرستان دره شهر: کوههای بنهر، دروند، راوندی، سرگچ، سرگچ کوه، مرزو، هفت کلک و …
شهرستان دهلران: کوههای باریک آب، برک کروی، بته انش، پشته گلاب، تپه علی کشت، خرگهی، دالپری، تنیلا، کلاوندی، کلویز، کولونرمه، گوتبه، ممله و…
شهرستان مهران: کوههای بلواند، بلیجان، چقال زرد سیاه کوه، زالوآب، چنچر، سرخ، سه کورند، سیاه، سیاه اردلان، یک شبه و…
۲-۸-۴- دریاچهها
دریاچه دوقلوی سیاه گاو آبدانان: دریاچه دوگانه سیاه گاو در فاصله ۸ کیلومتری سراب باغ آبدانان واقع شده است. اطراف این دریاچه را دشتها و کوههای نسبتاً مرتفع فرا گرفته است. جلوههای بهاری و پاییزی این دریاچه جذاب و دیدنی است. گلزارهای حاشیه دریاچه و پرندگان وحشی آب، گردشگاه جالب توجهی را به وجود آوردهاند.
۲-۸-۴-۱- دریاچه سد ایلام
سد ایلام که در سالهای اخیر با هدف اصلی تأمین اب شرب شهر ایلام به بهره برداری رسیده است در کلیه فصول سال به خصوص بهار و تابستان مملو از جمعیتی است که به قصد کذراندن اوقات فراغت خود این محل زیبا را انتخاب میکنند.
با وجود اینکه هیج کونه امکانات و یا خدماتی در حاشیه سد انجام نمیگیرد ولی این امر مانع از هجوم مردم به این منطقه نشده.
۲-۸-۵- چشمهها
از دیگر منابع طبیعی کردشکری استان ایلام چشمهها هستند که معمولاً در دامنه ارتفاعات جریان دارند. با توجه به شرایط طبیعی تعداد چشمهها در مناطق کوهستانی زیادتر و در نواحی جلگهای کمتر است. ولی از تعداد واقعی چشمهها آماری در دست نیست. معمولاً از آب چشمه به عنوان آب زراعی استفاده می شود و چنانچه آب چشمه زیاد باشد، چشمه به طور مستقیم به باغها، و مزارع هدایت می شود بعضی از چشمهها معمولاً به وسیله آبراهه هایی که در مجموع رودهای کوچکی را تشکیل می دهند و در اصطلاح محلی به آنها ” گلال ” گفته می شود، به منظور آبیاری کشتزارها به سوی روستاها هدایت میشوند.
مهمترین چشمههای استان با قابلیت جذب حداقل جمعیت به قرار زیر میباشند:
۲-۸-۵-۱- چشمه آبگرم دهلران
در فاصله ۳ کیلومتری شهر دهلران چشمه آب گرمی با خواص گوگردی قرار گرفته که از اهمیت ویژهای برخوردار است. در چند سال گذشته هم با تجهیز آن و سرو سامان گرفتن این آبگرم در جذب گردش هر چند اندک اقداماتی مثبت انجام گرفته است.
۲-۸-۵-۲- چشمه آبگرم چمن بولی
مسافران غربیترین نقطه کشور هم با طی مسیری جادهای، از شهر ایلام به آبگرم بولی خواهند رسید. عبور از شهرهای ایلام- صالح آباد- بولی و طی مسافتی ۳۵ کیلومتری با چشم اندازهای اکوتوریستی و نیزارهای طبیعی، شما را به آبگرم رهنمون خواهد کرد. در مقصد هم، با جاذبههای فرهنگی- طبیعی، تپه تاریخی سرنی، تخت خان، چمرگاه، پاقل، چم ژیه، تپه اگرواش، تنگ بیجار، جنگل بلوط، مواجه خواهید شد.
۲-۸-۵-۳- چشمه میمه زرین آباد
در مجاور قلعه باستانی شیاخ در بخش زرین آباد آثاری از قناتیابه زبان محلی،کاریز وجود دارد که تا چند سال پیش آب در آنها براحتی جریان داشت و هم اکنون هم وجود دارد که این کاریزها جهت انتقال آب به درختان مورت مثمر و زمینهای پایینتر هدایت میشده و تا کنون هیچ گونه توجهی به این آثار باستانی و نیاکان این خطه نشده، لذا با اندکی همت و نصب یک تابلو میتوان به شمار بازدیدکنندگان وگردشگران بهاری افزود.
۲-۸-۵-۴- چشمه کلم
چشمه زلال کلم از شمال کبیرکوه سرچشمه می گیرد و یک چشمه چهار فصل میباشد که چندین مرکز پرورش ماهی در اطراف این چشمه احداث شده است و در اطراف این چشمه، باغات انبوه و گستردهای وجود دارد که مناظر بسیار چشمنواز و زیبایی ایجاد کرده اند. این باغها در فصول بهار و تابستان فضاهای بسیار دنج و آرامی، برای استراحت و اتراق گردشگران و علاقمندان به طبیعت فراهم می آورند.

۲-۸-۵-۵- چشمه سیکان
چشمه سیکان در ۱۳۰ کیلومتری جنوب خاوری شهر ایلام قرار دارد که بر روی آن یک سد احداث شده که از نوع سنگ ریزه ای و ۷۰ متر از بستر خود بلندی دارد. هدف از ساخت این سد ذخیره سازی جریانهای سطحی، آب چشمههای موجود و نیز مهار سیلابهای رودخانه سیکان است.
۲-۸-۵-۶- دیگر چشمههای استان
از دیگر چشمههای استان ایلام میتوان به چشمه قیر دهلران اشاره کرد که به علت عبور از سنگهای حاوی مواد آلی آب آن آغشته به قیر است و چشمه همان طور که از اسمش بر می آید چشمهای از قیر طبیعی است.
همچنین در حاشیه رودخانه چنگوله در شهرستان مهران چشمه آب گرم چنگوله، در کناره راست رود کنجانچم نیز چشمه آبگرم کنجانچم، در ساحل سمت راست رود خانه تلخاب آبگرم تنگ حمام بولی با دمای تقریبی ۴۰ درجه سانتیگراد قرار دارند.
۲-۸-۶- دشتها
در این استان دشتهای کم وسعتی وجود دارند که مهمترین آنها دشتهای ایلام، شیروان چرداول و هلیلان است. در این مناطق به علت دسترسی به آبهای سطحی، شهرکهای آبادیهایی با تراکم بالای جمعیت وجود دارد. دشتهای دیگر منطقه عبارتاند از: صالح آباد، مهران، محسنآباد، نصیریان، دهلران، موسیان و دشت عباس که از نوع دشتهای آبرفتی و رسوبی کنار رودخانه هستند. اغلب این دشتها، خاک رسی با ضخامت زیاد دارند.
در هر فصل دشتهای استان با توجه به موقعیت جغرافیایی آن دارای مناظر دل انگیزی میشوند به خصوص دشتهای واقع در مناطق گرمسیری استان که در اواخر زمستان و اوایل بهار با طبیعت بسیار دیدنی خود جذاب جمعیت بسیاری است.
۲-۸-۷- تالابها
۲-۸-۷-۱- تالاب سیاب دریوش
این تالاب در جنوبغربی بخش ملکشاهی واقع شده است. مساحت آن در حدود چهار (۴) هکتار و ارتفاع آن ۲۷۴۰ متر از سطح دریاهای آزاد میباشد. حداقل درجه حرارت در این تالاب ۱۴ درجه سانتیگراد و متوسط بارندگی سالیانه آن بیش از ۶۰۰ میلیمتر است. تالاب فوقالذکر دارای آب دایمی و شکل آن دایرهای میباشد. به دلیل قرار گیری در ناحیه کوهستانی جزو منطقه سردسیری و ییلاقی استان محسوب می شود.
۲-۸-۷-۲- تالاب زمزم
تالاب زمزم در ۷۴ کیلومتری شرق شهر ایلام واقع گردیده است. مساحت آن در حدود یک هکتار و ارتفاع آن ازسطح دریاهای آزاد ۶۷۵ متر است. آب آن به صورت چشمه بوده و دارای آب دایمی است. پوشش گیاه اطراف آن چشم انداز زیبایی را به وجود آورده و زیستگاه بسیار مناسبی برای حیات وحش فراهم نموده است.
۲-۸-۷-۳- تالاب چکر
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اصل اطلاق اگر چه در علم اصول برای استنباط و استخراج احکام شرعی از کتاب و سنت مورد بحث و بررسی همه جانبه قرار گرفته ولی چون پایه و اساس این اصل و اعتبار آن بنای عقلا و روش خردمندان است، در تفسیر عبارات و الفاظ قراردادها نیز آنجا که لفظ یا عبارت مطلقی به کار رفته ولی شک و تردید وجود دارد که غرض متعاقدین از آن کلام مطلق بوده و یا مقید با توسل به این اصل و در صورت احراز مقدمات حکمت، عبارت قرارداد را مطلق دانسته و اصاله الاطلاق را در آن جاری میکنیم، یعنی عبارت را شامل همه افرادی که صلاحیت شمول را دارند تلقی میکنیم. بنا به مراتب فوق اگر عقد یا قراردادی بدون قید و شرط واقع شود طرفین به کلیه آثار و نتایج آن بدون هیچ گونه قید و شرطی ملتزم میباشند و نمیتوانند یک یا تعدادی از آثار و نتایج عقد را استثناء کنند مگر اینکه در عقد به آن تصریح کرده باشند و این مطلب بر اساس اصل اطلاق نتیجه میشود. یا اگر در عقد بیع حکم به فوری بودن قبض و اقباض مبیع و ثمن و موجل بودن آن میشود مبتنی بر این است که اصل، اطلاق عقد بیع از حیث زمان است و اگر طرفین مدتدار بودن مبیع یا ثمن را اراده کرده بودند حتماً باید به نحوی در قرارداد خود ذکر میکردند. همچنین است تعهد خریدار به پرداخت ثمن معامله به پول رایج محل وقوع عقد که مبتنی بر همین اصل اطلاق است.

 روشن است که اگر کلام مقید باشد در صورتیکه بین مطلق و مقید تعارض وجود نداشته باشد و بتوان هر دو را با هم جمع کرد باید به هر دو عمل نمود و این همان مفهوم نسبی اطلاق و مقید است که ذکر آن گذشت. ولی اگر بین اطلاق و مقید تعارض وجود داشته باشد باید مطلق را بر مقید حمل کنیم، یعنی نمیتوان بر اصاله الاطلاق تمسک نمود. مشروح این مباحث در کتب اصولی به طور مفصل مورد بحث و بررسی قرا گرفته و ناظر به استنباط احکام شرعی است، ولی در مقام تفسیر قراردادها تمسک به اصل اطلاق به عنوان یک قاعده تفسیری برای تبیین و روشن کردن نکات مبهم قرارداد و رفع اختلافات قراردادی است در جایی که طرف مقابل نسبت به عبارتی از قرارداد که مطلق است ادعای تقیید میکند و بدین وسیله آثار قراردادی را محدودتر میکند قاضی با تمسک به اصاله الاطلاق کلام را حمل بر معنی مطلق خود میکند. نباید از نظر دور داشت که اطلاق در قراردادها بیشتر ناظر به جملات است و طریق احراز آن همان استنتاجات عقلی و مقدمات حکمت میباشد. (صاحبی،۱۳۷۶،۲۰۲)
گفتار چهارم: جایگاه اصل عدم تقدیر و کاربرد آن در تفسیر قرارداد
الف) تعریف و کاربرد هرگاه شک و تردید کنیم که آیا در کلام و عبارت قرارداد، لفظی در تقدیر و مورد نظر طرفین قرار داده بوده که در کلام ذکر نگردیده یا مثلاً ازجمله افتاده است، در این حالت با توسل به اصل عدم تقدیر حکم میکنیم که لفظی در تقدیر نیست و عبارت قرارداد ظاهر در عدم تقدیر است. قاعده اصالت عدم تقدیر به عنوان یک قاعده تفسیری در تفسیر قراردادها کاربرد بسیار مفیدی برای قضات دادگاهها در مورد اختلافات قراردادی دارد. دو اصل عدم النقل و عدم الاشتراک را نیز به همین اصل ملحق کردهاند. ب) اصل عدم النقل نقل آن است که برای لفظ معنایی وجود داشته که مهجور و متروک گردیده و معنای دومی برای لفظ ثابتشده که در این حالت لفظ استعمال شده و در معنای دوم را منقول نامند. حال اگر معنای اول لفظ مهجور باشد و در مورد انتقال لفظ به معنای دوم تردید و شک حاصل شود چون انتقال به معنای دوم مسلم نیست با توسل به اصل عدم النقل حکم به صحت معنای اول و عدم نقل آن به معنای دوم میکنیم. ج) اصل عدم الاشتراک اشتراک آن است که لفظی دارای دو معنی باشد که هر دو ثابت است. در این حالت لفظ را مشترک گویند و اگر لفظی مشترک در قرارداد به کار رفته باشد در این حالت میگویند لفظ مجمل است، زیرا معلوم نیست که کدام یک از آن دو معنا مورد قصد متعاقدین بوده است. البته چنانکه قرینهای بر اراده متعاقدین نسبت به یکی از دو معنا باشد طبق آن عمل میشود. حال اگر لفظی دارای یک معنای ثابت باشد و معنای دومی نیز برای لفظ احتمال داده شود، چون نسبت به ثبوت معنای دوم شک و تردید وجود دارد، با توسل به اصل عدم اشتراک میگوییم اصل عدم اشتراک در معنا است یعنی معنای اول را معتبر دانسته و طبق آن عمل میکنیم (صاحبی، ۱۹۴،۱۳۷۶).
گفتار پنجم: جایگاه اصل ظهور و کاربرد آن در تفسیر قرارداد
اصاله الظهور آن است که آنچه از ظاهر عبارات و الفاظ قرارداد فهمیده میشود باید ملاک عمل قرار گیرد و به عبارت دیگر هرگاه لفظ در معنای خاصی ظاهر بوده ولی صراحت در آن معنا نداشته باشد به گونهای که احتمال اراده خلاف ظاهر هم در آن باشد در این حالت با توسل به اصل ظهور، کلام را بر معنی ظاهری آن حمل میکنیم. استاد مظفر اصولی معاصر در کتاب اصول فقه خود میگوید که جمیع اصول لفظیه به همین اصل ظهور برمیگردد زیرا با احتمال اراده معنی مجازی، کلام، ظاهر در حقیقت است و با احتمال اراده تخصیص ظاهر در عموم است و با احتمال اراده تقیید، کلام ظاهر در اطلاق است و با احتمال تقدیر در کلام، کلام ظاهر در عدم تقدیر است. بنابرین میتوان گفت اصل ظهور قابل جایگزینی همه اصول لفظیه سابق الذکر است. برای توضیح بیشتر میگوییم ظاهر، لفظ یا جملهای را گویند که به طور ظنی دلالت بر معنا میکند و به عبارت دیگر دلالت آن قطعی و یقینی نیست و احتمال اراده خلاف معنای آن وجود دارد. ولی ظن نوعی در این است که معنای ظاهری مقصود متکلم بوده و این ظن از ظنون معتبره نزد شارع میباشد. در مقابل ظاهر دو اصطلاح نص و مجمل هستند. نص کلمه یا کلامی را گویند که معنای آن کاملاً روشن است و احتمال معنای دیگری در آن وجود ندارد. بدیهی است که عبارت قرارداد هرگاه روشن و واضح و مشخص باشد در حکم نص بوده و هیچ احتمال خلاف آن پذیرفته نمیشود و دادرس در چنین فرضی مکلف است که به مفاد بین و آشکار قرارداد عمل کند. و عبارات روشن قرارداد قابلیت هیچ گونه تفسیری خلاف آن را ندارد. مجمل کلمه یا کلامی است که معنی و دلالت آن روشن نباشد به عبارت دیگر هرگاه معنای لفظ مبهم باشد آن را مجمل گویند. در مقابل مجمل مبین قرار دارد. مبین لفظ و کلامی را گویند که معنای آن روشن است البته ممکن است وضوح معنای آن در حدی باشد که احتمال خلاف آن نرود که این همان نص است و یا ممکن است ظاهر آن معنایی داشته باشد که احتمال خلاف آن معنا نیز وجود داشته باشد که این همان ظاهر است. پس مبین ممکن است ظاهر باشد یا نص. ب) کاربرد اصل ظهور در تفسیر قراردادها هرگاه عبارت قرارداد مجمل باشد محکمه با توسل به عوامل و قواعد تفسیری و یاری گرفتن از قرائن و امارات حالیه و مقالیه سعی در رفع اجمال و ابهام از قرارداد میکند و باید گفت جایگاه اصلی تفسیر قرارداد نیز در مواردی است که عبارت قرارداد دارای اجمال و ابهام باشد. بدیهی است در صورتیکه با توسل به عوامل و قواعد تفسیر نهایتاًً قاضی راهی برای رفع اجمال نیابد، در این حالت یعنی هنگامی که راه تفسیری بسته است، توسل به اصول عملیه تکلیف قضیه را روشن میکند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱- ۱۱-۳) قلمرو زمانی:
داده ها و اطلاعات این تحقیق در بازه زمانی آبان ماه تا پایان دی ماه ۱۳۹۲ جمع آوری گردیده است.

۱- ۱۲) تعریف های عملیاتی
وظیفه شناسی:
وظیفه شناسی و مسئولیت پذیری (با وجدان بودن) توصیف کننده قدرت کنترل تکانه ها، به نحوی که جامعه مطلوب میداند و آسان شدن رفتار تکلیف محور و هدف محور است. وظیفه شناسی ویژگی هایی چون تفکر قبل از عمل، به تأخیر اندازی ارضا، خواسته ها، رعایت قوانین و هنجارها و سازماندهی و اولویت بندی تکالیف را در بر میگیرد.
وجدان کاری:
منظور از وجدان کاری احساس مسئولیت و تعهد همه جانبه درونی فرد نسبت به کارهایی است که بر عهده اوست. به بیان دیگر منظور از وجدان کاری، رضایت قلبی، تعهد و التزام عملی نسبت به وظیفه هایی است که قرار است انسان آن ها را انجام دهد (سعیدی و حسین آبادی، ۱۳۸۹، ص۴۹).
رضایت ارباب رجوع:
عضو یا از ذینفعان سازمان یا اداره است که برای مطالبه حقی به آن جا مراجعه میکند، حق او ممکن است سؤال در باره موضوعی یا گرفتن معرفی نامه و یا امتیاز معینی باشد، در هر حال برای دریافت خدمت در برابر زحمت یا پرداخت پول و یا عضویت در جامعه و … به سازمان یا اداره مراجعه میکند که توانایی دریافت خدمت و قوه تشخیص کیفیت و کمیت خدمت و میزان آن را بالقوه یا بالفعل دارا است (کلهر، ۱۳۸۳،ص۱۳۵)

تعهد کاری:
بوکانان (۱۹۷۴) تعهد را نوعی وابستگی عاطفی و تعصب آمیز به ارزش ها و اهداف سازمان میداند، وابستگی نسبت به نقش فرد در رابطه با ارزش ها و اهداف و نسبت به سازمان به خاطر خود سازمان جدای از ارزش ابزاری آن، تعریف میکند (حقیقی، ۱۳۸۸،ص۲۶)
اخلاق کاری:
اخلاق کاری عبارت است از مجموعه ای ((بایدها)) و ((نبایدها)) که کارکنان یک سازمان (جامعه) در جهت تحقق کامل شرایط کمی و کیفی کاری تعهد کردهاند آن را رعایت کنند(سلیمی دانشگر،۱۳۸۴،صص۱۰-۱۱).
مسئولیت پذیری:
مسئولیت یعنی ضمانت، ضمان، تعهد و مؤاخذه است و در اصطلاح عبارت است از کاری را عهده دار شدن و عواقب و پیامدهای آن را پذیرفتن، مسئولیت پذیری یعنی احساس مسئولیت کردن است (رفیعی،۱۳۹۰،ص۴۴)
نظم و انضباط:
نظم به معنای ترتیب، آراستگی، سامان و پیوستگی است. انضباط به معنای سامان گرفتن و نظم داشتن است.با توجه به معنای یاد شده برای ((نظم)) و ((انضباط)) می توان گفت انضباط برآیند نظم میباشد. نظم و ترتیب بین گروههای مختلف جامعه و افراد آن و به دیگر تعبیر ((نظم و انضباط اجتماعی)) در بسیاری از ارزش های دینی نهفته است و امر به آن ها امر به نظم است (جلائیان اکبرنیا،۱۳۸۶،ص۶۸)
فصل دوم
مبانی نظری تحقیق
بخش اول
۲-۱) مقدمه:
در این تحقیق چون وظیفه شناسی یکی از عوامل مؤثر بر مدل Big 5 میباشد و مربوط به شخصیت است، ابتدا در رابطه با شخصیت مطالبی گفته می شود و سپس مدل Big 5 را توضیح خواهیم داد. در رابطه با این مدل، وظیفه شناسی (وجدان کاری) را هم شامل می شود. که موضوع اصلی ما وجدان کاری است که در ادامه توضیح خواهیم داد. بعد از توضیحات وجدان کاری در بخش دوم به موضوع رضایت ارباب رجوع می پردازیم.
۲-۲) مفهوم شخصیت
شخصیت در راهنمایی حرفه ای و عملکرد شغلی اهمیت زیادی دارد. اگر چه استعدادهای ذهنی و مهارت های حرکتی برای موفقیت در کار و شغل لازم اند، اما کافی نیستند؛ به همین خاطر نمی توان به آن ها اکتفا نمود؛ زیرا کار انسان هر چه باشد، کل وجود او در انجام آن دخالت دارد؛ بنایراین باید در شناخت عوامل مؤثر بر رفتار کار، به دیگر متغیر های انسانی سازگار او با فعالیت های شغلی و محیط کار نیز توجه نمود. بدین معنی که اگر فردی واجد تواناییهای کمالی و مهارت های حرکتی باشد، اما منش و شخصیت او اجازه ندهد که خود را با نوع کاری که دارد، همکاران، ارباب رجوع و سایر عوامل مربوط به محیط کار سازگار کند، باز هم به خوبی از عهده انجام وظیفه شغلی خود بر نمی آید (فاتحی، ۱۳۷۸،ص۱۲).
یکی از عواملی که هنگام انتخاب افراد برای استخدام یا انتخاب برای یک شغل خاص میتواند مورد بررسی قرار گیرد شخصیت فرد است.
۲-۳) مفهوم شناسی
شخصیت یک مفهوم انتزاعی است و متخصصان مختلف تعاریف نسبتاٌ متفاوتی را برای آن ذکر کردهاند، اما به نظر میآید، اکثر آن ها با این موضوع موافق اند که شخصیت ترکیبی از اعمال، افکار، هیجانات و انگیزش های فرد است. شخصیت فرد منحصر به فرد میباشد؛ اما شخصیت افراد مختلف دارای وجوه اشتراک خاصی است، بنابرین شخصیت را می توان از این جهت که چگونه مردم با هم متفاوت هستند و یا این که در چه چیزی به هم دیگر شباهت دارند، مورد مطالعه قرار داد (جمالفر،۱۳۷۸،ص۱۳).
۲-۴) واژه کاوی شخصیت
از نظر ریشه ای گفته شده است که کلمه شخصیت که برابر معادل کلمه Personality انگلیسی یا Personalite فرانسه است، در حقیقت از ریشه لاتین Persona گرفته شده که به معنی نقاب یا ماسکی بود که در یونان و روم قدیم بازیگران تئاتر بر چهره می گذاشتند. این تعبیر تلویحاٌ اشاره بر این مطلب دارد که شخصیت هر کس ماسکی است که او بر چهره خود می زند تا وجه تمیز او از دیگران باشد (کریمی،۱۳۷۰،ص۵).
بنابرین میتوانیم شخصیت را چنین تعریف کنیم:
مجموعه ویژگی های جسمی، روانی و رفتاری که هر فرد را از افراد دیگر متمایز میسازد (زارعی متین،۱۳۸۸،ص۹۴).
اندیشمندان مختلف نیز تعاریف متعددی از شخصیت ارائه دادهاند که در این جا به برخی از آن ها اشاره میکنیم:
تعریف شلدون (روان شناسی آمریکایی معاصر) که تعریفی کلی، جامع و مانع به نظر میآید: شخصیت سازمان پویایی (زنده) جنبههای ادراکی و انفعالی و اداری و بدنی (شکل بدن و اعمال حیاتی بدن) فرد آدمی است (سیاسی،۱۳۷۹،صص۶-۷).
شخصیت در نظر هیلگارد: ویژگی هایی که فرد را قادر به ایجاد ارتباط با دیگران میسازد و تحقق احترام به خود را تسهیل میکند (اخوت،۱۳۵۷،ص۲).
کتل در تعریف شخصیت میگوید: شخصیت مفهومی است که اجازه میدهد پیشبینی کنیم آدمی در اوضاع و احوال معین، چه رفتاری خواهد داشت.
گوردن آل پورت تعریفی که حدود ۵۰ سال پیش برای شخصیت ارائه کرد هنوز زبان زد همگان است. او گفت: شخصیت، همان شخصیت پویا در درون فرد است که از سیستم های روانی و فیزیکی تشکیل شده و تنها عاملی است که تعیین کننده سازش فرد با محیطش میباشد. با توجه به هدفی که ما داریم باید شخصیت را به عنوان جمع کل راه هایی بدانیم که یک نفر بدان وسیله در برابر دیگران از خود واکنش نشان میدهد، یا بدان وسیله روابط متقابل ایجاد میکند. برای محاسبه و تعیین ویژگی های شخصیتی، ما این تعریف را بیشتر به کار می بریم (پی رابینز،۱۳۸۹،ص۱۳۵).
۲- ۵) عوامل تعیین کننده شخصیت
شخصیت یک انسان بالغ به وسیله دو عامل ارث و محیط تشکیل و با موقعیت های مختلف تعدیل می شود.
۲- ۵-۱) وراثت:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول شماره ۱: مؤلفه های فراشناخت از دیدگاه فلاول (۱۹۷۹)

مؤلفه
توضیح
فرد: آگاهی از توانایی خود
و دیگران به عنوان

پردازشگر شناختی
۱) آگاهی فرد از نقاط قوت و ضعف خود
۲) آگاهی از اینکه چه چیزی را میدانیم و چه چیزی را نمی دانیم
۳) آگاهی از محدودیت های حافظه کوتاه مدت
تکلیف:
آگاهی از انواع تکالیف شناختی
۱) آگاهی فراگیر از اینکه بازشناسی ساده تر ازیادآوری یک سلسله اطلاعات است
۲) آگاهی از اینکه یادآوری کلمه به کلمه دشوارتر از بیان خلاصه یک مطلب است
۳) آگاهی از اینکه یادگیری دوبارۀ چیزی بسیارآسان تر از یادگیری آن برای اولین بار است
راهبرد: آگاهی از انواع
راهبردهای شناختی
۱) آگاهی و استفاده از روش های یادیار مانند تکرار، سازماندهی، خودآزمایی وتفسیر
۲) علم به اینکه استفاده از راهبردها میتواند به عملکرد موفقیت آمیز کمک کند
۲-۸-۲- نظریه بیکروبراون
بیکر و براون[۲۲۳] (۱۹۸۴) در مفهوم سازی فراشناخت، آن را به دو حیطه طبقه بندی نمودهاند:
الف) دانش درباره شناخت و ب) تنظیم شناخت. این نظریهپردازان بر این باورند که فراشناخت دارای دو بخش است:
۱) آگاهی و بازبینی دانش حقیقی یا بیانی برای تکمیل و به پایان رساندن یک کار ویژه
۲) آگاهی و بازبینی فرآیندها و جریانهای مورد نیاز یا داشتن روش برای انجام دادن یک کار ویژه
به نظر آن ها، آگاهی و بازبینی، به بازنگری فعال، دانش اطلاق میشود. با این حال آن ها مدعیاند که پدیدههایی که نوعاً در حیطه فراشناخت میگنجد، ممکن است بسیار ناهمگن و از لحاظ ماهیت و دوره رشد بسیار متفاوت باشند، به گونهای که استفاده از هر گونه اصطلاح واحد از قبیل فراشناخت در مورد آن ها مشکل باشد. از این رو، آن ها ترجیح میدهند که به جای مفهوم فراشناخت، از اصطلاح فرآیندهای اجرایی[۲۲۴] استفاده کنند و از این طریق به مطالعه اشکال مختلف تنظیم شناختی نظیر بازبینی، خودتنظیمی، بپردازند. به عبارت دیگر فراشناخت دومولفه دارد: دانش (آگاهی) وکنترل(تنظیم) اولی ناظراست برآگاهی ازمهارتها، راهبردها و منابعی که لازمه عملکرد مؤثر در یک تکلیف و مؤلفه دوم لازمه توانایی استفاده از مکانیسمهای خودتنظیمی است تا از تکمیل موفق تکلیف اطمینان حاصل آید. اینکار شامل وارسی پیامد[۲۲۵]، تلاش های مسئله گشایی[۲۲۶]، برنامه ریزی و ارزشیابی ثمربخش کنش انجام شده ،آزمون و تجدید نظر در راهبردهای مورد استفاده در یادگیری و اقدام به کنش جبرانی برای چیرگی برمشکلات می شود (ماهر،۱۳۷۲). به سخن دیگر، فراشناخت از یک سو شامل دانش روشها و فرآیندهای شناختی یادگیری و از سوی دیگر شامل روشهای کنترل و نظارت بر یادگیری است.
۲-۸-۳- نظریه پاریس وکراس
پاریس[۲۲۷] و همکاران (۱۹۸۴) در بیان مفهوم فراشناخت، پهنه این مفهوم را گستردهتر از آگاهی و بازبینی دانش بیانی و روشمند دانستهاند. آنان فراشناخت را به بازنگری اجرایی «نظام شخصی[۲۲۸]» و تعامل نظام شخصی با تکالیف یا زمینههای یادگیری ویژه، گسترش دادهاند. از این دیدگاه، نظام شخصی، نظامی است که بر احساسات، نگرشها، باورها، ارزشها، ساخت دانش و مهارتها استوار است.کراس و پاریس (۱۹۸۸) نیز دو نوع فراشناخت به هم پیوسته را نام میبردند:
الف: دانش درباره شناخت و ب: تنظیم شناخت و نظارت بر آن (خرازی، ۱۳۷۵).
به عبارت دیگر فراشناخت عبارت است از دانشی که ما درباره فرآیندهای شناختی خویش داریم و روشهای نظارت و کنترل بر این فرآیندها.
پاریس (۱۹۹۰) معتقداست که محققان دو ویژگی اصلی فراشناخت را شناختهاند: «ارزیابی شناخت خود و مدیریت شناخت خود[۲۲۹]». ارزیابی شناخت خود شامل دانش شخص از دانش و استعدادهای خود و حالات احساسی خود از دانش، استعدادها، انگیزه و ویژگیها به عنوان یادگیرنده است. چنین ارزیابیهایی به این سؤالات جواب میدهد: «چه میدانید؟ چطورفکر میکنید؟ چه موقع و چرا از دانش و راهبردها باید استفاده کرد؟»
به ارزیابی شناخت خود و مدیریت شناخت خود «فراشناخت درعمل» گفته میشود؛ یعنی فعالیتهای ذهنی که موجب حل بهتر مسئله میشود. برای تمرکز بر ارزیابی شناخت خود و مدیریت شناخت خود لازم است یادگیرنده در مدیریت ساخت دانش خود به طور فعال دخالت کند (همان).
مفهومی که در دهه ۱۹۷۰ به عنوان «نامعلوم» شروع شد، در طول زمان به صورت مفهوم مشخصی درآمده است و در بسیاری از تحقیقات روانشناسی یافت میشود. بهطورکلی، به نظر میرسد که تعریف فراشناخت باید حداقل شامل مفاهیم زیر باشد:
دانش از دانش خود، از فعالیتهای ذهنی، از حالات شناختی و احساسی و استعداد کنترل و تنظیم هوشیارانه و عمدی دانش، فعالیتهای ذهنی و حالات شناختی و احساسی. اغلب تبیینهای فراشناختی تمایزی اساسی بین دانش فراشناختی (آنچه که فرد در موردشناخت میداند) و فرآیندهای کنترل فراشناختی (فرد دانش را برای تنظیم شناخت به کار میگیرد) قائل شدهاند (اسکرا و مشمن[۲۳۰] ۱۹۹۵).
۲-۹- فراشناخت ویادگیری اجتماعی
از روزگار «کورت لوین[۲۳۱]»، (جونز، ۱۹۸۵؛ به نقل از طوسی، ۱۳۷۵) روانشناسان اجتماعی بر این باور بوده اند که شیوه بهتر برای شناخت رفتار اجتماعی، آن است که رفتار اجتماعی را کارکرد و پیامد «دریافتهای ذهنی[۲۳۲]» مردم از پدیدههای جهان پیرامونشان بدانیم، نه پیامد «بررسیهای عینی[۲۳۳]» آن ها از آن پدیده ها. برای نمونه، چنانچه دریافت یک پاداش عینی مانند پول یا ستایش را باج یا خودشیرینی بدانیم، واکنش دیگری در برابر آن خواهیم داشت تا چنانچه آن را باج یا خودشیرینی ندانیم. از اینرو، واکنش ما گذشته از خود محرک، بستگی به برداشت و دریافت ما از آن محرک هم دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ولی از آنجایی که مجازات انفصال از خدمت اعم از موقت یا دائم، مجازات تعزیری محسوب می شود. بنابرین در اجرای این مقررات می توان:  اولاً: مجازات انفصال از شغل را با رعایت تخفیف تبدیل به انفصال موقت نمود.

ثانیاًً: مجازات حبس را به شرط مساعدتر بودن به حال متهم تبدیل به انفصال از خدمت کرد ولی مجازات انفصال از خدمت را نمی توان به حبس یا جریمه نقدی و یا شلاق که غیر استخدامی است تبدیل نمود، چرا که این امر مخالف روح قانون و مقصود قانونگذار میباشد.
د) تعویق صدور حکم
تعویق در لغت به معنی بازداشتن، پس افکندن و عقب انداختن است. تعویق اجرای مجازات یعنی به تأخیر انداختن اجرای مجازات با نظر دادگاه صادر کننده حکم قطعی و به منظور اصلاح رفتار و باز اجتماعی کردن بزهکار.[۱۱۸] جهات تعویق در نظام کیفری کشور ما منحصر است به تعلیق اجرای مجازات و آزادی مشروط که پیشتر در مورد هر دوی آن توضیح جامع و کاملی داده شده است. از ابداعات قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ امکان تعویق صدورحکم در جرایم موجب تعزیر درجه شش تا هشت است که گاهی مفید است. زیرا به ویژه برای دختران و پسران و زنانی که ممکن است به علت جرایم ساده و متوسط به مراجع انتظامی و قضایی احضار شوند چنانچه بازداشت شوند ممکن است مورد خشم خانواده واقع شوند و فرار را بر قرار ترجیح دهند. بنابرین بهتر است از امکانات تعویق صدور حکم به شکل ساده (با گرفتن تعهد کتبی) و یا مراقبتی (مانند درمان اعتیاد و ترک معاشرت با افراد منحرف) استفاده شود.[۱۱۹] ماده ۴۰ قانون مجازات اسلامی ایران مصوب ۱۳۹۲ مقرر میدارد: “در جرائم موجب تعریز درجه شش تا هشت دادگاه می تواند پس از احراز مجرمیت متهم با ملاحظه وضعیت فردی، خانوادگی و اجتماعی و سوابق و اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب جرم گردیده است. در صورت وجود شرایط زیر صدور حکم را به مدت شش ماه تا دو سال به تعویق اندازد: الف) وجود جهات تخفیف ب) پیش بینی اصلاح مرتکب ج) جبران ضرر و زیان یا برقراری ترتیبات جبران ت) فقدان سابقه کیفری مؤثر تبصره محکومیت مؤثر، محکومیتی است که محکوم را به تبع اجرای حکم، بر اساس ماده (۲۵) این قانون از حقوق اجتماعی محروم کند.” با عنایت به اینکه ماده ۴۰ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲و قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری دادگاه نمیتواند در بزه ارتشاء با تعویق صدور حکم، مجازات مرتکب را نیز به تأخیر اندازد.
نتیجه گیری
نتایج حاصل از این تحقیق نشان میدهد قانونگذار ایرانی چه قبل و چه بعد از انقلاب سعی کرده با اصلاح جزئی قوانین قبلی به مبارزه با فساد بپردازد و هیچگاه به فکر خشکاندن علل و عوامل سازنده جرم ارتشاء نباشد. سیاست قانونگذاری ایران و عراق در زمینه ساختار جرائم رشاء و ارتشاء با هم متفاوت است. قانونگذار ایران در جرمانگاری این جرائم ملاک مشخصی را تبیین ساختار آن در نظر نگرفته است به طوری که به طور قاطع نمی توان گفت که ساختار یگانگی یا دوگانگی در این جرائم را پذیرفته است، ولی میتوان گفت در بسیاری از موارد قانونگذار ایران دوگانگی این جرائم را پذیرفته، یعنی اینکه هر چند این دو جرم با هم بسیار نزدیک هستند ولی هرکدام از آن ها دارای ارکان قانونی، مادی و معنوی جداگانه هستند و در نتیجه هر کدام از این جرائم دارای استقلال میباشند. در قانون ایران علاوه بر مجازات راشی به حبس از شش ماه تا سه سال و یا تا ۷۴ ضربه شلاق و به ضبط مال ناشی از ارتشاء نیز اشاره شده است. در قانون مجازات عمومی عراق مصادره مال ناشی از ارتشاء نیز به عنوان مجازات تکمیلی مدنظر قانونگذار این کشور قرار گرفته است. قانونگذار ایران در تعیین مجازات اصلی ارتشاء نیز به نصاب مالی و سمت مرتکب توجه نموده است. در قانون مجازات عراق سمت مرتکب و ارزش نصاب مال مورد ارتشاء تأثیری در مجازات مرتکب ندارد و مجازات مرتشی بر اساس فعل و ترک فعل و آنچه مرتکب در آن حالت مرتکب بزه ارتشاء می شود متفاوت است. تخفیف مجازات در بزه ارتشاء از سوی هر دو کشور پذیرفته و تعلیق جرم ارتشاء نیز در نظر قانونگذار هر دو کشور غیر قابل پذیرش میباشد. شروع به جرم در قانون مجازات ایران در ماده ۵۹۴ قانون تعزیرات و تبصره ۳ ماده ۳ “قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء واختلاس و کلاهبرداری” پذیرفته شده ولی قانونگذار عراق شروع به جرم را نپذیرفته و مجازاتی برای شروع جرم در نظر نگرفته است. در قانون مجازات عراق منظور از شریک ضروری وجود راشی و مرتشی است که جرم بدون آن ها محقق نخواهد شد و منظور از شریک احتمالی شخص یا اشخاصی هستند که ممکن است در بزه ارتشاء وجود داشته باشند، مانند واسطه و نبودن آن ها هیچ خللی در به وجود آمدن جرم ارتشاء پدید نمی آورد. در قانون مجازات ایران، مجازات راشی و مرتشی با هم متفاوت است و مرتشی بعلت اینکه دارای وصف کارمند بودن است، نسبت به راشی مجازات سنگینتری برای او در نظر گرفته شده و رایش (واسطه) به مجازات راشی محکوم می شود ولی در قانون مجازات عراق، مجازات راشی، رایش و مرتشی یکسان در نظر گرفته شده است و این به دلیل همان ساختار یگانهای است که قانونگذار عراق در تعیین هر یک از جرائم رشاء و ارتشاء در نظر گرفته است. ساختار یگانگی بزه رشاء و ارتشاء هر یک از راشی و مرتشی شریک جرم در به وجود آمدن جرم رشوه میباشند. بدین ترتیب مجازات آن ها با هم یکسان در نظر گرفته شده است و برای جلوگیری از نواقص ساختار یگانگی بزه ارتشاء و رشاء قانونگذار عراق صرف پیشنهاد و یا درخواست رشوه را اعمال مجرمانه و کافی برای تحقق بزه ارتشاء و رشاء میداند. در زمینه پیشینه کیفری و جرم انگاری بزه ارتشاء و رشاء در کشور ایران و عراق دارای قدمت دیرینهای برای مبارزه با این پدیده مجرمانه هستند و در هر مرحله از قانونگذاری و تغییر و تحول قوانین سعی بر جلوگیری و مبارزه قاطعانه مؤثر با این جرایم مدنظر قانون گذاران در هر دو کشور بوده است. در زمینه ارکان قانونی بزه ارتشاء قانون مجازات عمومی عراق از انسجام بیشتری نسبت به قانون ایران برخوردار است ولی قوانین مربوط به ارتشاء در قوانین ایران به طور پراکنده به چشم میخورد. سمت مرتکب بزه ارتشاء در قانون مجازات اسلامی ایران صرفاً شامل کارمندان دولت میباشد در حالی که قانون مجازات عمومی عراق علاوه بر کارمندان دولت کارمندان بخش خصوصی را نیز شامل خواهد شد و انجام عمل مجرمانه ارتشاء را در مورد آن ها محقق می شمرد. بر اساس قوانین کشور ما بزه ارتشاء حتماً باید مالکیت داشته باشد و مواد، ۵۹۰، ۵۹۲، و ماده ۳ قانون تشدید …. مؤید این ادعاست در حالی که در قانون عراق ارتشاء علاوه بر منفعت مادی منفعت معنوی را نیز شامل خواهد شد. در واقع قانونگذار عراقی فرقی بین این دو منفعت در تحقق هر یک از این جرائم نگذاشته است. قانونگذار عراق، صرف پیشنهاد رشوه از سوی ارباب رجوع، وعده و قول و قرار، بین راشی و مرتشی و درخواست رشوه از طرف کارمند را کافی برا ی به وجود آمدن این جرائم می دانند. در هر دو کشور فعل مجرمانه جرم ارتشاء و رشاء به صورت فعل مثبت مادی میباشد و در هر دو کشور جرائم مذبور از جمله جرائم مطلق پذیرفته شدهاند که در هیچ یک از این جرائم حصول نتیجه مجرمانه شرط نیست.
پیشنهادها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مسئولیت مدنی در معنی اخص عبارت است از : “وظیفه ی حقوقی شخص در برابر دیگری به تسلیم مال در عوض استیفاء از مال یا علل دیگر یا وظیفه جبران زیان وارده در اثر فعل و ترک فعل که ناشی از قرارداد نباشد و منشاء آن مستقیما عمل مادی یا قانونی باشد .”

ب) مسئولیت کیفری
با توجه به این که در هیچ یک از قوانین جزایی چه در گذشته و چه در حال حاضر، ماهیت حقوقی و تعریف مسئولیت کیفری به طور مشخص بیان نشده است. به طور کلی باید گفت الزام شخص به پاسخگویی در قبال تعرض به دیگران، خواه به جهت حمایت از حقوق فردی صورت گیرد و خواه به منظور دفاع از جامعه، تحت عنوان «مسئولیت کیفری» یا «مسئولیت جزایی» مطرح میشود. با این وجود، ، مسئولیت کیفری نوعی الزام شخصی به پاسخگویی آثار و نتایج نامطلوب پدیده جزایی یا جرم است مسئولیت مرتکب جرمی از جرایم مصرح در قانون را مسئولیت کیفری گویند . به همین دلیل است که مقنن در ماده ۲ قانون مجازات اسلامی[۹] ، جرم را چنین تعریف نموده است “هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد ، جرم محسوب می شود “.مرتکب جرم باید دارای شرایط و خصوصیاتی باشد تا بتوان وی را مسئول شناخت و عمل مجرمانه را به او نسبت داد.بنابرین زمانی می توان مرتکب را مسئول عمل مجرمانه قلمداد نمود که میان فعل مجرمانه و مجرم یک رابطه علت و معلولی وجود داشته باشد. [۱۰]

« انسان در امور مدنی ملتزم به انجام تعهد و جبران ضرر و زیان هایی است که به دیگران وارد میسازد همچنین در امور کیفری نسبت به تقلیل آثار و عواقب افعال مجرمانه یا ترک فعل های خود مسئول است . » مسئولیت در لغت به معنی پذیرفتن عواقب و پیامد های کار است و مسئول کسی است که از او سوال و بازخواست می شود . بنابرین مسئولیت همواره با التزام همراه است . لیکن در قلمرو حقوق کیفری محتوای این التزام تقبل آثار و عواقب افعال مجرمانه میباشد، یعنی : « تحمل مجازاتی که سزای افعال سرزنشآمیز بزهکار به شمار می آید؛لیکن به صرف ارتکاب جرم نمی توان بار مسئولیت به یک باره بر ذمه مقصر گذاشت . بنا بر این مسئولیت کیفری الزام شخص به پاسخ گویی آثار و نتایج جرم میباشد ، بلکه پیش از آن باید وی را سزاوار تحمل بار سنگین دانست» .[۱۱]
برای تحقق مسئولیت کیفری تنها ارتکاب جرم کافی نیست و باید :
اولا : شخص مرتکب با میل و اراده ی آزاد آن را انجام داده باشد . ثانیاً : در عمل خود سوء نیت داشته باشد یا این که عمل وی از خبط و خطا ناشی شود .
ثالثا : بین عمل مرتکب و جرم حاصله قابلیت انتساب باشد بدین معنی که جرم را بتوان به مرتکب آن نسبت داد . منظور از قابلیت انتساب ، آن است که بتوان بین جرم و عمل مرتکب رابطه ی علیت برقرار کرد .
قابلیت انتساب ناظر بر وضعیت شخص در زمان ارتکاب جرم است و زمانی عملی را می توان به فردی منتسب کرد که در زمان ارتکاب آن عمل از درک و اراده برخوردار باشد به عبارت دیگر در قابلیت انتساب باید اثبات شود که مرتکب جرم قدرت تمیز لازم برای درک ارزش رفتار خود را داشته و با این حال چنین رفتاری را به طور آزادانه اراده کرده باشد .
توانایی درک ( تمیز )را می توان به ” قابلیت فرد برای اداره خود در دنیای خارج بر اساس تصوری صحیح و تحریف نشده از واقعیت و نیز توانایی درک معنا و ارزش رفتار خود و ارزیابی آثار مثبت یا زیانبار آن در دنیای خارج ” تعریف کرد . احراز این توانایی تنها بر اساس سنجش هوش یا تست های روانشناسی ممکن نیست بلکه بر مجموعه ای از سرمایه های ذهنی ، منطقی ، عقلانی ، اخلاقی و اجتماعی فرد مبتنی است .[۱۲]
در توضیح توانایی خواستن یا اراده می توان گفت که اراده بر قدرت کنترل محرک های انجام عمل و تصمیم گیر ی آزادانه بر اساس بهترین و معقولانه ترین انگیزه ها مبتنی است .
بنابرین همانطوریکه در تبین و تفهیم مفهوم و معنای مسئولیت کیفری آمده است میتوان گفت برای تحقق مسئولیت انتساب عمل مجرمانه به فرد تنها با داشتن دو توانایی” تمیز و اراده ” احراز شود ، با این حال به صرف امکان قابلیت انتساب عمل مجرمانه به فرد از لحاظ کیفری وی را نمی توان مسئول دانست لذا علاوه بر انتساب جرم ارتکابی به وی ؛ مجرمیت وی نیز مبایست توسط قاضی احراز شود .
مجرمیت مستلزم ارتکاب یک تقصیر در معنای وسیع آنچه به صورت عمدی و چه در شکل بی احتیاتی است . بدین ترتیب می توان بین قابلیت انتساب و مجرمیت تفکیک به عمل آورد و گزینه نخست را که فقط مربوط ” امکان بار کردن تقصیر به حساب کسی که آن را مرتکب شده مبتنی دانست . ” از قابلیت انتساب تحت عنوان ” اهلیت جنایی ” نیز نام برده شده است . احراز مجرمیت نیز به تنهایی نمی تواند عامل تعیین و یا اعمال پاسخ در معنای مضیق آن نسبت به مرتکب جرم باشد . بلکه تعیین کیفر و اعمال آن زمانی ممکن است که شخص دارای ” اهلیت کیفری ” باشد .
اهلیت جزایی را می توان به ” اهلیت شخص برای تحمل ” تبعات جزایی یا به عبارت دیگر اهلیت شخص برای بهره بردن از کیفر تعریف کرد . بااین توضیح تنها بعد از احراز عناصر سه گانه ” قابلیت انتساب ” و “مجرمیت” و ” اهلیت جزایی ” است که می توان از مسئولیت کیفری به طور کلی سخن به میان آورد . با این حال بررسی مسئولیت کیفری در مورد اطفال و نوجوانان با در نظر گرفتن عناصر نام برده شکلی خاص به خود میگیرد .
از یک طرف ارزیابی توانایی تمیز مستلزم تعیین حداقل سنی است که در آن تمیز قابل احراز است . این امر زمینه تعیین حداقل سن مسئولیت کیفری را فراهم میکند . از طرف دیگر تدریجی بودن ” رشد تمیز ” و نیز تدریجی بودن ” رشد اهلیت کیفری” پیشبینی رژیم مسئولیت کیفری تدریجی را برای اطفال دارای سن تمیز فراهم می آورد .
بنابرین در صورت احراز پذیرش مسئولیت با توجه به برخوردار بودن طفل از” اهلیت جنایی” با قابلیت انتساب امکان پیشبینی رژیم مسئولیت را برای وی فراهم می آورد که این مسئولیت با توجه به تدریجی بودن رشدتمیزحالتی تدریجی به خود میگیرد. ازطرفی دیگربرخوردار نبودن وی از اهلیت کیفری دربرخی از مقاطع سنی مانع از آن می شود که ” کیفر”درمعنای خاص آن به عنوان یک پاسخ برای وی درنظرگرفته شود . [۱۳]
ج) مسئولیت اداری
اصطلاح ِ« مسئولیت اداری[۱۴] » از ۲ واژه ی مسئولیت و اداری تشکیل شده است . واژه ی اداری (اداره ای) خود دارای ۲ معنا است :
۱- مفهوم ذاتی یا مادی اداره که منظور همان هدف اداره است و عموماً اداره در مفهوم ذاتی به مجموعه فعالیّت هایی اطلاق می شود که توسط سازمان های اداری وابسته به دولت به منظور ارضا نیازهای همگانی در جهت حفظ نظم عمومی و ارائه ی خدمات عمومی تشکیل می شود .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پژوهش ماهلر به ماهیت تدریجا یکپارچه شده تجربه خود در رابطه با دیگران در طی سه سال نخست زندگی اشاره میکند؛ فرایندی که وی با عنوان “جدایی- تفرد[۱۱۲]” از آن یاد میکند. در این دیدگاه، چارچوب کار ماهلر با پژوهشهای تحولی کنونی هماهنگ است. با این وجود ماهلر همچنین وجود مراحل اولیهتر تحولی را مطرح ساخت که با سازمان ذهنی مرتبط با حالت “همزیستی[۱۱۳]” مشخص میگردد، که در این حالت مرزهای بین خود و دیگری به وضوح شکل نگرفته اند (فیست و فیست،۲۰۰۷). این فرض با پژوهش اخیر در مورد نوزادان هماهنگ نیست؛ پژوهشی که مطرح میسازد نوزادان از روزهای نخست زندگی ظرفیت تمایز خود از دیگری را دارند. در نتیجه، بجای مرحله همزیستی، این فرضیه مطرح میشود که در اوایل زندگی گرایشی وجود دارد برای تجربه لحظات همزیستی که از آمیختگی تخیلی بین بازنماییهای خود و بازنماییهای ابژه تحت شرایط اوج عاطفی ناشی میشود. این آمیختگیهای لحظهای با ظرفیت نوزاد تازه متولد شده برای تمایز خود از غیرخود، و تمایز تجربه واقعی و تخیلی از بخشهای سوم، وحدت همزیستی لحظهای بین مادر و نوزاد را به هم میزند. دستیابی به پایداری ابژه، با دو تغییر دیگر در سازمان دهی ذهنی همزمان است: شکل گیری سیستم یکپارچه ارزشهای درونی و شکلگیری سیستم ناخودآگاه ساختارهای انگیزشی پرعاطفه (هربرت، مککورماک و کالاهان، ۲۰۱۰).


همزمان با شکل گیری هویت، ساختارهای ذهنی مشتق از ممنوعیتهای اولیه و سیستمهای ارزشی درونی شده بعدی، به صورت سیستم یکپارچه اخلاقیات و ارزشهای درونی شده سازمان مییابند که اغلب به عنوان “سوپرایگو” معروف است (کرنبرگ، ۲۰۰۴). سوپرایگو به صورت لایههایی دیده میشود که به طور موفقیت آمیز بازنماییهای خود و ابژه را درونی کردهاند. لایه نخست عاطفه منفی، بازنماییهای آزارنده دو نیمه شده اخلاقیات الزامی، بازدارنده و ابتدایی است که زمانی توسط کودک تجربه میشود که خواستهها و ممنوعیتهای محیطی برخلاف تظاهر تکانههای پرخاشگرانه، وابستگی و جنسی در جریانند. دومین لایه سازماندهی از طریق بازنماییهای ایده آل خود و دیگران شکل میگیرد که بازتاب آرمانهای دوران کودکی است که دستیابی به آن ها تضمینی برای عشق و وابستگی کودک است. در این فرایند یکپارچگی، سطح جدید سازمان یافتگی، به سیستم ارزشهای درونی شده معرفی میشود که با کاهش گرایش به بازفرافکنی[۱۱۴] این بازنماییها همبستگی دارد. این سطح سازماندهی همچنین باعث شکلگیری ظرفیت درونی سازی الزامات و ممنوعیتهای واقع بینانهتر و ملایمتر از چهرههای والدینی میشود که به لایه سوم یکپارچگی سیستمهای ارزشی درونی شده منجر میشود. این مرحله نهایی با شکل گیری هویت بهنجار همبسته است، یعنی یکپارچگی و تثبیت ساختارهایی که شامل هویت هستند (فوناگی و تارگت، ۲۰۰۸).
نهایتاًً، به عنوان بخشی از فرایند شکل گیری هویت و شکل گیری سیستم ارزشی درونی شده، آن بازنمودهایی که حداقلِ یکپارچگی و حداکثرِ برانگیختگی عاطفی را دارند، از بازنمودهایی که شامل حس خودآگاه و یکپارچه از خود هستند، گسسته میشوند و از خودآگاه حذف میگردند. این ساختارهای ذهنی با “بار عاطفی زیاد” اغلب به عنوان گروهی از ناخودآگاه پویا یا اید، اشاره میشوند.
ساختارهای ذهنی ناخودآگاه پویا، به عنوان سیستم انگیزشی ناخودآگاه، در ارتباط با تظاهرات شدید آرزوها، نیازها و تکانههای جنسی، پرخاشگرانه و وابستگی عمل میکنند. سیستم ارزشهای درونی شده، در ارتباط با حس غالب خود که با شکل گیری هویت تثبیت میشود، مسئول رد این ساختارهای ذهنی با یکپارچگی ضعیف و بار عاطفی زیاد، از حس خودآگاه خود است.
ظرفیت کنار گذاشتن جنبههای تهدید کننده، دردناک یا اضطراب برانگیز تجربه ذهنی و حذف آن ها از خوداگاه، سرکوبی نامیده میشود. ظرفیت سرکوبی منعکس کننده و تسهیل کننده یکپارچگی پیشرونده و سازماندهی ساختارهای روانشناختی است. همان طور که در قبل ذکر شد، عملیات دفاعی بر اساس دونیمهسازی، مستلزم گسستگی دوسویه بخشهای مثبت و منفی تجربه است تا از اضطراب اجتناب شود، و در نتیجه، دفاعهای مبتنی بر دونیمه سازی، با یکپارچگی بهنجار این بخشها تداخل میکند. در مقابل، دفاعهای مبتنی بر سرکوبی (دفاعهای نوروتیک) با یکپارچگی ساختارهای ایده آل و آزارنده تداخل نمیکند. در نتیجه پیدایش عملیات دفاعی مبتنی بر سرکوبی، تا حدی بازتاب میزان یکپارچگی بخشهای ایده آل و آزارنده است، و همزمان یکپارچگی بیشتر بخشهای ایده آل و آزارنده را تسهیل میکند. بنابرین دفاعهای سرکوب کننده، میزان انعطاف ناپذیری را در سازمان شخصیت کاهش میدهند که در شخصیت بهنجار دیده نمیشود (کرنبرگ، ۲۰۰۴).
دونیمه سازی با نیاز به حفاظت بخش ایده آل تجربه از آلودگی یا تخریب توسط بخش آزارنده، فعال میشود. بعلاوه زمانیکه دونیمه سازی غلبه مییابد، جنبههای آزارنده تجربه تمایل به فرافکنی دارند، که به ترسهای پارانوئید منجر میشود. در مقابل با سرکوبی، جنبههای تهدید کننده دنیای درونی به احتمال کمتری فرافکنی میشوند و با احتمال بیشتر به صورت جنبههای مخرب یا خطرناکِ خود تجربه میشوند، نه خطرهایی که از بیرون به سمت خود باشد. در این موقعیت، منابع غالب اضطراب، آسیب محتمل و ناتوانی برای حفاظت از بخشهای مورد علاقه و آسیب پذیر خود و دیگران در معرض خطر قرار دارند (کوهات[۱۱۵]، ۱۹۷۱). روان تحلیلگران کلاینی به این موقعیت پویا به عنوان اضطراب افسرده وار[۱۱۶] اشاره میکنند. این اضطراب افسردهوار است که سرکوبی روابط موضوعی درونی تهدید کننده را برانگیخته میسازد و آن ها را به ناخودآگاه پویا محول میکند (فیست و فیست،۱۳۸۶). اضطرابهای افسردگی وار به طور تیپیک پیرامون روابط موضوعی درونی سازماندهی میشوند که مشتقات نیازها و آرزوهای جنسی، وابستگی یا پرخاشگری هستند (گابارد، ۲۰۰۸).
مدل روانپویشی طبقهبندی اختلالات
طبقه بندی اختلالات روانی شخصیت که در این بخش توصیف میشود، نخست توسط کرنبرگ (۱۹۷۶) ارائه شد. این سیستم طبقه بندی بر اساس شدت، تثبیت و تحکیم هویت، عملیات دفاعی و واقعیت سنجی، شکل گرفته است. شدت از ۱ تا ۳ متغیر است: ۱) سازمان شخصیت سایکوتیک، ۲) سازمان شخصیت مرزی، ۳) سازمان شخصیت نوروتیک. در تجربه بالینی رویکرد روانپویشی، افرادی که به عنوان بیماران مبتلا به اختلال روانی طبقه بندی میشوند معمولاً اختلال عمیق شخصیتی در لایههای زیربنایی نیز دارند که پاتولوژی را توضیح میدهد و علت آن است (پرسون، کوپر و گابارد[۱۱۷]، ۲۰۰۵).
سازمان شخصیت سایکوتیک
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عنوان صفحه
نمودار شماره ۴-۱: روند هزینه های (ارزش) منابع انسانی ۶۸

چکیده
بررسی تاثیر اطلاعات حسابداری منابع انسانی بر ارزش شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران


به وسیله:
سیده مریم کاظمی
هدف از انجام تحقیق بررسی تاثیر اطلاعات حسابداری منابع انسانی بر ارزش بازار شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. جامعه آماری تحقیق شر.تهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد که تعدا د ۹۴ شرکت به عنوان نمونه انتخاب و داده های مربوط به هزینه های منابع انسانی و ارزش شرکت استخراج و به کمک نرم افزارهای آماری Eviews و Excel و روش همبستگی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.یافته ها نشان میدهد بین متغیرهای مستقل هزینه های منابع انسانی، نسبت هزینه های منابع انسانی به کل دارایی ها، نسبت هزینه های منابع انسانی به سود خالص عملیاتی و نسبت هزینه های منابع انسانی به سود خالص قبل از مالیات و متغیر وابسته ارزش بازار شرکت با هم رابطه معنا داری وجود دارد و بین متغیرهای مستقل، نسبت هزینه های منابع انسانی به دارایی های سرمایه ای، نسبت هزینه های منابع انسانی به حقوق و دستمزد و پاداش با متغیر وابسته ارزش بازار شرکت رابطه معناداری وجود ندارد.

واژه های کلیدی: ارزش بازار شرکت، حسابداری منابع انسانی، نسبتهای حسابداری منابع انسانی.
فصل اول: کلیات تحقیق
۱-۱- مقدمه
یکی از مباحث جدید در دانش حسابداری، نگرش نوین به منابع انسانی به عنوان یکی از موثرترین عوامل مولد در ایجاد درآمد مؤسسات است. در این مبحث، ارزش اقتصادی منابع انسانی به مثابه دارایی با اهمیت مؤسسه تلقی و امکان ارائه آن در صورتهای مالی مطرح میگردد.

حسابداری منابع انسانی عبارت است از: شناسایی و ارزیابی منابع انسانی مؤسسه و گزارشگری به اشخاص ذینفع در این تعریف سه بخش اساسی پیرامون منابع انسانی وجود دارد:
۱- شناسایی: تشخیص کمیت و کیفیت آن و تهیه آمار مناسب.
۲- ارزیابی: اندازه گیری ارزش اقتصادی و تعیین میزان مالی آن.
۳- گزارشگری : تنظیم و ارائه گزارشهای مالی مناسب در مورد آن.
حسابداری در صدد گزارش وضعیت مالی و عملکرد اقتصادی اشخاص اعم از حقیقی و حقوقی است، زمانی که پارامتر انسان در گزارش وضعیت مالی و نتیجه عملیات مد نظر قرار نگیرد، ارزشهای انسانی نیز جایی در حسابداری ندارد. به نظر میرسد به منظور حصول اهداف ذیل باید حسابداری منابع انسانی جنبههای کمی و عملی پیدا کند:
۱)ثبت ارزش اقتصادی انسان در گزارشهای مالی
۲)احتساب سرمایه گذاری یک سازمان در منابع انسانی خود


۳)افزایش کارایی مدیریت منابع انسانی و ایجاد امکاناتی برای ارزشیابی خط مشیهای پرسنلی نظیر برنامه های آموزشی و توجیه
۴)ارزیابی منابع انسانی یک سازمان از نظر حفظ شدن، تحلیل رفتن و یا توسعه یافتن .
۵)شناسایی سود غیر عملیاتی و بهرهوری ایجاد شده ناشی از سرمایهگذاری در منابع انسانی.
۶)محاسبه میزان ارزشی که منابع انسانی در سایر منابع مالی و فیزیکی یک سازمان ایجاد میکند.
با توجه به نیاز مدیریت به اطـــلاعات برای تصمیمگیری، حسابداری منابع انسانی اطــــلاعاتی فــــراهم میآورد که مدیران هر چه بهتر و مفیدتر بتوانند از منابع انسانی تحت اختیارشان استفاده کنند.
یکی از هدفهای عمده حسابداری منابع انسانی، گسترش کاربرد روش های معتبر و درخور اطمینان برای اندازهگیری ارزش منابع انسانی (کارکنان) در سازمان است. برای تعمیم روش های اندازهگیری ارزش منابع انسانی باید ارزش خدمات کارکنان و عواملی را که روی این ارزش اثر میگذارند، مشخص کنیم.
ارزش در علم اقتصاد دارای دو معنی متفاوت به شرح زیر است:
الف) قابل استفاده بودن یک منبع
ب) قدرت خرید آن منبع
تمام نظریه های ارزش در اقتصاد مبتنی بر این فرضیه است که منبع بتواند در آینده مطلوب باشد و خدمات ایجاد کند. لادویک وان اقتصاددان معروف در این مورد گفته است «کسی که میخواهد یک نظریه مقدماتی ارزش و قیمت را بنا کند باید در درجه اول به مطلوب بودن آن فکر کند. » به طور مشابه ایروینگ فیشر چنین میگوید:
»ثروت فعلی، ارزش تنزیل شده ارزش سرمایهای درآمدهای آینده است، اگر چیزی در آینده بازدهی مورد انتظار را نداشته باشد، ارزشی نخواهد داشت. « بنابرین ارزش یک دارایی، ارزش بازدهی مورد انتظار آن در آینده است.
۱-۲- بیان مسئله
در عصر حاضر که رویکرد اصلی سازمان ها و شرکت ها دائما در حال تغییر است(حرکت از اقتصاد صنعتی به اقتصاد فراصنعتی) تمرکز اصلی بر دانش و اطلاعات برای بقا و سودآوری میباشد و سرمایه انسانی، هسته اصلی در این تحول محسوب می شود. بنابرین موفقیت بالقوه سازمان ها، بیشتر به تواناییهای فکری که فراتر از دارایی های فیزیکی است بستگی دارد . از این رو سازمان ها باید توجه خاصی به بهبود و توسعه سرمایه فکری و سرمایه انسانی خود داشته باشند. متاسفانه حسابداری مالی و حسابداری مدیریت پاسخگوی این تغییر شرایط نیستند. به علاوه پارادایم های حسابداری و فناوری مرتبط با آن ها برای محاسبه این انتقالات اقتصادی مفهوم سازی نشده اند و استفاده مستمر از ابزارهای سنجش فعلی که خلاف قاعده نتیجه دادهاند متناسب با شرایط این عصر نمی باشد(فلام هولتز ،۲۰۰۱)

توماس کان محقق و اندیشمند در زمینه حسابداری منابع انسانی ، پیشنهاد میکند افراد هر گروهی در یک مقطع زمانی ، دارای پارادایمی مشترک هستند که می خواهند به مدل ها، ارزش ها، الگوها و نمادهای سازمانی مشترکی اعتقاد داشته باشند. بر طبق این تعریف، گروهی از محققان و متخصصان، که از حسابداری منابع انسانی و فرض کردن این منابع (انسانی) به عنوان دارایی، حمایت میکنند به طور یقین مبدأ یک پارادایم هستند. اکثر نظریه پردازان نوین، معتقدند افراد در سازمان های خود، دارایی های ارزشمندی محسوب میشوند که باید اذعان کرد از دارایی های فیزیکی سازمان هم، مهم تر هستندو باید بر مبنای یک معیار مناسب اندازه گیری شوند. طبق نظر توماسکان پارادایم ها تغییر کرده و تحول مییابند، آن ها به آرامی حرکت میکنند ولی در نهایت این تغییر رخ میدهد.(طالب نیا،۱۳۹۰)
پارادایم پیشنهاد شده برای منابع انسانی ، برتعهد سازمان در قبال منابع انسانی یا افراد، زمانی که آن ها را استخدام میکنند تمرکز دارد. این تأکید بر مدیریت تواناییهای کارکنان است. چنین تمرکزی میتواند با در نظر گرفتن معیار های واقعی برای ارزشگذاری منابع انسانی و گزارش اطلاعات مالی مربوط به منابع انسانی، یک راه کاملا قابل قبول باشد. آینده حسابداری منابع انسانی در جهت تغییر به سمت این پارادایم جدید تمرکز دارد.(هرمان ،۲۰۰۵)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
زیرسیستم
سیستم
سازمان
زیرسیستم انتخاب بازار هدف
رابطه ۳:

هماهنگی عمودی درونی
۲-۳ سطوح هماهنگی در مدیریت استراتژیک بازاریابی بین الملل(اسماعیل پور، ۱۳۸۲).
با توجه به شکل جهت رفع چالشهای اساسی هماهنگی استراتژیک بازاریابی بین الملل بایستی میان رابطه یک(رابطه میان استراتژی بازاریابی بین الملل و استراتژی سازمان برای ایجاد هماهنگی عمودی بیرونی)، رابطه دو(رابطه میان استراتژی بازاریابی بین الملل و استراتژی سایر واحدها یا کارکردهای سازمانی برای ایجاد هماهنگی افقی بیرونی)، رابطه سه(رابطه میان استراتژی بازاریابی بین الملل و زیر سیستمها یا کارکردهای آن، برای ایجاد هماهنگی عمودی درونی) و رابطه چهار(میان استراتژی های زیر سیستمها یا کارکردهای بازاریابی بین الملل با یکدیگر برای ایجاد هماهنگی افقی درونی) هماهنگی ایجاد شود.

برقراری هماهنگی همواره از چالشها و نگرانیهای اساسی مدیران سازمانها و به طور خاص مدیران صادرات و بازاریابی بین الملل بوده است. پرسش اساسی این است که مدیران چگونه می توانند بین شرایط محیط بازارهای هدف صادراتی و قابلیت های درونی سازمان هماهنگی به وجود آورند تا عملکرد صادراتی آن ها بهبود یابد؟ چگونه به گزینه هایی برای هماهنگی استراتژیک میرسند؟ در واقع متدولوژیها و الگوهای هماهنگی چه می توانند باشند؟ صاحبنظران مدیریت استراتژیک و بازاریابی بین الملل در پاسخ به سؤالات فوق سه الگوی کلی در هماهنگی استراتژیک را قابل تفکیک میدانند که سازمانها برای رسیدن به هماهنگی از آن استفاده میکنند:
۱٫ الگوهای عقلایی(بخردانه) که به آن ها الگوهای اقتضایی نیز گفته می شود.
۲٫ الگوهای طبیعی(واقعی) که به آن ها الگوهای فرایندی نیز گفته می شود.
۳٫ الگوی ترکیبی(همه جانبه) که مبتنی بر تئوری نقاط مرجع استراتژیک سازمان میباشد.
بر اساس الگوی عقلایی(بخردانه)، استراتژی بر مبنای فرآیندهای رسمی و تصمیم گیری عقلایی تدوین می شود، (یا دست کم باید بدین گونه تدوین شود). الگوهای عقلایی رابطه یک طرفه و از بالا به پایین و یا سلسله مراتبی استراتژی سازمان و استراتژی بازاریابی بین الملل را نشان می دهند و بر این باور بنا شده است که استراتژی سازمان و کسب وکار تعیینکننده استراتژی بازاریابی بین الملل میباشد. این نوع هماهنگی منبعث از مکتب میشیگان بوده که معتقد است سیستمهای وظیفه ای باید به گونه ای طراحی شوند که با استراتژی سازمان همگون و هماهنگ باشد. از ویژگیهای این الگو میتوان به زنجیرهایبودن و در نظرگرفتن همه عوامل با تساوی احتمال اشاره کرد(اسماعیل پور، ۱۳۸۲). بدین ترتیب استراتژی بازاریابی بین الملل و زیرسیستمهای آن مستقیماً بر اساس استراتژی سازمان تدوین و هماهنگ میگردند. این الگوها فقط در صورتی قابل طراحی و اجرا هستند که استراتژی سازمان به صورت آماده، از قبل تهیه شده باشد. البته در این صورت هر گونه اشتباه و انحراف در فرایند تدوین استراتژی سازمان، عیناً به استراتژی بازاریابی بین الملل و صادرات نیز سرایت می کند. شکل ۲-۴ الگوی هماهنگی عقلایی در استراتژی بازاریابی بین الملل را نشان میدهد.
استراتژی بازاریابی بین الملل
استراتژی سازمان
۲-۴ الگوی هماهنگی عقلایی در سطح مدیریت استراتژیک بازاریابی بین الملل(اسماعیل پور، ۱۳۸۲).
برای اینکه استراتژیها دقیقتر شوند و به واقعیت نزدیکتر باشند یا به اصطلاح عملیتر شوند، صاحبنظران عوامل دیگری به غیر از استراتژی های سطوح بالاتر را به الگوهای عقلایی اضافه نموده اند. به این عوامل اضافه شده، “عوامل موقعیتی یا نهادی” گفته می شود. لذا در پاسخ به چالش هماهنگی عقلایی(هماهنگی عمودی)، الگوهای دیگری با عنوان الگوهای طبیعی(فزاینده، دایرهای) مطرح شدند. الگوهای طبیعی ناشی از مکتب هاروارد بوده که معتقد است که دو دسته عوامل بر سیستمهای وظیفه ای در سازمانها تاثیر میگذارند. یک دسته عوامل موقعیتیاند که از آن جمله میتوان به استراتژی سازمان اشاره کرد، که از این جنبه مشابه مکتب میشیگان است و یک دسته عوامل نهادیاند که از آن جمله میتوان بر اساس مدل دفت به سایر ابعاد مهم سازمانی نظیر ساختار سازمانی، تکنولوژی، فرهنگ سازمانی و … اشاره کرد. به نوعی در این مکتب هم به هماهنگی عمودی و هم به هماهنگی افقی توجه می شود. شکل ۲-۵ الگوی هماهنگی طبیعی در سطح استراتژی بازاریابی بین الملل را نشان میدهد.
استراتژی سازمان
استراتژی بازاریابی بین الملل
عوامل موقعیتی یا نهادی
۲-۵ الگوی هماهنگی طبیعی در سطح مدیریت استراتژیک بازاریابی بین الملل(اسماعیل پور، ۱۳۸۲).
تعدد متغیرها و لزوم وجود داده های زیادی باعث گردیده که این الگوها هم زمانبر باشند و هم هزینهزا. بنابرین گرچه الگوهای طبیعی نسبت به الگوهای عقلایی واقعیتر بوده و از دقت بالاتری برخوردار میباشد اما در ایجاد یک هماهنگی همهجانبه که مبنای همافزایی و بهبود عملکرد سازمانی است، ناتوان میباشند؛ از این رو محققین تلاش نمودند با بهره گیری از مدلهای ترکیبی(مانند تئوری نقاط مرجع استراتژیک)، مدلهای هماهنگی همه جانبهای را ارائه نمایند. به طوری که ضمن در نظر گرفتن عوامل تاثیرگذار بر اساس مکتب هاروارد و مدل دفت، به تعامل بین عناصر مدل نیز توجه کرده و استراتژی بازاریابی بین الملل را در تعامل با سایر استراتژی های سازمانی دانسته و فقط آن را تاثیرپذیر نمیداند. نگرش نقاط مرجع استراتژیک به طراحان استراتژی این امکان را میدهد که ضمن بهره مندی از مزایای هر دو الگوی عقلایی و طبیعی، با ملاک قراردادن معیارهای محوری، اولویتهای کلی سیستم را تعیین کرده و در استراتژی بگنجانند، به طوری که کلیه گروه های ذینفع مطابق مبانی و اصول مورد نظر، هدایت و مدیریت شوند. در شکل ۲-۶ الگوی هماهنگی یکپارچهی نقاط مرجع استراتژیک در سطح استراتژی بازاریابی بین الملل نشان داده شده است(اسماعیل پور، ۱۳۸۲).
نقاط مرجع استراتژیک
استراتژی بازاریابی بین الملل
استراتژی سازمان
عوامل موقعیتی یا نهادی
۲-۶ الگوی هماهنگی یکپارچه نقاط مرجع استراتژیک در سطح مدیریت استراتژیک بازاریابی بین الملل(اسماعیل پور، ۱۳۸۲).
۲-۲-۳ شدت رقابت
شدت رقابت صنعت، رابطه رقابتی بین شرکتهای کوچک، متوسط و بزرگ را نشان میدهد. در نگاه نخست میتوان گفت در صنایعی که شدت رقابت آن ها کمتر است، شرکتها ترجیح می دهند از روشهایی که کنترل کامل را به همراه میآورد استفاده کنند تا از کلیه مزایای سرمایه گذاری بهره برداری کنند. بنابرین زمانی که رقابت افزایش مییابد، شرکتها مشارکت با شرکا را ترجیح می دهند زیرا قدرت چانهزنی آن ها کاهش مییابد. اما یافته های تجربی این فرضیه را تأیید نکرد و در واقع زمانی که رقابت تشدید می شود شرکتها ترجیح می دهند وارد استراتژی های کاملاً مشارکتی نشوند زیرا مشارکت، قاطعیت آن ها را در پاسخگویی سریع به رقبا کاهش میدهد(تیسنگ،۲۰۰۵).
۲-۲-۳-۱ استفاده از نقاط مرجع استراتژیک در انتخاب استراتژی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-غیر منقول ذاتی مانند : زمین
۲- غیر منقول اکتسابی ، منظور اموالی هستند که در واقع منقول بوده ولی وصف غیر منقول را از عملی که انسان با آن انجام میدهد کسب کردهاند مانند لوله های آب که در ساختمان به کار گرفته شده اند .(کریمی ، همان).
۳- غیر منقول حکمی ، مانند ماده ۱۷ قانون مدنی میباشد مطابق این ماده برای اینکه مالی در حکم غیر منقول باشد دو شرط لازم است :

اولاً : باید ذاتاً منقول باشد .
ثانیاًً : باید مالک آن را به عمل زراعت یا آبیاری اختصاص داده باشد پس اگر تراکتوری هم برای هموار کردن راه و هم برای شخم زدن به کار رود نمی توان آن را در حکم غیر منقول دانست .(صفایی ، ۱۳۸۷ ،ص۱۳۳ )
۴-غیر منقول تبعی عبارت است از : اموالی که به تبع مال غیر منقول ، غیرمنقول تبعی محسوب میشوند مثل حق انتفاع از اشیاء غیر منقول مانند :حق عمری و سکنی و نیز حق ارتفاق نسبت به ملک غیر از قبیل حق عبور و حق مجری (ماده ۱۸ قانون مدنی ) بنابرین اگر بتوان این اموال را از تبعیت مال غیر منقول جدا کرد منقول محسوب میشوند مانند ثمره درختان و نهال و قلمه (ماده ۱۵ و ۱۶ قانون مدنی).(کریمی ، همان ) ماده ۱۲ قانون آ.د.م جدید مذکور داشته: « دعاوی مربوط به اموال غیر منقول اعم از دعاوی مالکیت ، مزاحمت ، ممانعت از حق ، تصرف عدوانی و سایر حقوق راجع به آن در دادگاهی اقامه می شود که مال غیر منقول در حوزه آن واقع است اگرچه خوانده در ان حوزه مقیم نباشد». در حقوق ایران نقش غیر منقول بودن دعوا در صلاحیت دادگاه محل وقوع مال ظاهر می شود به عبارتی دیگر اگر دعوا راجع مال غیر منقول باشد در دادگاه محل وقوع مال مطرح می شود .(مهاجری ،۱۳۹۲ الف ،ص۸۶ )
۱-۳– انواع دعاوی غیر منقول
یک دسته بندی فرعی از دعاوی غیر منقول وجود دارد که دعاوی مربوط به مالکیت و تصرف میباشد (شمس ، ۱۳۹۰ ، ص۱۳۰) که دعوای مالکیت انواعی دارد که عبارت است از : دعوای خلع ید و دعوای تخلیه ید ، که در این پایان نامه نیاز به توضیح آن ها نمی بینیم ، دعوای تصرف شامل سه دعوا میباشد که عبارت است از : دعوای تصرف عدوانی ، دعوای ممانعت از حق ، و دعوای مزاحمت ، که به بیان آن ها خواهیم پرداخت.
۱-۳-۱-دعوای مالکیت
مطابق بند یک ماده ۲۹ قانون مدنی یکی از علاقه هایی که اشخاص میتوانند نسبت به اموال داشته باشند مالکیت اعم از عین یا منفعت است و با توجه به این ماده می توان گفت که اگر رابطه مالکیت یعنی همان رابطه ای که بین شخص و مال وجود دارد موضوع دعوا باشد آن دعوا را دعوای مالکیت میگویند (رودیجانی ، ۱۳۹۲، ص۲۰) و به عبارتی دیگر شخص مالکیت را حق خود میداند و برای آن اقامه دعوا می کند البته در صورتی که شخص در مورد حق ارتفاق و یا انتفاع دعوایی داشته باشد ذیل عنوان همین دعوا قرار میگیرد البته در صورتی که این حقوق نیز از آن جهت که مالکیت آن ها متعلق به مالک هستند مورد اقامه دعوا قرار بگیرند و دعوا در صورتی دعوای مالکیت شمرده می شود که موضوع حق منشاء دعوا، مالکیت خواهان یعنی رابطه ای باشد که بین شخص و چیز مادی به وجود آمده و قانون آن را محترم شمرده و به شخص توانایی دایمی و انحصاری و مطلق انتفاعات ممکنه از آن را میدهد بنابرین در دعوای مالکیت خواهان همواره بر اساس وجود چنین رابطه ای خود را محق میداند و مسلماًً به دلایلی استناد می کند که بتواند چنین رابطه ای (مالکیت) را اثبات نماید و حق انتفاع و ارتفاق از توابع مالکیت است اما به طور مستقل نیز ممکن است برای شخصی به جز مالک عین در ملک دیگری نیز برقرار شود و اگر شخصی مدعی داشتن حق انتفاع یا ارتفاق در ملک دیگری باشد و شناسایی و احقاق چنین حقوقی در ماهیت و اصل آن مورد نظر وی باشد دعوای مطروحه در این خصوص دعوای مالکیت و نه دعوای تصرف است ( شمس ، همان، ص۱۳۱). به عبارتی دعوای مالکیت دعوای کسی است که خود را مالک واقعی یک مال غیر منقول و یا حق عینی دیگر میداند( مدنی ، ۱۳۸۲، ص۶۰).
موضوع دعوای مالکیت ممکن است وجود یا گستره یک حق عینی باشد و بدین ترتیب دعوای مالکیت عبارت است از دعوایی که جهت حمایت از دارنده و مالک حق عینی غیر منقول پیشبینی شده است .(مهاجری ، همان ،ص۸۶)
۱-۳-۲-دعوای تصرف
دعوا در صورتی دعوای تصرف شمرده می شود که موضوع حق منشاء دعوا، تصرفات قبلی خواهان یعنی در اختیار داشتن عملی مال یا حق مورد نظر باشد بنابرین در دعاوی تصرف ، ادعای خواهان مبتنی بر استفاده ی عملی و یا در اختیار داشتن شی ء یا حق مورد نظر میباشد و قانونگذار به متصرف قبلی مال غیر منقول که ملک عدواناً از تصرف وی خارج شده حق داده است که بدون نیاز به ارائه دلایل مالکیت به صرف اثبات تصرفات قبلی خود ، تحت شرایطی از دادگاه حکم به رفع تصرف متصرف فعلی را بگیرد حتی اگر متصرف فعلی مدعی مالکیت باشد و دلایلی نیز ارائه نماید و به توجه به این مقررات اشخاص از خارج نمودن املاک از تصرفات متصرفین ممنوع میباشند و قانونگذار از تصرف و متصرف در برابر تصرف عدوانی حمایت نموده حتی اگر متصرف عدوانی مالک ملک باشد. (شمس، ۱۳۹۰، ص۱۳۱)
اما به نظر میرسد که چنین نباشد زیرا خواهان باید به وسیله یکی از طرق ادله اثبات دعوا سبق تصرفات مشروع و یا قانونی خود را ثابت نماید تا قانون او را به عنوان ذیحق بشناسد و صرف تصرف مادی خواهان نمی تواند دلیل معتبر برای اثبات ادعایش باشد بلکه باید خواهان ثابت نماید که سبق تصرفات او مشروع و یا قانونی بوده و نباید اینطور قلمداد کرد که صرف رسیدگی قانونگذار به این دعوا نشانگر حمایت قانونگذار از صرف تصرف است و از سویی اگر تصرفات سابق خواهان غاصبانه باشد نمی تواند ذیحق باشد زیرا خود او روزی متصرف عدوانی بوده پس قانون به هیچ وجه از او حمایت نمی کند زیرا اینگونه نظم عمومی در جامعه حفظ نمی گردد که در خصوص این نظر در فصل آخر مفصلاً خواهیم پرداخت.
دعوای مالکیت با دعوای تصرف تفاوت اساسی دارد زیرا صاحب حق انتفاع ، مالک منافع نیست و تنها حق استفاده و منفعت بردن از مال را دارد و نمی توان از دعوای مالکیت برای منتفع نام برد اما باید توجه داشت که منظور از مالکیت در اینجا این است که صاحب حق انتفاع و ارتفاق تنها به تصرفات قبلی خود استناد نمی کند بلکه خود را مالک و صاحب این حقوق میداند پس چنین دعوایی در ذیل عنوان دعوای مالکیت است . هر چند حوق دانان معتقدند که این دعاوی ارتباطی با مالکیت ندارد به همین دلیل آن ها را دعاوی تصرف غیر مرتبط با مالکیت مینامیم(رودیجانی، ۱۳۹۲، ص۲۳).
اما به نظر میرسد نباید تلقی کرد که در دعاوی تصرف توجهی به عنوان مالکانه و مشروع نمی گردد بلکه در عمل و اجرا به تصرف و یا مالکیتی توجه می شود که یا مشروع و یا قانونی باشد که در فوق دلایل این نظر را بیان کردیم.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴٫ تعهد نامتناسب با خطر مورد نیاز
۵٫ تحت کنترل و آسیب پذیر بودن بنیانگذار
۶٫ نبود یک آزمایش واقعی از طریق پاسخگوئی به سوالاتی همچون چه کاری را میخواهیم انجام دهیم؟ چگونه و جه موقعی و به وسیله چه کسی میخواهیم آن را انجام دهیم؟
۲-۳-۴- طفولیت یا INFANT
با توجه به چرخه عمر شرکتی مشاهده می نمائیم که دومین دوره طفولیت (Infant) میباشد که دارای ویژگی های زیر میباشد:
۱٫ شرکت پیوسته در حال خلق نیازهای جدید برای بازار و کارآفرینی است.


۲٫ مدیریت با طرحها و ایدههّای فراوانی مواجه است که از سوی کارکنان یا از راه های دیگر و به صورت پیشنهاد مطرح گردیدهاند.
۳٫ از مطرح شدن و ارائه نمودن ایده های جدید در شرکت استقبال میشود و مشکلات ناشی از آن به عنوان فرصتی برای کارآفرینی یا بهبود کارهای جاری شرکت تلقی میشود.
۴٫ تصمیمات گرفته شده در قسمتهای بازاریابی و فروش، جهت نفوذ و افزایش سهم شرکت در بازار، بر نحوه پذیرش طرحها و برنامه ها در دیگر قسمتها تاثیر میگذارد.
۵٫ افرادی که طرحها و ایده های جدیدی پیشنهاد دهند، مورد تشویق مدیریت قرار میگیرند.
۶٫ طرحهای توجیه شرکت به موقع به تصویب مدیریت میرسند.
۷٫ مدیریت تلاش میکند با مشارکت بیشتر کارکنان، دامنه فعالیتهای شرکت گسترش یابد و روند رشد شرکت تسریع گردد.
۸٫ نقش کارکنان در حصول نتایج موفقیت آمیز در چرخه فعالیتهای شرکت و میزان فداکاری و مسئولیت پذیری آنان در انجام امور محوله، در ارزشیابی و ارتقای آنان مؤثر است.
۹٫ تعویض رهبر (بنیانگذار یا مدیر عامل) منجر به دگرگونی اساسی در شرکت میگردد.
۱۰٫ تصمیمات استراتژیک و حیاتی شرکت در مورد جهت حرکت شرکت، نوع و نحوه انجام فعالیتها توسط مدیریت اتخاذ میشود.
۱۱٫ مدیریت در برخی از امور که لازم باشد، به مشاوره نیز میپردازد.
۱۲٫ مدیریت، به راحتی، میتواند هر گونه مقرراتی را، حتی خارج از قاعده معمول در سوابق همین شرکت و یا شرکتهای مشابه، وضع نماید.
۱۳٫ ایجاد تغییرات در ساختار شرکتی به راحتی میسر میگردد.
۱۴٫ تغییرات عمدتاً، در ساختار شرکتی، سیستم حقوق و پاداش یا سیستمهای اطلاعاتی صورت میگیرد.
۱۵٫ کارکنان برای انتخاب نحوه انجام امور محوله آزاد هستند، مگر در مواردی که مدیریت، صراحتا، محدودیتی وضع کرده باشد.
۲-۳-۵- گذر از مرحله طفولیت
گذر از مرحله طفولیت دارای ویژگی های زیر میباشد:
۱٫ تشکیلات شرکتی، پست شرکتی، عنوان و سلسله مراتب در شرکت وجودنداردوشرکت دارای حداقل مقررات،سیستم،دستورالعمل انجام کاروبودجه بندی است
۲٫ تمرکز زیادی در اداره شرکت وجود دارد و تقریبا، همه اختیارات در دستان مدیر عامل است و تفویض اختیار صورت نمیگیرد.
۳٫ شرکت تامین اجتماعی اجازه نداده است که دخالت عوامل خارجی موجب خارج شدن کنترل شرکت رفاه گستر از دست وی شود.

۴٫ مدیریت تلاش میکند تا حد ممکن توازنی بین هزینه ها و درآمدهای شرکت برقرار کند.
۵٫ مدیریت اقدام به سرمایه گذاری در زمینههایی کردهاست که در کوتاه مدت به نتیجه میرسند.
۶٫ شرکت تمام توان خود را جهت افزایش تولید و فروش هر چه بیشتر محصول به کار گرفته است.
۷٫ شرکت از طریق ارائه تخفیف های ویژه توانسته است به میزان قابل توجهی فروش خود را افزایش دهد.
۸٫ شرکت تا حد ممکن به شکایت های مشتریان رسیدگی میکند.
۹٫ کارکنان نسبت به انجام وظایفشان متعهد هستند.
۱۰٫ کارکنان تمام وقت در اختیار شرکت هستند و حتی، گاهی، مجبور میشوند در ایام تعطیل نیز به سر کار بیایند.
۲-۳-۶- مرحله مرگ در طفولیت(InfantMortality)
مرحله مرگ در طفولیت دارای ویژگی های زیر میباشد:
۱٫ سیستمها، مقررات و آیین نامههایی وجود دارد که تناسبی با فعالیتهای شرکت ندارند.
۲٫ مدیریت (بنیانگذار) اقدام به تفویض اختیارات زودتر از موعد کردهاست.
۳٫ مقررات و آیین نامههای دولتی موانع زیادی برای ادامه حرکت شرکت ایجاد کردهاند، به نحوی که هزینه مشاوران حقوقی و زمان لازم جهت برخورد با این قوانین و مقررات از توان شرکت خارج گشته است.
۴٫ دخالت عوامل خارج از شرکت ( شرکا، سهامداران، دولت و …) درامورشرکت به حدی است که،عملاکنترل شرکت از دست مدیریت (بنیانگذار) خارج گردیده است.
۵٫ جریان نقدینگی شرکت بیش از حد منفی است و شرکت توان برآوردن تعهدات مالی خود را ندارد.
۶٫ مدیریت در محاسبه هزینه ها و درآمدهای حاصل از حسابهای دریافتنی و موجودی جنسی شرکت، دقت کافی را ندارد.
۷٫ مدیریت برای تامین نقدینگی شرکت، اقدام به دریافت وامهای کوتاه مدت کردهاست.
۸٫ مدیریت قراردادهای بزرگ و پرخطری را منعقد کردهاست که، عملا، از توان شرکت خارج هستند.
۹٫ مشتریان معاملات خود را تکرار نمیکنند.
۱۰٫ علایم وظیفه شناسی در میان کارکنان کمتر مشاهده میشود و اغلب آن ها تنها در وقت اداری در شرکت حضور مییابند(واعظ پور،۱۳۹۲).
۲-۳-۷- مرحله رشد سریع(Go-Go)
مرحله رشد سریع دارای ویژگی های زیر میباشد:
۱٫ شرکت محصولات (خدمات) جدیدی ارائه میکند و از حالت تک محصولی خارج گردیده است.
۲٫ شرکت تلاش میکند سطح خدمات ارائه شده را افزایش دهد.
۳٫ شرکت فروش و موفقیت را یکسان میداند و سود را به عنوان درصد ثابتی از فروش متوقع است.
۴٫ هدف شرکت فروش بیشتر ونفوذدربازاراست،ولی،برنامه مناسبی برای این منظورتدوین نشده است.
۵٫ معمولا قیمت تمام شده کالایی که تولید شده نامعلوم است و یا هزینه های محاسبه شده کمتر از مقدار واقعی است.
۶٫ مدیریت زمان و تمرکز کافی برای هماهنگ کردن امور ندارد و به آزمایش و کسب تجربه به روش سعی و خطا میپردازد.
۷٫ رشد شرکت بر اساس برنامه نیست، بلکه، بر اساس نیاز محیط و به صورت واکنشی است.
۸٫ شرکت دچار کمبود جا و مکان است.
۹٫ محلکار افراد پراکنده است و در هرمکانی که لازم باشد حضور مییابند.
۱۰٫ تعداد جلسات کم و زمان آن ها معمولا کوتاه است و مکان ویژهای برای برگزاری جلسات وجود ندارد.
۱۱٫ شرکت بر محور افراد شرکتدهی شده است و هر گونه تغییری در سطح کارکنان یا مدیریت میتواند باعث بروز تغییرات شدید رفتاری در اداره و یا بقای شرکت گردد.
۱۲٫ مجوز انجام فعالیت برای کارکنان در سطح وسیعی وجود دارد و در صورت بروز اشتباه، بخشوده میشوند.
۱۳٫ انتظار میرود که هر کس، آنچه را لازم است، انجام دهد و برا ی انجام کارها فرهنگ پارتیزانی حاکم است.
۱۴٫ محدوده مسوولیتها مبهم است و بین وظایف کارکنان تداخل وجود دارد.
۱۵٫ مدیریت دچار بحران تفویض اختیار است(همان منبع).
۲-۳-۸- مرحله گذر از رشد سریع
مرحله گذر از رشد سریع دارای ویژگی های زیر میباشد:
۱٫ مدیریت درگیر فعالیتهایی شده است که ارتباطی با فعالیتهای شرکت ندارند.
۲٫ مدیریت در تلاش است تا از هر فرصتی که پیش میآید برای گسترش فعالیتهای شرکت بهره ببرد، اما، دچار بحران تعیین اولویت سرمایه گذاری است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این نوع برنامهریزی وظیفه و مسئولیت اصلی مدیران پژوهشی و رهبران برنامه های تحقیقاتی است. بلند مدت بودن برنامهریزی پژوهشی به افق زمانی وسیعی اشاره میکند که برنامه پژوهشی تکمیل شده و به اتمام میرسد. این افق زمانی عمدتاًً بین ۸ تا ۱۲ سال است(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵، ص۱۷).

در چارچوب برنامه بلندمدت که رسالت اصلی آن اجتناب از عملزدگی و برنامه روزی و داشتن جهتگیری بلند مدت در فعالیتهای پژوهشی است، محققان و پژوهشگران، طرحهای تحقیقاتی را در چارچوب عناوین پژوهشی دارای اولویت تدوین میکنند، متدلوژی مورد استفاده را تعیین میکنند و مؤلفههایی چون فعالیت، منابع ضروری، جدول زمان بندی و نتایج مورد انتظار را به دقت تعریف و تصریح میکنند. آنچه که در برنامهریزی پژوهشی بلند مدت شایان اهمیت است، تعیین عناوین و طرحهای تحقیقاتی توسط سازمان یا مؤسسه پژوهشی ذیربط و تدوین آن ها در قالب برنامه های سالیانه است(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵، ص۱۷).
- برنامه ریزی پژوهشی کوتاه مدت[۳۵] یا سالیانه[۳۶]
این سطح از برنامهریزی پژوهشی کاملاً متمرکز بر محققان و پژوهشگران است. طرحهای پژوهشی تدوین شده محققان توسط مدیران پژوهشی، رهبران برنامه های تحقیقاتی یا شوراهای پژوهشی مورد بررسی و تجدیدنظر قرار میگیرد و در قالب برنامه های سالیانه اجرا میشود. در پژوهشهایی که بیش از یک سال به طول می انجامد، محققان هر سال نتایج کارهای پژوهشی را در سال گذشته مورد بررسی قرار میدهند و برای فعالیتهای سال بعد برنامهریزی میکنند(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵، صص۱۷،۱۸).

- برنامهریزی پژوهشی میان مدت[۳۷]
اگر چه برنامهریزی پژوهشی بلند مدت بیشتر متمرکز بر تعیین جهتگیرها و عناوین پژوهشی در افق زمانی بسیار وسیع (حدوداً یک دهه است) و از سوی دیگر برنامهریزی سالیانه متمرکز بر اجرای طرحهای تحقیقاتی است، اما این امر به آن معنا نیست که عناوین و برنامه های تحقیقاتی و نیز منابع آن ها باید در طی سالهای برنامه بدون تغییر باقی بماند. در این راستا، ارزشیابی و برنامهریزی پژوهش معمولاً در طی زمان تغییر میکند و یا برخی عناوین پژوهشی مستلزم حذف، افزودن و یا تجدیدنظر است، از اینرو برنامهریزی میان مدت میتواند انعطاف پذیری لازم را برای برنامهریزی پژوهش به وجود آورد.افق زمانی برنامهریزی پژوهش میان مدت معمولاً پنج سال است(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵،ص۱۸).
مراحل برنامهریزی پژوهش و جایگاه نیاز سنجی پژوهش در این فرایند
برنامهریزی پژوهشی میتواند در قالب الگوها و رویکردهای مختلف صورت پذیرد. با این همه وجه مشترک اکثر الگوهای برنامهریزی پژوهش، طی هشت مرحله به شرح زیر است:
-
- مرور و بازبینی قلمرو پژوهشی[۳۸]
-
- تجزیه و تحلیل محدودیتها[۳۹]
-
- ارزیابی نتایج پژوهشی موجود[۴۰]
-
- تدوین هدفها و استراتژی پژوهشی[۴۱]
-
- شناسایی پروژه های تحقیقاتی[۴۲]
-
- تعیین اولویت پژوهش از بین طرحهای تحقیقاتی مختلف[۴۳]
- تجزیه و تحلیل شکاف در خصوص منابع انسانی[۴۴]
ارائه پیشنهادات اجرایی[۴۵](فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵، صص ۲۰،۲۱).
- مرور بازبینی قلمرو (بخش یا بخش فرعی) پژوهش
مرحله اول، عبارت از مرور و بازبینی وضعیت موجود یا بخش فرعی ذیربط است. این بررسی میتواند مشتمل بر ارزیابی دروندادها، فرآیندها و بروندادها، و یا بررسی محصولات یا خدمات، بازاریابی، فرآیندها و نحوه پردازش و مدیریت منابع باشد. این بررسی میتواند بر اساس معیارهای مختلفی چون گروههای مخاطبان، منطقه جغرافیایی و مانند آن انجام شود در این مرحله همچنین هدفهای بخش مربوطه که توسط دولت یا وزارتخانه مسئول آن بخش و یا سازمان متولی آن تدوین شده و عمدتاًً در اسناد مرتبط با سیاستها و خطمشیها منعکس است، مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. به طور کلی آنچه در این مرحله مدنظر است، نوعی تجزیه و تحلیل وضعیت است تا در پرتو آن محدودیتها شناسایی شود و در عین حال ظرفیتها و توانمندیهای آن بخش نیز آشکار گردد(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵،ص۲۱).
- تجزیه و تحلیل موانع و محدودیتها
محدودیتهایی که در مرحله ۱ شناسایی شدهاند در این مرحله مورد تجزیه و تحلیل عمیق قرار میگیرند تا از این رهگذر دلایل و عوامل ایجاد کننده آن ها شناسایی شوند. این محدودیت میتواند ریشه در عوامل کلان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و سیاسی داشته باشد و یا اینکه عوامل سازمانی و شیوه سازماندهی و مدیریت منابع و عوامل در آن دخیل باشد برخی از محدودیتها عمدتاًً قابل پژوهش[۴۶] هستند. منظور این است که این نوع محدودیتها را میتوان از طریق انجام تحقیق و پژوهش و کاربست نتایج آن ها برطرف کرد(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵،صص۲۱،۲۲).
- ارزشیابی نتایج پژوهشی موجود
در این مرحله در خصوص محدودیتهای قابل پژوهش به دست آمده در مرحله ۲، بررسی مجددی صورت میپذیر تا مشخص شود که آیا پژوهشی درباره آن ها صورت گرفته است یا نه؟ این بررسی میتواند در سطح داخلی (داخلی سازمان یا وزارتخانه ذیربط و نیز سایر سازمانها و وزارتخانهها) و یا در سطح خارجی ( در سطح بینالمللی، منطقهای و یا کشورهایی که دارای مسائل و دغدغههای مشابه هستند) صورت پذیرد. این بررسی میتواند معطوف به میزان موفقیت پژوهشها، میزان تناسب آن ها با محدودیتها، دلایل توفیق یا عدم توفیق آن ها، نتایج عمده و نهایتاًً خلاء ها و نارساییهای آن ها باشد(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵،ص۲۳).
- تدوین هدفها و استراتژیهای پژوهشی
بر مبنای تجزیه و تحلیل محدودیتها و ارزشیابی نتایج پژوهشی موجود در دسترس، هدفهای پژوهشی برای یک برنامه تحقیقاتی تدوین میشود. هر هدف پژوهشی میتواند در بردارنده چند هدف فرعی یا ویژه باشد. این هدفهای پژوهشی ویژه یا فرعی با کمک یکدیگر، استراتژی معینی را برای دستیابی به هدف اصلی پژوهشی به وجود میآورند(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵،ص۲۴).
۵- شناسایی پروژه های تحقیقاتی
این گام یکی از حساسترین مراحل برنامهریزی پژوهش است. در این مرحله بر اساس اهداف پژوهشی، طرحهای تحقیقاتی معینی شناسایی و تدوین میشوند. طرحهای پژوهشی بر اساس هر یک از اهداف پژوهشی و یا هدفهای فرعی پژوهشی تدوین میگردند. در این مرحله، طرحها و عناوین پژوهشی فقط به صورت یک موضوع یا عنوان پژوهشی بیان میشود(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵،ص۲۵).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵ـ دیدگاه کارفرمایان در خصوص تأمین منابع مالی توسط پیمانکاران باید مورد تجدید نظر قرار گرفته و درخواستهای آن ها در خصوص تأمین مالی با واقعیتهای بازارهای مالی و پولی دنیا منطبق باشد (مثلاً اینکه اصولاً امکان پوشش بیمه صادراتی برای هزینه های سیویل در داخل ایران وجود ندارد.).


۶ـ اصولاً نقش ارائه و یا عدم ارائه پیشنهاد مقدماتی بانکها به عنوان یکی از عوامل انتخاب پیمانکاران باید مورد تجدید نظر قرار گرفته و کارفرمایان جهت حذف عامل مذکور، خود ظرفیتهای لازم را جهت دریافت پیشنهادهای مالی ایجاد نمایند و یا اینکه از طریق شرکتهای مشاورهای در این زمینه اقدام نمایند.
فصل دوم رژیم حل و فصل اختلافات قراردادهای تامین مالی
۲ـ۱ سرمایهگذاری خارجی
بررسی قواعد حل اختلاف سرمایهگذاری خارجی بدون شناخت معانی و مفاهیم مربوطه امکانپذیر نخواهد بود.از این رو مطالب مذبور در این مبحث ارائه میگردد.
۲ـ۱ـ۱ تعریف
در قوانین و مقررات داخلی ایران تعریف کاملی از سرمایهگذاری خارجی ارائه نشده است.تنها در بند «و» از ماده ۱ قانون تشویق و حمایت سرمایهگذاری خارجی در این خصوص مقرر میدارد:«سرمایهگذاری خارجی، به کارگیری سرمایه خارجی در یک بنگاه اقتصادی جدید یا موجود پس از اخذ مجوز سرمایهگذاری» است.هر چند این تعریف کامل به نظر نمیرسد.
ماده ۱: الگوی معاهدات دوجانبه سرمایهگذاری ایالات متحده را مقرر میدارد:
«سرمایهگذاری: عبارت است از هر گونه دارایی متعلق یا تحت کنترل مستقیم یا غیرمستقیم سرمایهگذار که با ویژگی یک سرمایهگذاری همانند ویژگی اداره سرمایه یا دیگر منابع به منظور به دست آوردن سود و منفعت با وجود پیشبینی خطر اداره شود.
اموری که یک سرمایهگذار خواهد داشت شامل:
الف: بنگاه اقتصادی؛ ب: مشارکتها؛ ج: پیوندهای استقراضی؛ د: معاملات زماندار؛ هـ: عناصر سازندگی، مدیریتی، تولیدی و…؛ و: حقوق مالکیت فکری؛ ز: اسناد، مجوزها و مدارک مورد نیاز بر اساس قانون کشور سرمایهپذیر؛ ح: و دیگر داراییهای منقول و غیر منقول و حقوق مربوطه…».[۴۴]
این تعاریف بیشتر حول «سرمایه» میگردند تا «سرمایهگذاری خارجی» اما با توجه به آن ها میتوان سرمایهگذاری خارجی را این گونه تعریف کرد:
«سرمایهگذاری خارجی عبارت است از این که سرمایهگذار هر گونه دارایی متعلق یا تحت کنترل مستقیم یا غیرمستقیم خود را به منظور به دست آوردن سود و منفعت، با وجود پیشبینی خطر در قالب یا با همراه داشتن.
الف: بنگاه اقتصادی؛ ب:مشارکتها؛ ج:پیوندهای استقراضی؛ د:معاملات زماندار؛ هـ:عناصر سازندگی؛ مدیریتی، تولیدی؛ و:حقوق مالکیت فکری؛ ز:اسناد؛ مجوزها و مدارک مورد نیاز بر اساس قانون کشور سرمایهپذیر؛ ح:دیگر داراییهای منقول و غیرمنقول و حقوق مربوطه با هدف اقتصادی معین، وارد صحنه اقتصادی کشور میزبان کند.
۲ـ۱ـ۲ تاریخچه
در یک نگاه تاریخی به سرمایهگذاری خارجی در ایران درمییابیم، این عرصه اغلب محور صنایع نفتی و پتروشیمی بوده است.[۴۵] دوره بعد از انقلاب را از نظر ورود سرمایه خارجی میتوان به دو دوره متمایز تقسیمبندی کرد.
ـ در دهه اول انقلاب (۱۳۵۸-۱۳۶۷) دولت ایران سیاست خوداتکایی و خودکفایی را در پیش گرفت.در آن زمان مناسبات اقتصادی و سیاسی دولت نیز با کشورهای صادرکننده سرمایه و شرکتهای فراملیتی دچار اختلال شد. وضعیت ناشی از انقلاب و جنگ و محاصره اقتصادی و مصادره اموال شرکتهای مشترک ایرانی، خارجی زمینهی نامساعدی برای سرمایهگذاری و فعالیت شرکتهای فراملیتی در ایران ایجاد کرد.در آن دوره کشور شاهد سرمایهگذاری خارجی قابل توجهی نبود.
ـ در دوره پس از جنگ، آسیبهای اقتصادی و ضرورت بازسازی و عمران مناطق آسیب دیده از یک سو و شناسایی ایرادات و معایب اقتصاد یک محصولی و تکیه بر صادرات نفت از سوی دیگر باعث شد که در راه برون رفت از تنگنای ارزی، انجام اصلاحات ساختاری و اجرای سیاست تعدیل اقتصادی پیش رو گرفته شود.
از اجزای مهم این سیاست، خصوصی سازی، آزادسازی نرخ ارز، آزادسازی تجارت خارجی و ابلاغ سیاستهای اصل ۴۴ قانون اساسی بود.
در این دوره جذب سرمایهگذاری خارجی از طریق انعقاد قراردادهای بیع متقابل اخذ وامهای پروژهای و جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی مورد تأکید قرار گرفت.اما کشور همچنان به دلیل برخی مشکلات حقوقی و قضایی، سیاسی و اقتصادی مانند محاصره اقتصادی در زمینه جذب سرمایهگذاری خارجی توفیق قابل ملاحظهای نیافت.[۴۶]
۲ـ۱ـ۳ مرکز بینالمللی حل و فصل اختلافات سرمایه گذاری (ICSID)
مرکز بینالمللی حل و فصل اختلافات سرمایه گذاری در ۱۴ اکتبر ۱۹۶۶ کار خود را آغاز کرد.
در سال ۱۹۶۶ توسط گروه بانک جهانی در واشینگتن دی.سی.با هدف ارتقاء روند سرمایهگذاری در سطح جهان تأسيس شد.
این مرکز در زمان جورج دیوید وودز، چهارمین رئیس بانک جهانی تأسيس شد که تضمینی برای سرمایه گذاران خصوصی ارائه شد.
۱۴۳ کشور سازمان ملل به همراه کوزوو عضو ICSID هستند.
قراردادی بین دولتها و اتباع دیگر دولتهای طرف قرارداد (سرمایه گذاران خارجی) بسته شد که بر اساس آن این مرکز عهده دار حل و فصل اختلافات سرمایه گذاری بین آن ها شد.به هر حال همان طور که از نام و عنوان این مرکز دریافت میشود، مرکز بینالمللی حل و فصل اختلافات سرمایه گذاری به رسیدگی و قضاوت در خصوص هر نوع اختلافات و شکواییههای مربوط به سرمایه گذاری میپردازد. البته مرکز در صورتی به انجام این امر میپردازد مه طرفین دعوا در مورد مراجعه به مرکز توافق نظر داشته باشند.حل و فصل اختلافات در قالب دو شکل، مصالحه و حکمیت(داوری) صورت میگیرد و البته این مراجعه کنندگان به مرکز هستند که طبق درخواستشان مشخص میکنند، اختلاف در قالب کدامیک از دو شکل مذکور، مصالحه و یا حکمیت، حل و فصل گردد.
به علاوه مرکز به جهت گسترش سرمایه گذاری در زمینه قانون سرمایه گذاری خارجی یک سری مطالعه و تحقیق و فعالیتهای انتشاراتی انجام میدهد.
مقر مرکز بینالمللی حل و فصل اختلافات سرمایه گذاری در ادارات بانک جهانی است.البته محل مرکز میتواند با تصویب حداقل دو سوم آرای هیئت اجرایی به محل دیگری منتقل شود.[۴۷]
۲ـ۱ـ۴ سازمان و تشکیلات مرکز
۲ـ۱ـ۴ـ۱ اعضاء
اعضای مرکز بینالمللی حل و فصل اختلافات سرمایه گذاری حق عضویت یا سهمیهای خاص نمیپردازند.در ابتدای تأسیس مرکز در چهاردهم اکتبر ۱۹۶۶ ۲۰ کشور جهان اساسنامه آن را امضا کردند اما با گذشت زمان تعداد اعضای آن افزایش یافته است.تعداد اعضای این مرکز در سال مالی ۱۹۹۲ با به عضویت در آمدن آلبانی، شیلی،چک و اسلواکی،استونی و تانزانیا به ۹۹ کشور رسید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ترتیب و نحوه وصول طلب وارث پرداخت کننده دین از سایر وراث به موجب آئین نامه وزارت دادگستری خواهد بود.» ↑

-
- – دکتر محمد جعفرجعفری لنگرودی ، دایره المعارف حقوق مدنی و تجارت، ج اول، ص ۶۹۶ ↑
- – دکتر سید جلال الدین مدنی، اجرای احکام مدنی، انتشارات گنج دانش، چاپ سوم، تهران ۱۳۷۲، ص ۱۲۴ و عارفه مدنی کرمانی، اجرای احکام مدنی، انتشارات مجد، چاپ اول، تهران ، ۱۳۸۵، صص ۹۳-۹۲ ↑
- – دکتر ناصر کاتوزیان، قواعد عمومی قراردادها، ج۴، ش۶۹۵ ↑
- – به نقل از منصور اباذری فومشی، اجرای احکام مدنی در نظم حقوقی کنونی، انتشارات خرسندی، چاپ اول، تهران ۱۳۸۶، ص ۱۵۰ ↑
- – سید احمد باختر و مسعود رئیسی ، بایسته های اجرای احکام مدنی، جلد اول، انتشارات خط سوم، چاپ دوم، تهران ۱۳۸۹، صص ۳۷۵-۳۷۶ ↑
- – دکتر علی مهاجری، شرح جامع قانون اجرای احکام مدنی، ج ۱ ، صص ۲۴۰-۲۳۹ ↑
- – همان منبع، صص ۳۴۱-۳۴۰ ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۱۰، ص۱۴۷ ↑
- – دکتر ربیعا اسکینی،حقوق تجارت تطبیقی،برات ، سفته و چک در حقوق ایران، فرانسه و انگلیس، انتشارات مجد، چاپ اول، تهران ۱۳۷۳، ص ۱۵۱ ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۱۰، ص۱۴۸ ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع،ش۱۱۲، ص۱۵۰ ↑
- – دکتر حسن ستوده، حقوق تجارت، جلد سوم، انتشارات نشرگستر، چاپ اول، سال۷۴ ، ص۷۴- دکتر بهروز اخلاقی، جزوه درسی حقوق تجارت۳، انتشارات دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، سال۷۰-۶۹ ، ص۱۴۷- دکتر ناصر کاتوزیان، قواعد عمومی قراردادها، ج۴ ،ش۶۹۵ ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۱۲، ص۱۵۲ ↑
- – دکترربیعا اسکینی، حقوق تجارت (اسناد تجاری )،انتشارات سمت، چاپ اول ، تهران ۱۳۷۳ ، ص ۱۰۸- دکتر بهروز اخلاقی ، همان منبع، ص ۱۳۴ ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۱۱، صص۱۴۹- ۱۴۸ ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۱۳، ص۱۵۳ ↑
- – میشل لورسا، مسئولیت مدنی، ترجمه دکتر محمد اشتری، انتشارات نشر حقوقدان، چاپ اول، سال۷۵، ص ۸۰ و دکتر محمد دمرچیلی ، دکتر علی حاتمی و محسن قرایی، قانون تجارت در نظم حقوقی کنونی، چاپ چهاردهم، انتشارات دادستان، ص ۷۱۶ ببعد ↑
- – هر چند رویه قضایی، رجوع صاحب کالا به مأمور (مباشر) را نمی پذیرد، ولی در این زمینه رأی اصراری شماره ۱۹۲۰ ۱۲/۱۲/۲۹ و رأی وحدت رویه شماره۲۹- ۲۸/۸/۶۳ ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۱۳، ص۱۵۴ ↑
- – دکتر ناصر کاتوزیان، ضمان قهری، ج۱، ش۲۳ ↑
- – می توان گفت که این قاعده حقوقی است که در فرضی که چند شخص مسئول مالی هستند مدیون اصلی و واقعی کسی است که مال در ید او تلف شده است و دیگران به موجب قانون صرفاً مسئول جبران خسارت هستند، نه مدیون آن. اگر زیان دیده به مسئول مراجعه کند او نیز جانشین زیان دیده می شود و پس از جبران خسارت میتواند به تلف کننده و سایر مسئولین رجوع کند. ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۱۳، صص۱۵۸ الی۱۵۷ ↑
- – باب دهم قانون تجارت مواد ۴۰۲ الی۴۱۱ ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۱۴، ص۱۵۹ ↑
- – ضم ذمه دو گونه است: ۱- تعهد ضامن به عنوان وثیقه دین باشد؛ بدین ترتیب که مضمون له ابتدا باید برای وصول طلب خود به مدیون اصلی رجوع کند و در صورت عدم پرداخت از سوی او به ضامن رجوع کنید. این نوع ضمان را اصطلاحاً ضمان وثیقه میگویند، چون ذمه ضامن وثیقه ذمه مضمون عنه قرار میگیرد. ۲- نوع دیگر آن این است که تعهد ضامن و مضمون عنه در عرض یکدیگر قرار دارند، مضمون عنه مدیون و ضامن مسئول است و طلبکار میتواند به هر کدام که بخواهد برای تمام یا بخشی از طلب رجوع کند این نوع ضمان، ضمان تضامنی است.دکتر ناصر کاتوزیان، عقود معین، ج۴، ش۲۰۰ ↑

- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۱۴، صص۱۶۰- ۱۵۹ و دکتر محمد دمرچیلی ، دکتر علی حاتمی و محسن قرایی، همان منبع، ص ۷۳۲، پاورقی ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۱۴، ص۱۶۱ ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۱۴، ص۱۶۱ ↑
- – دکتر ناصر کاتوزیان، حقوق مدنی، عقود اذنی – وثیقه های دینی، ج ۴، صص۲۳۰-۲۲۹ و دکتر محمد دمرچیلی ، دکتر علی حاتمی و محسن قرایی، همان منبع، ص ۷۳۳ ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۱۵، ص۱۶۲ ↑
- – دکتر ناصر کاتوزیان، ضمان قهری، ج ا، ش۱۱۵ ↑
- – دکتر جانعلی محمود صالحی، حقوق بیمه، انتشارات بیمه مرکزی ایران، چاپ اول، سال۸۱ ، ص ۱۱۵ ↑
- – منبع پیشین، همان صفحه ↑
- – همان منبع، ص۱۱۷- دکتر ایرج بابایی، حقوق بیمه ، انتشارات سمت، سال۱۳۹۰، ص۱۶۳ ↑
- – در فرض که چند نفر مسئول جبران خسارت دینی باشد، مدیون واقعی کسی است که مال در ید او تلف شد ه است و دیگران فقط مسئول جبران خسارت هستند. ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۱۵۰، ص۱۶۵ ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۱۷، ص۱۶۷ ↑
- – دکتر ایرج بابایی، همان منبع، صص۱۶۷-۱۶۶ ↑
- – دکتر ایرج بابایی، همان منبع، صص۱۶۸-۱۶۷ ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۱۹، ص۱۷۰ ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۲۰، ص۱۷۱ ↑
- – دکتر ایرج بابایی، همان منبع، صص۱۶۹-۱۶۸ ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۲۱، ص۱۷۱ ↑
- – در برخی کتب حقوق بیمه بیمه ها را به دو دسته : اشخاص و خسارت تقسیم کردهاند. ر.ک. دکتر ایرج بابایی، همان منبع، ص ۲۶ ببعد ↑
- – دکتر ایرج بابایی، همان منبع، ص۱۶۳ ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۲۴، ص۱۷۵ و دکتر دکتر ایرج بابایی، همان منبع، همان صفحه ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۲۱، ص۱۷۷ ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۲۵، ص۱۷۸ ↑
- – دکتر ناصر کاتوزیان، ضمان قهری، ج اول، ش۱۱۶ ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۲۵، ص۱۷۹ و دکتر ایرج بابایی، همان منبع، ص ۱۶۳ و حسن بادینی ، مقاله تحت عنوان: قئاعد حاکم بر اعمال همزمان نظامهای جبران خسارت ، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دوره ۳۸، شماره ۲ ، تابستان ۱۳۸۷، صص۴۹-۴۸ ↑
- – منظور از بیمه جزیی: بیمه کردن مال به کمتر از قیمت واقعی آن مال است (ماده ۹ قانون بیمه)اگر ارزش مال ۱۰۰ میلیون تومان است و ۶ میلیون تومان بیمه میکند ↑
- – ماده۱۰ قانون بیمه: در صورتی که مال به کمتر از قیمت واقعی بیمه شده باشد بیمه گر فقط به تناسب مبلغی که بیمه کردهاست یا قیمت واقعی مال مسئول خسارت خواهد بود. ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۲۶، ص۱۸۲ ↑
- – دکتر حسن بادینی و دکتر محسن ایزانلو ، همان منبع ص ۲۴ ↑
- – منبع اخیر الذکر، ص ۲۳ و دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۳۱، ص۱۹۷ ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۳۲، ص۱۹۲ ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۳۳، ص۱۹۳ ↑
- – دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۳۴، ص۱۹۴ ↑
- -دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۳۶ ↑
- -دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۳۷ ↑
- -دکتر عباسعلی دارویی، همان منبع، ش۱۳۸ و دکتر حسن بادینی و محسن ایزانلو، همان منبع، ص ۲۵ ببعد. ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
روشن قانون مدنی از چند جهت قابل ایراد است با توجه به ماده ۱۰ و مواد ۱۸۳ به بعد قانون مدنی که ضمن آن قانونگذار تحت نفوذ فرانسه کوشیده است تا نظریه کلی عقد بنا نهد و از لفظیتی که در فقه برای انعقاد عقود وجود داشت صرفنظر کند و قصد رضا را عنصر اساسی عقد گرداند تدلیس نمی بایست در زمره خیارات ذکر شود اگر چه ضمانت اجرای آن فسخ عقد باشد باضافه تدلیس مانند اکثر خیارات دیگر , اختصاص به بیع ندارد و با توجه به حکم صریح خود قانونگذار در ماده ۴۵۶ قانون مدنی که مقرر میدارد تمام انواع خیارات در جمیع معاملات لازم ممکن است موجود باشد مگر خیار مجلس و حیوان و تأخیر ثمن که عقود ذک شود این روش غیر منطقی با همه سپاسی که نویسندگان گرانقدر قانون مدنی ایران اساسی این دو نظام حقوقی در زمینه قراردادها ناشی شده است که اثر آن از سوئی در مقررات کلی مواد ۱۸۳ به بعد و از سوی دیگر بخصوص در مقررات تفصیلی عقود معینه دیده می شود و آمیزه ای از مقررات ناظر بر قراردادها به دست میدهد که بیشتر صورت با همگذاری قواعد ناهمگن را دارد تا همگذاری آن ها در بوته نظمی تازه و همگن. بیشتر دانشمندان که به شرح قانون مدنی ایران پرداختهاند با توجه باین خصصیه قانون مدنی تدلیس را خارج ازحیطه قصد و رضا گرفته و همچنان که تقسیم بندی قانون مدنی ایجاب می کرده و در فقه شیعه معمول بوده است, از آن ضمن خیارات بحث کردهاند آقای دکتر امامی ذیل بحث از عقد لازم قابل فسخ پس از بیان عدم رضا ( در مور اکراه و فصولی ) اضافه میکنند ایراد نشود که در مورد حق فسخ قانونی از قبیل عیب و تدلیس متضرر نیز رضای معتدل ندارد و در زمان عقد آگاه به حقیقت امر نبوده است و مانند مورد اکراه رضا معلول میباشد زیرا چنان که از مواد مربوط بفسخ و اقاله معلوم می شود قانون ایران به پیروی از قانون اسلام رضایی را که خالی از اکراه باشد مؤثر درایجاد عقد کافی برای انعقاد معامله میداند و در موارد خیارات رضای مذبور موجود است اما تحلیلی که حقوق اروپا از رضا می کند و عیب و تدلیس را موجب معلول نمودن آن میداند حقوقیین اسلام قرار نگرفته است…) نویسنده سپس به بیان تفاوت نتیجه عملی این دو روش در حقوق فرانسه و ایراد می پردازد.


جز آنچه در سایر جزئیات نیز قانون مدنی نقائصی دارد که از این پس بیان خواهد شد دراینجا کافی است به مقررات ماده ۴۴۸ اشاره کنیم که بموجب آن سقوط تمام یابعض از خیارات را می توان در ضمن عقد شرط نمود) با وجود اطلاق حکم این ماده نویسندگان گمان ندارد که بتوان آن را به کلیت ظاهریش گرفت و منجمله شرط اسقاط خیار تدلیس را معتبر شمرد. ولی چون این بحث از مرز بررسی کنونی خارج است بهمین اشاره از آن در می گذریم.
تدلیس گذشته از جنبه مدنی ممکن است مجازات جزائی نیز به بار آورد ولی حیطه بحث در این مقاله تدلیس در حقوق خصوصی است همچنین در حقوق فرانسه بین تدلیسی که در مرحله تعاقد می شود و تقلب و خدعه ای که پس از عقد انجام میگیرد تفاوت میگذارند تدلیس در مرحله تعاقد متوجه عمل حقوقی آتی یعنی عقدی است که در شرف وقوع است حال آنکه تقلب و خدعه پس از عقد به حق ثابتی لطمه می زند که قبلا به وجود آمده است
بخش سوم
تقسیم بحث
با توجه به آنچه تاکنون گفته شد در بررسی تطبیقی بنا گزیر باید روش معمول در یکی از نظامهای حقوقی تحت مطالعه را مبنای تقسیم بندی مطالب قرارداد و قواعد بقیه نظامها را در قالب این تقسیم بندی سنجید. از آنجا که تدلیس در حقوق فرانسه از هر سه نظام مورد بحث دیگر جامعیت بیشتری دارد و نیز در نوشته های حقوقی به تفکیک اجرا تدلیس توجه دقیقتری می شود در این مقاله حقوق فرانسه را ماخذ قرار میدهیم و احکام مربوط به تدلیس در سایر نظامهای حقوقی را همراه با آنچه در هر یک از این نظامهای سه گانه چه از حیث مفهوم و چه از حیث کاربرد مفاهیم با احکام حقوق فرانسه قابل قیاس است یکجا گرد می آوریم. در عین حال تذکر میدهیم که تقسیم بندی مطالب در این مقاله بنابه ماهیت این بررسی وجوهی خاص خو و مستقل دارد. [۱۴]
در شرح جنبههای حقوقی تدلیس پس از تعریف مفهوم آن و می توان یکی از دو راه را برگزید: یا ابتدا تحت عنوان شرایط تدلیس آنچه را درهر نظام حقوقی برای تحقق مفهوم تدلیس لازم است بیان داشت و سپس بذکر اثر حقوقی تدلیس از حیث ضمانت اجرای احکام آن پرداخت با آنکه بجای انتخاب عنوان کلی شرایط عناصر تدلیس را از هم جدا کرد و سپس ضمانت اجرای آن را گفت شاید روش اول دقیقتر باشد زیرا تقکیک شرایط تدلیس به عنصر مادی و عنصر روانی یا معنوی چنان که خواهیم دید برخلاف آنچه ممکن است ابتدا بذهن آید در برخی از موارد دشوار میگردد بدان گونه که می توان از قاعده ای هم زیر عنوان عنصر مادی و هم زیر عنوان عنصر روانی سخن گفت با این همه چون به طور کلی توجه باین دو عنصر معمول است, در بحث از تدلیس نیز به تفکیک عناصر مادی و روانی آن می پردازیم در اینجا کافی است تذکر دهیم که عنصر مادی تدلیس اعمال خارجی است که سبب تحقق آن می شود و ممکن است کردار یا گفتار باشد و در زیر این عنصر باید به اثر سکوت نیز توجه شود که خود شامل بحثی از وظیفه افشای بعض از اطلاعات در موارد خاص می شود. عنصر روانی تدلیس صورت درونی عنصر مادی است و زیر آن باید از قصد تدلیس کننده و اثر تدلیس در مدلس گفتگو کرد. [۱۵]
فصل سوم
بحث پیرامون تدلیس در حقوق ایران
بخش اول:
بحثی پیرامون موضوعات مختلف تدلیس در حقوق ایران
چهار عنوان کلی از این پس خواهیم داشت جایگاه تدلیس، عنصر مادی, عنصر روانی و اثر حقوقی یا ضمانت اجرا.
مبحث اول
جایگاه تدلیس
درحقوق فرانسه قانون مدنی ۱۸۰۴ تدلیس مستقیماً تعریف نمی کند ولی ماده ۱۱۱۶ به طور ضمنی تعریفی اگر چه ناقص از آن به دست میدهد بنا به آنچه از این ماده استنباط می شودتدلیسی که از لحاظ حقوقی مؤثر باشد هنگامی تحقق می پذیرد که یکی از طرفین عقد عملیات متقلبانه ای انجام دهد که واضح باشد اگر اینگونه عملیات نمی بود طرف دیگر عقد را منعقد نمی ساخت. این ماده رابطه بین تدلیس و اشتباه را به روشنی نشان میدهد زیرا رضای مدلس , مانند رضای مشتبه ناشی از تصور غلط است منتهی تصور غلطی که برخلاف مورد اشتباه شخصی نیست و از عمل دیگر حاصل می شود فائده استدلال تدلیس از اشتباه در نظریه عیب رضا حمایت بیشتری که قانوناً از مدلس در مقایسه با مشتبه می شود مثلاً در برخی از موارد که تصور غلط ناشی از اشتباه تاثیری در عقد نمیگذارد اگر این تصور نتیجه تدلیس طرف دیگر باشد به مدلس حق فسخ میدهد باضافه وقوه تدلیس را که در عنصر مادی خود واقعیت خارجی دارد بسیار آسانتر از صرف اشتباه که جنبه روانی دارد می توان اثبات کرد. [۱۶]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۵-۲ اهمیت شخصیت برند
امروزه بیشتر تفاوتهای واقعی بیان محصولات مجهور مانده است. در بسیاری از محصولات، تصور مصرف کنندگان از محصولات تقریبا مشخص است. بازاریان میتوانند برای شخصیت محصول تفاوت قائل شوند. این امر میتواند باعث افزایش سهم بازار و کاهش فشار بر قیمت محصول گردد. (جیسون، ۲۰۰۲).

۲-۵-۲-۱ شخصیت برند چگونه شکل میگیرد؟
مهمترین عامل در شکلگیری شخصیت برند در ذهن مصرف کننده رفتارهایی است که در طول زمان برند از خود نشان میدهد. این رفتارها باعث استنتاج صفات [۷] میگردد. مثلا اگر برند مرتبا جایگاه خود را در بازار تغییر دهد او را دمدمی مزاج میپنداریم، اگر برند در طول زمان در نحوه عملکرد خود سازگاری داشته باشد ما او را آشنا خواهیم دانست و اگر قیمتهای بیش از حد بالا شارژ کند او را پرافاده خواهیم دانست. از طرف دیگر افرادی که در تبلیغات برند حاضر میشوند و همچنین مصرف کنندگان معمول آن برند میتوانند مبنایی برای قضاوت در مورد شخصیت برند شوند، ما ویژگیهای این افراد را به برندها تعمیم خواهیم داد.

۲-۵-۲-۲ چرا سازمانها از مفهوم شخصیت برند استفاده میکنند؟
یکی از دلایل استفاده از مفهوم شخصیت برند شناخت عمیقتر مصرف کنندگان است. وقتی از مصرف کنندگان سوال میشود که اگر برند بنگاه یک انسان باشد شما او را چگونه فردی ارزیابی میکنید؟ چند سال دارد؟ شغلش چیست؟ چه ویژگیهای فردی مثبت و یا منفی دارد؟ پاسخ به این سئوالات نکات جالبی به ما میدهد که کمتر از روش های دیگر میتوانستیم به آن ها دسترسی داشته باشیم.
علاوه بر این سازمانها تلاش مینمایند که جهت جایگاه یابی و ایجاد تمایز از مفهوم شخصیت برند استفاده نمایند و در طول زمان جایگاه منحصر به فردی در ذهن مصرف کنندگان ایجاد نمایند.
۲-۵-۳ روابط بین شخصیت مصرف کننده و شخصیت برند
مصرف کنندگان معمولا با اعطاء ویژگیهای شخصیتی به برندها برای آن ها جنبههای انسانی در نظر میگیرند و بازاریان اغلب این ادراکات را با جایگاه یابی برند ایجاد یا تقویت میکنند. ویژگیهای شخصیتی برند معنای نمادین یا ارزش احساسی فراهم میکند که میتواند به ترجیحات برند مصرف کنندگان کمک کند و میتواند پایدارتر از ویژگیهای عملکردی باشد. جایگاه یابی موفق شخصیت یک برند در یک رده محصول نیازمند مدلهای اندازهگیری است که قادر به تفکیک کردن ویژگیهای شخصیتی منحصر به فرد یک برند از آن ویژگیهایی که وجه مشترک که همه نامهای تجاری در آن رده محصول است باشد.مصرف کنندگان یک برند را درک میکنند با ابعادی که نوعا از شخصیت افراد میگیرند، و آن را به حوزه برندها تعمیم میدهند. ابعاد شخصیت برند با تعمیم ابعاد شخصیت انسانی به حوزه برندها تعریف شده است. (حیدرزاده، ۱۳۸۹).
۲-۵-۴ ویژگیهای شخصیتی در برند
ویژگیهای شخصیتی انسانی توسط عوامل چند بعدی مانند رفتار فردی، ظاهر، نگرش و اعتقادات سایر خصوصیات مشخص میشود. بر اساس نظریه صفت، مشاهده میشود که پنج بعد شخصیتی پایدار وجود دارد، همچنین این ابعاد شخصیت انسان را «پنج بزرگ» نامیدند(باترا و دیگران، ۱۹۹۳). پنج بزرگ ابعاد شخصیت انسانی برون گرایی/درون گرایی، سازگاری، آگاهی (هوشیاری)، ثبات عاطفی (استواری هیجانی)و فرهنگ هستند. بر اساس این ابعاد شخصیت انسان، آکر ابعاد جدید پنج بزرگ مربوط به نامهای تجاری را شناسایی کرد که شامل صداقت، هیجان، شایستگی، پیچیدگی (دلفریبی) و ناهمواری (پستی و بلندی) هستند. این الگو نشان میدهد که این ابعاد شخصیتی برند ممکن است به روشهای مختلف بر اولویت مصرف کننده به دلایل مختلف عمل کنند یا تاثیر بگذارند. صداقت، هیجان و شایستگی بخشی ذاتی از شخصیت انسانی را نشان میدهند در حالی که پیچیدگی و ناهمواری ابعادی از تمایلات فردی هستند.
برندها میتوانند با مردمی که استفاده میکنند یا استفاده کردهاند از آن برند خاص تداعی شوند، به عنوان مثال دوست نزدیک یا یکی از اعضای خانواده. همچنین برندهای دریافت شده به عنوان هدیه نیز میتوانند تداعی معانی شوند با شخص به واسطه آن کسی که از او هدیه را دریافت کردهاست. این تداعی معانیهای شخصی برا جان بخشیدن برند به عنوان یک وجود دارای حیاط (موجود زنده) در اذهان مصرف کنندگان به کار میرود. تا زمانی که یک برند به مشتری یک ارزش درک شده برتر را ارائه میکند، عملکرد خوب بازار را به دنبال خواهد داشت که باعث ثبات (سازگاری) یک ویژگی بسیار مهم برند میشود. از این رو این ممکن است که ترویج روابط مصرف کنندگان با برندهایی که در شیوه زندگی، جنسیت، سن، سوابق تحصیلی،ارزشهای اجتماعی و فرهنگ درگیر است بیان شود (گنجی نیا و فومنی، ۱۳۸۹).
خلق شخصیت برند نیازمند ارتباط فعال جمعی است و نیز باید با متغیرهای چرخه زندگی برند هماهنگ باشد. نتیجه این که یک شرکت ممکن است از استراتژیهای جذاب تبلیغاتی مورد علاقه مشتری در روند مؤثر خلق شخصیت برند در ارتباط با درستی و صداقت، هیجان، شایستگی، مدرن بودن و استحکام استفاده کند.
۲-۵-۵ فرهنگهای متفاوت در شخصیت برند
فرهنگ به عنوان یک بعد ریشه دار، محرک اصلی برند محسوب میشود. به عنوان نمونه اپل[۸] محصولی از فرهنگ کالیفرنیاست که همواره نمادی از کشفیات علمی جدید بوده است. حتی درغیاب مدیران پایه گذار اپل، همواره چنین پنداشته میشود که اپل، چیزی انقلابی برای ارائه به شرکتها در سطح وسیع به بشر دارد (کاپفر[۹]، ۱۳۸۵). با رجوع به نمادهای مصرف با آیکونهای فرهنگی، برندهای تجاری دارای اهمیت هستند که فراتر از خواص فیزیکی آن ها، اصل سودمند گرایی و ارزش تجاری میباشند. این اهمیت تا حد زیادی در توانایی آن ها برقراری ارتباط به معنای فرهنگی استوار است. (آکر و همکاران، ۲۰۰۱).
۲-۵-۶ تحقیقات صورت گرفته در خصوص شخصیت برند
یکی از معروفترین و پرکاربردترین تحقیقات در مورد اجزای شخصیت برند جنیفر آکر (۱۹۹۷) است. او پنج ویژگی کلی را شامل صمیمیت، هیجان بخشی، توانمندی،دل فریبی و استحکام معرفی کردهاست. هر کدام یک از ابعاد دارای زیر مجموعه هایی است.
سایر مطالعاتی که شخصیت برند را مورد بررسی قرار میدهند همگی از آکر(۱۹۹۷) تبعیت کردهاند و اساس خود را بر مبنای آن قرار دادهاند. این پژوهش نیز با توجه به فراگیر بودن استفاده از این ابعاد(جدول۲-۱)، از پنج بعد به کار رفته در مطالعات آکر استفاده مینمایند.
(جدول۲-۱) ابعاد پنج گانه شخصیت برند آکر
- ابعاد
- زیر ابعاد
- صمیمیت
- واقع بین
- خانواده دوست، قدیمی پسند و واقع بین
- درستکار
- مخلص، درستکار، روراست
- کار درست
- با اصالت، کار درست
- خوش روی
- خوش رو، عاطفی، مهربان
- هیجان بخشی
- با جرات
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
میزان آشنائی شرکت با بازار و تکنولوژی عواملی هستند که در این مدل مبنای تصمیم گیری قرار میگیرند که به شرح ذیل طبقه بندی میشود:
تکنولوژی یا خدمات جدید: تکنولوژی یا خدماتی که قبلاً در شرکت وجود نداشته است.

بازار جدید: تاکنون محصولات شرکت در این بازار وارد نشده اند.
تکنولوژی پایه (آشنایی با تکنولوژی) : تکنولوژی در شرکت وجود دارد اما لزوماًً در محصولات استفاده نشده است.
بازار پایه (آشنایی با بازار): بازار شناخته شده میباشد اما لزوماًً شرکت وارد آن نشده است.
تکنولوژی ناشناخته : تکنولوژی که قبلاً وجود نداشته و ناشناخته میباشد.
بازار ناشناخته: بازاری برای محصول و تکنولوژی وجود نداشته است.

ترکیب این حالت ماتریسی با ۹ وضعیت مختلف ارائه میدهد که در هر وضعیت روش یا روشهایی برای کسب تکنولوژی پیشنهاد میگردد (روبرت و بری، ۱۹۸۵).
جدول۲-۵ مدل روبرت و بری (دلاوری و آراستی، ۱۳۸۳)
وضعیت بازار
جدید و ناشناخته
سرمایه گذاری مشترک اخذ مالکیت یک شرکت
سرمایه گذاری مشترک اخذ مالکیت
همکاری مشترک
جدید و شناخته شده
سرمایه گذاری مشترک تحصیل اخذ مالکیت
همکاری داخلی اخذ مالکیت خرید حق امتیاز
تحقیق و توسعه داخلی اخذ مالکیت همکاری مشترک
پایه
همکاری مشترک
تحقیق و توسعه داخلی اخذ مالکیت خرید حق امتیاز
تحقیق و توسعه داخلی اخذ مالکیت
جدید و ناشناخته
جدید و شناخته شده
پایه
وضعیت تکنولوژی
مدل فورد[۶۱]
فورد در سال ۱۹۸۸ یک ماتریس بسیار مفید طراحی کرد که قابلیت به کارگیری روشهای مختلف دست یابی به تکنولوژی را تحت شرایط مختلف نشان میدهد. این ماتریس برپایه پنج عامل، استوار میباشد. پنج عاملی که شرکت بر اساس آن ها میتواند در خصوص روش دست یابی به تکنولوژی مورد نظر خود تصمیم بگیرد، عبارتند از: ۱) وضعیت نسبی شرکت درباره آن تکنولوژی ۲) فوریت دست یابی به آن، ۳) سطح وابستگی شرکت به دست یابی به آن تکنولوژی یا سطح سرمایه لازم برای دستیابی به آن، ۴) موقعیت آن تکنولوژی روی منحنی چرخه حیات تکنولوژی، و ۵) نوع تکنولوژی و دسته بندی آن به تکنولوژی بارز، پایه یا بیرونی. در نگاره (۲-۶) این ماتریس نمایش داده شده است. این ماتریس قابلیت به کارگیری و استفاده از هر روش دست یابی به تکنولوژی را بر اساس معیارهای ذکر شده در بالای ماتریس میدهد. مثلاً، اگر وضعیت نسبی یک شرکت در یک تکنولوژی بالا است، آن شرکت بهتر است روی این نقطه قوت خود سرمایه گذاری کند و تکنولوژی جدید را در داخل خود طراحی و تولید کند. این روش به شرکت امکان میدهد تا نقطه قوت خود را تقویت کند و تکنولوژی ساخت خود را ارتقا بخشد. اما، اگر جایگاه نسبی یک شرکت در یک تکنولوژی پایین است، آن شرکت بهتر است تکنولوژی مورد نظر خود را خریداری کند. به همین ترتیب، اگر فوریتهای دستیابی به تکنولوژی بالا است، خریداری تکنولوژی با خریداری حق استفاده از آن روشهای مناسبی هستند. در این خصوص، اتکای به تحقیق و توسعه کاری است پرهزینه و زمان بر و تضمینی هم ندارد که شرکت حتماً موفق بشود. اما اگر فوریت دست یابی به تکنولوژی مورد نظر پایین است، شرکت میتواند روش تحقق و توسعه داخلی را مورد توجه قرار بدهد (خلیل، ۱۳۸۶).
جدول۲-۶ مدل فورد (بخشایش، ۱۳۹۰)
کامالا (۱۹۸۵)، دیل (۱۹۹۰)، لوپزمارتینز و همکاران (۱۹۹۴)، آلپ و همکاران (۱۹۹۷-الف،ب)، چیزا و همکاران (۲۰۰۰)، انکاترامان (۲۰۰۵)، روبرت و فوکودا (۲۰۰۴)، لیچتندتلار (۲۰۰۴)، ناکامورا و اوداگیرا(۲۰۰۵)
حمایت مالی از تحقیقات دانشگاهی کنسرسیوم مشترک تحقیقات صنعت و دانشگاه
ومهی (۱۹۹۳)، آلپ و همکاران همکاران (۱۹۹۷-الف،ب،ج)، پون و مک فرسون
حمایت از تحصیلات تکمیلی کارمندان دانشکده های تخصصی
جونز و همکاران (۲۰۰۱)، همرت (۲۰۰۴)، کوک و سیلان (۲۰۰۷)
مراکز تحقیق و توسعه خارجی
آلپ و همکاران همکاران (۱۹۹۷-الف،ب،ج)، پاک (۲۰۰۱)، ناکامورا و اوداگیرا(۲۰۰۵)
مشاوران
کیلینگ (۱۹۸۰)، روثول(۱۹۹۲)، چیزا و منزینی (۱۹۹۸)، چیزا و همکاران (۲۰۰۰)، پاک (۲۰۰۱)، توشی کاوا (۲۰۰۳)، گرانستراند(۲۰۰۴)، لیچتندتلار (۲۰۰۴)، همرت (۲۰۰۴)، ناکامورا و اوداگیرا (۲۰۰۵)
توافق نامه های حق امتیاز( اعطای مجوز)
چیزا و منزینی (۱۹۹۸)، آلپ و همکاران همکاران (۱۹۹۷-الف،ب،ج)
نشستهای فنی
پون و مک فرسون (۲۰۰۵)، آلپ و همکاران همکاران (۱۹۹۷-الف،ب،ج)
ژورنالهای فنی
پون و مک فرسون (۲۰۰۵)
مشارکت در قرارد ادهای علامت تجاری[۶۲]
نارایانان ( ۱۹۹۸)، آکاراکیری (۱۹۹۸)، جونز و همکاران (۲۰۰۱)، دویسترس و حاجیدوم (۲۰۰۰)، کوک و سیلان (۲۰۰۷)، تسای و وانگ (۲۰۰۸)، پاک (۲۰۰۱)، آلپ و همکاران همکاران (۱۹۹۷-الف،ب،ج)، سوام و آلرد (۲۰۰۳)، گرانستراند (۲۰۰۴)، همرت (۲۰۰۴)
خرید تکنولوژی موجود
سن و روبینستین (۱۹۹۰)، روثول (۱۹۹۲)، آلپ و همکاران همکاران (۱۹۹۷-الف،ب،ج)، کروکاوا (۱۹۹۷)، نارایانان ( ۱۹۹۸)، چیزا و منزینی (۱۹۹۸)، جونز و همکاران (۲۰۰۱)، توسلی کاوا (۲۰۰۶)، کوک و سیلان (۲۰۰۷)، روبنس و فوکودا (۲۰۰۴)، گرانستراند (۲۰۰۴)، سوان و عالید (۲۰۰۳)
بهبود و توسعه تکنولوژی داخلی
مدل گیلبرت[۶۳]
در این مدل روش های دست یابی به تکنولوژی به چهاردسته تقسیم میشوند:
الف) روش های غیرفعال: در این دسته روشهایی قرار میگیرند که در آن دریافت کننده به طور غیر فعال (یکطرفه ) تکنولوژی مورد نظر را تحت شرایطی خاصی کسب میکند (مثال: روش کلید در دست).
ب) روش های همکاری: در این دسته روشهایی قرار دارند که در آن منبع (دهنده) و گیرنده تکنولوژی نقش فعال (دو طرفه) در انتقال تکنولوژی ایفا میکنند (مثال: اقدام ریسک آمیز مشترک).
ج) روش های ضد رقابتی: از طریق روشهایی که در این دسته قرار میگیرند به تکنولوژی مورد نیاز بدون اطلاع یا رضایت دارنده (منبع) دسترسی پیدا میشود (مثال: مهندسی معکوس).
د) روش های عمومی: در این روشها عمدتاًً دانش یا مهارت مورد نیاز از طریق مختلف از جمله شرکت در دوره های آموزشی یا سمینار، انجام دوره های کارورزی، بازدید از نمایشگاهها و غیره کسب میشود.
جدول ۲-۷ مدل Gilbert (آراستی،۱۳۸۳)
آیا گیرنده تمایل به توانایی رسیدن به خواسته های منبع تکنولوژی را دارد؟
بله
سیستمهای همکاری
تامین از بیرون خرید حق امتیاز تملک سهام همکاری مشترک اخذ مالکیت ادغام
سیستمهای غیر فعال
خرید
خرید حق امتیاز
فرانشیز
خیر
سیستمهای ضد رقابتی
مهندسی معکوس
جاسوسی صنعتی
تقلید و کپی برداری
سیستمهای عمومی
آموزش و تحصیل
استخدام و تبادل نیروی انسانی
بله
خیر
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳٫اندازه گیری سرمایه فکری

۴٫مدیریت سرمایه فکری
۵٫گزارشگری سرمایه فکری
اولین گام شناسایی سرمایه های فکری بنگاه است این مرحله شامل اندازه گیری ارزش آن میباشد همه سرمایه های فکری به طور خودکار برای یک بنگاه ارزشمند نیستند این سرمایه ها زمانی ارزشمند هستند که به پیشبرد ا هداف بنگاه کمک کنند سرمایه فکری را میتوان از طریق انجام مصاحبه کارگاههای آموزشی یا از طریق نظرسنجیهای اینترنتی شناسایی کردد زمانی که سرمایه فکری شناسایی شد میتوان ارزش آن را سنجید هنگام ارزش گذاری سرمایه فکری باید به خاطر داشته باشیم که ارزش سرمایه فکری به راهبرد بنگاه بستگی دارد و به طور پویا با سایر منابع در تعامل و به آن ها وابسته است

گام بعدی ترسیم نقشه ارزش زایی است این مثال دیدنی دو کارکرد اولیه دارد: ایجاد اطمینان از این که راهبرد با همه عوامل ارزش سرمایه فکری منسجم و پیوسته است و ایجاد امکان ارتباط دهی آسان راهبرد و نقش و اهمیت سرمایه فکری در پیشبرد راهبرد بعد از شناسایی و ترسیم عوامل ارزش سرمایه فکری بنگاه میتواند سنجش آن ها را شروع کند. ابزار و فنون زیادی برای سنجش سرمایه فکری موجود است.
زمانی که سرمایه فکری اندازه گیری شد میتوان آن را مدیریت کرد به کمک ارزشیابیهای مربوط میتوانیم سطوح فعلی عملکرد را بشناسیم بفهمیم که آیا سرمایه فکری بهتر شده یا رو به زوال رفته است و پی ببریم چه فعالیتها یا برنامه هایی بر عملکرد اثر داشتهاند از این اطلاعات میتوان در تصمیم گیری بررسی و آزمون راهبرد و مدیریت مخاطرات مرتبط با سرمایه فکری استفاده کرد (انجمن رسمی آمریکا ۱۳۸۸).
گام نهایی گزارشگری سرمایه فکری است هدف گزارشگری سرمایه فکری ارائه اطلاعاتی درباره سرمایه فکری یک سازمان به ذی نفعان آن است گزارشگری سنتی نمیتواند ارزش سرمایه فکری را توصیف کند راههای مختلفی برای توجه به محدودیتهای گزارشگری مالی سنتی در افشای اطلاعات درباره سرمایه فکری ایجاد شده اما هنوز نسبت به هیچ استانداردی توافق نشده است در نتیجه سازمانهای مختلف گزارشهای داوطلبانهای را ارائه کرده و به مزایای واضح آن از قبیل بهبو د شناخت ذی نفعان از راهبرد بنگاه و بهبود تصویر از بنگاه و شهرت آن پی بردهاند (انجمن رسمی آمریکا ۱۳۸۸).
۲-۷-۳- دلایل اندازه گیری سرمایه فکری توسط سازمانهای دولتی
سازمانها به دلایل متعددی تمایل به اندازه گیری سرمایه های فکری کارکنان خود دارند.
۱٫اندازه گیری سرمایه فکری میتواند به تدوین استراتژی تجاری برای یک سازمان کمک کند.
۲٫سازمان با شناسایی و توسعه سرمایه فکری اش میتواند یک مزیت رقابتی را به دست آورد.
۳٫ ایجاد شاخصهای کلیدی عملکرد که به ارزیابی اجرای استراتژی کمک خواهد کرد.
۴٫استفاده از ارزیابیهای غیرمالی سرمایه فکری میتواند به طرحهای باز پرداخت و پاداش شرکت ارتباط داده شود.
۵٫ ارتباط با سهامداران خارجی که داراییهای فکری شرکتها را در اختیار دارن (هلمن[۲۱] ۲۰۰۵).
دلایل اول تا چهارم برای اهداف درون سازمانی و دلیل پنجم برای اهداف خارج از سازمان میباشد.
زنجیردار (۱۳۸۷) دلایل شرکتها برای اندازه گیری سرمایه های فکری را اینگونه مطرح میکند: بهبود مدیریت داخلی بهبود گزارشات خارجی رضایت عوامل اجرایی و قانونی در نهایت میتوان گفت که دو مأموریت اصلی مدیریت دانش به شرح زیر است:
۱٫تلاش مداوم در جهت گسترش و توسعه بهتر سیستم ها، برای ایجاد ثبت و انتشار دانش درون سازمانها وجود دارد.
۲٫آگاهیهای رو به رشدی وجود دارد که دانش به طور قابل ملاحظهای به ارزش تجارت میافزاید و در برخی موارد این دانش تقریباً نشان دهنده تمام شالوده ارزش است.
بنابرین وقت آن رسیده است که اندازه گیری سرمایه فکری و گنجاندن آن در گزارشات مالی حسابداری به طور چشمگیری مورد توجه سازمانها قرار گیرد.
تبیین اهمیت مدیریت دانش و تاثیر آن در عملکرد سازمان تا حدود زیادی منوط به قدرت توجیه و تبیین نقش آن در افزایش قدرت رقابتی سازمان و کسب سهم بیشتری از سازمان میباشد یکی از منطفیترین رویکردها در این زمینه اندازه گیری تاثیر سرمایه فکری بر عملکرد سازمانها از طریق اندازه گیری سرمایه فکری در سیستم اندازهگیری عملکرد کلی سازمان است که میتواند در سطح سازمان و یا در سطح فرایندهای فردی و پروژهای انجام گیرد به عبارتی دیگر باید با باز کردن یک ردیف برای سرمایه فکری در میان سایر ردیفهای اندازه گیری عملکرد سازمانهای دولتی یک عدد و مقدار مشخصی را در نظر گرفت گرچه در عمل انجام این کار بسیار سخت است (نمائیان ۱۳۹۰).
۲-۷-۴- روشهای اندازه گیری سرمایه فکری
همان طور که اشاره شد حسابداری سنتی ارزشهایی مثل تجربه مهارت خوشنامی شرکا یا مالکان را نادیده میگیرد؛ لذا میان ارزش بازار و ارزش دفتری واحدهای تجاری در عمل شکاف بزرگی وجود دارد حال در جهت مرتفع نمودن و کم کردن این شکاف از بین بیش از ۳۰ مدلی که برای شناخت و اندازه گیری سرمایه فکری شناسایی شده است به ۱۴ مدل و روش مهم و ویژگیهای هرکدام میپردازیم.
۱٫کیوی توبین
روش کیوی توبین توسط جیمز توبین[۲۲] (۱۹۷۸) برنده نوبل اقتصاد توسعه داده شد این نسبت ارتباط بین ارزش بازار یک شرکت و ارزش جایگزینی آن شرکت (هزینه جایگزینی داراییهای آن شرکت) را اندازه گیری میکند به صورت تئوری در بلند مدت این نسبت به سمت واحد میل میکند اما شواهدی تجربی نشان میدهد که در همین زمان این نسبت میتواند به طور معناداری با عدد یک متفاوت باشد.
۲.حسابداری منابع انسانی
حسابداری منابع انسانی یکی از روشهای مهم قدیمی است که به دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی بر میگردد این روش برخی شباهتها با مفهوم سرمایه فکری و نیز اندازه گیری آن دارد حسابداری منابع انسانی از کارهای پیشگام در حوزه سرمایه فکری است که حاوی برخی روشها جهت محاسبه ارزش منابع انسانی است ولی به نظر میرسد که این روشها هیچ اثری بر عملکرد شرکت ندارند و این یکی از نقاط منفی این روشها است بنابر تعریف فلیم هولتز[۲۳] (۱۹۸۵) حسابداری منابع انسانی شامل اندازه گیری هزینه های متحمل شده توسط واحدهای کسب و کار و سازمانهاست وقتی که در خصوص داراییهای انسانی کارمندیابی گزینش آموزش و توسعه را به انجام میرسانند
۳٫ ترازنامه نامرئی
ترازنامه نامرئی به عنوان یکی از روشهای پیشتاز در حوزه داراییهای نامشهود توسط اسویبی در سوئد مطرح گردید اسویبی در آن زمان نسبت به ناتوانی سیستمهای حسابداری سنتی در جهت تدارک اطلاعات مناسب برای ارزش گذاری دانش فنی واکنش نشان داد و چهارچوبی را جهت گزارشدهی داراییهای نامشهود توسعه داد که ترازنامه نامرئی نام گرفت.
۳۵ شاخص غیر مالی به منظور کامل کردن گزارش مالی با اطلاعات مرتبط به کارکنان از قبیل پایداری دانش توانایی اثربخشی پتانسیل ایجاد درآمد پیشنهاد گردید در ترازنامه نامرئی تفاوت بین ارزش بازار سهام یک شرکت و ارزش دفتری خالص به وسیله سه طبقه به هم وابسته از سرمایه ها تحت عنوان سرمایه انسانی سرمایه سازمانی (ساختاری) و سرمایه مشتری توضیح داده میشود.
۴٫ کارت امتیازی متوازن
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
«ینبت لکم به الزّرع و الزّیتون و النّخیل و الاعناب و من کلّ الثّمرات انّ فی ذلک لایه لقومٍِ یتفکّرون» «از آب باران زراعتها برویاند و درختان زیتون، خرما و انگور و از هر گونه میوه بپرورد و در این کار قدرت و آیات الهی برای اهل فکر پدیداراست». ( قرآن کریم سوره النحل آیه ۱۱).


شکر پروردگار عزوجل که فرصتی عنایت فرمود تا بتوان در این پایان نامه کشاورزی و بالاخص عقد مزارعه را از دیدگاه قوانین اسلامی، یعنی دینی که افتخار رهبرش احداث نخلستان و حفر چاه به منظور آبیاری آن، جهت تأمین غذای محتاجان جامعه است را در قالب بانکداری مورد بررسی قرار داد.
در امر زراعت قوانین پیشرفته و مدونی در فقه به نام مساقات، مزارعه و … مــوجــود است که روشنگر حقوق و مباحث حقوقـی فراوانی میباشد. در قانون مدنى در ماده ۵۱۸ مزارعه بدین صورت تعریف شده است: «عقدى است که به موجب آن احدی از طرفین زمینى را براى مدت معینى به طرف دیگر مىدهد که آن را زراعت کرده و حاصل را تقسیم کند». طرفى که زمین را تأمین مىکند، «مزارع» یا مالک و طرفى که زراعت مىکند، «زارع» یا عامل نامیده مىشود.
عقد مزارعه یکى از روشهاى تأمین نیازهاى مالى کوتاهمدت در بخش کشاورزى و یکى از ابزارهاى کمک به کشاورزان، علیالخصوص کشاورزان بدون زمین است و به منظور افزایش بهرهورى و تولید محصولات کشاورزى فایده بخش خواهد بود. در کشور ما، زارع همواره یکی از ضعیف ترین اقشار جامعه بوده و هست که در بخشهاى اقتصادى فعالیت مىکند که سیستم بانکى براى حمایت از این قشر میبایست عقد مزارعه را به جریان اندازد و ایرادات اجرایی آن را مرتفع سازد.

بیان مسأله
با گسترش صنعت بانکداری، متفکران مسلمان به این فکر افتادند که به شکلی از این پدیده استفاده کنند؛ اما به دلیل آن که بیشتر فعالیتهای بانک بر اساس قرض با بهره است که از نظر اسلام ربا و ممنوع میباشد، از اینرو ابتدا تلاش نمودند با حفظ عملیات بانکداری متعارف، بهره را توجیه نمایند. در اینجا بود که برخی اندیشمندان اسلامی درصدد طراحی بانکی بر اساس معاملات اسلامی برآمدند و نتیجه آن را امروزه در قالب بانکهای بدون ربا و اسلامی در سراسر دنیا و در ایران مشاهده میکنیم (میرجلیلی، ۱۳۷۲).
از زمره معاملات اسلامی که در فقه اسلامی مورد توجه قرار گرفته و در قانون مدنی ایران نیز به تبع آن وارد شده است، عقد مزارعه است. قانونگذار در این قانون مواد ۵۱۸ تا ۵۴۲ را به این قرارداد اختصاص داده است که به موجب آن یک طرف (عامل) زمینی را که مناسب زراعت است به مدت معینی که برای رسیدن محصول کافی باشد در اختیار دیگری (مزارع) می گذارد تا زراعت نموده و در محصول آن به نسبت سهام تعیین شده شریک شوند.
عقد مزارعه در قانون عملیات بانکداری بدون ربا نیز مورد توجه قرار گرفته تا به عنوان یکی از ابزارهای مهم شرعی به بانکها کمک نماید تا در امور کشاورزی بر اساس یک عقد تأیید شده اسلامی سرمایه گذاری کنند و به دولت نیز کمک می کند تا بخشی از سیاستهای ارضی و کشاورزی خود را بدین طریق پیش ببرد؛ لیکن با وجود اینکه این عقد مبنای شرعی دارد، بانکها در عمل و از حیث اعطای تسهیلات بانکی در قالب مزارعه شرایط فراوانی به این عقد تحمیل مینمایند (موسویان، ۱۳۸۴).
این شرایط و ضوابط خاص در قانون عملیات بانکداری بدون ربا و آیین نامه های موجود باعث گشته که عقد مزارعه منعقد شده در بانک از حیث تطابق با شرع با ابهام و چالش مواجه گردد. بنابرین مسأله اساسی این است:
سؤالات تحقیق
سؤال اصلی
آیا قراردادهای معمول در عملیات بانکی کشور تحت عنوان مزارعه با عقد معین مزارعه در قانون مدنی مفادا انطباق دارند و یا آنچه در عملیات بانکی کشور مورد عمل است را می توان عقدی غیرمعین محسوب نمود؟
سؤالات فرعی
اولاً: بر اساس احکام ربا در فقه امامیه سود حاصل از عقد مزارعه در عملیات بانکی چه صورتی به خود میگیرد؟
ثانیاًً: در صورتی که در عقد مزارعه عملیات بانکی با عدم سود مواجه شویم، آیا اخذ بهره بانکی قابل توجیه است؟
با وجود اینکه تحقیقات پیشین برخی عقود اسلامی را در عرصه بانکداری بدون ربا مورد توجه قرار داده اند؛ اما به عقد مزارعه در این عرصه توجه نگردیده است در حالی که قرارداد مزارعه می تواند به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای بانکی هم به بانک، هم به دولت و هم به زارعین بدون زمین کمک نماید تا سرمایه انباشته خود را در این عرصه به گردش درآورد، سیاستهای ارضی و اجتماعی را اعمال کند و انگیزه کافی برای تلاش و کسب سود حلال را در کشاورز (مزارع) ایجاد کند. این تحقیق تلاش خواهد کرد تا ضمن بررسی اصول فقهی و قانونی حاکم بر عقد مزارعه، اجرای آن را در عملیات بانکی بدون ربا بر این اساس مورد مطالعه قرار داده و ارکان و شرایط و نحوه اجرای آن را تبیین و تحلیل نماید و به سؤالات فوق پاسخ دهد. در جواب سؤالات مطروحه باید گفت:

فرضیه های تحقیق
فرضیه اصلی:
چنین به نظر میرسد آنچه در عملیات بانکی کشور مورد عمل است علیرغم عنوان مزارعه، عقد غیرمعین و خاص است.
فرضیه فرعی اول:
چنین به نظر میرسد که سود حاصل از عقد مزارعه در عملیات بانکی، قابل تطبیق بر احکام فقهی باشد.
فرضیه فرعی دوم:
چنین به نظر میرسد که اخذ بهره بانکی در صورت عدم سود در عقد مزارعه در عملیات بانکی، قابل توجیه نبوده و جایگاه حقوقی ندارد.
پیشینه تحقیق
هرچند برخی عقود اسلامی در ارتباط با بانکداری بدون ربا مورد توجه محققان حوزه حقوق قرار گرفته است و یا برخی کتابها توصیفی از عقود کاربردی در بانکداری را به طور کلی آوردهاند؛ اما تحقیق مستقلی که عقد مزارعه را در بانکداری بدون ربا مورد توجه قرار داده باشد، در ادبیات تحقیق ملاحظه نمیگردد. تنها معدودی از منابع این عقد را بر اساس رویکردهای فقهی بررسی نموده اند. در زیر، ما به پژوهشهایی اشاره مینماییم که به نحوی به موضوع تحقیق نزدیک هستند و تلاش مینماییم به تفکیک کتاب و پایان نامه در راستای اهداف تحقیق به نقد مختصر آنها بپردازیم.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ماحصل این حالت بروز دوگانگی در سیستم شبکه معابر بود. بخش های قدیمی عمدتاًً به وسیله یک یا دو محور جدید به چند پاره تقسیم شدند و شبکه معابر آن ها که با مقیاس انسانی طرح شده بودند با شبکه جدید همخوانی نداشت. در واقع از دیدگاه سلسله مراتبی بدین گونه بود که یک کوچه محلی، ناگهان به یک خیابان عریض شریانی متصل می شد. از این گروه شهرها شیراز، همدان ، یزد و اصفهان مثال بارز این ناهمگونی شبکه جدید و قدیم با یکدیگر میباشند. شبکه در واقع بیشتر نقش ایجاد حرکت و عبور و مرور را دارد و نقش اجتماعی آن کمتر مطرح است. در سال ۱۳۰۳ اولین مقررات عبور و مرور تحت عنوان “نظام نامه” درشکه های عمومی به تصویب رسید که درشکه ها را ملزم به پلاک گذاری و هدایت کنندگان آن را مشمول مقررات درشکه ر انی می کرد.

در سال ۱۰۳۱ اولین گواهینامه رانندگی در ایران صادر شد. در آن زمان فقط ۲۰ نوع علائم رانندگی وجود داشت. هفت سال بعد اولین آموزشگاه رسمی آموزش رانندگی توسط پنج تن از پیشکسوتان اتومبیل چی گری و مکانیک چی گری تأسیس و راه اندازی شد.
بین سالهای ۱۳۰۵ الی ۱۳۰۸ با افزایش ورود خودرو صدور گواهینامه رانندگی نیز آغاز گردید. طبقه بندی گواهینامه های اولیه رانندگی در ایران عبارت بود از: تصدیق درشکه چی، تصدیق گاری چی و تصدیق اتومبیل چی گری.
در سال ۱۳۱۸ آئین نامه راهنمایی و رانندگی از تصویب دادگستری گذشت. در این سال برای اولین بار شهربانی اقدام به تهیه گواهینامه های رانندگی به صورت دفترچه هفت صفحه ای و در قطع ۸*۱۱ سانتی متر نمود. در سال ۱۳۴۰ بر اساس قانون بودجه ۱۳۳۳ گواهینامه های دفترچه ای تبدیل به یکبرگ گردید. این گواهینامه در قطع ۶*۱۱ سانتی متر و مدت اعتبار آن در ۱۱ سال بود. در سال ۱۳۵۵ مدت اعتبار گواهینامه های رانندگی به ده سال افزایش یافت.

در سال ۱۳۴۷ برنامه های آموزش ترافیک توسط اداره پلیس اصفهان تهیه و به مرحله اجرا گذاشته شد. نمونه ای از این برنامه های آموزشی تحت عنوان” آشنایی رانندگان با مقررات راهنمایی و رانندگی” برای رانندگان دستگاه های دولتی توسط اداره پلیس اصفهان ارائه شده بود. شرایط دریافت انواع گواهینامه رانندگی در ماده ۲۲ آئین نامه راهنمایی و رانندگی مصوب سال ۱۳۴۷ مشخص شده است. بزرگترین خلا در این ماده، عدم توجه به امر آموزش متقاضیان است. علیرغم وجود آموزشگاه های رانندگی در سطح کشور، بعلت قانونمند نبودن امر آموزش و اختیاری بودن آن، آموزش توسط بستگان و یا آموزشگاه های تعلیم رانندگی و اغلب بدون رعایت استانداردهای موجود آموزشی انجام می شد.
هر چند در ایران چندین نوع گواهینامه شامل گواهینامه رانندگی خودرو، موتورسیکلت، ویژه و تراکتور چرخ لاستیکی وجود دارد ولی متأسفانه به دلیل عدم توجه به امر آموزش قبل و بعد از دریافت گواهینامه سطح فرهنگ رانندگی و توجه به قوانین، علائم و مقررات و حقوق سایرین در نزد اغلب رانندگان ایرانی بسیار پایین است. البته ذکر این مطلب نیز مهم میباشد که در از سال ۱۳۷۹ اخذ گواهینامه رانندگی در ایران، منوط به آموزش و تعلیم در آموزشگاه های رسمی و گذراندن مدت زمان آموزشی مشخصی تحت نظر مربیان مجرب میباشد.
یکی از علت های اصلی تراکم ترافیک شهری، ضعف فرهنگ ترافیکی در بین شهروندان میباشد. اینکه هنجارهای ترافیکی در جامعه چگونه تعریف شده اند و افراد چقدر خود را موظف به رعایت آن ها می دانند، نشان از میزان فرهنگ پذیری افراد دارد.
پارسنز پدیده فرهنگ را از یک طرف محصول روابط متقابل و از طرف دیگر عامل تعیین کننده این روابط میداند. به پیروی از سنت مردم شناسان، پارسنز فرهنگ را آموزش و پرورش انتقالی و مشترک میداند.(توسلی؛ ۱۳۸۳) یکی از خصوصیات اساسی فرهنگ، انباشتگی و تغییرپذیری آن است. البته باید این نکته را نیز در نظر داشت که اصلاح و جایگزینی یک فرهنگ نیاز به زمان و حوصله فراوانی دارد. انسانها از بدو تولد با دو جریان جامعه پذیری و فرهنگ پذیری روبه رو هستند و هر دو جریان از طریق آموزش و آموختن برای فرد نهادینه می شود. یکی از اساسی ترین راهکارها جهت اصلاح فرهنگ ترافیکی در شهرها به ویژه در سیستم حمل و نقل “آموزش” میباشد.
آموزش فاصله بین شایستگی های موجود با شایستگی های مطلوب را پر میکند و باعث بالا رفتن حس رضایت شهروندان میگردد.(جوانبخت؛ ۱۳۷۸) هدف از آموزش ارائه باور و دیدگاهی جدید، اصلاح باورهای قبلی و حذف برخی اعتقادات غلط است. به عبارت دیگر هدف اصلی و نهایی آموزش، تغییر و اصلاح رفتار انسان است.
مسئولین جهت اجرای طرح آموزش فرهنگ ترافیکی، به طور عمده با ۳ گروه اصلی سروکار دارند. این سه گروه عبارتند از:
۱- عموم شهروندان (عابران پیاده، کودکان، نوجوانان، موتورسواران و کلیه شهروندان)؛
۲- کودکان زیر سن ۷ سال؛ و
۳- بزرگسالان (نوجوانان و جوانان-کلیه رانندگان وسایل نقلیه و مسئولان دست اندرکار در امر حمل و نقل و ترافیک شهری) (آواز و استادی؛ ۱۳۸۸)
به طور کلی برخی از سازمان ها و نهادهایی که میتوانند این سه گروه را در امر آموزش یاری دهند عبارتند از:
۱- خانواده به عنوان اولین و اساسی ترین نهاد؛
۲- آموزش و پرورش؛
۳- شهرداری ها؛
۴- راهنمایی و رانندگی؛ و
۵-رسانه ها. (صدا و سیما- جراید و روزنامه ها)
هر یک از این نهادها از طرق مختلف میتوانند در الگوسازی و اصلاح فرهنگ ترافیکی افراد تاثیر بسزایی داشته باشند. برگزاری کلاس های آموزشی، برگزاری کارگاه های عملی، برگزاری امتحانات متناوب جهت به روزرسانی اطلاعات رانندگان نسبت به قوانین جهت تمدید اعتبار مجوز رانندگی آن ها، تهیه کتب آموزشی برای کودکان، نمایش الگوهای صحیح رانندگی در فیلم ها و حذف الگوهای غیر ارزشی در این راستا، چاپ پوسترها و بروشورهای آمورشی، نصب تابلوهای اطلاع رسانی در سطح خیابان ها و بزرگراه ها از جمله راهکارهای مفید برای ارتقاء فرهنگ و آموزش شهروندان در زمینه مقررات راهنمایی و رانندگی میباشد.
۲-۱۰- چهارچوب نظری
بر اساس مفاهیم تشریح شده، در این قسمت به تفصیل و توضیح چهارچوب نظری مورد استفاده در این تحقیق خواهیم پرداخت. البته باید مدنظر داشت که در این تحقیق از تلفیق نظریه ها استفاده می شود. با توجه به اینکه در این مطالعه، سنجش اخلاق ترافیک شهروندان و میزان تخلفات رانندگی هدف اصلی میباشد، بنابرین باید به کمک نظریه های مختلف به شاخص هایی برای سنجش و ارزیابی این دو مفهوم دست یافت.
اخلاق ترافیک شهروندی مفهوم اصلی در این مطالعه میباشد. همان طور که گفته شد منظور از اخلاق ترافیک شهروندی میزان تعهد و پایبندی افراد به قوانین و مقررات وضع شده در حیطه راهنمایی و رانندگی در شهر اصفهان میباشد. برای سنجش اخلاق و ترافیک شهروندی، از نظریه چلبی استفاده می شود. چلبی برای تحلیل اخلاق، دو بعد اجتماعی و فرهنگی درنظر گرفته است.(چلبی؛ ۱۳۸۵) در مطالعه حاضر نیز برای سنجش اخلاق ترافیک شهروندی دو بعد اجتماعی و فرهنگی در نظر گرفته می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ویلانووا و جوسا[۱۰۵](۲۰۰۳) در بررسی خود به نام «سرمایه اجتماعی به عنوان پدیده مدیریتی» اظهار می دارند که تاکنون مفهوم سرمایه اجتماعی اساساً در مطالعات جدید و برای تحلیل و بررسی منابع ارتباطی موجود در پیوندهای شخصی در جامعه به کار رفته است، به تازگی سرمایه اجتماعی در مطالعاتی در رابطه با زمینه روابط اجتماعی، ارتباطات سازمانی مورد توجه قرار گرفته است. ویلانووا و جوسا برای سرمایه اجتماعی ویژگی های گوناگونی تعیین کردهاند که شامل: اعتماد، ارزش ها و دیدگاه های مشترک، ارتباطات، همکاری، تعهد متقابل، فهم متقابل و شبکه ها میباشد. این دو محقق معتقدند که سرمایه اجتماعی به عنوان پدیده ای مدیریتی، با شاخصه های مذکور، موجب دستیابی به منافع متقابلی می شود که دارایی های ناملموس (سرمایه معنوی) را افزایش میدهد. در نتیجه سرمایه اجتماعی به عنوان یک دارایی نامحسوس همان سرمایه فکری است. از نظر بیکر[۱۰۶] (۱۳۸۲) سرمایه اجتماعی به منابعی اشاره دارد که در شبکه های کسب و کار موجود است و از طریق آن ها در دسترس قرار میگیرد. این منابع شامل اطلاعات، اندیشه ها، راهنمایی ها، فرصت های کسب و کار، سرمایه مالی، قدرت و نفوذ، حمایت عاطفی، حتی حسن نیت، اعتماد و همکاری است.


به همین ترتیب سرمایه اجتماعی در سطح فردی عبارت است از استفاده بهینه از سرمایه انسانی، سرمایه شخصی و شبکه های اجتماعی، سرمایه انسانی به صورت خاص به عنوان توانایی فردی بوده و سرمایه اجتماعی به عنوان فرصتی در سازمان است که به ارائه شبکه هایی می پردازد که در آن ها این فرصت ها به نحو احسن استفاده میشوند. سرمایه اجتماعی در سطح سازمان نشان دهنده ارزش همیارانه سرمایه اجتماعی فردی میباشد (هال[۱۰۷]و همکاران، ۲۰۰۴). برت[۱۰۸](۱۹۹۲) سرمایه اجتماعی را دوستان، همکاران و ارتباطات گسترده ای که از طریق آن ها فرصت های استفاده از سرمایه فیزیکی و انسانی به دست میآید، میداند. رنانی (۱۳۸۱) در خصوص سرمایه اجتماعی اظهار میدارد:
” به طور خلاصه، سرمایه اجتماعی، عبارت از مجموعه نهادها، قوانین، عادات اجتماعی، باورها و ارزش های قواعد رفتاری است که در سازمان مستقر و بر مناسبات اجتماعی کارکنان حاکم اند. با توجه به تعریف فوق، می توان گفت هنگامی که کارکنان کار را فقط به زور و با حضور مقامات مافوق انجام دهند، شایعه پراکنی و تخلفات اداری در سازمان افزایش مییابد و در نهایت هنگامی که کمیته ها و فعالیت های تیمی در سازمان با شکست مواجه میشوند، این نشان دهنده کاهش سرمایه اجتماعی در آن سازمان است” (ص ۱۶).
۲-۲-۱۴)مفهوم سرمایه اجتماعی
سرمایه را می توان در یک تقسیم بندی کلان به چهار دسته تقسیم کرد:
الف) سرمایه فیزیکی که تأسیسات و سازههای علمی را شامل می شود.
ب ) سرمایه مالی که پول و انواع مختلف اوراق مالی را شامل می شود.
ج) سرمایه انسانی که مهارتهای و توانمندی های فردی و جمعی را در بر میگیرد و بالاخره:
د) سرمایه اجتماعی که ناظر بر منابع موجود در تعاملات اجتماعی برای گسترش کنشها و تحصیل اهداف کنشگران اجتماعی است. این تلقی نزدیک به دیدگاه افرادی چون آرو است که معتقدند سرمایه اجتماعی چیزی جز «تعاملات اجتماعی» نیستند. این سرمایه به طور خلاصه در شاخص های زیر تجلی مییابد: الف) وفاداری ب) اعتماد ج) اتصالات اجتماعی د) اقتدار فردی و) هویت سازمانی ز) هنجارهای اجتماعی ح) عمل متقابل ج ) اعتبار (افتخاری، ۱۳۸۲). موضع اجتماعی یا پایگاه اجتماعی فرصتی در شبکه فرصت هاست. به تبعیت از شاتومکا[۱۰۹] (۱۹۹۱) چهار بعد برای موضع اجتماعی قائل هستیم که عبارتند از:
سرمایه اجتماعی، رتبه اجتماعی، نقش اجتماعی و ذهنیت موضعی. منظور از سرمایه اجتماعی گزینهای رابطهای است در ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برای یک موضع یا پایگاه اجتماعی در شبکه تعاملی جامعه برای اشتغال کننده یک موضع اجتماعی گزینه ای رابطه ای، آن موضع میتواند سرمایه بالقوه ای باشد که در روابط اجتماعی تبدیل به ذخایر قدرت، ثروت، نفوذ و معرفت شود (چلبی، ۱۳۷۵: ۳۸). به طور کلی از سرمایه اجتماعی تعاریف مختلفی ارائه گردیده است. یکی از تعاریف مطرح این است که سرمایه اجتماعی، مجموعه هنجارهای موجود در سیستم های اجتماعی است که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه گردیده و موجب پایین آمدن سطح هزینه های تبادلات و ارتباطات میگردد. بر اساس این تعریف مفاهیمی نظیر جامعه مدنی و نهادهای اجتماعی نیز دارای ارتباط مفهومی نزدیک با سرمایه اجتماعی میگردد (فوکویاما، ۱۳۷۹: ۵). بانک جهانی نیز سرمایه اجتماعی را پدیده ای می داند که حاصل تاثیر نهادهای اجتماعی، روابط انسانی و هنجارها بر روی کمیت و کیفیت تعاملات اجتماعی است تجارب این سازمان نشان داده است که این پدیده تاثیر قابل توجهی بر اقتصاد و توسعه کشور های مختلف دارد. سرمایه اجتماعی بر خلاف سایر سرمایه ها به صورت فیزیکی وجود ندارد بلکه حاصل تعاملات و هنجارهای گروهی و اجتماعی بوده و از طرف دیگر افزایش آن میتواند موجب پایین آمدن جدی سطح هزینه های اداره جامعه و نیز هزینه های عملیاتی سازمان ها گردد (بانک جهانی، ۱۹۹۹).
یکی از مفاهیم بسیار مهمی که جامعه شناسان معاصر در بررسی کمیت و کیفیت روابط اجتماعی در جامعه از آن استفاده کردهاند، مفهوم سرمایه اجتماعی میباشد. منظور از سرمایه اجتماعی سرمایه و منابعی است که افراد و گروه ها از طریق پیوند با یکدیگر میتوانند به دست آورند (بوردیو، ۱۹۸۵؛ کلمن، ۱۹۸۸؛ پاتنام، ۱۹۹۳).
ویژگی ذاتی سرمایه اجتماعی این است که در روابط اجتماعی شکل میگیرد. به تعبیر پورتز[۱۱۰] (۱۹۹۸) سرمایه اجتماعی در درون ساختار روابط افراد یافت می شود برای برخورداری از سرمایه اجتماعی فرد باید با دیگران رابطه داشته باشد و در واقع همین دیگران هستند که منبع واقعی برخورداری فرد از مزایا و امتیازات محسوب میشوند. سرمایه یک منبع کلی است که اجتماع، افراد و گروههای اجتماعی و نهایتاً ً کل جامعه از آن استفاده میکنند تا هدف های خود را تحقق بخشند یعنی ابزارهایی که فرد، گروه، نهاد یا جامعه ای برای رسیدن به هدف هایش از آن استفاده میکند سرمایه نامیده میشوند. به طور کلی سرمایه اجتماعی دو جنبه دارد: یکی عینی و دیگری ذهنی. جنبه عینی شبکه ها مربوط به سرمایه آن ها است. جنبه ذهنی آن ها نیز اهمیت دارد چرا که مربوط به هنجارهای اجتماعی است که به عنوان نمونه هایی از هنجارهای اجتماعی می توان به توقع مقابله به مثل، اعتماد، اعتماد برای همکاری، دلسوزی و آگاهی اشاره کرد. واژه سرمایه دال بر آن است که سرمایه اجتماعی همانند سرمایه انسانی یا سرمایه اقتصادی ماهیتی زاینده و مولد دارد. یعنی ما را قادر میسازد ارزش ایجاد کنیم کارها را انجام دهیم. به اهدافمان دست یابیم ماموریتهایمان را در زندگی به اتمام رسانیم و به سهم خویش به دنیایی یاری رسانیم که در آن زندگی میکنیم. وقتی می گوییم سرمایه انسانی زاینده و مولد است، منظور این است که هیچ کس بدون آن موفق نیست و حتی زنده نمی ماند (کلمن، ۱۳۷۷: ۳۰۰). نکته دیگری که باید حتما در رابطه با سرمایه اجتماعی به آن توجه داشت این است که سرمایه اجتماعی قابل تقلیل در سطح فردی نمی باشد (اورستین بیری[۱۱۱]، ۱۹۹۸: ۲۹۰).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۹-۶ دیدگاه ستی
ستی سه رویکرد برای مسئولیت اجتماعی در مورد شرکتها ارائه میدهد و به گونه ای، شرکتها را بر اساس میزان مسئولیت پذیری دسته بندی میکند:


۱)رویکرد تعهد اجتماعی
۲)رویکرد مسئولیت اجتماعی
۳)رویکرد حساسیت اجتماعی یا مسئولیت اجتماعی پیش گیرانه
همان طور که جدول زیر نشان میدهد، هر کدام از سه رویکرد ستی شامل رفتار هایی می شود که تلاش های نسبتاً دشوار را در رابطه با انجام فعالیت های مسئولیت اجتماعی بازتاب میدهد.
به طور کلی شرکت هایی که از طریق رفتارها و فعالیت های همسو با رویکرد حساسیت اجتماعی سازماندهی شوند، نسبت به شرکت هایی که از طریق رفتارها و فعالیتهای همسو با رویکرد مسئولیت اجتماعی یا رویکرد تعهد اجتماعی سازماندهی شدند ، از نظر اجتماعی حساسترند. همچنین شرکت هایی که از طریق رویکرد مسئولیت اجتماعی سازمان دهی شده اند، نسبت به شرکت هایی که از طریق رویکرد تعهد اجتماعی سازمان دهی شده اند، به طور کلی سطوح بیشتری از حساسیت اجتماعی به دست می آورند.
سه رویکرد مسئولیت اجتماعی و انواع اقدامات همراه آن به صورت ذیل است
رویکرد ۱: تعهدات اجتماعی تجویزی
اهمیت و ابعاد رفتاری
منحصر کردن مشروعیت تنها به ملاک های قانونی و اقتصادی؛ عدم نقض قوانین؛ همسان کردن عملکرد سودهی از طریق تحقق انتظارات اجتماعی
جستجو برای مشروعیت
انتظار می رود مدیران طبق استانداردهای اخلاقی شان عمل کنند
معیارهای اخلاقی
تا حدی به عنوان محدودیت سهامداران تعبیر می شود؛ رقابت، امتیازات ویژه آن را در برابر دیگران تضمین میکند
مسئولیت اجتماعی برای فعالیت های شرکت
تنظیم تدافعی و استثمار گرایانه؛ به حداکثر رساندن بیرونی سازی هزینه ها
استراتژی اجرا
دورنمای عمومی را کمی حفظ میکند، اما اگر تحریک شود، از روش روابط عمومی ورسانه ای استفاده میکند تا افکار عمومی را در مورد خودش ارتقاء دهد؛
هر گونه عدم اثر بخشی را رد میکند؛ نارضایتی عمومی را در مورد بی اعتنایی یا شکست در درک عملکرد شرکت را سرزنش میکند؛ تنها زمانی اطلاعات فراهم میکند که از نظر قانونی ملزم شده باشد.
واکنش به رفتارهای اجتماعی
قویاً در برابر هر گونه نظارت بر فعالیت هایش مقاومت میکند، مگر اینکه برای حفاظت از موقعیت بازاری اش مفید باشد؛ از ارتباطات خودداری میکند؛ در برابرهر گونه ارائه اطلاعات که فراتر از التزام قانونی باشد، مقاومت میکند.
فعالیت هایی که شایسته اقدامات دولت است
به دنبال حفظ وضعیت موجود است ؛ کاملاً مخالف قوانینی که هزینه های بیرونی سازی شده قبلی را درونی سازی میکند است؛ به دنبال ادامه فعالیت های مخفی نفوذی است.
فعالیت های سیاسی و قانونی
تنها زمانی کمک میکند که آن منافع مستقیم و آشکاری را در پی داشته باشد؛ در غیر این صورت کمک ها را به عنوان مسئولیت در قبال کارکنان شخصی می پندارد.
بشر دوستی
رویکرد ۲: مسئولیت اجتماعی تجویزی
اهمیت و ابعاد رفتاری
جستجو برای مشروعیت مایل به بررسی و پذیرش گسترده تر ملاکهای فرا بازاری و فرا قانونی جهت ارزیابی عملکرد شرکت و نقش اجتماعی آن است
جستجو برای مشروعیت
معیارهای مربوط به جامعه را توصیف میکند: برای مثال شهروندی شرکتی خوب؛ ازاقدام اخلاقی در مورد مسائلی که ممکن است به منافع اقتصادی صدمه بزند یا برخلاف معیارهای اجتماعی (دیدگاه اکثریت) غالب باشد، خودداری میکند.
معیارهای خلاقی
معیارهای مربوط به جامعه را توصیف میکند: برای مثال شهروندی شرکتی خوب؛ ازاقدام اخلاقی در مورد مسائلی که ممکن است به منافع اقتصادی صدمه بزند یا برخلاف معیارهای اجتماعی (دیدگاه اکثریت) غالب باشد، خودداری میکند.
معیارهای خلاقی
تا حدی منحصر به اهداف قانونی است، اما آن قدر گسترش یافته که شامل گروه هایی می شود که تحت تاثیر اقدامات قرارگرفته اند؛ مدیریت بیشتر به صورت ظاهری است
مسئولیت اجتماعی برای فعالیت های شرکت
تنظیم واکنش؛ هر جا که قابل شناسایی باشد، هزینه های قبلی را درونی سازی میکند؛ استانداردهای جاری محیط زیست اجتماعی و فیزیکی را حفظ میکند؛ به قربانیان آلودگی ها و دیگر فعالیتهای مربوط به شرکت غرامت میپردازد، حتی درصورت عدم وجود قوانین واضح در این زمینه؛ استانداردهای گسترده صنعتی را توسعه میدهد
استراتژی اجرا
مسئولیت حل مشکلات جاری را می پذیرد؛ عدم اثربخشی را در اقدامات قبلی می پذیرد و تلاش میکند تا جامعه را متقاعد کند که اقدامات کنونی اش مطابق معیارهای اجتماعی است؛ تلاش برای دلجویی از منتقدان؛ ارائه اطلاعات آزادانه تر به جامعه
واکنش به رفتارهای اجتماعی
اختیار مدیریتی را در تصمیمات شرکتی حفظ میکند، اما با دولت نیز برای تحقیق جهت بهبود استاندارد صنعتی همکاری میکند؛ در فرآیندهای سیاسی مشارکت میکنند و کارکنان را نیز تشویق میکند به همین صورت عمل کنند
فعالیت های شایسته اقدامات دولت
مایل به همکاری با گروههای غیر عضو برای قوانین خوب زیست محیطی است؛
لزوم تغییر را در برخی قوانین موجود تصدیق میکند
فعالیت های سیاسی و قانونی
به برنامه های غیرجنجالی و پایدار کمک کرده ؛ کمک های کارکنان را هماهنگ میکند
بشر دوستی
رویکرد ۳: مسئولیت اجتماعی پیشگویانه و پیشگیرانه
اهمیت و ابعاد رفتاری
نقش خودش را همان طور که توسط سیستم اجتماعی توصیف شده، می پذیرد وبنابراین وابسته به تغییر است، اهمیت اقدامات سوددهی را سازماندهی مجدد میکند اما شامل ملاکهای دیگر نیز می شود.
.جستجو برای مشروعیت
قدم های قاطعی در مورد مسائل جامعه برمی دارد؛ از معیارهای اخلاقی و سازمانی پیروی میکند حتی اگر احتمال رود این موارد برای منافع مستقیم اقتصادی خود مضر باشد.
معیارهای اخلاقی
مایل به توجیه اقدامات در برابر دیگر گروه ها، حتی کسانی که به طور مستقیم تحت تاثیر اقداماتش قرار نگرفته است
مسئولیت اجتماعی برای فعالیت های شرکت
تنظیم کنشی، در توسعه و تنظیم فناوری جدید برای حفاظت کنندگان محیط زیست، پیشتاز است؛ عوارض جانبی فعالیتهای شرکت را ارزیابی میکند و آن ها را محدود به اقدامات قبلی میکند؛ تغییرات اجتماعی آینده را پیشبینی میکند وساختارهای درونی را در راستای آن توسعه میدهد
استراتژی اجرا
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۹-۳٫عوامل دارویی
داروهای متعددی می توانند محرک آسم باشد. بلاکرهای β آدرنرژیک معمولاً به صورت حاد آسم را بدتر میکنند و استفاده از آنها ممکن است کشنده باشد. مکانیسمهای این امر کاملاً روشن نیست،ولی احتمالاً با افزایش انقباض برونشی کولینرژیک مرتبط است. باید از تمام β بلاکرها اجتناب شود و حتی ۲β بلاکرهای انتخابی و یا استفاده موضعی (مثل قطرههای چشمی تیمولول) می توانند خطرناک باشند. مهار کننده های آنزیم مبدل آنژیوتانسین از لحاظ تئوری مضر هستند چرا که مانع شکسته شدن کینینها (که منقبض کننده برونش میباشند)،میشوند؛در هر حال،ندرتاً موجب بدتر شدن آسم میشوند و سرفههای شاخص ناشی از آن،نیست. آسپیرین می تواند موجب بدتر شدن آسم در بعضی بیماران شود.

۲-۹-۴٫ورزش
ورزش به ویژه در کودکان یک محرک شایع برای آسم است. مکانیسم آن مربوط به هایپرونتیلاسیون است که منجر به افزایش اسمولالیتی در مایعات اطراف مجاری هوایی و افزایش آزاد شدن مدیاتورهای ماست سل می شود؛این موارد انقباض برونش میگردند. آسم القا شده توسط ورزش (ELA)[16] به طور معمول بعد از اتمام ورزش آغاز می شود و به طور خود به خود طی ۳۰ دقیقه بهبود مییابد. ELA در آب و هوای سرد و خشک نسبت به آب و هوای گرم و مرطوب بدتر می شود. به این دلیل،ELA در ورزشهایی نظیر دومیدانی در هوای سرد،اسکی و هاکی روی یخ نسبت به شنا شدیدتر میباشد. ممکن است به وسیله استفاده قبلی از ۲β- آگونیست و آنتیلوکوترینها بتوان از ELA جلوگیری کرد،ولی بهترین پیشگیری به واسطه درمان منظم با ICS است که باعث کاهش جمعیت ماستسلهای سطحی مورد نیاز برای این پاسخ میشوند.

۲-۹-۵٫عوامل فیزیکی
هوای سرد و هایپرونتیلاسیون می توانند به واسطه مکانیسمهایی مشابه ورزش موجب تحریک آسم شوند. قاهقاه خندیدن هم می تواند یک محرک باشد. بسیاری از بیماران بیان کرده اند که آسم آنها در هوای گرم و تغییرات هوا بدتر می شود. بعضی از بیماران مبتلا به آسم وقتی با عطرها و ادکلنهای قوی مواجه میشوند،بدتر میگردند ولی مکانیسم این پاسخ نامشخص است.
۲-۹-۶٫غذا
شواهد کمی مبنی بر افزایشعلائم آسم در اثر واکنشهای آلرژیک نسبت به غذا وجود دارد،در حالی که بسیاری از بیماران عقیده دارند که علائمشان در مقابل بعضی از غذاهای خاص بدتر می شود. رژیمهای ممانعتی[۱۷]معمولاً در کاهش تعداد دوره های آسم ناموفق هستند. بعضی غذاها نظیر صدف و آجیل،ممکن است باعث القای واکنشهای آنافیلاکتیک شامل ویزینگ شوند. بیماران مبتلا به آسم القا شده توسط آسپیرین ممکن است از رژیمهای بدون سالسیلات سود ببرند،ولی حفظ این روش سخت میباشد. افزودنیهای خاص غذایی ممکن است محرک آسم باشند. متابیسولفیت[۱۸](که به عنوان یک نگهدارنده غذایی به کار میرود)می تواند از طریق آزاد کردن گاز سولفور دیاکسید در معده،موجب تحریک آسم شود. تارترازین[۱۹](یک عامل زرد رنگ کردن غذا)قبلاً به عنوان محرک آسم به شمار میرفت،ولی شواهد اندکی برای این موضوع وجود دارد.
۲-۹-۷٫عوامل شغلی
مواد متنوعی در محیط کار یافت شدهاند که می توانند به عنوان عوامل حساسکننده (همان طور که در بالا بحث شد) و هم چنین محرکهای افزایش علائم آسم عمل نمایند. آسم شغلی به طور مشخص همراه با بروز علائم در هنگام کار و بهبودی در تعطیلات آخر هفته و اوقات فراغت میباشد. اگر مواجهه در ۶ ماه اول بروز علائم رفع شود،معمولاً بهبود کامل حاصل می شود. علائم مداومتر منجر به تغییرات زود هنگام و اجتناب از مواجهه مهم است.
۲-۹-۸٫عوامل هورمونی
آسم در بعضی از خانمها پیش از قاعدگی تشدید می شود که گاهی می تواند بسیار شدید باشد. مکانیسمهای این امر کاملاً درک نشده است ولی به کاهش میزان پروژسترون مربوط است و در موارد بسیار شدید می تواند به واسطه درمان با دوزهای بالای پروژسترون و فاکتوهای آزاد کننده گنادوتروپین بهبود پیدا کند. تیروتوکسیکوز و هایپوتیروئیدی می توانند موجب بدتر شدن آسم شوند اگر چه مکانیسمها هنوز کاملاً شناخته شده نیست.
۲-۹-۹٫ریفلاکس معدی مروی[۲۰]
ریفلاکس گاستروازوفاژیال در بیماران مبتلا به آسم شایع است. چرا که برونکودیلاتورها موجب افزایش آن میشوند. با وجود اینکه ریفلاکس اسید می تواند انقباض برونشی رفلکسی را تحریک کند،به ندرت سبب علائم آسم می شود و درمان آنتیریفلاکس در کاهش علائم آسم در اکثر بیماران ناموفق است.
۲-۹-۱۰٫استرس
بسیاری از بیماران مبتلا به آسم میگویند که علائم بیماریشان با استرس بدتر می شود. شکی وجود ندارد که فاکتورهای روانی از طریق مسیرهای رفلکس کولینرژیک می توانند سبب القای انقباض برونش شوند. به طور متناقض،استرس بسیار شدید،مثل عزاداری، معمولاً منجر به بدتر شدن آسم نمی شود و حتی می تواند موجب بهبود آسم شود.
۲-۱۰٫پاتوفیزیولوژی
محدودیت جریان هوا عمدتاًً به علت انقباض برونشهاست،اما ادم مجاری هوایی،احقان عروقی،و انسداد مجاری به وسیله اگزودا هم می توانند موجب این امر شوند. این موضوع منجر به کاهش حجم بازدمی فشاری در یک ثانیه (FEV1)، نسبت FEV1به ظرفیت حیاتی فشاری (FVC)[21] و قله جریان بازدمی (PEF)[22] و همین طور افزایش مقاومت مجاری هوایی می شود. بسته شدن زودرس مجاری هوایی محیطی منجر به پر هوایی (احتباس هوا[۲۳]) وافزایش حجم باقیمانده (به ویژه در تشدیدهای حاد و در آسم شدید پایدار) می شود. در موارد شدیدتر آسم، کاهش تهویه و افزایش جریان خون ریوی منجر به عدم تناسب تهویهو خونرسانی و پرخونی برونشیال می شود. نارسایی تهویه حتی در بیماران مبتلا به آسم خیلی شدید،هم ناشایع است و PCO2شریانی بر اثر افزایش تهویه کاهش مییابد.
۲-۱۰-۱٫افزایش پاسخ دهی مجاری هوایی
AHR اختلال فیزیولوژیک بارز آسم میباشد و بیانگر پاسخ بیش از حد منقبض کنندگی برونشی نسبت به محرکهای استنشاقی متعدد (که بر مجاری هوایی طبیعی هیچ اثری ندارند) میباشد. افزایش AHR به تناوب علائم آسم مربوط است؛و به این علت یک هدف مهم درمان،کاهش AHR است. افزایش پاسخدهی انقباض برونشی در استفاده از تنگکننده های برونشی مستقیم نظیر هیستامین و متاکولین (که باعث انقباض عضلات صاف مجاری هوایی میشوند) دیده می شود،ولی این موضوع به طور بارز در بسیاری از محرکهای غیرمستقیم که منجر به آزاد شدن منقبض کننده های عروقی از ماستسلها می شود و یا اعصاب حسی را فعال می کند،نیز دیده می شود. به نظر میرسد که اکثر محرکهای علائم آسم شامل آلرژنها،ورزش،هایپرونتیلاسیون،مه دود(از طریق فعال کردن ماستسلها)،گردو غبار آزارنده،و سولفور دی اکساید (از طریق رفلکس کولینرژیک)،به طور مستقیم عمل می نماید.
۲-۱۱٫ویژگی های بالینی و تشخیصی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۸-۳- لزوم تشخیص دادگاه
مطابق ماده۱۰۱۱ قانون مدنی غایب مفقودالاثر کسی است که از غیبت او مدت بالنسبه مدیدی گذشته و از او به هیچ وجه خبری نباشد . نتیجه اینکه منظور از «غیبت » مورد بحث در شرط هشتم مندرج در سند نکاحیه شخص غایب مفقودالاثر نیست . غیبت زوج با فرجه «شش ماهه» درشرط ذکر گردیده است ، مفهوم آن این است که شوهر به مدت شش ماه متوالی و پی در پی غیبت نموده ، حتی اگر پس از شش ماه به نزد همسرش آمده و مراجعت نموده باشد به جهت تحقق شرط ضمن عقد ، زوجه حق وکالت در طلاق را دارد . نکته دیگر « ناموجه بودن » غیبت شوهر در شش ماه متوالی است . چنانچه زوج برای غیبت شش ماهه خود عذر موجهی ارائه نماید ، مانند اینکه در دست دشمنان اسیر شده یا محبوس گردیده و یا در حالت اغما و بیهوشی به سر برده و یا … دلایل دیگری که دادگاه عذر وی را موجه تشخیص دهد ، زوجه حق وکالت در اجرای طلاق را نخواهد داشت .


۲-۲-۸-۴- نقد و بررسی
در این بند ذکر شده است که «زوج زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترک کند، تشخیص ….با دادگاه است ویا شش ماه متوالی بدون عذر موجه از نظر دادگاه غیبت کند»
در نقد این بند می توان گفت تشخیص عذر برای ترک زندگی خانوادگی از طرف مرد کار بسیار دشواری است که بر عهده دادگاه گذارده شده است. در بسیاری از مشکلات خانوادگی که بین زوجین اتفاق می افتد نزدیکان آن ها نیز به دشواری صلاحیت و توان تشخیص را پیدا میکنند. البته باز هم عبارت بدون عذر موجه قید شده است. غیبت مرد اگر به واسطه کار یا کسب درآمد باشد منطقی به نظر میرسد اما باز هم در مواردی تشخیص دشوار می شود. برای مثال بحث و مشاجره بین زن و مرد را می توان از مصادیق عذر موجه تلقی کرد. به نظر میرسد با توصیفی که این متن به دست میدهد تفسیر مصادیق آن دشوار باشد. (امیدی فر، ۱۳۷۷، ص۳۷)
۲-۲-۹- محکومیت قطعی زوج در اثر ارتکاب جرم واجراء هر گونه مجازات
نهمین بند از شرط وکالت در طلاق، مربوط به محکومیت قطعى زوج در اثر ارتکاب جرم مى باشد. تمیز اینگونه جرایم جنبه نوعى و کلى ندارد، بلکه داورى دادگاه بـستگى بـه اوضـاع و احـوال و موقعیت طرفین دارد. در اینگونه جـرایم، مرتکـب بایـد بـه موجـب حکـم قطعـى محکوم شده باشد و آن باعـث سرشکـستگى همـسر مجـرم در جامعـه شـود ، بـه گونهاى که در نظر عرف تحمل چنین وضعى براى او مشقت بـار باشـد. قانونگـذار، معیار عرفى و شخصى را با هم درآمیخته است؛ بدین معنا که داورى دادگاه در باب از بین رفتن حیثیت و شئونات خانوادگى جنبه نوعى و عرفـى دارد؛ یعنـى قـضاوت عمومى درباره زن و شوهر، نه درجه حساسیت خودشـان در برابـر جـرم؛ بـرخلاف درجه جرم که جنبه شخصى دارد. گفتنی است عفـو مجـرم و پایـان یـافتن مـدت زنـدان او هنگـام درخواسـت طـلاق، اثـرى در قبـول آن نـدارد؛ زیـرا شرمـسارى تحملناپذیری همسر را از بین نمىبرد. در این بند میزان مجازات مطـرح نیـست و صرف محکومیت قطعى کافى است.
۲-۲-۹-۱- قطعی بودن محکومیت زوج براثر ارتکاب جرم
محکومیت قطعی زوج در اثر ارتکاب جرم و اجرای هر گونه مجازات اعم از حد و تعزیر در اثر ارتکاب جرمی که مغایر با حیثیت خانوادگی و شان زوجه باشد . تشخیص اینکه مجازات با حیثیت و شان خانوادگی است با توجه به وضع و موقعیت زوجه و عرف و موازین دیگر با دادگاه است .
حد در لغت به معنی منع و بند،مطلق مجازات،قانون الزامی و به معانی اخص دیگری مانند تعزیر و قصاص و دیات به کار برده شده است. (لنگرودی ،۱۳۸۵، ص ۲۱۱)
ماده ۱۳ قانون مجازات اسلامی در تعریف حد مقرر میدارد:
«حد به مجازاتی گفته می شود که نوع و میزان و کیفیت آن در شرع تعیین شده است.»
بر هیچ انسان منصف و مسلمانی پوشیده نیست که حدود از احکام مسلم و قطعی اسلام است و تمامی فقهیان بر آن باور دارند.آیات کتاب خدا و روایات اهل بیت نیز در این موضوع صراحت دارند.[۲] آیات بسیاری در قرآن مجید به بحث حدود و انواع آن پرداختهاند.
از نظر حقوق کیفری ملاک اعمال تعزیر ارتکاب رفتاری است که قانون آن را مجرمانه بداند و برای آن تعزیر معین کند. پس نمی توان به استناد موجبات فقهی تعزیر،رفتاری را که از نظر قانونی جرم نیست هر چند ناپسند و خطرناک باشد مورد تعزیر قرار داد. منطوق اصل ۱۶۷ قانون اساسی[۳] نیز مجوز جعل مجرمانه و اعمال مجازات تعزیری بر اساس منابع معتبر اسلامی و فتاوی فقها نیست،زیرا در قلمرو تعیین جرایم و مجازاتهای اصل ۳۶ قانون اساسی[۴] مخصص و حاکم بر اصل ۱۶۷ است ،به گونه ای که قاضی را موظف میکند حکم به مجازات تعزیری را منحصراً مستند به قانون کند. (عینی نجف آبادی، ۱۳۷۶،ص ۱۲)
در شرط نهم بدون ذکر میزان حبس ، به نوع خاصی از مجازات « حد و تعزیر » اشاره شده است. در حالی که مجازات مقرر در شرط ششم، تنها از نوع «حبس» بود.جرایمی مانند سرقتی که فاقد شرایط اجرای حد باشد و جعل و تزویر و تهیه و ترویج سکه تقلبی، ارتشائ، ربا و کلاهبرداری و … از جرایم تعزیری میباشد که حسب مورد با توجه به شرایط و موارد مذکور در قانون مجازات اسلامی مجازات تعزیری خاصی دارد.
۲-۲-۹-۲- اجرای هر گونه مجازات در اثرارتکاب جرم مغایر با حیثیت خانوادگی و شئون زوجه
قید دیگری که در شرط نهم از شرایط ضمن عقد ذکر گردیده ، مغایرت جرم ارتکابی توسط شوهر با شیونات و حیثیت خانوادگی زوجه است .تشخیص اینکه جرم و مجازات به عمل آمده مغایر با حیثیت و شیونات خانوادگی زوجه است، با دادگاه میباشد. قهراً در مواردی که زوجه نیز همانند زوج به لحاظ انجام بزه به مجازات حدی یا تعزیری محکوم شده باشد ، نمی تواند به استناد شرط نهم از شروط ضمن عقد، ارتکاب جرم و اجرای مجازات شوهر خود را خلاف شیونات و حیثیت خود عنوان نماید و به استناد آن تقاضای طلاق نماید.
۲-۲-۹-۳- لزوم تشخیص مغایرت مجازات با حیثیت و شئون خانوادگی توسط دادگاه
قید دیگری که در شرط نهم از شرایط ضمن عقد ذکر گردیده ، مغایرت جرم ارتکابی توسط شوهر با شیونات و حیثیت خانوادگی زوجه است .تشخیص اینکه جرم و مجازات به عمل آمده مغایر با حیثیت و شیونات خانوادگی زوجه است ، با دادگاه میباشد.
قهرا در مواردی که زوجه نیز همانند زوج به لحاظ انجام بزه به مجازات حدییا تعزیری محکوم شده باشد ، نمی تواند به استناد شرط نهم از شروط ضمن عقد ، ارتکاب جرم و اجرای مجازات شوهر خود را خلاف شیونات و حیثیت خود عنوان نماید و به استناد آن تقاضای طلاق نماید. (بروجردی عبده،۱۳۸۰،ص۲۱۹)
۲-۲-۱۰- در صورتی که پس از گذشت ۵ سال
بند دهم از شرط وکالت در طلاق، اختصاص به عقیم بودن مـرد دارد. ارضاى حس مادرى از عمیقترین کششهـایى اسـت کـه در نهـاد یـک زن وجود دارد و این میل طبیعى راز بقاى نـوع بـشر و از ارکـان سرنوشـت اوسـت؛ از اینرو، در برخى موارد نمیتوان از آن منصرف شد. بر ایـن اسـاس، اگـر قانونگـذار ناامیدى از بچه دار شدن را از موجبات به کارگیرى حق وکالت در طلاق بـشمارد در واقع، به یکى از عالیترین عواطف انسانى احترام گذارده اسـت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در قرن بیست که اوج پیشرفت علم سازمان و مدیریت است، بسیاری فراموش میکنند با کارکنان خود به عنوان انسانهایی که روح الهی دارند برخورد کنند و استعداد های الهی آن ها را که منشاء همه بهره وریها و خلاقیت هاست در محیط کار شکوفا کنند. اما از اواخر قرن بیستم موضوع معنویت در سازمان و مدیریت مورد توجه محققان و اندیشمندان قرار میگیرد به نحوی که حدود سال ۱۹۹۲ افزایش ناگهانی کنفرانسها و کارگاه های مربوط به معنویت در محیط کار و مقالات و کتابهای فراوانی در این زمینه مشاهده می شود(زاهدی،۱۳۸۷، ۲).


درگیری کارکنان در کار مفهومی است که اخیراً وارد مباحث سازمانی شده وبیش از دو دهه از ظهور آن نمی گذرد. کارکنان درگیر در کار کارکنانی شاداب، پر انرژی و بهره ورند که تمایل زیادی برای صرف تلاش و کوشش فراوان در راستای اهداف کاری و سازمانی از خود نشان میدهند. این مفهوم را اولین بار “کان” در سال ۱۹۹۰ وارد مباحث سازمانی نمود. وی درگیری را” وضعیتی روانشناختی که در آن فرد خود را مطیع و تحت امر نقش کاری اش در سازمان در می آورد” . تعریف میکند (کان[۳] ، ۱۹۹۰، ۶۰۴) کارکنان درگیر در کار ، معمولا پر انرژی و فعال اند ، به طور مثبتی با کار خود ارتباط برقرار کرده وسعی شان بر این است که کارشان را به طور اثربخشی به انجام برسانند. (کورنکو[۴] و دیگران ،۲۰۰۶،۳۰۰) بر خلاف کارکنان درگیر در کار ؛ کارکنان غیردرگیر خود را از انجام نقش کاریشان کنار کشیده ، به طور عاطفی و شناختی عقب می نشینند. آن ها وظایف کاری خود را به طور ناقص انجام میدهند ،رفتار آن ها فاقد تلاش و کوشش لازم بوده و تبدیل به آدمواره های بی روح با حرکاتی ساعت وار و غیر ارادی میگردند. (لوتانس و پترسون[۵] ، ۲۰۰۲ ، ۲۷۸) . بر این اساس درگیری کارکنان در کار اهمیت والایی مییابد.

نتایج تحقیقات نشان میدهد که کارکنان در گیر در کار تمایل بیشتری نسبت به رفتار های فرانقش به خصوص نسبت به مشتریان سازمان از خود نشان داده، ( ملینر[۶] و دیگران، ۲۰۰۸ ،۳۲۹) عملکرد بالاتری داشته، در نتیجه مشتریانی که با چنین کارکنانی در تعامل اند، راضی تر و وفادارترند.(سالانوا، اگوت و پیرو[۷] ، ۲۰۰۵، ۱۲۴). در این که چه عواملی تعیین کننده میزان درگیری کارکنان در کار میگردد، هنوز اتفاق نظرکاملی وجود ندارد . پژوهشگران مجموعه ای از عوامل مختلف فردی ، شغلی و محیط کار را مؤثر در درگیری می دانند.(ملو و ویلدرورث و پاکن[۸] ،۲۰۰۸،۲۱۰)از جمله عوامل مهمی میتواند درگیری کارکنان در کار را تحت تاثیر قرار دهد؛ بحث معنویت در محیط کار است.
حال در این تحقیق رابطه معنویت در محیط کار با درگیری کارکنان در کار در بین کارمندان سازمان جهاد کشاورزی استان قم مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در این تحقیق محقق به دنبال پاسخ به این سوال است که ” چه رابطه ای بین معنویت در کار[۹] با درگیری در کار[۱۰] وجود دارد ؟
الف ) اهمیت و ضرورت نظری تحقیق :
زندگی بدون کار بی معنی می شود، اما کار بی روح، زندگی را تباه کرده و می میراند.لذا مردم علاقه زیادی دارند که معنویت را نه تنها در امو شخصی بلکه در کار و سایر سطوح زندگی تجربه کنند(مقیمی،۱۳۸۶: ۱).
انسان ها وارد دوران جدید و بی سابقه ای در زندگی خود شده اند ؛ دورانی که در آن، دنیا بهشدت در حال تغییر و تحول است . سازمان ها در چنین عصری همواره در دو لبه نظم و بینظمی قرار دارند و دائم بین دو حالت تناقض نما، در رفت و آمدند.طی چهار صد سال گذشته، غرب بین دنیای بیرونی و دنیای درونی تفاوت قائل شده است و فعالیت های دنیوی را از اموری مثل مذهب، معنویت و عرفان به کلی جدا کردهاست(نیل و بایبرمن[۱۱]،۲۰۰۳ :۳۶۳ ).
پارادایم مدرن، صرفا به چارچوب حقوقی، سیاسی و اقتصادی انسان می پردازد و جنبههای درونی حیات را امورخصوصی تلقی میکند که هر کس باید مطابق سلیقه خود به آن ها بپردازد . به دیگر سخن :پارادایم مدرن، که به کل عالم گسترش یافته و تأمین رفاه انسان را به عهده گرفته است، مناطق وسیعی از قلمرو حساسیت بشری را متروک گذاشته و زمینه ای را فراهم کردهاست تا انسان ها و بهخصوص انسان های غربی نوعی احساس نارضایتی و بی قراری داشته باشند . به همین دلیل است که آن ها برای پر کردن خلأ معنوی خود گرایش زیادی به سمت معنویت، مذهب وآیین های معنوی، به ویژه آیین های شرق آسیا نشان میدهند(شایگان، ۱۳۸۱،۳۱)

از اواخر قرن گذشته، در دهه نود قرن بیستم نوعی یکپارچگی مجدد بین زندگی بیرونی و درونی در حال شکل گیری بوده است . یکی از حوزه های مهمی که این یکپارچگی در آن مطرح شده است، محیط کسب و کار سازمان ها میباشد(نیل و بایبرمن، ۲۰۰۳ ؛ نک و میلیمن[۱۲]، ۱۹۹۴وانگرمارش و کونلی[۱۳]،۱۹۹۹) .ورود مفاهیمی همچون اخلاق، حقیقت، باور به خدا یا نیرویی برتر، درستکاری، وجدان، رادمردی و گذشت، اعتماد، بخشش، مهربانی، احساسات، ملاحظه، معناجویی در کار، همبستگی با همکاران، تشویق همکاران، احساس صلح و هماهنگی، نوع دوستی، و… به پژوهش ها و اقدامات مدیریتی و کسب و کار، همه حکایت از ظهور پارادایم جدیدی دارند . به عقیده بسیاری از محققان، این پارادایم جدید محیط کار که برگرفته از فیزیک کوانتوم، علوم سایبرنتیک، نظریه آشوب، علوم شناختی، مذاهب و آیین های شرقی و غربی میباشد و در واقع عکس العملی به پارادایم خشک و مکانیستی مدرن است؛ پارادایم معنویت میباشد (بایبرمن و ویتی[۱۴]، ۱۹۹۷ ؛بولمن و دیل[۱۵]، ۱۹۹۵). بنابرین معنویت در سازمان ها پدیده نوظهوری است که توجه بسیاری از صاحبنظران مدیریت و سازمان و همچنین مدیران را در سطوح مختلف به خود جلب کردهاست .بر این اساس، بسیاری از آنان معنویت را به عنوان منبعی پایدار برای سازمان ها دانسته اند که می تواند به آن ها در زمانهای پرتلاطم و آشوب زده یاری رساند و تناقضنمایی نظم و بی نظمی در سازمان را حل و فصل کند و بدون طرد هر یک، آنان را به صورت مقتضی به کار ببندد، چرا که سازمانها برای فعالیت مستمر در عرصه های مختلف، نیازمند رفت وآمد همیشگی بین دو حالت تغییر و ثبات هستند(کاواناق[۱۶]،۱۹۹۹)
همچنین از متغیر های مهمی که در این تحقیق به سنجش و تبیین آن می پردازیم ، حالتی به نام درگیری در کار در کارکنان است. این مفهوم که اخیراً وارد مباحث سازمانی و منابع انسانی شده است ، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. چراکه پژوهشها نشان میدهد که با بهره وری (هارتر ، اسمیت و هایز[۱۷]،۲۰۰۲) ، رابطه داشته و مستقیما و بیشتر تحت تاثیر عوامل شغلی و محیط کاری میباشد. کارکنان در گیر در کار معمولا کار خود را دوست داشته ، برای آن اهمیت قائل بوده و در جهت تحقق اهداف کاری خود حداکثر ظرفیتهای ذهنی و جسمی خود را به کار می گیرند.
ب ) اهمیت و ضرورت کاربردی تحقیق :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شولمن[۵۴] و کرنکه[۵۵] (۱۹۹۰) در بررسی خود بر روی ۳۵۳ نوجوان سبک های کنارآمدن با فشار روانی را به دو دسته تقسیم میکنند. مقابله فعال که شخص از منابع اجتماعی و یا فرآیندهای شناختی کمک میگیرد و مقابله نامتناسب که شخص از برخورد با مشکل صرف نظر میکند (دانشیان ، ۱۳۷۸).

از طرفی لازاروس و فولکمن در آخرین دسته بندی خود از انواع مهارت های مقابله ، هشت سبک مقابله را توصیف میکنند که عبارتند از:
۱- مقابله رویاروگر که مبین تلاش های پرخاشگرانه جهت تغییر موقعیت بوده و درجاتی از خصومت و خطر طلبی را ارائه میدهد.۲- دوری جویی و اجتناب. در این نوع مقابله فرد با کمک تلاش های شناختی خویش ، خود را از موقعیت جدا کرده و آن را کم اهمیت جلوه میدهد و به عبارتی خود را به دست سرنوشت میسپارد. ۳- خویشتن داری که از طریق آن فرد سعی میکند احساسات و اعمال خود را تنظیم کند و اصطلاحاً با حساب و کتاب با مشکل برخورد نماید.۴- جستجوی حمایت اجتماعی. در این نوع سبک مقابله ، فرد در پی کسب حمایت اطلاعاتی یا هیجانی دیگران است و سعی میکند از طریق مشورت و رایزنی از نظرات و تجارب دیگران بهره ببرد.۵- مسئولیت پذیری. در این نوع فرد با پذیرش نقش خویش در بروز مشکل تلاش آگاهانه تری را برای حل مسئله به کار میگیرد. ۶- گریز- اجتناب : این سبک مقابلهای توصیف کننده تفکر آرزویی و تلاش های رفتاری جهت گریز و اجتناب از مشکل است که در طی آن فرد ناباورانه از واقعیات به تخیلات پناه میبرد و در واقع به نوعی دست به انکار می زند. ۷- حل مدبرانه مسئله. این نوع برخورد با فشار روانی و منابع ایجاد کننده آن توصیف کننده تلاش های اندیشمندانه مشکل مدار جهت تغییر موقعیت است که با روی آوری تحلیلی به حل مسئله همراه است و ۸- باز برآورد مثبت که منظور از آن تلاش هایی است که با تمرکز بر رشد شخصی معنای مثبت میآفریند (آقایوسفی ، ۱۳۷۸).

پروین(۱۹۸۹) نیز (به نقل از فولکمن و لازاروس ، ۱۹۸۴) در رابطه با انواع سبک های مقابله میگوید در هر موقعیت فشارزا ، راه های مختلف کنارآمدن مانند مهار کردن ، غلبه کردن و یا تحمل موقعیتی که فراتر از نیروی فرد ارزیابی شده است ، مورد بررسی قرار میگیرد به خصوص بین دو شکل از کنار آمدن تمیز داده شده است. کنار آمدن مسئله محور مثل تلاش برای تغییر آن موقعیت و کنار آمدن هیجان محور مثل فاصله گرفتن عاطفی از مشکل ، فرار ـ اجتناب و جستجو برای دریافت حمایت عاطفی (پروین ،۱۳۷۴، سن تروک[۵۶]،۱۹۹۱ و الیور[۵۷]، ۱۹۹۳ به نقل از مهدی پور،۱۳۸۳).
کارور ، شی یر و وینتراپ[۵۸](۱۹۸۹) چهارده سبک مقابلهای را مطرح نموده اند که شامل : ۱ـ مقابله فعال ۲ـ برنامه ریزی ۳ ـ ایجاد وقفه در فعالیت ها ۴ ـ مقابله از راه خویشتن داری ۵ ـ جستجوی حمایت اجتماعی بنا به دلایل ابزاری ۶ ـ جستجوی حمایت اجتماعی بنا به دلایل هیجانی ۷ ـ تفسیر مجدد مثبت و رشد ۸ ـ پذیرش مشکل ۹ـ روی آوردن به مذهب ۱۰ ـ متمرکز شدن بر هیجانات و ابزار عواطف ۱۱ ـ انکار مشکل ۱۲ ـ عقب نشینی رفتاری ۱۳ ـ عقب نشینی روانی ۱۴ ـ استفاده از الکل یا سایر داروها و … میباشد.
لازاروس و فولکمن (۱۹۸۴) دو شکل کلی مقابله را بیان نموده اند. مقابله معطوف به مشکل و مقابله معطوف به هیجان. دسته اول پاسخ هایی هستند که قصدشان از میان برداشتن مشکل یا تعدیل آن است در حالی که پاسخ های نوع دوم درصددند تا پیامدهای هیجانی عامل استرسزا را مهار کنند.
بر طبق نظر گلدر[۵۹] (۱۹۹۳) سه مؤلفه در پاسخ به یک استرس وجود دارد : پاسخ هیجانی ، پاسخ جسمانی و پاسخ روانی که برخورد با تجربه را کاهش میدهد (نقل از مهدی پور،۱۳۸۳).
مکانیزم های دفاعی اغلب در پاسخ به شرایط استرسزا به صورت بازگشت ، واپس زنی، انکار ، جابجایی و فرافکنی هستند که این مکانیزم های دفاعی اغلب مشکلات رایج را در بر میگیرند اما مکانیزم های دفاعی واکنش سازی ، دلیل تراشی ، تصعید ، همانند سازی مشکلات بلند مدت را در بر میگیرند.
انواع مقابله از نظر اندلر و پارکرسه نوع رفتار مقابلهای مسئله مدار ، هیجان مدار و اجتنابی است و آن ها معتقدند که مقابله مسئله مدار به فرآیندی اشاره دارد که در آن فرد سعی میکند با تلاش و فعالیت خود وضعیت موجود را به شکل مثبت تغییر دهد و تمرکز فرد با به کار گرفتن تواناییهای خود بر روی مسئله (منبع فشار روانی) باعث کاهش فشار روانی موجود میشود. مقابله هیجان مدار یعنی اینکه فرد با فاصله گرفتن عاطفی ، از مشکل فرار کند و در پی کسب حمایت عاطفی دیگران باشد و یا به نوعی احساسات خود را بیان کند و نسبت به عوامل و افرادی که منبع استرس هستند ابراز خشم نماید. نوع سوم یعنی اجتنابی خود به دو قسمت اجتناب از مشکل و روی آوردن به اشخاص دیگر اجتماع و اجتناب و مشغول شدن به فعالیت های دیگر تقسیم میشود (اکبرزاده،۱۳۷۶). در مقابله اجتنابی فرد از واقعیت فرار کرده یا امیدوار است که معجزهای رخ دهد و یا از طریق استعمال مواد مخدر و یا خوردن و نوشیدن سعی در کاهش تنش خود دارد (پروین[۶۰]،۱۹۸۹،ترجمه جوادی و کدیور،۱۳۷۴). استفاده از سبکهای مقابلهای فوق در جهت بهداشت و سلامت روان مانند هر پدیده روانشناختی دیگر با متغیرها و عوامل زیادی در ارتباط میباشدکه از مهمترین آن ها عملکرد خانواده ، دوره سنی و جنس میباشد.
احتمالاً شایع ترین واکنشها به حوادث یا شرایط مولد پاسخ به استرس ، اجتناب است. در حالی که حذر کردن از حوادث تهدید کننده جان آدمیمانند آتش عاقلانه است ، اجتناب از تهدیدهای ذهنی ، احساسی و معنوی انتخابی عاقلانه نیست. اجتناب و حذر کردن مکانیسمی دفاعی است که ریشه در پاسخ گریز و فرار دارد. بسیاری از مردم معتقدند که اگر از موقعیتهای ترس برانگیز یا ناراحت کننده اجتناب کنیم ، زندگیمان ساده و به دور از استرس میشود. اما آنچه به نظر راه حلی سریع میرسد ، راه حلی دائمی به دست نمیدهد ، بلکه مسائل بیشتری در آینده پدیدار میسازد. اجتناب یک روش مقابلهای منفی است ، به خصوص اگر محرک های تنشزا در برگیرنده روابط انسانی باشد.
در برابر استرس از دو نوع مقابله استفاده میشود:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۷-۲- تعریف مفهومی بزهکاری:
بزهکاری یعنی رفتارهای خلاف قانون کیفری و هم خلاف قوانین مقررات اجتماعی حاکم بر جامعه،مانند قوانین راهنمائی و رانندگی، قوانین مدنی و یا مجموعه قوانینی که مختص یک جامعه ی فرعی و یا کوچک در کشور است مانند قوانین و مقررات در مدارس، ادارات و نیز رفتارهای خلاف هنجارها و ارزشهای مورد پذیرش عموم در جامعه میباشد. مانند فعالیت مربوط به خشونت، اخلال در نظم خانه و خانواده و برخی بزهکاریهای پنهان نوجوانان. (بلسیر، ۱۳۹۱)

فصل دوم:
ادبیات تحقیق
مقدمه:
این فصل به عنوان ادبیات تحقیق یا همان مبانی نظری به دوبخش عمده تقسیم شده است بخش اول بیان مطالبی است در خصوص عزت نفس، پیشگیری، نوجوانی، بزهکاری نوجوانان، تعاریف و نظریه های گوناگونی که در این خصوص از سوی روانشناسان و کارشناسان مطرح در این زمینهها ارائه شده است در بخش دوم با عنوان پیشینه تحقیق،به پژوهشها و تحقیقاتی که با عنوانهای عزت نفس و بزهکاری نوجوانان در داخل و خارج از کشور انجام گردیده، اشاره اجمالیشده است.
برای انسان هیچ ارزشی، مهم تر از داوری او در مورد نفس خویش نیست، تصوری که یک فرد از خویشتن دارد به طور ضمنی در همه واکنشهای او متجلی است. نیاز به احترام و عزت نفس از نیازهای اساسی انسان است که روانشناسان بر آن تأکید دارند. عزت در همه فرهنگها ارزش و ذلت ضد ارزش به حساب میآید، مفهوم و مصداق آن در فرهنگهای مختلف متفاوت است. ناتانیل براندن پدر نهضت عزت نفس می نویسد:

احساس ما از خویشتن و آنچه را که در مورد خود می اندیشیم بر کلیه جوانب تجربه ما از زندگی اثر جدی و قطعی دارد. شیوه رفتار ما در کار و حرفه، در مسائل عشقی و عاطفی، در امور جنسی، در نقش پدر و مادر در رابطه با فرزندان و در پیشرفت امور زندگی همه و همه متأثر و در گرو احساس ما از نقش خویشتن است.همچنین راهگشای فهم و درک ما از خود و دیگران است. همه ی مشکلات روانی مانند اضطراب، افسردگی، اعتیاد به مواد مخدر همه و همه ریشه در عزت نفس ضعیف دارد.

عزت نفس[۱] سالم یک نیاز اصولی و اساسی برای برخورداری از یک زندگی با فرجام است.
منظور از از عزت نفس[۲] نیرومند، احساس اطمینان از شایستگی در زندگی است. معنی عزت نفس ضعیف این است که انسان خود را مناسب و لایق زندگی نداند و عزت نفس متوسط نوسان بین این دو میباشد.
یکی از مهم ترین صفات بشری برای رسیدن به هدفهایی که انسان در پیش دارد عزت نفس است. برخورداری از اراده و اعتماد به نفس قوی، قدرت تصمیم گیری و ابتکار، خلاقیت، سلامت فکر و بهداشت روانی ارتباط مستقیمی با میزان عزت نفس و احساس خود ارزشمندی دارد.

همه افراد جامعه، صرفنظر از سن،جنسیت، زمینه فرهنگی، جهت و نوع کاری که در زندگی دارند، نیازمند عزت نفس هستند. در حقیقت بررسی های گوناگون روانشناسی حاکی از آن است که چنان که نیاز به عزت نفس ارضاء نشود، نیازهای گسترده تر نظیر نیاز به آفریدن پیشرفت یا درک استعداد بالقوه محدود می ماند. عزت که در اصل یک کلمه عربی است در لغت به معنای محکم و نفوذناپذیر است.«أرض عزیزه»یعنی زمینی که آب در آن راه نیابد. این واژه از نظر اصطلاحی اجتماعی به معنای حالتی است که از شکست انسان پیشگیری میکند و مانع مغلوب شدن او میگردد.(عسگری،۱۳۹۲)
بخش اول: مبانی نظری پژوهش
۲-۱- تعاریف عزت نفس:
عزت نفس دارای تعاریف متعددی است، به بعضی از مهم ترین آن ها پرداخته می شود.
منظور از عزت نفس، احساس و تصوری است که فرد به مرور زمان نسبت به خویشتن در ذهنمی پروراند. به عبارت ساده تر، عزت نفس یعنی ارزیابی فرد از خودش، حال این برداشت و ارزیابی میتواند مثبت و خوشایند باشد، یا منفی و ناخوشایند. (شجری، ۱۳۹۲)
عزت نفس۱ درکی است که فرد از خود دارد، اما این درک با قضاوتهای ارزشی همراه است و دربرگیرنده میزانی از حرمت خویش و خویشتن پذیری است.(همان منبع) بنابرین حس ذهنی و دیرپائی از میزان پذیرش خود به شمار می رود. عزت نفس از عوامل درونی و بیرونی متأثر است. عوامل درونی، عواملی هستند که از درون نشأت میگیرد یا خود شخص آن را ایجاد میکند. مانند: نظرها، باورها و اعمال یا رفتار. عوامل بیرونی همان عوامل محیطی هستند. پیامهایی که کلامی و غیر کلامی انتقال پیدا میکنند و تجربه هایی که بانی و موجب آن والدین، آموزگاران، اشخاص مهم در زندگی، سازمان دهندگان و فرهنگ هستند(براندن[۳]، ۱۳۸۶)
افراد با عزت نفس بالا، برون گرا، سازگار، با وجدان، دارای ثبات عاطفی و آماده تجربه کردن هستند و تمایل دارند ویژگیهای اجتماعی مطلوبی را به خود نسبت دهند. افرادی با عزت نفس پائین، اعتماد به نفس برای درگیر شدن در انواع رفتارهای اجتماعی را ندارند و بنابرین درون گراتر هستند. (شجری،۱۳۹۲). در مجموع عزت نفس رابطه قوی با سازههای انگیزشی مثل خوش بینی، سلطه و رقابت دارد، یعنی احساس کردن خود به عنوان یک عامل شایسته و دارای توانمندی موفقیت.
استفاده از منابع انسانی با عزت نفس بالا به معنی بهره وری بالاتر برای کارفرمایان است. برای کارمندان، عزت نفس بالا افراد را سریع تر به ارتقاء و توسعه شغلی در شرکتها یا هنگام تقاضا دادن برای مشاغل بهتر در سازمانهای دیگر، می رساند. عزت نفس منابع انسانی، یکی از مؤلفههای مهم جنبه روان شناختی به ویژه پیرامون مؤلفههای نگرشی میباشد. (همان منبع).

عزت نفس میزان پذیرش خود که از عواملی از قبیل نظرها، باورها، اعمال و رفتار، عوامل محیطی و غیره متأثر میباشد که در این راستا افراد دارای عزت نفس بالا سازگار، با وجدان و دارای ویژگیهای مطلوب اجتماعی میباشند. لیکن افراد با عزت نفس پائین درون گرا و از ویژگیهای مطلوب اجتماعی برخوردار نمی باشند.
۲-۲-تعاریف عزت نفساز دیدگاه روانشناسان وجامعه شناسان:
روانشناسان ونیز جامعه شناسان تعاریف عملیاتی و به اصطلاح کاربردی زیادی را مطرح نموده اند که به برخی از آن ها در ذیل اشاره می شود.
۱ـ عزت نفس تصورات، نگرشها، ارزیابیهایی که شخص به طور مدام درباره خود انجام میدهد، قضاوت شخصی و خودارزشمندی که شخص درباره خودش دارد. ( کوپر اسمیت، ۱۹۶۷ )
۲-عزت نفس قضاوتی است فردی از شایستگی که ویژه عام شخصیتی است نه یک نگرش لحظه ای یا اختصاصی برای موقعیتهای خاص(پروین، جان،۱۳۹۲)
۳-احساس خود ارزشمندی مبتنی بر ارزیابی خویشتنو احساس کارآمدی مبتنی بر مشاهده آثار کارهای فرد. این تعریف پرکاربردترین تعریف در مورد عزت نفس است.(رونبرگ، ۱۹۶۵)
۴- عزت نفس یعنی احساس ارزشمند بودن که از طریق مجموعه افکار،عواطف، احساسها و تجربه ها به دست میآید به نحوی که فرد خود را توانمند، باکیفیت و موفق میداند.(بازگیر، ۱۳۸۸)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مدل مفهومی عزت نفس کوپر اسمیت
عزت نفس کلی
موجب عدم گرایش نوجوانان به بزهکاری میشود

عزت نفس تحصیلی
عزت نفس اجتماعی
عزت نفس خانوادگی
پسر
الف- عزت نفس کلی:
ارزیابی و قضاوت فرد نسبت به کلیه ارزشهای خود اطلاق می شود، که این جنبه از عزت نفس، سایر جنبههای فوق را در خود دارد و در واقع به ابعاد مختلف عزت نفس نوعی وحدت و یکپارچگی می بخشد. اگر فرد برای حیطههایی که احساس خوبی در مورد آن ها دارد ارزش قائل شود، عزت نفس کلی اش مثبت خواهد بود و اگر آن حیطهها بی ارزش شود، منجر به احساس منفی در مورد خود خواهد شد. (اسلامی نسب، ۱۳۷۴) خصوصیاتی که در این بعد از عزت نفس برای افراد مد نظر میباشد عبارتند از:

– تشویش خاطر ندارند.
– بدون داشتن مشکل زیاد، تصمیم می گیرند.
– جسارت گفتن حرف و سخن خود را دارند.
– به خودشان اطمینان دارند.
– به تنهایی توان انجام دادن کار خودشان را دارند و گلیمشان را از آب بیرون می کشند.
– از زندگی شان تقریباً راضی هستند.
– خودشان را خوب درک میکنند.
– ثبات در تصمیم گیری و پایبندی به آن تصمیم را دارند.
– نمی توانند خیلی چیزها را تغییر دهند.
– به سرعت نمی توانند به شرایط تازه، عادت و وفق گیرند.
– به راحتی تسلیم دیگران نمی شوند.
– نمی توانند خود را آن طور که هستند نشان و بروز دهند.
– در زندگی شان هیچ چیز قرو قاطی نیست و همه چیز جای خود را دارد.
– نسبت به خود مثبت اندیش هستند.
– از لحاظ تیب ظاهری خود را خوش استیل تر از دیگران می دانند.
– از موجودیت خود رضایت دارند.
– مورد اعتماد اطرافیان هستند.
– غالباً اهل خیالبافی نیستند، واقع بین هستند.
– خرسند از سن و سال خویش هستند.
– همیشه می دانند چه کار باید بکنند و نیازی به تذکر دیگران ندارند.
– از کارهایی که انجام میدهند رضایت خاطر دارند.
– نسبت به جنسیت خود رضایت دارند.
– انسان های از خود متشکر هستند.
– نسبت به مسائل اطراف خود آگاه بوده و به آن ها اهمیت میدهند.
– در انجام وظایف محوله اغلب موفق هستند.
– با سرزنش های اطرافیان سرخورده نمی شوند.(سایت پرسمان دانش جوان www.porseman. org)
ب-عزت نفس خانوادگی:
خانواده مهم ترین و اساسی ترین محیط در شکل گیری و بنای شخصیت فرد تلقی میگردد. این که فرد تا چه اندازه در محیط خانواده پذیرفته می شود، احساسات وی تا چه حد مورد احترام است و رابط متقابل او با والدین، خواهران و برادرانش چگونه است، همه و همه در ایجاد عزت نفس فرد سهیم بوده و نقش اساسی خواهد داشت اگر فرد در خانواده مورد علاقه و محبت افراد دیگر باشد، احساس امنیت میکند و می توان گفت عزت نفس او مثبت است. (اسلامی نسب، ۱۳۷۳، ص ۱۸۸) برخی شرایط محیطی و خصوصیات افراد از بعد عزت نفس خانوادگی عبارت است از:
– پدر و مادرهایی دارند که به احساسات بچه توجه دارند.
– پدرو مادرهایشان آن ها را درک میکنند.
– قادر به گذراندن اوقات خوش با والدین هستند.
– به ندرت اتفاق می افتدکه در منزل رنجیده خاطر شوند.(خانه برایشان محیط امن محسوب می شود)
– والدینشان انتظارات بیجا از آن ها ندارند.
– در خانه احساس امنیت و آرامش دارند.
– از پدر و مادر و رفتارشان نسبت به خود رضایت دارند.
– در منزل مورد توجه و محبت والدین و افراد خانواده قرار می گیرند. (سایت پرسمان دانش جوان www.porseman. org)
ج- عزت نفس اجتماعی:
عبارت است از احساسی که یک شخص در مورد خودش به عنوان یک دوست برای دیگران دارد. افراد می دانند که در صورت دستیابی به موفقیت، اجتماع امتیازاتی برای آن ها قائل میشود که به طور معناداری بر زندگی آن ها تأثیر میگذارد(اسلامی نسب، ۱۳۷۳، ۱۸۹). برخی خصوصیات افراد از بعد عزت نفس اجتماعی عبارتند از:
– افرادی هستند که همه دوست دارند با آن ها مصاحبت کنند.
– در میان همسالان از ارج و قرب بالایی برخوردارند.
– قدرت تأثیرگذاری بر دیگران را دارند.
– افراد عامه پسندی هستند.(مورد اقبال عمومی قرار دارند)
– با دوستان بزرگتر از خود راحت نیستند.
– در روابط با دیگران راحت و بدون تنش هستند.
– از روابط با دیگران دچار دردسر نمی شوند.
د- عزت نفس تحصیلی:
به ارزیابی و قضاوت فرد نسبت به ارزشمندی تحصیلی خود مربوط می شود. اگر فرد خود را با معیارهای مطلوب تحصیلی منطبق بداند و استانداردهای پیشرفت تحصیلی خود را برآورده سازد (طبیعتاً استانداردها به وسیله خانواده، معلمان و دوستان شکل گرفته است) دارای عزت نفس تحصیلی مثبت خواهد بود. یعنی اگر ملاک یا معیار پیشرفت تحصیلی برای او قبول شدن در یک ترم تحصیلی باشد و وی بتواند به چنین معیار تحصیلی دست یابد، دارای عزت نفس تحصیلی مثبت است. (بیابانگرد، ۱۳۸۰، ص۳۲۸) اما برخی خصایص افراد از بعد عزت نفس تحصیلی:
– مفتخر از درس خواندن و نتایج خود هستند.
– در کارها و انجام وظایف خود حد نهایت را مد نظر قرار میدهند.
– در کلاس درس مشتاق درس پس دادن هستند.
– در کلاس نمی توانند ساکت باشند.
– در کلاس درس احساس نشاط دارند.
– در کلاس درس همیشه رو به آینده هستند.
– در کلاس درس همیشه موفق هستند و نمراتشان بر وفق مراد است.
– معلمان آن ها از وضعیت تحصیلی ایشان رضایت دارند و این را همیشه بروز میدهند.
۲-۳- مفهوم عزت نفس:
عزت نفس از جمله مفاهیمی است که در چند دهه اخیر مورد توجه بسیاری از روان شناسان و پژوهشگران قرار گرفته است، ولی قدمت تاریخی آن در مباحثی که علما و فلاسفه تعلیم و تربیت در گذشته داشته اند نیز به چشم میخورد. در طول هزاران سال گذشته، گزارشهای تاریخی، نظرات فلاسفه، اشعار، افسانه ها و داستانها گواه بر این مطلب است که انسان نیاز دارد خوب را جذاب و قابل احترام دانسته و تمام عملکردهایش را اخلاقی و ارزشمند جلوه دهد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عفو خصوصی اجرای مجازات را متوقف میسازد. در مواردی مانند محکومیت به مجازات اعدام، اجرای عفو، مجازات اصلی را ساقط و مجازات خفیف تری جایگزین آن می کند. ولی درمحکومیت به مجازات حد که پس از توبه تقاضای عفو محکوم علیه از ولی امر شده با اعطای عفو مجازات حد ساقط می شود، بدون آنکه مجازاتی جایگزین گردد. علی الاصول معافیت از تمام یا بخشی از مجازات اصلی تاثیری بر مجازاتهای تتمیمی وتبعی ندارد، مگرآنکه در پیشنهاد و فرمان عفو به اینگونه مجازات ها که نوعاً تعزیری است، تصریح شده باشد.(تبصره۴ ماده۶۲ مکرر الحاقی به قانون مجازات اسلامی مصوب ۲۷ اردیبهشت ۱۳۷۷٫) برخلاف عفو عمومی، عفو خصوصی محکومیت کیفری را زایل نمیکند و محکومیت با تمام آثارش درسجل کیفری محکوم علیه باقی میماند. عفو خصوصی نسبت به حقوق زیان دیدگان از جرم بلااثر است.نتیجه عفوشخصی تنها متوجه فردی است که عفو نسبت به او واقع میگردد. ونیز طبق ماده۴۴ق.م.ا تاثیری درحق معاون جرم ندارد.

درقانون لبنان، عفوخصوصی توسط رئیس دولت پس از کسب نظر کمیته عفو، اعطاء می شود. ممکن است عفوبه صورت مشروط باشد و مقید به یک یا چند تعهد از تعهدات مذکور در ماده ۱۷۰ ق.م.ل،شود.
عفوخصوصی شخصی است و ممکن است به صورت تبدیل مجازات یا اسقاط مدت مجازات یا اقدام احتیاطی یاتخفیف مجازات به شکل کلییاجزئی باشدوعفو، شامل مجازات فرعی یااضافیو اقدام تأمینیکهعلاوه بر مجازات اصلیاست نمی شود، مگر بر اساس تصریح مصوبهای که عفو را اعطاء کردهاست (م ۱۵۳ ق.م.ل)
مواد۱۵۲ الی ۱۵۶ قانون مجازات لبنان، اختصاص به عفوخصوصی وچگونگی آن دارد. از آنجا که عفوخصوصیشخصی است، پس به غیرکسیکه مورد عفو واقع شده، تعلق نمیگیرد؛ لذا متدخّل (معاون)تحت تاثیر آن قرار نمیگیرد ومنتفع از آن نمی شود.
۴- مرور زمان
مرور زمان کیفری،عبارت از گذشتن مدتی است که پس از آن دیدگاه قانونی اعلام شکایت یا تعقیب وتحقیق ورسیدگی به دعوای کیفریوسرانجام اجرای مجازاتامکان پذیر نیست. [۱۴۵]۱
مرور زمان درمواد ۱۷۳ تا ۱۷۶ قانون دادرسی دادگاه های عمومیوانقلاب مصوب ۱۳۷۸ درجرایمی که مجازات قانونیآن از نوع مجازات بازدارنده یا اقدامات تأمینی و تربیتی باشد و از تاریخ وقوع جرم تا انقضای موعد مشروحه ذیل تقاضای تعقیب نشده باشدویا از تاریخ اولین اقدام تعقیبیتا انقضا مواعد مذکور به صدورحکم منتهی نشده باشد، تعقیب موقوف خواهد شد.
علت اینکه مرور زمان مجازات را ساقط میکند آن است که با گذشت مرور زمان، مجرم که درحالت فراریامخفیشدن یا هراس به سر میبرد به نحوی مجازات می شود واز طرفی مسئولیتوتقصیرعدم مجازاتمحکوم علیه بردوشحکومتاستکهتوان این کار را نداشته است. [۱۴۶]۲
بنابرین معاون جرمی که عفو شده و یا به علت مرور زمان قابل تعقیب نیست مجازات نمی شود. معاونت درجرم، جرم مستقل وعلیحده به شمار نمیرود. وصف ضد اجتماعی معاونت درجرم تابع وصف عمل مجرمانه است؛ بنابرینهرگاه قانونگذار وصف مجرمانه را از عملی سلب نماید، وصف مذبور از معاونت آن هم سلب می شود. [۱۴۷]۳

پستبعی بودن مجازات معاونت درمسایل مربوط به آیین دادرسیکیفریوصلاحیت دادگاهها هم صدق می کند. به این ترتیب مرور زمان معاونت با مرور زمان جرماصلیآغاز می شود. [۱۴۸]۴
در قانون لبنان مواد ۱۶۲ تا ۱۶۸ به مرورزمانوشرایطآن به عنوان یکیازعوامل سقوط مجازات میپردازد. ماده ۱۶۲ تصریح میکند: «مرور زمان مانع اجرای مجازات و اقدامات تأمینی می شود. مرور زمان نسبت به مجازاتها واقدامات تامینی محروم کننده ازحقوق یا منع اقامت یا مصادر عینی، اعمال نمی شود. به محض صدورحکم نسبت به دعوا هرچند دردرجه نخستین باشد، مرور زمان دعوای عمومی را متوقف میسازد…»
بر اساس قانون هرگاه جرم فاعل مشمول مرور زمان گردد یا… ، معاون(متدخّل) از آن عوامل استفاده می کند.[۱۴۹]۵ مرور زمان بر جرم اصلی، مانع تعقیب معاون در آن جرم می شود. [۱۵۰]۶
۵- فوت مباشر
با فوت محکوم علیه مجازات ساقط می شود. اقتضای اصل شخصی بودن مجازات این است که با گسیختن رشته حیات بزهکار، اجرای مجازات متوقف شود وحتی حرمت متوفی حفظ گردد. علی الاصول دامنه اجرای مجازات محدود به بزهکار و تمام کسانی است که موجبات جرم را فراهم آوردهاند. ماده ۷ قانون آیین دادرسی کیفری دلالت دارد بر اینکه: «تعقیب امرجزایی وحفظ حقوق عمومی فقط نسبت به مرتکب و کسانی خواهد بود که شرکت درآن جرم داشته اند»
قاعده سقوط مجازات با فوت محکوم علیه ناظر به تمام مجازاتهای پنجگانه است که قانونگذار درماده ۱۲ ق.م.ا از آنها نام برده است. حتیدرمورد قصاص ماده ۲۵۹ ق.م.ا تصریح کردهاست:«هرگاهکسیکه مرتکبقتلموجب قصاصشدهاستبمیرد،قصاصودیه ساقط می شود».[۱۵۱]۱
از آنجائی که فوت محکوم علیه از موارد شخصی سقوط مجازات است، پس در سقوط مسئولیت معاون درجرم تأثیری ندارد. ونیز به استناد ماده ۴۴ ق.م.ا تاثیری در حق معاون جرم نخواهد داشت.
بدینترتیب اگر به مرتکب جرم اصلی دسترسی نبود یا فوت شد یا به علل شخصی معاف از مجازات بود، ویا اصولاً ناشناخته ماند، این امرتأثیری دروضع معاون جرم ندارد. [۱۵۲]۲
درحقوق لبنان اگر نتوان فاعل را به خاطر مجهول بودن یا فرارش از چنگال عدالت یا فوت او دستگیر نمود، پسآن مانع تعقیب معاون و محکومیت او نمی شود.[۱۵۳]۳
گفتار دوم: استقلال در مجرمیت
نظریه دیگری که در ارتباط با مجرمیت معاونت در جرم وجود دارد، سیستم معاونت به عنوان جرم مستقل است که در این گفتار ابتدا به مفهوم استقلال در مجرمیت پرداخته و سپس به بیان مصادیق قانونی استقلال در مجرمیت می پردازیم:
۱- مفهوم استقلال در مجرمیت
سیستم مذکور قائم براین است که وقتی چند نفر مرتکب جرم میشوند به تعداد شرکت کنندگان جرایم مستقل به وجود می آید. بنابرین تشخیص مجرمین اصلی از معاونین مورد ندارد و باید مسئولیت هر یک از شرکت کنندگان منفرداً مورد بررسی قرار گیرد. [۱۵۴]۴ در این سیستم اعمال مجازات بر معاون منوط به صدور حکم بر محکومیت مجرم اصلی نیست بلکه صرف قابل مجازات بودن فعل اصلی کافی است. خواه مجازات بر مباشر جرم، بار شود و یا اینکه به جهات قانونی از او برداشته شود (ماده ۴۴ ق.م.ا)
برخی از حقوق دانان و طرفداران مکتب تحققی چنین استدلال میکنند که باید به شخصیت خطرناک مجرم نظر افکند و مجازات معاون، صرفنظر از مجازات مجرم اصلی یا اقدام تأمینی که تعیین می شود باید متناسب با خطری باشد که شخص یعنی معاون جرم در اجتماع دارد وهمچنین باشد متناسب با شخصیت واقعی او باشد نه عمل ارتکابی از ناحیه دیگری.[۱۵۵]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مفهوم سلامت روان یا سلامت روان شناختی، جنبه ای از مفهوم کلی سلامت جسمی، روانی و اجتماعی است، سلامت روانی علاوه بر بدن سالم، به محیط و شرایط زندگی سالم نیاز دارد. (خدا رحیمی،۱۳۷۴). هدف اصلی سلامت روانی کمک به همۀ افراد در رسیدن به زندگی کامل تر، شادتر،هماهنگ تر، شناخت وسیع و پیشگیری از بروز اختلالات خلقی، عاطفی و رفتاری است . مقابله بابیماریهای روانی برای ایجاد جامعه سالم از وظایف اصلی دو لت ها و افراد جامعه است و هر اجتماع که خواستار بهزیستی و شادکامی افراد خود است ، باید مردم سازگار و هماهنگ پرورش دهد(میلانی فر،۱۳۷۸). به عقیدۀ آدلر( ۱۹۷۳ )، سلامت روان یعنی داشتن اهداف مشخص، روابط خانو ادگی و اجتماعی مطلوب، کمک به همنوعان و کنترل عواطف و احساسات خود است. الگوی ر اجرز از شخصیت سالم و سلامت روان ، انسانی است، بسیار کارآمد و با کنش و کارکردکامل که از تمام تواناییها و استعدادهایش بهره میگیرد و دارای ویژگیهایی همچون آمادگی برای کسب تجربه، احساس آزادی و خلاقیت و آفرینندگی است (وردی، ۱۳۸۰). اﻣﺮوزه ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ داﻧﺶآﻣﻮزان ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﺷﺎﺧﺺ ﻣﻬﻢ ﺑﺮای ارزﻳﺎﺑﻲ ﻧﻈﺎمﻫﺎی آﻣﻮزﺷﻲ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﻋﻼوه ﺑﺮ اﻳﻦ، ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﻫﻤﻮاره ﺑﺮای ﻣﻌﻠﻤﺎن، داﻧﺶآﻣﻮزان، واﻟﺪﻳﻦ، ﻧﻈﺮﻳﻪﭘﺮدازان، و ﻣﺤﻘﻘﺎن ﺗﺮﺑﻴﺘﻲ ﻧﻴﺰ ﺣﺎﺋﺰ اﻫﻤﻴﺖ ﺑﻮده اﺳﺖ. نوجوانی یکی از دوره های حساس زندگی هر شخص میباشد،سلامت روان افراد در این سن بسیار حساس است زیرا تاثیر به سزای در سلامتی او در سنین بزرگسالی دارد.اهمیت دادن به پیشرفت تحصیلی نوجوانان از اهمیت موضوع های مورد توجه هر جامعه است زیرا نوجوانان نیرو های کارآمد وفعال جامعه در آینده هستند.بنابرین توجه به نوجوانان در محیط خانواده امری ضروری وحتمی است واز آنجا که امروزه به دلایل مختلف مادران جذب کار وفعالیت خارج از منزل هستند ووقت کمتری را با فرزند خود سپری میکنند.بنا بر این ضرورت ایجاب میکند که به کیفیت رابط خود با فرزندان بیشتر اهمیت دهند.


۲-۲بحث نظری:
۲-۲-۱-مفهوم سلامت روان از دیدگاه مکتب های مختلف:
مکتب روان کاوی:
به عقیده فروید ویژگی خاصی که برای سلامت روانشناختی ضروری است خودآگاهی[۲۴] است.یعنی هر آنچه که ممکن است در نا خودآگاهی موجب مشکل شود بایستی خود آگاه شود به عقیده فروید انسان عادی کسی است که مراحل رشد،روانی جنسی را با موفقیت گذرانده باشد و در هیچ یک از مراحل،بیش ازحد تثبیت نشده باشدبه نظراوکمترانسانی متعارف به حساب می آیدوهر فردی به شکلی نامتعارف است (خدا رحیمی،۱۳۷۴،هال ولیندزی[۲۵]،۱۹۷۰ ).
آلفرد آدلر[۲۶] : به عقیده آدلر (۱۹۲۶)زندگی بودن نیست بلکه شدن است .آدلر به انتخاب مسئولیت ومعناداری مفاهیم در شیوه زندگی اعتقاد دارد وشیوه زندگی افراد را متفاوت میداند. محرک اصلی رفتار بشر هدفها و انتظار او از آینده است.فرد سالم به عقیده آدلر از مفاهیم و اهداف خویش آگاهی دارد و عمل کرد او مبتنی بر نیرنگ و بهانه نیست، او جذاب وشاداب است وروابط اجتماعی سازنده و مثبتی با دیگران دارد.فرد دارای سلامت روان از نظر آدلر، روابط خانوادگی صمیمی ومطلوب دارد وجایگاه خودش را در خانواده و گروههای اجتماعی به درستی می شناسد. همچنین فرد سالم در زدگی هدفمند وغایت مدار است واعمال او مبتنی برتعقیب این اهداف است .غایی ترین هدف شخصیت ،تحقق خویشتن است .از ویژگی های دیگر سلامت روان شناختی این است که فرد سالم مرتباً به بررسی ماهیت اهداف و ادراکات خودش می پردازدواشتباه هایش را برطرف میکند .چنین فردی خالق عواطف خودش است نه قربانی آن ها، آفرینش گری و ابتکار فیزیکی ،از ویژگیهای دیگر این افراد است. که فرد سالم از اشتبا ههای اساسی پرهیز میکند.
اشتباه های اساسی شامل تعمیم مطلق،اهداف نادرست ومحال درک نادرست وتوقع بی مورد از زندگی تقلیل یاانکار ارزشمندی خود ، وارزش ها و باورهای غلط میباشد(ساعتچی،۱۳۷۴ وگنجی ،۱۳۷۶).
اریک فرام[۲۷]:فرام تصویر روشنی از شخصیت سالم به دست میدهد چنین انسانی عمیقاً عشق می ورزد، آفریننده است،قوه تعقلش را کاملاً پرورانده است ، جهان وخود رابه طور عینی ادراک میکند ، حس هویت پایداری دارد، با جهان در پیوند است. و در آن ریشه دارد، حاکم وعامل خود و سرنوشت خویش است. فرام شخصیت سالم را دارای جهت گیری بارور میداند. فرام با کار برد واژه جهت گیری این نکته را میگوید که جهت گیری گرایش یا نگرش کلی است که همه جنبههای زندگی، یعنی پاسخ های فکری ،عاطفی وحسی به مردم،و موضوع ها ورویداد ها را، خواه در جهان خواه در خود ، در بر میگیرد (فروم،۱۳۶۲،گنجی،۱۳۷۶).
مکتب انسان گرایی:
کارل راجرز[۲۸]:به عقیده راجرز، آفرینندگی مهم ترین میل ذاتی انسان سالم است.همچنین شیوه های خاصی که موجب تکامل وسلامت خود میشوند به میزان محبتی بستگی دارند که کودک در شیر خوارگی دریافت کردهاست .«ارضای توجه مثبت غیر مشروط »ودریافت غیر مشروط محبت و تأیید دیگران برای رشد و تکامل سلامت روانی فرد با اهمیت است.این ا فراد فاقد نقاب وماسک هستند وبا خودشان رو راست هستند .چنین افرادی آمادگی تجربه را دارند ولذا بسته نیستند،انعطاف پذیرند وحالت تدافعی ندارند واز بقیه انسان ها عاطفی تر هستند .زیرا عواطف مثبت ومنفی وسیع تر رادر مقایسه با انسان های تدافعی تجربه میکنند.به عقیده راجرز اساسی ترین خصوصیت شخصیت سالم ،زندگی هستی دار است یعنی آماده است و در هر تجربه،ساختاری را می یابدوبراساس مقتضیات،تجربه لحظه بعدی به سادگی دگرگون می شود.انسان سالم به ارگانیزم خویش اعتماد میکند (خدا رحیمی،۱۳۷۴،راجرز،۱۳۶۹،هال ولیندز،۱۹۷۰).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل قانونی تأسیس بانک ملی به صورت سهامی بوده است و به موجب اساسنامه اولیه اش یک بانک تجاری بوده و میتوانست تمام عملیات بانکی را که یک بانک معمولی انجام میدهد، اجرا کند. طبق قراردادی که در بیست و سوم اردیبهشت ماه ۱۳۰۹ بین دولت ایران و بانک شاهنشاهی منعقد گردید، بانک شاهنشاهی در برابر شرایط زیر از حق صدور اسکناس صرفنظر نمود.

۱- دولت ایران مبلغ دویست هزار لیره انگلیس به بانک شاهنشاهی بپردازد.
۲- بانک شاهنشاهی حق معاملات غیر منقول و تملک آن را در ایران داشته باشد، مشروط بر اینکه انتقال اموال غیر منقول به دیگری از یک سال تجاوز نکند.
۳- از آن تاریخ به بعد، بانک شاهنشاهی دیگر به عنوان نماینده دولت برای رسیدگی به حسابها نخواهد بود.

۴- چنانچه اختلافی بین دولت ایران و بانک شاهنشاهی بروزکند، به حکمیت رجوع شود و در صورتی که به این طریق نیز اختلافات حل نشد، حکم جامعه ملل تعیین خواهد شد.
در هر حال، تا پیش از تشکیل بانک مرکزی ایران یکی از وظایف اساسی بانک ملی انجام عملیات بانکی خزانه دولت و بنگاه ها و شهرداری ها و نگهداری حسابهای آن ها بوده است. علاوه بر این، از ۲۳ اسفند ماه ۱۳۱۰ حق انحصاری انتشار اسکناس به مدت ۱۰ سال به بانک ملی واگذار گردید. بدین ترتیب پس از ۴۳ سال حق انتشار اسکناس که از جمله اصول استقلال هر کشوری است و در اختیار بیگانگان قرار داشت، به ملت ایران واگذار شد. ملاحظه میشود، بانک ملی نه تنها به عنوان یک بانک تجاری عمل می نمود، بلکه تا تشکیل بانک مرکزی ایران در سال ۱۳۳۹ عهده دار وظایف بانک مرکزی نیز بوده است.
بانکهای خصوصی :اولین بانک خصوصی در ایران که با بهره گرفتن از قانون تجارت و به شکل شرکت سهامی در بهمن ماه ۱۳۲۸ به وجود آمد، بانک بازرگانی بود. در حقیقت تأسیس این بانک طلیعه ای بر تأسیس دیگر بانکهای خصوصی در کشور بود. بویژه آنکه انحلال بانک شاهنشاهی در ایران زمینه را برای توسعه بانکهای ایرانی فراهم نمود، به طوری که تنها در فاصله میان برچیده شدن شعب بانک انگلیس در ایران و خاورمیانه (مرداد ماه ۱۳۳۱) تا پایان سال ۱۳۳۱ چهار بانک خصوصی صادرات، تهران، بیمه بازرگانان و بانک پارس تأسیس گردید.
از آنجایی که قوانین خاصی در رابطه با فعالیتهای بانکی در ایران وجود نداشت، لذا لایحه قانون بانکی در سال ۱۳۳۲ تنظیم و در سال ۱۳۳۴ پس از تصویب به مورد اجرا گذاشته شد. در هر حال در فاصله سالهای ۴۰-۱۳۳۴ بانکهای دیگری نیز تأسیس گردید، به طوری که تعداد آن ها تا پایان سال ۱۳۴۰ به ۲۷ بانک دولتی و خصوصی و خارجی بالغ گردید. از سال ۱۳۵۱ به بعد تا سال ۱۳۵۷ نیز به لحاظ افرایش شدید درآمد نفت، تعداد بانکهای کشور افزایش یافت و از ۲۷ بانک (بجز بانک مرکزی) به ۳۶ بانک (بجز بانک مرکزی) بالغ گشت (فرجی، ۱۳۸۵، ص ۹۶-۹۵).
۲-۱۰ تعاریف و مفاهیم بانکداری الکترونیک:
بانکداری الکترونیک عبارت است از استفاده از ابزار وسایل الکترونیکی از جمله اینترنت، شبکه های ارتباطی بی سیم و دستگاه های خودپرداز تلفن بانک و همراه بانک در ارائه خدمات بانکی (زمانی فراهانی، ۱۳۸۸).
بانکداری الکترونیک به معنای یکپارچه سازی تمامی فعالیت های یک بانک از طریق فن آوری نوین اطلاعات و ارتباطات مبتنی بر فرآیندهای بانکی، منطبق بر ساختار سازمانی بانکها است که امکان ارائه تمامی خدمات مورد نیاز مشتریان را فراهم میکند (بهمند، ۱۳۹۰).
در بانکداری الکترونیک مشتریان دسترسی مستقیم به سیستم اطلاعات بانک ها از خانه، محل کار، مدرسه، یا هر جای دیگر دارند. در این حالت مشتریان به عنوان کاربر نهایی سیستم پردازش اطلاعات بانک تعریف میشوند (pikkarainen, 2000).
بانکداری الکترونیکی، یکپارچه سازی بهینه همه فعالیت های یک بانک از طریق به کارگیری فن آوری نوین اطلاعات است که امکان ارائه کلیه خدمات مورد نیاز مشتریان را فراهم می کندblount et al., 2005) ).
بانکداری الکترونیکی به معنای ارائه کلیه خدمات بانکی از جمله نقل و انتقال منابع از طریق شبکه ارتباط عمومی و قابل دسترس رایانه ای میباشد (حیدر پور و گتابی، ۱۳۸۵).
بانکداری الکترونیکی را میتوان انواع خدمات مختلفی در نظر گرفت که به وسیله آن ها مشتریان میتوانند نیازهای اطلاعاتی و انتقال وجوه خود را از طریق کانال های کامپیوتری، تلویزیون و تلفن همراه و تلفن انجام دهند. بانکداری الکترونیکی اساساً به فراهم آمدن امکان دسترسی مشتریان به خدمات بانکی با بهره گرفتن از واسطه های معین و بدون حضور فیزیکی اطلاق میشود. بانکداری الکترونیکی به ایجاد محصولات و خدمات با بهای کم از طریق کانال های الکترونیکی میپردازد. این محصولات و خدمات شامل صدور صورت حساب، مدیریت کردن سپرده ها، دریافت و پرداخت الکترونیکی وجه، دادن وام و خدماتی مانند پول الکترونیک میباشد (موسی خانی و همکاران، ۱۳۹۰).
بانکداری الکترونیکی، استفاده از ابزارهای نوین جهت ارائه خدمات پولی و بانکی به مشتریان است به طوری که مشتریان با کمترین مراجعه به بانک رضایت مندی مورد نظر، از نظر سرعت، دقت، آسانی استفاده و امنیت را کسب کند بانکداری الکترونیکی نوع نوظهوری از صنعت بانکداری است که به ارائه خدمات بانکی با بهره گرفتن از محیط های الکترونیکی میپردازد (مقدم و همکاران، ۱۳۹۱).
در بانکداری الکترونیکی اینترنت یک ابزار بسیار مهم به شمار میرود، اینترنت بدون محدودیت های مکان زمان در آشکار کردن خرید و فروش و گسترش تجارت الکترونیکی سهم دارد. استفاده از اینترنت به عنوان کانال ارتباطی راه دور برای ارائه خدمات بانکداری، بانکداری اینترنتی نامیده میشود. این خدمات شامل یکسری خدمات قدیمی از قبیل افتتاح حساب، انتقال پول و یکسری خدمات جدید همانند ارائه صورت حسابهای الکترونیکی میباشد. با کمک اینترنت بانک ها به مرزهای زمانی و جغرافیایی محدود نیستند و در عین حال برای بانک و مشتریان نیز منافع زیادی به دنبال خواهند داشت. اولین و مهمترین عامل در استفاده از بانکداری اینترنتی دسترسی بهتر به خدمات، قیمت های بهتر و حفظ حریم خصوصی بالاتر میباشد. موفقیت و یا شکست در بانکداری اینترنتی به طور وسیعی تحت تأثیر پیوند زیر ساخت های فنی به فرآیندهای کسب و کار میباشد (راحمی، ۱۳۹۰).
۲-۱۰-۱ مزایای بانکداری الکترونیکی
مزایای بانکداری الکترونیک را میتوان از دو دیدگاه مورد توجه قرار داد.
مزایای بانکداری الکترونیک از دیدگاه مشتریان:
- دسترسی به کانال های متعدد برای انجام عملیات بانکی
۲-۱۰-۱-۱ مزایای بانکداری الکترونیک از دیدگاه بانک ها
اصولاً بانکداری الکترونیک، مزیت های زیادی برای بانک ها دارد. طبق تحقیقات انجام شده توسط مؤسسه ی دیتا مانیتور اهم این مزایا به شرح ذیل عنوان گردیده است:
– تمرکز بر کانال های توزیع جدید
– ارائه ی خدمات اصلاح شده به مشتریان
– استفاده از استراتژی های تجارت الکترونیکی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۱۱- شیوه تحلیل داده های تحقیق
در این تحقیق توصیف داده های دموگرافیک تحقیق با بهره گرفتن از آمار توصیفی، جداول فراوانی و نمودارها انجام میگیرد. برای بررسی وجود رابطه معنادار بین متغیر وابسته و متغیر های مستقل و به منظور آزمون فرضیهها با هدف سنجش روابط همزمان میان متغیر ها از رگرسیون چند متغیره استفاده میگردد و برای طبقه بندی و تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار EXCEL وSPSS استفاده می شود.


۱-۱۲- تعریف نظری متغیرها
۱-۱۲-۱- قضاوت حسابرسی
اظهار نظر معقول و حکم کردن مستدل درباره موضوعات حسابداری و حسابرسی به وسیله شخصی است که هم تحصیلات و تجربه ارزشمندی دارد و هم ویژگی های لازم برای اظهار نظر های بی طرفانه را دارا است.(پروکتر و همکاران[۳]، ۱۹۸۱،۲۶)
۱-۱۲-۲- ماکیاولی گری
ماکیا ولی گری از مجموعه اصول و روشهایی نشأت میگیرد که ماکیا ولی ارائه کردهاست وی معتقد است برای دستیابی به هدف در سیاست بکاربردن هر وسیله ای مجاز است و بدین ترتیب به طور کلی سیاست را از اخلاق جدا میداند و معتقد است برای حفظ قدرت نباید از شرارت و اعمال خشونت آمیز ترسید (دلوگا[۴]، ۲۰۰۱، ۳۴۳)
۱-۱۲-۳- رفاه فردی
رفاه فردی حدود نیازمندی ها و خواسته هایی را که فرد میتواند آن ها را ارضا کند و سطحی را که در آن توانایی برآوردن آن ها را دارد، نشان میدهد. نیازمندی ها و خواسته هایی چون غذا، پوشاک، مامن، سلامت، استراحت، خواب، فعالیت، ارتباطات شخصی و اجتماعی، محبت،عزت نفس و خودباوری به هم وابسته هستند. ارضای نیازها هم به منابع فردی (مانند سلامت جسمی و روانی، دانایی،مهارت ها، دارایی ها و پول) و هم به کوشش و نیز به محیط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که فرد در آن زندگی میکند، بستگی دارد.)مصطفی منتقمی، ۱۳۸۹، ۴۷)

۱-۱۳-تعریف عملی متغیرها
۱-۱۳-۱-قضاوت حسابرسی
در قضاوت حسابرسی ۳ سوال مربوط به قضاوت حرفه ای حسابرس میباشد. یک سوال در مورد بدهی های احتمالی که مشتمل بر ۶ آزمون مثل ارسال تاییدیه مشاور حقوقی شرکت، آزمون جامعیت چک، بررسی قراردادهای فروش که به ترتیب در پرسشنامه تا سوال ۶ میباشد. سوال دوم در مورد صحت خرید و فروش مشتمل بر ۳ آزمون که این آزمون ها شامل آزمون انقطاع زمانی، ارسال تاییدیه اشخاص و استفاده از روش های تحلیلی است. در نهایت سوال سوم مربوط به صحت مبلغ اسنادپرداختنی پایان دوره که این آزمون ها عبارتند از آزمون جامعیت چک، آزمون انقطاع زمانی و آزمون تسلسل میباشد.
۱-۱۳-۲-ماکیاولی گری
در بخش ماکیاولی گری عباراتی مانند اغلب مردم اساسا خوب و مهربان هستند، مردم تا مجبور نشوند خوب و کافی کار نمی کنند، امانت داری در تمام موارد بهترین رویه است و … وجود دارد.
۱-۱۳-۳-رفاه فردی
در رفاه فردی واژگانی از قبیل شرایط زندگی عالی ، رفاه مالی، تنش های عصبی و … میباشد.
۱-۱۴- خلاصه فصل
در این فصل ضمن بیان مقدمه ای درباره قضاوت حسابرسان در جامعه، به صورت اجمالی سوالات اصلی تحقیق، ضرورت انجام تحقیق، اهداف اساسی تحقیق، فرضیات تحقیق، قلمرو و روش انجام تحقیق، جامعه آماری و در نهایت متغیرهای تشریح و ارائه گردیده است.
فصل دوم
ادبیات تحقیق
۲-۱- مقدمه
ابعاد قضاوت و تصمیم گیری موضوعاتی هستند که همیشه در حسابرسی مطرح بوده اند. در حقیقت این ابعاد، جنبههای اصلی حسابرس هستند. چون حسابرسی فرآیندی است که همواره با قضاوت همراه است. این امر میتواند زمینه ساز وقوع خطر برای حسابرسان باشد.حسابرسی مانند حسابداری، دامن گیر دنیای بدهکار و بستانکار نیست بلکه با مواردی مانند خطر، کنترل ها، اندازه گیری عملیات و مدارک حسابرسی روبرو است (نچل[۵]، ۲۰۰۰).
قضاوت حرفه ای یکی از عناصر اصلی حسابرسی است . حسابرسان هم درباره استفاده درست و به جای تهیه کنندگان گزارش های مالی از استانداردهای حسابداری و هم در مورد چگونگی انجام کار حسابرسی باید پیوسته از قضاوت حرفه ای خود استفاده کنند.اطلاعات حسابداری و گزارشهای مالی اتکاپذیر به تخصیص اثربخش منابع کمک میکند. تصمیمات مختلف اقتصادی تحت شرایط نامطمئن و ریسکی اتخاذ میشوند. یک حسابرس مستقل میتواند به افزایش اعتبار اطلاعات مورد استفاده افراد برون سازمانی مانند سهامداران، اعتباردهندگان، قانون گذاران، مشتریان و سایر ذینفعان کمک کند. از این رو نقش حسابرسان مستقل کاهش ریسک اطلاعات است؛ ریسک این که ممکن است اطلاعات مالی و حسابداری مورد استفاده برای تصمیمات اقتصادی به طور با اهمیتی کژنمایی شده باشد (وینتینگتون و پانی[۶] ، ۲۰۰۳).
به علاوه حسابرسان به علت داشتن دانش فنی و استقلال و کمک به صاحبکاران در جهت بهبود عملیات و کنترل های داخلی، ارزش افزا هستند. حسابرسان اغلب مواردی را ارائه میکنند که به افزایش سوددهی (از طریق کاهش هزینه ها، شامل کاهش تقلب و اشتباهات و بهبود کارایی عملیات) کمک میکند. یکی از جالب ترین و مهم ترین جنبههای حسابرسی، قضاوت هایی است که حسابرسان به عنوان بخشی از کار روزمره خود با آن سروکار دارند (رحیمیان ۱۳۹۰).
در این فصل مروری بر مفاهیم مطرح شده در تحقیق که شامل قضاوت حسابرس، رفاه فردی و ماکیاولی گری میباشد، صورت میگیرد. در قسمت دوم این فصل نیز پیشینه تحقیق و ادبیات پژوهش مطرح خواهد گردید.
۲-۲- قضاوت
برای مفهوم قضاوت در حسابرسی تعاریف متعددی ارائه شده است که در زیر خلاصه ای از این تعاریف جمع بندی و ارائه گردیده است:
-
- اظهار نظر معقول و حکم کردن مستدل درباره موضوعات حسابداری و حسابرسی به وسیله شخصی است که هم تحصیلات و تجربه ارزشمندی دارد و هم ویژگی های لازم برای اظهار نظر های بی طرفانه را دارا است.(پروکتر و همکاران[۷]،۱۹۸۱).
-
- سرچشمه ارزش حسابرسی صورت های مالی، قضاوت حرفه ای حسابرس و قضاوت حرفه ای حسابرس و قضاوت های جمعی (اجماع) به شرح استانداردهای حسابرسی است. انجمن حسابداران رسمی کانادا قضاوت حرفه ای را این گونه تعریف میکند: “قضاوت حرفه ای در حسابرسی به معنای کاربرد دانش و تجربه در چارچوب استانداردهای حسابداری، حسابرسی و آیین رفتارحرفه ای برای تصمیم گیری درباره انتخاب یک گزینه از میان گزینه های مختلف است” (کریستی و همکاران[۸]، ۱۹۷۰).
-
- با وجود ابزارها و روش های مختلف مورد استفاده، حسابرسی بیش از هر چیز، فرایند قضاوتی است و حسابرسان در زمینههای گوناگونی مانند موارد زیر ملزم به تصمیم گیری و قضاوتند:
-
- ارزیابی دارایی ها، بدهی ها و اقلام سود و زیان
-
- طراحی روش های حسابرسی مؤثر به منظور کسب شواهد حسابرسی
-
- ارزیابی انواع مختلف ریسک در حسابرسی
-
- ارزیابی اثربخشی و اتکاپذیری سیستم کنترل های داخلی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اماباید بیان کردکه اصطلاح «وفای به عهد» شامل مسئولیت مدنی یاغصب یااستیفاء نامشروع نمی باشد.
پس می توان نتیجه گرفت که «اصطلاح وفای به عهد» شامل تعهدات قراردادی می شود و مسئولیت غیر قراردادی را در بر نمی گیرد. در این معنا «عملی است که به موجب آن متعهد آنچه را در قرارداد به عهده گرفته است انجام میدهد »[۳۷] پس دو طرف قرارداد در مورد موضوع تعهد، شیوه اجرا و زمان و مکان قرارداد با هم توافق میکنند پس قانونی که بر طرفین قرارداد حاکم است قانون تکمیلی است مگر اینکه عرف و عادت مسلمی خلاف آن وجود داشته باشد.

در حقوق ایران دو واژه «وفاء به عهد- ایفاء تعهد»[۳۸] در یک معنی به کار می رود، در عین حال از واژه پرداخت هم استفاده میکنند هر چند که در محاورات عامیانه پرداخت، در مورد تعهد پول، به کار می رود همان طور که لغت خارجی مذکور هم همین وضع را دارد. بهتر است که به جای لغت «پرداخت» از «ایفاء» استفاده کنیم.[۳۹]
در قانون مدنی، تعریفی از «پرداخت» نشده است. دکتر لنگرودی معتقدند: «پرداخت عبارت است از اجراء تعهد، خواه تعهد ناشی از عقد یا ایقاع باشد خواه ناشی از واقعه حقوقی و بزه و قانون. پس اختلاف اسباب بروز تعهد، تأثیری در مفهوم پرداخت ندارد.»[۴۰]
پرداخت درحقوق دارای دومعنای عام وخاص است: در معنای خاص عبارت است از تأدیه یک دین نقدی و درمعنای عام پرداخت عبارت از اجرای تعهدبه توسط مدیون؛ به عبارت دیگرپرداخت در معنای عام مترادف «وفای به عهد» است؛ یعنی ایفاء دین اعم از اینکه موضوع دین تأدیه وجه نقد باشد یا هر امر دیگر.
در قانون مدنی فرانسه پرداخت را به جای وفاء به عهد به کار برده اند و آن را از اسباب سقوط تعهد می دانند، ولی قانون مدنی ایران در بند۱ ماده ۲۶۴ عبارت عام «وفاء به عهد» را به عنوان نخستین اسباب سقوط تعهدات به کار برده است ولی در بعضی از مواد این مبحث به جای واژه «ایفاء» از واژه «تأدیه» که مختص دیون نقدی است استفاده شده است. برای مثال ماده۲۷۱ ق.م بیان میکند که: «دین به شخص دائن یا به کسی که از طرف او وکالت دارد تأدیه گردد یا به کسی که قانوناً حق قبض دارد.» و ماده۲۷۲ مقرر میدارد: «تأدیه به غیر اشخاص مذکور در ماده فوق وقتی صحیح است که داین راضی شود.»

مفهوم پرداخت توسط غیر مدیون هر چند به تأدیه دیون نقدی محدود نمی شود ولی شامل همه تعهدات نیز نمی گردد.
به طور کلی موضوع تعهد یا انجام عملی است که شامل فعل یا ترک فعل است یا انتقال و تسلیم مال. ماده۲۱۴ ق.م. بیان داشته است که: «مورد معامله باید مال یا عملی باشد که هر یک از متعاملین تعهد تسلیم یا ایفای آن را میکنند.» اگر موضوع تعهد انجام عملی (فعل یا ترک فعل) باشد که قائم به شخص متعهد نیست، انجام آن از سوی غیر مدیون هم ممکن است ولی جانشینی و قائم مقامی در این دسته از تعهدات امکان پذیر نیست، توضیح اینکه در بسیاری از موارد یکی از آثار دین یا ایفاء تعهد دیگری قائم مقامی ثالث از طلبکار است؛از سوی دیگر وصف بارز جانشینی ناشی از پرداخت و به طور کلی هر نوع جانشینی، انتقال طلب دائن به پرداخت کننده ثالث است و این امر در تعهدات با موضوع انجام عمل ممکن نیست؛ چون از لحاظ منطق حقوقی تصور انتقال معمولاً سبب تغییر این نوع تعهد خواهد شد؛ زیرا کمتر اتفاق می افتد که شخص ثالثی به جای مدیون به ایفاء عمل موضوع تعهد او مبادرت کند و به همان عمل با تمام اوصاف نیازمند باشد.
برای مثال: اگر پیمانکار تعهد پیمانکاری دیگری را نسبت به ساخت بنایی انجام دهد بعید نیست به نظر میرسد که پیمانکار مذبور به چنین بنایی در همان محل لازم داشته باشد در چنین مواردی حداقل چیزی که تغییر میکند، محل انجام تعهد است؛ یعنی اگر پیمانکار ایفاء کننده چنین بنایی نیاز داشته باشد، معمولاً محل آن مکان دیگری خواهد بود، اما حتی اگر شرایط جانشینی فراهم باشد نمی تواند پیمانکار متعهد را ملزم سازد که جانشینی متعهد له در جایی دیگر و با نقشه دیگر بنا بنماید؛ چون چنین الزامی مستلزم تبدیل تعهد است و تبدیل تعهد هم مستلزم رضایت مدیون است و اگر مدیون هم به این امر رضایت بدهد باز عمل مذبور را به دلیل تغییر موضوع تعهد باید نوعی توافق خاص نامید. (ماده ۱۰ ق.م.)
در مورد تعهدات با موضوع انتقال یا تسلیم مال بر حسب اینکه مال موضوع انتقال عین معین یا کلی باشد امکان جانشینی در آن ها متفاوت است. اگر مال موضوع انتقال یا تسلیم عین معین باشد امکان انجام چنین تعهدی جز به وسیله مدیون امکان پذیر نیست؛ پس پرداخت توسط غیر مدیون در مورد این دسته از تعهدات به دلیل عدم امکان ایفاء تعهد از سوی غیر مدیون که اساس جانشینی با پرداخت است منتفی خواهد بود.[۴۱] اما در مورد تعهدات با موضوع انتقال یا تسلیم مال کلی به دلیل اینکه عقد راجع به مال معین نیست اشخاص غیر مدیون نیز میتوانند آن را پرداخت نمایند غیر مدیون، جانشین دائن خواهد بود.[۴۲]
در صورتی که متعلق موضوع تعهد، عین خارجی باشد در صورت تلف یا نقص، بدهکار مسئول تلف یا نقص نمی باشد، اگرچه ماده۲۷۸ ق.م. در مورد نقص عین مورد تعهد همین نظر را قبول دارد اما نسبت به تلف سکوت اختیار کردهاست. تلف عین مورد تعهد در حقوق فرانسه از موارد سقوط تعهد است.[۴۳]
اگر متعلق موضوع تعهد، کلی باشد با استناد به ماده ۲۷۹ ق.م. بیان داشته است که:« اگر موضوع تعهد، عین شخص نبوده و کلی باشد متعهد مجبور نیست که از فرد اعلای آن، ایفاءکند لکن از فردی که عرفاً معیوب محسوب است، نمی تواند بدهد.»[۴۴]
می توان گفت که جانشینی در تعهدی متصور است که موضوع آن دین یا طلب به معنای مصطلح باشد؛ یعنی تعهداتی که بر ذمه تعلق می گیرند. چنین تعهدات قابلیت انتقال دارند، در سایر تعهدات اگر غیر مدیون مبادرت به انجام آن نماید با فرض امکان رجوع، رجوع مذبور یک رجوع شخصی است نسبت به اجرت عمل او، نه یک رجوع جانشینی؛ چون در رجوع جانشینی، جانشین میتواند هم از طلب و هم از تضمینات طلب استفاده کند.
بند دوم : بررسی موارد مشتبه
در فصل آتی خواهیم دید از شرایط تحقق پرداخت دین دیگری و بروز آثار آن خواه در قالب حق رجوع ساه یا ایجاد تأسيس حقوقی جدید بنام قائم مقامی (جانشینی) با پرداخت ، تحقق پرداخت شرط ضروری است ؛ از اینرو بررسی مواردی که مشتبه می کند ضروری است:
اول: پرداخت با چک
آیا صدور چک، پرداخت محسوب می شود؟ تسلیم چک به طلبکار به خودی خود پرداخت دین محسوب نمی شود، بلکه چک وسیله پرداخت دین بوده و تا زمان وصول وجه سند، دین و تضمینات آن ها باقی خواهد ماند.[۴۵] سند تجاری صرفاً وسیله انجام تعهد است و با صدور سند، تعهد جدیدی به وجود نمی آید بلکه تعهد سابق، در سند ادغام می شود و ماهیت تعهد سابق تحول یافته و منقلب شده و به تعهد برواتی تبدیل می شود و به صرف صدور چک وفاء به عهد یا پرداخت محقق نمی شود؛ به طور مثال با صدور چک از ناحیه مستأجر و با موافقت و دریافت آن توسط موجر تبدیل تعهد صورت میگیرد؛ یعنی ذمه مستأجر نسبت به اجاره بها بری می شود، لیکن ذمه او در مورد سند تجاری باقی است و قابل تعقیب است. چک نوعی وسیله پرداخت است که طرفین به این نحوه پرداخت، رضایت دادهاند.[۴۶]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بسیاری از رفتارها و تصمیمهای کارکنان و مدیران در سازمانهای امروزی تحت تأثیر ارزشهای اخلاقی آنهاست. از آنجا که نیروی انسانی چه به صورت فردی و چه به صورت گروهی و در تعامل با دیگران، همچنان مهمترین عامل تولید به شمار میآیند، قضاوت افراد در مورد درستی یا نادرستی کارها بر کمیت و کیفیت عملکرد آنان و به تبع آن، عملکرد سازمان و در نتیجه موفقیت آن به شدت تأثیر دارد. از این رو توجه به اصول اخلاقی برای سازمانها ضرورتی اجتنابناپذیر است. اخلاق کار میتواند از طریق تنظیم بهتر روابط، کاهش اختلاف و تعارض، افزایش جو تفاهم و همکاری و نیز کاهش هزینه های ناشی از کنترل، عملکرد را تحت تأثیر قرار دهد. به علاوه، هوش اخلاقی باعث افزایش تعهد و مسئولیتپذیری بیشتر کارکنان شده و به بهبود کارایی فردی و گروهی می انجامد. رعایت اخلاقیات در برخورد با همکاران داخلی و بیرونی، سبب افزایش مشروعیت اقدامهای سازمان و استفاده از مزایای ناشی از افزایش چندگانگی شده و سرانجام باعث بهبود سودآوری و مزیت رقابتی میشود. بدین جهت لازم است که مدیران در جهت ارتقای اخلاق سازمان کارهایی را انجام دهند. توجه به میزان مشروعیت اقدامهای سازمان از نقطه نظر کارکنان، رعایت عدالت در سیستمهای گزینش و استخدام، حقوق و دستمزد، پاداش و ارتقاء، تدوین منشور اخلاقی سازمان، اقدامهای متناسب و سازگار با خواست و حساسیتهای جامعه درباره مسائلی مانند اجرای برنامه های آموزش اخلاقیات برای مدیران و کارکنان و به ویژه پایبندی رهبران و مدیران به اصول اخلاقی، از جمله کارهایی است که سازمانها در این زمینه میتوانند انجام دهند.


۲-۲-۱۷- اصول هوش اخلاقی در مدیریت
لنیک و کیل[۳۰] (۲۰۰۵) هوش اخلاقی را توانایی تشخیص درست از اشتباده میدانند که با اصول جهانی سازگار است. به نظر آنان، چهار اصل هوش اخلاقی زیر برای موفقیت مداوم سازمانی و شخصی ضروری است:
۱- درستکاری[۳۱]: یهنی ایجاد هماهنگی بین آنچه که به آن معتقدیم و آنچه که به آن عمل میکنیم. انجام آنچه که میدانیم درست است و گفتن حرف راست در تمام زمانها. کسی که هوش اخلاقی بالایی دارد، به شیوهای عمل میکند که با اصول و عقایدش سازگار باشد.
۲- مسئولیتپذیری[۳۲]: کسی که هوش اخلاقی بالایی دارد، مسئولیت اعمال خود و پیامدهای آن، همچنین اشتباهها و شکستهای خود را نیز میپذیرد.
۳- دلسوزی[۳۳]: توجه به دیگران که دارای تأثیر متقابل است. اگر نسبت به دیگران مهربان و دلسوز باشیم، آنان نیز در وقت نیاز با ما همدردی میکنند.
- بخشش[۳۴]: آگاهی از عیوب خود و تحمل اشتباههای دیگران (لنیک و کیل، ۲۰۰۵).
۲-۲-۱۸- نقش هوش اخلاقی در موفقیت سازمان
هوش اخلاقی میتواند در موارد زیر بر عملکرد و موفقیت سازمان تأثیر گذارد:
۱- توجه به منافع دینفعان: علاوه بر سهامداران، گروههای دیگری نیز وجود دارند که از اقدامات سازمان تأثیر میپذیرند و دارای منافع مشروعی در سازمان هستند. تأمین منافع سهامداران بدون در نظر گرفتن منافع سایر ذینفعان، شیوهای غیر اخلاقی در مدیریت است.
۲- افزایش سود و مزیت رقابتی: توجه به تمام افراد و گروههایی که ذینفع هستند، میزان سود شرکتها را در بلند مدت افزایش خواهد داد، زیرا موجب انگیزش نیروی انسانی، افزایش حسن نیت اجتماعی و اعتماد مردم و نیز کاهش جریمهها میشود. طبق گزارش مجله فورچون، ۶۳ درصد مدیران عالی شرکتهای تجاری بر این باورند که رعایت اخلاقیات، موجب افزایش تصور مثبت و شهرت سازمان شده، منبعی برای افزایش مزیت رقابتی به شمار میآید (بوکلی و همکاران[۳۵]، ۲۰۰۱).
۳- افزایش تنوع طلبی: متخصصان پیشبینی میکنند که نیروی کار به گونهای روزافزون، متنوعتر خواهد شد. شرکتهایی که بتواند نیازهای این افراد متنوع را درک کرده، از این تنوع به خوبی بهره گیرد، موفقتر خواهد بود. رعایت عدالت و اخلاق در برخورد با افراد متنوع در محیط کار، مدیریت آن ها را تسهیل میکند و این امکان را برای سازمان فراهم میسازد که از مزایای نیروی کار متنوع بهره گیرند.
۴- کاهش هزینه های ناشی از کنترل: ترویج خودکنترلی در سازمان به عنوان یکی از مکانیزمهای اصلی کنترل از مباحثی است که بنیان آن بر اعتماد، اخلاق و ارزشهای فردی قرار دارد. ترویج خودکنترلی باعث کاهش هزینه های ناشی از روشهای کنترل مستقیم شده و موجب افزایش سود میشود (لا و ادریس[۳۶]، ۲۰۰۵).
۵- بهبود روابط، افزایش جو تفاهم و کاهش تعارضات: یکی از نتایج رعایت اخلاق کار در سازمان، تنظیم بهتر روابط در سازمان است که باعث افزایش جو تفاهم در سازمان و کاهش تعارضات بین افراد و گروهها شده و عملکرد تیمی را بهبود میبخشد.
۶- افزایش تعهد و مسئولیتپذیری کارکنان: انتظار بروز خلاقیت توسط کسانی که کار خود را از لحاظ اخلاقی، ناپسند تلقی میکنند، واقعی و منطقی نیست. رعایت مطاحظات اخلاقی در گزینش و استخدام، ارزیابی عملکرد، نظام پاداشها، اخراج و کوچک سازی سازمان، باعث کاهش بدبینی و پرخاشگری و تعارض، مسئولیتپذیری بیشتر، افزایش تنوع طلبی و در نهایت افزایش ارزش، سود و درآمد سازمان خواهد شد (دیویس و دونالدسون[۳۷]، ۱۹۹۰).
- افزایش مشروعیت سازمان: امروزه در شرایط جهانی شدن و گسترش شبکه های اطلاعاتی، از سازمانها انتظار میرود در برابر مسائل محیط زیست، رعایت منافع جامعه و حقوق اقلیتها حساسیت داشته، واکنش نشان دهند. به علاوه این شبکه گسترده، تمام فعالیتهای سازمانها را زیر نظر دارد و به راحتی میتواند از راه انجمنها و مجامع مختلف، چهره سازمانها را در انظار عمومی تغییر دهد.
۲-۲-۱۹- مهارتهای اجتماعی
درک احساسات دیگری یا شناخت افکار و مقاصد آن ها، به تنهایی تضمین کننده یک رابطه پرثمر نیست. مهارت اجتماعی با تکیه بر آگاهی اجتماعی، امکان برقراری روابطی مؤثر و روان را پدید میآورد.
مهارتهای اجتماعی شامل موارد زیر میباشد:
۱-هماهنگی و انطباق :
رفتارهای متقابل مناسب و روان در سطح غیرکلامی، سازگاری و انطباق، موجب از بین رفتن اصطکاک در برخوردهای بین فردی میگردد. این ویژگی که پایه و اساس مهارتهای اجتماعی را تشکیل میدهد، سنگ بنای سایر جنبهها نیز میباشد. ناتوانی در هماهنگی و انطباق، توانایی اجتماعی فرد را تضعیف میکند و موجب کمرنگ شدن تعاملات اجتماعی او میشود.
۲-ابراز وجود:
معرفی خود به نحو مؤثر، جذبه یکی از جنبههای ابراز وجود است. جذبه یک سخنران قوی و معلم یا رهبر بزرگ در این است که میتواند هر احساسی را که خود میخواهد در درون ما پدید بیاورد. هنگامی که شخصیتی پرابهت، جمع کثیری از مردم را مجذوب خود میسازد، ما شاهد چنین سرایت عاطفی شدن با افکار و احساسات خود ترغیب میکنند. قابلیت «خودداری» از بروز عواطف و مهار آن، گاهی به عنوان کلید موفقیت در ابراز وجود محسوب میشود. افراد ماهر در این قابلیت، در تمام موقعیتهای اجتماعی آدابدانی خود را نشان میدهند و از اعتماد به نفس برخوردارند.
۳-اثرگذاری:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- بار آن در تعریف خود ازهوش هیجانی آن را مجموعه ای از مهارت ها، استعدادها و تواناییهای غیرشناختی میداند که توانایی موفقیت فرد را در مقابله با فشارها و اقتضاهای محیطی افزایش میدهد (طبری و قربانی، ۱۳۹۰).

-
- از دیدگاه بارون۱ (۱۹۹۶)، هوش هیجانی یک نمونه از شایستگیهای هیجانی و اجتماعی است که تعیین میکند ما نسبت به دیگران و در کنار آمدن با فشارهای و تقاضاهای روزانه به چه خوبی میتوانیم خودمان را درک و بیان نمائیم.
-
- گاردنر در تعرف خود از هوش هیجانی، معتقد است که هوش هیجانی توانایی فرد در شناسایی و ابراز هیجانها در خود و دیگران است (آقایار و شریف درآمدی،۱۳۹۱).
-
-
- تاکر[۶] (۲۰۰۰) هوش هیجانی را توانایی درک عواطف خود و دیگران و تمایز بین آنها را برای جهت دهی فکر و عمل تعریف کرد ( دهکردی،۱۳۹۳).

-
- ویسینگر[۷] هوش هیجانی را هوش به کارگیری عاطفه و احساس در جهت هدایت رفتار، افکار، ارتباط مؤثر با همکاران، سرپرستان، مشتریان و استفاده از زمان در چگونگی انجام کار برای ارتقای نتایج میداند (Wong & Law. 2012).
- بارون هوش هیجانی را تواناییهای یک شخص در مواجهه با چالش های محیطی میداند که موفقیت های فرد را در زندگی پیشبینی میکند (وثوقی کیا،۱۳۹۳).
به طور کلی می توان گفت که هوش عاطفی ، ظرفیت یا توانایی سازماندهی احساسات و عواطف خود و دیگران برای برانگیختن و کنترل مؤثر احساسات خود و استفاده از آن ها در روابط با دیگران است.
۲-۲-۳) تاریخچه هوش هیجانی
مفهوم هوش هیجانی را اولین بار پاپن[۸] ( ۱۹۸۴ ) در رساله ی خود که به چاپ نرسیده است به کار برد و چند سال بعد سالووی و مایر آن را در مجامع علمی مفهوم سازی نمودند. این نوع از مفهوم هوش در سال های اخیر در هر دو زمینه ی علمی و کاربردی، توجهات زیادی را به خود اختصاص داده است. چرنیس[۹] اعتقاد دارد هر چند اصطلاح هوش هیجانی به طور مستقیم مورد استفاده قرار نگرفته است، اما تاریخچه ی طولانی از تلاش در جهت کمک به بهبود هوش هیجانی و قابلیت های اجتماعی و هیجانی کارکنان وجود دارد (Bar-On. 2000). با این وجود می توان گفت که از لحاظ تاریخی هوش هیجانی مفهوم جدیدی است که در سال های اخیر مطرح شده و در مقابل هوش شناختیبه کار میرود. این نوع هوش در واقع یک هوش غیر شناختی است که ریشه در مفهوم هوش اجتماعی دارد و برای اولین بار توسط ثراندایک[۱۰] (۱۹۲۰) مطرح شد. به عقیده ی ثراندایک، هوش هیجانی توانایی مهم و مدیریت انسان ها برای عمل به شیوه ای خردمندانه در روابط انسانی است. او رفتار هوشمندانه را شامل هوش عینی (مهارت ساختن و به کار بردن ابزار و وسایل)، هوش انتزاعی (توانایی کاربرد کلمات، اعداد و اصول علمی) و هوش اجتماعی ( شناخت افراد و توانایی عمل خلاقانه در روابط انسانی) میدانست.
نظریه پرداز دیگری که به جنبه های متفاوت هوش توجه نشان داد وکسلر[۱۱] بود. او در سال ۱۹۴۰ ایده عناصر غیرفکری و فکری را مطرح کرد، به اعتقاد وی، عناصر غیرفکری همان عناصر عاطفی، شخصی و اجتماعی هستند. علاوه بر این او در سال ۱۹۴۳ چنین اظهار نظر کرد که تواناییهای غیرفکری برای پیشبینی احتمال موفقیت فرد در زندگی لازم هستند (الوانی و ده بیگی،۱۳۸۶)، علاوه بر این موارد، وکسلر در کارهای خود به تلاش های دال[۱۲] مبنی بر سنجش جهات غیرشناختی هوش نیز اشاره کرد. لیپر[۱۳] ( ۱۹۴۸ ) نیز بر این باور بود که تفکر هیجانی بخشی از تفکر منطقی است و به این نوع تفکر یا به معنای کلی تر هوش، کمک می کند. پیاژه[۱۴] (۱۹۵۲) نیز بر در هم تنیدگی شناخت و عواطف تأکید داشت ( جمالی،۱۳۹۱).
در هر حال سال ۱۹۲۰ تا ۱۹۹۰ تحقیقها در زمینه ی هوش اجتماعی، دست خوش تحول بوده است و دیدگاه های مختلفی به وجود آمده آن که هوش اجتماعی را به عنوان توانایی ارتباط با دیگران، دانش میان فردی، توانایی قضاوت درست درباره ی احساسات، خلق ها و انگیزه های دیگران، عملکرد اجتماعی مؤثر و مهارت رمزگشایی نمادهای غیرکلامی تعریف کردهاند. در اوایل سال ۱۹۸۰، محققان به مفهوم سازی نظامند ایده ی هوش عاطفی دست زدند. مشهورترین آن ها مفهوم هوش های درون و بین فردی گاردنر (۱۹۸۳) و مطالعات استینز[۱۵] (۱۹۸۴) در زمینه ی سواد عاطفی بود که سنگ بنای واژه ای شد که سالووی و مایر در سالهای ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰ آن را هوش هیجانی نامیدند ( هادی زاده و فرجیان،۱۳۹۲).
در این راستا پس از ثرندایک[۱۶] نیز گاردنر (۱۹۸۳) هوش اجتماعی را متشکل از هوش درون فردی و بین فردی میدانست. گاردنر و استرانبرگ[۱۷] از جمله ی کسانی بودند که اعتقاد داشتند هوش نه تنها تواناییهای شناختی را شامل می شود، بلکه چگونگی تجربه و بیان هیجانات را نیز در بر میگیرد (دهکردی،۱۳۹۳). از نظر گاردنر، هوش درون فردی شامل توانایی هوشی فرد برای مواجهه با خویشتن و ابراز مجموعه ای پیچیده و کاملاً متمایز از احساسات است و هوش بین فردی شامل توانایی هوشی فرد برای مواجهه با دیگران، احساس کردن و تمایز قایل شدن بین اخلاق، انگیزه و نیت آن ها میباشد، اما پس از گاردنر، سالووی و مایر (۱۹۹۰) از جمله اولین افرادی بودند که هوش هیجانی را بهعنوان زیر مجموعه ای از هوش اجتماعی تعریف کردند که شامل توانایی کنترل احساسات و هیجانات خویش و دیگران، تشخیص احساسات و هیجانها در خود و دیگران و استفاده از این اطلاعات برای هدایت تفکر و اقدامات خود فرد می شد. در سال ۱۹۹۰ همچنین بار-آن ، مفهوم بهرهی هیجانی را مطرح کرد تا بر اساس آن بتواند روش خود را برای ارزیابی هوش کلی توضیح دهد. او معتقد بود توانایی ما در کنار آمدن موفقیت آمیز با دیگران، توأم با احساسات درونی را منعکس میسازد (دهکردی،۱۳۹۳).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ایده “هزینه سرمایه” برای کاری که حرفهایهای مالی و حسابداری، مستقیم یا غیرمستقیم، به عنوان بخشی از مشارکتشان در گروه های تصمیم گیری چند وظیفه ای متقابل انجام میدهند، نقشی اساسی دارد. آن ها نیاز دارند که تکنیکهایی را برای تخمین هزینه سرمایه به منظور بودجهبندی سرمایهای درازمدت، تجزیه و تحلیل در مورد ادغام و تحصیل شرکتها، کاربرد ارزش افزوده اقتصادی به عنوان شاخص عملکرد مالی در سطح شرکت، سیستمهای تشویقی برای کنترل مالی، استفاده از سود باقیمانده برای ارزیابی عملکرد مالی، تجزیه و تحلیلهای ارزش ویژه و حسابداری سرقفلی خریداری شده، درک کنند و به کار ببرند (نیکومرام و هیبتی، ۱۳۸۶).


مفهوم هزینه سرمایه بر این فرض استوار است که هدف یک شرکت عبارت است از به حداکثر رساندن ثروت سهامداران. هرشرکتی دارای ریسک و بازده مخصوص به خود است. هریک از گروه های سرمایه گذار، مثلا دارندگان اوراق قرضه، سهام ممتاز و سهام عادی، خواهان میزانی از نرخ بازدهی هستند که در خور ریسک مربوط به آن باشد. هزینه سرمایه عبارت است از حداقل نرخ بازدهی که شرکت باید به دست آورد تا بازده مورد نظر سرمایه گذاران در شرکت تأمین شود (لطفی، ۱۳۸۳).
دارندگان انواع اوراق بهادار شرکت (مثل اوراق قرضه سهام ممتاز، سهام عادى و سود انباشته) دارای نرخ بازده مورد توقع مخصوص به خود هستند و در نتیجه دارای هزینه سرمایه مخصوص به خود هستند. هزینه سرمایه ای هریک از منابع خاص تامین سرمایه (اوراق بهادار منتشره) را هزینه اقلام خاص سرمایه مینامند.
محاسبه هزینه اقلام خاص سرمایه کار چندان سادهای نیست و نتایج هم به صورت تقریبی به دست خواهندآمد. اصولا مشکل یا مسئله از آنجا به وجود می آید ارزش بازار شرکت دستخوش تغیرات دایمی است و عوامل خارجی مثل تورم آثار شدیدی بر این فرایند دارند و شرکت بر این عوامل هیچ کنترلی ندارد. در نتیجه در اکثر موارد ارقام به صورت تقریبی محاسبه می شود کردستانی و علوی، ۱۳۸۹).
شاید بتوان مهمترین کاربرد مفهوم هزینه سرمایه را به طریق زیر بیان کرد (عثمانی، ۱۳۸۱):
اگر نرخ بازده سرمایه گذاری یک شرکت از هزینه سرمایه آن بیشتر باشد اگر بدون بالا رفتن درجه ریسک این میزان بازده افزایش یابد، ثروت سهامدارن افزایش خواهد یافت. دلیلى که در این خصوص اقامه مىشود این است که اگر نرخ بازده شرکت از هزینه سرمایه آن بیشتر شود، دارندگان اوراق قرضه و سهام ممتاز به نرخ بازده ثابت موردنظر خواهد رسید، باقیمانده نرخ بازده در اختیار صاحبان سهام عادى قرار خواهد گرفت که از نرخ بازده مورد توقع آنان بیشتر خواهد بود. بنابرین، مىتوان سود مازاد را به چندین طریق به مصرف رسانید:
۱- شرکت از طریق پرداخت سود سهام بیشتر، این مبلغ را بین سهامداران عادى تقسیم کند.
۲- شرکت این سود را مجدداً در شرکت سرمایهگذاری کند و بدین طریق، نرخ بازده دورههاى بعد را افزایش دهد.
۳- ترکیبى از این دو روش
در نتیجه، مطلوبیت سهام عادى (از نظر سهامداران) بیشتر مىشود و افزایش تقاضا منجربه افزایش قیمت سهام عادى در بازار مىگردد. بدین طریق، ثروت سهامداران افزایش خواهد یافت و هدف شرکت تأمین مىگردد.
اگر بین هزینه سرمایه و موضوع به حداکثر رسانیدن ثروت سهامداران ارتباط برقرار گردد، مىتوان هزینه سرمایه را به طریق دیگرى تعریف کرد. براى مثال، مىتوان هزینه سرمایه را به این طریق تعریف کرد: حداقل نرخ بازدهى که شرکت باید تحصیل کند تا اینکه در ارزش شرکت تغییرى صورت نگیرد، یعنى ارزش شرکت کماکان حفظ گردد. در چنین تعریفى که از هزینه سرمایه داده مىشود، مسئله نرخ ”سربهسر“ مورد توجه قرار مىگیرد. اگر شرکت به هزینه سرمایه دست نیابد، ارزش اوراق بهاءدار شرکت کاهش خواهد یافت. برعکس، اگر نرخ بازده شرکت از هزینه سرمایه بیشتر شود، ارزش بازار شرکت افزایش خواهد یافت. در این متن، ارزش بازار برابر است با مجموع ارزشهاى بازار اوراق بهادارى که آن شرکت منتشر کردهاست. چنین تعریفى از هزینه سرمایه را به اینصورت بیان مىکنند (لطفی، ۱۳۸۳): نرخ بازدهى که مانع تغییر ارزش سهام عادى شرکت گردد.
بر اساس تعریفى دیگر که از هزینه سرمایه داده مىشود، هزینه سرمایه با فرایند بودجهبندى سرمایهاى شرکت ارتباط پیدا مىکند. هزینه سرمایه به عنوان نرخ تنزیلى که براى ارزیابى و قضاوت در مورد پروژههاى مختلف سرمایهگذاری به کار مىرود تعریف مىشود. اگر پروژههایى مورد قبول شرکت قرار گیرند که نرخهاى بازده آن ها از هزینه سرمایه شرکت بیشتر است، ارزش شرکت افزایش خواهد یافت. به همین نحو، اگر نرخ بازده پروژههایى از هزینه سرمایه شرکت کمتر باشد، ارزش شرکت کاهش خواهد یافت. بنابرین، کاربرد دیگر هزینه سرمایه ارزیابى پروژههاى سرمایهاى است(کردستانی و مجدی، ۱۳۸۶).
همپتون میگوید وجوهی که به وسیله شرکت کسب می شود بایددر جهت یک سرمایه گذاری بالقوه، بازده کافی برای تامین کنندگان این وجوه ایجاد کند. بازده مورد انتظار تامین کنندگان مالی یکسان نمی باشد در جایی که بستانکاران شرکتها دنبال یک نرخ ثابت و مطمین هستند، سهامدارن پذیرفته- اند بازدهی که آن ها از شرکت دریافت میکنند بسته به نحوه عمل شرکت متفاوت میباشد. همچنین انتظارات سرمایه گذاران بسته به شرایط سیاسی، اقتصادی، بازده جاری بازار، ریسک بازار، کیفیت و نحوه مدیریت و تعداد دیگری از فاکتورها تغییر می کند (نوروش، عابدی، ۱۳۸۴).
کاون میگوید انتظارات و سلیقههای تامین کنندگان مختلف وجوه نقد باید توسط شرکت شناسایی شود که بتواند به نحو مطلوبی هزینه سرمایه خود را مدیریت کند. در واقع هزینه سرمایه عبارت است از حداقل نرخ بازدهی که واحد اقتصادی باید به دست آورد تا بازده مورد انتظار سرمایه گذاران تامین شود (همان منبع).
مایرز بیان میدارد اگر نرخ بازده سرمایه گذاران یک شرکت از هزینه سرمایهاش بیشتر باشد واین افزایش بازده بدون بالا رفتن درجه ریسک صورت گرفته باشد، نتیجه این خواهد بود که ثروت سهامداران افزایش خواهد یافت. به عبارت دیگر اگر شرکت هزینه سرمایه یا نرخ مورد انتظار سرمایه گذاران را برآورده نسازد، قیمت اوراق بهادار کاهش خواهد یافت.
تعاریف مختلفی از هزینه سرمایه وجود دارد:
هزینه سرمایه، نرخ تنزیل یا ارزش زمانی پول میباشد که سرمایه گذاران از آن برای تبدیل ارزش فعلی آن ها استفاده میکنند به این معنا که هر دو گروه بستانکاران و سهامداران شرکت انتظار دارند در قبال متحمل شدن هزینه فرصت سرمایه گذاری وجوه خود و جبران ریسک آن بازده دریافت نمایند (کاپلاند و دیگران، ۲۰۰۰).

وستان هزینه سرمایه را اینگونه تعریف میکنند:
هزینه سرمایه وهزینه هرکدام از اجزای آن، نمایانگر هزینه یا حداقل بازدهی مورد نیاز سرمایه گذاران است
(وستان، ۲۰۰۱). در تعریف دیگری از هزینه سرمایه از سیمکینز داریم:
هزینه سرمایه حداقل نرخ بازدهی است که شرکت باید به دست آورد تا بتواند هزینه های تأمین مالی خود را در بازار پوشش دهد(سیمکینز، ۲۰۰۰).
۲-۱-۲- میانگین موزون هزینه سرمایه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اخیراً، تحقیقاتی که به ارزیابی نگرش بزرگسالان دراستفاده از اینترنت پرداخته است نشان میدهد که استفاده بزرگسالان از اینترنت محدود به، به دست آوردن اطلاعات و به عنوان وسیلهای برای برقراری ارتباط با دیگران است. هرچند دانش محدود آموزشگران بزرگسال در مورد فن آوری و چگونگی دسترسی به انواع منابع اینترنتی، استفاده آنها از منابع چندگانه موجود دراینترنت را محدود می کند.


در انتها میتوان جمع بندی نمود، تاکنون در داخل و خارج پژوهشی به بررسی رابطه میان اضطراب چندبعدی کتابخانه ای با در برداشتن ابعاد اینترنتی و الکترونیکی در کتابخانه ها و نگرش اینترنتی، نپرداخته است. از این رو پژوهش حاضر درصدد بررسی رابطه بین اضطراب چندبعدی کتابخانه ای و نگرش اینترنتی در میان دانشجویان کارشناسی ارشد است و با این پیشفرض صورتبندی شد که نگرشها تأثیر بسیار بر فراوانی و ماهیت بهره گیری از فن آوریهای اینترنتی مورد استفاده در کتابخانه ها می توانند داشته باشند.
۲-۳- مرور پیشینه
مسئله اضطراب کتابخانه ای موضوع پژوهشهای بسیاری بوده است اما پژوهشهای اندکی در ایران به بررسی این مسئله پرداخته است. در زیر به مختصری از پژوهش های انجام شده در داخل کشور و خارج از کشور، اشاره می شود.
۲-۳-۱- تحقیقات انجام شده در ایران
خدیوی (۱۳۸۳) در مقاله ای توصیفی به مرور پژوهشها و مطالعات انجام شده در زمینه اضطراب کتابخانه ای و نیز اهمیت این پدیده پرداخت. وی به ضرورت انجام پژوهش در این زمینه در ایران اشاره نمود.
خدیوی، عابدی و شعبانی (۱۳۸۵) پژوهشی با عنوان اضطراب دانشجویان دانشگاه های اصفهان در استفاده از منابع کتابخانه ای و منابع الکترونیکی، به انجام رساندند که نشان داد میزان آشنایی دانشجویان دانشگاه اصفهان با منابع الکترونیک و میزان آشنایی آنها با کاربرد رایانه پایین تر از حد معیار است، اما میزان اضطراب کتابخانه ای و منابع الکترونیک در میان آنها در حد معمول است.
زکی (۱۳۸۵) در مقاله ای به آزمون و اعتبار یابی مقیاس نگرش های دانشجویان دانشگاه های علوم پزشکی و اصفهان به اینترنت پرداخت. در این تحقیق با بهره گرفتن از روش آماری تحلیل عاملی، پایایی دو پرسشنامه نگرش به اینترنت بررسی شد. این دو پرسشنامه از همسانی درونی مناسبی برخوردارند. روایی سازه در دو پرسشنامه به وسیله تحلیل عاملی مورد تأیید قرار گرفت، به گونه ای که گویه های ابزار تحقیق در دوعامل، قابل تفکیک هستند. در نتیجه میتواند ابزار مناسبی برای ارزیابی نگرش افراد نسبت به اینترنت باشد.
علیآبادی و مشتاقی (۱۳۸۵) به اعتباریابی و تعیین ساختار عاملی فرم فارسی مقیاس نگرش سنج رایانه “CAS” و رابطه نگرش رایانهای با ویژگیهای فردی در بین دانشجویان دانشگاه های تهران پرداختند. هدف از این پژوهش ارائه یک مقیاس اندازهگیری نگرش نسبت به رایانه و هدف دیگر بررسی رابطه بین نگرش نسبت به رایانه و جنسیت و دانشگاه محل تحصیل دانشجویان است. نتایج بهدست آمده نشان داد که بین جنسبت و نگرش نسبت به رایانه رابطه معناداری وجود دارد و نگرش دختران نسبت به پسران بهتر است. همچنین، بین دانشگاه محل تحصیل و نگرش نسبت به رایانه نیز تفاوت معناداری به دست آمد.
نقوی (۱۳۸۶) در مقالهای به بررسی نگرش استادان و دانشجویان به یادگیری الکترونیکی پرداخت و دریافت که استادان نگرش مثبتی به یادگیری الکترونیکی به عنوان ابزار کمک آموزشی دارند. در این خصوص، احساس مفید بودن و خودکامیابی استادان مهمترین عامل تمایل آنها به استفاده از یادگیری الکترونیکی بوده است. بر اساس نگرش دانشجویان عواملی نظیر استقلال، راهنمایی استادان و آموزش چند رسانه ای مهمترین متغیرهای مؤثر بودن آموزشهای الکترونیکی است.
جوکار و طاهریان ( ۱۳۸۷) در پژوهشی به بررسی میزان اضطراب کتابخانه ای استفاده کنندگان از کتابخانه میرزای شیرازی دانشگاه شیراز و نیز مقایسه آن بر اساس متغیرهای جنسیت، مقطع (کارشناسی وکارشناسی ارشد )، رشته (کتابداری و غیر کتابداری) و نیز استفاده یا عدم استفاده از کتابخانه قبل از ورود به دانشگاه پرداختند و به این نتیجه رسیدند که میانگین اضطراب کتابخانه ای در زنان و مردان و نیز افرادی که قبل از ورود به دانشگاه از کتابخانه استفاده میکردهاند و آنهایی که استفاده نمیکردهاند، اختلاف معنا داری نداشت، اما میانگین اضطراب کتابخانه ای به صورت معنا داری در دانشجویان رشته کتابداری نسبت به غیر کتابداری و دانشجویان کارشناسی ارشد نسبت به کارشناسی بالاتر بود. به علاوه این معنا داری تنها مربوط به عوامل پذیرا بودن کارکنان و اعتماد کتابخانه ای بوده و در مورد سایر عوامل مؤثّر بر اضطراب کتابخانه ای اختلاف معناداری گزارش نشد.
حقایق، کجباف، شعبانی، نیکبخت و فراهانی (۱۳۸۷) در مقالهای به بررسی ویژگیهای روان سنجی مقیاس نگرش به اینترنت(IAS[83]-40) پرداختند. آنها چنین نتیجه گیری کردندکه پرسشنامه، از مؤلّفه های روان سنجی قابل قبولی برخوردار است و قابل استفاده در پژوهش های مربوط به اینترنت است.
فلاح، فمی، اسدی و بیژنی (۱۳۸۷) به تحلیل نگرش کارگزاران ترویج کشاورزی نسبت به کاربری فن آوری اطلاعات و ارتباطات در استان گیلان پرداختند. نتایج نشان داد همبستگی سن و میزان تحصیلات با نگرش نسبت به فن آوری اطلاعات و ارتباطات معنادار نیست. رابطه نگرش و میزان استفاده از فن آوری اطلاعات و ارتباطات در فعالیتهای ترویج کشاورزی مثبت و معنادار بود.
مشتاقی، قربانی و رضاییان (۱۳۸۷) مقالهای با عنوان اعتباریابی فرم فارسی مقیاس نگرش نسبت به کاربرد فن آوری در آموزش میان معلمان مقطع متوسطه شهر اصفهان را تهیه کردند. که به ارائه یک مقیاس اندازه گیری نگرش نسبت به کاربرد فن آوری در آموزش پرداختند. مقیاس از پایایی و روایی مناسبی برخوردار بود.آنها نشان دادند که مقیاس چندبعدی است و با انجام آزمون تی مستقل روی داده ها نشان دادند که میان جنسیت معلمان و نگرش آنها تفاوت معنادار موجود نیست، ولی معلمان هنرستان نگرش بهتری نسبت به همکاران دبیرستانی خود داشتند. در مجموع نگرش معلمان مثبت ارزیابی شد. از این مقیاس به عنوان ابزاری دقیق در دیگر پژوهشها میتوان بهره برد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱- ریسک سیستماتیک ،که تقریباًهمه سهام ها را در بر میگیرد و ممکن است در برخی موارد تاثیر کم یا زیادی داشته باشد .

۲- ریسک فوق العاده ، که به برخی از سهام ها و یا بر گروه کوچکی از سهام تاثیر میگذارد . ریسک سیستماتیک در معادله در همه سهام ها وجود داشته و مشترک است و شامل فاکتورهایی از قبیل : نرخ بهره، تورم ، تولید ناخالص داخلی و… میباشد(رضایی و حیدرزاده ،۱۳۹۲).
معمولا از مدل های متفاوتی جهت محاسبه بازده مورد انتظار سهم استفاده شده است . محققان مالی و سرمایه گذاری برای شرایط خاص ، مدل های خاصی را توصیه کردهاند . در اکثر تحقیقات مربوط به واکنش بیش از اندازه و یا کم تر از حد مورد انتظار از مدل بازار استفاده شده است . به عنوان مثال )کلر و توماس ، ۱۹۹۵ ؛ کرایزنوسکی و زنگ ، ۱۹۹۲) از مدل بازار استفاده کردهاند . در این پژوهش نیز از مدل بازار استفاده شده است .

۲-۹ پیشینه تحقیق
ابتدا به ذکر برخی تحقیقات خارجی صورت گرفته شده در این حوزه پرداخته و سپس تحقیقات مرتبط داخلی ارائه می گرد.
۲-۹-۱ تحقیقات خارجی
ال مک لیلند و هم پژوهان [۱۵] (۲۰۱۲) به بررسی افق حرفه ای و دوره تصدی هیات مدیره بر روی عملکرد آینده شرکت با نمونه ای مشتمل بر ۵۰۰ شرکت ، از شرکت های مستقر در ایالات متحده آمریکا پرداختند .آن ها معتقدند که هیات مدیره با مدت تصدی کوتاه مدت ، استراتژی ریسک گریزی را استفاده خواهد کرد که این به طور متوسط باعث تاثیر منفی بر روی عملکرد آینده شرکت می شود.آن ها اعتقاد داشتند که سطح مالکیت بالای هیات مدیره به دلیل قدرت همراه آن ،این رابطه را تشدید میکند .افزایش دوره تصدی هیات مدیره با بهره گرفتن از این پارادایم به عملکرد آینده شرکت به خصوص در صنایع پویا تاثیر منفی وارد میکند . به هر حال ممکن است این پارادایم در شرکت های ایستا باعث تاثیر منفی بر روی عملکرد نشود .
آنتیا و هم پژوهان [۱۶] ( ۲۰۱۰ ) به بررسی این موضوع پرداختند که افق تصمیم گیری کوتا ه ترهیات مدیره با بیشتر شدن هزینه های نمایندگی، کاهش ارزش شرکت و سطح بالاتر ریسک اطلاعاتی در ارتباط میباشد. این نتایج با این دیدگاه مطابقت دارد که افق تصمیم گیری کوتاه مدت هیات مدیره باعث می شود سرمایه گذاری هایی در ارجحیت قرار گیرد که دارای بازده سریعتر میباشد. و از سرمایه گذاری هایی که باعث ایجاد ارزش های بلند مدت می شود چشم پوشی خواهد شد.
وانگ و دیگران [۱۷] (۲۰۱۰) با بهره گرفتن از اطلاعات مالی سالهای ۱۹۹۹ تا سال ۲۰۰۵ به این نتیجه رسیدند که هیات مدیره ها پس از قانون ساربنز آکسلی به صورت قابل توجهی ریسک گریز شده اند. آن ها شواهدی فراهم کردند که صورت های مالی تجدید ارائه شده برروی دوره تصدی هیات مدیره و گردش مالی آن ها تاثیر دارد. که این میتواند ناشی ازتشدید فعالیت های نظارتی در قانون ساربنز آکسلی باشد. در برخی موارد به نظر میرسد، این قانون باعث تضعیف نظارت هیات مدیره بر روی دوره تصدی و اثر عملکرد شرکت بر روی ریسک گریزی می شود. اگرچه قانون ساربنز آکسلی به ریسک گریزی مدیران کمک کرد اما تاثیر کمی بر روی صحت و شفافیت گزارشگری مالی داشته است.
بروکمن و دی تیستل [۱۸] (۲۰۰۹) مبادرت به آزمون ریسک مدت تصدی هیات مدیره ، عوامل موثر بر آن و اثر آن بر روی ارزش شرکت کردند. آن ها با بهره گرفتن از تحلیل بقا به این نتیجه رسیدند که برای حدود ۶۳ سال، ریسک مدت تصدی افزایش مییابد. ۵۸ درصدد از اعضا دارای دوره تصدی کمتر از ۶۳ سال میباشند. همچنین آن ها به این نکته پی بردند که دوره تصدی هیات مدیره با کارایی و پاداش افزایش مییابد و تغییر در ریسک مدت تصدی هیات مدیره اثر قابل توجهی بر روی ارزش شرکت ندارد.
فانگ جیان فو[۱۹] ( ۲۰۰۸ )به بررسی ارتباط ریسک فوق العاده وبازده مورد انتظار سهام شرکتها پرداخت. نتایج پژوهش نشان داد که بین نوسانات بازده فوق العاده و بازده مورد انتظارسهام رابطه مثبتی وجود دارد.به گونه ای که سهامی که پیشبینی میگردد ریسک بالاتری داشته باشد ،بازده بالاتری را هم به دست خواهد آورد.
چاک رابرتی و شیخ [۲۰] (۲۰۰۸ ) به بررسی ارتباط بین طرح های انگیزشی پاداش دهی به اعضای هیات مدیره و عملکرد آن ها با مدت تصدی اعضای هیات مدیره پرداختند نتایج پژوهش اتها نشان داد که طرح های انگیزشی قوی که ناشی از تلاش بیشتر اعضا میباشد در مقابل عملکرد ضعیف علامتی برای نشان دادن توانایی ها و استعدادهای پایین اعضای هیات مدیره میباشد و این عملکرد ضعیف بر تصمیمات جابه جایی اعضا و مدت تصدی آن ها تاثیر گذار خواهد بود.البته بررسی انجام گرفته شده بر مدت تصدی با در نظرداشتن اعضای هیات مدیره ای که کمتر از ۵ درصد سهام شرکتها را دارا میباشند صادق بود.بنابرین رابطه مثبتی بین احتمال عملکرد و جابه جایی اعضا هیات مدیره با سطح طرح های انگیزشی پاداش دهی برای این دسته از سهامداران وجود دارد.
آنجلیدیس و تساروماتیس[۲۱](۲۰۰۸) رابطه ریسک فوق العاده و بازده های آتی بازار را در ده کشور اروپایی در فاصله زمانی ۱۹۸۸ تا ۲۰۰۵ بررسی نمودند.آن ها نشان دادند که نوسانات فوق العاده بزرگترین بخش کل نوسانات را شامل می شود. همچنین آن ها هیچ رابطه ای بین ریسک فوق العاده و بازده آتی بازار پیدا نکردند.
انگ و دیگران [۲۲](۲۰۰۶) بر اساس مدل سه عاملی فاما و فرنچ، ریسک فوق العاده هر سهم را محاسبه کرده و پرتفوی هایی بر مبنای ریسک فوق العاده هر سهم ایجاد نمودند.آن ها به این نتیجه رسیدند که ریسک بالای فوق العاده در یک ماه ،به طور شدیدی میانگین بازده کمتری را در ماه بعد پیشبینی میکنند.آن ها نشان دادند که بازده پرتفویی که کمترین ریسک فوق العاده را دارد ۱٫۰۶ درصد در هر ماه ، بیشتر از بازده پرتفویی که بالاترین ریسک فوق العاده را دارد میباشد، آن ها، این موضوع را معمای اساسی نامیدند.
درو و دیگران [۲۳] (۲۰۰۴) از روش پرتفوی های ساختگی فاما و فرنچ (۱۹۹۶) استفاده نمودند و ارتباط بین ریسک فوق العاده و بازده سهام را برای شرکت های پذیرفته شده در بورس شانگهای در فاصله زمانی ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰ بررسی نمودند. نتایج این پژوهش نشان داد که ریسک فوق العاده قیمت گذاری می شود و یک مدل چند عاملی بازده های سهام را بهتر از CAPM برآورد میکند.
کاتلین و فارل[۲۴] (۲۰۰۳) به تاثیرعملکرد مورد انتظار شرکتها بر مدت تصدی اعضای هیات مدیره و تصمیمات جابه جایی اعضا پرداختند.آن ها از ۴۰۱۵ شرکت نمونه که دارای ۳۶۳ جابه جایی اعضا هیات مدیره در بازه زمانی سال های ۱۹۸۶ الی ۱۹۹۷ بودند استفاده نمودند وبه این نتیجه دست یافتند که احتمال جابه جایی اعضای هیات مدیره زمانی که اعضا دارای سن بیشتر از ۶۰ سال میباشند و شرکت نیز در حال رشد است افزایش خواهد یافت .در شرکتهایی که با جابه جایی اعضای هیات مدیره مواجهه گردیده اند یک جابه جایی برون سازمانی جهت اعضا هیات مدیره اتفاق می افتدو این به دلیل اجبار و نیاز سازمان برای جایگزینی سریع اعضا است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از سال های پایانی قرن بیستم روند انتقادات از سوی برخی دولت ها، سازمان های مردم نهاد و افراد حقیقی فعال در زمینه غذا و کشاورزی نسبت به رویه عملی فائو اوج گرفت. این انتقادها در نهایت منجر به تصمیم متخذه در سی و سومین نشست کنفرانس فائو در نوامبر ۲۰۰۵ میلادی مبنی بر تشکیل کارگروهی برای تحقیق و بررسی وضعیت اجرایی- اداری فائو شد . در ۱۸ اکتبر ۲۰۰۷، گزارش نهایی گروه ارزیابی مستقل فائو[۱۸۴] منتشر شد. در این گزارش پس از بررسی جمیع جهات فعالیت های فائو، نتیجه گیری شده است که « سازمان، اکنون، چه از نظر مالی و چه از نظر برنامه ریزی در یک بحران به سر میبرد« . اما « مشکلات فراروی سازمان را می توان رفع نمود» از جمله مشکلات مطرح شده در گزارش مذکور، می توان به « محافظه کاری و کندی سازمان در انطباق» با شرایط، ـ بوروکراسی سنگین و هزینه بر فائو» و « ظرفیت های تضعیف شده سازمان» و این واقعیت که « بسیاری از توانمندی های آن در معرض خطر قرار گرفته اند …» اشاره کرد.


مبحث سوم – جایگاه حق بر غذا در حقوق و سازمان های ایرانی
گفتار اول – وضعیت امنیت غذایی در ایران در مقایسه با دیگر کشورها
بر اساس آمار و ارقام و اطلاعات مربوط به سازمان خوار و بار کشاورزی جهان در سال ۱۳۷۹ سرانه دریافت انرژی غذایی هر ایرانی ۳۰۹۶ کیلو کالری در روز میباشد که بر این رقم دو سال بعد به ۳۴۲۵ کیلو کالری در روز افزایش یافته است. انرژی دریافتی و متوسط سرانه کشورهای منطقه ۲۸۶۵ کیلوکالری در روز بوده که ایران از این منظر رتبه ششم را در بین کشورهای منطقه دارا میباشد، البته به دلیل اینکه اطلاعات مربوط به کشورهای بحرین، قطر و عمان لحاظ نشده است، بدون توجه به رتبه آن ها، ایران دارای چنین رتبهای است. ویژگی و توزیع کالری بدینصورت است که در ایران حدود ۶۲ درصد از انرژی دریافتی از غلات و ریشهها است در حالی که متوسط کشورهای منطقهای رقم ۵۳ درصد است. و از همین جا این نکته را دیکته میکند که میباید به سمت تولیدات حیوانی برنامهریزی نمود. نکته دیگر این است که با وجود سرانه انرژی دریافتی بالا بر اساس آمار ۷/۲ میلیون نفر تقریباً معادل ۴ درصد از مردم ایران دچار سوءتغذیه هستند و این مسئله خود حاکی از توزیع نامناسب در آمد است که در واقع دسترسی اقتصادی به غذا را دچار مشکل کردهاست و در این بین قدرت خرید دارای اهمیت است به رغم سرانه انرژی بالا عدم تعادل در وضعیت تغذیهای خود بیانگر نیاز به فرهنگسازی در این ارتباط میباشد. آمار سازمانهای بینالمللی از جمله فائو، سازمان جهانی بهداشت یونیسف و بانک جهانی، در سال ۱۳۸۲ نشان میدهد که ۱۱ درصد کودکان زیر ۵ سال کم وزن و ۱۵ درصد کوتاه قد هستند، از سویی حدود ۵۸ درصد بزرگسالان دارای اضافه وزن و ۲۱ درصد آن ها دچار چاقی هستند.[۱۸۵]
بررسی شاخصهای مختلف مرتبط بیانگر جایگاه ایران در بین کشورهای هدف سند چشمانداز میباشد از بین ۲۵ کشورمورد نظر در سند چشمانداز اطلاعات ۱۸ کشور در اسناد رسمی بینالمللی وجود داشته و بررسی گردید. در این بررسی شاخصهای مختلفی وجود دارند در ارتباط با دسترسی فیزیکی به غذا که بیشتر به کشاورزی بر میگردد و بیانگر قدرت داخلی در تأمین غذا میباشد. شاخص موجود شامل عرضه سرانه پروتئین چربی و هیدروکربورما دلالت بر تأمین غذا دارد. از نظر آمارهای مذکور ایران در شاخصهای ترکیبی کشاورزی بعد از پاکستان، ترکیه، ترکمنستان و سوریه دارای رتبه پنجم است، در شاخص ترکیبی مصرف غذا، سلامتی و تندرستی دارای رتبه بالاتر از دهم است و از نظر شاخصهای دسترسی اقتصادی که بیانگر دخالت عواملی چون توزیع، تورم بیکاری، درآمد سرانه و قدرت خرید است جایگاه ایران نامطلوب است.[۱۸۶]
بررسیها نشان میدهد که شاخص کل وضعیت تغذیه و سلامت مناسب نبوده و از اینکه حدود ۴ درصد از جمعیت کشور مبتلا هستند که در عین حال که کشور به لحاظ سرانه کمی موادغذایی دارای مطلوبیت است موضوعی تأمل برانگیز است. وضعیت نسبتاً خوب شاخصهای کشاورزی در مقایسه با دیگر شاخصها دلالت بر عملکرد نامناسب نظام اقتصادی در راستای هدف دارد. رتبههای نامناسب از نظر شاخصهای اقتصادی (ایران سومین کشور تورمی و نابرابری) دسترسی به غذا را دچار مشکل میکند کشور از نظر بسیاری از شاخصهای امنیت غذایی (بویژه شاخصهای دسترسی اقتصادی) در سطح متوسط و یا پایین قرار دارد. پایین بودن وضعیت تغذیه و سلامت به فقر درآمدی، فقر تغذیهای، فقر فرهنگی – بهداشتی جامعه روستایی نیز مربوط میشود و بدین جهت زمینه شناسایی افراد فقیر و مبتلا به سوءتغذیه و همزمان اجرای برنامه های ویژه برای این گروه از جامعه ضروری است. افزایش کیفیت ترکیبات غذایی؛ افزایش تولید و استفاده از پروتئین حیوانی به حد قابل قبول (بالاترین مقدار فعلی ۶۵ گرم در روز) و کاهش سهم غلات و ریشهها در انرژی دریافتی افراد که باعث چاقی و اضافه وزن نشود؛ رفع کامل سوءتغذیه؛ افزایش سطح امید به زندگی به بالاتر از ۸۲ سال (امید به زندگی اولین کشور در وضع موجود)؛ کاهش نرخ مرگ و میر کودکان زیر ۵ سال از ۳۶ در هزار به زیر ۵ در هزار؛ کاهش نرخ مرگ و میر مادران از ۷۶ درصد هزار به پایینتر از ۱۰ در هزار؛ کاهش درصد کودکان کم وزن زیر ۵ سال به پایینتر از ۹/۱ درصد؛ کاهش درصد کودکان کوتاه قدی تغذیهای به زیر ۵ درصد دارای اهمیت است.[۱۸۷]
با توجه به تفاوت کشورها از نظر پتانسیلهای کشاورزی، شاخصههای تجارت و تأمین غذای منطقه، مهمترین شاخص دستهبندی کشورها در زمینه امنیتغذایی در آینده خواهد بود. در حوزه کشاورزی شاخص تغذیه مردم پاکستان به دلیل جمعیت زیاد و وضعیت جاری نامطلوب تغذیه در صورت رشد اقتصادی و افزایش قدرت خرید مردم، مطمئناً به دلیل تقاضای بیشتر برای غذا افزایش مییابد و در این صورت تراز تجاری موادغذایی ضروری از مثبت به سمت صفر و یا منفی میل خواهد کرد. شاخصهای کشاورزی در کشورهای ترکمنستان، سوریه و آذربایجان به دلیل محدودیت منابع آب و کنترل آن در کشورهای همجوار مانند افغانستان، ازبکستان، ترکیه ارمنستان و ایران در آینده تغییر (نزول) خواهد کرد. این وضعیت برای مصر و عراق و عربستان نیز تا حدودی قابل پیشبینی است. بنابرین میتوان انتظار داشت در آینده مهمترین کشورهای رقیب در زمینه کشاورزی ترکیه و ایران خواهد بود.
گفتار دوم – حق بر غذا در حقوق و سازمان های ایرانی
در ایران قانونگذاری در مورد شرایط فعالیت در صنعت غذا و نظارت بر فعالان این عرضه سابقه ای دیرینه دارد. قانون سازمان وزارت بهداری مصوب ١٣٢۴ یکی از اهداف سازمانی این وزارتخانه را نظارت بر فعالیت در صنعت غذا میداند و به موجب آن اداره ای، زیر نظر اداره کل فنی وزارتخانه به نام “اداره دارویی نظارت در ادویه مخدره و جلوگیری از تقلبات در اغذیه و دارو” تأسیس شده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ویگوتسکی فرایند رشد خودتنظیمی را به صورت درونی شدن، توصیف می کند. از نظر او خودتنظیمی حاصل درونی سازی تعاملات افراد است که افراد را از دیگرتنظیمی به خود تنظیمی سوق میدهد. خودتنظیمی در یک سطح میانفردی از طریق ارتباط با بزرگسالان آغاز می شود و به تدریج در کودکان درونی می شود (زیبازاده،۱۳۸۶).

۲-۲-۶-۶- نظریه پردازش اطلاعات(ساختارگرایی)
در چشمانداز پردازش اطلاعات، خودتنظیمی شبیه آگاهی فراشناختی و شامل تکلیف و دانش فردی است. یادگیری خودتنظیمی مستلزم این است که فراگیران، خواسته های تکلیف، ویژگیهای شخصی خود و راهبردهای لازم برای کامل کردن آن وظیفه بدانند.

آگاهی فراشناختی، هم چنین شامل دانش رویه ای یا راهبردی است که به فرد کمک می کند تا با انتخاب راهبردی مناسب، یادگیری مطالب موردنظر خود را تنظیم کند، بر سطح یادگیری خود نظارت داشته باشد و تعیین کند که چه موقع از رویکردهای متفاوتی در انجام دادن تکلیف استفاده کند. بخش اصلی خودتنظیمی می تواند یک نظام تولید حل مسئله باشد. که در آن مسئله، دستیابی به هدف و نظارت بر هر مرحله از کار است تا اطمینان حاصل شود. که فراگیر در حال پیشرفت به سوی هدف موردنظر است.
این نظام به مقایسه وضعیت موجود با یک معیار پرداخته و می کوشد تا تفاوتها را کاهش دهد. (کدیور،۱۳۸۶).
۲-۲-۶-۷- نظریه کارون و شیر
کارون و شیر (۱۹۹۰) مدل قابل تعمیم مناسبی از خود نظمدهی تهیه کرده اند. بر اساس این مدل هنگامی که شخصی هدفی را دنبال می کند، اگر دچار مانع شود یک بازبینی از موقعیت به عمل میآورد.
درگیر شدن در این بازبینی یادگیرندگان را به ارزیابی این مسئله سوق میدهد. که «اگر آن ها بیشتر تلاش کنند و طرح خود را تغییر داده و اصلاح کنند، تا چه اندازه می توانند به هدفشان نزدیک شوند؟»
بدیهی است که اگر اطمینان (خودکارآمدی) و امیدواری وجود نداشته باشد، فرد بر اساس طرح قبلی خود تلاش می کند و کار را در جهت اولیه خود ادامه میدهد (وین، ۱۹۹۵).
اهداف دانش آموز با عقاید انگیزشی و واکنشهای عاطفی آنها برای شکلدادن خود نظم بخشی، هم گام و هماهنگ است. واکنش عاطفی زمانی ایجاد می شود که یادگیرنده میزان پیشرفت خود به سوی اهداف را نسبت به میزانی که انتظار دارد پیش برود، مقایسه و بازبینی می کند.
وقتی اختلاف میان اهداف و پیامدهای مورد انتظار کاهش یابد، به عبارت دیگر وقتی طرحهای اصلاح شده، کاملاً به اندازه طرحهای مورد انتظار موفقیتآمیز باشد، عاطفه خنثی است. یعنی فرد نسبت به موفقیت و پیشرفت به دست آمده نه احساس رضایت می کند و نه از آن خشنود است. زیرا میزان مورد انتظار موفقیت با میزان واقعی آن برابر است اگر پیشرفت سریعتر از حد انتظار باشد، نسبت به آن موفقیت، عاطفه مثبت یعنی احساس رضایت ایجاد می شود. اما اگر میزان پیشرفت کمتر از حد مورد انتظار باشد، موفقیت به دست آمده با عاطفه منفی یعنی ناخشنودی توام خواهد بود.
زمانی که فرد پیشرفت خود را مورد نظارت قرار میدهد و در مورد آن قضاوت می کند، عواطف حاصل از این نظارت و قضاوت، بر درگیری بعدی تاثیر می گذارد این قضاوتها نیز به نوبه خود بر اساس سطح اطمینان و امیدواری فرد شکل میگیرد (همان منبع).
مدل کارون و شیر (۱۹۹۰) سه استدلال مهم در بردارد: اول اینکه وقتی اختلافی بین وضعیت فعلی و اهداف دیده می شود، یادگیرنده بر پایه چیزهایی که پیش بینی می کند، می تواند این اختلاف را کاهش دهد. یادگیرنده ممکن است برای افزایش میزان پیشرفت، یک طرح را به طرح دیگر تغییر دهد، سطوح اهداف قبلاً برگزیده شده را اصلاح کند و تلاش کند تا ابزار، فنون و راهبردهای جدیدی را اختراع کند.
همچنین یادگیرنده، شاید تکلیف را رها کند و هدف کاملاً متفاوت دیگری را انتخاب کند.
این رها سازی تکلیف معمولاً پس از شکست در تلاش رخ میدهد.
دوم اینکه، پیشرفت در تکالیف تحصیلی به میزان کمتر از حد انتظار و به طور مکرر، ممکن است عاطفه منفی ایجاد کنند. این حالت ممکن است باعث شود زمانی که یادگیرنده، با مواقع برخورد می کند، تکلیف را رها سازد.
سومین استدلال این است که بازخورد حاصل از درگیر شدن در تکلیف امری درونی است.
یعنی چنین بازخوردی را خود فرد به خویش داده و از بیرون و از ناحیه دیگران نیست.
به طور کلی، کارون و شیر (۱۹۹۰) این مدل خود نظمدهی را به صورت یک فرایند کنترل بازخورد مطرح میکنند که در آن افراد به طور دورهای کیفیات رفتار خود را مورد بررسی قرار داده، و رفتار خود را با ارزشها و اهداف مرجع مقایسه میکنند.
اختلاف مشاهده شده بین عملکرد و ارزشهای مرجع جوی را برای قضاوتهای ممکن در جریان رفتار ایجاد می کند. یادگیرندگان سعی میکنند بر اساس این قضاوتها اختلاف بین وضعیت فعلی و ارزش مرجع را کاهش دهند (همان منبع)
انگیزش ضروری در این رویکرد، تقویت و تنبیه خود که در عملکرد انسان تاثیر میگذارند، مورد توجهاند رفتارهای آشکار و نهان برای بقا و دوام به پیامدهای مثبت نیاز دارند.
انسان به کمک فعالیتهای شناختی خود می تواند خود را تقویت یا تنبیه کند و رفتارش را نیز کنترل کند. این امر فرایندی است که خود نظمدهی یا کنترل خود نام دارد. وی فرایند خود نظمدهی را شامل سه مرحله: مشاهده رفتار خود، قضاوت عملکرد خود و تقویت پیامدهای رفتاری میداند (سیف، ۱۳۸۵)
۱- مشاهده رفتار شخصی: نخستین فرایند خودتنظیمی، مشاهده رفتار شخصی است. در این مشاهده رفتار خود را با توجه به کمیت، کیفیت، اصالت، سرعت و جز اینها بررسی میکنیم. برای مثال اگر معلمی بخواهد نحوه سخنرانی خود را در کلاس تحت کنترل خویش درآورد نخستین قدم مشاهده وضع موجود عملکرد است، این مشاهده را میتوان از طریق تعیین مدت زمان انجام پاسخ یا تعداد دفعات وقوع پاسخ انجام داد.
۲- قضاوت درباره عملکرد: پس از مشاهده رفتار خود باید به قضاوت درباره آن بپردازیم، در این قضاوت نحوه عملکرد خود را نسبت به معیارهای شخصی ارزیابی میکنیم. بخشی از معیارهای ما شخصی است وبسیار از این معیارها اجتماعی هستند. نکتهای را که درباره معیار عملکرد باید مورد توجه قرار داد این است که آن معیارها نباید بسیار سطح بالا باشند که دستیابی به آنها غیرممکن یا بسیار دشوار به نظر برسد (سیف،۱۳۸۵).
گیج و برلاینز (۱۹۸۴) در این باره میگویند: افرادی که آرزوهای بسیار سطح بالایی دارند و دستآوردهای خود را دست کم می گیرند، دائما در یک حالت اضطراب و افسردگی به سر میبرند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سطح دو مثبت: وقتی از مشتریان در مورد کالا پرسیده شود غوغا میکنند. در حقیقت آن ها به طور مدام در مورد اینکه کالا شکفت انگیز است، صحبت خواهند کرد. در اینجا ابزارهای تبلیغاتی بسیار کامل کننده هستند، زیرا در این سطح میتوانیم تنظیم کنیم که چه مطلبی در مورد کالاهای شما گفته شود.

سطح سه مثبت: در این سطح مشتریان تلاش میکنند تا بتوانند دیگران را برای استفاده از کالا ترغیب کنند. یک سینمای جدید، یا یک بانک تازه تأسيس شده میتواند در این سطح باشد. کار بازاریان بهبود بخشیدن، تشویق و تسهیل راه های ارتباطی است.

سطح چهار مثبت: در این سطح که بهترین سطح از سطوح تکنیک دهان به دهان است، دائما˝ در مورد کالاها صحبت خواهد شد. متخصصان، افراد تاثیر گذار، افراد مشهور و مشتریان نمونه در مورد کالا صبحت میکنند. این سطح بهترین موقعیت برای کالاهاست.
سطح یک منفی: در این سطح مردم هیچ شکایتی از کالا یا خدمات ارائه شده ندارند اما زمانی که در مورد خدمات مورد سوال قرار می گیرند به بدگویی در مورد آن ها می پردازند؛ در این موقعیت تبلیغات و دیگر ابزارهای بازاریابی مرسوم میتوانند تا حدودی وضعیت را بهبود ببخشند، اما پیشروی و تاثیر این ابزارها بسیار کند است.
سطح دو منفی: وقتی از مشتریان در مورد کالاها سوال می شود، آن ها به بیهوده گویی در مورد آن می پردازند. در این موقعیت روند فروش شما سیر منفی را طی خواهد کرد اما این فرایند بسیار آرام اتفاق خواهد افتاد.
سطح سه منفی: در این سطح مشتریان یا غیر مشتریان از اینکه راهی را دنبال کنند که دیگران را از استفاده از این کالا منع کنند منصرف میشوند.
سطح چهار منفی: این سطح که بدترین سطح ممکن است سطحی است که مردم در صحبت هایشان یه بدگویی در مورد کالاها و تولیدات می پردازند. در این سطح بدگویی از کالای فراگیر و عمومی شده است است و مردم در حین گفتگوهایشان به صورت فعالانه ای یکدیگر را از استفاده از کالا باز می دارند.
۲-۱۱-۳٫ مراجعه مجدد (نیات رفتاری)
پیچیده ترین مفهوم در بازاریابی این است که چرا برخی خریداران، خرید کرده و برخی خرید نمی کنند. چنین مفهومی برای بازاریان حیاتی بوده و از آنجایی که داشتن یک درک قوی از رفتار مصرف کننده کمکی به روشن کردن اولویت ها از نظر وی و نیز اشاره ای بر تاثیرات مهم بر روی تصمیم گیری مشتری دارد، استفاده از این اطلاعات بازاریان را در خلق و ایجاد برنامه های بازاریابی که مورد علاقه مشتری ها خواهد بود کمک میکند.
نیات رفتاری عبارت است از: ادراک مشتریان نسبت به عملکرد خدمت دهندگان از لحاظ خدمت رسانی و اشاره دارد به اینکه آیا مشتریان حاضر به خرید بیشتر از یک سازمان خاص هستند و یا اینکه خرید خود را کاهش میدهند. نیات رفتاری یا نیات در رفتار نتیجه فرایند رضایت مشتریان است. نیات رفتاری را می توان به دو گروه تقسیم کرد:
رفتارهای اقتصادی و رفتارهای اجتماعی. آن دسته از رفتار مشتریان که بر عوامل مالی شرکت تاثیر گذار است از قبیل تکرار خرید جزء نیات رفتاری اقتصادی محسوب میشوند همبستگی معناداری بین رضایت مشتری و خرید مجدد گزارش شد. رضایت مشتری یک عامل کلیدی در شکل گیری تمایل خرید آتی مشتریان به شمار می رود آن دسته از رفتار مشتریان که بر رفتار مشتریان فعلی شرکت تاثیرگذار است از قبیل شکایت، نیات رفتاری اجتماعی نامیده می شود (صمدی و همکاران، ۱۳۸۷: ۷۵).
۲-۱۱-۴٫ میزان استفاده از خدمات
یک خدمت عبارت است از عمل یا اجرایی که توسط یک طرف برای طرف دیگر انجام می شود. گرچه فرایند این کار ممکن است با یک کالای فیز یکی مرتبط باشد، اما اجرای خدمت لزوماً˝ نامحسوس است ومعمولا مالکیت هیچ یک از عوامل تولید را دنبال ندارد. تفاوتهای اساسی بین کالا و خدمات وجود دارد که
عمده ترین آن ها عبارتند از:
-
- مشتریان مالکیت چیزی را به دست نمی آورند.
-
- محصولات خدماتی اجراهای نامحسوسند.
-
- مشارکت بیشتر در فرایند تولید.
-
- کارکنان به عنوان بخشی از محصو ل.
-
- تغییر پذیری بیشتر نهاده ها و ستاده های عملیاتی.
-
- دشواری ارزیابی برای مشتریا ن.
- موجودی کالا وجود ندارد.
علاوه بر موارد ذکر شده، فعالیتهای بازاریابی درمورد کالا وخدمات نیز متفاوت است. فعالیت های بازاریابی در مورد کالا ها واشیائ قابل لمس با توجه به عناصر آمیخته بازاریابی در محیط بازارانجام می شود ومشتری با توجه به شناخت خود از کالا، هم زمانی نیاز وخرید و بالاخره عملیات هماهنگ بنگاه های عرضه کننده کالا، نیاز خود را برطرف میکنند. اما فعالیت های باز اریابی در مورد خدمات فقط به کمک عناصر آمیخته بازاریابی مقدور نیست. وعامل دیگری ر ا می طلبد زیرا اولا کالا قابل لمس ورویت است وخدمت چنین نیست، ثانیاً کالا از مراحل خاصی عبور کرده و هزینه یابی وقیمت گذاری ان روشن تر وقابل قبولتر است ولی خدمات دارای ضابطه و معیار اندازه گیری شخصی نیست. ثالثا در مورد کالاها اغلب جریان بازاریابی تقاضای بعدی است، ولی در مورد خدمات، جریان بازاریابی عرضه بعدی است. بنا براین علاوه بر عناصر آمیخته بارزاریابی، عامل دیگری به نام تعامل در مرکز عوامل فوق وجود دارد که در حقیقت نقش ارتباطی کارکنان است. در سازمانهای خدماتی تعامل یا ارتباط متقابل با مشتری باعث رضایت خاطر مشتری، تصمیم وی به خرید یا ادامه کار وبالاخره افزایش فروش و افزایش سهم بازار میگردد وادامه این وضع در بلند مدت موجب ایجاد مزیت برای بنگاه و افزایش توان رقابتی ان خواهد شد (صمدی و همکاران، ۱۳۹۰: ۳۴).
یکی از راه هایی که یک شرکت خدماتی میتواند خود را از رقبایش متمایز کند ارائه پایدار خدماتی با کیفیت بالا است. بررسی ها نشان داده است کیفیت خدمات بر رضایت مشتریان و در نتیجه بر میزان خرید آن ها اثر داشته است. کیفیت خدمات و رضایت مشتری مفاهیم به هم وابسته ای هستند اما دو چیز مشابه محسوب نمی شوند. رضایت به تجربه مصرف کالا یا خدمت در گذشته نیازمند است و به قیمت وابسته است. در حالی که کیفیت نیازمند تجربه پیشین نیست ومی توان پیش از مصرف درکی ار آن داشت. ومعمولا ˝به قیمت نیز وابسته نیست. هرچند در شرایطی که اطلاعات کمی در اختیار مشتری قراردارد و قضاوت برای وی دشوار میگردد، قیمت به عنوان یک شاخص و نشانگر کیفیت عمل میکند (همان منبع، ۱۳۹۰: ۳۵).
۲-۱۲٫ پیشینه تحقیق
۲-۱۲-۱٫ بازاریابی رابطهمند (RM)
مفهوم بازاریابی رابطهمند برای نخستین بار از سوی بری[۸۸] در سال ۱۹۸۳ میلادی در زمینه ی سازمان های خدماتی ارائه شد و به عنوان استراتژی جذب، حفظ و ارتقای روابط با مشتریان تعریف شد. کاتلر[۸۹] و همکاران (۱۹۹۹) نیز بازاریابی رابطهمند را به مفهوم ایجاد، حفظ و ارتقای روابط مستحکم با مشتریان و دیگر ذی نفعان تعریف کردند. آنان معتقدند بازاریابی به طور فزاینده ای در حال دور شدن از معاملات فردی و حرکت به سمت ساخت رابطه با مشتریان و شبکه های بازاریابی است. همچنین آن ها اشاره نمودند که هدف اصلی RM ارائه ارزش در بلند مدت به مشتری است و معیار موفقیت نیز رضایت بلند مدت مشتری میباشد (رنجبریان و براری، ۱۳۸۸).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
– مقاومت در برابر تغییر – فشار و کنش در روابط خانوادگی و اجتماعی – فقدان وحدت منافع – محدود شدن وقت و انرژی فرد به زندگی در سازمان – انجام ا عمال غیراخلاقی و احیاناً خلاف قانون از سوی کارکنان متعهد به سازمان در جهت تأمین منافع سازمان

در واقع سطوح پایین تعهد نه برای فرد مطلوب است نه برای سازمان. در این حالت مزایای حاصل از استمرار خدمت کارکنان از دست می رود و سازمان ناچار به تحمل نیروی کار غیروفادار و ناشایست است.  درخصوص سطوح سازمانی متوسط تعهد می توان گفت به طور کلی مزایای آن از معایبش بیشتر است. در این حالت نیروی کار ثابت تر و راضی تر است، افراد قادرند خود را با موازین رفتاری تطبیق دهند. تحت چنین شرایطی رابطه بین نیازهای افراد و انتظارات سازمان در تعادل است هرچند این افراد با سرعتی که برای افراد کاملاً متعهد ذکر شد در مشاغل خود پیشرفت نمی کنند اما در مقابل، سازمان از نتایج منفی ناشی از سطوح با ایجاد تعهد در امان می ماند. (استرون، ۱۳۷۵). در سطوح بالای تعهد می توان گفت پی آمدهای منفی آن از نتایج مثبت بیشتر نیست. افراد ممکن است به سرعت در شغل خود پیشرفت کنند و میزان تولید را افزایش دهند اما آن ها مجبور به تحمل محدودیتهایی در زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی هستند. در چنین شرایطی سازمان ممکن است به هیچ وجه برای افراد رضایتبخش نباشد. بنابرین ممکن است سازمان انعطاف پذیری خود را از دست بدهد و بار خود را بر دوش افراد متعصب تحمیل کند و به انواع رفتارهای غیرقانونی و غیراخلاقی دست بزند. به طور خلاصه به نظر میرسد رابطه خطی بین تعهد و نتایج مطلوب وجود نداشته باشد بلکه یک منحنی u معکوس با یک نقطه اوج در وسط منحنی این رابطه را بهتر نشان دهد و نیازهای افراد و انتظارات سازمانی در سطح متوسط تعهد تعادل دارد. در یک مطالعه موادی و پورتر[۷۰]. پیامدهای مطلوب و نامطلوب ناشی از وجود تعهد سازمانی در سطح تجزیه و تحلیل (فرد، گروه کاری، سازمان) مطرح شده اند که در جدول زیر مشاهده میشوند. (منظور ونعییم،۲۰۱۰). جدول۲-۳: نتایج مطلوب و نامطلوب تعهد سازمانی در سطح فرد، گروه، سازمان(حسینی و کاشانی :۱۳۸۵)
سطح تجزیه و تحلیل
نتایج و پیامدهای مطلوب تعهد سازمانی
نتایج و پیامدهای نامطلوب تعهد سازمانی
فرد (کم)
– احساس تعلل و وابستگی – امنیت – تصور مثبت از خود – عوامل سازمانی – جلب توجه کردن برای سازمانهای دیگر
– کاهش پویایی و پیشرفت در مسیر شغلی – کاهش رشد و پیشرفت فرد – فشارهای خانوادگی – استرس و فشارهای روحی
گروه (متوسط)
– ثبات عضویت – اثربخشی گروه – تجانس و همبستگی
– عدم ثبات – کاهش خلاقیت و اثربخشی گروه – تضاد درون گروهی
سازمان (زیاد)
افزایش اثربخشی بی واسطه – تلاش فردی – کاهش ترک خدمت – کاهش ترک غیبت – کاهش ترک تأخیر – جذابیت برای افراد خارج سازمان
– کاهش اثربخشی بی واسطه – عدم تلاش و فعالیت کافی – افزایش ترک خدمت – افزایش ترک غیبت – کاهش نوآوری و انعطاف پذیری
۲-۲-۱۶- فرایند تعهد سازمانی اریلی و چاتمن [۷۱] در مطالعات خود ، سه مرحله برای ایجاد تعهد سازمانی بیان نموده اند : ۱- پذیرش [۷۲] : شخص در این مرحله تأثیر یا نفوذ دیگران را می پذیرد ؛ چرا که میخواهد در قبال این پذیرش منافعی را کسب کند ، مانند دریافتی بیشتر . ۲-تعیین هویت : در این مرحله ، شخص تأثیر و نفوذ را برای رسیدن به یک رابطه ی مناسب و رضایت بخش می پذیرد . ۳-درونی شدن : مرحله سوم و پایانی درونی شدن است . در این مرحله ، شخص ارزشهای سازمانی را مشوق و سازگار با ارزشهای خویش میداند ، به عبارتی دیگر ، در این مرحله ارزشهای سازمانی و فرد با هم سازگار میشوند(متدین، ۱۳۹۰). ۲-۲-۱۷- پیامدهای رفتاری و نگرشی تعهد سطوح تعهد سازمانی میتواند نگرش ها و رفتارهای کلی در محیط کار را شکل دهد. نخست در ارتباط با ترک خدمت، تحقیقات نشان دادهاند که هر سه نوع تعهد به طور منفی با رفتار ترک خدمت کارکنان ارتباط دارند. در ارتباط با حضور در کار نیز تحقیقات دلالت بر ارتباط منفی بین تعهد عاطفی و غیبت کارکنان دارد. به این معنی که، کارکنانی که سطح تعهد بالایی دارند در مقایسه با دیگر کارکنان، به احتمال کمترین غیبت میکنند. تحقیقات همچنین نشان دادهاند که تعهد سازمانی به طور مثبتی با تلاش درون نقشی، فرانقشی (رفتار هروندی سازمانی) و عملکرد ارتباط دارد. همچنین، مشتریانی که سازمان به دنبال کسب وفاداری آن ها است، می بایست به کارکنان وفادار اطمینان داشته باشند. اطمینان به کارکنان وفادار، مستلزم وجود تعهد سازمانی است. علاوه بر این، افرادی که دارای تعهد کنتری هستند ممکن است سازمان را مورد انتقاد قرار داده و از آن عیب جویی کنند. تعهد بیشتر، احساس تعلق، امنیت و کامیابی افراد را نیز افزایش میدهد. کارکنان متعهد باعث ایجاد ثبات و اطمینان در سازمان میشوند(یوسفی و همکاران، ۱۳۸۹). ۲-۳- قسمت سوم: رابطه بین جامعه پذیری سازمانی با تعهد سازمانی فرایند جامعه پذیری سازمانی بدان سبب در رفتار سازمانی کاربرد دارد که به اوائل کودکی محدود نمی شود، بلکه در سراسر زندگی انسان وجود دارد. مخصوصا طبق شواهد موجود، جامعه پذیری میتواند یکی از بهترین تبیین های چرایی رفتار کارکنان در سازمان باشد. جامعه پذیری میتواند بر عملکرد، ثبات و تعهد سازمانی کارکنان تاثیر بگذارد به گونه ای که میتواند کارکنان را در جهت آنچه سازمان میخواهد پیش ببرد و نهایتاًً فرد همانی شود که سازمان میخواهد(تائورمینا، ۲۰۰۷). در صورتی که جامعه پذیری سازمانی با موفقیت انجام شود نتایج زیر به دست میآید:
-
- ماندن و ادامه خدمت فرد در سازمان
-
- بهره وری و کارایی بیشتر از طریق تعهد افراد
-
- روشن شدن نقش ها
-
- ایجاد رضایت و خوشحالی از شغل برای افراد
-
- ایجاد هماهنگی بین زندگی سازمانی و زندگی شخصی و حل تعارض آن ها.
-
- پذیرش هنجارها و نظام ارزشی توسط فرد به واسطه شناخت درست وی از سازمان
-
- تغییر بینش، نگرش و رفتار فرد مطابق با ارزش ها و هنجارهای سازمان.
-
- پذیریش جایگاه کاری و اجتماعی صحیح و عضویت واقعی فرد جدید.
-
- بقا و تداوم فرهنگ سازمانی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- . Ibid. ↑
-
- . Dr Thorson, Dorte, Children Working in Mines and Quarries, UNIFEF, 2012, pp 1-12, at 8. ↑
-
- . Forastieri, V, op.cit, pp 21-54. ↑
-
- . Ibid. ↑
-
- . Ibid. ↑
-
- . Ibid. ↑
-
- . Masudi A .et al, Tanzania: Child Labour in Commercial Agriculture – Tobacco: A Rapid Assessment, Investigation the Worst Forms of Child Labour No. 9, ILO, Geneva, 2001, pp 1-135, at 34, Available at: www.ilo.org/ipecinfo/product/download .do;jsessionid…id. ↑
-
- . Fassa. A.G, Health Benefits of Eliminating Child Labour, ILO, Geneva, 2003, pp 1-107, at 17. Available at: www.ilo.org/ipecinfo/product/download.do;jsessionid…id. ↑
-
- . Black, Maggie, A Handbook on Advocacy Child Domestic Workers: Finding a Voice, Anti-Slavery International, 2002, pp 1-70, at 7, Available at: www.antislavery.org/includes /…/cm …/advocacyhandbookeng.pdf. ↑
-
- . The Department of Social Welfare and Development. ↑
-
- . Flores-Oebanda, Cecilia, Addressing Vulnerability and Exploitation of Child Domestic Workers: An Open Challenge to End a Hidden Shame, United Nations Division for the Advancement of Women (DAW) in collaboration with UNICEF Expert Group Meeting Elimination of all forms of discrimination and violence against the girl child UNICEF Innocent Research Centre Florence, 2006, pp 1-10, at 3, Available at: www.un.org/…girlchild/…/ EP. 10%20%Flores%20Oebanda.pdf. ↑
-
- . Abuse among Child Domestic Workers: A Research Study in West Bengal, Calcutta, India, 2006, pp 1-34, at 10. Available at: www.crin.org/resources/infodetail.asp?id=10060. ↑
-
- . State of The World’s Children 1997, op.cit, p 40. ↑
-
- . Ibid, p 41. ↑
-
- . Nuwayhid I.A et al: Health of Children Working in Small Urban Industrial Shops, in Occupational and Environmental Medicine, Vol. 62, No. 2, 2005, pp 86-94, Available at: www.Ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC1740960. ↑
-
- . جمال بیگی، بزه دیدگی اطفال در حقوق ایران، تهران، نشر میزان، ۱۳۸۴، صص ۱۵۱- ۱۵۲٫ ↑

-
- . همان. ↑
-
- . همان. ↑
-
- . Diallo, Yacouba; Hagemann, Frank; Etienne, Alex; Gurbuzer, Yonca and Mehran, Farhad, Global child labour developments: Measuring Trends from 2004 to 2008, ILO, Geneva, 2010, pp 1-54, at 6-14. Available at: www.ilo.org/ipecinfo/product/viewProduct.do? ProductId=13313. ↑
-
- . Ibid. ↑
-
- . Ibid. ↑
-
- . Ibid. ↑
-
- . Ibid. ↑
-
- . Ibid. ↑
-
- . Ibid. ↑
-
- . Ibid. ↑
-
- . Ibid. ↑
-
- . Ibid. ↑
-
- . ILO, Eliminating the Worst Form of Child Labour: A Practical Guide to ILO Convention No. 182: Handbook for Parliamentarians No.3, 2002, pp 1-149, at pp 29-31. Available at:www.ilo.org/ipecinfo/product/viewProduct. Do ? productld=1200. ↑
-
- . Bequele.A and Myers. W.E, First Things First in Child Labour: Eliminating Work Detrimental to Children, International Labour Office, Geneva, 1995, pp 1-161, at 5. ↑
-
- . Clark-Bennett, Robin; Hodne, Carol, and Sherer, Jennifer, Child Labour and Health, Adult Education Workshop, Child Labor Research Initiative University of Iowa Labor Center , University of Iowa Human Rights, 2004, pp 1-8, at 1, Available at: www.Continuetolearn .uiowa.edu/ laborctr/child_labor/…/clpephealthh. ↑
-
- . Bizzari, G, Child Labour Prevention in Agriculture: Junior Farmer Field and Life School- Facilitators Guide, FAO, 2010, pp 1-72, at 27, available at: www.fao.org/docrep/013/i1897e/ i1897e.pdf. ↑
-
- . Ibid. ↑
-
- . Ibid. ↑
-
- . Ibid. ↑
-
- . Ibid. ↑
-
- . Ibid. ↑
-
- . Ibid. ↑
-
- . Ibid. ↑
-
- . Ibid. ↑
-
- . Ibid. ↑
-
- . International Covenant on Civil and Political Rights 1966. ↑
-
- . International Covenant on Economic, Social and Cultural Rights 1966. ↑
-
- . Declaration of the Rights of the Child 1959. ↑
-
- . Convention on the Rights of the Child ↑
-
- . Sex Trafficking Protocol ↑
-
- . Child Soldiers Protocol ↑
-
- . Minimum Age Convention ↑
-
- .Minimum Age (Industry) Convention, 1937 ↑
-
- . White Lead (Painting) Convention,1921 ↑
-
- .Lead Poisoning (Women and Children) Recommendation, 1919 ↑
-
- . Night Work of Young Persons (Industry) Convention, 1919 ↑
-
- . Night Work of Young Persons (Industry) Convention, 1948 ↑
-
- . Night Work (Bakeries) Convention, 1925 ↑
-
- . Worst form of Child Labour, 1999 ↑
-
- . Domestic Workers Convention, 2011 (No. 189) ↑
-
- . Domestic Workers Recommendation, 2011 (No. 201) ↑
-
- . African Charter on the Rights and Welfare of the Child8 ↑
-
- . European Convention on the Exercise of Children’s Rights ↑
-
- . African Charter on Human and Peoples Rights ↑
-
- . American Convention on Human Rights (Pact of San Jose) ↑
-
- ۱٫ The Universal Declaration of Human Rights, 1948. ↑
-
- . The Slave Convention, 1926. ↑
-
- . Alfredsson, Gudmundur and Eide, Asbjqorn, The Universal Declaration of Human Rights: A Common Standard of Achievement, Published by Kluwer Law International, Netherland, 1999, pp 1-775, at 106. ↑
-
- . International Trade Union Confederation (ITUC), Department of Human and Trade Union Rights, Forced Labour, Mini Action Guide, 2008, pp 1-50, at 20-22. Available at: www.ituc-csi.org/IMG/pdf/guide_forced_labour_en.pdf ↑
-
- . Debt Bondage. ↑
-
- . Child Labour: A Textbook for University Students, op.cit, p 35. ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۵-۳٫ پیشینه در داخل
همانطور که ذکر شد، تا کنون محققان بسیار کمی نسبت به بررسی ارتباط میان کیفیت زندگی کاری و دیگر متغیرهای سازمانی توجه نشان داده اند. مهمترین و جدیدترین پژوهش در این زمینه در سال ۱۳۹۰ توسط اسلامی (اسلامی، چاکلی، و زارعی، ۱۳۹۱) به انجام رسید. اسلامی (اسلامی، چاکلی، و زارعی، ۱۳۹۱) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود به بررسی رابطه میان کیفیت زندگی کاری با عملکرد مدیران کتابخانه های عمومی استان مازندران پرداخت. یافته های حاصل از این پژوهش، که با بهره گرفتن از روش تحقیق پیمایشی به انجام رسیده بود، نشان داد که از دیدگاه مدیران کتابخانه های عمومی استان مازندران، سطح میانگین عوامل کیفیت زندگی کاری به ترتیب برای عامل وابستگی اجتماعی زندگی کاری، ۳٫۰۳۸۵؛ یکپارچگی و انسجام اجتماعی، ۲٫۲۹۸۱؛ محیط ایمن و بهداشتی، ۲٫۱۹۲۳؛ توسعه قابلیت های انسانی، ۲٫۱۱۹۲؛ قانونگرایی در سازمان، ۱٫۹۲۹۵؛ تأمین فرصت رشد و امنیت، ۱٫۸۷۰۲؛ و پرداخت منصفانه و کافی، ۱٫۴۹۳۶ است و تنها عاملی که در سطح متوسط قرار دارد عامل وابستگی اجتماعی زندگی کاری است. همچنین، تمامی عوامل شناخته شده کیفیت زندگی کاری بر عملکرد این مدیران مؤثر هستند که عامل محیط ایمن و بهداشتی بیشترین تأثیر و عامل وابستگی اجتماعی زندگی کاری کمترین تأثیر را بر عملکرد آن ها دارد.

اما در یک نگاه گسترده تر، تا کنون پژوهشگران فراوانی مسئله رضایت شغلی (از قبیل: پایی و دیگران، ۱۳۸۳؛ عباسی، ۱۳۷۹؛ حریری و اشرفیریزی، ۱۳۸۸ الف؛ حریری و اشرفیریزی، ۱۳۸۸ ب؛ باقری، ۱۳۷۸؛ سلیمانی، ۱۳۷۹؛ کهن، ۱۳۸۴؛ اشرفیریزی و کاظمپور، ۱۳۸۸؛ اشرفیریزی، ۱۳۸۲؛ دریمنش، ۱۳۷۹؛ حریری، ۱۳۸۱؛ ترکیانتبار، ۱۳۸۳؛ کیلقاسمیپور، ۱۳۷۶؛ محمدزاده، ۱۳۷۸، محمودی، ۱۳۸۸) و همچنین استرس شغلی (از قبیل: بابالحوائجی و پاشازاده، ۱۳۸۹؛ شعاری، ۱۳۷۳؛ اشرفیریزی و کاظمپور، ۱۳۹۰؛ کاظمپور، ۱۳۸۸؛ خسروی، ۱۳۸۲) در کتابداران و کارمندان و مدیران کتابخانه ها را مورد بررسی و کنکاش قرار داده اند. لازم به ذکر است که اکثر تحقیقات مذکور به صورت پایان نامه کارشناسی ارشد به انجام رسیده است.
باقری (۱۳۷۸) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود میزان رضایت کتابداران کتابخانه های تخصصی و دانشگاهی را مورد بررسی قرار داد و در نهایت به این نتیجه رسید که کلاً ۵۰ درصد از کتابداران از شغل خود رضایت دارند، این در حالی است که رضایت آنان از امکانات رفاهی و بهداشتی، امکانات آموزشی، ارتقاء شغلی، و نیز امنیت شغلی پایینتر از حد متوسط قرار دارد. عباسی (۱۳۷۹) نیز در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان “بررسی میزان رضایت شغلی کتابداران دانشگاه فردوسی مشهد و عوامل مؤثر بر آن” به این نتیجه رسید که میزان رضایت شغلی کتابدارانی که با امکانات رایانهای کار میکنند با آنهایی که از این امکانات استفاده نمیکنند تفاوت معنیداری وجود دارد. همچنین، این تفاوت در مورد کتابدارانی که تحت نظر مدیران متخصص کتابداری کار میکنند با آنهایی که از این امکان بهرهمند نیستند معنیدار است. همچنین، پژوهش محمودی (۱۳۸۸) بر روی کتابداران کتابخانه های عمومی وابسته به سازمان فرهنگی هنری شهرداری شهر تهران نشان داد که میزان رضایت کتابداران از امکانات آموزشی، پژوهشی و ارتقا شغلی کمتر از حد متوسط (بر اساس طیف لیکرت) در حالی که بقیه مؤلفه ها (امکانات رفاهی و مادی، روابط انسانی، امنیت شغلی، پایگاه اجتماعی، سیاستها و خطمشی مدیریت، ماهیت کاری) بیشتر از حد متوسط بوده است. بنابرین فرضیه پژوهش او، مبنی بر رضایت شغلی بیش از ۵۰ درصد کتابداران کتابخانه های مورد مطالعه، مورد تأیید قرار گرفت.
به علاوه، در پژوهش اخیر که توسط اشرفیریزی و کاظمپور (۱۳۸۸) انجام شد؛ محققان ضمن مطرح کردن رضایت شغلی به عنوان مسئلهای مهم و فراموششده در ادبیات حوزه کتابداری و اطلاعرسانی، پژوهشی با هدف بررسی مفهوم رضایت شغلی و اهمیت آن و همچنین عوامل مؤثر بر رضایت شغلی و در نهایت اثرات این متغیر در محیط کتابخانه را به انجام رساندند. محققان با اشاره به اهمیت روزافزون کتابخانه ها، و به خصوص کتابخانه های دانشگاهی، در دنیای امروز، شناخت و توجه به نیازهای کتابداران شاغل در این کتابخانه ها و تلاش در تأمین رضایت شغلی آن ها تأثیر بسیاری بر کیفیت خدمات کتابخانه ای خواهد داشت.
از طرف دیگر، بررسی موضوع استرس شغلی در کتابداران و کارمندان کتابخانه از موفقیت کمتری نسبت به رضایت شغلی برخوردار بوده و تحقیقات کمتری در این زمینه به انجام رسیده است. بابالحوائجی و کاظمپور (۱۳۸۸)، با هدف بررسی میزان استرس شغلی کتابداران و مدیران کتابخانه های عمومی وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی کشور در شهر تهران در سال ۱۳۸۸، پژوهشی در این زمینه با بهره گرفتن از روش تحقیق پیمایشی و ابزار پرسشنامه بر روی ۱۰۳ نفر از کتابداران و مدیران کتابخانه های عمومی انجام دادند. آن ها به این نتیجه رسیدند که تنیدگی کلی استرس شغلی نمونه مورد بررسی در حد تنیدگی طبیعی بوده است، لذا استرس شغلی در نمونه مورد بررسی مشاهده نشده است و بیشترین میانگین ابعاد استرس شغلی مربوط به بعد بار کاری نقش، و کمترین میانگین ابعاد استرس مربوط به بعد محیط فیزیکی میباشد. همچنین، بین استرس شغلی و ویژگیهای جمعیتشناختی رابطه معناداری شناسایی نکردند.
در پژوهش دیگری در زمینه استرس شغلی، اشرفیریزی و کاظمپور (۱۳۹۰) به بررسی عوامل استرسزای شغلی کتابداران شاغل در کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان پرداختند. در این مقاله، که از یک طرح پژوهشی با همین عنوان استخراج شده است، پژوهشگران به این نتیجه میرسند که اثرگذارترین عامل استرس زا، عدم حمایت سرپرستان، و کمترین تأثیر مربوط به مشخص نبودن گروه مخاطبین میباشد. سپس، آن ها اظهار میکنند که رتبه بندی عوامل استرس زا در ابعاد چهارگانه لوتانس[۹۱] نشانگر آن است که بعد ساختهای سازمانی، بیشتری میانگین و بعد شرایط فیزیکی سازمان، کمترین میانگین را به خود اختصاص داده است. اما، وجود رابطه معنادار میان ویژگیهای جمعیتشناختی و استرس شغلی، یکی دیگر از نتایج مهم این تحقیق بوده است.
صیامیان و همکارانش (۲۰۰۶) نیز در مقالهای به بررسی استرس و فرسودگی شغلی در کتابداران کتابخانه ها و مراکز اطلاعرسانی دانشگاهی مازندران پرداختند. نتایج این تحقیق، که بر روی نمونه ای ۳۰ نفره از کتابداران انجام شد، نشان داد که فرسودگی شغلی در میان کتابداران مناسب نیست و نیاز به تحقیقات و اقدامات جدی در این زمینه وجود دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- نتیجه گیری و اثبات و ردّ فرضیهها بر اساس نمودارها.
- ارائه پیشنهادها:
الف- اجرایی
ب- پیش نهاد برای تحقیق بیشتر

- محدودیتهای تحقیق
نتیجه گیری بر اساس اعداد به دست آمده در جداول میانگین و اثبات و ردّ فرضیهها بر اساس این جداول.
فرضیه اول:
با توجه به میانگین نظرات معلمان مرد و میانگین نظرات معلمان زن در فرضیه اول نتیجه می گیریم که نظرات آن ها به یکدیگر نزدیک بوده است و اختلاف آن ۴/۰ بوده که بسیار ناچیز میباشد پس فرضیه اول به اثبات میرسد.

فرضیه دوم:
با توجه به میانگین نظرات معلمان مرد و میانگین نظرات معلمان زن متوجه میشویم که اختلاف بین نظرات آن ها وجود ندارد در نتیجه فرضیه دوم هم اثبات می شود.
فرضیه سوم:
در جدول میانگین فرضیه سوم نیز میانگین نظرات معلمان مرد و میانگین نظرات معلمان زن میباشد. پس نتیجه می گیریم بین نظرات آن ها اختلاف وجود ندارد نتیجه حاصل می شود که فرضیه سوم به اثبات میرسد.
فرضیه چهارم:
در فرضیه چهارم نیز در جدول میانگین مجموع نظرات معلمان مرد ۵/۱۷ و میانگین آن و میانگین نظرات معلمان زن میباشد که از مقایسۀ آن نتیجه می گیریم که اختلاف بین نظرات آن ها ناچیز بین ۱/۰می باشد. نتیجه می گیریم که فرضیۀ چهارم رد می شود زیرا همبستگی وجود دارد اما این همبستگی مستقیم است نه معکوس.
فرضیه پنجم:
با در نظر گرفتن مجموع نظرات و میانگین نظرات معلمان زن و مرد نتیجه می گیریم که اختلاف بین نظرات آن ها برابر با ۳/۰ است که این اختلاف اندک میباشد در نتیجه فرضیه پنجم هم به اثبات میرسد.
نتیجه گیری بر اساس اعداد به دست آمده در جداول ضریب همبستگی پیرسون
-
- در جدول ضریب همبستگی فرضیه اول عدد به دست آمده ۵۹/۰ میباشد که نشان از همبستگی متوسط و مستقیم دارد.
-
- ضریب همبستگی فرضیه دوم برابر است با ۹۰/۰که نشان از همبستگی بالا بین نظرات معلمان زن و مرد در ارتباط با استرس شغلی و امنیت محیط کار میباشد پس فرضیه دوم به اثبات میرسد.
-
- ضریب همبستگی به دست آمده در سئوالات فرضیه سوم نشان از همبستگی بالا و مستقیم بین نظرات معلمان مرد و زن دارد که با توجه به ضریب به دست آمده ۹۴/۰ فرضیه سوم به اثبات میرسد.
-
- در جدول ضریب همبستگی فرضیه چهارم ضریب به دست آمده برابر است با ۹۲/۰ که این عدد نشان از همبستگی بالا و همسو بین نظرات معلمان مرد و زن دارد که با توجه به آن فرضیه چهارم رد می شود، زیرا بین نظرات معلمان همبستگی معکوس وجود ندارد.
- ضریب به دست آمده در جدول ضریب همبستگی فرضیه پنجم برابر است با ۹۶/۰ که این عدد نشان از همبستگی بالا و مستقیم بین نظرات معلمان زن و مرد در ارتباط با رابطه معنی دار بین فشار شغلی و بهداشت روانی معلمان دارد در نتیجه این فرضیه نیز اثبات می شود.
نتیجه گیری و اثبات و ردّ فرضیهها بر اساس نمودارها
فرضیه اول: با توجه به نمودار فرضیۀ اول و نتیجه می گیریم که نمودارها نزدیک به هم و فرضیۀ اول به اثبات میرسد.
فرضیه دوم: با در نظر گرفتن نمودار فرضیه دوم و نتیجه می گیریم که نمودارها با هم مساوی و فرضیه دوم به اثبات میرسد.
فرضیه سوم: با توجه به نمودار فرضیۀ سوم و نتیجه می گیریم که نمودارها با هم مساوی و فرضیۀ سوم به اثبات میرسد.
فرضیه چهارم: با دقت در نمودار فرضیۀ چهارم نتیجه می گیریم که اختلاف دو نمودار محسوس نمی باشد آن برابر با ۹/۲ و آن برابر با ۳ میباشد، یعنی بین نظرات معلمان زن و مرد رابطه نزدیک وجود دارد.
فرضیه پنجم: در نمودار فرضیۀ پنجم ملاحظه می شود که و میباشد اختلاف نمودارها بسیار اندک میباشد پس فرضیۀ پنجم نیز به اثبات میرسد.
پیشنهادها:
الف: پیشنهادی اجرایی:
- سعی در به حداقل رساندن استرس شغلی معلمان که به صورت مؤثر عملکرد (میزان حضور در مدرسه-کیفیت و کمیت کار) آن ها در مدرسه را تهدید میکند از طریق؛
الف- ایجاد هماهنگی بین اختیارات و مسئولیتهای معلمان
ب-مشارکت دادن آن ها در تصمیم گیریها.
-
- دقت بیشتر در انتخاب معلمان به ویژه معلمان مرد که این امر سبب می شود عملکرد معلمان کمتر تحت تأثیر استرس شغلی قرار گیرد.
-
- ایجاد و راه اندازی کانون راهنمایی و مشاوره مدیریتی به منظور کمک به معلمان در موقعیتهای مشکل و بحران زا.
- برگزاری سمینارهایی در زمینه کنترل عوامل استرس زا در سازمان از طریق افراد صاحب نظر به صورت جلسات گروهی به منظور تبادل تجارب افراد.
ب: پیش نهاد برای تحقیقات بیشتر:
با توجه به نتایج حاصل از این تحقیق، جهت انجام تحقیق توسط محققین دیگر پیش نهاد می شود؛
-
- پروژه تحقیقی مشابهی در سطح کشور به تفکیک مقاطع مختلف تحصیلی جهت بررسی و مقایسه نتایج به دست آمده.
-
- انجام تحقیق مستقل جهت طبقه بندی استرس های شغلی معلمان مقاطع تحصیلی شهر کرمانشاه.
-
- انجام تحقیقی به منظور شناسایی عوامل مؤثر در تأمین بهداشت روانی و تأثیر آن در عملکرد معلمان مقاطع.
- انجام تحقیقی به منظور بررسی نوع و سطح استرس شغلی با توجه به متغیرهای مدت تجربه معلمی، نوع مدرک و جنس.
محدودیتهای تحقیق
-
- کمبود وقت و مدت زمان لازم برای انجام تحقیق؛
-
- بعضی از معلمان در پاسخ به سئوالات تحقیق به طور جدی مشارکت نکردند؛
-
- پیچیدگی موضوع، بنا به خاصیت تغییرپذیری احساسات و حالات انسان نمی توان به یافته ها صددرصد اطمینان کرد زیرا شرایط روانی بقدری پیچیده و متغیرها به اندازه ای زیاد هستند که مشکل بتوان تعداد قابل ملاحظه ای از آن ها را تحت کنترل درآورد.
- عدم دسترسی به آزمونهای تراز شده.
فصل ششم: منابع و پیوستها
منابع
-
- -لوتانز، فرد، رفتار سازمانی، ص۲۲۴ ↑
-
- -جزنی، نسرین، مدیریت منابع انسانی(تهران: نشر نی؛ چاپ اول ۱۳۷۵) ص۲۷۸ ↑

-
- -رابینز، استیفن، کبیری، قاسم (مترجم) مبانی رفتار سازمانی (تهران: نشر دانشگاه آزاد) ص۲۱۲ ↑
-
- -جزنی، نسرین، همان کتاب، ص۲۷۹ ↑
-
- -میلانی فرد، بهروز. بهداشت روانی، (تهران: نشر قومس) ص۱۶ ↑
-
- -همان ↑
-
- -شاملو، سعید. بهداشت روانی ( تهران: انتشارات رشد) ص۲۸ ↑
-
- -شاملو، سعید. بهداشت روانی، ص۹۶-۹۵ ↑
-
- -شعاری نژاد، علی اکبر. درآمدی به روان شناسی انسان (تهران: انتشارات آزاده،۱۳۷۱) ص۱۵۸-۱۵۷ ↑
-
- -میچل، راسل. افسردگی، مترجم خواجه پور. غلامرضا (تهران: نشر مینا ۱۳۷۵) ص۱۳-۱۲ ↑
-
- -مهریار، امیر هوشن. افسردگی (برداشتها و درمان شناختی) (تهران، انتشارات رشد ۱۳۷۳) ص۵۴ ↑
-
- -ساعتچی، محمود. روانشناسی در کار. ص۵۸۹ ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همان طور که رابطه میان حسابرس- موکل در طول زمان شکل میگیرد (دوره تصدی حسابرس) و یا از طریق توافقات شخصی میان مجریان و شرکت های حسابرسی تعیین می شود و یا در برخی موارد با حضور اجازه های اقتصادی مشخص می شود (فرصت هایی برای خدمات غیرحسابرسی سودآور)، طبیعتاً موقعیت و یا نزدیکی جغرافیایی، توسعه یک رابطه نزدیک میان دو گروه را نیز تسهیل میکند. مثال های ذکر شده نیز با نگرش بالا همخوانی دارند. برای مثال رابطه انرون-اندرسون نشان میدهد که انرون به مدت ۱۶ سال (از ۱۹۸۵ تا ۲۰۰۱) در دفتر مرکزی خود در هاستون توسط دفتر هاستون شرکت اندرسون مورد بررسی واقع شده است و دفتر هاستون شرکت اندرسون بیش از خدمات حسابرسی از خدمات غیرحسابرسی خود عوایدی داشته و حسابداران کلیدی انرون در حقیقت کارکنان پیشین شرکت اندرسون بوده اند. بیان مسئله یک سوال طبیعی را به وجود می آورد: آیا رابطه انرون-اندرسون با این حقیقت که هر دو در یک محل واقع شده بودند تسهیل شده بود؟


سوال هایی که مطرح میشوند عبارتند از: آیا موقعیت جغرافیایی حسابرسان یک عامل اضافی در رابطه حسابرس- موکل بوده و پس از در نظر گرفتن سایر عوامل خاص تعیین کننده به عنوان عاملی تاثیرگذار بر کیفیت حسابرسی تلقی می شود؟ آیا موقعیت مکانی حسابرس باعث تضعیف یا تقویت کیفیت حسابرسی می شود؟ اگر موقعیت مکانی حسابرس بر کیفیت حسابرسی تاثیر بگذارد، این مسئله چگونه در قیمت گذاری خدمات حسابرسی منعکس می شود؟
برای پاسخ به پرسش های بالا نیازمند دستیابی به مقیاس های تجربی از کیفیت حسابرسی و موقعیت مکانی حسابرسی می باشیم. همانند بیشتر مطالعات (چوی و همکاران[۳۵]، ۲۰۱۲) از اندازه اقلام تعهدی غیرعادی به عنوان یک نماینده برای کیفیت حسابرسی استفاده کردند. برای تعیین تاثیر موقعیت مکانی بر حسابرس بر کیفیت حسابرسی و قیمت گذاری آن، حسابرسان محلی را از حسابرسان غیرمحلی متمایز کردند. آنان در بررسی اصلی خود هنگامی یک حسابرس را به عنوان محلی (یا غیرمحلی) مشخص کردند که دفتر کاری حسابرسی مورد نظر در همان شهر (یا شهری متفاوت) واقع شده باشد که شرکت موکل واقع شده است. فرض کنید که یک دفتر حسابرسی تعاملی در نیویورک دارای دو موکل در دو ایالت متفاوت نیویورک و کالیفرنیا میباشد. با توجه به تعریف بالا، دفتر مورد نظر در واقع یک حسابرس محلی برای موکل در نیویورک و یک حسابرس غیرمحلی برای موکل کالیفرنیایی میباشد. چوی و همکاران این تمایز را در نظر گرفتند، زیرا ایالت های متفاوت دارای قوانین حکومتی و یا دادگاه های متفاوت میباشند و هر ایالت، مؤسسه ثبت، مجوز و آموزش مستمر حسابرسان مربوط به خود را دارد. به همین دلیل بررسی های در سطح ایالت این اجازه را میدهد تا تاثیرات متضاد این تفاوت های مختلف بر نتایج مان کنترل شود. اگرچه بررسی های در سطح ایالت دارای محدودیت هایی میباشد زیرا احتمال زیادی دارد که فاصله حسابرس- موکل در ایالت هایی مانند کالیفرنیا و تگزاس به نسبت سایر ایالات کوچکتر زیاد باشد و حسابرسی هایی که توسط حسابرسان خارج از ایالت انجام می شود در مناطق شهری گسترده پوشش دهند. چندین ایالت، غیرعادی نیستند. برای فائق آمدن بر این محدودیت ها چوی و همکاران، یک شیوه جایگزین را به عنوان بخشی از تحلیل حساسیت خود در نظر می گیریم. در اینجا یک حسابرس را زمانی حسابرس محلی معرفی کردند که دفتر حسابرسی تعاملی در محدوده ۱۵۰مایلی اطراف دفتر مرکزی موکل واقع شده باشد و یک حسابرس غیرمحلی را در شرایط غیر از این حالت خواهد بود. برای این هدف، فاصله جغرافیایی واقعی میان حسابرسان و موکلین را در مثالمان محاسبه کردند. نزدیکی جغرافیایی حتی زمانی که حسابرس در فاصله نزدیک در یک ایالت نیز باشد، میتواند باعث سهولت جریان اطلاعاتی میان حسابرسان و موکلین گردد و این احتمال نیز وجود دارد که مسئله در مناطق شهری گسترده نیز رخ دهد. بعلاوه کاربرد این سنجش فاصله جغرافیایی به چوی و همکاران، اجازه بررسی این مسئله را داد، که آیا عامل فاصله مکانی در محدوده یک ایالت مهم است و یا این فاصله تنها زمانی مهم است که فراتر از قلمرو مکانی خاص باشد. بنابرین آنان، با بهره گرفتن از سنجش فاصله واقعی به عنوان یک نماینده جایگزین برای موقعیت مکانی حسابرس، مطلب خود را کامل تر کردند(چوی و همکاران، ۲۰۱۲).
کیم و دیگران[۳۶](۲۰۱۲) برای درک بهتر نقش رابطه حسابرس- موکل به بررسی دو مسئله متمایز ولی مرتبط با هم پرداختند. اول، تحلیل آنان بر تاثیر موقعیت مکانی حسابرس بر کیفیت حسابرسی با توجه به سنجش اقلام تعهدی غیرعادی متمرکز میباشد. در مقایسه با حسابرسان غیرمحلی، انتظار می رود که حسابرسان محلی دانش بیشتری در مورد موکلین خود داشته باشند. زیرا آن ها برای دسترسی به اطلاعات (مالی و غیرمالی) مربوط به موکلین خود در موقعیت مناسب تری هستند. برای مثال، حسابرسان محلی برای کسب اطلاعات مربوط به موکل از رسانه های محلی، توانایی بیشتری دارند. حسابرسان محلی میتوانند به راحتی از واحدهای کاری موکل خود بازدید کرده و با تامین کنندگان و کارمندان به دفعات بیشتری گفتگو داشته باشند. حسابرسان محلی توانایی بهتری برای برقراری روابط فردی نزدیک تر و در نتیجه ایجاد کانال های ارتباطی قابل اتکاتری با موکلین خود به نسبت حسابرسان غیرمحلی دارند.
از یک سو، این مزایای اطلاعاتی باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی میان حسابرسان و موکلین شده و منجر به آن می شود که حسابرسان محلی به نسبت حسابرسان غیرمحلی موکلین خود را به شکل موثرتری ارزیابی و نظارت کنند. در نتیجه حسابرسان محلی با وجود سایر شرایط برابر قادر به ارائه حسابرسی با کیفیت بالاتر به نسبت حسابرسان غیرمحلی هستند(کیم و همکاران، ۲۰۱۲).
از سوی دیگر، موقعیت مکانی حسابرس ممکن است استقلال حسابرس و در نتیجه آن کیفیت حسابرسی را تضعیف کند. با وجود روابط فردی نزدیک تر میان حسابرسان محلی و موکلین آن ها، احتمال اینکه آن ها از طرف موکل تحت فشار بیشتری برای گزارش استاندارد قرار بگیرند، خواهد بود و این مسئله به معنی حسابرسی های با کیفیت پایین تر خواهد بود. با ارائه دو تاثیر متضاد هم، یک سوال عملی رخ خواهد داد که آیا حسابرسان محلی در مقایسه با حسابرسان غیرمحلی حسابرسی های با کیفیت برتر ارائه میکنند؟
برای ارائه یک پاسخ صحیح به این مسئله، زنگ[۳۷] و همکاران، (۲۰۱۲) به بررسی این نکته پرداختند که آیا موکلین حسابرسان محلی مقادیر کمتری از اقلام تعهدی غیرعادی را به نسبت موکلین حسابرسان غیرمحلی گزارش میدهند یا خیر؟
دوم اینکه، آنان برای دستیابی به نگرش دقیق تر بر چگونگی تاثیر موقعیت مکانی بر رابطه حسابرس – موکل به بررسی تاثیر موقعیت مکانی حسابرس بر قیمت گذاری حسابرسی پرداختند(زنگ و همکاران، ۲۰۱۲).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پیشنهاد ها
قرارداد الکترونیکی ، بالقوه جزو قراردادهای کتبی محسوب می شود و امضا الکترونیکی نیز به عنوان محور اساسی اعتبار بیان اراده در معاملات الکترونیکی معتبر شناخته شده است. این امر، از اساس باید در ضمن قواعد حقوق مدنی مقرر می شد که شامل جمیع معاملات الکترونیکی باشد. از طرفی، خیلی از مسائل ماهوی و شکلی متعلق به قراردادهای مدنی نیز، در حقیقت همتراز با قراردادهای تجاری در محیط الکترونیکی نیازمند بیان قواعد و مقررات، شامل و کلی است که تنظیم آن، تحت عنوان قانون تجارت الکترونیکی موجب چندگانگی مفاهیم و محدودیت تطبیق قواعد قانونی نسبت به قراردادهای الکترونیکی خواهدشد. لذا پیشنهاد می شود، کلیه مسائل مربوط به مفاهیم و معاملات تجارت الکترونیکی، در ضمن فصل خاصی گنجانده شود.

فهرست منابع
الف-کتب
اخلاقی ،بهروز ،”بحثی پیرامون توثیق اسناد تجاری “مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی ،سامانه نشریات دانشگاه تهران ،دوره ۲۴ ،شماره ۱،آذر ۱۳۶۸
اسدی ، فاطمه ” بررسی قواعدعمومی قراردادها در اسناد تجاری “مجله علمی تخصصی کانون وکلای دادگستری منطقه فارس دوره سوم ، شماره ۶ زمستان ۱۳۸۶ ،ص ۶۵-۸۵
اسدی ، فاطمه،بررسی قواعد عمومی قراردادها در اسناد تجاری،مجله علمی تخصصی کانون وکلای دادگستری،منطقه فارس دوره سوم،شماره ۶ ، زمستان،۱۳۸۶
اسکینی ،ربیعا ” حقوق تجارت (برات ،سفته ،قبض انبار،اسناددر وجه حامل و چک)انتشارات سمت ،۱۳۷۳، چاپ اول
اسلامی ،علی رضا “ ضمانت در اسناد تجاری “ماهنامه کانون ،دوره دوم شماره ۱۳۴۷،۵۰
اطلاع رسانی و خدمات علمی جهادسازندگی، اطلاع رسانی ش. ۲ دوره ۱۲ زمستان
آموزگار ،مریم السادات “مشکلات حقوقی وثیقه گذاران اسنادتجاری ” ندای صادق ،دانشگاه امام صادق (ع)،شماره ۲۱و ۲۲ ،بهار و تابستان ۱۳۸۰
باقری اصل ،حیدر ،سید محمد تقی علوی و سعیده باقری اصل “نقش جوازو لزوم عقد رهن در توثیق اسنادتجاری “دو فصلنامه فقه و مبانی حقوق اسلامی ،دانشگاه الهیات و معارف دانشگاه تهران ،شماره ۴۲ ،پائیز و زمستان ۱۳۸۸۶۸
جعفری لنگرودی، محمدجعفر؛ ترمینولوژی حقوق، تهران، کتابخانه گنج دانش، ۱۳۷۶، چاپ هشتم
جعفری لنگرودی، ترمینولوژی حقوق- انتشارات گنج دانش-چاپ نهم- تهران ۱۳۷۷
جنیدی ، لعیا” تضامن و آثار و اوصاف آن ” ، دانشکده حقوق و علوم سیاسی ،دانشگاه تهران ، شماره ۳۵ ، پائیز ۱۳۷۵،
دارابپور، مهراب، حقوق بیع بینالمللی، ص ۱۸۶، ج اول، انتشارات گنج دانش، چاپ اول، تهران ۱۳۷۴
دمرچیلی، محمد و دیگران؛ قانون تجارت در نظم حقوقی کنونی، تهران، نشر خلیجفارس، ۱۳۸۱، چاپ دوم،.
رضایی، علی، حقوق تجارت الکترونیکی، نشر میزان، چاپ اول ۱۳۸۷٫
زرکلام، ستار، «حقوق تجارت الکترونیک»، مؤسسه مطالعات و پژوهش های حقوقی شهر دانش، چاپ دوم، ۱۳۹۰٫
ستوده تهرانی، حسن؛ حقوق تجارت، تهران، دادگستر، ۱۳۸۰، چاپ چهارم، ج ۳
شهیدی، مهدی، تشکیل قراردادها و تعهدات، صص ۱۵۲-۱۵۱ و کاتوزیان، ناصر، قواعد عمومی قراردادها، ج ۱
صدرزاده؛افشار –صدرزاده؛سید محسن-ادله اثبات دعوی در حقوق ایران،مرکز نشر دانشگاهی تهران؛۱۳۶۹
صفایی، حسین؛ حقوق مدنی، تهران، نشرمیزان، ۱۳۸۴، چاپ سوم، جلد دوم
عبادی ، محمد علی،حقوق تجارت، انتشارات گنج دانش ، ۱۳۷۲ ، چاپ نهم، نوبت پنجم
عبادی ،محمد علی “حقوق تجارت ” انتشارات گنچ دانش ،دانش ۱۳۷۲،چاپ نهم (نوبت پنجم)، ۲۱۷-۲۷۲
عبدالهی، محبوبه-شهبازی نیا،مرتضی-بیگی حبیب آبادی،احمد- مقاله شناخت دلیل الکترونیکی و ارزش اثباتی آن
عرفانی، محمود؛ حقوق تجارت، تهران، نشر میزان، ۱۳۸۲، چاپ سوم
عرفانی،محمود، ” حقوق تجارت،کلیات،برات،سفته،چک،اسنادالکترونیکی،قبض انبارعمومی ونمونه های کاربردی”،ج سوم،پاییز.-۱۳۸۵
عرفانی ،محمود “حقوق تجارت ” جلد اول ، جهاددانشگاهی ،۱۳۶۷ ، چاپ سوم ،۲۱۶
عمید، حسن؛ فرهنگ فارسی عمید، تهران، انتشارات امیرکبیر ، ۱۳۸۱، چاپ بیست و دوم
فیضی چکاب، غلام نبی، «لحظه انعقاد قرارداد از طریق واسطههای الکترونیک»، مجموعه مقالات همایش بررسی ابعاد حقوقی فناوری اطلاعات، خرداد ۱۳۸۳
کاتوزیان، ناصر، قواعد عمومی قراردادها، ج ۱، صص ۳۶۹-۳۶۷ و شهیدی، مهدی، تشکیل قراردادها و تعهدات
الماسی ،نجادعلی ،”ضوابط تعیین قانون حاکم براسنادتجاری “مجله مجتمع آموزشعالی قم ،شماره ۱۲،بهار
مافی، همایون،۱۳۸۷ تحلیلی بر عملکرد دیوان داوری دعاوی ایران – آمریکا »، مجله پژوهش حقوق و سیاست، سال دهم، شماره بیست و چهارم، بهار و تابستان
- محسنی، حمید، دسترسی به اسناد و مدارک؛ ابزارها و الگوهای مناسب،”، مرکز
محمدی موسوی،سیدرضا- بازپرس ویژه جرایم رایانه ای وفن آوری ارتباطات دادسرای ناحیه ۳۱ تهران-مقاله کاربرد امضای دیجیتال در دولت الکترونیکی
مسعودی ،بابک “اصول حاکم براسناد تجارتی “مجله کانون وکلای دادگستری مرکز دوره جدید ،شماره ۲ (شماره پیاپی ۱۷۱) ،دی ۱۳۷۹
معین، دکتر محمد، فرهنگ فارسی، جلد اول- انتشارات امیرکبیر-چاپ هشتم، تهران ۱۳۷۱
مقاله کاربرد گواهی الکترونیکی در سیستمهای کاربردی-شرکت خدمات انفورماتیک،
منصور ،جهانگیر ” قانون تجارت ” نشر دیدار ،۱۳۸۹ ، چاپ ۲
منصور ،جهانگیر “قوانین چک ،سفته ،برات : قانون جدید صدور چک مصوب ۱۳۸۲” نشر دیدار ، ۱۳۸۶
مهدی پور عطایی،خسرو،تجارت الکترونیکی،مؤسسه فرهنگی دیباگران تهران، ۱۳۸۰
نجفی ،بهزاد ” مسائل و مشکلات سفته ” ماهنامه رازی ، شماره ۶ ،تیر ۱۳۸۹،۶۹-۷۱
نوری ، حسن “اصل عدم قابلیت استناد به ایرادات در اسناد تجاری ” الهیات و حقوق ،شماره ۱۳،پائیز ۱۳۸۳،
وصالی ناصح،مرتضی، سردفتراسنادرسمی٣١همدان-مقاله قرارداد الکترونیک و مبانی اعتبار آن
یگانه ،فریدون و بیژن منتظمی ” حق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در یک سازمان فرهنگ نقشهای متفاوتی ایفا میکند و وظایف گوناگونی دارد. این وظایف عبارتند از:

-
- فرهنگ سازمانی به کارکنان سازمانی هویتی سازمانی میبخشد: آنچه که سازمانهای موفق را برجسته میسازد و آنآموزشها را از دیگران متمایز میکند، توانایی آنآموزشها در جذب، پرورش و نگهداری کارکنان بااستعداد و خلاق است و کارکنان نیز به نوبه خود وابستگی عمیقی نسبت به سازمان پیدا خواهند کرد.
- فرهنگ سازمانی تعهد گروهی را آسان میسازد: سازمانهایی که فرهنگ قوی و توانمند دارند، کارکنان نسبت به ارزشآموزشها و اهداف سازمانی احساس تعهد و مسئولیت میکنند. منظور از تعهد سازمانی، پیوند و وابستگی روانی به سازمان است. که در آن احساس درگیر بودن شغلی، وفاداری و باور به ارزشهای سازمانی جای دارد. تعهد سازمانی در سه مرحله دیده میشود:
-
- مرحله پذیرش: در این مرحله فرد در سازمان نفوذ دیگران را بر خود میپذیرد.
-
- مرحله همانند شدن: در این مرحله فرد با پذیرش نفوذ دیگران بر خود به یک رابطه خوشایند دست مییابد.
-
- مرحله درونی کردن : فرد از تعلق به یک سازمان احساس سربلندی میکند که با ارزشهای وی سازگار است.
- هنگامی که تعهد سازمانی به مرحله نهایی خود برسد، سپس عضو سازمانی متعهد در شمار افرادی درمیآید که به آن اعتماد فراوان میشود و وی در راه محافظت و نگهداری سازمان تعلل نخواهد کرد.
-
-
- فرهنگ سازمانی ثبات نظام اجتماعی را ترغیب میکند: سازمانهای توانمند، معروف به داشتن معیارهای سختکاری و کنترلهای دقیق هستند. برای نمونه کارکنان باید معیارهای نظافت و آراستگی را رعایت کنند و ضوابط انجام دادن وظیفه به طور مشخص تعیین شده است. بدین ترتیب فضای آکنده از تعهد و هیجان و سختکوشی در سازمان بهوجود میآید.

-
- فرهنگ سازمانی به شکل دادن رفتار کارکنان کمک میکند: سازمان یا فرهنگ قوی با کمک نمودن به اعضای خود برای پی بردن به محیط کار خود رفتار آنان را شکل میدهد. بنابرین، سازمانهای موفق زمینهای را فراهم میآورند تا کارکنان برای آشنایی به تمام ابعاد سازمانی و مشکلات آن، شغل خود را از پایینترین مرتبه آغاز کنند تا با اصول بنیادی کار آشنا شوند.
- فرهنگ سازمانی بر وظایف و نحوهی عملکرد مدیریت تأثیر میگذارد: فرهنگ سازمانی با ایجاد محدودیتهایی برای مدیریت بیان میکند که مدیر چه کاری میتواند و چه کاری را نمیتواند انجام دهد. هر عمل مدیر باید مورد تأیید فرهنگ سازمان قرار گیرد. در غیر اینصورت مطابق با ارزشآموزشها نخواهد بود و از سوی اکثریت اعضای سازمان تأیید نخواهد شد. از آنجایی که وظیفهی تصمیمگیری در تمام وظایف مدیریت از جمله برنامهریزی؛ سازماندهی؛ تأمین نیروی انسانی و هدایت و کنترل جاری است، عامل فرهنگ سازمانی نقش عمدهای را در نحوهی عملکرد مدیریت و نوع انجام دادن وظایف آن ایفا میکند. بنابرین فرهنگ قوی و مقتدر، تأثیر بسزایی در عمل تصمیمگیری مدیریت در تمام زمینهها دارد.
فرهنگ سازمانی الگویی اساسی از مفروضات ،ارزش ها و باورهای اساسی است که روش صحیح تفکر و اقدام در خصوص مسائل و فرصتهایی که سازمان با آن مواجه می شود را مورد توجه قرار میدهد.
فرهنگ سازمانی شامل عناصر متعددی است که از عناصر شناختی نهفته همچون مفروضات ،ارزش ها و باورها تا عناصر آشکارتر همچون مصنوعات و الگوها،ارز شها ،عملیات و رفتارها را دربرمی گیرد (راشدی،۱۳۹۱ ).
تعریف مختلفی از فرهنگ سازمانی صورت پذیرفته است:
جورج گوردون فرهنگ سازمانی را به عنوان مجموعه ای از فرضیات و ارزشهای سازمان میداند که به طور گسترده رعایت می شود و به الگوهای رفتاری خاصی منجر می شود .
رابینز در کتاب مدیریت خود،فرهنگ سازمانی را اینگونه تعریف نموده است: فرهنگ سازمانی شیوه انجام گرفتن امور را در سازمان برای کارکنان مشخص میکند،ادراکی یکسان از سازمان است که در همه اعضاء سازمان مشاهده میگردد و بیانگر مشخصات مشترک و ثابتی است که سازمان را از سایر سازمانها متمایز میکند،به عبارت دیگر فرهنگ سازمانی ،هویت اجتماعی هر سازمان را مشخص میکند.
دنیسون فرهنگ سازمانی را نیروی قدرتمندی میداند که نحوه عمل کردن و چگونگی عملیات ها را تعیین میکند.
استیفن پی رابینز در ویرایش نهم کتاب رفتار سازمانی خود در مورد فرهنگ سازمانی می نویسد:” فرهنگ سازمانی به سیستمی از مصادیق و خصوصیات اساسی (نوآوری و ریسک پذیری،توجه به جزئیات ،توجه به نتایج،توجه به افراد ،تیم مداری ،جاه طلبی و ثبات اطلاق میگردد که برای سازمان ارزش دارند و هر کدام از این خصوصیات بر روی طیفی از کم یا زیاد قرار می گیرند.اگر سازمان از منظر این هفت خصوصیت بررسی شود تصویر کاملی از احساسات و ادراکات مشترک که اعضاء در مورد سازمان دارند به دست میآید.
کریس و آرجریس فرهنگ سازمانی را نظامی زنده میخواند و آن را در قالب رفتاری که مردم در عمل از خود آشکار میسازند،راهی که واقعا بر پایه آن می اندیشند و احساس میکنند و شیوه ای که واقعا با هم رفتار میکنند،تعریف میکند.
با نگاهی به تمامی تعاریف مختلف فرهنگ سازمانی در دو دهه گذشته توسط دانشمندان و صاحبنظران علم مدیریت مطرح شده،وجوه مشترک تمام تعاریف بیان شده عبارتند از : الگوی رفتاری غالب- سیستمی یا نظام مند بودن آن-مجموعه ای از ارزشها و باورها و اعتقادات-مشترک بودن و مورد حمایت واقع شدن این هنجارها و ارزشها توسط اعضای سازمان –فرهنگ سازمانی موجب تمایز سازمانها از یکدیگر میشوند.
فرهنگ سازمانی بر تمام جنبههای سازمان تاثیر میگذارد. مطالعات و تحقیقات نشان میدهد که فرهنگ بر تدوین اهداف ،استراتژی ،رفتار فردی،عملکرد سازمانی ،انگیزش و رضایت شغلی،خلاقیت و نوآوری ،نحوه تصمیم گیری و میزان مشارکت کارکنان در امور،میزان فداکاری و تعهد،سخت کوشی و مانند آن تاثیر میگذارند.همچنین مطالعات نشان میدهد که شرکتهای موفق دارای فرهنگ سازمانی قوی و مؤثر بوده اند. به طور کلی در سازمان پدیده ای به دور از نقش و اثر سازمانی وجود ندارد و به ویژه فرهنگ مدیران بر تدوین اهداف ،تعیین استراتژی ها و طراحی سازمانی بسیار مؤثر است (خردمند و فتاح ،۱۳۸۹).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول ۲-۲، سبک های یادگیری کلب و فرای (۱۹۷۵، نقل از سیف،۱۳۸۵،ص۱۷۸)

سبک یادگیری
شیوه (مراحل) یادگیری
توصیف
همگرا
مفوم سازی انتزاعی
+
آزمایشگری فعال
-
- در کاربرد عملی اندیشه ها قوی است.
-
- در مواقعی که یک پاسخ درست موجود است عملکرد خوبی دارد.
-
- میتواند استدلال فرضیه ای قیاسی را در مورد مسائل متمرکز سازد.
-
- غیر هیجانی است، ترجیح میدهد با اشیا کار کند تا با آدم ها.
-
- علایق محدودی دارد،کسب تخصص در علوم فیزیکی را ترجیح میدهد.
- بسیاری از مهندسان دارای این سبک یادگیری هستند.
واگرا
تجربه عینی
+
مشاهده تأملی
-
- در توانایی تخیل قوی و در امور هنری متخصص است.
-
- در تولید اندیشه ها و دیدن امور از زوایای مختلف توانا است.
-
- به مردم علاقه مند است و علایق فرهنگی وسیعی دارد.
- افراد دارای سوابق تحصیل در علوم انسانی و هنرهای زیبا دارای این سبک یادگیری هستند.
جذب کننده
مفوم سازی انتزاعی
+
مشاهده تأملی
-
- در ابداع الگوهای نظری و استدلال استقرایی بسیار قوی است.
-
- بیشتر به مفاهیم انتزاعی علاقه مند است تا به مردم.
-
- به استفاده عملی از نظریه ها چندان علاقه مند نیست.
-
- جذب علوم پایه و ریاضیات می شود.
- اغلب در بخش های پژوهشی و برنامه ریزی کار میکند.
انطباق یابنده
تجربه عینی
+
آزمایشگری فعال
-
- بیشترین توانایی را انجام کارها دارد.
-
- به سرعت میتواند خود را با امور فوری وفق دهد.
-
- مسائل را به طور شهودی حل میکند.
-
-
- برای کسب اطلاعات به دیگران متکی است.

- غالبا مشاغل عملی مانند بازاریابی و فروشندگی را بر می گزیند.
هر یک از سبک های یادگیری فوق دارای نقاط ضعف و قوت مخصوص به خود است و لذا یادگیرنده ای که از یک سبک خاص استفاده میکند یادگیرنده کاملی نیست. برای اینکه فرد به صورت یادگیرنده ای کامل درآید باید بتواند متناسب با موقعیت از سبک های یادگیری مختلف استفاده کند. یادگیرنده کامل کسی است که در برخورد با جهان و تجارب خود بسیار انعطاف پذیر و نسبیت گرا است و به راحتی تعارضهای میان چهار شیوه اصلی یادگیری یعنی تجربه عینی، مشاهده تأملی، مفهوم سازی انتزاعی و آزمایشگری فعال را از راه ادغام آن ها با یکدیگر حل کند (سیف،۱۳۸۵).
۲-۲-۲ مبانی نظری ویژگی های شخصیتی
الف)تعریف شخصیت
واژه شخصیت که در زبان لاتین پرسونالیت[۶۹]، و در زبان انگلوساکسون پرسونالیتی[۷۰] خوانده میشود، ریشه در کلمه لاتین پرسونا[۷۱] دارد. هنرپیشگان یونان باستان برای این که بتوانند کاراکتر یا شخصیتی را که میخواستند در نقش او ظاهر شوند، بهتر به تماشاچیان بشناسانند، از نقابهایی استفاده میکردند که بیانگر آن نقش بود. به این ترتیب ابتدایی ترین تعریف شخصیت به ویژگی های بیرونی و قابل مشاهده ما اشاره دارد، جنبه هایی که دیگران میتوانند آن را ببینند(شاملو،۱۳۸۲).
مقصود روانشناسان از شخصیت، چیزی بیش از رفتار ظاهری افراد است که مجموعه ای از ویژگی های افراد را در بر میگیرد. کلیت یا مجموعه ای از ویژگی های مختلف که از ویژگی های جسمانی سطحی فراتر میرود. این واژه تعدادی از ویژگی های ذهنی و اجتماعی و هیجانی را در بر میگیرد، ویژگی هایی که ممکن است نتوانیم به طور مستقیم مشاهده کنیم، چراکه ممکن است فرد آن ها را از دیگران مخفی نگه دارد. بنابرین میتوان گفت که شخصیت، مجموعه ای از ویژگی های پایدار و بی نظیر است که ممکن است در پاسخ به موقعیت های مختلف تغییر کند(شولتز و شولتز[۷۲]،۱۳۸۴).
تعریف شخصیت واقعا مشکل بوده و تعاریفی که روانشناسان از شخصیت ارائه نموده اند بسیار متفاوت است. گوردون آلپوررت[۷۳]، شخصیت را مجموعه عوامل درونی که تمام فعالیت های فردی را جهت میدهد، تلقی میکند. آلپورت، زمانی بیش از پنجاه تعریف برای شخصیت یافت. نظر اجمالی به تعاریف شخصیت نشان میدهد که تمام معانی شخصیت را نمی توان در یک نظریه خاص یافت، بلکه در حقیقت، تعریف شخصیت به نوع نظریه هر دانشمند بستگی دارد. برای مثال کارل راجرز[۷۴]، شخصیت را یک خویشتن سازمان یافته دائمی میداند که محور تمام تجربه های وجودی انسان است. جی.بی.واتسون[۷۵] پدر رفتارگرایی، شخصیت را مجموعه سازمان یافته ای از عادات می پندارد. اریک اریکسون[۷۶] ، معتقد است که رشد انسان در قالب یک سلسله مراحل روانی- اجتماعی صورت میگیرد و شخصیت انسان تابع آن ها است. جورج کلی[۷۷] یکی از روانشناسان شناختی معاصر، روش خاص هر فرد را در جستجو برای تفسیر معنای زندگی، شخصیت او میداند. زیگموند فروید[۷۸]، شخصیت را به سه سطح هشیار[۷۹] ، نیمه هشیار[۸۰] و ناهشیار[۸۱] تقسیم بندی می کند، برای شخصیت سه ساختار نهاد، خود و فراخود در نظر میگیرد که لیبیدو[۸۲] ( انرژی روانی) در بین آن ها در حرکت است. و از نظر شاملو، شخصیت عبارت است از : مجموعه سازمان یافته، و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتا ثابت و پایدار که بر روی هم، یک فرد را از فرد یا افراد دیگر متمایز میسازد (شاملو، ۱۳۸۲).
همه چیز هایی را که تا کنون به دست آورده ایم، تمام چیزهایی را که انتظار داریم در شغل خود و یا موقعیت های دیگر به دست آوریم، و حتی سلامت عمومی ما میتواند تحت تأثیر شخصیتمان و شخصیت افرادی که با آن ها تعامل داریم قرار گیرد. شخصیت میتواند انتخاب های ما را محدود کند یا آن ها را گسترش دهد. مانع از سهیم شدن ما در تجربه های خاص با دیگران شود یا ما را قادر سازد تا اکثر این موارد را تجربه کنیم. شخصیت میتواند بعضی از افراد را ملزم و محدود کند و دیگران را در معرض تجربیات جدید قرار دهد (شولتز و شولتز،۱۳۸۴).
با نگاهی به اطراف خود متوجه افراد مختلفی با رفتارهای متنوع آن ها میشویم که هر یک دارای ویژگیهای رفتاری مخصوص به خود میباشند. بسیار بی معنی خواهد بود اگر بکوشیم کل ویژگی های شخصیت یک نفر را با به کارگیری اصطلاحات مبهمی مانند باشخصیت، خجول، عصبی و. . . توصیف کنیم. موضوع شخصیت به قدری پیچیده است که نمی توان با چنین توصیف ساده ای آن را بیان نمود، زیرا انسانها در شرایط گوناگون و در برابر افراد مختلف، بسیار پیچیده و متغیر رفتار میکنند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دیدگاه فمینیست ها در مورد اشتغال زنان به سه گروه عمده مارکسیستی ، رادیکال و سوسیالیستی تقسیم می شود .

فمینیست های مارکسیست معتقدند که تقسیم کار جنسی در عرصه ی خانگی با نیازهای سرمایه داری هم خوانی داشته و سهم زنان از مشاغل در بازار کار را توجیه میکند (آبوت و والاس ، ۱۳۸۰، صص ۲۰۲-۲۰۳) برخی از نظریه پردازان این گروه معتقدند که زنان در نظام سرمایه داری صنعتی ، سپاه ذخیره ی کار را تشکیل میدهند .فمینیست های رادیکال با توجه به نظام مرد سالاری معتقدند که شیوه تولید خانگی زنان ، زنان را تحت استثمار و سلطه مردان قرار میدهد و به سود مردان است که زنان را برای رفع نیازهای خود در خانه نگه دارند . فمینیست های سوسیالیست با فرض تعامل بین نظام سرمایه داری و نطام مردسالاری در همه سطوح جامعه ، معتقدند که جداسازی شغلی بر حسب جنسیت و ادعای دستمزد خانواده را تنها با توجه به چگونگی پیوند سرمایه داری و مردسالاری می توان درک کرد ( آبوت و والاس ، ۱۳۸۰، ص۲۰۴)

۲-۸-۴)نظریات مارکسیستی
به اعتقاد مارکسیست ها سازمانهای اقتصادی و عملکرد اقتصادی در نظام سرمایه داری شکل دهنده ی انقیاد زنان در خانواده میباشند . بر این اساس انقیاد زنان در خانواده های بورژوا نتیجه عملکرد اقتصادی آنان میباشد. القای مالکیت خصوصی به خانواده فرصت توسعه ی روابط مساوات گرایی را میدهد . مارکس و انگلس اعتقاد دارند که استقلال سیاسی به تنهایی نمی تواند پایه ای برای مساوات کامل جنسی باشد. مارکسیسم از جمع گرایی به عنوان یک راه حل برای مشکل تنشهای زنان در جامعه امتناع کرده ، میخواهد توسعه سیاسی و اقتصادی زنان با عوض شدن نظام کلی جامعه همراه باشد . ( مصفا ، ۱۳۷۵، ص ۸۴ )
۲-۹)ریشههای تصورات جنسیتی
به طور کلی بسیاری از اندیشمندان اجتماعی ، عوامل جامعه پذیری در هر جامعه را سه عامل خانواده ، مدرسه و رسانه ها می دانند با نگاهی گذرا در می یابیم که این سه کارگزار عمده باعث تولید و باز تولید نگاه ها و تصورات جنسیتی در جامعه شده و می شود چنان که بسیاری از افراد وضعیت موجود در جامعه را امری طبیعی و عادی تصور میکنند . در برخی از خانواده های پدر سالار ایرانی ، نقش ها و رفتارها بر اساس معیارها و ارزش های مردانه پایه گذاری و الگو سازی شده است و این الگو سازی ها قادر به تشخیص و ارج نهادن به نقش اثربخش زنان در سازمان و جامعه نیست .(اعزازی ، ۱۳۸۰ ، ص ۴۲ )
این نوع خانواده ها زن را موجودی اندرونی و وابسته و مرد را موجودی بیرونی و مستقل بار می آورند . این فرهنگ تنها وظیفه و نقش زن را فرزند آوری ، نگهداری از کودکان ، نظافت و پخت و پز ترسیم می کند و فعالیت های زنان را تحت الشعاع وظایف خانوادگی قرار میدهد و در فعالیتهای سیاسی – اجتماعی نیز نقش زنان به میزان چشمگیری کاهش مییابد .
همان گونه که نتایج نشان میدهد ، گاه برخی از الگوهای جنسیتی حاکم بر کتب درسی و برنامه های آموزشی ، ، برداشت های سنتی را در اذهان تقویت میکند . این امر امکان دارد سبب شود تا دانش آموزان دختر که زنان آینده جامعه هستند ، نیروی خود را دست کم بگیرند و دارای شخصیتی فاقد خلاقیت و اعتماد به نفس شوند و به سوی پذیرش کارهای کم مهارت با وجهه اجتماعی پایین گرایش پیدا کنند . این طرز تفکر و نگرش که از برخی خانواده ها شروع میگردد سبب شده نه تنها مردان نگاه سنتی به زنان داشته باشند بلکه اکثر زنان نیز دارای همان نگرش باشند و بسیاری از آنان قابلیت های خود را مناسب ایفای نقش های اجرایی سطح بالا ندانند (همان منبع )
۲-۱۰)نگرشها نسبت به زنان
وجود تفاوتهای واقعی بین مدیران زن و مرد ، برخی اوقات در تحقیق مورد تردید قرار گرفته است ، اما باورهای قالبی در برابر تغییر مقاوم هستند ، صرفا چطور مدیران زن را متفاوت با همتایان مردشان در نظر می گیرند ؟ در تلاش برای یافتن پاسخ ، پژوهشی بر اساس اندازه گیری نگرشها درباره زنان به عنوان مدیر در میان دو گروه از متخصصان منابع انسانی و دانشجویان کارشناسی کسب و کار ، انجام شد : این گروه ها برای تکمیل نتایج هیلمن و همکاران انتخاب شدند ، که اظهار کرده بود کلیشه های منفی در میان مدیران امروزی همچنان پابرجاست .

هیلمن و همکارانش نگرشهای مدیران مرد را اندازه گیری کردند ، نگرشهای متخصصان منابع انسانی اهمیت زیادی داشت زیرا این افراد ، جو کاری را با گزینش و اجتماعی کردن کارکنان جدید از طریق برنامه های گوناگون منابع انسانی تحت تاثیر قرار میدهند . انتظار میرفت ، کلیشه های منفی درباره زنان به عنوان مدیر در این گروه کمتر باشد ، نگرش دانشجویان نیز با اهمیت تلقی می شد زیرا آن ها معرف نگرش بالقوه کارکنان جدید و مدیران آینده بودند . هرگروه مرکب از هر دو جنس (زن و مرد ) بود و امکان مقایسه نگرشهای زن و مرد را نسبت به زنان به عنوان مدیر میسر میسازد (مهذب حسینیان ، ۱۳۸۷، ص ۳)
در مطاله ای دیگر که توسط هیلمن و همکاران انجام شد ، پژوهشگران از مدیران مرد خواستند تا هر دو مدیران مرد و زن را توصیف کنند . این نتایج حاکی از تمایل به توصیف مدیران زن با اعتماد به نفس ، ثبات احساسی ، بینش تحلیلی ،و استواری کمتر و دانش و تواناییهای ضعیف تر نسبت به مدیران مرد بود .
باورهایی از این قبیل به فرضیات گوناگون درباره مدیران زن کمک میکند ، که آن هم تبدیل به مبنایی برای کلیشه های منفی درباره آنان ، می شود . نمونه ای از این فرضیات کلیشه ای منفی عبارتند از:
-زنان تمایل دارند تا وظایف خانوادگی را مقدم بر ملاحظات کاری قرار دهند ، آنان باید از فرزندانشان مراقبت کنند ، بنابرین زمان و اشتیاق به کارشان را از دست میدهند .
-زنان برای درآمد اضافی کار میکنند ؛ به همین دلیل شور و شوق لازم را برای موفقیت در کسب و کار، ندارند .
-زنان به جای اینکه بازخور منفی را حرفه ای تلقی کنند از آن برداشت شخصی میکنند و اگر مورد انتقاد قرار گیرند ، احتمالاً گریه کنان از اتاق خارج میشوند .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۱۰) مخارج سرمایه ای – استهلاک اقتصادی – جریانهای نقدی ناخالص(عملیاتی) = ارزش فزوده نقدی
زمانی مخارج سرمایهای برای شرکت در ازای مصرف شرکت از سرمایه به عنوان هزینه شناسایی میگردد. روش دیگری در محاسبه ارزش افزوده نقدی نیز وجود دارد که سودآوری شرکت را از طریق اختلاف بین بازده جریان نقد سرمایهگذاریشده و میانگین موزون هزینه سرمایهای به دست میآورد. این روش توسط گروه مشاوران بوستون، روش محاسبه غیر مستقیم نامگذاری گردیده است. فرمول محاسبه این روش در زیر آورده شده است :


(۱۱) پول ناخالص سرمایه گذاری شده × (میانگین موزون هزینه سرمایه – بازده جریان نقد سرمایه گذاری شده ) = ارزش افزوده نقدی
نمودار ۱
۱-۷، پیشینه علمی و مطالعات انجام شده گذشته
فاز اول قانون هدفمندکردن یارانهها با دستور رییس جمهور وقت، از یکشنبه آذر ماه ۱۳۸۹ با اجرای طرح (( اصلاح قیمتها )) آغاز شد. با این اعلام رسمی، قیمت حاملهای انرژی در مرحله اول اصلاح گردید، حاملهای انرژی ذکر شده در این اطلاعیه، بنزین، نفت گاز، نفت کوره، گاز مایع، گاز خودرو، نفت سفید، گاز طبیعی و برق بودند. در همین رابطه به هر ایرانی که در طرح ثبت نام نموده بود، برای هر دو ماه مبلغ ۸۱۰۰۰ تومان یارانه پرداخت شد. (اکبری وموذن زاده، ۱۳۹۱)
با شروع اجرای فاز اول طرح هدفمندی یارانهها، صنایع انرژی بر با مشکلاتی از جمله بالا رفتن بهای تمام شده و پایین آمدن سود ناخالص و سود خالص مواجه شدند، از جمله این صنایع میتوان، صنایع فولاد سازی، سیمان و حمل و نقل و … را نام برد .
بنابر گزارش مرکز پژوهشهای مجلس” افزایش قیمت انواع حاملهای انرژی منجر به افزایش قیمت تمام شده محصولات صنایع معدنی به ویژه محصولات فولادی،روی، آلومینیوم و سیمان نسبت به قبل از هدفمندسازی یارانهها و آزاد سازی قیمتها شده و همچنین باعث کاهش حاشیه سود یا حذف سود شدهاست.” (دهقانی و مقصودی، ۱۳۹۱) بیشتر مطالعات انجام شده در زمینه عملکرد مالی به بررسی رابطه بین شاخصهای مالی و آثار این شاخصها بر عملکرد مالی شرکتها مربوط میشوند. این دست از مطالعات معمولا شامل یک مدل رگرسیونی برای نشان دادن میزان توانایی شاخصها در تشریح عملکرد مالی میباشند .بعضی از این مطالعات از دسته شاخصهای حسابداری (سنتی)، برخی از دسته شاخصهای مبتنی بر ارزش (نوین) و برخی از هر دو شاخص به منظور ارزیابی عملکرد استفاده میکنند برخی از متون یافت شده در زمینه ارزیابی عملکرد مالی را در داخل کشور و خارج کشور در ادامه خواهیم آورد.
اولین مطالعه تجربی که به بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازاری مربوط میشود توسط استوارت در سال ۱۹۹۱ انجام گرفته است. در این مطالعه، نمونه ای از ۱۰۰۰ شرکت صنعتی فعال در بین سالهای ۸۷ و ۸۸ میلادی انتخاب شدند تا میزان تاثیر شاخصهای ارزشی بر ارزش کل شرکت مورد بررسی قرار گیرند. یومورا و پتیت و کانتور در سال ۱۹۹۶ ازاطلاعات مالی ۱۰۰ شرکت بزرگ بانکی آمریکا در دوره ای ده ساله به منظور محاسبه ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازاری استفادهکردند. آن ها در این پژوهش از آزمون هبستگی برای بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی با ارزش افزوده بازاری و سه زیر شاخص سنتی شامل : بازده داراییها، بازده حقوق صاحبان سهام و درآمد هر سهم استفاده کردند. لهن و ماخیا نیز در همان سال ۱۹۹۶، مطالعات خود را در میان صنایع تولیدی انجام دادند. آن ها در این پژوهش در پی یافتن میزان همبستگی ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازاری با رفتار قیمتی سهم بودند. چن وداد در سال ۱۹۹۷ یک مدل رگرسیونی برای مقایسه بین ارزش افزوده اقتصادی و سایر شاخصهای حسابداری مانند: سود هر سهم، بازده حقوق صاحبان سهام و بازده داراییها به دست آورد. فیت، جان و بالاکرشین در سال ۲۰۰۰ دریافتند که میان استراتژیهای سازمانی و متغیرهای کوتاه مدت مالی و شاخصهای اندازهگیری خلق ثروت مثل ارزش افزوده بازاری رابطه غیر خطی وجود دارد. آن ها برای مدل کردن این رابطه از شبکه عصبی استفاده کردند. یوک و مک کابه در سال ۲۰۰۱، اثر بخشی ارزش افزوده بازاری به عنوان معیاری برای سرمایه گذاری را اندازه گرفتند. آن ها این کار را با بررسی رابطه این شاخص با سایر شاخصهای رایج ارزیابی عملکرد مالی مبتی بر ارزش و نرخ بازده سهام عادی انجام دادند. جانسون و سونیرسال ۲۰۰۳ از اطلاعات مالی ماهانه ۴۸۷ شرکت برای کشف متغیرهای مالی احتمالی در شرکتهایی که به لحاظ عملکرد مالی، عملکرد قابل قبولی از خود ارائه کردهاند. آن ها برای این موضوع از شاخصهای شارپ، آلفای جنسن و ارزش افزوده اقتصادی کمک گرفتند. وار در سال ۲۰۰۵ تحقیقی برای کشف آثار تورم بر دقت شاخص ارزش افزوده اقتصادی نمود و در این پژوهش دریافت که تورم آثار مخربی بر دقت این شاخص دارد.کایریازیس و آناستازیس در سال ۲۰۰۸ قدرت اکتشاف نسبی ارزش افزوده اقتصادی را کشف کردند. لاتینن و تاپینن در سال ۲۰۰۸ آثار مؤلفههای هزینه و ارزش افزوده را در اندازه سازمانی(سازمانهای متوسط و بزرگ) بر روی عملکرد مالی سنجیدند.
از پژوهشهایی که در داخل کشور صورت گرفته است نیز میتوان به پژوهش مهدی رمضانی درتیر سال ۱۳۸۷ اشاره نمود. در این پژوهش وی به بررسی رابطه ارزش افزوده اقتصادی و بازده داراییها به عنوان معیارهای ارزیابی عملکرد نام برد. وی پژوهش خود را از طریق اجرای آزمون همبستگی در میان شرکتهای خودرویی بورس به انجام رسانید و به نتیجه عدم رابطه بین این دو متغیر رسید. در پژوهشی دیگر که توسط حسینی آزان آخاری ومهدوی در سال ۱۳۸۷ صورت گرفت، به بررسی رابطه بین ارزش افزوده با معیارهای دیگر ارزیابی عملکرد مالی شرکتها مثل سود هر سهم و قیمت به سود هر سهم پرداخته شده است. نتیجه این پژوهش که در بین ۵۰ شرکت فعالتر بورس اوراق بهادار تهران بین سالهای ۱۳۸۰ – ۱۳۸۴ انجام گرفته است عدم رابطه بین متغیرها را نشان میدهد. فرضیههای این پژوهش نیز از طریق آزمون همبستگی، آزمون گردیده اند. پژوهش صورت گرفته دیگر در این زمینه مربوط به آذربایجانی و سروش یار در سال ۱۳۹۰ میباشد. آن ها در پژوهش خود دستهبندی دیگری را از شاخصهای ارزیابی عملکرد معرفی کردند و تمامی این شاخصها را در ۴ گروه اصلی حسابداری، اقتصادی، مالی و ترکیبی جایگذاری نمودند. در پژوهشی که توسط شریعت پناهی در سال ۱۳۸۸ صورت گرفته است، شاخصهای ارزیابی عملکرد به چهار گروه حسابداری، مالی، اقتصادی و تلفیقی تقسیم بندی گردیده اند، وی این شاخصها را با بهره گرفتن از نظریه نمایندگی ابزار کنترل رفتار مدیران درسازمانها معرفی نموده است. اسکویی و حجازی در سال ۱۳۸۶ دریافتند که ارزش افزوده بازاری ونسبت قیمت به سود هر سهم قدرت توضیحی نسبی بر یکدیگر دارند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱۷) سوابق و پیشینه تحقیق
در زمینه ی عواملی که در تمایل به خرید بیمه نامه مؤثر هستند تحقیقاتی انجام شده که عواملی را که با تمایل به خرید بیمه نامه رابطه داشته اند شناسایی کردند.
در تحقیق انجام شده توسط طرزی و بلوریان تهرانی (۱۳۹۱) با عنوان “بررسی عوامل کلیدی موفقیت در مدیریت ارتباط با مشتری در شرکت های بیمه (مطالعه موردی: بیمه سامان)”، هدف اندازه گیری عوامل کلیدی موفقیت در مدیریت ارتباط با مشتری و شناسایی نقاط قو و ضعف شرکت بیمه در زمینه پیاده سازی CRM میباشد. پس از انجام مطالعات مبانی نظری و مدل های مختلف مدل ۴ بعدی عوامل موفقیت در پیاده سازی CRM که دارای عوامل تمرکز بر مشتریان کلیدی، سازماندهی متناسب، استفاده از مدیریت دانش و تکنولوژی میباشد، انتخاب شد. نتایج حاصل از آزمون های به کار گرفته شده آماری تی استیودنت و فریدمن برای رتبه بندی عوامل در این تحقیق نشان داد که شرکت بیمه سامان در دو مقوله تکنولوژی و مدیریت دانش وضعیت خوب و قابل قبولی داشته و دارای نقطه قوت است ولی در مؤلفه تمرکز بر مشتریان کلیدی به نسبت دو مؤلفه دیگر ضعیف تر عمل کردهاست. هم چنین وضعیت شرکت در مؤلفه سازماندهی متناسب نسبت به دیگر مؤلفه ها به صورت متوسط بوده است.


مهدوی و ماجد (۱۳۹۰) در مقاله ای با عنوان تحلیل عوامل اقتصادی، اجتماعی و روانشناختی مؤثر بر تقاضای بیمه عمر در ایران، عوامل مؤثر بر گسترش بیمه عمر کشور را بررسی کردند و جامعه آماری آن سه استان تهران، مازندران و آذربایجان شرقی بود. در این راستا به صورت تصادفی و از داخل خوشه های یاد شده نمونه ای گزیده شد. برای بررسی عوامل مؤثر، متغیرهای مربوط به این عوامل به دو گروه اصلی اقتصادی- اجتماعی و روانشناختی تقسیم و اطلاعات آن به وسیله ی ۷۳ شاخص با پرسشنامه گردآوری شده است. بر مبنای اطلاعات گردآوری شده نتایج نشان میدهد که تقاضای بیمه ی عمر طبق اطلاعات نمونه ای، رابطه ای منفی با متغیرهای سلامت انتظاری فرد، حق بیمه ی پرداختی، انتظارات تورمی مثبتف درجه ریسک گریزی، ارزیابی فرد از سلامت روانی خود، تمایل به ابراز اعتقادات فردی در جمع و درآمد دارد و متغیرهای اعتقاد به ارث گذاشتن، خوشبینی اقتصادی، اعتقاد به بهبود اوضاع اقتصاد ملی درآینده، سن فرد، اشتغال همسر و میزان مطالعه ی افراد روی تقاضای فرد برای بیمه عمر تاثیر مثبت دارد. در کنار عوامل گفته شده نکته ی جال توجه این است که افراد برای خرید بیمه ی عمر متاثر از تبلیغات شرکت های بیمه نیستند و بیشتر معرفی بیمه ی عمر از سوی دوستان و یا آشنایان در خرید بیمه ی عمر از سوی ایشان تاثیر دارد. نکته ی دوم مربوط به نوع شغل افراد است که شاغلین بخش دولتی تمایل بیشتری نسبت به شاغلین بخش خصوصی برای خرید بیمه ی عمر دارند.

در تحقیق انجام شده توسط باصری و همکاران (۱۳۹۰) با عنوان عوامل مؤثر بر خرید بیمه عمر (مطالعه موردی شهر تهران)، یافته های پژوهش بر اساس الگوی دو مرحله ای هکمن نشان میدهد، احتمال خرید بیمه عمر در میان زنان بیشتر از مردان است. هم چنین، وضعیت سلامتی افراد با تمایل به خرید بیمه عمر ارتباط منفی و معناداری دارد. اما متغیرهای سرپرستی و شناخت بیمه عمر در تمایل به خرید بیمه عمر افراد تاثیر مثبتی داشته است. افزایش سن و وجود فرزند کمتر از ۱۸ سال موجب خرید بیمه عمر کمتری توسط افراد شده است. متغیرهای درآمد، امید به زنده ماندن و انگیزه ترک ارث با سطح بیمه عمر خریداری شده رابطه مثبتی داشته است.
در تحقیق انجام شده توسط مهرآرا و اعظم رجبیان (۱۳۸۵) با عنوان تقاضا برای بیمه عمر در ایران و کشورهای صادرکننده نفت ، تابع تقاضای بیمه عمر با بهره گرفتن از داده های سری زمانی ایران طی دوره ۱۳۴۵-۱۳۸۲ مبتنی بر رویکرد ARDL و هم چنین داده های پانل برای کشورهای صادرکننده نفت با درآمد متوسط برای دوره ۱۹۹۸-۲۰۰۲ برآورد و نتایج حاصله مقایسه میشوند. مطابق نتایج حاصله عمدهترین عوامل تعیین کننده تقاضای بیمه های زندگی در ایران، درآمد، میزان تحصیلات و بار تکفل است. هم چنین درآمد، احتمال مرگ سرپرست خانواده و تحصیلات از مهمترین عوامل مؤثر بر تقاضای بیمه های عمر در کشورهای نفت خیز با درآمد متوسط میباشند. کشش های درآمدی تابع تقاضای بیمه عمر نشان میدهد این محصول در کشورهای نفت خیز با درآمد متوسط لوکس و در ایران ضروری است. در واقع افزایش درآمد نقش اساسی تری در گسترش و تحولات بیمه های عمر در سایر کشورهای صادرکننده نفت نسبت به ایران داشته است. نتایج حاصله نشان میدهند که ظرفیت های فنی و نهادی به ویژه در بخش عرضه، اهمیت بیشتری در توسعه بیمه عمر این کشورها نسبت به عوامل تقاضا(مطابق الگوهای استاندارد) داشتهاند.
در تحقیق انجام شده توسط صفایی (۱۳۸۴) با عنوان عوامل مؤثر بر خرید بیمه نامه عمر (مطالعه موردی شهر تهران)، ابتدا با توجه به نیاز ضروری ایجاد رفاه و امنیت خاطر برای افراد جامعه، خرید بیمه نامه عمر را با توجه به فواید این بیمه نامه بررسی کردهاست. عوامل مؤثر بر خرید بیمه نامه عمر به دو گروه اقتصادی، و اجتماعی و فرهنگی تقسیم میشوند. نتایج حاصل از یافته های تحقیق، عوامل فردی نظیر وضعیت تأهل، سن، وضعیت شغلی، میزان درآمد و میزان آشنایی فرد با بیمه نامه عمر و هم چنین عوامل غیرفردی نظیر میزان حق بیمه عمر پرداختی و شاخص قیمت از مهم ترین عوامل مؤثر بر خرید بیمه نامه شناسایی شده اند.
در تحقیق عارف علیزاده نیازی (۱۳۷۸) با عنوان ” شناسایی و تعیین مهمترین عوامل مؤثر بر تقاضای بیمه عمر در ایران و ارائه یک الگو مناسب”، در تحقیق سعی بر این بوده که عوامل و متغیرهایی را که در تقاضای بیمه عمر در کشور مؤثر میباشند شناسائی نمائیم و بعد از شناختن این عوامل میزان اهمیت و تاثیر هر یک از این متغیرها را در میزان تقاضای بیمه عمر تعیین شود یعنی عوامل و متغیرهای اقتصادی که در میزان تقاضای بیمه تاثیر دارند و ضریب این متغیرها را شناسائی و تعیین گردد.
لی تقاضای بیمه های عمر به صورت پرداخت یکجا و بیمه عمر زمانی را مورد بررسی قرار داد. بر اساس یافته های این مطالعه، خانوارهایی که هیچ نوع بیمه ای خریداری نکرده بودند، سطح تحصیلی پایین تری داشتند، ریسک گریز بودند، انگیزه ای برای ترک ارث نداشتند، به نسبت جوان بودند. سطح تحصیلات، مثبت بودن نگرش به ترک ارث یا اشتغال همسر با میزان خرید بیمه عمر زمانی رابطه مثبتی دارند. متغیرهایی مانند سن سرپرست خانواده، تعداد فرزندان و درآمد، با میزان خرید بیمه عمر با پرداخت یکجا، رابطه مستقیم داشتند. متغیرهایی مانند وضعیت اشتغال همسر و وضع سلامتی سرپرست خانوار اگر چه با میزان خرید بیمه عمر با پرداخت یکجا رابطه معناداری نداشتند اما میزان خرید بیمه عمر زمانی را تحت تأثیر قرار میدادند.
۲-۱۸)جمع بندی
در این فصل ادبیات مربوط به بیمه، مبانی نظری آن و پیشینه تحقیق حاضر جمع آوری گشته است.
فصل سوم
روش شناسی تحقیق
۳-۱) مقدمه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۶٫۱۳٫۲ اجرای استراتژی
تعریف جهانشمولی ازاجرای استراتژِی دردستنیست. دیدگاه های متفاوت برای تعریف عبارت اجرای استراتژی به کارمیروند. اجراوپیاده سازی استراتژِی می تواند به عنوان پروسهای که منجربه شکل گیری اشکال مختلفی از یادگیری سازمانی می شود، تداعیگردد، برای اینکه هم خطرات محیطی و پاسخهای استراتژیک به عنوان محرک اولیه برای پروسههای یادگیری سازمانی پنداشتهشوند .( Lehner, 200) اجرای استراتژی یک فرایند تکرای از اجرای استراتژیها، سیاستها وبرنامهها وبرنامههای عملیاتیست که به شرکت اجازه به کارگیری منابعش برای استفاده از فرصت ها دریک محیط رقابتی را میدهد . (Harrington, 2006) اجرای استراتژی همچنان بهمانندیک فرایند پرجنب وجوش توسط شرکتهاییکه به شناسایی فرصتهای آینده اقداممیکنند، میباشد . (Schaap, 2006)


بنابرین در بیانیهای جامع، ما قادربهبیان اینعبارت بهمانند فرآیندی پیچیده ، تکراری و پویا هستیم که متشکل از یک سری تصمیمات و فعالیتهای مدیران وکارکنانی که تحتتاثیر تعدادی ازعوامل داخلی و خارجی مرتبط هستند برای تحقق طرح های استراتژِیک به منظور نیلبهاهداف استراتژیک بکارمیرود. برخی مطالعات در زمینه اجرای استراتژی با توجه به دیدگاه بین المللی انجامپذیرفتهاست . روسی ، شوارزنگر و موریسون به ۶ عامل اشاره کردند که بایستی به طور ویژه طراحی شوند تا بتوانند استرتژی های چندگانه داخلی را اجرا کنند: هماهنگی، فلسفه مدیریتی، پیکربندی، رسمی سازی، تمرکز و مکانیزم یکپارچه سازی. آن ها دریافتند که استراتژی های چندگانه داخلی نیاز به ملزومات اجرایی متفاوتی دارند. ( Okumus, 2001) هربینیاک درچهارچوب مفهومی خود همچنان به بیان رهبری می پردازد که باعث تسهیل روند یادگیری جهانی، پیشرفت وتوسعه مدیران جهانی و برخورداری ازساختار ماتریسی وکار با شرکتهای خارجی به عنوان عامل کلیدی برای اجرای استراتژی در محیط بینالمللی میگردد . چهارچوب مهم دیگرتوسط یپ ارائه شده است، که شامل ساختارسازمانی ، فرهنگ و مردم و فرایند مدیریت می شود. (Okumus, 2003)
۷٫۱۳٫۲ ویژگی های سازمانی
ویژگیهای سازمانی گوناگونی در مقالات وتحقیقات بسیاری به عنوان تعیینکننده عملکرد صادراتی شناساییشده اند.اغلب محققان اشارهکرده اند که منابعسازمانی عملکرد صادراتی شرکت راتعیینمیکنند. اندازه شرکت بطورمکرر به عنوان یک نماینده برای میزان دسترسی منابع سازمانی عملمی کند. شرکتی با سایز بزرگتر قادر به فراهم کردن اقتصاد با اندازه بیشتر و دسترسی سریع و آسان به سرمایه مورد نیاز برای صادرات وهمچنین توانایی بیشتر در جذب خطات ناشی از صادرات میباشد .( Singh, 2009) شرکتهای بزرگتر قادربه گسترش منابع بیشتر برای جمع آوری اطلاعات درباره بازارهای خارجی و پوشش تناقضهای بازارهای خارجی نسبتبه شرکتهای کوچکتر هستند.(Lee & Habte-Giorgis, 2004) بنابرین اندازه شرکت یکی ازمهمترین عوامل ویژگیهای سازمانی یادشدهاست. ماسوای اندازه شرکت ، تجربه تجاری که به عنوان سن شرکت قلمداد می گردد یا تجربه بینالمللی به عنوان یک معیار کلیدی درتعیین عملکرد صادراتی ظاهرمیگردد. (Stoian, 2011) دانشتجربی بهعنوان یک محرکاولیه به کاهش عدم قطعیت مشهود منجر میگردد و همچنین به شرکت در شناسایی گستره فرصتهای جدید کمک میکند. (Papadopoulos & Martin Martin, 2010) در حالی که اکثر محققین وجود رابطه مثبتی را بین تجربه شرکت وعملکردصادراتی بیانمیکنند، در این بین، برخی مطالعات وجود دارد که بر وجود ارتباط منفی تأکیدمی کند. قابلیت های فنی و بازاریابی ودرکنارشدت وکثرتسرمایه از دیگر ویژگیهای سازمانی مهم میباشند که گویرقابت رابرای یک شرکت ازدیگر رقیبان برای مدت زمان طولانی میرباید. (Singh,2009) از طرف دیگر اینعوامل بر روی قابلیت اجرای استراتژی از طریق تخصیص منابع تاثیرمیگذارند. شدت سرمایه یک عامل مهم سوددهی قلمداد می شود بنابرین یقینا در ارتباط با عملکرداقتصادی شرکت میباشد.(Lee & Habte- Giorgis, 2004) منابعمالی شرکت را قادر به سرمایه گذاری دربخشارتقا فناوری وهزینههای بازاریابی می کند.منابع قابللمس و غیرقابللمس شرکت رابه محصولات و تکنولوژیهای جدید تبدیل می کند و بسیاری از شرکت ها برروی R&D باهدف خاص نوآوری در بخش بازار های خارجی سرمایه گذاری میکنند. اغلب مطالعات بیان میدارندکه شرکتها دستبه تبلیغات به منظور تحریکتقاضا و اتخاذ جایگاه منحصربفرد برای محصولاتشان توسط تفکیک و برندسازی میکنند که منجربه غلبه برمحدودیتهای وارده میشوند .
۸٫۱۳٫۲ تعهدات صادرات
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
چنان که ذکر شد ،اساس بحث پیرامون ارزش ویژه برند ، آگاهی از برند است. اگر بتوان آگاهی از برند را اظهار کرد ،فرایند بعدی ، خلق نقشه ای از تداعیات مصرف کننده میباشد که شامل عناصر فوق الذکر است .محتوا ، خود یک مورد است ، اما ارزش ویژه برند باید ارزشی را ارائه کند که در مقابل رقبا قابل اندازه گیری باشد.

برند گذاری که میخواهد از ارزش ویژه بالا برخوردار باشد ، لازم است تا تداعیاتی مطلوب تر[۷۵] ، قوی تر[۷۶] ، و منحصر به فردتری[۷۷] را برای مصرف کننده به نسبت تصویر برند رقبا ایجاد کند.

-
- مطلوبیت : بیانگر آن است که آیا تداعیات همه جانبه برند در ذهن مصرف کننده از تداعیات ناشی از سایر برندها بیشتر است و یا کم تر.در واقع ، آیا مشخصات کلی برند چنان مطلوب است که بر رفتار مصرف تاثیر گذار باشد ؟
-
- قوت تداعیات : برند به شیوه ای که تداعیات در شبکه ارتباطی با فعال شدن گره برند انتشار مییابند، معطوف است.تداعیات قوی به سرعت ظاهر میشوند و نیازمند توجه هستند (باعث میشوند که مصرف کننده به اطلاعات ذخیره شده در تداعیات دقت کند.)
- منحصر به فرد بودن تداعیات : برند که ارزش ویژه مبتنی بر مصرف کننده خوبی دارا است ، میتواند مدعی برخی تداعیات منحصر به فرد باشد .تداعیات منحصر به فرد،نقطه منحصر به فرد فروش برند است.
بنابرین یک برند از ارزش ویژه مبتنی بر مصرف کننده مثبت (یا منفی ) برخوردار است ، اگر مصرف کنندگان با مطلوبیت بیشتر (کم تر ) به محصول ، قیمت ، ترفیعات و یا توزیع آن در مقایسه با آنچه در قبال همین آمیخته بازاریابی در نسخه ای بی نام و جعلی از محصول یا خدمت انجام میدهند ، عکس العمل نشان دهند. ( کلر، ۱۹۹۳ )
رحیم نیا و فاطمی ، (۲۰۱۲) در پژوهش خود با عنوان « بررسی نقش واسط ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری در تأثیر ارتباط موفق با مشتری و تصویر برند در هتل های ۵ ستاره مشهد» به بررسی نقش واسط ارزش ویژه برند در تاثیر ارتباط موفق با مشتری و تصویر برند پرداختند که نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از ان است که متغیر ارتباط با مشتری تاثیر مثبت معناداری بر ارزش ویژه برند و تصویر برند داشته است، هم چنین تاثیر مثبت معنادار ارزش ویژه برند بر تصویر برند تأیید شد.در این تحقیق اثر غیر مستقیم ارتباط موفق با مشتری بر تصویر برند بیشتر از اثر مستقیم آن است و نقش واسط ارزش ویژه برند تأیید شد،به طوری که نشان دهنده مؤثر بودن این متغیر در بهبود رابطه بین ارتباط موفق با مشتری و تصویر برند است.
۹-۷-۲نگرش برند :
مفهوم نگرش بسیار گسترده است و حوزه های مختلفی از این مفهوم استفاده میکنند.
نگرش برند را ارزیابی کلی فرد از یک نام تجاری تعریف کردهاند.این بدان معنی است که نگرش نسبت به برند به طور عمده به برداشت مصرف کننده در مورد آن نام تجاری بستگی دارد ( دلگادو و مونرا [۷۸]،۲۰۰۵ (.
نگرش نسبت به یک موضوع یک امر غریزی نبوده و قابل اندازه گیری است لذا می توان آن را با بهره گرفتن از استراتژی های ارتباط بازاریابی خلق کرد یا تغییر داد. نگرش نقش بسیار مهمی در تعیین رفتار دارد.
نگرش برند به عنوان قدردانی کلی مصرف کننده از برند تعریف شده است.(میشل و اولسون [۷۹] ، ۱۹۸۸ )
نگرش ها بر اساس ارزش ها و باورها شکل می گیرند که قابل یادگیری هستند.در واقع نگرش ها بیانگر احساسات درونی هستند که احساس تمایل یا عدم تمایل یک فرد نسبت به برخی از «محرک ها» و یا «اشیا» را نشان میدهند.نگرش ها به عنوان حاصل فرآیندهای روانشناختی در نظر گرفته شده اند.به این معنی که به طور مستقیم قابل مشاهده نیستند ، و تنها از طریق آنچه که افراد میگویند یا انجام میدهند استنباط میشوند، نگرش ممکن است توسط تاثیرات ناشی از ۴ منبع اصلی به دست آید و یا اصلاح شود.قرارگرفتن در معرض اطلاعات ، عضویت در گروه ، محیط و نیاز به رضایت . (فرانسن[۸۰] و همکاران ، ۲۰۰۸ )
به عقیده کلر ، (۱۹۹۳) برای ایجاد یک نگرش مثبت ، مشتری باید به این باور برسد که کالای این برند ویژگی هایی دارد که میتواند نیازهای او را برطرف نماید.
۱-۹-۷-۲اجزا نگرش :
نگرش شامل ۳ جز اصلی است که در عین حالی که از یکدیگر مستقل اند اما به هم مرتبط هستند ، این ۳ جز عبارت اند از :
جز شناختی[۸۱] : عبارت است از دانش و یا شناخت محصول پس از یکپارچه سازی تجربه و یا اطلاعات به دست آمده . به هر میزان که باورهای مثبت بیشتری نسبت به یک برند در ذهن افراد به وجود آیند و هرچقدر این باورها قوی تر باشند ، به همان نسبت جز شناختی نگرش های آن ها نسبت به یک محصول کامل تر می شود و در نتیجه نگرش بهتر و مثبت تری نسبت به برند پیدا خواهند کرد.این منطق پایه و اساس مدل چند خصیصه ای نگرش در افراد است . (وانگ[۸۲] و همکاران ، ۲۰۰۶ )
جز عاطفی[۸۳] : احساس یا واکنش عاطفی مصرف کننده نسبت به محصول یا نام تجاری است که ارزیابی کلی مصرف کننده نسبت به محصول را نشان میدهد. (وانگ و همکاران ، ۲۰۰۶ ) از آنجا که محصولات بر اساس چارچوب موقعیتی خاصی مورد ارزیابی قرار می گیرند واکنش های احساسی افراد نسبت به محصول میتواند با تغییر شرایط تغییر کنند.هم چنین به خاطر شیوه های انگیزشی ، شخصیت، تجارب گذشته ، گروههای مرجع و شرایط فیزیکی متمایز افراد نسبت به یکدیگر ارزیابی آن ها از باورهای مشابه متفاوت است . ( یو ، دونتو و لی [۸۴]، ۲۰۰۰ )
جز رفتاری[۸۵] : تمایل فرد در بروز واکنش خاص نسبت به یک محصول است ( وانگ و همکاران ، ۲۰۰۶ )
در تحقیقات بازاریابی ،جزء رفتاری اغلب به عنوان قصد خرید مصرف کننده بیان می شود.شاخص قصد خریدار برای ارزیابی احتمال خرید مصرف کننده و یا رفتاری خاص استفاده می شود.شاخص نیت رفتار در تحقیقات بازاریابی تجاری کاربرد گسترده ای دارد.
پورتر (۱۹۷۴) معتقد است که نگرش های تجاری بدین دلیل اهمیت دارند که آن ها اغلب در پردازش سطح پایین به عنوان یک نشانه اکتشافی برای کاهش ریسک و یا برای کمک به مصرف کننده در انتخاب سریع یک نام تجاری استفاده میشوند.
۱۰-۷-۲تجربه برند :
در ادبیات بازاریابی ،مفهوم تجربه در زمینههای مختلف همچون تجربه خرید،تجربه محصول،تجربه زیبایی،تجربه سرویس دهی و تجربه مصرف،تجربه مصرف کننده بحث و بررسی شده است.تجربه برند به معنای پاسخ درونی(احساسی،عاطفی و شناختی)مصرف کننده و همچنین پاسخ رفتاری وی به محرک های برند است.این محرک ها شامل طراحی،بسته بندی،هویت برند و مفهوم هایی از این قبیل است.تجربه برند میتواند مثبت یا منفی باشد و از آن مهم تر اینکه این تجربه توانایی تاثیر بر میزان رضایت و وفاداری مصرف کننده را نیز دارد(زارانتونلو و اسمیت[۸۶] ، ۲۰۱۰(
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
و) پرخاشگری در محل کار: درادبیات موجود، پرخاشگری آدمی در محیط کار با اشاره به کوششهای افراد برای صدمه زدن به دیگران، در طیفی گسترده از رفتارهای گوناگون و متحیرکننده تعریف شده است (بارون و وینر[۲۸] ،۱۹۹۴).


پرخاشگری در محل کار را در سه سطح مطرح میکند:
-
- مضایقه کردن از همکاری، انتشار شایعه و بدگو یی، و اصرار در مجادله، تجاوز و استفاده از کلام اهانت آمیز؛
-
- مجادله شدید با سرپرستان، همکاران، و مراجعین ، کارشکنی، تهدیدهای زبانی، و جریحه دار کردن احساسات افراد؛
- نمایش عصبانیت شدید و تهدید به خودکشی، زد و خورد فیزیکی ، تخریب اموال و دارا یی ها، استفاده از سلاح گرم، ارتکاب به قتل، تجاوز جنسی، و ایجاد آتش سوزی(بارون، ۱۹۹۴).
ابعاد رفتارهای انحرافی کارکنان
یکی از کامل ترین مفهوم سازیها از رفتارهای انحرافی، توسط جلینک و آهرن (۲۰۰۶) و با اقتباس از نیومن و بارون(۱۹۹۸) و اسکارلیکی و فولگر (۱۹۹۷) ارائه شده است. این مفاهیم که به مثابه ابعاد رفتارهای انحراف کارکنان مورد استفاده قرار گرفته اند شامل مفاهیمی نظیر لجبازی و خودسری، طفره رفتن از کار، کینه توزی، پرخاشگری است.
الف) لجبازی و خودسری: منظور از این نوع رفتار ضدشهروندی، هر رفتار آشکار کارمند است که مستقیماً مغایر با سیاستها و انتظارات سازمان باشد .چنین رفتاری به شکلی مداوم و در معرض عموم، مدعیانه و دشمنانه ابراز می شود؛ برای مثال در یک سازمان تجاری، فروشندگان خود سر تلاش میکنند تا به صورتی آشکار توجه دیگران را به نا خرسندی خود جلب کرده، بر عدم موافقت خود با سازمان، اعضا و سیاستهای آن تأکید کنند؛ مانند انکار صریح مقررات و روش فروش شرکت، امتناع از به اشتراک گذاشتن اطلاعات مربوط به مشتری با سازمان و مدیریت فروش، و اعلام آشکار عدم موافقت خود با سازمان فروش.
ب) مقاومت در برابر اقتدار: برخلاف لجبازی و خودسری که مستقیم و آشکارا ابراز می شود، این بعد از رفتار ضدشهروندی به طور کلی درونی تر و بدون اعتراض علنی، انجام می شود. افرادی که در برابر اقتدار سازمان و مدیریت آن مقاومت نشان میدهند، به مثابه یک نیروی مخالف و با عقیده ای متفاوت، تلقی شده، اغلب به صورت نهان و مانند آتش زیر خاکسترند؛ مانند جبهه گیری عمومی در برابر سازمان و عدم رعایت حریم خصوصی، کوشش های یک سویه برای به دست گرفتن امور مربوط به گروه و دور زدن و یا کنار گذاشتن مدیران.
ج) طفره رفتن از کار : طفره رفتن یا فرار از کار را می توان مشتمل بر هر رفتاری دانست که با قصد سر باز زدن، انکار و فراموشی کار یا وظایف و مسئولیتهای مربوط به آن، انجام می شود. بخصوص در مشاغلی که حضور فیزیکی در یک محل مشخص مطرح نیست، مثل وظایف بازاریابها که اغلب بیرون از محل سازمان فعالیت میکنند.طفره رفتن از کار به منزله یک جنبه از رفتار ضدشهروندی بیشتر نمایان می شود. از زیر کار فرار کردن، معضلی است که کم یا بیش در اکثرسازمانها خصوصاًً سازمانهای دولتی قابل مشاهده است؛ مانند تعطیل کردن کار، اعاده نکردن حسابها و پاسخ ندادن به نامه های الکترونیکی و تماسهای تلفنی مربوط به کار، تأخیر در ارائه گزارش کار، فسخ ملاقاتهای فروش، و در دسترس نبودن به هنگام تماس همکاران و مدیران.
د) کینه توزی: کینه توزی مشتمل بر هر گونه رفتاری است که در جهت تلافی بعضی خطاها و آسیبهای درک شده گذشته انجام میشود(جلینک و آهرن، ۲۰۰۶). مانند خرج کردن هزینه های غیر تجاری، دزدیدن مایحتاج و مواد شرکت و در میان گذاشتن اسرار ستمگری های سازمان با افراد بیرون.
ها) پرخاشگری: منظور ابراز احساسات فیزیکی و هیجانی فرد برای بیان مخالفت، اعتراض و عصبانیت خود نسبت به همکاران، سرپرستان و یا مشتریان ، با قصد صدمه زدن به آن ها است. نیومن و بارون با مرزبندی و تمیز بین پرخاشگری در محل کار و خشونت در محل کار، بیان داشته اند که پرخاشگری در محل کار عبارت از کوششهایی است که برای صدمه زدن به افرادی که با آن ها کار میکنند، یا کار کردهاند یا سازمانهایی که آن ها در استخدام آن قرار دارند، یا قبلاً قرار داشتند، انجام میشوند (نیومن و بارون، ۱۹۹۸)؛ مانند حالت کج خلقی در ملاقات، کوشش تمام عیار برای اعمال کنترل و مالکیت روی تیم، اعتراض خصمانه به همکاران، به کارگیری لحن متکبرانه و ناخوشایند، و تهدید فیزیکی همکاران.
۲-۳-گفتار سوم: سلامت سازمانی
۲-۳-۱- سلامت سازمانی
سلامت سازمانی به مجموعهای از خصایص سازمانی نسبتا” بادوام اشاره میکند که طی آن اعتماد به مدیر، همکاران و خود سازمان بیشتر است. این مدارس نفوذ و پویایی بالا، روحیه بالا و بیگانگی پایینی دارند و همچنین سلامت سازمانی با جو انسانی آن، مشارکت در تصمیم گیری ها، فرهنگ سازمانی قوی، و مقیاس های اثربخشی، همبستگی مثبت دارد (هوی و همکاران[۲۹]، ۱۳۸۲، ص ۳۹۴).
در سازمانهایی که به واقع سلامت هستند، همه اعم از کارکنان، مشتریان، سهامداران، رقبا، دولت و مردم به طور کلی از اهداف سازمان آگاهی دارند. هر قدر عدم شباهت باورهای روزمره (جوسازمان) با باورهای راهنما (فرهنگ سازمان) بیشتر باشد محیط سازمان ناسالم تر است. بنابرین، باورهای راهنما، تعیین کننده روشی است که هر کار باید بر اساس آن انجام شود و باورهای روزمره روشی است که کارها عملاً به طور روزانه انجام میشوند، خواه با یکدیگر هماهنگی داشته باشند یا نداشته باشند. یکی از آزمون های مطمئن برای سنجش سلامت سازمانی این است که ببینیم، آیا کارکنان بیشتر از باورهای راهنمای سازمان صحبت میکنند، جنبههای آرمانی آن را مطرح میکنند یا به کاستی ها می پردازند(استانلی[۳۰]،۱۳۷۳).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
TAMبطور وسیعتری توسط محققان و دست اندرکاران برای کمک به پیشبینی و مفهومسازی پذیرش استفاده از سامانههای اطلاعاتی توسط کاربر میباشد (وانگ و همکاران، ۲۰۰۳).


TAMدارای توانایی توصیف چگونگی باورهای فردی مشتری است و ارزش عمده پیشنهاد استفاده از آن تا اندازهای درک نگرش به از سیستم فناوری اطلاعات با سایر خدمات بانکداری نوین از جمله تلفن بانک و این که آیا به استفاده از سامانه گرایش دارند یا نه را توصیف میکند (یو و همکاران، ۲۰۰۷).
مدل پذیرش فناوری به مدیران ارشد مسئول برای عرضه و توسعه سیستم فناوری اطلاعات در بانکداری نوین آن-این و به برنامهریزان سامانههای اطلاعاتی، مبتنی بر ایجاد گرایش فناوری اطلاعات کاربران کمک میکند. این میتواند به تغییرات و اصلاحات واقعی در رفتار افراد، یا در نهایت، شناخت بیشتر این دانش به کارشناسان فناوری و بانکی امکان توسعه روش های جدید برای پشتیبانی از نیازها و انتظارات مشتریان تلفن بانک فناوری اطلاعات را میدهد (یو و همکاران، ۲۰۰۷).
یکی از مزایای کلیدی استفاده از TAMبرای درک رفتار کاربردی سامانه است که چارچوبی را برای بررسی اثرمتغیرهای بیرونی روی کارکرد سامانه فراهم میکند (هانگ و همکاران، ۲۰۰۱).
طبق TAMپذیرش فناوری اطلاعات توسط تمایل به استفاده واقعی از سامانه تعیین میشود، که گرایش نیز با سهولت ادراکشده و مفید بودن ادراکشده از سامانه تعیین میشود. طبق نظر دیویس دو عامل در تعیین نگرش افراد که منجر به پذیرش فناوری میشود نقش دارد، این دو عامل ادراکات فرد در مورد سهولت استفاده و مفید بودن فناوری مورد نظر است. ادراکات فرد در مورد مفید بودن یک فناوری اطلاعاتی به معنی میزانی است که فرد تصور میکند که استفاده ازیک فناوری خاص موجب بهبود عملکرد شغلی وی در سازمان میشود ویا به انجام بهتر کار مورد نظر کمک میکند (دیویس و همکاران، ۱۹۸۹). که این کمک میتواند از طریق کاهش زمان انجام وظیفه یا ارائه اطلاعات به هنگام باشد. تحقیقات زیادی که در زمینه سامانههای اطلاعاتی انجام شده، نشان داده است که مفید بودن درک شده تأثیر مهمی بر قصد استفاده از فناوری مورد نظر دارد. در واقع دلیل اصلی استفاده افراد از فناوریهای اطلاعاتی در بانکداری نوین از جمله تلفن بانک این است که افراد استفاده از این سامانهها را برای انجام عملیات مورد نظر مفید میدانند. ادراکات فرد در مورد سهولت استفاده به درجهای اطلاق میشود که شخص معتقد است که یادگیری نحوه استفاده و کار کردن با یک سامانه خاص نیازمند تلاش اندکی از لحاظ ذهنی میباشد (دیوییس و همکاران، ۱۹۸۹). این دو عامل بر طرز نگرش فرد نسبت به استفاده از یک سامانه خاص تأثیر میگذارند و طرز نگرش بر تمایل فناوری اطلاعات فرد به استفاده از سامانه مورد نظر تأثیر میگذارد و تمایل به استفاده واقعی از سامانه منجر خواهد شد. طرز نگرش نسبت به سامانه، ارزیابی فرد از مطلوبیت استفاده از یک سامانه اطلاعاتی است و تمایل فناوری اطلاعات یا قصد استفاده کننده میزان احتمال به کارگیری سامانه توسط فرد است (لو و همکاران، ۲۰۰۳).
متغییرهای بیرونی
ادراکات فرد در مورد سهولت استفاده
گرایش رفتاری به استفاده
استفاده واقعی
ادراکات فرد در مورد مفید بودن استفاده
شکل ۲-۳:مدل پذیرش فناوری دیویس،۱۹۸۹
این تحقیق گرایش رفتار کاربران به سامانههای اطلاعاتی را مبتنی بر سهولت بودن ادراک شده، مفید بودن ادراک شده ویک مفهوم جدید “امنیت ادراک شده” آزمون میکند.
سهولت ادراک شده از استفاده: “میزانی از باورهای فردی که استفاده از یک سامانه خاص نیازمند تلاش اندکی باشد” (دیویس و همکاران، ۱۹۸۹).
مفید بودن ادراک شده: “میزانی از باورهای فردی که استفاده از یک سامانه خاص باعث بهبود عملکرد کاریش شود” (همان).
امنیت ادراک شده:”به ادراک فرد نسبت به امنیت سامانه از لحاظ حفظ حریم شخصی در انجام مبادلات بانکی فناوری اطلاعات اطلاق میشود.
علاوه بر این فرضیات این تحقیق تفاوت تأثیر سطوح مختلف سهولت ادراک شده، مفید بودن ادراک شده، و امنیت ادراک شده را بر گرایش مشتریان در استفاده از سیستم بانکی فناوری اطلاعات شناسایی میکند. اما امکان دارد عاملهای مؤثر بر پذیرش یک سامانه اطلاعاتی جدید با توجه به شرایط و هدف کاربران فناوری متفاوت باشد، اما هدف این پژوهش توسعهTAMبا مفهوم جدیدی از تلفن بانک فناوری اطلاعات “امنیت ادراک شده” برای بهبود درک رفتار فردی از پذیرش تلفن بانک فناوری اطلاعات است که از طریق چارچوبTAMروی گرایش کاربران بالقوه در استفاده از سیستم تلفن بانک فناوری اطلاعات تأثیر دارد. نتایج این تحقیق، با تبیین کاربرد گرایش از دید کاربران، به کارشناسان تلفن بانک فناوری اطلاعات برای توسعه بهتر پذیرش سامانه تلفن بانک فناوری اطلاعات کمک میکند. همچنین از چگونگی ادراک سامانههای اطلاعاتی جدید برای کاربران بالقوه را ارائه میدهد.
۲-۱-۵-توسعه تحقیقات TAMدر طول زمان:
مدل پذیرش فناوری مانند هر وجود ارگانیک و پویا، شکل اولیه خود را حفظ نکرده و به طور مداوم در طول زمان تکامل یافته است. در این بخش چگونگی توسعه مدل پذیرش فناوری را در طول ۱۹ سال گذشته از زمان معرفی تاکنون- مورد بررسی قرار میدهیم. به این ترتیب که این ۱۹ سال را میتوان به ۴ دوره تقسیم نمود: دوره معرفی مدل، دوره اعتبار سنجی و تأیید مدل، دوره توسعه مدل و دوره تکامل مدل.
۲-۱-۵-۱- دوره معرفی مدل
پس از معرفی سامانههای اطلاعاتی به سازمانها، پذیرش فناوری توسط کاربران توجه بسیاری از محققان را به خود جلب نمود. محققان سامانههای اطلاعاتی کوششهای تحقیقاتی زیادی برای تعیین اینکه چه عواملی بر عقاید و طرز تفکر کاربران در مورد تصمیم برای استفاده از فناوری اطلاعاتی و پذیرش سامانههای اطلاعاتی تأثیر میگذارند انجام دادند. در نتیجه انجام این تحقیقات، مدل پذیرش فناوری از تئوری عمل منطقی آجزن و فیش بین تکامل یافت. این مدل برای ارائه توضیحاتی در مورد عوامل تعیین کننده پذیرش تکنولوژی رایانه ارائه گردید. این تئوری اثرگذارترین بسط تئوری عمل منطقی است و قادر به شرح رفتار کاربر در حیطه وسیعی از فناوریها و کاربران متفاوت میباشد. پس از معرفی این مدل محققان بسیاری چندین مطالعه و بررسی را با بهره گرفتن از آن انجام دادند. این مطالعات را میتوان به دو دسته تقسیمبندی نمود:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سرمایه گذاری با توجه به مسئولیت پذیری اجتماعی به این معنا است که سرمایه گذارانباید منافع شخصی و منافع اجتماعی را توامان مورد توجه قراردهند. صندوق های سرمایه گذاران را همراه با نیازهای مالی و تاثیرات سرمایه گذاری بر روی جامعه، مورد ارزیابی قرار میدهند. از زمان تأسيس اولین صندوق اخلاقی در انگلستان در سال ۱۹۸۴ تا کنون، تعدادچنین صندوق هایی به ۵۵ رسیده و همچنان تعدادآنها روبه افزایش است . محققان در سال ۲۰۰۲ به وجود رابطه مثبت میان ارزش واحد تجاری، مسئولیت اجتماعی ، سرمیاه گذاری می کنندو منافعی را به می آورند که مطابق با ارزش های درونی شان میباشد(پنی و جوینر، ۲۰۰۲).در سال ۲۰۰۳ نیز دو تن از محققان، روابط میان عملکرد اجتماعی سازمان و عملکرد مالی سازمان را در طی سال های ۱۹۷۲ الی ۲۰۰۲، مورد آزمون قرار دادند.

۲-۳-۱ پیشینه داخلی پژوهش
-
- بزرگ اصل و احمدی ،(۱۳۹۲)، در پزوهشی با عنوان عکس العمل سرمایه گذاران نسبت به انواع افشاهای اجتماعی شرکت ها به بررسی عکس العمل سرمایه گذاران به افشای اطلاعات مسئولیت اجتماعی شرکت ها پرداختند. به این منظور، عکس العمل ۲۴۰ سرمایه گذار در دو گروه حرفه ای و کمتر حرفه ای به انواع افشاهای اطلاعات اجتماعی از طریق پرسشنامه تحلیل شد. سرمایه گذاران حرفه ای شامل تحلیلگران بازار سرمایه و سرمایه گذاران کمتر حرفهای شامل دانشجویان کارشناسی ارشد رشته مدیریت مالی بوده اند.عکس العمل این دو گروه به چهار نوع افشاهای اجتماعی آزمون شده است.برای ازمون فرضیات، از تحلیل وایانس یک عامله و دو عامله استفاده شد. نتایج پژوهش نشان میدهد که سرمایه گذازان به انواع افشاهای اجتماعی عکس العمل نشان میدهند، اما بین عکس العمل سرمایه گذاران حرفه ای و کمتر حرفه ای به چهار نوع افشاهای اجتماعی تفاوت معنی داری وجود ندارد.

-
- بنی مهد و شریفی (۱۳۸۹) در پژوهشی با عنوان بررسی عوامل مؤثر بر رتبه بندی شرکتهای بورس اوراق بهادار تهران از لحاظ کیفیت افشا و به موقع بودن اطلاعات به بررسی رابطه بین برخی از عوامل تاثیر گذار بر رتبه بندی شرکتهای موجود در بورس اوراق بهادار نظیر اندازه شرکت، بازده داراییها، اهرم مالی، نوع حسابرس، نوع گزارش حسابرس، درصد مالکیت سهامدار عمده ، نوع واحد تجاری و نوع صنعت پرداخته شد. در این پژوهش با توجه به اینکه ارائه به موقع اطلاعات به سازمان بورس اوراق بهادار به عنوان عامل اساسی رتبه بندی شرکتها از سوی این سازمان مدنظر قرارگرفته بود، از اینرو متغییر وابسته، فاصله زمانی بین تاریخ تهیه صورتهای مالی و تاریخ انجام حسابرسی در نظر گرفته شده است.نتایج تحقیق حاکی از این است که رتبه افشا با اندازه شرکت و نوع صنعت ارتباط معنی داری دارد. اما با نوع گرازش حسابرس و درصد مالکیت سهام رابطه معنی دار منفی دارد. هم چنین رابطه ای میان بازده داراییها، اهرم مالی، نوع حسابرس و نوع واحدهای تجاری با رتبه افشا مشاهده نشد.
-
- عرب صالحی و همکاران (۱۳۹۲) در پزوهشی با عنوان رابطه مسئولیت اجتماعی با عملکرد مالی شرکت های پإیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به بررسی رابطه بین مسئولیت اجتماعی و عملکرد مالی شرکت های پإیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. مسئولیت اجتماعی شرکت ها، از طریق پرسش نامه ای که حاوی ۵۳ سوال در زمینه مسئولیت اجتماعی آن ها نسبت به مشتریان، کارکنان، محیط زیست و نهادهای موجود در جامعه(نهادهای آموزشی، نهادهای فرهنگی، نهادهای ورزشی، سازمان های بهداشت، بیمارستان ها، نهادهای خیریه، مراکز توان بخشی و غیره )، است، اندازه گیری شد. از اطلاعات ۵۹ شرکت در طول سال های ۱۳۸۵- ۱۳۸۹ استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز روش رگرسیون به کار گرفته شده است. نتایج پزوهش نشان میدهد که عملکرد مالی با مسئولیت اجتماعی شرکت نسبت به مشتریان و نهادهای موجود در جامعه ارتباط دارد. ولی عملکرد مالی با مسئولیت اجتماعی شرکت نسبت به کارکنان و محیط زیست رابطه معناداری ندارد.
- راعی (۱۳۸۳)، در پژوهشی در پی پاسخ به این سوال بود که آیا وجود اطلاعات حسابداری اجتماعی در کنار اطلاعات حسابداری سنتی، تاثیری در تصمیم گیری سرمایه گذاران دارد یا خیر و میزان این تاثیر چقدر است.وی دریافت که سرمایه گذاران برای توجیه ۲۶تا ۲۸ درصد از دلایل پشتوانه تصمیم گیری خود به افشاهای اجتماعی شرکتی استناد کردند و اطلاعات حسابداری اجتماعی در تصمیمات سرمایه گذاری افراد اثر گذار است. اما میزان این تاثیر را نمی توان قابل توجه دانست.
۲-۳-۲ پیشینه خارجی پژوهش
-
- اسکات و همکاران[۱۹](۲۰۱۰)نیز در پژوهشی تحت عنوان مسئولیت اجتماعی شرکت و عملکرد مالی شرکت به بررسی رابطه بین عملکرد مالی و عملکرد اجتماعی شرکت پرداخته که نتایج پژوهش آن ها حاکی از وجود رابطه مثبت بین عملکرد مالی و عملکرد اجتماعی شرکت بود.
-
- چویی و همکاران[۲۰](۲۰۱۰) پژوهشی بین ۱۲۲۲ شرکت از کشور کره انجام دادند که نتایج حاکی از وجود ارتباط مثبت و معنادار بین عملکرد مالی و مسئولیت اجتماعی بوده است.
-
- بچتی [۲۱]و همکاران (۲۰۰۹) به بررسی اثرات پذیرش یا کنارگذاری رویه های عملکرد اجتماعی بر بازار سرمایه از طریق بررسی واکنش های بازار به ورود / به خروج از شاخص اجتماعی ۴۰۰ دومینی بین سال های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۴ پرداختند.پژوهش آن ها دو یافته اصلی را در پی داشت:۱) صرف نظر از نوع رویداد (خروج از شاخص یا ورود به آن)، روند رو به رشدی در ارزش های ناشی از بازده غیر نرمال مشاهده شد، و ۲)ذبعد از اطلاع رسانی رویداد توسط شاخص دومینی، اثر منفی قابل توجهی بر بازده غیر نرمال مشاهده شد که حتی بعد از کنترل عواملی از قبیل شوک های ناشی از بحران های مالی و اثرات فصلی بر بازار سرمایه نیز این اثر ادامه داشت.
-
- کورمیر[۲۲] و همکاران (۲۰۰۹) در پژوهش خود بررسی کردند که آیا اطلاعات اجتماعی و افشای اطلاعات زیست محیطی در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سرمایه گذاران جایگزین یکدیگرند یا مکمل یکدیگر.طبق نتایج پژوهش افشای اطلاعات اجتماعی و افشای اطلاعات زیست محیطی در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بازار سرمایه جایگزین یکدیگر هستند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- باز سازی صنعت: حذف واسطه و ایجاد واسطه مفاهیم کلیدی بازسازی صنعت هستند که باید توسط هر شرکتی که در حال به کار گیری یک استراتژی بازاریابی الکترونیکی است مورد توجه قرار میگیرد حذف واسطه به معنی حذف واسطه هایی مانند توزیع کنندگان یا دلالان است که شرکت را به مشتریانش پیوند میدهند ایجاد واسطه به معنی ایجاد واسطه های جدید بین مشتریان و عرضه کنندگان است که خدماتی را مانند جست و جوی عرضه کننده و ارزیابی محصول را فراهم میکند.

-
- استقلال موقعیت: رسانه ی الکترونیکی همچنین امکان افزایش دسترسی به ارتباطات شرکت را برای بازار جهانی معرفی میکند این وضعیت فرصت هایی را برای فروش در بازار های بینالمللی ارائه میکند که ممکن است قبلا موجود نبوده باشند اینتر نت امکان فروش به یک کشور را بدون یک فروش محلی یا نیروی خدمات مشتری فراهم میکند در صورتی که یک مشتری قصد خرید از یک شرکت را در کشور دیگر به طور مستقیم بدون استفاده از واسطه یا نماینده داشته باشد، این کار ممکن است کسب و کار نماینده و عامل خرید محلی را که در پی جست و چو ی یک شرکت با رقبایش است به حاشیه براند(تان[۳۶]،۲۰۱۳: ۵۲)

در نظریه داو چافی و دیگران (۱۹۹۹) مزایای بازار یابی اینترنتی را با ۶c بیان میدارد:
-
- کاهش هزینه ها: اینترنت قادر به کاهش بسیاری از هزینه های شرکت میباشد.
-
- توانایی: اینترنت فرصت های جدیدی را برای معرفی محصولات و خدمات جدید و بهره برداری از بازار های جدید فراهم کند.
-
- مزایای رقابتی: اگر یک شرکت به معرفی توانمندی هایش قبل از رقبایش بپردازد پس دارای مزیت رقابتی نسبت به آ نها میباشد تا زمانی که به آن توانمندی ها دست نیافته است.
- ارتقای ارتباطات: که شامل ارتقای سطوح کمی و کیفی ارتباطات با مشتریان، کارکنان، عرضه کنندگان و توزیع کنندگان می شود.
از دیدگاه کیمگ و چی مزایای بازاریابی اینترنتی در سه بعد مورد بررسی قرار گرفتند که در جدول ۲-۳ ارائه شده است.
جدول ۲-۳: مزایای بازاریابی اینترنتی از دیدگاه کینگ و چی(۲۰۰۱)
ابعاد
مزایا
ارتباطی
بهبود اطلاعات محصول
بهبود اطلاعات قیمت
توانایی در ارائه ی خدمات به صورت ۲۴ ساعته
هزینه یک متر اطلاعات
تعاون و امکان ارائه ی اطلاعات به محض درخواست مشتری
به روز کردن همزمان موجودی انبار
پشتیبانی فنی آنلاین
پاسخ سریع به سوالات مشتری
امکان انجام سفارشات
خدمات پس از فروش
عدم نیاز به برقراری تماس شخصی
مبادلاتی
دسترسی تمام کاربران اینترنت به فروشگاه های مجازی
هزینه ی کمتر مبادله
امکان انجام مبادلات جزئی
کاهش خطاهای انسانی
کاهش زمان چرخه ی تدارکات
کاهش سطح موجودی انبار وکاهش سایر هزینه های مربوطه امکان انجام فعالیت های ترفیع و فروش مناسب با هر مشتری
قیمت گذاری منعطف
هزینه های نسبتا پایین شروع فعالیت های ورود به بازار
مبادلاتی
دسترسی تمام کاربران اینترنت به فروشگاه های مجازی
هزینه ی کمتر مبادله
امکان انجام مبادلات جزئی
کاهش خطاهای انسانی
کاهش زمان چرخه ی تدارکات
کاهش سطح موجودی انبار وکاهش سایر هزینه های مربوطه امکان انجام فعالیت های ترفیع و فروش مناسب با هر مشتری
قیمت گذاری منعطف
هزینه های نسبتا پایین شروع فعالیت های ورود به بازار
توزیع
کاهش زمان انتظار برای دریافت کالا یا خدمات خریداری شده (محصولات دیجیتالی )
هزینه های پایین توزیع کالا یا خدمات دیجیتالی
امکان پی گیری سفارشات توسط مشتری
کاهش تعداد نمایندگی های شرکت برای ارائه خدمات به مشتری
۲-۲-۸- چالش های بازاریابی اینترنتی
در دنیای کسب و کار الکترونیک عوامل بسیار زیادی وجود دارد که بر تصمیم و قصد خریدار از طریق وب سایت تاثیر میگذارند عواملی مانند کمبود امنیت در اینترنت کمبود اعتماد مشتریان به خرید و تبلیغات مجازی اعتمادی مشتریان نسبت به خرید و تبلیغات اینترنت منجر می شود.
کیفیت بازاریابی اینترنتی متمرکز بر درک بهتر مشتریان است تا بتوان کالاها و خدمات مناسب را در اختیار آنان قرار داد البته همین قدرت اینترنت گاهی به نقطه ضعف آن تبدیل می شود وقتی افراد خواهان اطلاعاتی هستند، گاها از حجم انبوه و بیش از حد نیاز اطلاعاتی که دریافت می دارند خسته میشوند بازاریان اینترنتی، میتوانند از حجم این اطلاعات بکاهند مشتریان را دقیقا به سوی همان اطلاعاتی سوق دهند که نیاز دارند.
نزدیک به ۷۲ درصد از کاربران اینترنت حداقل یکبار در ماه به صورت آنلاین به جستجوی کالاهای گوناگون می پردازند اما این جستجوی اینترنتی هرگز معادل خرید نیست مهمترین مانع در این راه وادار نمودن افراد به آزمایش و استفاده از این شیوه جهت خرید برای اولین بار میباشد.
بر اساس نتایج پژوهش های انجام شده توسط بسیاری از پژوهشگران امروزه یکی از موانع مهم اشاعه ی گسترده ی تجارت الکترونیک در میان مصرف کنندگان، نبود حس اعتماد اساسی میان اکثر شرکت ها و مشتریان آن ها در محیط اینترنت است در واقع مصرف کنندگان به شرکت هایی که محصولات خود را از طریق اینترنت عرضه میکنند به اندازه ی کافی اعتماد ندارند تا با آن ها رابطه برقرار نموده و به مبادله ی اطلاعات مالی و شخصی خود با این شرکت ها بپردازند.
بعضی از چالش های مدیریت استراتژی بازاریابی اینترنتی که معمولا در بسیاری از سازمان ها دیده میشوند عبارتند از:
-
- مسئولیت های نامشخص برای بسیاری از فعالیت های بازاریابی اینترنتی.
-
- نا مشخص بودن اهداف تعیین شده برای بازار یابی اینترنتی.
-
- بودجه ناکافی برای بازار یابی اینترنتی اختصاص داده می شود زیرا تقاضای مشتری برای خدمات آنلاین دست کم گرفته می شود و رقبا به طور بالقوه سهم بازار را از طریق فعالیت های برتر آنلاین به دست می آورند.
-
- بودجه به خاطرآزمایش بخش های مختلف سازمان با بهره گرفتن از ابزار های مختلف یا تامین کنندگان بدون دسترسی به اقتصادهای مقیاس هدر می رود.
-
- طرح های جدید ارزشی آنلاین توسعه داده نمی شود و این در حالی است که اینترنت به عنوان (تنها کانال دیگر برای بازار ) بدون توجه به فرصت ها برای ارائه ی خدمات آنلاین پیشرفته و متمایز مورد استفاده قرار میگیرد.
- نتایج حاصل از بازار یابی دیجیتالی به طرز کافی سنجیده یا مورد بررسی قرار نمی گیرد بنابرین اقدامات برای بهبود بهره وری انجام نمی شوند.(زاهای[۳۷]، ۲۰۱۳: ۴۴)
موانع پذیرش اینترنت از دیدگاه برنان شامل موارد زیر است:
-
- ازدحام و تراکم: کاربران به میلیونها وب سایت، فرصت های گفتگو و گروههای بحث و گفتگوی زیادی دسترسی دارند و روزانه با صد ها پیام الکترونیکی مواجه میشوند، لذا بازاریان برای انجام فعالیت های خویش با چالش های زیاد روبرو هستند
-
- ناشناسی افراد: مشخص کردن مکان فیزیکی افرادی که از اینترنت استفاده میکنند کار مشکلی است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این اقدام شورا در مفهوم رکن فرعی ماده ۲۹ منشور خواهد بود، هر چند دارای ماهیت قضایی است. در نشست تصویب قطعنامه ۸۲۷ نماینده برزیل همانند سایر نمایندگان بیان داشت که دولت وی شیوه معاهدهای را ترجیح میدهد. وی افزود: “شیوه تشکیل دادگاه منحصراًً از طریق یک قطعنامه شورای امنیت، یکسری از مسایل حقوقی جدی و لاینحلی را درخصوص اختیارات و صلاحیت اعطا شده به شورا از سوی منشور ملل متحد باقی میگذارد البته این حقیقت نمیتواند بر مؤثر بودن عملکرد دادگاه بینالمللی اثرگذار باشد.” نماینده فرانسه به عنوان یکی از دولتهائی که از پیش نویس قطعنامه حمایت بعمل میآورد، بیان داشت: “این قطعنامه که یک تصمیمگیری در قالب ماده ۲۵ منشور بحساب میآید نسبت به کلیه دولتها اعمال میگردد. خصوصاًً این بدین معنی است که کلیه دولتها میبایست به طور کامل با این دادگاه همکاری نمایند.

حتی اگر آن ها را متعهد سازد که برخی از مقررات داخلی خود را اصلاح نمایند”. بنابرین بنظر میرسد تصمیمگیری شورا در این زمینه صرفاً بر اساس یکسری عوامل سیاسی اتخاد گردیده و ملاحظات حقوقی کاملاً مدنظر نبودهاند. زیرا بسیاری از دولتها کماکان با ایجاد چنین دادگاههایی موافق نیستند به طور مثال به تصمیم مقامات ایالات متحده در زمینه بیاعتباری امضاء سند تأسيس دیوان بینالمللی کیفری میتوان اشاره کرد. حال چگونه شورا توانسته است در سالهای گذشته مبادرت به این امر ورزد؟ بنابرین درک حقیقی این دادگاه ها باید با اذعان به این امر آغاز گردد که آن ها محصول یک فرایند حقوقی دقیقاً توسعه یافته و به حد کمال رسیده نبوده، بلکه ابتکاری سیاسیاند که از یک رکن اساساً سیاسی صادر شده است.در قضیه تادیچ استدلالات فراوانی از سوی پژوهشخواه در زمینه بیاعتباری تأسيس دادگاه بینالمللی بموجب منشور ملل متحد یا تأسيس آن طبق حقوق طرح گردید و از شعبه رسیدگی کننده تقاضای بررسی صلاحیت دادگاه شد.

پژوهشخواه ادعا کرد “برای اینکه دادگاه بینالمللی با رعایت تشریفات حقوقی ایجاد گردد، میبایست یا توسط یک معاهده (قانونگذاری اجماعی ملتها) تأسيس گردد یا اینکه منشور اصلاح شود، در ارتباط با این موضوع یکسری ملاحظاتی وجود دارد: اینکه قبل از ایجاد دادگاه بینالمللی در سال ۱۹۹۳ هیچگاه این چنین دادگاه کیفری اختصاصی پیشبینی نشده بود که بتواند تأسيس شود، اینکه مجمع عمومی به عنوان مرجعی که نمایندگان جامعه بینالمللی در آن شرکت داشته، در ایجاد آن نقش نداشته است، اینکه هیچ وقت منشور ملل متحد قصد نداشته است که شورای امنیت بتواند بموجب فصل هفتم یک رکن قضایی تأسيس نماید، چه برسد به اینکه دادگاه کیفری باشد، اینکه شورا در تشکیل این دادگاه متناقض عمل نموده است چرا که در مورد درگیریهای مناطق دیگر که در آن بیم نقض حقوق بشر دوستانه میرفته است، گام مشابهی برنداشته است، اینکه تشکیل دادگاه بینالمللی نه توانسته و نه میتواند صلح بینالمللی بنحوی که وضعیت کیفری یوگسلاوی سابق نشان میدهد را ایجاد نماید، اینکه شورای امنیت در هیچ حادثهای نمیتواند مسئولیت کیفری افراد را تعیین کند و این مسئلهای است که تشکیل دادگاههای بینالمللی آن را دنبال نموده است، اینکه هیچ ضرورت بینالمللی بنحوی که توسط اقدام شورای امنیت توجیه شده، وجود نداشته و ندارد، اینکه هیچ رکن سیاسی همانند شورای امنیت نمیتواند مبادرت به تشکیل یک دادگاه مستقل و بی طرف بنماید، اینکه تشکیل دادگاههای اختصاصی برای رسیدگی به گونههای خاصی از جرایم پس از حوادث مذکور ذاتاً معیوب میباشد و نهایتاًً اینکه برتری دادن دادگاههای بینالمللی نسبت به دادگاههای ملی در هر قضیه اساسا نادرست میباشد” در حقیقت پژوهشخواه سه سوال و ابهام نسبت به صلاحیت شورا در زمینه تشکیل دادگاههای اختصاصی مطرح کرد: ۱ـ آیا حقیقتاً تهدیدی علیه صلح وجود داشته که بتوان استناد به فصل هفتم به عنوان مبنای حقوقی تشکیل دادگاه بینالمللی را توجیه نماید؟ ۲ـ با فرض وجود این چنین تهدیدی وجود آیا شورای امنیت مجاز است که برای اعاده یا حفظ صلح مبادرت به اتخاذ اقداماتی بر اساس صلاحدید خود بنماید، یا اینکه صرفاً انتخاب محدود به مواردی است که صراحتاً در مواد ۴۱ و ۴۲ درج گردیده است (و احتمالاً ماده ۴۰ به همین صورت)؟ ۳ـ در حالت دوم با توجه به عدم اشاره در موارد مذکور به تشیل دادگاه در آن مواد و اختلاف ماهیتی چگونه تشکیل یک دادگاه کیفری بینالمللی قابل توجیه میباشد؟ دادگاه با استناد به قطعنامه ۸۲۷ که بیان میدارد در شرایط خاص یوگسلاوی سابق تشکیل دادگاه بینالمللی میتواند در اعاده و حفظ صلح سهمی ایفاد نماید، به این نتیجه میرسد که: ۱ـ اقدام شورا بموجب فصل هفتم منشور صورت پذیرفته است. ۲ـ اقدامات مندرج در ماده ۴۱ صرفاً نمونه های تمثیلی[۷۵] هستند که به وضوح سایر اقدامات را مستثنی نمیسازند. تنها چیزی که ماده تصریح میکند این است که شامل توسل به زور نمیگردد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کاربرد انیمیشن در آموزش هندسه:
امروزه در زمینه ی آموزش هندسه با بهره گرفتن از فن آوری رایانه و نرم افزارها و چند رسانه ای ها تحقیقات تازه ای صورت گرفته است که حول محور اثرات تصاویر گرافیکی پویا[۴۲] متمرکز شده است. به این روش آموزش هندسه با بهره گرفتن از تصاویر متحرک که قابلیت دستکاری و تغییر را دارند، هندسه پویا[۴۳] گفته می شود. تصاویر گرافیکی پویا به عنوان یک میانجی برای یادگیری توجه خیلی از تحقیقات را در زمینه آموزش ریاضی به خود جذب کردهاست. استفاده از تصاویر گرافیکی پویا در محیط چند رسانه ای فرصت هایی را برای اکتشاف و جستجوی مفاهیم هندسی فراهم میکند (رستگارپور و یداللهی، ۱۳۸۹، ص ۶۵).


ادراک بصری و هندسه:
ادراک بصری به عنوان قابلیتی که نیاز به یاد دادن ندارد نیروی بالقوه شگرفی در انتقال اطلاعات به صورت مستقیم و ساده که به راحتی برای هر بیننده ای قابل فهم باشد را دارد (داندیس، ۲۰۰۸، ۲۳۲). نقطه، رنگ، خط، شکل، جهت، رنگ مایه، بافت، مقیاس، بعد و حرکت اجزای جدایی ناپذیر رسانه های بصری هستند که در بسط تفکر و ارتباط بصری نقش اساسی دارند. این عناصر تأثیر فوق العاده ای در شکل گیری مفاهیم اولیه هندسی برای بشر داشته است. پس می توان نتیجه گرفت که هوش فضایی به عنوان یکی از ابعاد هوش های چند گانه شیوه های تفکر حین فرایند یادگیری هندسه و در نتیجه فضایی به عنوان یکی از ابعاد هوش های چندگانه شیوه های تفکر حین فرایند یادگیری هندسه را فعال می کند. پس به کارگیری تصاویر گرافیکی میتواند تحریک شده و زمینه پیشرفت و جستجو را برای فرد فراهم می آورد. در حقیقت رایانه نوعی روش ابزار فضایی است که به یادگیرنده فرصت میدهد تا توان یادگیری خود را با بهره گرفتن از یک روش نوین و با بهره مندی از توانایی فضایی بالا ببرد. با فعال نمودن هوش فضایی می توان آموزش را توسعه داد. محیط چند رسانه ای با ارائه رنگ های متنوع، تصاویر و فیلم ها و انیمیشن ها، سمبل های گرافیکی و نرم افزارها طراحی، با امکان رسم خطوط و تصاویر و ایجاد پرسپکتیو و تجسم فضایی در آموزش مؤثر گام هایی برداشته است (فناخسرو، ۱۳۸۵، ص ۳).
هوشهای چندگانه:
در سال ۱۹۸۳، یکی از روانشناسان دانشگاه هاروارد به نام هوارد گاردنر به مخالفت با نظریه سنجش هوش برخاست. وی که با نگاه سنتی به هوش مخالف بود با به چالش کشیدن نظریه کوته بینانه تر در مورد خرد که اساساً مبتنی بر توانایی استدلالی و کلامی است، اظهار کرد که هوش شکلهای متعددی دارد و هر فرد به میزان معین از اشکال مختلف هوش برخوردار است. او با بیان این مطلب که در فرهنگ ما، هوش به درستی تعریف نشده است، در کتاب خود با عنوان چارچوبهای ذهن (۱۹۸۳)، به وجود حداقل هفت نوع هوش اصلی اشاره کرد، وی بعدها هوش هشتم و نهم را نیز به این مجموعه افزود (آذرفر، ۱۳۸۲، ص ۲۸).
گاردنر در مورد اینکه چگونه مهارتهای پردازش اطلاعات زیر بنای رفتار هوشمندان را تشکیل میدهد، دیدگاه دیگری را در اختیار میگذارد؛ اما این نظریه برخلاف رویکرد اجزایی، با آزمونهای موجود هوش شروع نمیکند و سعی دارد عناصر پردازش اطلاعات را که برای موفق شدن در آن ها ضروری هستند، به طور جداگانه بررسی کند. در عوض، معتقد است که هوش را باید بر حسب مجموعه عملیات پردازش مجزایی تعریف کرد که به فرد امکان میدهند تا فعالیتهایی را انجام دهد که ارزشمند هستند (برک، ۱۳۸۶، ص ۴۲۳). گاردنر (۱۹۸۳) با این اعتقاد که استدلال، هوش، منطق و دانش معنای یکسانی ندارند، دیدگاهی نو از هوش ارائه کرد که به سرعت مورد پذیرش بسیاری از برنامهریزان آموزشی قرار گرفت. او مفهوم هوش را گذشته از توانایی کلامی و ریاضی به استعداد موسیقی، روابط فضایی، دانش درون فردی و … گسترش داد. به نظر وی عملیات ذهن در نظام نمادی مانند زبان با عملیات نمادی در موسیقی، حرکات بیانی، ریاضی و تصاویر تفاوت دارد. او پس از انجام دادن پژوهشهای گستردهای درباره مسائل بیولوژیکی و فرهنگی مرتبط با فرآیندهای ذهنی، هفت نوع هوش را پیشنهاد کرد که با دیدگاه سنتی هوش که بیشتر بر تواناییهای زبانی و ریاضی استوار است، تفاوت دارد (شریفی، ۱۳۸۴، ص ۵، نقل از مارنات[۴۴]، ۲۰۰۳).
جدول شماره ۱-۲: هوشهای هشت گانه ی گاردنر (آرمسترانگ،۱۳۸۳).
نوع هوش
توصیف
هوش زبانی
توانایی استفاده از زبان خودتان و دیگر زبانها برای فهماندن مقاصد خود به دیگران و درک مقاصد آنان.
هوش منطقی-ریاضی
توانایی درک اصول علت و معلولی شبیه به درک دانشمندان یا منطق دانان، یا استفاده از استدلال کمی و ریاضی به گونه ای شبیه به استفاده ریاضیدانان.
هوش فضایی
توانایی بازنمایی جنبههای فضایی دنیا در ذهن خود، مانند خلبانان، بازیکنان شطرنج، نقاشان، مجسمه سازان، یا آرشیتکت ها.
هوش بدنی- جنبشی
توانایی استفاده از قسمتی یا تمامی بدن خود برای حل یک مسأله یا تولید یک فرآورده، یا عمل کردن شبیه به ورزشکاران یا بازیگران.
هوش میان فردی
توانایی درک افراد دیگر و برقرار کردن رابطه معنی دار با آنان. این کار از راه درک اشخاص دیگر امکان پذیر است؛ یعنی چه کاری میتوانند انجام دهند. چگونه با دنیا و دیگران رابطه برقرار میکنند واکنش احتمالی آنان چیست. چه چیزی را دوست دارند، از چه چیزی اجتناب میکنند و چه احساسی دارند.
هوش درون فردی
توانایی درک خودتان، دانستن این که چه کسی هستید، تواناییها و ناتوانایی های شما در چیست، آرزوها و هدفهایتان کدام اند، چه احساسی دارید. از چه چیزی اجتناب میکنید؛ و در شرایط مختلف چگونه واکنش نشان میدهید.
هوش طبیعت گرایانه
توانایی درک طبیعت و دنیای مدرن، تفاوت قائل شدن بین موجودات طبیعی زنده و غیر زنده و اشیاء ساخته شده دست انسان و دسته بندی کردن آن ها.
هوش منطق/ریاضی:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جذب مشتری : شرکت هایی که به دنبال رشد فعالیت های تجاری خود هستند، باید به فکر افزایش و تقویت نقش مشتریان در تقسیمات بازار هدف باشند. سنجه جذب مشتری میزان توان شرکت را در جذب مشتریان و تجارت جدید به صورت نسبی یا قطعی اندازه گیری میکند. جذب مشتری را می توان با توجه به تعداد مشتریان یا خریدهای صورت گرفته توسط مشتریان ، در تقسیمات جدید بازار اندازه گیری نمود.(ملماسی ،رامین و سیفی ،جمیله؛ ۱۳۸۶)

رضایت مشتریان : رعایت خواسته های مشتریان ضامن حفظ و جذب آن ها میباشد. در نظر گرفتن سنجه های رضایت مشتریان تعیین کننده میزان عملکرد درست شرکت است. (ملماسی ،رامین و سیفی ،جمیله؛ ۱۳۸۶)
سود آوری مشتری
جذب مشتری
سهم بازار
حفظ مشتری
رضایت مشتری
شکل ۲-۲ : منظر مشتری-سنجه های اصلی(ملماسی ،رامین و سیفی ،جمیله؛ ۱۳۸۶)
سودآوری مشتری: ممکن است علی رغم توجه به چهار سنجه اصلی ارزیابی مشتری که تشریح شد هنوز هم تضمینی برای حفظ مشتریان سودآور وجود نداشته باشد. یک روش برای کسب رضایت مشتریان ، فروش محصولات و خدمات با قیمت های بسیار پایین است. با اینکه ، رضایت مشتری و سهم بالای بازار ابزاری برای تحقیق بازگشت های مالی هستند، اما شرکت ها تمایل دارند تا نه تنها دامنه کسب و کارشان با مشتری را اندازه گیری کنند، بلکه سودآوری کسب و کار خود بویژه در بخش های هدف را نیز اندازه گیری کنند. سیستم هزینه یابی مبتنی بر فعالیت (ABC) به شرکتها این امکان را میدهد تا سودآوری مشتریان را به صورت تکی و تجمعی اندازه گیری کنند. شرکت ها چیزی بیش از رضایت و شادی مشتریان می خواهند ، آن ها تمایل به مشتریان سودآور دارند. سنجه سودآوری مشتری در برخی موارد مشخص میکند که برخی مشتریان هدف سودآور نیستند. این مسئله بویژه برای مشتریانی که بتازگی جذب شده اند مصداق دارد؛ زیرا ممکن است تلاش های فروش قابل توجهی برای جذب مشتریان باعث خنثی شدن حاشیه سود فروش محصولات و خدمات به مشتری گردد. (عاطفی ، محمدرضا؛ ۱۳۸۸)

ب- منظر فرایند های داخلی کسب و کار: ما باید در چه چیزی مهارت کسب کنیم ؟
معیار های مبتنی بر مشتری بسیار مهم هستند ، اما این معیار ها باید به معیار هایی ترجمه شوند که نشان دهند شرکت باید در درون خود چه فعالیتهایی انجام دهد تا توقعات مشتریانش را برآورده سازد . عملکرد موفق در منظر مشتری ، از فرآیندها، تصمیمات و اعمالی که درون یک سازمان بوقوع می پیونددسرچشمه می گیرند . مدیران باید برفعالیت های داخلی کلیدی که آن ها را قادر میسازد تا نیاز های مشتریان را برآورده سازند ، تمرکز نمایند . دومین منظر ارزیابی متوازن به مدیران ، این دیدگاه داخلی را ارائه میدهد .
سنجه های داخلی برای ارزیابی متوازن باید برگفته از فرآیندهایی باشند که تأثیر بیشتری بررضایت مشتری میگذارند، به عنوان مثال عواملی که برزمان کیفیت ، مهارتهای کارکنان و بهره وری مؤثرند.
شرکتها همچنین باید به شناسایی مزایای رقابتی محوری خود و فن آوری های کلیدی که برای دستیابی به رهبری مستمر در بازار مورد نیاز است ، اقدام نمایند . برای رسیدن به اهداف زمان ، کیفیت ، بهره وری و قیمت مناسب ، مدیران باید سنجه هایی طراحی کنند که تحت تأثیر اعمال کارکنان میباشند . بدین ترتیب ، این سنجه ها قضاوت مدیران ارشد درباره فرایند های داخلی کلیدی و مهارتها را با اعمال انجام شده توسط افرادی که بر اهداف کلی سازمان مؤثرند، مرتبط میسازند. این ارتباط ما را مطمئن خواهد ساخت که کارکنان در سطوح پایین سازمان اهداف روشنی برای اعمال ، تصمیمات و فعالیتهای بهبود در راستای اهداف سازمان دارند .
برخی از نمونه های سنجه های فرایند های داخلی کسب و کار در جدول ۲-۷ ارائه شده است :
جدول ۲‑۷: نمونه های سنجه های منظر فرایند های داخلی کسب و کار
-
- متوسط هزینه برحسب هر مبادله (تراکنش)
-
- متوسط زمان انتظاربرای دریافت کالا
-
- متوسط سن اختراعات ثبت شده
- نسبت محصولات جدید به کل محصولات
-
- محصولات و خدمات جدید در حال توسعه
فرایند های داخلی سازمان را می توان در چهار منظر گروه بندی کرد :
۱- فرایند های عملیاتی
۲- فرایند های مدیریت مشتری
۳- فرایند های نوآوری
۴- فرایند های قانونی و اجتماعی
فرایند های عملیاتی ، فرایند های اصلی و روزمره ای هستند که سازمان برای تولید محصولات و خدمات فعلی خود و ارائه آن ها به مشتریان انجام میدهد . فرایند های عملیاتی را می توان به چهار فرایند مهم تجزیه کرد:
الف) توسعه و حفظ روابط با تامین کنندگان
ب) تولید کالا و خدمات
ج) توزیع و تحویل کالا و خدمات به مشتریان
د) مدیریت ریسک .
فرایند های مدیریت مشتری ارتباط با مشتریان هدف را توسعه و تعمیق میدهد.مجموعه متداول از فرایند های فرعی مدیریت مشتری عبارتند از :
الف) انتخاب مشتریان و بازار هدف : شناسایی مشتریان جذاب برای سازمان ، تعیین ارزش قابل ارائه برای این مشتریان و خلق تصویری از نام تجاری که مشتریان مورد نظر را به محصول یا خدمت شرکت جلب کند.
ب) جذب مشتری : انتقال پیام به بازار ، یافتن مشتری احتمای و تبدیل آن به مشتری قطعی .
ج) حفظ مشتری : تضمین کیفیت ، تامین نیازها و ارتقای رضایتمندی مشتریان.
د) توسعه کسب و کار با مشتریان : شناخت از مشتری ، ارتباط با آن ها بالا بردن سهم شرکت از خرید مشتریان هدف
انتخاب مشتری شامل شناسایی گروه هایی می شود که ارزش قابل ارائه شرکت برای آن ها مطلوب است. فرایند انتخاب مشتری مجموعه خصوصیات مشتریانی را که مطلوب ترین بخش بازار برای شرکت هستند را تعریف می کند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲۰ پیشینه پژوهش:
در خصوص شناسایی عوامل مؤثر، تحقیقات گستردهای صورت نگرفته است، بااینوجود یافته های تحقیقات مرتبط به شرح زیر احصاء شده است:
۲-۲۰-۱: پیشینه فارسی
-
- طالب نیا و محمودی (۱۳۸۵) در مقالهای تحت عنوان «بررسی مشکلات پیادهسازی بودجهریزی عملیاتی در سازمانهای دولتی و ارائه راهکارهای لازم جهت کاهش موانع» به مشکلات و موانع پیادهسازی بودجهریزی بر مبنای عملکرد پرداختند که عوامل فردی، محیطی و فنی و فرایندی موردبررسی قرار گرفتند.
-
- حسنآبادی و نجار صراف (۱۳۸۶) در کتاب «مدل جامع نظام بودجهریزی» که اخیراًً مدلی بنام مدل الماس در خصوص بودجهریزی عملیاتی ارائه کردهاند درمییابیم که عواملی همچون برنامهریزی، تحلیل هزینه ها، نظارت، کنترل و ارزشیابی(مدیریت عملکرد)، مدیریت تغییر، نظام انگیزش و نظام پاسخگویی به عنوان عناصر و مؤلفههای استقرار نظام بودجهریزی بر مبنای عملکرد بشمار میروند.

-
- مرادی و راوند (۱۳۹۱) در مقاله دیگری تحت عنوان « الزامات و موانع بودجهریزی عملیاتی سازمانها بر اساس مدل سه عاملی شه موردمطالعه: شرکت برق منطقهای تهران» سه عامل اختیار، پذیرش و توانایی را موردبررسی قراردادند که بر اساس نتایج آزمون، از بین متغیرهای اصلی، بازدارندگی عامل توانایی، در بیشترین میزان است.
-
-
- مبارکی، هادیان، سالمی، علی زاده و محسنی (۱۳۹۱) در مقاله دیگری تحت عنوان «بررسی هزینه های تمامشده خدمات بهداشتی درمانی با بهره گرفتن از بودجهریزی عملیاتی در مرکز بهداشت شهرستان رودان-استان هرمزگان» پرداختند که در این مطالعه مرکز بهداشت شهرستان در دو ردیف بودجهای تحت عنوان برنامه بهداشت شهری و برنامه بهداشت روستایی در نظر گرفته شد. که تهدید بودجه به روش فعلی پاسخگوی نیاز واقعی مرکز بهداشت جهت ارائه خدمات نمیباشد، بنابرین استفاده از روش بودجهریزی بر مبنای عملکرد پیشنهاد میشود. در این روش نوع و مقدار کمی هر فعالیت مشخص میشود سپس بر اساس هزینه تمامشده هر فعالیت اعتبار لازم برآورد میگردد.

-
- دانش فرد و شیراوند (۱۳۹۱) در مقاله دیگری تحت عنوان «موانع استقرار بودجهریزی عملیاتی در حوزه درمان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی» به مطالعه توصیفی داده های موردنیاز طریق پرسشنامه برای شناسایی موانع در شش محور نیروی انسانی، سیستم مدیریت مالی، سیستم اطلاعات مالی، ساختار سازمانی، سیستم ارزیابی عملکرد و الزامات قانونی پرداختند که این مطالعه نشان داد که بین شاخصهای سیستم اطلاعات مالی، سیستم ارزیابی عملکرد، سیستم مدیریت مالی، ساختار سازمانی، نیروی انسانی و الزامات قانونی با عدم استقرار بودجهریزی بر مبنای عملکرد همبستگی وجود دارد.
-
- جعفری، عوض زاده، کشتکار و روشنکار (۱۳۹۱) در مقاله دیگری تحت عنوان «موانع موجود در استقرار سیستم بودجهریزی عملیاتی از دیدگاه مدیران و مسئولان مالی بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز» پرداختند که یافته های پژوهش نشان میدهد، کمبود متخصصانی که بتواند بهای تمامشده پروژه ها را حساب کند، نبود انگیزه ها و تشویقهای لازم در زمینه استقرار بودجهریزی بر مبنای عملکرد و کمبود منابع مالی برای استقرار بودجهریزی بر مبنای عملکرد به ترتیب از مهمترین موانع، فردی، سازمانی و محیطی در زمینه استقرار سیستم بودجهریزی بر مبنای عملکرد از دیدگاه مدیران و مسئولان مالی بود.
-
- عبدالرحیم رحیمی و همکاران (۱۳۹۱) در مقاله دیگری تحت عنوان بهکارگیری مدلهای تصمیمگیری چندمعیاره برای ارزیابی عملکرد و بودجهریزی عملیاتی سازمانها در مدیریت شهری (مطالعه موردی: شرکتهای آب و فاضلاب) از روش تحقیق توسعهای و توصیفی برای بررسی عملکرد مالی و بودجهریزی ع استفاده کردند که در این پژوهش بر اساس شاخصهای مالی، بهرهوری کارکنان، تخصیص منابع و فرایندهای مدیریتی ارزیابی کردند و نهایتاًً بر اساس شاخصهای فوق پیشنهاداتی برای استقرار بودجهریزی بر مبنای عملکرد پیشنهاد دادند.
- مشایخی، عبدزاده کنفی و فرجی (۱۳۹۳) در مقاله دیگری تحت عنوانبررسی امکانسنجی طراحی و استقرار بودجهریزی عملیاتی در دانشگاههای دولتی ایران: (مطالعه موردی دانشگاه تهران) بر لزوم استقرار سیستم بودجهریزی بر مبنای عملکرد با توجه به بهکارگیری سیستم بها یابی بر مبنای فعالیت تأکید بیشتری کردند و عنوان کردند، از الزامات سیستم بودجهریزی بر مبنای عملکرد شاخصهای شفاف عملکردی، نظام ارزیابی عملکرد، نظام انگیزشی و پاسخگویی میباشد.
۲-۲۰-۲: خارجی
-
- ویلووگبای (۲۰۰۲) در پژوهشی دیگر تحت عنوان «اهمیت اندازهگیری بودجه بر مبنای عملکرد در دولت و روند مشورتی آن» در این مطالعه یک بررسی الکترونیکی انجام شد که در آن مأموران و کارشناسان بودجه در ۵۰ ایالت موردبررسی قرار گرفتند، سودمندی اطلاعات عملکرد به تصمیمگیری در بودجه معمول شد، این پژوهش به دنبال بررسی استفاده از اطلاعات عملکرد در تصمیمگیریهای بودجه شد و انتظار میرود که استفاده از اندازهگیری عملکرد و ارتباطات بیشتر در مورد نتایج در میان گردانندگان داخلی و خارجی بودجه ترویج مییابد.
-
- کرین و اٌروک[۵۶] (۲۰۰۲) در مقالهای تحت عنوان «تأثیر بودجهریزی بر مبنای عملکرد بر عملکرد مالی دولت» به بررسی فرایند بودجه بر مبنای عملکرد در هزینه های فعالیت دولت امریکا پرداختند. در این مطالعه با بهره گرفتن از داده های هیئترئیسه از ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۷ نشان میدهد که بودجه بر مبنای عملکرد حداقل دو درصد از هزینه های دولت را کاهش میدهد؛ و این مقاله نیز به روشهای اجرای بودجه بر مبنای عملکرد در کشورها پرداخت.
-
- آندروز[۵۷] (۲۰۰۴) نشان داده است که امکان اجرا بودجهریزی بر مبنای عملکرد در ایالتهایی وجود دارد که در آن ها توانایی حرفهای و کارشناسی برای چنین تغییراتی بیشتر وجود دارد و مقامات و مدیران برای اعمال چنین تغییراتی اختیارات بیشتری دارند و میزان پذیرش تغییر نیز بیشتر است.
-
- برنز و لی[۵۸] (۲۰۰۴) دریافتند که استفاده از شاخصهای اثربخشی عملکرد، نرخهای بهرهوری در بودجههای ایالتی، ارسال ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ کمی کاهشیافته است. آن ها همچنین دریافتند، در دوره های زمانی که سطوح منابع مالی تغییر کرده، این شاخصها نیز به میزان زیادی بهبودیافتهاند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- درستی اندازه گیری اش چه قدر است ؟
- حال که اندازه گیری دقیق و درست انجام شده نتایج انجام شده تا چه میزان دوام خواهد شد ؟ و اصولاً اگر تحقیق یا تحقیق های مکرر درباره همان فرضیهها و هدف ها انجام شود، آیا نتایج حاصله مشابه با یافته های محقق خواهد بود ؟ اعتبار در اندازه گیری را روایی و قابلیت اعتماد را پایایی اندازه گیری مینامند.

۳-۸-۱) اعتبار و رورایی
اعتبار[۸۹] به معنای صحیح و درست بودن است. مقصود از اعتبار آن است که وسیله اندازه گیری، بتواند خصیصه و ویژگی مورد نظر را اندازه بگیرد. اهمیت اعتبار ار آن جهت است که اندازه گیری های نامناسب و ناکافی میتواند هر پژوهش علمی را بی ارزش و ناروا سازد (خاکی ، ۱۳۸۸). درتحقیق حاضر اقداماتی برای افزایش میزان اعتبار و روایی پرسشنامه انجام شد که خلاصه آن ها به شرح زیر است:

-
- ابتدا مطالعات زیادی از طریق مطالعه کتابها، پایان نامه ها و مقالات به عمل آمد تا بطورکامل مفاهیم و متغیرهای مهم مورد استفاده در تحقیق و چگونگی اندازه گیری آن ها روشن گردد تا بتوانیم سوالات مناسبی برای بررسی فرضیات طراحی نماییم؛
-
- بعد از طراحی سوالات برای اندازه گیری هر متغیر، پرسشنامه ابتدایی دراختیار اساتید راهنما و مشاور قرارگرفت تا اصلاح و تأیید شود؛
- درنهایت پرسشنامه نهایی طراحی و توزیع گردید.
برای محاسبه روایی شیوه های مختلفی وجود دارد از آن جمله می توان به اجرای دوباره (روش باز آزمایی)، روش موازی (همتا) ، روش تصنیف (دو نیمه کردن) ، روش کورد ریچاردسون و ضریب آلفای کرونباخ اشاره کرد.
۳-۸-۲) پایایی
مقصود از پایایی[۹۰] ابزار اندازه گیری، آن است که اگر خصیصه مورد سنجش را با همان وسیله (یا وسیله مشابه و قابل مقایسه) تحت شرایط مشابه، دوباره اندازه گیری کنیم، نتایج تا چه حد مشابه، دقیق و قابل اعتماد است. وسیله ای متغبر است که بتوان آن را در موارد متعدد به کار برد و در همه موارد نیز نتایج یکسانی تولید کند، اگر روش های اندازه گیری فاقد اعتبار کافی باشد اجرای پژوهش تجربی بی معنا خواهد بود (آذر ، الوانی و دانایی فرد ، ۱۳۸۶). در این پژوهش، برای به دست آوردن پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ[۹۱] استفاده شده است. این روش برای محاسبۀ هماهنگی درونی ابزار اندازه گیری از جمله پرسشنامه یا آزمون هایی که خصیصه های مختلف را اندازه گیری میکند به کار می رود .
۳-۸-۲-۱) روش آلفای کرونباخ
این روش برای هماهنگی درونی ابزار اندازه گیری از جمله پرسشنامه یا آزمون هایی که خصیصه های مختلف را اندازه گیری میکند، به کار می رود و در اینگونه ابزار، پاسخ هر سؤال میتواند مقادیر عددی مختلفی را اختیار کند. معمولاً در مقیاس های نگرش سنج، برای سؤالهای آزمون هایی که پاسخ درست و غلط وجود ندارد، هیچ یک از پاسخ ها به خودی خود درست یا غلط نیستند، برای پایایی این گونه سؤالات کرونباخ فرمول زیر را پیشنهاد داده است:
برای محاسبه ضریب آلفای کرونباخ ابتدا باید واریانس نمره های هر زیر مجموعه از سؤالهای پرسشنامه و واریانس کل را محاسبه نمود و سپس با بهره گرفتن از فرمول زیر مقدار ضریب آلفا را محاسبه کرد .
a
اگر ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه بالاتر از ۷/۰ به دست آید، می توان عنوان نمود که پرسشنامه از پایایی قابل قبولی برخوردار است؛ اما در صورتی که این ضریب زیر ۷/۰ به دست آید، باید برای تک تک سؤالات پرسشنامه، ضریب آلفای کرونباخ را محاسبه نمود و سؤالاتی که ضریب آن ها زیر ۷/۰ به دست آمده است را حذف کرده یا مورد اصلاح قرار داد (سرمد و دیگران ، ۱۳۸۱).
جدول (۳-۲). برونداد نرم افزار SPSS برای محاسبه آلفای کرونباخ پرسشنامه
متغیر
ضریب آلفای کرونباخ
آگاهی
۷۰۵/۰
انگیزه
۷۲۳/۰
سبک زندگی
۸۱۹/۰
عوامل اجتماعی
۸۱۲/۰
ادراک
۸۲۷/۰
ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده در این پژوهش، در یک مطالعه مقدماتی با توزیع ۱۵ پرسشنامه ۸۵۴/۰ محاسبه گردید، که از سطح حداقلی (۷/۰) که توسط نانلی پیشنهاد گردیده بالاتر میباشد، بنابرین پایائی پرسشنامه بسیار مطلوب و از روایی بالایی برخوردار است.
۳-۹) روش های آماری مورد استفاده
محقق پس از اینکه تحقیق خود را مشخص کرد و با بهره گرفتن از ابزارهای مناسب داده های مورد نیاز را برآی آزمون فرضیه های خود جمع آوری کرد، نوبت آن رسیده که با بهره گیری از تکنیکهای آماری مناسب که با روش تحقیق و نوع متغیر ها سازگاری دارد، داده های جمع آوری شده را دسته بندی و تجزیه و تحلیل نماید. در نهایت فرضیه هایی را که تا این مرحله او را در تحقیق هدایت کردهاند را، آزمون کند و نتایج علمی مربوطه را استخراج نماید. سرانجام بتواند راه حلی برای پرسشی که تحقیق تلاش سیستماتیک برای به دست آوردن آن دارد، بیابد ( خاکی، ۱۳۸۸). هدف از تحلیل و توصیف در آمار، برای جامعه آماری است که به دو طریق توصیف می شود. یا با سرشماریه کلیۀ عناصر جامعه و محاسبۀ “پارامترها” که در این صورت فنون آماری توصیفی به کار خواهد رفت و یا با بهره گرفتن از تخمین زدن. برای برآورد پارامتر، بخشی از آمار را استنباطی میگویند که شامل فنون “تخمین آماری” و “ورود آزمون فرضیهها” می شود. اینکه از کدام طریق تخمین یا آزمون استنباط انجام میگیرد به نوع تحقیق بستگی دارد. اگر تحقیق از نوع سوال و صرفاً حاوی پرسش دربارۀ پارامتر باشد از تخمین آماری برای پاسخ به سوالات استفاده می شود و اگر حاوی فرضیهها بوده و از مرحلۀ سوال گذر کرده باشد، آزمون فرضیهها و فنون آماری آن به کار می رود (آذر و مومنی، ۱۳۸۰). در این بخش، توضیحاتی راجب روش های تجزیه و تحلیل اطلاعات مورد استفاده در این تحقیق اراﺋﻪ می شود.
۳-۹-۱) آزمون کولموگروف- اسمیرنوف
آزمون کولموگوروف – اسمیرنوف، که به افتخار دو آماردان روسی به نامهای ا . ان . کولموگوروف[۹۲] و ان . وی . اسمیرنوف[۹۳] به این نام خوانده می شود، روش ناپارامتری سادهای برای تعیین همگونی اطلاعات تجربی با توزیعهای آماری منتخب است؛ بنابرین آزمون کولموگوروف – اسمیرنوف، که آن را با KS نشان میدهیم، روشی برای همگونی یک توزیع فراوانی نظری برای اطلاعات تجربی است (آذر و مؤمنی، ۱۳۸۰).
مراحل این ازمون عبارتند از:
- تعیین فرضیات آزمون
H0: توزیع مشاهدات با توزیع مشخصی (در این تحقیق توزیع نرمال)، همگون است
H1: توزیع مشاهدات با توزیع مشخصی (در این تحقیق توزیع نرمال)، همگون نیست
- محاسبل آمارۀ آزمون
آمارۀ آزمون KS را با نشان میدهیم. آمارل ازمون برابر است با حداکثر قدرمطلق تفاضل فراوانی مشاهده نسبس تجمعی از فراوانی نظری نسبی تجمعیف یعنی:
Dn =Maximum| Fe – Fo |
که در آن Fe و Fo به ترتیبی از فراوانی نظری نسبی تجمعی و فراوانی مشاهده شده نسبی تجمعی است.
- تصمیم گیری
اگر آمارۀ آزمون از مقدار جدول کمتر باشد، فرض صفر پذیرفته و در غیر این صورت رد می شود (آذر و مؤمنی، ۱۳۸۰). در تصمیم گیری بوسیلۀ داده های حاصل از تحلیل ه وسیلۀ نرم افزارهای کامپیوتری، اگر سطح معنی داری آمارۀ مورد نظر از سطح خطا () کوچکتر باشد، فرض در سطح اطمینان فوق رد می شود.
۳-۹-۲) آزمون های تحلیل عاملی تآییدی و اکتشافی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اهدای جایزه “خورشید تابان / جایزه آساهی” در سال ۱۹۸۸سبب شد بانکودل لیبرو بتواند طرحها و تجربه های مربوط به خدمات کتابخآنهای را گستردهتر ادامه دهد. در این طرح بیست و دو کتابخانه سیار به صورت آزمایشی راه اندازی شد. این کتابخانهها برای مدارس روستایی، و مناطق دور دست در نظر گرفته شده بود و شامل مجموعه کوچکی کتاب در یک جعبه بود که آموزگار میتوانست هر روز آن را به کلاس ببرد. این طرح ۱۳مدرسه روستایی در استآنهای لارا، بولیوار، میراندا و آراگوا را نیز دربرگرفت. طرح دیگری که به برکت این جایزه راه اندازی شد، طرح آموزشی آموزگاران مدارس روستایی برای ارائه خدمات کتابخآنهای بود. ۴۹ آموزگار و ۱۰ مدیر در ۹ مدرسهی روستایی در استان بولیوار در زمینهی کار کتابخانه روستایی آموزش دیدند. پس از این آموزش، بیش از ۱۰۰ شرکت کننده در ۶ کارگاه آموزشی مختلف که در مورد شیوه انتخاب کتاب کودک تشکیل شده بود، شرکت کردند (اشرفی، ۱۳۸۸).

 ” خواندن چه لذت بخش است!” پروژه “خواندن چه لذت بخش است” از سوی “بنیاد ترویج خواندن” که سازمانی غیرانتفاعی در کلمبیاست از سال ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۴ با پشتیبانی دولت کلمبیا به اجرا درآمد و جایزه آساهی را در سال ۱۹۹۵از آن خود کرد. هدف این پروژه، تشکیل شبکه کتابخانههای روستایی و کتابخانههای سیار در ۱۲۰۰ منطقه ی محروم و دور افتاده کشور بوده است. این پروژه هر سه ماه یکبار، مواد خواندنی مناسبی را در ۴۲۰ هزار مدرسهی دولتی که فرزندان خانواده های کم درآمد در آن ها تحصیل میکردند، پخش کرد. ازدیگر فعالیت های این پروژه برگزاری کارگاههای آموزشی برای پدر و مادران، آموزگاران و کتابداران بود. آموزگاران مدارس با شرکت در کارگاههای آموزشی که بنیاد ترویج خواندن برگزار میکرد و با بهره گرفتن از کتابهای راهنما تشویق میشدند تا باشگاههای کتاب مدارس را به شیوه مؤثری اداره کنند (پایگاه ترویج کتابک، ۱۳۸۸). “طرح خواندن برای همه” طرح خواندن برای همه از سوی “مرکز ملی خواندن برای همه” در سال ۱۹۷۷ در مالی آغاز به کارکرد و تا سال ۲۰۰۱ به شکل مرکز خدمات رسانی کتابخآنهای گسترش یافت. این خدمات در قالب شبکهای از ۶۴ کتابخانه عمومی برای همه گروههای سنی است که تمام بخشهای این کشور فرانسه زبان آفریقایی را پوشش میدهد. بیشترکتابخانههای این طرح در جوامع دورافتادهی روستایی قرار دارد که دسترسی به آن ها با وسایل ارتباط جمعی مدرن مشکل است. مالی یکی از فقیرترین کشورهای دنیا است، تقریباً ادبیات ملی چاپ شده ندارد. در این کشورتنها چند کتاب فروشی وجود دارد و کتاب بسیار گران است. اعضای طرح خواندن برای همه ازهمان آغاز کار پیبردند که ترویج خواندن را باید با کودکان و نوجوانان شروع کرد. از این رو نزدیک به یک سوم از ۲۵۰۰ تا ۴۰۰۰ جلد کتاب این طرح را کتابهای کودکان تشکیل میدهد. کتابداران محلی که در ضمن کار آموزش دیدهاند، به ترویجخواندن در میان کودکان و خانواده آن ها میپردازند و فعالیتای گوناگونی در ارتباط با کتاب برای کودکان و جوانان ترتیب میدهند، مانند قصهگویی، نمایش و بازی. افزون براین از سال ۱۹۸۵ کتابداران مجلهای با عنوان “کودکان اول” منتشر میکنند که این یک کار مشارکتی است. در این نشریه شعرهای کودکان و بزرگسالان منتشر میشود و کتابداران به ضبط و حفظ ادبیات شفاهی و سنتی میپردازند. این طرح در سال ۱۹۹۲موفق به دریافت جایزهی آساهی شد. با توجه به این که بیشترکتابخانههای این طرح در مناطق بدون برق قرار دارند، “مرکز ملی خواندن برای همه” تصمیم گرفت پول جایزه ی آساهی را برای درست کردن یک پایگاه اطلاعاتی از طریق کامپیوترهای قابل حمل و نقل هزینه کند. از این راه مجموعه کتابها را ثبت و اطلاعات را به روز کرد. فعالیتهای دیگری که اعضای طرح مایلاند انجام دهند، برقرسانی به کتابخانهها هنگام شب با انرژی خورشیدی است. طرح خواندن برای همه، در زمانی کوتاه و کار زیاد توانست شبکهای توانا و کارآمد از کتابخانهها درست کند که تأکید اصلی کار آن ها بر ترویج خواندن است. اهداف “مرکز ملی خواندن برای همه” برای افزایش شمار کتابهای کودکان در مجموعه ها، تلاش برای چاپ کتاب کودکان و ضبط و حفظ مطالب به زبآنهای محلی مالی میتواند الگوی خوبی برای کشورهای در حال توسعه باشد (پایگاه ترویج کتابک، ۱۳۸۸). “طرح کتابخانه برای کودکان فقیر” طرح کتابخانه کودک وابسته به “جامعه نویسندگان و تصویرگران کودک”[۴۳] در هندوستان در سال ۱۹۸۳ آغاز به کار کرد. زنده یاد شری شانکار پیلای بنیادگذار این انجمن و صندوق کتابهای کودکان دردهلی نو بوده است. اعضای این انجمن نخست داوطلبانه ۹ کتابخانه در خانه های خود درست کردند. اعضا کتابها را میخریدند یا از ناشران هدیه میگرفتند. این طرح رفته رفته گسترش پیدا کرد تا این که یک “انبار کتاب” در دهلی نو بنیاد نهاده شد. بدین ترتیب برای داوطلبانی که در دیگر مناطق کشور در شهرهای بزرگ و کوچک و روستاها کتابخانه تأسيس میکردند، کتاب فرستاده میشد. به هر کتابدار داوطلب کیفی با ۱۵۰ تا ۲۰۰ عنوان کتاب، یک تخته، یک دفتر ثبت و تقویم برای کودکان داده میشد. به کودکان تهیدست ماهیانه حق عضویت اندکی پرداخت میشد تا آن ها تشویق شوند در فعالیتهای مختلفیکه در کتابخانه انجام میشود شرکت کنند، مانند قصه گویی، داستانخوانی، مسابقه کتابخوانی، بازیهای چیستانی، نقاشی، نمایش و دیدار با نویسندگان وتصویرگران. همراه با گرفتن کتاب، خوانندگان جوان یک تقویم و یک کارت دریافت میکردند واز آن ها خواسته میشد نظرشان را درباره کتابهایی که خواندهاند روی کارت بنویسند. آن ها باید نویسنده، تصویرگر و ناشر مورد علاقه خود را برای جوایز دو سالانهی گزیده کودکان که از سوی “جامعه نویسندگان و تصویرگران کودک” برگزار میشود، انتخاب کنند. “جامعه نویسندگان و تصویرگران کودک” همچنین کتابهای توصیه شده کتابداران را به عنوان جایزه به کودکان خواننده هدیه میکرد. تشکیل کارگاههای آموزشی و دادن جایزه به کتابداران داوطلب نیز بخش مهمی از اجرای طرح بود. این طرح در سال ۱۹۹۱ جایزهی آساهی را به خود اختصاص داد. “جامعه نویسندگان و تصویرگران کودک” با دریافت این جایزه نقدی توانست کتابهای بیشتری بخرد و کتابخانههای جدیدی برای کودکان در مناطق فقیرنشین، روستاها و بخش کودکان در بیمارستان ها در دهلی راهاندازیکند. اکنون “جامعه ی نویسندگان و تصویرگران کودک” بیش از ۲۵ هزارکتاب به زبآنهای هندی در ۷۰ کتابخانه کودکان در سراسر هندوستان راهاندازی کردهاست. با توجه به توان بالقوه گسترش این طرح و نیاز به کتاب بیشتر برای کودکان، “جامعه نویسندگان و تصویرگران کودک” در نظر دارد کتابخانههای بیشتری در روستاها و مناطق حاشیهای شهرها و بخش کودکان در بیمارستآنهای دهلی ایجاد کند.”جامعه نویسندگان و تصویرگران کودک” همچنین در نظر دارد در پارکهای محلی کودکان نیز کتابخانه بسازد (پایگاه ترویج کتابک، ۱۳۸۸).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شناسایی منابع مورد نیاز برای انجام هر کدام از فعالیتها و خصوصیات هر کدام از منابع

در این مرحله با توجه به هدف هزینه های تعریف شده و یا خروجی های سیستم، منابع مورد نیاز برای انجام هر کدام از فعالیتها مشخص میگردد. از جمله نوع منابع، حجم منابع بر حسب هر کدام از خروجی ها، منابع مورد نیاز مستقیم و غیر مستقیم، ماهیت منابع (ثابت و متغیر) مورد نیاز بر حسب هر کدام از اهداف هزینه و درجه تغییر پذیری منابع با توجه به اهداف هزینه تعیین میگردد.
تعریف و شناسایی محرک منابع
منظور از محرک منابع عاملی است که ارتباط بین منابع مصرف شده و هدف هزینه را بر حسب هر کدام از منابع مشخص میکند. محرک منابع تعیین کننده رابطه علّی بین منابع مصرف شده و حجم و یا تعداد هدف هزینه میباشد و با بهره گرفتن از محرک منابع می توان حجم منابع استفاده شده را به هدف هزینه نسبت داد. به عنوان مثال میزان استفاده هر کدام از واحدهای عملیاتی و اداری از تأسیسات یک فرودگاه بر اساس مبنای متراژ فیزیکی آن میباشد که بر این اساس هر چه متراژ فیزیکی بیشتر باشد، میزان استفاده نیز بیشتر خواهد بود.

عملیات هزینه یابی در مراکز فعالیت
با توجه به منابع مورد نیاز برای انجام هر فعالیت در این مرحله باید هزینه منابع مورد نیاز برای انجام فعالیتها را شناسایی کرد. عملیات هزینه یابی با توجه به نوع اطلاعات مورد نیاز برای تصمیم گیری متفاوت میباشد و می توان عملیات جمع آوری هزینه ها را از سطح بسیار جزئی تا سطح کلی جمع آوری کرد که این موضوع بیشتر به هدف هزینه بستگی دارد. در صورتی که هدف هزینه در یک سازمان واحد باشد و کلیه منابع مورد نیاز برای انجام یک هدف تخصیص یابند نیازی به جزئیات هزینه نمی باشد. به عنوان مثال اگر در یک فرودگاه صرفا خدمات نشست و برخاست هواپیما انجام می شود. و هدف ما از طراحی سیستم جمع آوری اطلاعات برای محاسبه بهای تمام شده باشد دیگر نیازی به تفکیک و ریز هزینه ها نمی باشد اما اگر در یک فرودگاه کلیه خدمات فرودگاهی وجود دارد و هر خدمت شرایط و ویژگیهای خاص مربوط به خود را دارد، نیاز است تا ابتدا ویژگیها و شرایط خاص هر خدمت شناسایی شده و سپس با توجه به هر ویژگی، عملیات هزینه یابی انجام شود تا هزینه های خاص هر خدمت مشخص گردد. برای انجام عملیات هزینه یابی با توجه به طول دوره مورد نظر می توان به دفاتر مالی و حسابداری هر فرودگاه مراجعه نمود تا هزینه ها به تفکیک طبقه بندیهای انجام شده شناسایی گردد.
تعریف و شناسایی محرکهای هزینه بر حسب مراکز فعالیت
محرکهای هزینه دقیقا عملیات مشابه محرکهای منابع را انجام میدهند با این تفاوت که محرک هزینه عامل ارتباط دهنده بین هزینه های ایجاد شده در مراکز هزینه و هدف هزینه میباشد. به عنوان مثال اگر بخواهیم سهم برج مراقبت یک فرودگاه را از هزینه های مربوط به تأسیسات آن مشخص نماییم از مبنای متراژ فیزیکی استفاده کرده و بر این اساس هزینه های تأسیسات به واحد برج مراقبت تخصیص داده می شود.
محرک فعالیت نشان دهنده تقاضا برای فعالیت ها با توجه به هدف هزینه است و برای انتخاب محرک فعالیت باید اصول زیر در نظر گرفته شود.
قاعده اول : از محرکهای فعالیتهایی استفاده شود که با نوع فعالیت مطابقت داشته باشد. مبناهای هزینه که برای تسهیم هزینه ها استفاده میشوند باید بتواند ارتباط علی بین مصرف فعالیتها و هدف هزینه را تعیین کند. مثلا اگر در انتخاب محرک فعالیت برای تخصیص هزینه های تأسیسات فرودگاه به هر بخش از مبنای “تعداد کارمندان” استفاده گردد، این مبنا نمی تواند به طور صحیح نشان دهنده فعالیتهای مصرف شده در واحد تأسیسات باشد. بلکه برای تسهیم درست هزینه ها باید از مبنا “متراژ فیزیکی مربوط به هر بخش” استفاده کرد. چون هزینه های واحد تأسیسات بیشتر با متراژ فیزیکی هر بخش ارتباط دارد نه با تعداد کارمند.
قاعده دوم : محرکهای هزینه باید به طور واقعی با فعالیتهایی که مصرف می شود ارتباط داشته باشد. از آنجا که محرک هزینه در تخصیص هزینه ها نقش اصلی را ایفاء میکند، بنابرین محرک هزینه انتخاب شده باید هزینه منابعی که برای انجام فعالیتها مصرف می شود، را تعیین کند.
قاعده سوم : تعداد محرکهای هزینه باید به طور بهینه انتخاب شود. انتخاب محرک هزینه باید طوری باشد که بتوان با استفاده ازآن هزینه های سربار را با بهره گرفتن از آن و تا حد زیادی به هدف هزینه تخصیص داد. از طرف دیگر انتخاب زیاد مبناهای هزینه علاوه بر اینکه جمع آوری اطلاعات را با مشکل مواجه میکند، باعث عدم کارایی مدل خواهد شد.
قاعده چهارم : محرکهای هزینه باید طوری انتخاب شود که باعث بهبود عملکرد فعالیتها گردد. از مبناهای فعالیت معمولا به عنوان معیارهای سنجش عملکرد استفاده می شود. بنابرین محرکهای هزینه ای که برای تسهیم هزینه ها استفاده می شود، باید باعث بهبود عملکرد فعالیتها شود.
قاعده پنجم : از محرکهای هزینه ای استفاده شود که معیار سنجش هزینه آن ها درسیستم وجود داشته باشد. محرکهای هزینه فعالیتها بر حسب نوع آن ها معمولا از معیارهای سنجش هزینه متفاوت استفاده میکنند. بنابرین باید محرکهایی انتخاب گردد که اطلاعات هزینه ای آن ها درسازمان وجود داشته باشد.
عملیات تخصیص هزینه های غیر مستقیم به هدف هزینه
با توجه به اینکه هزینه های مربوط به هر هدف هزینه صرفا هزینه های مستقیم نمی باشد. بنابرین باید با در نظر گرفتن هدف هزینه، هزینه های غیر مستقیم و هزینه های مربوط به بخشهای جانبی را بر حسب محرک منابع به هدف هزینه اختصاص داد تا بر این اساس کل هزینه های مربوط به هر هدف هزینه مشخص گردد. به عنوان مثال در صورتی که هدف هزینه محاسبه بهای تمام شده خدمات ناوبری در یک فرودگاه باشد، می بایست علاوه بر هزینه های مستقیم مربوط به آن که عمدتاً هزینه های ایجاد شده در سطح دسته خدمات میباشد، سهم هزینه ای هر پرواز از هزینه های جانبی نظیر استهلاک دستگاه های ناوبری و همچنین هزینه های تخصیصی از طرف بخشهای ستادی شرکت به فرودگاها و نهایتاً پرواز محاسبه شده تا بر این اساس سهم هزینه ای (هزینه های مستقیم و غیر مستقیم)آن محاسبه شود. برای انجام عملیات تخصیص هزینه اصول زیر را باید در نظر گرفت:
قاعده اول: تخصیص هزینه فعالیتهای نگهداری (هزینه های سطح فرودگاه) به فعالیتهایی که از آن ها منتفع میشوند. از آنجا که هزینه های نگهداری قابل تخصیص به یک خدمت خاص نمی باشند. بنابرین باید با بهره گرفتن از مبناهای منطقی و مناسب، این هزینه ها به فعالیتها تخصیص یابد.
قاعده دوم :برای تخصیص دقیق هزینه ها به فعالیتها باید تا حد امکان فعالیتها را آنالیز و تحلیل کرد تا تخصیص هزینه ها واقعی تر انجام شود. با توجه به اینکه تخصیص دقیق هزینه ها در سیستم ABC میتواند کمک زیادی به محاسبه هزینه های خدمات داشته باشد. بنابرین باید تا حد امکان فعالیتها به هدف هزینه مربوط به خود تخصیص داده شوند. برای این منظور ردیابی و شناسایی دقیق فعالیتها بسیار مهم میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
– معیارهای سنتی نظیر کارایی هزینه و مطلوبیت ممکن است باعث فشار آمدن به مدیران در جهت توجه به نتایج کوتاه مدت شده و در نتیجه هیچگونه حرکتی به سمت بهبود صورت نگیرد.

– شاخص های مالی گزارش دقیقی درباره هزینه فرآیندها، محصولات و مشتریان نمی دهند و تنها بر فرایند کنترل بخشی به جای کل سیستم تأکید دارند.
-شاخص های مالی قادر به تشخیص هزینه های کیفی به شکل دقیق و مناسب نیستند و تنها تولید بیشتر را تشویق میکند.
نواقص و کمبودهای سیستم های سنتی ارزیابی عملکرد به انقلابی در مدیریت عملکرد منجر شده است. به طوری که محققان و کاربران به سمت خلق سیستم هایی حرکت کردهاند که اهداف و محیط فعلی را مورد توجه قرار دهند و بدین ترتیب فرآیندهای متعددی برای استفاده سازمان های مختلف ایجاد گردید. همچنین چارچوب های بسیاری برای پشتیبانی فرآیندها پیشنهاد شد که هدف اینگونه چارچوب ها کمک به سازمان ها برای ارزیابی دقیق عملکردشان است.

دیدگاه مدرن، آموزش، رشد و توسعه ظرفیت های ارزیابی شونده، بهبود و بهسازی افراد و سازمان و عملکرد آن، ارائه خدمات مشاوره ای و مشارکت عمومی ذینفعان، ایجاد انگیزش و مسئولیت پذیری برای بهبود کیفیت و بهینه سازی فعالیت و عملیات را هدف قرار میدهد و مبنای آن شناسایی بهتر دارایی های سازمانی از جمله دارایی نامشهود و نقاط ضعف و قوت و تعالی سازمانی است. خاستگاه این دیدگاه مقتضیات معاصر بوده و به ارزیابی سیستمی عملکرد با بهره گرفتن از تکنیک ها و روش های جدید، توسعه پیدا میکند. حوزه تحت پوشش اندازه گیری عملکرد میتواند سطح کلان یک سازمان، یک واحد، یک فرایند و یا کارکنان باشد.
۲-۹-۳ فرایند ارزیابی عملرد
هر فرآیندی شامل مجموعه ای از فعالیت ها و اقدامات با توالی و ترتیب خاص منطقی و هدف دار میباشد. در فرایند ارزیابی عملکرد نیز هر مدل و الگویی که انتخاب شود، طی مراحل و رعایت نظم و توالی فعالیت های ذیل ضروری میباشد:
– تدوین شاخص ها و ابعاد و محورهای مربوطه و تعیین واحد سنجش آ«ها
– تعیین وزن شاخص ها، به لحاظ اهمیت آن ها و سقف امتیازات مربوطه
– استاندارد گذاری و تعیین وضعیت مطلوب هر شاخص
– سنجش و اندازه گیری از طریق مقایسه عملکرد واقعی پایان دوره ابتدایی با استاندارد مطلوب از قبل تعیین شده
– استخراج و تحلیل نتایج
۲-۱۰ پیشینه تحقیق
پژوهش های داخلی:
شجاعی و باغبانیان ۱۳۸۸ در مطالعه ای موردی به بررسی ارتباط سرمایه فکری و عملکرد سازمانی صنعت بانکداری ایران پرداختند. ایشان برای هدایت این تحقیق از پرسشنامه روان سنجی معتبری استفاده نمودند که نسخه اصلی آن اولین بار در کانادا تهیه اجراشد بود. در تحقیق مذکور برای اکتشاف عوامل و بسط گویه های پرسشنامه از روش تحلیل مؤلفه های اصلی( PCA) و روابط خطی ساختاری ( LISREL) استفاده گردید. مدل برآورد شده نهایی ایشان، بیانگر اثرگذاری مثبت هریک از اجزای سرمایه فکری بر عملکرد سازمانی و صنعت بانکداری بوده است ( شجاعی و باغبانیان، سال ۱۳۸۸).
فطرس و بیگی در تحقیق تجربی خود به آزمون و بررسی سه مؤلفه سرمایه فکری یعنی، سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری و روابط داخلی آن ها در دو بخش صنعت بانکداری ( دولتی و خصوصی) ایران پرداختند. ایشان برای گردآوری داده های تحقیق خود از پرسشنامه استفاده نمودند. همچنین برای اکتشاف سازهها و بسط گویه های پرسشنامه، روش تحلیل مؤلفه های اصلی (PCA) و روابط خطی ساختاری ( LISREL) به کار گرفتند. متد های برآورد شده نهایی در این تحقیق، بیان کننده تفسیری از واریانس عملکرد در زمینه صنعت بانکداری ایران است که میتواند پیش درآمد مناسبی برای تحقیقات آتی در دیگر زمینه ها باشد. نتایج پژوهش مذبور بر این دلالت دارد که در بانکداری خصوصی، بالاترین میزان اثر گذاری به ترتیب مربوط به سرمایه انسانی، سرمایه مشتری و سرمایه ساختاری است. با این تفاوت که سرمایه انسانی و سرمایه مشتری در بخش خصوصی و سرمایه ساختاری در بخش دولتی در مقایسه با بخش دیگر اثرگذاری بیشتری بر عملکرد دارند ( فطرس وبیگی، سال ۱۳۸۹).
در تحقیقی دیگر، محمدی پیراسته و همکاران به دنبال شناسایی نقش مؤلفه های سرمایه فکری ( سرمایه ارتباطی، انسانی و ساختاری) بر بهره وری صنعت بانکداری در استان گیلان برآمدند. روش تحقیق ایشان از نوع توصیفی، کاربردی و مبتنی بر مدل معادلات ساختاری بود. جامعه مورد مطالعه این تحقیق ۱۹۰۰ نفر از کارکنان بانک های استان گیلان بود که از میان آن ها ۲۲۰ نفر با انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه ای با دو بخش بود که پایایی هریک از پرسشنامه های سرمایه فکر و بهره وری، از طریق آلفای کرونباخ محاسبه گرددی. بر اساس یافته های این تحقیق، بین سرمایه فکری و بهره وری کارکنان صنعت بانکداری رابطه قوی و معناداری وجود دارد و همه ابعاد سرمایه فکری به طور مثبت و معنی داری بر بهره وری تاثیر دارند و از میان عناصر سرمایه فکری، سرمایه مشتری بیشترین تاثیر را بر بهره وری دارد ( محمدی پیراسته، سال ۱۳۹۰)
نمازی و ابراهیمی تاثیر سرمایه های فکری و اجزای آن بر ارزیابی عملیات مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را برای دوره ای زمانی سال های ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۶ و یا انتخاب بررسی نمودند. ایشان در تحقیق خود نسبت بازده ی حقوق صاحبان سهام، نسبت بازده ی دارایی ها و سود هر سهم به عنوان شاخصهای عملکرد در نظر گرفتند. در این پژوهش محققان برای آزمون فرضیه های خود از روش آماری « داده های ترکیبی» استفاده کردند. نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه های این پژوهش، با بهره گرفتن از مدل پالیک بیانگر آن بود که حتی پس از کنترل اندازه ی شرکت و ساختار بدهی، بین سرمایه فکری با عملکرد مالی شرکت رابطه یمثبت و معنی داری وجود دارد. افزون بر این، آزمون فرض آماری نشان داد که میان کارایی سرمایه ی به کار گرفته شده و کارایی سرمایه انسانی با سود هر سهم نیز رابطه ی مثبت معنی داری وجود دارد، اما رابطه ی میان کارایی سرمایه ی ساختاری با سود هر سهم مثبت و بی معنی است ( نمازی و ابراهیمی، سال ۱۳۹۰)
پژوهش های خارجی:
در ۱۹۹۸ به دنبال دارایی های دانشی سازمان، بونتیس چارچوبی جامع به اضافه یک بررسی مقدماتی که از هر دو جنبه علمی و تجربی، اجزاری سرمایه فکری و اثرات آن بر عملکرد سازمان را به آسانی قابل فهم می کرد، پیشنهاد کرد. در این پیشنهاد و مطالعات بعدی، ساختاری سرمایه فکری به سه جزء سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری ( معرف سرمایه سازمانی مطالعه ادوینسون و مالون در ۱۹۹۷) و سرمایه ارتباطی ( معرف سرمایه مشتری مطالعه بونتیس) تقسیم می شد ( بونتیس، سال ۱۹۹۸).
بررسی نتایج مقدماتی بونتیس چندین مفهوم پایدار برای مطالعات بعدی فراهم آورد. این مدل مکررا برای نمونه داده های جدید به کاربرده شد به همین علت شرط علمی تکرار پذیری را تقویست میکند. همچنین ویژگی وابسته بقراین بودن ( به خصوص در صنعت) و رابطه بین سرمایه فکری و عملکرد سازمانی را مستحکم تر میکند ( هونگ و چانگ، سال ۲۰۰۵).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تعریف عملیاتی :
مسأله : برخورد دانش آموز با مسأله ی مطرح شده در کتاب ریاضی ششم ابتدایی
حل مسأله : چگونگی حل مسأله مورد نظر و راهبردهای آن بر اساس مراحل چهارگانه جورج پولیا
راهبردهای حل مسأله : در این پژوهش ، راهبردهای مطرح شده در الگوی حل مسأله جورج پولیا که شامل چهار گام زیر میباشد .
۱- فهمیدن مسأله ۲- طرح نقشه ۳- اجرای نقشه ۴- مرور و امتحان کردن جوان
اضطراب ریاضی : این مفهوم به عنوان متغیر وابسته در این پژوهش به کار رفته و توسط پرسشنامه ی اضطراب ریاضی برای کودکان( MASC ) چیو و هنری مورد استفاده قرار خواهد گرفت .


فصل دوم
(ادبیات تحقیق)
مبانی نظری اضطراب
اضطراب
اضطراب به منزله ی بخشی از زندگی انسان،در همه ی افراد در حدی اعتدال آمیز وجود دارد و در این حد،به عنوان پاسخی سازش یافته تلقی می شود،اما اگر از این حد خارج شود و جنبه ی مزمن و مداوم بیابد به منزله ی شکست و سازش نایافتگی تلقی میگردد(دادستان،۱۳۸۰).
اضطراب،احساس رنج آوری است که با یک موقعیت ضربه آمیز کنونی یا با انتظار خطری به شی ء نامعین وابسته است(دادستان،۱۳۸۰).
اضطراب یک حالت نگرانی و دلشوره است که با ترس پیوند دارد.موضوع اضطراب،مانند خطری مبهم یا یک رویداد احتمالی ناگوار،معمولا نا مشخص و اختصاصی تر از موضوع ترساست (بال ترجمه ی مسدد،۱۳۷۹).
از نظر سولیوان[۱] (۱۹۷۴)اضطراب انعکاسی از تنش درونی است ؛در حالی که ترس سازو کاری است که بر پایه ی رویارویی با خطرات واقع بینانه تر خارجی به کار می رود(بال ترجمه ی مسدد،۱۳۷۹).
از نظر آدلر۲(۱۹۲۹، به نقل از آزاد،۱۳۷۶)اضطراب در رویارویی شخص با خود و دیگران؛در ارتباط با احساس حقارت و نحوه جبران آن مطرح می شود.
هورنای۳(۱۹۴۸)اضطراب ناشی از تجارب گذشته و نحوه ی ارضای نیازهای شخصی و فرمهای تشخیصی افراد را،مطرح میکند.اریکسون۴ (۱۹۶۳) با اتکا روی آموزش اعتماد و محبت و احساس امنیت در دوران کودکی اضطراب را روشن کرده و معتقد است که کودکانی که از ابتدا امنیت را تجربه نکرده اند در مقابل دیگران با اضطراب و نا امنی روبرو میشوند(به نقل از آزاد، ۱۳۷۶).
نظریه های اضطراب
نظریه روان تحلیل گری
فروید[۲] (۱۹۲۳)معتقد است که اضطراب هشدار و تهدیدی است علیه «خود» که از فشار یک تمایل یا خواسته غیر منطقی ناشی می شود و در صدد وارد شدن به حیطه آگاهی ،جهت تخلیه بار هیجانی میباشد.این فشار از طرف ناخوداگاه خود را به استفاده کردن از جهت مقابله با سائق های نامعقول وادار می کند(دادستان،۱۳۷۱).
نظریه رفتار گرا
اضطراب را واکنشی میداند که بر اساس قوانین یادگیری،قابل توجیه است.مشکلات رفتاری به منزله ی الگوهایی از پاسخ نامناسب نگریسته میشوند که احتمالا با شرایط محرک بیزار کننده،آموخته میشوند؛ و به علت این که در زمینه کمک به فرد برای اجتناب از پیامدهای نامطلوبکارایی دارند؛ حفظ میشوند.بر اساس این دیدگاه،بسیاری از حالات غیر روانی،پاسخ های شرطی هستند که به نحوی تقویت میشوند و ادامه مییابند(پور افکاری،۱۳۶۸).
نظریه شناختی
مفاهیم شناختی حالتهای اضطرابی،حاکی از آن است که الگوهای تفکر اشتباه آمیز،مسخ شده و ویرانگر،با رفتارهای سازش نایافته و اختلالهای هیجانی همراه است.از این دیدگاه افراد مضطرب،میزان خطر و احتمال آسیب دیدن را در یک موقعیت خاص بیش از حد و توانایی خود را ،کمتر از حد،برآورد میکند.کلی۲برنقش برداشتهای شخصی،به عنوان علل واکنشهای هیجانی تأکید میکند و معتقد استاضطراب ، نتیجه شناخت عدم کفایت و عدم لیاقت در سیستم سازههای فرد میباشد ؛و زمانی که یک سازه از ارائه معنی و مفهوم برای یک تجربه شخصی عاجز می ماند، اضطراب و احساس گناه در فرد به وجود میآید(جمالفر۱۳۷۳).ساراسون۳ (۱۹۸۹)بر این عقیده است که وقتی بفهمیم نظام ساختارهای ما،از عهده مشکلی که داریم برنمی آید ؛احساس اضطراب میکنیم(دادستان، ۱۳۷۴).
نظریه انسان گرایی
در این نظریه ،اضطراب به عنوان همراهی هیجانی،گاهی فوری از طبیعت پرهرج و مرج ناقص و بی معنی دنیایی است که در آن زندگی میکنیم و موفقیتهایی که اضطراب را در فرد برمی انگیزانند معمولا یک جنبه ای از انتخاب را همراه خود دارند.آزادی برای انتخاب،به دلیل احتمال خطا یا انتخاب کمترعاقلانه میتواند اضطراب برانگیز باشد.توجه دیگران در انتخاب کردن ،تاثیر مهمی دارد و اضطراب میتواند نتیجه ای از تنش میان آزادی و ملازماتی باشد که در گروه یا زمینه اجتماعی که فرد در آن زندگی میکند وجود دارد،(نویز و باروز۱۹۸۸[۳]، به نقل از دادستان، ۱۳۷۴).

نظریه یادگیری اجتماعی
این نظریه با مطالعه نحوه تفکر و احساس و عمل آدمی در محیط های اجتماعی و چگونگی تاثیر متقابل محیط های اجتماعی در اندیشه ها ، احساسات و اعمال او سروکار دارد.نظریه یادگیری اجتماعی بر این نکته تأکید دارد که رفتار هم تابع فرد است و هم تابع موقعیت.
به نظر میرسد افرادی که شکستهایشان را به عوامل درونی نسبت میدهند در مواجهه با شکستهای پی در پی و متوالی احساس افسردگی و یأس میکنند و همین احساس آن ها منجر به پیشبینی شکستهای دیگران در آینده شده و بنابرین هنگام رویارویی با تکالیف با موقعیت های مشابه دچار اضطراب میشوند(ماتیوس۱۹۹۰[۴]، به نقل از دادستان،۱۳۷۴).

مراحل اضطراب
پیپلا[۵] (۱۹۸۳)، به نقل از ساراسون واستوپس۴،(۱۹۷۸)مراحل و پیچیدگی اضطراب را در چهار سطح تعیین کرد و اثرات هر سطح را در فرد مشخص نمود.
۱-اضطراب خفیف :این نوعی اضطراب با تنش روزانه زندگی همراه است .فرد در جریان این اضطراب هوشیار است و حوزه ادراکی او از قبیل شنیدن ،دیدن و غیره بیش از پیش افزایش مییابد .این نوع اضطراب میتواند یادگیری را برانگیزاند و رشد و خلاقیت فرد را افزایش دهد.
۲-اضطراب متوسط :دراضطراب متوسط،فرد به رابطه فوری و محدود کردن پیرامون خود تمرکز دارد؛حوزه ادراکیش برای شنیدن،و دیدن و شناخت پدیده ها تا حدی محدود می شود.با این حال اگر فرد در حال انجام کاری باشد ؛شاید توجه وی در این زمینه بیشتر شود.
۳-اضطراب شدید:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با توجه به تحقیقات انجام شده در سالهای اخیر در دنیا و توجه روزافزون به بررسی هوش عاطفی و کاربرد آن در عرصههای گوناگون و نیز بررسی رفتار شهروند سازمانی به عنوان یکی از عوامل مهم اثر بخشی سازمانهای امروز، تحقیقات اندکی در این رابطه در ایران انجام شده است. هدف از انجام این تحقیق تاثیر هوش عاطفی کارکنان در رفتار شهروندی سازمانی کارکنان است. به عبارت دیگر این پژوهش به دنبال پاسخ دادن به این سوال است که آیا هوش عاطفی کارکنان و رفتار شهروند سازمانی در ﻣﯿﺎن ﮐﺎرﮐﻨﺎن سازمان تامین اجتماعی شهرستان کاشان تاثیر دارد؟


۱-۳ ضرورت و اهمیت تحقیق
اﻫﻤﯿﺖ ﻋﻮاﻃﻒ و اﺣﺴﺎﺳﺎت در زﻧﺪﮔﯽ ﻓﺮدی و ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ، اﻧﮕﯿﺰهی اﺻﻠﯽ ﺷﮑﻞگیری ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻮد، ﻫﻮش ﻋﺎﻃﻔﯽ ﺑﻪ رﻫﺒﺮان ﮐﻤﮏ میﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺆﺛﺮی ﺑﺎ اﺣﺴﺎﺳﺎت و ﻋﻮاﻃﻒ دﯾﮕﺮان ﺑﺮﺧﻮرد ﮐﺮده و ﻧﯿﺎزﻫﺎی اﻓﺮاد را ﺗﺸﺨﯿﺺ دﻫﻨﺪ و آﻧﺎن را ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺆﺛﺮی ﺑﺮاﻧﮕﯿﺰاﻧﻨﺪ. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺿﺮورت ﺗﺤﻮل و ﺑﺎزﺳﺎزی ﺳﺎزﻣﺎنها ﺗﻮﺳﻂ رﻫﺒﺮان و ﮔﺮاﯾﺶها و ﺗﻮﺟﻬﺎت روزاﻓﺰوﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ رواﺑﻂ اﻧﺴﺎﻧﯽ در ﺳﺎزﻣﺎنها ﻣﯽﺷﻮد و ﻧﯿﺰ اﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﮐﻪ ﻫﻮش ﻋﺎﻃﻔﯽ ﺑﺮ رﻫﺒﺮی در ﺳﺎزﻣﺎنها ﺗﺄﺛﯿﺮ زﯾﺎدی دارد، ﺿﺮورت اﻧﺠﺎم اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ اﺣﺴﺎس میﺷﻮد. ﻋﺪم اﻧﺠﺎم ﭼﻨﯿﻦ ﺗﺤﻘﯿﻘﯽ در ﺳﺎزﻣﺎنهای تامین اجتماعی ﮐﺸﻮر ﻧﯿﺰ ﺑﺮ اﻫﻤﯿﺖ اﻧﺠﺎم ﭼﻨﯿﻦ ﭘﮋوﻫﺸﯽ میاﻓﺰاﯾﺪ.
ﻫﻮش ﻋﺎﻃﻔﻲ آﺧﺮﻳﻦ و ﺟﺪﻳﺪﺗﺮﻳﻦ ﺗﺤﻮل در زﻣﻴﻨﻪی ﻓﻬﻢ ارﺗﺒﺎط ﻣﻴﺎن ﺗﻌﻘﻞ و اﺣﺴﺎﺳﺎت اﺳﺖ. ﻳﻜﻲ از ﻋﻮاﻣﻠﻲ ﻛﻪ ﻧﻘﺶ ﭼﺸﻤﮕﻴﺮی ﻫﻢ ﺑﺮ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ و ﻋﺪم ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ اﻓﺮاد اﻳﻔﺎ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ، ﻫﻮش ﻋﺎﻃﻔﻲ اﺳﺖ. از ﺳﻮﻳﻲ دﻳﮕﺮ، اﻣﺮوزه ﺛﺎﺑﺖ ﺷﺪه اﺳﺖ ﻛﻪ وﺟﻮد ﻋﺎﻃﻔﻪ ﺑﺮای ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ ﻓﻜﺮ ﻛﺮدن اﻫﻤﻴﺖ دارد و ﺑﺎور ﻗﺪﻳﻤﻲ ﻛﻪ ﻋﺎﻃﻔﻪ و ﻣﻨﻄﻖ را رو در روی ﻫﻢ ﻗﺮار ﻣﻲ داد، ﻛﺎﻣﻼً ﺑﻲ اﺛﺮ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﻫﻤﺎن ﮔﻮﻧﻪ ﻛﻪ در ﺗﻤﺎﻣﻲ ﻓﻌﻞ و اﻧﻔﻌﺎﻻت ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺗﻔﻜﺮ و اﺳﺘﺪﻻل ﻣﻨﻄﻖ و ﻋﺎﻃﻔﻪ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺗﻌﺎﻣﻠﻲ و ﻫﻢ ﭘﻮﺷﻲ ﻋﻤﻞ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ، ﺑﺮ ﻫﻤﻴﻦ ﻗﻴﺎس ﻫﻮش ﻋﻘﻠﻲ و ﻫﻮش ﻋﺎﻃﻔﻲ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺗﻌﺎﻣﻠﻲ ﺑﺮای رﺷﺪ و ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ آدﻣﻲ در ﺗﻤﺎﻣﻲ اﻣﻮر ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ زﻧﺪﮔﻲ ﺑﻪ ﻛﺎر ﻣﻲ روﻧﺪ(ﻧﻮراﻳﻲ و ﺳﺎﻋﻲ، ۱۳۸۹)
سازمان تامین اجتماعی ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻜﻲ از ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻳﻦ و ﺣﻴﺎﺗﻲ ﺗﺮﻳﻦ ﺳﻴﺴﺘﻢهای ﺧﺪﻣﺎﺗﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﻣﺴﺘﺜﻨﻲ از دﻳﮕﺮ ﻧﻬﺎدﻫﺎی دوﻟﺘﻲ ﻣﺎ ﻧﻤﻲ ﺑﺎﺷﺪ و از آﻧﺠﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻣﺤﻘﻖ ﺧﻮد در اﻳﻦ ﻧﻬﺎد ﻣﺸﻐﻮل ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ رﺳﺎﻧﻲ اﺳﺖ، ﻣﺴﺎﻟﻪ هوش عاطفی و رفتار شهروند سازمانی را ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ در اﻳﻦ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ درک ﻣﻲ ﻧﻤﺎﻳﺪ.
ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﺑﺎ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻣﻮارد ذﻛﺮ ﺷﺪه و ﻧﻴﺰ اﻫﻤﻴﺖ ﺣﻴﺎﺗﻲ اﻳﻦ ﻧﻬﺎد ﺑﺮای ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﺑﺮرﺳﻲ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻫﻮش ﻋﺎﻃﻔﻲ ﻛﺎرﻛﻨﺎن ﺑﺮ رفتار شهروند سازمانی در آن ﺿﺮوری ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲرﺳﺪ و ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﻛﻤﺒﻮد ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪای در سازمان تامین اجتماعی، ﻣﺤﻘﻖ ﺳﻌﻲ دارد ﺗﺎ ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﻲ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻫﻮش ﻋﺎﻃﻔﻲ ﻛﺎرﻛﻨﺎن ﺑﺮ رفتار شهروند سازمانی در سازمان تامین اجتماعی کاشان ﺑﭙﺮدازد.
۱-۴ مدل مفهومی پژوهش
فرضیات این پژوهش از مدل گلمن اقتباس گردیده است.
هوش عاطفی
خودآگاهی
خودمدیریتی
آگاهی اجتماعی
مدیریت روابط
رفتار شهروندی
سازمانی
شکل ۱-۱ مدل مفهومی پژوهش (گلمن ۲۰۰۱)
Golman, D. (2001). Working with Emotional Intelligence. Ebook
۱-۵ فرضیات
فرضیه اصلی:
هوش ﻋﺎﻃﻔﯽ ﺑﺮ رﻓﺘﺎر ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﮐﺎرﮐﻨﺎن، اﺛﺮ ﻣﻌﻨاداری دارد.
فرضیات فرعی:
۱٫ ” ﺧﻮدآﮔﺎﻫﯽ ” ﺑﺮ رﻓﺘﺎر ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﮐﺎرﮐﻨﺎن سازمان، اﺛﺮ ﻣﻌﻨاداری دارد.
۲٫ ” ﺧﻮد ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﯽ ” ﺑﺮ رﻓﺘﺎر ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﮐﺎرﮐﻨﺎن سازمان، اﺛﺮ ﻣﻌﻨاداری دارد.
۳٫ ” آﮔﺎﻫﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ” ﺑﺮ رﻓﺘﺎر ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﮐﺎرﮐﻨﺎن سازمان، اﺛﺮ ﻣﻌﻨاداری دارد.
۴٫ ” ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ رواﺑﻂ ” ﺑﺮ رﻓﺘﺎر ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﮐﺎرﮐﻨﺎن سازمان، اﺛﺮ ﻣﻌﻨاداری دارد.
۱-۶ اهداف تحقیق
-
- بررسی تاثیر هوش عاطفی بر رفتار شهروندی سازمانی در سازمان تامین اجتماعی کاشان.
-
- بررسیتاثیر ﺧﻮدآﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ رﻓﺘﺎر ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﮐﺎرﮐﻨﺎن سازمان تامین اجتماعی کاشان .
-
- بررسی تاثیر ﺧﻮد ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﯽ ﺑﺮ رﻓﺘﺎر ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﮐﺎرﮐﻨﺎن سازمان تامین اجتماعی کاشان.
-
- بررسی تاثیر آﮔﺎﻫﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﺮ رﻓﺘﺎر ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﮐﺎرﮐﻨﺎن سازمان تامین اجتماعی کاشان.
- بررسی تاثیر ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ رواﺑﻂ ﺑﺮ رﻓﺘﺎر ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﮐﺎرﮐﻨﺎن سازمان تامین اجتماعی کاشان.
۱-۷ قلمرو مکانی
در این تحقیق تاثیر هوش عاطفی بر رفتار شهروندی سازمانی سنجیده میشود که سازمان تامین اجتماعی کاشان به عنوان قلمرو مکانی در نظر گرفته شده است.
۱-۸ قلمرو زمانی
این پژوهش از زمان تصویب آغاز شده و۶ ماه پس از آن خاتمه مییابد.
۱-۹ نوع روش تحقیق
از آﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻫﺪف ﭘﮋوﻫﺶ ﺗﻌﯿﯿﻦ رواﺑﻂ بین ﻣﯿﺎن ﻣﺘﻐﯿﺮﻫﺎی ﻫﻮش ﻋﺎﻃﻔﯽ و رﻓﺘﺎر ﺷﻬﺮوﻧﺪی اﺳﺖ، لذا از نظر گردآوری داده ها توصیفی و از نوع پیمایشی است. در تحقیق توصیفی محقق میکوشد تا مشخصات افراد یا جامعه ها را مورد مطالعه قرار داده، رابطه میان آن ها را معلوم نماید. اطلاعات تحقیقات توصیفی معمولاً از طریق پرسشنامه، مصاحبه یا مشاهده جمع آوری میگردد (خاکی، ۱۳۸۴: ۲۱). تحقیق پیمایشی جهت بررسی توزیع ویژگیهای یک جامعه آماری به کار میرود. این نوع تحقیق میتواند برای پاسخ به سؤالهایی در خصوص ماهیت شرایط موجود، رابطه میان رویدادها و چگونگی وضعیت موجود مورد استفاده قرار گیرد. تحقیق حاضر به لحاط هدف از نوع کاربردی میباشد.

۱-۱۰ تعریف عملیاتی متغییر ها
ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻧﻈﺮی: ﻫﻮش ﻋﺎﻃﻔﯽ ﯾﮏ زﯾﺮ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻫﻮش اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﭘﺎﯾﺶ و ﻧﻈﺎرت ﺑﺮ اﺣﺴﺎﺳﺎت و ﻫﯿﺠﺎﻧﺎت ﺧﻮد و دﯾﮕﺮان، ﻓﺮق ﮔﺬاﺷﺘﻦ ﺑﯿﻦ آن ها و اﺳﺘﻔﺎده از اﯾﻦ اﻃﻼﻋﺎت ﺑﺮای ﻫﺪاﯾﺖ اﻓﮑﺎر و اﻋﻤﺎل دﺧﺎﻟﺖ دارد.
هوش ﻋﺎﻃﻔﻲ ﻧﯿﺰ، مفهومی ﮔﺴﺘﺮده اﺳﺖ که ﺷﺎﻣﻞ مهارتهای ﻓﺮدی و ﺣﺎﻻت دروﻧﻲ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ وبه مجموعه مهارتهای درون ﻓﺮدی و ﺑﺮون ﻓﺮدی اﻃﻼق ﻣﻲﮔﺮدد. هوش عاطفی را ﻣﻲﺗﻮان آگاهی از عواطف و ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ ﺗﺎﺛﯿﺮﭘﺬﯾﺮی از عواطف دﯾﮕﺮان، ﺑﺮوز اﺣﺴﺎﺳﺎت، ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﻋﻮاﻃﻒ. همدلی و ﺧﻮدآﮔﺎهی و ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ اداره ارﺗﺒﺎﻃﺎت ﺑﯿﻦ ﻓﺮدی داﻧﺴﺖ. ﮔﺎردﻧﺮ[۱۸] ﺧﺎﻃﺮﻧﺸﺎن ﻣﻲﻛﻨﺪ که هسته هوش ﺑﯿﻦ ﻓﺮدی ﺗﻮاﻧﺎﯾﻲ درک و ارائه ﭘﺎﺳﺦ ﻣﻨﺎﺳﺐ به روﺣﯿﺎت، ﺧﻠﻖ و ﺧﻮ، اﻧﮕﯿﺰشها و ﺧﻮاستههای اﻓﺮاد دﯾﮕﺮ اﺳﺖ. او اﺿﺎفه ﻣﻲﻛﻨﺪ که در هوش درون ﻓﺮدی، ﻛﻠﯿﺪ ﺧﻮدﺷﻨﺎﺳﻲ ﻋﺒﺎرﺗﺴﺖ از آگاهی داﺷﺘﻦ از اﺣﺴﺎﺳﺎت ﺷﺨﺼﻲ ﺧﻮد و ﺗﻮاﻧﺎﯾﻲ ﻣﺘﻤﺎﯾﺰﻛﺮدن و اﺳﺘﻔﺎده از آن ها ﺑﺮای هدایت رﻓﺘﺎر ﺧﻮﯾﺶ (کورکماز و آرپاسی[۱۹]، ۲۰۰۹).
خود آگاهی
خودآگاهی عاطفی: توانایی آگاه بودن و فهم احساس خود. خودابرازی: توانایی ابراز احساسات، باورها و افکار صریح و دفاع از مهارتهای سازنده و برحق خود. عزت نفس: توانایی آگاه بودن از ادراک خود، پذیرش خود و احترام به خود. استقلال: توانایی هدایت افکار و اعمال خود و آزاد بودن از تمایلات هیجانی خود شکوفایی: توانایی درک ظرفیتهای بالقوه و انجام چیزی که میتوان انجام داد، تلاش برای انجام دادن و لذت بردن.
خود مدیریتی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یکی از وظایف دستگاه قضایی که در بند ۵ اصل ۱۵۶ قانون اساسی به آن اشاره شده است ، پیشگیری از وقوع جرم واصلاح مجرمان است. بنابرین پیشگیری قضایی ، تدابیر واقدامات دستگاه قضایی در جهت جلوگیری از ارتکاب جرم واصلاح مجرمان میباشد .


روش های پیشگیری از جرم متنوع اند که گاه ممکن است به صورت کنشی یا غیر کیفری وگاه به صورت واکنشی یا کیفری باشد. پیشگیری کنشی ، اقدام مناسب غیر کیفری است که از طریق کاهش یا از بین بردن عوامل جرم زا و نامناسب نشان دادن موقعیت های ارتکاب جرم ، در صدد جلوگیری از رخ دادن بزه میباشد ، یا شامل پیشگیری از طریق حذف و خنثی نمودن عوامل بزه زا از طریق حذف و خنثی نمودن عوامل بزه زا از طریق حذف یا تغییر موقعیت های بزه زاست. پیشگیری واکنشی یا کیفری، ناظر به اقدام کیفری قبل یا بعد از وقوع جرم است که با بهره جستن از ساز و کارهای نظامک عدالت کیفری ، در صدد کاهش نرخ بزهکاری است. [۶۸]
پیشگیری قضایی ، نوعی پیشگیی واکنشی یا کیفری است که بعد از ارتکاب جرم صورت میگیرد تا از تکرار جرم در آینده جلوگیری شود. این نوع پیشگیری ، عمدتاًً ناظر بر پیشگیری از تکرار جرم است ؛ زیرا در بند ۵ اصل ۱۵۶ قانون اساسی ، سخن از « اصلاح مجرمان » به میان است ومنظور تدابیری است که در طی فرایند قضایی ، از مرحله تعقیب تا اجرای کیفر به کار گرفته می شود که در اصلاح وبازسازگاری بزهگاران تأثیر مهمی دارد. یکی از مهم ترین اهداف دستگاه قضایی ، به ویژه نهادهای مربوط به نظام عدالت کیفری ، بحث اصلاح بزهکاران است. در صورت اصلاح بزهکاران ، از تکرار جرم در آینده جلوگیری می شود. در غیر این صورت بزهکار پس از دستگیری ، محاکمه و تحمل کیفر، پس از آزادی مجدداً مرتکب جرم می شود که انباشته شدن زندان ها از بزهکاران مکرر و افزایش حجم پرونده ها در دادگاه ها را به دنبال خواهد داشت .
قانونگذار ایران ، به منظور پیشگیری از ارتکاب جرم ، اخیراًً با تصویب ماده ۴۸ مکرر قانون مجازات اسلامی ، تمهیداتی را اندیشیده تا بتواند در جهت پیشگیری از ارتکاب جرم توسط مجرمان سابقه دار که با داشتن دوبار محکومیت کیفری مؤثر ، نشان دادهاند که در « حالت خطرناک » به سر میبرند ، اقدام نماید . این پیشگیری ، از نوع واکنشی است . هدف قانونگذار در وضع این ماده ، جلوگیری از تکرار جرم در آینده است ، یعنی مقنن برای بعد از ارتکاب جرم تمهیداتی را در نظر گرفته است . آنچه در پیشگیری قضایی باید مورد توجه قرار گیرد ، رعایت تناسب بین بزه و کیفر است که درصورت نادیده گرفتن آن ، امکان تشویق بزهکاران به ارتکاب بزه افزایش مییابد. بزهکار باید آگاه باشد که در صورت ارتکاب جرم ، ممکن است در معرض کیفرهای شدیدتر قرارگیرد. ماده مذکور ، معیارهایی را به منظور رعایت این مهم در نظر گرفته است ، اما همان طور که پیش تر متذکر شدیم، این معیارها دقیقاً ضابطه مند و روشن نشده اند. این خود ممکن است یکی از موجباتی باشد که قضات با اتخاذ تصمیم های متفاوت در این زمینه، قانونگذار را از رسیدن به اهدافی که در وضع ماده داشته است، باز دارد. تبصره ۲ این ماده ، تخلف از دستورات دادگاه را برای بار اول موجب تشدید مدت اجرای دستور به مدت شش ماه دانسته و در صورت تکرار تخلف ، مدت باقی مانده به حبس تبدیل می شود که از پیامدهای آن انباشته شدن زندان ها از بزهکاران مکرر است که بار مالی سنگینی برای دولت به دنبال خواهد داشت. دیگر این که خطر ارتکاب جرم را از سوی این افراد که به صرف تخلف از دستورات دادگاه زندانی شده اند ، پس از آزادی افزایش میدهد.
۲-۱-۱-۲-گفتار دوم:رویکرد اصلاحی
تأکید روز افزون بر بازپروری بزهکاران و انطباق آنان با هنجارهای اجتماعی ، از اهداف بنیادین اصلاح و تربیت در دنیای جدید است . زمانی که شخصی یک بار به عنوان بزهکار یا مجرم به وسیله نظام قضایی ، دارای برچسب مجرمیت می شود ، دولت با این وظیفه روبه روست که با اتخاذ تدابیر مناسب ، آن دسته از رفتارهای او را که منجر به الصاق چنین برچسبی می شود ، حذف کند یا کاهش دهد . از این وظیفه اصطلاحاً به « اصلاح و تربیت » یاد می شود. « اصلاح وتربیت » و« مجازات » در بسیاری از موارد به جای یکدیگر به کار برده میشوند ، اما می توان میان این دو تفاوت قائل شد . مجازات ، عکس العملی رسمی در مقابل جرم است و هزینه ای میباشد که جامعه به عنوان نتیجه عمل مجرمانه تحمیل میکند. مجازات ممکن است هیچ هدفی جز ایجاد موازنه میان جرم و مجازات را با تحمیل سزای عمل ارتکابی دنبال نکند. سزادهی ، مفهومی شبیه انتقام است که با تحمیل مجازات ، از آن جهت که مجرم مستحق آن است ، برآورده می شود ، اما « اصلاح و تربیت » اعتقاد به برخی از انواع تغییرات مثبت رفتار است که نتیجه رویکردی است که در یک نظام وجود دارد. اصلاح ، فرایندی فراتر از یک پاسخ کیفری صرف است . موفقیت اصلاح و تربیت ، وابسته به این است که محکوم چیزی فراگیرد یا در طی محکومیت « بازپروری » شود. در مقابل ، مجازات نیاز به چنین نتایجی ندارد تا بر اساس آن مورد ارزیابی قرار گیرد. مجازات صرفاً به خاطر ارتکاب عملی که به عنوان جرم تعریف شده ، اجرا می شود و بسیار به ندرت مورد ارزیابی قرار می گرد. [۶۹]
قانونگذار ایران در جهت اصلاح وتربیت مجرمان ، در ماده ۴۸ مکرر قانون مجازات اسلامی تمهیداتی اندیشیده است . ماده مذکور مقرر میدارد که دادگاه رسیدگی کننده میتواند ضمن صدور حکم ، با رعایت شرایط مقرر ، محکوم را برای مدتی که متجاوز از دو سال نباشد به اجرای یک یا چند دستور از دستورات مذکور در ماده ۲۹ قانون مجازات اسلامی ملزم نماید و این امر مؤید آن است که حکم به دستورات مذکور برای قاضی اختیاری است ، اما باید توجه داشت که در تبصره ۲ماده مذکور ، تخلف از دستورات را بدون عذر موجه در نوبت اول ، موجب افزایش مدت اجرای دستور به میزان شش ماه دانسته که در صورت تخلف،باقی مانده مدت به حبس تبدیل می شود . قاضی در این تبدیل نقشی ندارد، یعنی بر خلاف مورد اول که اتخاذ تصمیم او اختیاری بود ، در اینجا قاضی باید اجباراً حکم به حبس کند و این اقدام ، یعنی تبدیل یک دستور با ماهیت اقدام تأمینی که هدف اولیه آن بازپروری و اصلاح بوده است ، به یک نوع از مجازات ( حبس ) ، که هدف آن بازدارندگی است ، این نکته را می رساند که چنین تدبیر طرد کننده ای ( حبس ) صرفاً یک تدبیر حمایتی بوده که در راستای دفاع محض از جامعه قابل توجیه است و جنبه اصلاحی آن از این جهت که بزهکار را آماده سازگاری با اجتماع نمی کند، به حداقل کاهش مییابد .صرف نظر از ایرادی که از نظر اصلاح و بازپروری به تبصره ۲ ماده ۴۸ مکرر قانون مجازات اسلامی وارد است ، قانونگذار در تبصره یک ماده مذکور مقرر نموده که دادگاه میتواند اجرای دستورات را حسب مورد به سازمان بهزیستی ، سازمان زندان ها و اقدامات تأمینی و تربیتی و یا نیروی انتظامی محول نماید و به هر حال قانونگذار باید ، تمهیداتی را در جهت آموزش افراد و ایجاد اماکن و فضای مناسب ، به منظور اجرای دستورات دادگاه بیاندیشد. در غیر این صورت ، اجرای برنامه های اصلاحی توسط پرسنل فاقد مهارت ، نمی تواند کاهش تکرار جرم را در پی داشته باشد.
۲-۱-۲-مبحث دوم:اقدامات تأمینی و تربیتی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳- آمادگی لازم برای مواجهه با موقعیت های نامطلوب را داشته باشند؛


۴- توانایی غلبه بر احساسات خود را داشته باشند؛
۵- به روشنی صحبت و رفتار کنند؛
۶- برخوردی صمیمانه داشته باشند؛
۷- قادر به ارائه پاسخ های قانع کننده باشند؛
۸- برای درخواست های غیر منتظره جواب های فوری داشته باشند؛
۹- علاقه مند به ابتکار عمل باشند؛
۱۰- انعطاف پذیر و محبوب باشند (کشفی، ۱۳۷۸،صص۵۶-۵۹).
۲- ۴۵) شش ویژگی مهم کارکنان موفق در رابطه با ارباب رجوع
شش ویژگی مهم کارکنانی که در ارتباط با جلب رضایت ارباب رجوع موفق میباشند عبارت است از: داشتن اخلاق کار، وجدان کاری، در نظر گرفتن منشور اخلاقی سازمان، داشتن عزت نفس، برقراری ارتباط مؤثر، داشتن روحیه مشارکت پذیری.
اخلاق کار: هر یک از ما نگرشی معین نسبت به کار و انسان داریم. طرز تلقی ما از کار، اعم از این که آن را مفید بدانیم یا نه و یا آن را فعالیتی برای زندگی شخصی و یا حرکتی برای رشد جامعه تلقی کنیم بر بزرگی ما اثر میگذارد، کار علاوه بر آن که در زندگی روزمره و بلندمدت ما در جامعه اثر میگذارد، آهسته آهسته شخصیت ما را نیز تحت تأتیر قرار میدهد برخی از مشاغل به مرور زمان انسانها را هدفمند، ژرف اندیش و ملی نگر باز می آورد، در عوض برخی از آن ها هم صفات و ویژگی هایی که از کار و محیط کار بر زندگی انسان اثر میگذارد، تحت تأثیر نگرش انسان به آن کار است. علامه بر آن تجانس شخصیت و ماهیت کار از عوامل اثر گذار بر نگرش ما نسبت به کار است. اگر کار ما با توجه به استعداد و قابلیت و مطابق با ویژگی های شخصیتی مان باشد، نگرش ما نسبت به آن مثبت خواهد بود، در غیر این صورت کسب نگرش مثبت به کار با دشواری به دست خواهد آمد.
وجدان کار: وجدان یا به عبارت دیگر قضاوت خود درباره اعمال خود یکی از مهمترین کاربدهای اخلاق کار است. مسلم خانی وجدان کار را این گونه تعریف کردهاست. ((وجدان کار را می توان وضعیتی دانست که در آن افراد جامعه در مشاغل خود سعی میکنند کارهایی که به آن ها محول شده است را به بهترین وجه به طور دقیق و با رعایت اصول بهینه سازی به انجام برسانند (کلهر،۱۳۸۳،ص۱۳۶).
بنابرین می توان گفت وجدان کاری، یعنی رضایت درونی شخص از کارش به طور آگاهانه، مقصود از رضایت آگاهانه آن است که شخص کمیت، کیفیت و زمان و هزینه کار را میداند و از کاری که با توجه به معیارها توانسته است به درستی انجام دهد راضی میباشد.
برخی از ویژگی های افراد با وجدان کار:
– درست کار کردن در آن ها نهادینه شده است؛
– خود رهبر و خود کنترل هستند؛
– بلند نظر ژرف اندیش و دارای دید وسیع هستند؛
– نسبت به افراد جامعه احساس مسئولیت دارند؛
– حداکثر استفاده از وقت کار را به عمل می آورند؛
– از نگرش سیستمی برخوردارند؛
– به منافع جمع می اندیشند و خود را وقف خدمت میکنند.
برقراری ارتباط مؤثر: ارباب رجوع گرایی به عنوان کوششی برای نفوذ در مراجعه کننده تلقی می شود حداقل شایستگی برای نفوذ در دل وجود دارد.
برقراری ارتباط مؤثر، مستلزم توانایی درک موقعیتی است که مراجع در آن قرار دارد که پیام برای نفوذ در آن موقعیت ارسال می شود.
اخلاق اکنون به صورت منشور (کد) های اخلاقی سازمان و قوانین رفتار حرفه ای مشاغل پایه درون سازمان ها نهاده است. در یک دهه اخیر توجه روز افزون به این موضوع شده است که باید علت آن را در وقایع دهه های اخیر مانند جهانی شدن، توسعه عدم تمرکز، مدیریت گرایی، افزایش روابط کاری تجاری سازمان های دولتی با بخش خصوصی، رشد مطالبات اجتماعی و درخواست فزاینده برای پاسخگویی و مسئولیت اجتماعی از سوی مراجع قانونی و سیاسی دید (فقیهی و رضایی منش،۱۳۸۵،ص۳۹).
۲- ۴۶) سطوح رضایت ارباب رجوع
مفهوم رضایت ارباب رجوع از خدمات دستگاه های دولتی در سه سطح کلانی، میانی و خرد قابل طرح است و از عواملی تأثیر می پذیرد که ممکن است ذهنی یا عینی باشند:
الف) در سطح کلان، مسایل و متغیرهای کلان محیطی بررسی میشوند. تأثیر عواملی مانند مناسبت دولت- مردم، قوانین ومقررات، متغیرهای سیاسی و اقتصادی، در این حوزه مورد مطالعه قرار میگیرد.
ب) در سطح میانی، عملکرد سازمان ها و کارکردهای اجتماعی آن ها از جمله عوامل تأثیرگذار بر رضایت افراد بوده و این موضوع بررسی می شود که چگونه یک سازمان میتواند بر میزان رضایت ارباب رجوع خود تأثیر گذارد.
ج) در سطح خرد، خصایص شخصیتی و رفتاری کارکنان سازمان ها از یک سو و خصایص شخصیتی و رفتاری خدمت گیرندگان از سوی دیگر، مطرح و بررسی می شود.
اگرچه در واقع، تفکیکی این سطوح مشکل و حتی ناممکن است، اما این گونه تفکیک ها برای دقت در بررسی ها دارای کارکرد مثبت هستند. .(محمدی فر و همکاران،۱۳۹۰،ص۱۲۴)
۲- ۴۷) مدل های اندازه گیری رضایت مشتری
مدل های مفهومی چندی برای سنجش رضایت مشتریان و مدیریت کیفیت خدمات طراحی شده است. هر کدام از این مدل ها بنابر اقتضای خود میتواند مفید واقع شوند. در این میان مدل کانو و سروکوال در مقایسه با دیگر مدل ها پر استفاده ترین و مشهورترین مدل ها هستند.
۲- ۴۷-۱) مدل کانو
در اواخر دهه هفتاد (۱۹۸۴) قرن بیستم دکتر نوریاکی کانو یکی از برجسته ترین صاحب نظران علم مدیریت کیفیت، مدلی را مطرح کرد که امروز در اکثر الگوهای رضایت مشتریان مورد استفاده قرار میگیرد. او در مدل خود نیازهای مشتریان را به سه دسته الزامات اساسی، عملکردی، انگیزشی تقسیم نموده است. دسته اول الزامات به عنوان حداقل برای ورود به بازار شناخته شده و دسته دوم حداقل تلاش برای حفظ بازار و دسته سوم در ایجاد مزیت رقابتی مؤثر است (فضلی و علیزاده،۱۳۸۷،ص۱۵۴).
روش کانو برای اولویت بندی نیازهای مشتریان نیز مورد استفاده قرار میگیرد و از این نظر مفید است که چون نیاز همه مشتریان یکسان نبوده و برای افرادمختلف متفاوت خئاهد بود. از نتایج آن می توان برای اولویت بندی تلاش ها در جهت جلب رضایت مشتریان مختلف استفاده کرد.
الزامات اساسی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عنصر چهارم: قصد و سوء نیت مرتکب است یعنی بایستی مرتکب بر اثر تشبث به وسایل متقلبانه مال غیر را حیازت کند منظور از حیازت آن است که از روی ظلم و ناروایی مالی از او بگیرد ولی اگر تشبث به وسایل متقلبانه به قصد حیازت نباشد بلکه قصد استفاده حق خود باشد ولی تمام اعمال مقدماتی از قبیل وسایل متقلبانه و رابطه علیت وسببیت و به دست آوردن مال موجود باشد چون قصد محقق نیست کلاهبرداری واقع نشده است. مثلاً اگر کسی بخواهد طلب خود را از مستنکف دین وصول کند و برای خود گریزی جز از طریق مذبور نباشد. پس از به دست آوردن مال استرداد آن را موکول به طلب خود نماید یعنی وثیقه نگهدارد تا مدیون دین خود را بدهد در این مورد هم عمل کلاهبرداری نیست.[۶۲]


مبحث دوم: نسخ ماده
رأی وحدت رویه شماره ۵۹۴-۱/۹/۱۳۷۳
«نظر به اینکه ماده ۱ قانون مجازات راجع به انتقال مال غیر مصوب ۱۳۰۸ انتقال دهندگان مال غیر را کلاهبردار محسوب کرده و مجازات کلاهبرداری را در تاریخ تصویب این قانون ماده ۲۳۸ قانون مجازات عمومی سابق معین نموده بود و با تصویب تعزیرات اسلامی مصوب ۱۳۶۲ ماده ۱۱۶ قانون تعزیرات از حیث تعیین مجازات کلاهبرداری جایگزین قانون سابق و سپس طبق ماده ۱ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری مصوب ۱۳۶۷، مجازات کلاهبرداری تشدید و برابر ماده ۸ همان قانون کلیه مقررات مغایر با قانون مذبور لغو گردیده است. لذا جرایمی که به موجب قانون کلاهبرداری محسوب شود از حیث تعیین کیفر مشمول قانون تشدید مجازات مرتکبین عالی کشور در موارد مشابهه لازم الاتباع است».
بنابرین کلیه مواد قانونی قبل یا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که مربوط به کلاهبرداری باشد، با قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری، قابلیت مجازات دارد.
مطابق ماده ۲ قانون مجازات اشخاصی که مال غیر را به عوض مال خود معرفی می نمایند مصوب ۱۳۰۸، کسی که مال غیر را با علم به اینکه مال غیر است بدون مجوز قانونی مال خود معرفی نماید و به انجام عملیاتی نسبت به آن اقدام نماید. مطابق قسمت اخیر ماده ۲۳۸ قانون مجازات عمومی مجازات می شود. ماده ۲۳۸ قانون مجازات عمومی مبین تعریف بزه کلاهبرداری است و مطابق این ماده کلاهبردارعلاوه بر مجازات حبس، به پرداخت جزای نقدی محکوم می شود. با تصویب قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری مصوب ۱۳۶۷، مطابق ماده ۱، قانونگذار اقدام به تعریف مجدد بزه کلاهبرداری نموده است و با این وصف از این جهت (تعریف کلاهبرداری و مجازات آن) باید قانون سابق (ماده ۲۳۸) را منسوخ فرض نماییم.
در قانون سال ۱۳۶۷، قانونگذار مقرر نموده است کلاهبردار علاوه بر تحمل مجازات حبس و جزای نقدی به رد اصل مال به صاحبش نیز محکوم می شود. بنابرین تحمیل محکومیت کلاهبردار به رد مال در حق صاحب آن از جمله نقطه افتراق قانون جدید با قانون سابق است.
با عنایت به مراتب فوق و نظر به اینکه نمی توان گفت بزه معرفی مال غیر به عوض مال خود، که خود تعریف جداگانه دارد (قانون مجازات اشخاصی که مال غیر را به عوض مال خود معرفی نمایند مصوب ۱۳۰۸) دقیقاً با تعریف کلاهبرداری منطبق است، بلکه صرفاً قانونگذار اعمال مجازات کلاهبرداری را در خصوص کسی که اقدام به معرفی مال غیر به عوض مال خود می نماید، مقرر نموده است و نظر به اینکه ارجاع قانون معرفی مال غیر به عوض مال خود به ماده ۲۳۸ قانون مجازات عمومی بوده است و در این ماده مجازات رد مال قید نشده است، بنابرین علی الاصول موضوع رد مال، اساساً در این بزه به مالک منتفی است.[۶۳]
بخش سوم: جرم معرفی مال غیر به عوض مال خود، جرم در حکم کلاهبرداری
فصل اول: ماهیت جرم
مبحث اول: طبقه بندی حقوقی جرم
جرم معرفی مال غیر به عوض مال خود را باید جزء جرایم علیه اموال محسوب نمود. هر چند در فلسفه قانونگذاری این جرم، علاوه بر حمایت ازاموال وحق مالکانه افراد، می توان توجه خاص مقنن به حفظ نظم و ثبات معاملات و در نتیجه ثبات نظام اقتصادی جامعه را نیز مشاهده نمود.
مبحث دوم: طبقه بندی فقهی جرم
از لحاظ فقهی، جرم معرفی مال غیر به عوض مال خود را باید در ردیف جرایم مستوجب مجازاتهای تعزیری به حساب آورد. به این دلیل که این جرم دو خصوصیت ویژه جرایم تعزیری را دارا است. با این توضیح که اولاً، معرفی متقلبانه مال غیر، در قالب بحث کلی «اکل مال به باطل» قرار می گیرد. بنابرین حرمت شرعی آن به استناد نص صریح آیات قرآن کریم و همچنین روایات وارده در این باب ثابت است. ثانیاًً، مجازات خاصی برای این جرم از سوی شارع مقدس تعیین نشده و انتخاب آن به نظر قاضی واگذار شده است.
با توجه به تعزیری بودن جرم معرفی مال غیر به عوض مال خود، اصولاً کلیه آثار مجازات های تعزیری از جمله: امکان تعیین مجازات قانونی به صورت حداقل و حداکثر، امکان اعمال قواعد مربوط به تعلیق تعقیب، تعلیق مجازات، تخفیف و تبدیل مجازات، آزادی مشروط، تشدید مجازات از حیث رعایت قواعد تکرار وتعدد جرم، عفوعمومی وعفوخصوصی و سایر آثار مربوط به مجازاتهای تعزیری در مورد مجازات جرم معرفی مال غیر به عوض مال خود، نیز وجود خواهد داشت، مگر در مواردی که مقررات قانونی راجع به این جرم حکم دیگری در این خصوص مقرر نموده باشد.
فصل دوم: ارکان جرم
مبحث اول: رکن قانونی جرم
تحقق هر جرمی منوط به آن است که از سوی قانونگذار مورد امر و نهی قرار بگیرد و به امر و نهی قانونگذار در مورد عملی که همراه با ضمانت اجرای کیفری است رکن قانونی جرم می گویند.
اصل قانونی بودن جرم و مجازات اقتضاء دارد که قانونگذار جرایم را مشخص و مجازات آن ها را اعلام کند، در مورد رکن قانونی جرم معرفی مال غیر به عوض مال خود، بین حقوق دانان اختلاف نظر است برخی معتقدند که قانون مصوب ۱۳۰۸ نسخ شده است. اما رویه قضایی و اکثریت حقوق دانان به طور قاطع نظر دارند که رکن قانونی جرم معرفی مال غیر به عوض مال خود همان قانون مصوب سال ۱۳۰۸ می باشد.[۶۴]
مبحث دوم: رکن مادی جرم
گفتار نخست: موضوع جرم
جرم معرفی مال غیر به عوض مال خود از دو جزء تشکیل می شود: جزء اول) موضوع این جرم «مال» است قانون سال ۱۳۰۸ به کلمه «مال» تصریح می نماید، بنابرین موضوع این جرم شامل اشیاء فاقد ارزش اقتصادی نخواهد بود.
جزء دوم) موضوع جرم «تعلق به غیر» است، پس مانند سایر جرایم علیه اموال علاوه بر اینکه لازم است مال موضوع جرم متعلق به خود شخص نباشد (شرط سلبی)؛ ضروری است که این مال به شخص معینی اعم از حقیقی یا حقوقی تعلق داشته باشد. (شرط ایجابی)
الف) انواع مال
۱- از اطلاق رکن قانونی جرم و همچنین رویه قضایی می توان استنباط نمود که موضوع این جرم هر دو دسته اموال منقول و غیرمنقول را شامل می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۲-۳ ترکیب مالکیت و حاکمیت شرکتی
ساختار مالکیت از موضوعات مهم حاکمیت شرکتی به شمار می رود، زیرا انگیزه و اشتیاق مدیران را تحت تأثیر قرار میدهد و بدین ترتیب در کارایی هر شرکت مؤثر است . برای سالیان متمادی درگذشته، اقتصاددانان فرض میکردند که تمامی گروههای مربوط به یک شرکت سهامی برای یک هدف مشترک فعالیت میکنند. اما در ۳۰ سال گذشته موارد بسیاری از تضاد منافع بین گروه ها و چگونگی مواجهه شرکتها با این گونه تضادها توسط اقتصاددانان مطرح شده است. این موارد به طور کلی، تحت عنوان تئوری نمایندگی بیان می شود. سؤال اساسی که در این زمینه مطرح می شود این است که آیا متفاوت بودن ساختار مالکیت شرکت ها برعملکرد ارزش آن ها تأثیر دارد و در صورت مثبت بودن پاسخ، کدامیک از ترکیب های متفاوت مالکیت، در بهبود عملکرد و افزایش ارزش شرکت و ثروت سهامداران شرکت مؤثرتر است؟تعاریف متعددی با عبارات گوناگون از ترکیب مالکیت ارائه شده و واژه های مختلفی مانند ترکیب سهامداری و ساختار مالکیت برای این مفهوم به کار رفته است. ساختار مالکیت یا ترکیب سهامداری به معنی نحوه توزیع سهام و حقوق مالکیت به لحاظ حق رأی و سرمایه به علاوه ماهیت و موجودیت مالکان سهام است.ساختار مالکیت یک شرکت از ابعاد گوناگون قابل توجه است و در وهله اول بر حسب دو متغیر شامل سهامداران درونی یا سهام در اختیار سهامداران داخلی و سهامداران بیرونی تعریف می شود . بر این اساس، سهام در اختیار سهامداران نهادی و دولت از بخش های اصلی مالکیت بیرونی شرکت ها تلقی می شودسهام در اختیار سهامداران داخلی بیانگر درصدی از سهام در دست سهامداران است که در تملک مدیران و کارکنان شرکت قرار دارد. سهام تحت مالکیت سهامداران نهادی به درصدی از سهام شرکت اشاره می کند که در تملک سرمایه گذاران نهادی و حقوقی است(سارین و همکاران، ۲۰۰۰ :۸۳)[۲۵]. همچنین ترکیب مالکیت یک شرکت را علاوه بر درونی یا بیرونی بودن می توان از ابعاد مختلفی مانند تمرکز یا عدم تمرکز مالکیت، نهادی یا حقیقی بودن و مدیریتی یا غیر مدیریتی بودن سهامداران مورد توجه قرار داد.


۲-۲-۲-۴ ترکیب مالکیت و سهامداران عمده
رابطه سهامداران عمده و نهادی با بازده و ارزش شرکت مطالعات گوناگونی انجام شده و بر حسب شرایط مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به نتایج گوناگونی دست یافته اند در برخی تحقیقات دولت ازمنظر یک سرمایه گذارعمده مورد توجه قرار گرفته ودربرخی دیگر نقش مالکیتی دولت فراتر از صرفاً یک سهامدار مورد توجه قرار گرفته است . در گزارش حاضر رویه اول به کار گرفته شده و مالکیت دولتی در کنار مالکیت سایر نهادها و مالکان عمده مورد بررسی قرار گرفته است. مطالعات انجام شده در این زمینه نشان میدهد که وجود سهامداران عمده در ترکیب مالکیت میتواند پیامدهای مثبت و منفی برای شرکت به دنبال داشته باشد. شاید برل و مینزاولین کسانی بودند که در سال ۱۹۳۲به این موضوع پرداختند و ادعا کردند که بین عدم تمرکز و گستردگی مالکیت با عملکرد شرکت نوعی رابطه منفی وجود دارد. به عقیده آنان هر چه تعداد سهامداران زیادتر و درصد مالکیت آن ها کمتر باشد عملکرد شرکت ضعیف تر خواهد بود. این نظریه بعدها توسط محققان به چالش کشیده شد (دمسز و ویدلا،۲۰۰۱ :۵۱)[۲۶].
در این میان آنچه که بیشتر جلب توجه میکند حضور روزافزون سرمایه گذاران نهادی و حقوقی در دایره مالکین شرکت های سهامی عام و تأثیری است که حضور فعال این گروه بر نحوه حکمرانی و تولیت بر سازمان ها و همچنین عملکرد آن ها میتواند داشته باشد. اساسی ترین رکن بحث حاکمیت شرکتی اطمینان یافتن از اعمال حاکمیت صحیح سهامداران بر اداره شرکت است. با وجود این، وجود حالاتی خاص سبب میگردد که اعمال این حاکمیت مخصوصاً برای سهامداران خرد با موانعی روبرو شود. از این رو یکی از مقولات مهم در حاکمیت شرکتی آگاهی از ساختار مالکیت و درجه بندی آن در مقیاس های استاندارد میباشد تا با بهره گرفتن از آن بتوانراهبردهای لازم در استقرار حاکمیت شرکتی را تدوین نمود.به عقیده برخی صاحب نظران، وجود سهامداران عمده در شرکت از یک سو زمینه ها و انگیزه های نظارت بر عملکرد مدیران را تقویت میکند و از سوی دیگر، گاهی به دلیل عدم انطباق منافع و اهداف سهامداران بزرگ با منافع و انتظارات سهامداران خرد، هزینه های کنترل و همسو کردن خواسته های سهامداران عمده با منافع سایر سهامداران افزایش مییابد (وانگ و کیسا،۲۰۰۶ :۴۵-۳۴)[۲۷].
به طور کلی در شرق آسیا بیش از دو سوم شرکت ها توسط یک سهامدار عمده مدیریت و کنترل میشوند و بخش قابل توجهی از مالکیت شرکت ها در اختیار تعداد معدودی سهامدار قرار دارد. در بازارهای در حال توسعه نقش سهامداران حقیقی که در اقلیت قرار دارند بسیار ناچیز و قابل چشم پوشی است (نا،۲۰۰۲ :۶۹)[۲۸].
بررسی های انجام شده در شرکت های پذیرفته شده در بورس شانگهای نشان میدهد که درصد مالکیت سهامداران نهادی تأثیر مثبتی بر عملکرد شرکت های یاد شده داشته است. البته طبق این بررسی یک رابطه منفی بین درصد مالکیت دولتی و عملکرد شرکتها به چشم میخورد (کامپبل،۲۰۰۲ :۲۰۵)[۲۹].
در چین وجود رابطه مثبت بین مالکیت سهامداران نهادی داخل کشور و بازده و ارزش شرکت، وجود رابطه منفی بین مالکیت دولتی با عملکرد و ارزش شرکت و نیز تأثیر مثبت تمرکز مالکیت با عملکرد وارزش شرکت از سوی مطالعات گوناگون مورد تأیید قرار گرفته است (یامیسری،۲۰۰۱: ۳۲)[۳۰] .
مطالعات نشان میدهد که بر عکس کشورهایی مانند چین و ژاپن، در انگلستان بین تمرکز مالکیت از یک سو و بازده و ارزش شرکت از سوی دیگر رابطه منفی معنیدار وجود دارد (هان،۲۰۰۶ :۱۴۳)[۳۱].
در مجموع در خصوص نوع رابطه و تأثیرگذاری مالکیت سهامداران نهادی و عمده با عملکرد و ارزش شرکت تاکنون نظرات مختلفی ارائه شده که برخی از آن ها به شرح زیر است:
۲-۲-۲-۵ فرضیه نظارت کارآ
بر اساس این فرضیه، سهامداران نهادی و سهامداران عمده ای که خارج از شرکت قرار دارند در مقایسه با سهامداران خرد، به دلیل برخورداری از امکانات، تخصص و تجربه بالا با هزینه کمتری میتوانند برعملکرد مدیران نظارت داشته باشند. بنابرین میتوان رابطه مثبتی را بین مالکیت نهادی و عملکرد شرکت انتظار داشت.
۲-۲-۲-۶ فرضیه همسویی استراتژیک
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱- تعریف مسأله و آشنایی با قسمتهای معلوم و مجهول
۲- آشنایی با دستهبندی مسایل به سه دسته مسایل جبر، هندسه، حساب
۳- آشنایی با روش گام به گام حل مسأله با بهره گرفتن از طرح جورج پولیا که شامل چهار قسمت بود:
الف) فهمیدن (درک مسأله)
ب) طرح نقشه (پیشبینی و انتخاب راهحل مسأله)
ج) اجرای نقشه (استفاده از راهحل و رسیدن به پاسخ)

د) مرور و امتحان کردن جواب (ارزیابی نتایج)
اهداف جلسه دوم
۱- مرور اهداف جلسه گذشته
۲- آشنایی با نحوه استفاده از چهار گام پولیا در حل مسایل جبری
۳- حل دو مسأله جبری همراه توضیح چهار گام پولیا توسط معلم
۴- رفع اشکال احتمالی و پاسخ به سوالات دانشآموزان
۵- ارائه تمرین جبر به عنوان تکلیف منزل
اهداف جلسه سوم
۱- بررسی نحوه انجام تکالیف خانه و رفع اشکال
۲- حل دو مسأله جبری دیگر همراه با توضیحات چهار گام توسط معلم
۳- رفع اشکال احتمالی دانشآموزان و پاسخ به سؤالات
۴- آشنایی با نحوه استفاده از روش چهار گام پولیا در حل مسایل هندسه
۵- حل دو مسأله نمونه هندسه همراه توضیح چهار گام توسط معلم
اهداف جلسه چهارم:
۱- مرور مطالب جلسه قبل با موضوع مسایل هندسه
۲- حل دو مسأله هندسه دیگر به عنوان نمونه ها با همان شیوه قبلی
۳- رفع اشکال احتمالی دانشآموزان و پاسخ به سؤالات
۴- ارائه دو تمرین مربوط به هندسه به عنوان تکلیف در منزل
اهداف جلسه پنجم
۱- بررسی نحوه انجام تکالیف خانه و رفع اشکال
۲- آشنایی با نحوه استفاده از چهار گام پولیا برای حل مسایل حساب

۴- حل دو مسائل نمونه حساب همراه با توضیح چهار گام توسط معلم
۴- ارائه تمرین حساب برای حل در منزل با شیوه جورج پولیا
اهداف جلسه ششم:
۱- مرور مطالب جلسه قبل
۲- بررسی نحوه انجام تکالیف در منزل و رفع اشکال احتمالی
۳- حل دو مسأله حساب دیگر به عنوان تمرین
اهداف جلسه هفتم
مرور مطالب ۶ جلسه قبل همراه با رفع اشکال و پاسخگویی به سوالات احتمالی
شایان ذکر است نمونه مسال حل شده در حین کلاس از تمرینات دورهای کتاب ریاضی دوم راهنمایی انتخاب شدند.
تعریف نظری نگرش (متغیر وابسته اول)
علیرغم اختلاف نظرهایی که در تعریف نگرش بین روانشناسان مختلف وجود دارد، روی هم رفته تعریف سه عنصری نگرش تعریفی است که بیشتر روانشناسان روی آن اتفاق نظر دارند. عنصر شناختی شامل اعتقادات با باورهای ما پیوند دارد و تمایل به عمل، به آمادگی برای پاسخگویی به شیوهای حاضر اطلاق میشود (کریمی، ۱۳۸۰).
علاقه به درس، دقت، کوشش و پشتکار یاد گیرنده را افزایش میدهد و در نتیجه بر یادگیری او تأثیر مثبت دارد بنابرین کوشش در بالا بردن سطح علاقه یادگیرنده یکی از تدابیر مهم آموزشی معلم به حساب میآید و بهترین راه جلوگیری از بیمیلی و بیعلاقگی در یادگیرنده و افزایش سطح علاقه و نگرش مثبت او نسبت به یادگیری و فعالیتهای آموزشگاه و فراهم آوردن امکانات کسب توفیق برای اوست. (سیف، ۱۳۸۰).
تعریف نظری پیشرفت تحصیلی ریاضی (متغیر وابسته دوم)
به صورت کلی پیشرفت تحصیلی ریاضی اشاره به موفقیت فرد در آزمونهای ریاضی دارد.
تعریف عملیاتی نگرش نسبت به ریاضی (متغیر وابسته اول)
منظور از نگرش نسبت به ریاضی در این پژوهش نمرهای است که از تفاوت بین نمره پیش آزمون و پس آزمون دانشآموزان در مقیاس نگرش نسبت به ریاضی به دست میآید.
تعریف عملیاتی پیشرفت تحصیلی ریاضیات (متغیر وابسته دوم)
نمرهای است که از حاصل تفاوت بین نمره دانشآموز در پیش آزمون و پس آزمون (آزمون پیشرفت تحصیلی معلم ساخته) به دست میآید.
فصل دوم
پیشینه و زمینههای نظری پژوهش
پیشینه و زمینههای نظری پژوهش
مقدمه
در تمام طول تاریخ آموزش و پرورش حل مسأله یکی از هدفهای مهم آموزشی معلمان به شمار میآمده از برکت پیشرفتهای روانشناسی علمی معاصر بر اهمیت موضوع افزوده شده است. جان دیوئی، جروم برونر، ژان بیاژه و لئو ویگوتسکی از جمله کسانی هستند که بر نقش فعالیت یادگیرنده در جریان حل مسأله بر دانشاندوزی تأکید داشتهاند و نظریه سازندگی یا ساختنگرایی یادگیری از ثمرات این اندیشمندان است (سیف، ۱۳۸۰)
الف- مبانی نظری در زمینه موضوع تحقیق
تعریف و ویژگیهای مسئله و حل مسأله
بنا به تعریف، وقتی یادگیرنده با موقعیتی روبرو میشود که نمیتواند با بهره گرفتن از اطلاعات و مهارتهایی که در آن لحظه در اختیار دارد به آن موقعیت سریعا پاسخ دهد یا وقتی که یادگیرنده هدفی دارد و هنوز راه رسیدن به آن را نیاموخته است، میگوئیم با یک مسئله[۲] روبرو است. با توجه به تعریف مسئله، میتوان حل مسأله[۳] را به صورت تشخیص و کاربرد دانش و مهارتهایی که منجر به پاسخ درست یادگیرنده به موقعیت یا رسیدن او به هدف مورد نظرش میشود تعریف کرد.
بنابرین، عنصر اساسی حل مسأله کاربست دانشها و مهارتهای قبلا آموخته شده در موقعیتهای تازه است. به همین سبب در طبقهبندی انواع یادگیری (بلوم و همکاران،۱۹۵۶) حل مسأله در طبقه کاربستن آمده است. در نظریه گانیه[۴] (۱۹۸۵) حل مسأله یادگیری قاعده سطح بالاتر نام گرفته است. طبق این نظریه، یادگیرنده از ترکیب قاعدههای مسئله قاعدههای سطح بالاتری درست میکند که این خود منجر به حل مسأله میشود. بنابرین، در حل مسأله، یادگیریهای قبلی فرد، به ویژه قواعد یا اصولی که قبلا آموختهاند، باید به طریقی تازه با هم ترکیب شوند. به عنوان مثال، فرض کنید یادگیرنده در درس جبر برای بار اول با مسئله زیر روبرو میشود:
برای حل کردن این مسأله باید دو قاعده یا دو اصل زیر را درباره این مسئله قبلا آموخته باشد:
اصل اول: ضرب یک عدد n یعنی جمع آن عدد با خودش n دفعه
اصل دوم: هر عدد به توان r یعنی ضرب آن عدد در خودش r دفعه
بعد از ترکیب این دو اصل، اصل بالاتری به صورت زیر به دست میآید:
اصل سطح بالاتر، برای ضرب دو عدد مشابه با نماهای مختلف در یکدیگر، باید آن دو عدد را به تعداد حاصل جمع نماهای آن ها در هم ضرب کنیم.
یعنی:
لازم به ذکر است حل مسئله صرفا دانستن اطلاعات، مفاهیم، یا اصول و کنار هم قرار دادن آن ها نیست، بلکه یادگیرنده باید راه های تازه ترکیب دانشهای قبلی بویژه قواعد یا اصول قبلا آموخته شده را که به حل مسائل منجر میشود کشف کند. (سیف، ۱۳۸۰)
حل مسئله و انتقال یادگیری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۲ پیشینه تحقیق
در این بخش اشارهای می شود به تحقیقات گذشته که با تحقیق حاضر مشترکاتی دارند. به طور جداگانه به هر تحقیق اشاره می شود. ابتدا مقدمهای از تحقیق بیان میگردد. پس از آن مفاهیم اصلی موضوع تحقیق بیان گردیده و در انتها نتایج حاصله توسط محقق به طور مختصر ارائه می شود.

۱-۳-۲ پیشینه تحقیقات خارجی
۱-۱-۳-۲ لاکونیشوک و همکاران (۱۹۹۲)
در زمینه آزمون تجربی رفتارتودهوار، لاکونیشوک و همکاران (۱۹۹۲) به عنوان پیشرو محسوب میشوند. معیاری که آن ها ارائه کردند به عنوان یک معیار استاندارد محسوب می شود و در تحقیقات مربوطه به طور رایج مورد استفاده قرار میگیرد. آن ها رفتار تودهوار را برای نمونه ای از ۷۶۹ تا صندوق بازنشستگی در ایالات متحده آمریکا طی سالهای ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۹ اندازه گیری کردند. به این نتیجه رسیدند که سطح کلی رفتارتودهوار قابلتوجه نیست.

۲-۱-۳-۲ گرینبلت، تیتمن و ورمرز (۱۹۹۵)
گرینبلت، تیتمن و ورمرز(۱۹۹۵) رفتار ۲۷۴ صندوق سرمایه گذاری مشترک را مورد بررسی قرار داده و شواهد اندکی از رفتارتودهوار یافتند.
۳-۱-۳-۲ ورمرز (۱۹۹۹)
جامع ترین تحقیق مربوط به ورمرز (۱۹۹۹) میباشد که در آن نمونه ای متشکل از ۲۴۲۴ صندوق سرمایه گذاری مشترک گوناگون را طی سالهای ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۴ (یک دوره ۲ ساله) مورد بررسی قرار داد. رفتارتوده وار این صندوقها کمی بیش از رفتارتوده وار صندوقهای بازنشستگی مورد بررسی در تحقیق لاکونیشوک و همکاران (۱۹۹۲) بود. ورمرز بیان میدارد که نسبت زیادی از رفتارتوده وار مربوط به استفاده از استراتژی های بازخور مثبت میباشد و اینکه سهامی که در رفتارتودهای خریداری شدهاند در دوره های سهماهه بعد بازدهی بیشتری نسبت به سهامی که در رفتار تودهوار فروخته شدهاند، داشته اند. هنگامی که وی صندوقها را بر اساس اهداف سرمایه گذاری تقسیم بندی می کند، مشاهده می کند که در بین صندوقهای رشدی تمایل بیشتری به رفتارتوده وار وجود دارد. همچنین رفتارتودهوار برای سهام کوچک و سهامی که در گذشته عملکرد خوبی داشته اند[۸۳] بیشتر به نظر میرسد.
۴-۱-۳-۲ لوبائو و سرا (۲۰۰۲)
در بازارهای نوظهور نیز مطالعاتی تجربی صورت گرفته است. لوبائو و سرا (۲۰۰۲) رفتارتودهای قوی را در بین ۳۲ صندوق مشترک سرمایه گذاری کشور پرتغال طی سالهای ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۰ مشاهده نمودند.
هدف اصلی این مطالعه بررسی این مطلب است که آیا صندوقهای کشور پرتغال رفتار گروهی دارند و تا چه حدی. در این مقاله استدلال میشود که وجود سطوح مختلفی از رفتار گروهی توسط زیرگروههای صندوقها میتواند موضوعات و مباحث پیرامون رفتار گروهی را روشن سازد. علاوه بر ویژگیهای خاص صندوق به استنتاج شرایط بازار پرداخته می شود.
آن ها بیان میکنند صندوقهای بزرگتر احتمالا دارای ابزار بهتری برای جمع آوری و پردازش اطلاعات هستند. اگر اینگونه باشد، صندوقهای بزرگتر بایستی توسط صندوقهای کوچکترکه به اطلاعات دسترسی آسانی ندارند، مورد تقلید قرار گیرند. برای صندوقهای کوچک و بزرگ در درون گروه خود، انتظار داریم که شاهد سطوح پایینتری از رفتار گروهی باشیم. رفتار گروهی بایستی در بین گروههایی با ابزار یا قابلیتهای متفاوت اتفاق افتد نه درون گروههایی از صندوقها، که دارای اندازه یکسان میباشند. بنابرین بهتر است منتظر رفتار گروهی برای کل صندوقها نسبت به زیرگروههای صندوقها باشیم. احتمالا صندوقهای متوسط نسبت به صندوقهای خیلی کوچک یا خیلی بزرگ رفتار گروهی بیشتری را نشان میدهند.
جمع آوری اطلاعات و تحلیل اوراق بهادار هزینهبر است. اگر صندوقها در چندین طبقه دارایی (اوراق قرضه، سهام، اوراق مشتقه) سرمایهگذاری کنند، به طور بالقوه یا دارای هزینه های بالاتر در پردازش اطلاعات یا دارای سیگنالهای دقیق کمتری میباشند، که این منجر به رفتار گروهی بیشتری میباشد. اگر این توضیح درست باشد بایستی شاهد سطوح پایینتری از رفتار گروهی برای زیرگروههای صندوقها باشیم که در مقایسه با صندوقهای با داراییهای متفاوت، در یک طبقه دارایی تمرکز کردهاند.
مدلهای عدم کارایی اطلاعاتی پیشبینی میکنند رفتار گروهی بیشتر در صندوقهایی بروز میکند که افق سرمایهگذاری کوتاهتری دارند و استفاده از اطلاعات شخصی که دیگران در اختیار آن ها قرار دادهاند را سودمندتر (کمهزینهتر) مییابند؛ به دلیل اینکه آن ها اطلاعات مشابه و یکسانی را تحلیل میکنند، معاملات هم جهت و مشابهی را انجام میدهند. در مقابل، صندوقهایی که استراتژیهای خرید و نگهداری اجرا میکنند، به دلیل اینکه از افق بلندی برخوردارند، تمایل کمتری به اجرای استراتژیهای دستکاری ضمنی دارند؛ چرا که در بلندمدت قیمتها به ارزش های ذاتی نزدیک میشوند. بنابرین، آن ها متمایل به استفاده از همه اطلاعاتی هستند که در اختیار دارند (اطلاعاتی که از طرف دیگران در اختیار آن ها قرار گرفته و اطلاعات منحصر به فرد خودشان) و بنابرین در معاملات کمتر به رفتار گروهی میپردازند. بنابرین بایستی شاهد سطوح بالاتر (پایینتر) رفتار گروهی برای زیرگروههایی از صندوقها باشیم که از افقهای کوتاهمدتتر (بلندمدتتر) برخوردارند و این صندوقها معمولاً فراوانی بیشتری (کمتری) در توازن مجدد پرتفوی نشان میدهند.
آبشارهای اطلاعات پیشبینی میکنند هنگامی که بازار خوب عمل میکند، سرمایهگذاران مطمئنتر هستند و بنابرین ممکن است از سیگنالهای نهانی خودشان بیشتر استفاده کرده و از تقلید از دیگران دوری کنند. بنابرین ما باید انتظار داشته باشیم، هنگامی که بازارها خوب عمل میکنند رفتار گروهی کمتری داشته باشیم. به طریق دیگر، مدلهای نمایندگی نشان میدهد هنگامی که بازار بسیار خوب یا بد عمل میکند، به عبارت دیگر سیگنالها دقیقتر و مشخص تر هستند، تشخیص رفتار بد از خوب آسانتر است و بنابرین مدیران بد سعی خواهند کرد که از مدیران خوب بیشتر تقلید کنند تا مشتریان خود را فریب دهند. بنابرین هنگامی که بازارها خیلی خوب یا خیلی بد عمل میکنند بایستی شاهد رفتار گروهی بیشتری باشیم.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- . Black-law-dictionary, approaches to cyber space, London, ashgate publishing, 2004, p. 744. ↑
-
- . Reed, chris, Computer law, blackstone press, 1993, p. 2 ↑
-
- . Ibid, 341 ↑
-
- . Cyber Coffe ↑
-
- . Cyber Space ↑
-
- . Cyber Law ↑
-
- . Lioyd, Ianj, Information technology law, oxford university press, 2005, p. 771. ↑
-
- – بای، حسینعلی، پورقهرمانی، بابک، بررسی فقهی و حقوقی هرزه نگاری رایانهای، فصلنامه حقوق اسلامی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه، ش ۲۳، ۱۳۸۸ ↑
-
- . www.britannica.com/2007 ↑
-
- – صابرنژاد، علی وهاشم پور،هادی، جنگ سایبری و تحول مفهوم توسل به زور در حقو بین الملل، پنجمین همایش مجازی بینالمللی تحولات ایران و جهان، ۱۳۹۲، ص ۱۴۸ ↑
-
- – آریا، ناصر، فرهنگ اصطلاحات کامپیوتر و شبکه های کامپیوتری، تهران، مرکز تحقیقات تخصصی حسابداری و حسابرسی، ۱۳۸۲، ص ۱۵۳ ↑

-
- . Online Tracking Information System (OTIS) ↑
-
- – ترکی، غلام عباس، ماهیت جرایم رایانهای، ماهنامه دادرسی، سال سیزدهم، شماره ۷۷ ، ۱۳۸۸، ص ۱۸ ↑
-
- – جلالی فراهانی، امیر حسین، صلاحیت کیفری در فضای سایبر، فصلنامه فقه وحقوق، ش ۱۱، ۱۳۸۶، ص ۹۶ ↑
-
- – جلالی فراهانی، امیر حسین، پیشگیری وضعی از جرایم سایبر در پرتو موازین حقوق بشر، فصلنامه فقه و حقوق، سال دوم، ش ۶ ، ۱۳۸۴، ص ۶۵ ↑
-
- – محمد قریب، تبیین الغات لتبیان الآیات یا فرهنگ لغات قرآن، ج ۱، ص ۲۷۴ و ۲۷۵ ↑
-
- – معین، محمد، فرهنگ معین، یک جلدی فارسی، انتشارات زرین، ۱۳۸۶، ص ۴۹۹ ↑
-
- . De sola, Ralph; Crime dictionary, Facts on file, New York, 1982, p. 47 ↑
-
- – ساریخانی، عادل، جاسوسی و خیانت به کشور، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۸، صص ۳۱-۳۰ ↑
-
- ساریخانی، عادل، پیشین، ص ۳۱ ↑
-
- Virtual Reality ↑
-
- – سالمیفیه، کیوان، مبانی فناوری اطلاعات، تهران، انتشارات انستیتو ایز ایران، ۱۳۸۶، ص ۶۵٫ ↑
-
- – OECD: organization for Economic co-operation and Development. ↑
-
- – زیبر، اولریش، جرایم رایانهای، ترجمه محمدعلی نوری و همکاران، تهران، انتشارات گنج دانش، ۱۳۸۳، ص ۱۸ ↑
-
- – عمیدی، مهدی، مطالعه تطبیقی جرایم رایانهای از دیدگاه فقه وحقوق کیفری ایران، تهران، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، پایان نامه کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی، ۱۳۸۸، ص ۲۰ ↑
-
- – باستانی، برومند، جرایم کامپیوتری و اینترنتی جلوهای نوین از بزهکاری، تهران، انتشارات بهنامی، ۱۳۸۹، ص ۱۷ ↑

-
- – خرم آبادی، عبدالصمد، جزوه درس جرایم رایانهای و اینترنتی، ویژه کارآموزان قضایی، ۱۳۹۰، ص ۳۰ ↑
-
- – معین، محمد، فرهنگ فارسی معین، تهران، انتشارات امیرکبیر، دوره ۶جلدی، ۱۳۸۶، ص ۴۹۹ ↑
-
- – جعفری لنگرودی، محمدجعفر، ترمینولوژی حقوق، تهران، انتشارات گنج دانش، ۱۳۸۶، ص ۱۸۹ ↑
-
- – ولیدی، محمد صالح، حقوق جزای اختصاصی، جلد سوم، تهران، انتشارات غروب، ۱۳۹۱، ص ۱۱۲ ↑
-
- – سلماسی زاده، محمود، جنگ اطلاعات و امنیت، خبرنامه انفورماتیک، شورای عالی انفورماتیک کشور، شماره ۸۰، ۱۳۸۹، ص ۶۱ ↑
-
- – زیبر، الوریش و کاسپرسن، ریک و اشتورمان، کیس، جنبههای قضایی امنیت و جرم کامپیوتری، ترجمه محمدجسن دریانی، جزوه جرایم کامپیوتری، جلد دوم، دبیرخانه شورای عالی انفورماتیک، ۱۳۸۶، ص ۹۶ ↑
-
- – سازمان ملل «نشریه بینالمللی سیاست جنایی» (ش. ۴۳ و ۴۴/۱۹۹۴) ترجمه دبیرخانه شورای انفورماتیک، سازمان برنامه و بودجه ۱۳۷۶٫ ص ۴۲ ↑
-
- – خرم آبادی، عبدالصمد، جزوه درس جرایم رایانهای و اینترنتی، ویژه کارآموزان قضایی، ۱۳۹۰، ص ۹۸ ↑
-
- – سازمان ملل، «نشریه بینالمللی سیاست جنائی» (ش. ۴۳ و ۴۴/۱۹۹۴) ترجمه دبیرخانه شورای عالی انفورماتیک، سازمان برنامه و بودجه کشور سال ۱۳۷۶ ص ۲۲ ↑
-
- – جلالی فراهانی، امیر حسین، صلاحیت کیفری در فضای سایبر، فصلنامه فقه وحقوق، ش ۱۱، ۱۳۸۶، ص ۹۹ ↑
-
- – خبرنامه انفورماتیک شماره ۶۰، شهریور و آبان ۱۳۷۴، ص ۴۲ ↑
-
- – سایت American Online یک آدرس متعلق به یک مرجع دولتی در آمریکا میباشد. ↑
-
- – خبرنامه انفورماتیک، ش ۸۲، خرداد وتیر ۱۳۸۲، ص ۷٫ ↑
-
- – ترکی، غلام عباس، جاسوسی رایانهای، ماهنامه دادرسی، شماره ۷۹، سال ۱۴، ۱۳۸۹، ص ۱۴۳ ↑
-
- – باستانی، برومند، جرائم کامپیوتری و اینترنتی، تهران، انتشارات بهنامی، ۱۳۹۰، ص ۳۷ ↑
-
- – ترکی، غلام عباس، جاسوسی رایانهای، ماهنامه دادرسی، شماره ۷۹، سال ۱۴، ۱۳۸۹، ص ۴۳٫ ↑
-
- – جاویدنیا، جواد، جرایم تجارت الکترونیک، تهران، انتشارات خرسندی، ۱۳۸۷، ص ۷۶ ↑
-
- – جلالی فراهانی، امیر حسین، صلاحیت کیفری در فضای سایبر، فصلنامه فقه وحقوق، ش ۱۱، ۱۳۸۶، ص ۱۱۷ ↑
-
- – باستانی، برومند، جرایم کامپیوتری و اینترنتی، تهران، انتشارات بهنام، ۱۳۹۰، ص ۳۹ ↑
-
- – باستانی، برومند، همان منبع، ص ۴۰ ↑
-
- – باستانی، برومند، همان منبع، ص ۴۳ ↑
-
- – ترکی، غلام عباس، ماهیت جرایم رایانهای، ماهنامه دادرسی، سال سیزدهم، شماره ۷۷ ، ۱۳۸۸، ص ۱۲۰٫ ↑
-
- – زیبر، الوریش و کاسپرسن، ریک و اشتورمان، کیس، جنبههای قضایی امنیت و جرم کامپیوتری، ترجمه محمدجسن دریانی، جزوه جرایم کامپیوتری، جلد دوم، دبیرخانه شورای عالی انفورماتیک، ۱۳۸۶، ص ۲۱٫ ↑
-
- – سلماسی زاده، محمود، «جنگ اطلاعات و امنیت»، خبرنامه انفورماتیک، شورای عالی انفورماتیک کشور، شماره ۸۰، ۱۳۸۹، ص ۳۹ ↑
-
- – خبرنامه انفورماتیک، شورای عالی انفورماتیک کشور، ش ۷۱، مرداد۷۸، ص ۱۲۳ ↑
-
- – باستانی، برومند، همان منبع، ص ۴۷ ↑
-
- – زراعت، عباس، شرح قانون مجازات اسلامی، بخش تعزیرات، تهران، انتشارات ققنوس، ۱۳۹۳، ص ۹۶ ↑
-
- – جاویدنیا، جواد، جرایم تجارت الکترونیک، تهران، انتشارات خرسندی، ۱۳۸۷، ص ۱۱۹ ↑
-
- – جلالی فراهانی، امیر حسین، صلاحیت کیفری در فضای سایبر، فصلنامه فقه وحقوق، ش ۱۱، ۱۳۸۶، ص ۵۴ ↑
-
- – جلالی فراهانی، امیر حسین، پیشگیری وضعی از جرایم سایبر در پرتو موازین حقوق بشر، فصلنامه فقه و حقوق، سال دوم، ش ۶ ، ۱۳۸۴ ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳۸٫متولی،سید محمد(۱۳۷۶).بررسی تأثیر آموزش راهبردهای فراشناختی برخواندن، درک مطلب و سرعت یادگیری دانش آموزان اول دبیرستان های دختارنه شهرستان فردوس. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی،دانشگاه علامه طباطبایی.
۳۹٫محمدی،آریا؛ سیف نراقی،مریم؛دلاور،علی؛ سعدی پور، اسماعیل (۱۳۹۱).تأثیرآموزش راهبردهای شناختی –فراشناختی برعملکرد حل مسأله و رفتار سازشی دانش آموزان کم توان ذهنی. فصلنامه روان شناسی افراد استثنایی، سال دوم، شماره ی ۸، ۵۹- ۴۳٫

۴۰٫ ملکی، بهرام(۱۳۸۴).تأثیر آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی برافزایش یادگیری و یادداری متون درسی مختلف.تازه های علوم شناختی.سال هفتم(۳) ، ۴۲- ۵۰ .
۴۱٫ نادری، عزت الله؛ سیف نراقی، مریم (۱۳۹۱). روش های تحقیق و چگونگی ارزشیابی آن در علوم انسانی (ویرایش پنجم). تهران: نشر ارسباران.
۴۲٫ نوروزی، داریوش؛ رضوی، سید عباس (۱۳۹۰). مبانی طراحی آموزشی. تهران: انتشارات سمت.
۴۳٫یوسفی،زهره(۱۳۸۰).مقایسه راهبردهای مطالعه ویادگیری دانشجویان موفق و ناموفق رشتههای علوم انسانی وعلوم پایه دانشگاه تهران. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی ، دانشگاه علامه طباطبایی .
References:
۱٫ Anderson, J.R (1995 a). learning andmemory: An interyrated approach. New York: Wiley
۲٫ Biehler, R.F. , & Snowman, J. (1993). Psychology applied to teaching (7 th ed). USA: Houghton Mifflin.
۳- Derry, S. & Murphy, D. (1986), Designing Systems that trun learning aloility: from theory to practice. Review of Educational research 56 (1): 1-36
۴- Eggen , p. , & kauchak, D. (2001). Educational psychology: windowson on classroom (5th ed).upper Saddle River,
Ny: Merrill,prentice- Hall.
۵٫ Gardener , R. (1990). When children andadults do not use learning strategies: Toward a toward a theoryof settings Review of Educational Research, 60 , 517-530.
۶٫ Good, T.L.,& Brophy, j.(1995). Contemporary educational psychology (5th ed). UAS: Longman.
۷- Slavin, R.E. (2006). Educational psychology:
Theory and practice (Sth ed). New yorn: pearson.
۸٫ Snowman, J. (1984). Learning tactics and strategies. ING. Phye & Andre (Eds), Cognitive instructional psychology. New York: Academic press.
۹٫ Weinstein, C. E&Hume , L.M. (1998). Study strategies for life Long Learning. Washington D.C.: American psychology Association.
پیوست ۱
بانک سوال های پیش آزمون و پس آزمون دروس تاریخ، علوم تجربی و زبان انگلیسی پایه سوم راهنمایی در سال تحصیلی ۹۲/ ۱۳۹۳
سؤال های درس تاریخ
۱٫ چرا اوضاع سیاسی ایران در آستانه ی تشکیل حکومت صفوی آشفته بود؟
۲٫ چگونگی تأسیس حکومت صفوی را در دو سطر توضیح دهید.
۳٫ حکومت صفوی در آغاز سلطنت شاه تهماسب با چه مسایل و مشکلاتی روبه رو بود؟
۴٫ اخراج پرتغالی ها از سواحل و جزایر ایرانی چگونه صورت گرفت؟
۵٫ مهم ترین عوامل ضعف و سقوط حکوممت صفوی را بنویسید (۴ مورد).
۶٫ همکاری نظامی انگلستان با حکومت صفوی علیه پرتغالی ها به دو علت بود، آن ها را بنویسید.
۷٫ جنگ چالدران در زمان کدام یک از پادشاهان صفوی صورت گرفت و علت شکست ایران در این جنگ را بنویسید.
۸٫ مهم ترین اقدام شاه اسماعیل پس از تاج گذاری در تبریز چه بود؟
۹٫ چهار بنای تاریخی که در زمان صفویان ساخته شده است را نام ببرید.
۱۰٫ سقوط صفویان در دوران زمامداری کدام یک از شاهان صفوی اتفاق افتاد و به دست چه کسی؟ (در سه سطر توضیح دهید).
۱۱٫ اولین و آخرین پادشاهصفویان را نام ببرید.
۱۲٫ قزلباش ها چه کسانی بودند؟
۱۳٫ جامعه ی عصر صفوی از چه گروه هایی تشکیل می شد؟
۱۴٫ زندگی کشاورزان ایرانی در دوره ی صفویه در مقایسه با کشاورزان اروپایی چگونه بود؟
۱۵٫ زمینه ها و عوامل رونق و شکوفایی علم و هنر در عصر صفوی کدامند؟
۱۶٫ اصلی ترین کالاهای صادراتی و وارداتی عصر صفویه را بنویسید.
۱۷٫ به سوالات زیر پاسخ دهید:
الف) تجارت داخلی و خارجیایران در دوره ی صفوی در عصر کدام پادشاهاین سلسله بیشترین رونق را داشت؟
ب) شرکای تجاری اصلی ایران در عصر صفوی چه کشورهایی را تشکیل میداد؟
۱۸٫ به سولات زیر پاسخ دهید:
الف- مهم ترین منبع درآمد حکومت درعصر صفوی چه چیزی بود؟
ب) چهارتن از هنرمندان عصر صفوی را نام ببرید.
۱۹٫ به سوالات زیر پاسخ دهید:
الف- سه تن از شاعران عصر صفوی را نام ببرید.
ب- رشتههای هنری عصر صفوی را نام ببرید.
۲۰٫ اقدامات شاه اسماعیل اول را بنویسی (۴ مورد).
۲۱٫ مهم ترین عامل همکاری و اتحاد آیت الله کاشانی و دکتر مصدق چه بود؟
۲۲٫ دولت انگلستان پس از تصویب قانون ملی شدن نفت،چه اقداماتی علیه ملت و دولت ایران انجام داد؟
۲۳٫ علت نتیجه قیام سی تیر را در دو سطر بنویسید.
۲۴٫ چهار مورد از عواملموثر در ایجاد اختلاف میان راهبرانو اعضای نهضت ملی شدن نفت را بنویسید.
۲۵٫ چه شرایطی امریکا و انگلستان را در اجرای کودتای ۲۸ مرداد کمک کرد؟
۲۶٫ رهبران نهضت ملی شدن نفت چه کسانی بودند؟
۲۷٫ رهبر قیام ۳۰ تیر چه کسی بود؟
۲۸٫ نخست وزیر مخالف ملی شدن نفت چه کسی بود؟
۲۹٫ کدام گروه سیاسی در تصویب قانون ملی شدن نفت مؤثر بود؟
۳۰٫ نخست وزیر در زمان تصویب ملی شدن نفت چه کسی بود؟ و به دست کدام یک از اعضای جمعیت فداییان اسلام ترور شد؟
۳۱٫ بنیان گذار جمعیت فداییان اسلام را نام برده و هدف از ایجاد این جمعیت چه بود؟
۳۲٫ دلایل دشمنی و توطئه امریکا علیه انقلاب اسلامی ایران چیست؟
۳۳- به سه مورد از اقدامات گروهک های ضد انقلاب علیه مردم و نظام جمهوری اسلامی اشاره کنید.
۳۴- چرا دانشجوایان پیرو خط امام سفارت امریکا را تسخیر کردند؟
۳۵- دو مورد از عملیات های آزادی بخش رزمندگان اسلام را با نتایجآن ذکر کنید.
۳۶٫ رویدادهای زیر را که مربوط به استقرار نظام جمهوری اسلامی است، به ترتیب زمان وقوع مرتب کنید:
انتخابات اولین دوره ی ریاست جمهوری (………….)، همه پرستی قانون اساسی (………..)، انتخابات اولین دوره ی مجلس شورای اسلامی (………….)، همه پرستی نظام جمهوری اسلامی(…………..)، تدوین قانون اساسی (……………..) و تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی (……………….).
۳۷٫ نام سه تن از شهدای نوجوان جنگ تحمیلی را بنویسید.
۳۸٫ به سوالات زیر پاسخ دهید:
الف) جنگ تحمیلی در چه سال و روزی آغاز شد؟
ب) جنگ تحمیلی چند سال به طول انجامید؟
ج)جنگ تحمیلی در چه سال و روزی به پایان رسید؟
عنوان نهاد انقلابی هدف از تأسیس کمیته انقلاب اسلامی ———– ———– کمک به محرومان جهاد سازندگی ———– ———– دفاع از کشور و انقلاب اسلامی ———– کاهش بی سوادی ۳۹٫ چهاراستان کشور را نام ببرید که بخش هایی از آن در جنگ تحمیلی توسط رژیمبعث عراق به اشغال درآمد.
۴۰٫ جدول زیر را کامل کنید:
سوال های درس زبان انگلیسی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|